<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1386 جلد20 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اثر ضد‌عفونی‌کنندگی رقت 2:100 از محلول هیپوکلریت سدیم 5% و استفاده از روکش یک بار مصرف بر آلودگی تجهیزات و سطوح کار دندانپزشکی با ویروس هپاتیتB</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=207&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; توانمندی روش ها و مواد موجود برای ضدعفونی سطوح کار از اهمیت زیادی برخوردار است. در مطالعه ای که در سال 1382 برای بررسی میزان آلودگی بخش ترمیمی به عفونت HBV انجام شد، بعد از مشاهده آلودگی قسمت های نیمه بحرانی بخش به ویروس هپاتیت B استفاده روزانه از محلول ضدعفونی کننده هیپوکلریت سدیم 5% با رقت 2:100 و استفاده از روکش های یک بار مصرف توصیه گردید. هدف از این مطالعه ارزیابی وضعیت بخش از لحاظ آلودگی به HBV در شرایط فعلی (استفاده روزانه از محلول ضدعفونی کننده هیپوکلریت سدیم 5% با رقت 2:100 و استفاده از روکش های یک بار مصرف) بود.&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این تحقیق در دو مرحله انجام شد: در مرحله اول که از نوع مقطعی بود آلودگی بهHBV در 17 قسمت از سطوح و وسایل بررسی شد. این 17 قسمت عبارت بودند از: تیوب های کامپوزیت، نمونه رنگ، بطری های سمان، شیر دستشویی مخصوص هپاتیت، دستگیره کشوی نگهداری مواد، کلید و پریزهای برق، گوشی تلفن، دستگیره درب ورودی، دستگیره درب اتاق پرسنل، دستگیره فور، دستگیره آمالگاماتور، محل قرارگیری کپسول در آمالگاماتور و جا صابونی. در مرحله دوم که از نوع مداخله ای بود، آلودگی بهHBV در 10 ناحیه از یونیت ها, همچنین سه ناحیه از دو دستگاه light cure (نوک،دسته و کلید) قبل وبعد از ضدعفونی بررسی شد. نمونه برداری به وسیله سواب پنبه ای استریل و محلول ترانسپورت BSAS (Bovine Serum Albumin in Sodium Chloride) انجام شد. بررسی نمونه ها از نظر آلودگی به HBV در انستیتو پاستور ایران و به روش واکنش زنجیره پلیمراز (PCR) صورت گرفت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج بدست آمده ازبخش اول مطالعه، نشان دهنده عدم آلودگی 17 قسمت نمونه برداری شده از سطوح و وسایل بود. در بخش دوم مطالعه از 96 جایگاه نمونه برداری شده از قسمت های مختلف یونیت ودستگاه های light cure، قبل و بعد از ضدعفونی، تنها یک جایگاه قبل از ضدعفونی آلوده به HBV بود که آلودگی پس از ضدعفونی رفع گردید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس یافته های مطالعه حاضر، ضدعفونی با رقت 2:100 از محلول هیپوکلریت سدیم 5% و استفاده از روکش های یکبار مصرف در رفع آلودگی HBV موثر بوده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author> معصومه  حسنی طباطبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای امکان بازسازی پاپیلای بین دندانی توسط پیوند بافت همبند با و بدون استفاده از Emdogain</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=206&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; یکی از چالش های علم پریودنتیکس زیبایی و به خصوص بازسازی پاپیلای بین دندانی از دست رفته می باشد. تاکنون تکنیک های متفاوتی جهت بازسازی پاپیلا ابداع و تجربه شده است که از نظر ثبات نتایج بدست آمده، به طور کامل قابل پیش بینی نیستند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه  امکان بازسازی پاپیلای بین دندانی توسط پیوند بافت همبند با و بدون استفاده از ماده Emdogain در بیماران مبتلا به این عارضه انجام شد.