<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1384 جلد18 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی فراوانی اختلال شدید بینایی متعاقب صدمات ناحیه میانی صورت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=327&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; از دست دادن بینایی متعاقب صدمات وارده به ناحیه فک و صورت یکی از بدترین عوارضی می باشد که در صورت عدم درمان و دائمی شدن، آینده بیمار را به طور جدی تحت تأثیر قرار خواهد داد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی اختلال شدید بینایی (کوری) متعاقب صدمات ناحیه میانی صورت انجام شد.روش بررسی: این تحقیق توصیفی و گذشته نگر بر روی 207 بیمار دارای صدمات ناحیه میانی صورت مراجعه کننده به بیمارستان باهنر کرمان از مهر ماه سال 1375 تا مهرماه سال 1381 انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; خطر وقوع کوری یک طرفه متعاقب شکستگی های ناحیه میانی صورت 3/5% و عامل اتیولوژیک وقوع کوری در بیشتر بیماران (8/81%) حوادث جاده ای بود. شایعترین نواحی دارای شکستگی همراه با از دست دادن بینایی بیمار در این تحقیق شکستگی های لفورت III، لفورت II و NOE بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; فراوانی وقوع کوری متعاقب صدمات ناحیه میانی صورت در این مطالعه با بیشتر مطالعات انجام شده مشابه بود اما از نظر عامل اتیولوژیک با کشورهای پیشرفته متفاوت ولی با کشورهای در حال توسعه مشابه بود. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>جواد  فاریابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آلودگیهای هوازی چهار ماده مصرفی (گوتاپرکا، ساکشن، کارپول و رول‌پنبه)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=326&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; امروزه کنترل عفونت یکی از اصول حرفه ای کار دندانپزشکی است و کمتر کسی در مورد ضرورت آن تردید دارد؛ به علاوه تمامی وسایل و دستگاههای دندانپزشکی می توانند به عنوان منبع بالقوه انتقال عفونت محسوب شوند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان آلودگی تعدادی از مواد یک بار مصرف دندانپزشکی انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی- توصیفی، چهار ماده مصرفی (رول پنبه، گوتاپرکا، سرساکشن و کارپول) به صورت تصادفی و با محیط کشت انتقالی (تریپتونسویبرات) انتخاب و پس از 24 ساعت قرار دادن در انکوباتور به سه محیط کشت افتراقی (مک کانکی، شوکلات آگار، بلادآگار) منتقل شدند؛ پس از 24 ساعت، در صورت رشد کلنی، از باکتری به دست آمده، به شیوه رنگ آمیزی gram لام تهیه شد و مورد مطالعه قرار گرفت. این بررسی به مدت 17 هفته به صورت نمونه گیری زمان بندی شده انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تمام سرساکشن ها، آلوده به باکتری باسیلوس سرئوس بودند. رول پنبه ها در مجموع 2 مورد آلودگی باسیلوس سرئوس، 2 موردکوکسی گرم مثبت گوگلاز منفی (اپیدرمیدیس)، 1 مورد استرپتوکوک ویریدانس و 1 مورد آنتریوباکتر گروه A را نشان دادند؛ کارپول ها 1 مورد آلودگی به استافیلوکوک اپیدرمیدیس و 2 مورد استرپتوکوک ویریدانس داشتند؛ در 2 مورد آلودگی به باسیلوس سرئوس در گوتاپرکاها مشاهده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساسا نتایج این مطالعه، بیشترین میزان آلودگی مواد مصرفی دندانپزشکی در سرساکشن مشاهده شد؛ همچنین آلودگی با باسیلوس سرئوس بیش از سایر موارد بود. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>کاظم  آشفته یزدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی غلظت دو آنتی‌بیوتیک سفالکسین و آموکسی‌سیلین در سرم خونی حفره دندانهای کشیده‌شده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=325&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; در اغلب موارد استفاده از آنتی بیوتیک به منظور پروفیلاکسی در بیمارانی که سیستم دفاعی آنها تضعیف شده است، قبل از جراحی توصیه می شود که در این صورت نفوذ و غلظت مؤثر آنتی بیوتیک در محل حفره دندان کشیده شده و محل جراحی به منظور جلوگیری از عفونت اهمیت بسزایی دارد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین غلظت دو آنتی بیوتیک سفالکسین و آموکسی سیلین که به طور شایع و به منظور پروفیلاکسی از آنها استفاده می شود، در سرم خونی حفره دندانهای کشیده شده انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه که به روش مداخله ای انجام شد، 80 نفر از افراد سالم، از هر دو جنس (40 نفر مرد و 40 نفر زن) و در سنین مختلف که برای کشیدن دندان به بخش جرّ احی دهان و فک و صورت دانشکده  دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در فاصله زمانی مهرماه تا دی ماه سال 1382مراجعه کرده بودند، به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای افراد یک گروه، 1 گرم آموکسی سیلین خوراکی (گروه اول) و برای گروه دیگر 1 گرم سفالکسین خوراکی (دو کپسول 500 میلی گرم بصورت همزمان) تجویز شد (گروه دوم). بعد از گذشت زمانهای 30، 60، 90، 120 و 180 دقیقه پس از مصرف دارو، خارج نمودن دندان انجام و از خون حفره آلوئول نمونه گیری شد. نمونه ها در آزمایشگاه میکروب شناسی و طبق روشهای استاندارد به منظور سنجش غلظت آنتی بیوتیک ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمونهای آماری one way ANOVA، Post-hoc از نوع Duncan مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند؛ 05/0P&lt; به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین حداکثر غلظت سرمی به دست آمده در گروه اول g/ml 1006/10، در زمان 120 دقیقه و در گروه دوم g/ml 5467/41، در زمان 90 دقیقه پس از مصرف دارو بود. MIC محاسبه شده بر علیه استرپتوکوک سنگوئیس در گروه اول g/ml 1 و در گروه دوم g/ml 2 بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; طبق یافته های این تحقیق مشخص شد که میانگین حداکثر غلظت سرمی سفالکسین تقریباً 20 برابر MIC آن و آموکسی سیلین 10 برابر MIC این دارو بود.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>امیرحسین  فخرایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر سه نوع فیلر بر خواص مکانیکی کامپوزیت‌های دندانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=324&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; با وجود پیشرفتهای صورت گرفته در زمینه کامپوزیت های دندانی، هنوز مقاومت، استحکام و پایداری این مواد برای استفاده در نقاط پرتنش نیاز به بررسی بیشتر دارد. تحقیق و نوآوری در زمینه فیلرها یکی از راههای بهینه سازی کامپوزیت های دندانی است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر نوع فیلر بر خواص مکانیکی کامپوزیت های دندانی انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این  مطالعه  تجربی  برای  بررسی  اثر نوع فیلر بر کامپوزیت های دندانی، کامپوزیت های آزمایشی تهیه شدند. رزین مورد استفاده در تمام گروههای آزمایشی یکسان و شامل 70% وزنی Bis-GMA و 30% وزنی TEGDMA بود. برای بررسی نوع فیلر، فیلرهای شیشه، لوسیت و لیتیوم دی سیلیکات تهیه و پس از آغشته شدن به سایلن به روش دستی با رزین مخلوط شدند تا کامپوزیت ها ساخته شوند. برای تمامی گروههای آزمایشی 6 نمونه برای هر آزمون مکانیکی در نظر گرفته شد. آزمونهای مکانیکی شامل آزمون DTS و استحکام خمشی (flexural strength) بود که به روش استاندارد انجام شد. مدول خمشی (flexural modulus) نمونه ها نیز پس از آزمون خمش به دست آمد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون One-way ANOVA مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. 