&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این کارآزمایی بالینی 40 پاپی تحلیل رفتهClass II (طبقه بندی (Nordland Tarnowدر 18 بیمار (14زن و 4مرد) مورد مطالعه قرار گرفتند. پاپی ها به طور تصادفی به دو گروه درمانی تقسیم شدند. گروه تست بوسیله پیوند بافت همبند و Emdogain و گروه کنترل به وسیله پیوند بافت همبند به تنهایی، تحت درمان قرار گرفتند. شاخص های پریودنتال شامل ارتفاع پاپیلا (فاصله عمودی رأس پاپیلا تا سمت اپیکال نقطه تماس بین دندانی یا (PH)، عمق پاکت پریودنتال (PPD) و سطح چسبندگی بالینی (CAL) قبل از درمان و 3 و 6 ماه بعد از درمان اندازه گیری شدند. در روز دهم و ماه اول پس از درمان فقط ارتفاع پاپیلا اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون اندازه های تکراری (repeated measures) با 05/0P&lt; به عنوان سطح معنی داری استفاده شد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در گروه کنترل میانگین ارتفاع پاپیلا از 89/0 38/3 به 93/0 85/2 در ماه سوم و 95/0 90/2 در ماه ششم رسید. میانگین PPD از 68/0 8/2 به 70/0 55/2 در ماه سوم و 25/1  06/3 در ماه ششم رسید. میانگین CAL از 29/1 88/3 به 25/1 79/3 در ماه سوم و 44/1 11/4 در ماه ششم رسید. در گروه با emdogain میانگین ارتفاع پاپیلا از 91/0 98/2 به 55/1 45/2 در ماه سوم و 48/1 55/2 در ماه ششم رسید. میانگین PPD از 49/1 75/2 به 38/1 63/2 در ماه سوم و 39/1 88/2 در ماه ششم رسید. میانگین CAL از 24/1 75/3 به 45/1 01/4 در ماه سوم و 63/1 28/4 در ماه ششم رسید. آزمون اندازه های تکراری تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه درمانی از نظر مقادیر ارتفاع پاپیلا، PPD و CAL نشان نداد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;براساس یافته های این مطالعه، کاربرد پیوند آزاد بافت همبندی با یا بدون emdogain در بازسازی ارتفاع پاپیلای بین دندانی، کاهش PPD و بهبود CAL تفاوت معنی داری با هم ندارند و افزایش ارتفاع ایجاد شده در پاپیلا در هر دو گروه از نظر کلینیکی به حدی نبود که رضایت بیمار را جلب نماید. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>یدالله  سلیمانی شایسته</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی و مقایسه تغییرات قطعه پروگزیمال (قطعه کندیلی) در جراحی set-back فک پایین در دو تکنیک ساژیتال اسپلیت دو طرفه و ورتیکوساژیتال داخل د‌هانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=205&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; حرکات قطعه پروگزیمال در پی عقب راندن قطعه دیستال در استئوتومی  های راموس از پیامد های ناخواسته جراحی ارتوگناتیک است. استئوتومی ورتیکوساژیتال داخل د هانی روش نسبتاً جدیدی از استئوتومی راموس است که به نظر می رسد از نظر تئوریک قادر باشد تا حرکات قطعه پروگزیمال را به حداقل برساند. در این مطالعه تغییرات عرض اینترگونیال مندیبل و زاویه flaring راموس  ها در پی انجام دو تکنیک استئوتومی  با یکدیگر مقایسه شده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این تحقیق که به صورت کارآزمایی بالینی انجام شد، 20 بیمار با پروگناتیسم مندیبل بدون آسیمتری انتخاب شدند. 10 بیمار تحت جراحی Intraoral Verticosagittal Ramus Osteotomy  (IVSRO)و 10 بیمار تحت جراحی B‏ilateral Sagittal Split Ramus Osteotomy (BSSRO) به منظور set-back فک پایین قرار گرفتند. عرض اینترگونیال و زاویه flaring راموس  ها در رادیوگرافی  های قبل از عمل و یک و 12 هفته بعد عمل اندازه گیری و ثبت شد. مقادیر تغییرات با استفاده از آزمون آماری کوواریانس بین دو گروه با 05/0P&lt; به عنوان سطح معنی داری مقایسه گردید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; تغییرات عرض اینترگونیال و زاویه flaring راموس در هر گروه بعد از عمل به فاصله یک و 12 هفته معنی دار بود. در زمان های یک و 12 هفته پس از جراحی تغییرات عرض اینترگونیال در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت (5/0P=). تغییرات ایجاد شده در flaring راموس  ها نیز بعد از یک و 12 هفته بین دو گروه اختلاف معنی داری نداشت (به ترتیب 9/0 P=و 3/0P=).