05/0P&lt; به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نوع فیلر بر استحکام خمشی کامپوزیت مؤثر بود و فیلرهایی با استحکام بیشتر سبب افزایش استحکام خمشی کامپوزیت شد (05/0P&lt;) ولی بر DTS اثر قابل ملاحظه ای نداشت. نوع فیلر بر مدول خمشی نیز تأثیر داشت. با افزایش استحکام فیلر (فیلرهای نوع high lucite و lithium disilicate) مدول خمشی بالاتر شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; استحکام خمشی از خصوصیات مهم ماده ترمیمی است که از طریق کاربرد فیلرهای سرامیکی در ساختمان کامپوزیت دندانی افزایش می یابد و نتایج این مطالعه می تواند کمکی در جهت تولید کامپوزیت های مقاومتر باشد تا استفاده از آنها در همه شرایط امکان پذیر شود.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>ایوب  پهلوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی توزیع گیرنده‌های استروژن و پروژسترون در ضایعات Epulis Fissuratum</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=323&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; ضایعات epulis fissuratum (EF)، ضایعاتی پرولیفراتیو و شایع ناشی از دست دندان مصنوعی در حفره دهان به شمار می آیند که بیشتر در جنس مؤنث ایجاد می شوند؛ همین مسأله، امکان نقش هورمون های جنسی استروئیدی را در شکل گیری و رشد این ضایعات مطرح می نماید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ایمونوهیستوشیمیایی EF از نظر بروز گیرنده های استروژن و پروژسترون در سلول های اپیتلیالی، استرومایی، آماسی و اندوتلیال انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش  بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 15 نمونه از EF که همه به صورت ثابت شده در فرمالین و بلوک های پارافینه آماده شده بودند، با روش ایمونوهیستوشیمی از نظر وجود گیرنده های استروژن و پروژسترون، مورد بررسی قرار گرفتند (گروه مورد). بافت حاشیه 4 نمونه نیز به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در 10 مورد واکنش مثبت برای گیرنده استروژن و 8 مورد برای گیرنده پروژسترون در اپیتلیوم مشاهده شد. در بیشتر نمونه ها سلول های استروما رنگ پذیری را با گیرنده های استروژن و پروژسترون نشان دادند؛ اما فقط تعدادکمی از نمونه ها، دارای این گیرنده ها در سلول های آماسی و سلول های اندوتلیال بودند؛ همچنین گیرنده های استروژن و پروژسترون در بعضی نمونه هایی که حاوی بافت غده بزاقی بودند، مشاهده گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اگر چه تحریک مزمن ممکن است به عنوان عامل شروع کننده در ایجاد EF مطرح باشد، اما برخی از سلول های تشکیل دهنده این ضایعه، می توانند هدفی بالقوه برای هورمون های استروژن و پروژسترون باشند. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>شکوفه  شهرابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ارتباط هیپرلیپیدمی و بیماریهای پریودنتال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=322&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; هیپرلیپیدمی یکی از عوامل خطرزای اصلی بیماریهای قلبی- عروقی محسوب می شود. در سالیان اخیر شواهدی مبنی بر ارتباط بیماری پریودنتال و افزایش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی- عروقی نیز ارائه شده است. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین سطح لیپیدهای خون و پریودنتیت انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مورد شاهدی، 40 نفر از افرادی که شاخص CPITN در آنها III یا IV بود، به عنوان بیماران مبتلا به بیماری پریودنتیت در گروه مورد قرار گرفتند. هیچ یک از آنها سابقه مصرف داروهای آنتی هیپرلیپیدمیک یا ابتلا به دیابت و دیگر بیماریهای اندوکرین را نداشتند.40 نفر نیز که علاوه بر مورد فوق از نظر پریودنتال فاقد پریودنتیت بودند (درجه CPITN برابر 0 یا I و بدون علائم تحلیل لثه) و از نظر سن و جنس با گروه مورد مطابقت داده شده بودند، به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. نمونه خون محیطی بیماران جهت تعیین سطح لیپیدهای خون به آزمایشگاه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی یزد ارسال گردید. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون t مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. 05/0P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه 25 مرد و 15 زن با میانگین سنی 2/9± 3/32 سال در گروه مورد و 24 مرد و 16 زن با میانگین سنی 6/7±4/31 سال در گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. اختلاف میانگین سطح کلسترول در گروه مورد (mg/dl2/52±87/188) در مقایسه با گروه شاهد (mg/dl 3/39±7/167) معنی دار بود (045/0=P). میانگین سطح تری گلیسرید نیز در گروه مورد (2/158±202) نسبت به شاهد (75±9/132) به طور معنی داری بالاتر بود (016/0=P). سطح LDL و HDL نیز در گروه مورد نسبت به شاهد بالاتر بود اما اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود نداشت. فراوانی افرادی که سطح کلسترول و تری گلیسرید در آنها بیماریزا بود، نیز در گروه مورد اختلاف معنی داری با گروه شاهد داشت (001/0=P و 005/0=P). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این مطالعه نشان داد که هیپرلیپیدمی با بیماری پریودنتال در افرادی که از نظر سیستمیک سالم هستند، ارتباط دارد؛ البته به استناد این نتایج نمی توان تعیین نمود که آیا بیماری پریودنتال باعث افزایش لیپیدهای خون می شود یا این که هیپرلیپیدمی عامل خطر مشترک بیماری پریودنتال و بیماری قلبی- عروقی است.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>امیر معین  تقوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کاهش باکتری داخل کانال با سه روش مکانیکی Instrumentation، K- Type دستی، Race و Profile چرخشی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=321&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; پاکسازی کانال از ذرات عاجی (debries) مختلف و حذف منبع عفونت از مهمترین اصول و لازمه اصلی موفقیت درمان ریشه می باشد؛ زیرا علت اصلی شکست درمانهای ریشه، نفوذ باکتری ها و یا مواد حاصل از آنها به بافتهای پری اپیکال می باشد. وسایل جدیدی که امروزه برای آماده سازی کانال طراحی و عرضه شده اند، می توانند این امر را بهبود بخشند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف مقایسه میزان کاهش Enterococcus-faecalis (Ef) داخل کانال با سه روش مکانیکی instrumentation شامل، دستی (K- type) و چرخشی (Profile و Race) انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، از 30 دندان تک ریشه استفاده شد. 3 نمونه به عنوان شاهد منفی و 3 نمونه به عنوان شاهد مثبت و بقیه نمونه ها در سه گروه 8 تایی قرار گرفتند. باکتری انتروکوکوس فکالیس در کانال ریشه قرار داده شد. بعد از گذشت زمان انکوباسیون از کانال ها کشت میکروبی تهیه شد. سه روش instrumentation شامل موارد زیر بود: &lt;br&gt;- استفاده از روش crown- down و فایل دستی K- type &lt;br&gt;- استفاده از روش crown- down و سیستم چرخشی Profile&lt;br&gt;- استفاده از تکنیک crown- down وسیستم چرخشی Race&lt;br&gt;بعد از عمل instrumentation نیز از کانال ها کشت میکروبی تهیه شد. معیار ارزیابی شامل تعیین درصد کاهش باکتری Ef با سه روش فوق و با استفاده از آزمون ANOVA یک طرفه بود. 05/0P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین و انحراف معیار در گروه K- type 57/2±74/98، در گروه Profile 01/1±33/99 و در گروه Race 39/2±60/98 بود. بین سه روش instrumentation از نظر توانایی درحذف باکتری اختلاف معنی داری حاصل نگردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مطابق یافته های این تحقیق K فایل دستی و روشهای چرخشی Profile و Race می توانند در آماده سازی کانال ها مورد استفاده قرار گیرند؛ اما از آنجا که دسترسی به فایل های دستی نسبت به روشهای چرخشی آسانتر است و به تجهیزات کمتری نیاز دارد و نیز تمامی این سیستم ها از نظر توانایی در حذف باکتری یکسان هستند؛ بنابراین در کانال های مستقیم می توان از فایل های دستی به جای سیستم های چرخشی استفاده نمود.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>محمد  ضرابیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر روشهای مختلف پاکسازی خون بر استحکام اتصال برشی کامپوزیت و کامپومر به عاج با استفاده از یک نوع ادهزیو Self Etching</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=320&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; آلودگی سطح عاج به خون در حین ترمیم دندانها می تواند استحکام اتصال مواد چسبنده به عاج را تحت تأثیر قرار دهد. روشهای مختلف پاکسازی خون نیز ممکن است تأثیر آلودگی را از بین ببرد و استحکام اتصال را افزایش دهد. &lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر آلودگی خون بر استحکام باند برشی کامپوزیت و کامپومر به عاج با استفاده از ادهزیو &lt;br&gt;Promt L-Pop و مؤثر بودن اصلاح سازیهای مختلف سطح بر روی استحکام باند انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی، سطح  عاج اکلوزالی 120 دندان مولر سالم انسان با سنبـاده grit600 سائیـده شد؛ نمونه‎ها به 5 گروه12 تایی (گروههای F1-F5) برای کامپومر و 5 گروه12تایی (گروههای Z1-Z5) برای   کامپوزیت تقسیم شدند. پس از کاربرد ماده ادهزیو (3M -ESPE USA) Prompt L-Pop بر سطح عاجی تمام نمونه‎ها، سطح آماده شده، به جز در مورد گروههای F1 و Z1 (شاهد) به خون تازه انسانی آغشته شد؛ نمونه های گروههای F2 و Z2 تحت هیچ عملیاتی قرار نگرفتند. نمونه ها در گروههای F3 و Z3 با آب شسته شدند؛ در گروههای F4 و Z4 شستشو با آب انجام و از ادهزیو نیز استفاده شد؛ نمونه های گروههای F5 و Z5 با هیپوکلریت سدیم شسته شدند و برای آنها مجدداً از ادهزیو استفاده شد. با استفاده از قالبهای پلاستیکی، مواد ترمیمی کامپومر و کامپوزیت به ترتیب بر سطح عاجی آماده شده گروههای مختلف F و Z قرار داده و سخت شدند. پس از اعمال چرخه‎های حرارتی، استحکام اتصال، نوع شکست و مورفولوژی، فصل مشترک ماده ترمیمی و عاج مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس عاملی، تحلیل واریانس یک طرفه، دانکن، t-student و Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 05/0P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد&lt;strong&gt;.&lt;br&gt;یافته‏ها:&lt;/strong&gt; ماده ترمیمی کامپومر به طور معنی داری استحکام باند بالاتری در مقایسه با کامپوزیت نشان داد (001/0P&lt;). در گروههای کامپومر به جز تفاوت بین دو گروه F4 و F5 تفاوت بین تمام گروهها به طور دوبه دو معنی‏دار بود. در گروههای کامپوزیتی به جزتفاوت بین دوگروه Z1 وZ4 و همچنین بین دوگروه Z2 و Z3 تفاوت بین بقیه گروهها، به طور دوبه دو معنی‏دار بود. فروانی نوع شکست در گروه کامپومر 8/44% ادهزیو و 2/52% mixed و در کامپوزیت 60% ادهزیو و 40% mixed بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری: &lt;/strong&gt;یافته های مطالعه حاضر نشان داد که استحکام اتصال به عاج در ماده ترمیمی کامپومر به طور کلی و بخصوص بعد از شستشوی سطح با آب به طور مشخص بیش از کامپوزیت است. آلودگی سطح با خون باعث کاهش مشخص استحکام باند در هر دو ماده می گردد. شستن‎خون  با آب ‎و استفاده مجدد ادهزیو، استحکام باند کامپوزیت را به حد گروه شاهد و در کامپومر به طور مشخص به بیش از آن می رساند. شستن خون با هیپوکلریت سدیم و استفاده مجدد ادهزیو، استحکام باند هر دو ماده را به طور مشخص به بیش از گروه شاهد افزایش می دهد. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>وجیه‎السادات  مرتضوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای استحکام کششی باند فلز- پرسلن در دو آلیاژ بیس‌متال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=319&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; یکی از مشکلات ترمیم‏های ثابت متال- سرامیک، شکستن باند بین فلز و پرسلن می‎باشد. با تولید آلیاژهای دندانپزشکی در داخل کشور بررسی خصوصیات فیزیکی و کاری این مواد لازم به نظر می‎رسد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; با توجه به تولید آلیاژهای بیس متال در داخل کشور، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی باندینگ آلیاژ مینالوکس (ساخت ایران) به پرسلن به عنوان یک آلیاژ فاقد بریلیوم و مقایسه آن با یک آلیاژ بیس‎متال خارجی رایج (سوپرکست) به عنوان یک آلیاژ دارای بریلیوم انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی و آزمایشگاهی، از دو آلیاژ مینالوکس و سوپرکست 10 نمونه به شکل میله استوانه‏ای به طول 50 و قطر 2 میلیمتر تهیه گردید. به دنبال آمـاده‎سازی، سطح میله‏ها دگاز و سپس پرسلن گذاری (به صورت دیسکی به ضخامت 2 و قطر 8 میلمتر) انجام شد؛ سپس نمونه‏ها به نحوی درون یک مولد ویژه قرار گرفتند و توسط گچ محصور شدند که با اعمال نیرو توسط دستگاه اینسترون، نیرو تنها بر دیسک پرسلنی وارد و موجب جدا شدن پرسلن از فلز گردد. نیروی شکست برای هر نمونه ثبت گردید. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری t مورد تحلیل قرار گرفتند. سطح معنی داری 05/0P&lt; در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته‏ها:&lt;/strong&gt; میانگین نیروی لازم برای شکست پرسلن نمونه های آلیاژ سوپرکست 4/6 ± 58/71 و برای آلیاژ مینالوکس 48/5±34/67 کیلوگرم نیرو و مقاومت باند پرسلن با آلیاژ مینالوکس 27/4±54/52 مگاپاسکال و با آلیاژ سوپرکست 99/4±85/55 مگاپاسکال به دست آمد که این اختلاف از نظر آماری معنی‏دار بود (001/0P&lt;). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‏گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه، نشان داد که آلیاژ سوپرکست که یک آلیاژ نیکل کروم حاوی بریلیوم می‎باشد، نسبت به آلیاژ مینالوکس که فاقد بریلیوم می‎باشد، باند محکم‏‎تری با پرسلن ایجاد می‏کند.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>فرحناز  نجاتی دانش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر پالیش بر روی استحکام Flexural پرسلن فلدسپاتیک و مقایسه آن با اتوگلیز و اورگلیز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=318&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; از مواد سرامیکی به طور وسیعی در دندانپزشکی استفاده می شود. این مواد از نظر زیبایی، بهترین جایگزین برای دندان طبیعی هستند. اشکال عمده این مواد، ماهیت شکننده آنها است؛ بنابراین برای تقویت پرسلن از روشهای مختلفی مانند زیرساختار فلزی، تقویت پرسلن با کوره های سرامیکی با استحکام بالا و همین طور مکانیسم های تقویت سطحی مانند گلیز، work hardening و تبادل یونی استفاده می شود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر پالیش بر استحکام flexural پرسلن فلدسپاتیک و مقایسه آن با اورگلیز و اتوگلیز انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، ماده مورد مصرف پرسلن فلدسپاتیک Colorlogic ساخت کارخانه سرامکو بود. تعداد 40 نمونه به ابعاد 3×6×25 میلیمتر طبق استاندارد ISO 6872 و ADA No.69 به شکل بار ساخته شد. نمونه ها به 4 گروه 10تایی تقسیم شدند. گروههای اتوگلیز و اورگلیز بر اساس دستور کارخانه و  گروه پالیش استاندارد با کاغذ سمباده  با gritهای مشابه طبق توصیه آکادمی دندانپزشکی زیبایی آمریکا آماده شد (P360، P400 و P1200) و درمرحله آخر این نمونه ها، با استفاده