&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج مطالعه حاضر دو تکنیک مورد مطالعه از نظر تغییرات عرض مندیبل و زاویه flaring راموس  ها بعد از عمل اختلاف قابل توجهی با یکدیگر ندارند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>حمید  محمود   هاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سنسیتومتریک فیلم‌های رادیوگرافی دندانی F, E در دو سیستم ظهور و ثبوت دستی و اتوماتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=204&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; خصوصیات سنسیتومتریک فیلم های گروه F تحت تأثیر شرایط ظهور و ثبوت قرار می گیرد، در نتیجه با توجه به عرضه فیلم های  Fو E در بازار ایران، این مطالعه با هدف ارزیابی خصوصیات سنسیتومتریک فیلم کداک InSight در شرایط ظهور و ثبوت مطب های دندانپزشکی و مقایسه آن با فیلمEktaspeed Plus  انجام شد.&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; در این بررسی تجربی آزمایشگاهی به کمک یک استپ وج 14 پله ای از فیلم های (EP) Ektaspeed Plus و (IP) InSight در شرایط یکسان رادیوگرافی به عمل آمد. فیلم ها طی شش روز متوالی به دو طریق دستی و اتوماتیک در محلول چامپیون (محصول شرکت ایکس ری ایران تحت نظارت چامپیون انگلستان) ظاهر و ثابت گردیدند. هم زمان با ظهور و ثبوت فیلم های اکسپوز شده، از فیلم های اکسپوز نشده EP و IP جهت ثبت میزان دانسیته (Base plus Fog density) B+F استفاده شد. سرعت و کنتراست فیلم ها پس از رسم منحنی مشخصه آنها و براساس تعاریف ISO اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ANOVA یک طرفه و T با 05/0P&lt; مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; فیلم IP بین 20 تا 22% سریعتر از فیلم EP بود (20% در شرایط ظهور و ثبوت دستی و 22% در شرایط اتوماتیک). فیلم IP در شرایط اتوماتیک همیشه در محدوده سرعت F قرار داشت ولی در شرایط ظهور و ثبوت دستی در روزهای نخست (محلول نو) در محدوده F و درروزهای پایانی (محلول کهنه) در محدوده E قرار گرفت. کنتراست هر دو نوع فیلم در سیستم اتوماتیک مشابه هم ولی در سیستم دستی درفیلم EP بیشتر بود. میزان دانسیته B+F در هر دونوع فیلم در محدوده استاندارد (کمتر از35/0) بود و با افزایش عمر محلول کاهش  یافت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; فیلم InSight یک فیلم F است که سرعت آن حداقل 20% بیشتر از فیلم Ektaspeed Plus می باشد و ظهور و ثبوت آن در شرایط عادی مطب در محلول تازه منجر به کاهش تابش اشعه به بیمار می شود. کهنگی محلول تا 6 روز سرعت آن را کاهش می دهد ولی کیفیت تصویر آسیبی نمی بیند و استفاده از آن سبب کاهش اکسپوژر بیمار می گردد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>آرش  دباغی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی چسبندگی و تغییرات مورفولوژیک سلول‌های استئوبلاست انسان در مجاورت MTA تیره، MTA سفید و سیمان پرتلند</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=203&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: استئوبلاست ها و سلول های لیگامان پریودنتال سلول های اصلی برای ترمیم زخم های پس از قطع انتهای ریشه هستند. تماس مستقیم سلول های استئوبلاست با مواد پرکردگی نقش حیاتی در ترمیم زخم های جراحی دارد. چسبندگی و گسترش سلول ها بر سطح مواد، فاز ابتدایی برای فانکشن سلول است. هدف از این مطالعه ارزیابی مورفولوژی و چسبندگی سلول های استئوبلاست انسان (رده سلولی MG-63) در مجاورتIRM ، MTA تیره، MTA سفید و سیمان پرتلند به عنوان مواد پرکننده انتهای ریشه و ترمیم کننده پرفوراسیون ها توسط SEM است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش ارزیابی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی سلول های استئوبلاست استئوسارکوم انسان از بانک سلولی انستیتوپاستور ایران تهیه و در مدیوم RPMI-1640 کشت داده شدند. مواد مورد آزمایش براساس دستور کارخانه سازنده مخلوط شده و در مجاورت سلول های استئوبلاست قرارگرفتند. پس از روزهای اول، سوم و هفتم دیسک های حاوی مواد به همراه سلول های رشد کرده بر سطح آنها فیکس شدند و توسط اسکن میکروسکوپ الکترونی مورد ارزیابی قرار گرفتند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که بسیاری از سلول های استئوبلاست پس از 7 روز بر سطح هر سه ماده MTA تیره و سفید و سیمان پرتلند چسبیدند و به شکل پهن (flat) یا نسبتاً گرد (round) ظاهر شدند. در مجاورت IRM سلول ها به صورت کاملاً گرد بدون هیچگونه چسبندگی و گسترش مشاهده شدند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه حاضر دلالت بر این دارد که سلول های استئوبلاست انسان در مجاورت MTA تیره و سفید و سیمان پرتلند به عنوان مواد پرکننده انتهای ریشه پاسخ مطلوبی نشان می دهند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>مریم  بیدار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات مورفولوژیک سمفیز متعاقب درمان با chin cup در بیماران Cl III اسکلتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=202&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; chin cup به عنوان یک وسیله ارتوپدیک در درمان بیماران Cl III اسکلتی به کار می رود. میزان حرکت چانه به سمت جلو و تغییرات استخوانی این ناحیه در بهبود نمای صورتی بیماران Cl III اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه تعیین میزان تغییرات مورفولوژیک سمفیز به دنبال درمان با chin cup در بیماران Cl III اسکلتی می باشد.&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این کارآزمایی بالینی به منظور ارزیابی تاثیر chin cup بر روی مورفولوژی سمفیز،  بر روی 14 بیمار Cl III اسکلتی  تحت درمان با chin cup انجام شد و در کل 28 سفالومتری قبل و بعد از درمان این بیماران مورد بررسی قرار گرفت. 7 شاخص جهت توصیف مندیبل و رابطه آن با سمفیز در حین درمان، توسط آنالیز Ricketts تعیین شد و 4 شاخص دیگر که سمفیز را به تنهایی در نظر می گرفت اندازه گیری و آنالیز آماری شد. کلیه متغیرها قبل و بعد از درمان توسط paired t test مقایسه شدند و جهت بررسی میزان همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی Pearson استفاده شد. در این مطالعه سطح معنی داری a برابر 05/0 درنظر گرفته شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج حاصل از این آنالیز داده ها نشان داد که ارتفاع سمفیز پس از درمان افزایش  یافت (02/0=P)، عمق سمفیز پس از درمان کاهش می یافت (04/0=P) و چرخش سمفیز در جهت پایین و عقب بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این تحقیق بیانگر این است که در بیماران Cl III که از نظر اسکلتی مبتلا به پروگناتیسم مندیبل می باشند، با استفاده از chin cup تغییراتی در مورفولوژی سمفیز در جهت عرضی ایجاد می شود که در بهبود پروفایل بیماران موثر می باشد. همچنین در بیمارانی که مشکل افزایش رشد ورتیکالی نداشته باشند، تغییرات عمودی سمفیز متعاقب درمان با این وسیله مطلوب است. در ضمن علاوه بر سمفیز، مندیبل و راموس هم تغییرات ابعادی در جهت پایین و عقب دارند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>طاهره  حسین زاده نیک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر باندینگ‌های لایت‌کیور و دوال‌کیور بر استحکام باند پست‌های تقویت شده با فیبر در نواحی مختلف کانال ریشه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=201&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; استفاده از پست های تقویت شده با فایبر در دندان های درمان ریشه شده به واسطه خواص مطلوب آنها افزایش یافته است. اما مسأله مهم   گیر این پست ها در داخل ریشه می باشد که با بررسی اثر استفاده از مواد و روش های مختلف در کیفیت باند می توان بهترین راه حل را پیشنهاد نمود. هدف این تحقیق ارزیابی تأثیر باندینگ های light-cure و dual-cure بر میزان استحکام باند &lt;sup&gt; &lt;/sup&gt;یک نوع فایبرپست کامپوزیتی در بخش های مختلف ریشه به روش push-out به صورت آزمایشگاهی می باشد.