از کیت پالیش پرسلن ویتا (Vita Zahnfabrik Bad Sackingen) پالیش نهایی شدند؛ به طوری که یک سطح کاملاً براق و زنده روی پرسلن ایجاد شود. گروه پالیش کلینیک بر اساس آنچه در بعضی کلینیک های دندانپزشکی متداول است، آماده شد؛ سپس آزمون استحکام خمشی tree point bending انجام شد (Universal testing machine, Zwick1494, Germany). برای مقایسه گروهها از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون Post-hoc از نوع Scheffe با سطح معنی داری 05/0P استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; آزمون ANOVA اختلاف آماری معنی داری را بین گروهها نشان داد (001/0P&lt;). نتایج آزمون Post-hoc نشان داد که استحکام گروه اورگلیز و پالیش استاندارد به طور معنی داری بالاتر از دو گروه اتوگلیز و پالیش کلینیک بود (001/0P&lt;). اما در مقایسه بین دو گروه اورگلیز و پالیش استاندارد،  اختلاف معنی داری حاصل نگردید. دو گروه اتوگلیز و پالیش کلینیک نیز اختلاف معنی داری نداشتند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس یافته های این تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که پالیش استاندارد می تواند استحکام خمشی پرسلن فلدسپاتیک را به اندازه اورگلیز بالا ببرد؛همچنین انجام یک پالیش نرم (استاندارد و بر اساس آنچه که در این مطالعه انجام شد) می تواند جایگزین مناسبی برای روش متداول اتوگلیز باشد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>حمید  جلالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه‌گیری Fracture Toughness کامپوزیت ایده‌آل ماکو و مقایسه آن با نمونه‌های خارجی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=317&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; fracture properties یک پیش نیاز اساسی برای ارزیابی خصوصیات یک ماده شکننده می باشد. مواد رزین کامپوزیتی کاربرد وسیعی در دندانپزشکی امروزی دارند و جزو مواد شکننده محسوب می شوند؛ یکی از مهمترین آزمونهای بررسی fracture properties آزمون (FT) fracture toughness می باشد که اطلاعات ارزشمندی در مورد خواص و ماهیت ماده در برابر شکست ارائه می دهد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری fracture toughness کامپوزیت ایده آل ماکو (تولید داخل) و مقایسه آن با نمونه های خارجی انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، نمونه های مواد رزین کامپوزیتی شامل: الف- Tetric Ceram (Ivoclar-Vivadent)، ب- Brilliant (Coltene/Whaledent)، ج- SpectrumTPH (Dentsply) و د- Ideal Macoo (Ideal- Macoo) در مولد مخصوص که یک ناچ به شکل V با زاویه 90 درجه در آن تعبیه شده بود، پک و با light curing به مدت 120 ثانیه پلیمریزه شدند (تعداد=15)؛ سپس نمونه ها در آب مقطر با دمای 37 درجه سانتیگراد به مدت 48 ساعت قرار گرفتند. آزمون نمونه ها در دستگاه Zwick Universal Testing Machine با اعمال نیرو از یک رولر سیلندری شکل روی ناچ تعبیه شده در نمونه ها انجام گرفت (mm/min5/0). از داده های به دست آمده میزان FT محاسبه شد (KIC و torque to fracture). برای تحلیل داده ها از آزمون آماری One-way ANOVA و آزمون Tukey HSD استفاده شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مقدار میانگین KIC و torque to fracture برای هر یک از مواد مورد آزمون به ترتیب زیر بود:&lt;br&gt;08/3 (الف± 42/0, 99/16 ±34/2 88/2 (ب ± 63/0, 04/16 ± 98/1&lt;br&gt;40/3 (ج± 53/0, 75/18 ±93/2 87/2 (د ± 46/0, 78/15 ± 57/2 N/mm±SD, MN/m3/2±SD &lt;br&gt;نتایج آنالیز آماری بیشترین میزان T و KIC را در گروه ج نشان داد که به طور معنی داری با گروههای ب و د تفاوت داشت (05/0P&lt;). میانگین T و KIC مربوط به کامپوزیت های گروههای الف، ب و د از نظر آماری با هم تفاوت معنی داری را نشان ندادند (05/0P&gt;). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با ارزیابی fracture toughness مواد مورد مطالعه در این تحقیق، میزان FT مربوط به رزین کامپوزیت SpectrumTPH (Dentsply) به طور معنی داری بیشتر از کامپوزیت ایده آل ماکو تولید داخل بود. اما میانگین FT کامپوزیت ایده آل ماکو با سایر مواد خارجی مورد آزمون تفاوت معنی داری را نشان نداد که می توان آن را قابل قبول دانست.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>تبسم  هوشمند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر نوع فیلر بر سایش سه جزئی کامپوزیت دندانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=316&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; مقاومت سایشی نسبتاً ضعیف کامپوزیت های دندانی در نواحی تحت فشار اکلوزالی خلفی، استفاده وسیع ازاین ماده را در کلینیک محدود کرده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف: &lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف ارزیابی سایش سه جزئی کامپوزیت لوسیت انجام شد. در این کامپوزیت از یک فیلر جدید (لوسیت: (KAlSi2O6، استفاده و مقاومت سایشی این کامپوزیت با سایش کامپوزیت شیشه (glass) که دارای فیلر شیشه آلومینیوم-باریوم سیلیکات است، مقایسه گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مداخله ای که در پژوهشگاه پلیمر ایران انجام شد، در هر گروه 5 نمونه جهت مطالعه قرار گرفت. شمش های تمام سرامیک بر پایه کریستال های لوسیت با نام تجاری (Ivoclar-Vivadent) IPS Empress®، توسط آسیاب گویچه ای خرد و از الک شماره 800 گذرانده شدند. فیلرهای سایلن زده شده شیشه و لوسیت با مونومربیس فنل گلایسیدیل متاکریلات BisGMA)) و تری اتیلن گلیکول دی متاکریلات (TEGDMA) به صورت دستی مخلوط و کامفورکوئینون و آمین به عنوان شروع کننده نوری اضافه شد. درجه تبدیل باندهای دوگانه (DC) کامپوزیت ها بعد از پلیمریزه نوری و حرارتی توسط طیف سنج مادون قرمز(FTIR) اندازه گیری شد. خمیرهای آماده شده کامپوزیت شیشه، لوسیت و همچنین کامپوزیت تجارتی تتریک سرام به طور جداگانه، در قالب شفاف پلکسی گلاس قرار گرفتند و نوری با شدت mw/cm2 700 به مدت 40 ثانیه، از هر طرف تابانده شد؛ سپس نمونه ها در کوره ای با دمای 120 درجه سانتیگراد به مدت 5 ساعت قرار گرفتند تا میزان DC به حداکثر مقدار ممکن برسد. آزمون سایش نمونه ها، درون ظرفی که توسط یک موتور با سرعت 50 دور در دقیقه می چرخید، صورت گرفت. این ظرف حاوی پودر پامیس با مش 150 بود و پودر پامیس به منزله جزء سوم که نمونه ها را می سایید، عمل کرد. میزان کاهش وزن نمونه ها توسط ترازو با دقت چهارصدم اعشار بعد از هر 50 ساعت اندازه گیری شد. بعد از اتمام سایش نمونه ها، از سطح سائیده شده تصاویر SEM گرفته شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمونهای آماری ANOVA و Tukey HSD مورد تحلیل قرار گرفتند. 05/0P&lt; به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بین میزان سایش نمونه های کامپوزیتی در سه گروه مختلف کامپوزیت تفاوت معنی داری وجود داشت؛ بیشترین و کمترین سایش به ترتیب در گروه کامپوزیت  شیشه (28%) و کامپوزیت لوسیت (19%) به وجود آمد. احتمالاً تفاوت در میزان سایش نمونه ها به نوع فیلر، تبلور (crystallinity) و سختی (hardness) فیلرها مرتبط است. سایش کامپوزیت تتریک سرام ازکامپوزیت لوسیت بیشتر و از کامپوزیت شیشه کمتر بود (22%).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; معرفی این فیلر جدید به عنوان جایگزینی برای فیلر شیشه، میزان سایش کامپوزیت را به طور چشمگیر کاهش داد و تحقیقات بیشتر روی خواص این کامپوزیت می تواند در جهت معرفی یک کامپوزیت با خواص مکانیکی بالا به سازندگان آن مثمرثمر باشد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>اسماعیل  یاسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