&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، 20 دندان اندو شده به صورت تصادفی به 2 گروه 10تایی تقسیم شدند. در گروه اول باندینگ dual-cure، Scotchbond Multi-Purpose Plus (SBMP) (3M ESPE/USA) و در گروه دوم باندینگ light-cure، Single Bond (SB) (3M-ESPE/USA) طبق دستور کـارخانه سازنده به کار برده شد. از سیمان رزینی Rely X ARC (3M ESPE/USA) داخل کانال ها استفاده و پست Glassix (Harald.Nordin SA/Switzerland) جایگذاری شد. 8 میلی متر کرونالی هر پست سیمان شده در کانال ریشه به وسیله دیسک الماسی به قطر 1/0 میلی متر به 3 قسمت مساوی تقسیم شد و قطعات توسط کاغذ سمباده نرم خیس پرداخت شدند و به ضخامت 2 میلی متر رسیدند. سپس نیرو در دستگاه Zwick از سمت اپیکال با سرعت mm/min1 تــا زمـان تغییر مکان پست وارد شد. برای آنالیز داده ها از آزمون  های آماری one-sample Kolmogorov-Smirnov، ANOVA و T-test استفاده و 05/0 P&lt;به عنوان سطح معنی داری درنظر گرفته شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; اختلاف معنی دار بین دو باندینگ در ناحیه میانی مشاهده شد که در گروه SBMP میزان استحکام باند بیشتر بود )02/0(P=. در گروه SB میزان استحکام باند در ناحیه تاجی بیشتر از نواحی میانی و انتهایی بود )05/0(P&lt;، در حالیکه دو ناحیه اخیر با هم اختلاف معنی داری نداشتند )05/0(P&gt;. در گروه SBMP نیز میزان استحکام باند در سه ناحیه مختلف ریشه با هم تفاوت معنی داری نداشتند) 117/0(P=. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به اینکه در مطالعه حاضر میزان استحکام باند در نواحی مختلف ریشه در صورت استفاده از باندینگ dual-cure یکنواخت تر و در نواحی میانی و انتهایی بیشتر از باندینگ light-cure بود می توان استفاده از باندینگ dual-cure جهت سیمان کردن پست های کامپوزیتی در داخل کانال ریشه را توصیه نمود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>ابراهیم  امین صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان gap و overhang در ناحیه finish line کوپینگ‌های تهیه شده با سه روش ریختگی با دو نوع آلیاژ در ایمپلنت‌های ITI</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=200&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; یکی از فاکتورهای مهم در موفقیت ایمپلنت های دندانی تطابق لبه ای casting و اباتمنت در ایمپلنت های سمان شونده می باشد. overhang و gap در مارجین ایمپلنت می تواند سبب لقی، تحلیل استخوان کرستال، peri-implantitis و از دست رفتن اسئواینتگریشن شود. علیرغم دقت در مراحل واکس آپ، سیلندرگذاری و ریختگی، عدم تطابق لبه ای اجتناب ناپذیر است. هدف از این تحقیق تعیین میزان gap و overhang در ناحیه finish line کوپینگ های فلزی می باشد که با سه روش casting با دو نوع آلیاژ بر روی ایمپلنت های ITI تهیه شده اند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این بررسی تجربی آزمایشگاهی چهل و هشت آنالوگ اباتمنت به صورت تصادفی به شش گروه تقسیم شدند. گروه اول: burn-out cap که با آلیاژ قیمتی بگوستار ریخته شد. گروه دوم: impression cap که با آلیاژ قیمتی بگوستار ریخته شد. گروه سوم: wax-up مستقیم بر روی آنالوگ اباتمنت که با آلیاژ قیمتی بگوستار ریخته شد. گروه چهارم: burn-out cap که با آلیاژ غیرقیمتی Verabond 2 ریخته  شد. گروه پنجم: impression cap که با آلیاژ غیرقیمتیVerabond 2 ریخته  شد. گروه ششم: wax-up مستقیم بر روی آنالوگ اباتمنت که با آلیاژ غیرقیمتی Verabond 2 ریخته شد. جهت یکسان سازی نمونه ها واکس آپ به ضخامت 7/0 میلی متر انجام شد، سپس یک ایندکس پوتی تهیه گردید. از ریمر جهت تصحیح finish line تمام گروه ها استفاده شد. کلیه فریم ها بر روی آنالوگ اباتمنت قرار داده شدند. سپس نمونه ها در آکریل شفاف قرار داده و توسط دستگاه ایزومت برش داده شدند. کلیه گروه ها توسط دستگاه پالیش پرداخت و با اولتراسونیک تمیز شدند. سپس نمونه ها در حدفاصل casting وanalogue در مارجین مزیالی و دیستالی نمونه های برش خورده توسط SEM از نظر اندازه گپ و Overhang با بزرگنمایی 200 مورد ارزیابی قرار گرفتند. متوسط میزان gap و overhang مارجین ها برای هر گروه محاسبه شد. داده ها توسط تست آماری Multivariate و تست post-hoc Bonferroni با α=0.05 آنالیز شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میزان gap در سه روش کستینگ burn out cap و impression cap وwax up و با دو نوع آلیاژ (BegoStar, Verabond 2) با هم اختلاف آماری معنی داری نداشتند (056/0p=). میزان gap در سه روش کستینگ burn out cap و impression cap وwax up صرف نظر از نوع آلیاژ با هم اختلاف آماری معنی داری نداشتند (092/0p=). میزان gap در نمونه های ساخته شده از آلیاژ طلا به طور معنی داری کمتر از نمونه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال بود )001/0(p&lt;. میزان overhang در سه روش کستینگ و با دو نوع آلیاژ با هم اختلاف آماری معنی داری نداشتند (093/0p&gt;). میزان overhang گروه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال به طور معنی داری کمتر از نمونه های ساخته شده با آلیاژ طلا بود (001/0p&lt;). میزان overhang در نمونه های basemetal که با روش impression cap ریخته شده بودند بیش از دو روش کستینگ دیگر بود (001/0p&lt;).&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به محدودیت های این مطالعه میزان gap در نمونه های ریخته شده با آلیاژ طلا کمتر از نمونه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال بود. میزان overhang گروه های ساخته شده با آلیاژ بیس متال کمتر از نمونه های ساخته شده از آلیاژ طلا بود. میزان overhang در نمونه هایی که با روش ایمپرشن کپ ریخته شده اند بیش از دو روش casting دیگر بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>حکیمه  سیادت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ژل کربامید پراکساید 16% (Nite White) بر آزادسازی جیوه از آمالگام‌های ایرانی و خارجی با ذرات کروی و مخلوط به روش جذب اتمی ‌بخار سرد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=199&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; امروزه دندانپزشکی زیبایی به عنوان یک درمان جدایی ناپذیر از دندانپزشکی مدرن مورد قبول واقع شده است. در این میان سفیدسازی دندان ها روشی موثر، ایمن و محافظه کارانه در درمان دندان های بدرنگ و تغییر رنگ یافته می باشد. اگرچه درمان سفیدسازی اغلب در دندان های قدامی صورت می گیرد اما ممکن است در هنگام قرار دادن ژل بوسیله تری، ژل سفید کننده در تماس با ترمیم های آمالگام قبلی بیمار قرار گرفته و موجب خوردگی آمالگام، تسهیل در حل شدن فازهای آمالگام و افزایش آزادسازی جیوه از آن گردد. جیوه آزاد شده طی درمان سفیدسازی دندان ها به روش تری می تواند جذب شده و موجب افزایش سطح جیوه بدن گردد. هدف از این مطالعه تعیین و مقایسه مقدار جیوه آزاد شده از آمالگام  های ایرانی و خارجی، هچنین کروی و مخلوط در دو وضعیت پرداخت شده و پرداخت نشده پس از تاثیر ژل کربامید پراکساید16% بود. &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این مطالعه به روش تجربی آزمایشگاهی بر روی 256 قرص آمالگام ایرانی و خارجی با شکل ذرات کروی و مخلوط صورت گرفت . نمونه های تهیه شده در آب مقطر قرار گرفته و بر اساس نوع آمالگام،هچنین شکل ذرات و وضعیت پرداخت سطح به گروه های مجزا تقسیم شدند. نمونه های گروه های آزمون در ژل کربامیدپراکساید 16% Nite White و گروه کنترل در بافر فسفاته با 5/6 =pH به مدت 14 و 28 ساعت قرار گرفتند. پس از این مرحله مقدارجیوه آزاد شده از گروه ها با استفاده از سیستم آنالیز جیوه AVA-440 (Thermo Jarrell Ash model SH/229) با روش جذب اتمی بخار سرد اندازه گیری گردید. یافته های به دست آمده با آزمون های t،ANOVA  چهار طرفه و سه طرفه تجزیه و تحلیل گردید. 05/0P&lt; به عنوان سطح معنی داری درنظر گرفته شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته‎ها:&lt;/strong&gt; ژل کربامید پراکساید 16% Nite White موجب افزایش قابل توجه آزادسازی جیوه از آمالگام های تمامی گروه های آزمون گردید (05/0P&lt;). مقدار آزاد شدن جیوه از آمالگام های ایرانی نسبت به آمالگام های خارجی بیشتر بود (05/0P&lt;). نتایج نشان داد که آمالگام های کروی و مخلوط به لحاظ آزادسازی جیوه تحت تأثیر ژل سفیدکننده از نظر آماری تفاوت معنی دار نداشتند (05/0P&gt;). مقدار آزاد شدن جیـوه از آمالگام های ایرانی و خارجـی وابسـته به زمـان بود (05/0P&lt;). همچنین با توجه به ترکیب آلیاژ آمالگام (ایرانی ویا خارجی) مقدار جیوه آزاد شده از آمالگام پرداخت نشده بیشتر از جیوه آزاد شده از آمالگام  های پرداخت شده بود (05/0P&lt;). &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر نشان داد که قرارگیری آمالگام در معرض ژل کربامید پراکساید 16% مقدار جیوه آزاد شده از آمالگام را افزایش می دهد. نوع آمالگام مدت زمان قرارگیری و وضعیت پرداخت سطحی تأثیر معنی داری در مقدار آزادسازی جیوه از آمالگام تحت اثر ژل سفیدکننده دارد. از آمالگام ایرانی جیوه بیشتری آزاد گردید.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>شاهین  کسرایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه میزان ریزنشت آپیکال کانال‌های ریشه پر شده توسط MTA با کانال‌های پر شده توسط گوتاپرکا به روش تراکم جانبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=198&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مهر و موم نمودن کانال ریشه پس از خارج کردن پالپ به ویژه در کانال های عفونی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. در این راستا مواد متعددی معرفی شده اند. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی قابلیت مهر و موم کنندگی اپیکالی MTA به عنوان ماده پرکننده کانال در مقایسه با تکنیک استاندارد تراکم جانبی گوتاپرکا بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی از 36 دندان تک کانال سنترال و کانین فک بالای انسان استفاده شد. پس از آماده و ضد عفونی کردن دندان ها توسط محلول 1% هیپوکلریت سدیم، تاج آنها از ناحیه سرویکال قطع شد. سپس دندان ها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه MTA (15n=)، گروه گوتاپرکا و سیلر AH26 (15n=) و گروه های کنترل منفی و مثبت که هر کدام شامل سه دندان بودند. کانال دندان ها در هر چهار گروه با روش back step آماده سازی شد. پس از پر کردن کانال ها با مواد مورد نظر تمام دندان ها به مدت 72 ساعت در داخل رنگ متیلن بلو 1% قرار گرفتند. سپس شفاف سازی دندان ها انجام پذیرفت و در نهایت میزان نفوذ رنگ با استفاده از میکروسکوپ اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده با تست آماری T با 05/0P&lt; به عنوان سطح معنی داری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین و انحراف معیار نفوذ رنگ در گروه گوتاپرکا و سیلر1/2± 1/1 میلی متر و در گروه MTA 1/2 ± 4/3 میلی متر بود. آنالیز آماری تفاوت بین دو گروه آزمایش معنی دار بود (013/0=P).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس مطالعه حاضر به نظر می رسد که پرکردن کانال با استفاده از گوتاپرکا و سیلر AH26 مهر و موم اپیکالی بهتری نسبت به MTA ایجاد می کند ولی انجام مطالعات با روش های متفاوت مثل نفوذ میکروبی برای بررسی دقیقتر توانایی قابلیت مهر و موم کنندگی MTA ضروری می باشد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>مهدی  تبریزی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
