<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1383 جلد18 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1383/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>جاینت سل گرانولوما: بررسی مقطعی در بخش آسیب شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران (79-1365)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=339&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description> &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin: 0cm 0cm 0pt text-align: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; جاینت سل گرانولوما، ضایعه ای راکتیو یا شبه تومورال است که وقوع آن در دهان به فکها و غشای مخاطی لثه محدود می شود. با وجود طبقه بندی این ضایعه به انواع محیطی و مرکزی هر دو گروه نمای بافت شناختی مشابهی دارند. انواع داخل استخوانی آن از نظر موضعی مهاجم بوده و باعث تخریب استخوان، درد و لقی دندانها می شود و انواع محیطی آن گاهی تورم های زخمی  ایجاد می  کنند که از نظر بالینی به پیوژنیک گرانولوما و فیبروم اسیفیه محیطی شباهت زیادی دارند. از آنجا که بروز انواع مرکزی و بخصوص محیطی جاینت سل گرانولوما، شایع است، بنابراین آگاهی دندانپزشکان از متغیرهای وقوع این بیماری به منظور تشخیص صحیح بالینی آن امری مهم تلقّی می گردد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین توزیع فراوانی متغیرهای سن، جنس و محل ضایعات جاینت سل گرانولومای محیطی و مرکزی در بیماران مراجعه کننده به بخش آسیب شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر به روش مقطعی، توصیفی با استفاده از پرونده های موجود انجام گرفت. جامعه آماری بیماران مراجعه کننده به بخش آسیب شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سالهای 79-1365 بودند که تشخیص آسیب شناختی ضایعه دهانی آنها جاینت سل گرانولومای محیطی یا مرکزی گزارش شده بود. از مجموع پرونده های موجود در این بخش پرونده بیماران مبتلا به انواع محیطی و مرکزی جاینت سل گرانولوما استخراج شد و اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع ضایعه (محیطی و مرکزی) و محل وقوع آن در فرم های از پیش تهیه شده ثبت گردید؛ اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از مجموع 737 نمونه گزارش شده با عنوان جاینت سل گرانولوما، 573 مورد محیطی و 164 نمونه مرکزی بودند. طیف سنی نمونه ها در انواع محیطی 2-90 سال و در انواع مرکزی 4-70 سال بود. قلّه وقوع ضایعات جاینت سل گرانولومای محیطی در مردان در دهه اول، در زنان در دهه چهارم و در انواع مرکزی در مردان و زنان در دهه دوم بود. از نظر محل وقوع ضایعات 246 (94/42%) از نمونه های محیطی در فک بالا و 327 مورد (06/57%) در فک پایین رخ داده بود. در نوع مرکزی 54 مورد (93/32%) در فک بالا و 110 مورد ( 07/67 % ) در فک پایین گزارش شده بود. در نوع محیطی 272 (30/47 %) از نمونه ها در زنان و 302 مورد (70/52%) در مردان و در نوع مرکزی 103 مورد (88/62%) از نمونه ها در زنان و 61 مورد (19/37%) در مردان گزارش شده بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در این مطالعه نوع محیطی در مردان در دهه چهارم و فک پایین و نوع مرکزی در زنان در دهه دوم و فک پایین بیشتر مشاهده شد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر سه ماده اچ کننده پرسلن (PHA-APF-HF) بر روی استحکام برشی باند کامپوزیت- پرسلن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=338&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; ترمیم های پرسلنی بسیار مستعد شکستگی هستند و یکی از راههای ترمیم آنها استفاده از کامپوزیت و سایلن بر روی پرسلن اچ شده است؛ از طرفی، برخی از مطالعات، اچ کننده معمول و کارای پرسلن یعنی اسیدهیدروفلوئوریک را برای بافتهای بدن مضر دانسته اند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر دو ماده Aciduted Phosphated Fluoride (APF) و Phosphoric Acid (PHA) بر روی پرسلن در مقایسه با Hudro Fluoric Acid (HF) و نیز تأثیر Unfilled Resin و Dentin Bonding بر استحکام باندکامپوزیت پرسلن انجام شد.&lt;br&gt;روش بررسی: در این مطالعه تجربی،120 بلوک پرسلنی به ابعاد 2×5×5 میلیمتر تهیه شد و سطح باند بلوک ها سندبلاست گردید؛ سپس نمونه ها به سه گروه چهل تایی تقسیم شدند؛ گروه اول با HF 5/9% اولترادنت به مدت یک دقیقه اچ شد؛ گروه دوم با APF،23/1% ایرانی کیمیا به مدت 10 دقیقه و گروه سوم با PHA 37% ایرانی کیمیا به مدت یک دقیقه اچ شد؛ سپس در هر گروه، در سطح نیمی از نمونه ها سایلن اولترادنت به کار برده شد و در سطح نیم دیگر از سایلن استفاده نشد. در مرحله بعد به نیمی از نمونه های دارای سایلن Unfilled Resin و به نیم دیگر Dentin Bonding زده شد؛ در مورد نمونه هایی که سایلن نداشتند نیز به همین منوال عمل شد؛ یعنی بر سطح نیمی از نمونه های فاقد سایلن هر گروه Unfilled Resin و بر سطح نیم دیگر Dentin Bonding به کار برده شد؛ سپس بر روی تمام نمونه ها استوانه کامپوزیتی به ابعاد 2*4 میلیمتر گذاشته شد. نمونه ها به مدت 24 ساعت در آب مقطر 37 درجه سانتیگراد نگهداری شدند و سپس 500 سیکل حرارتی را گذراندند و پس از آن در دستگاه اینسترون، استحکام باند کامپوزیت- پرسلن مورد آزمون قرار گرفت. پس از آن نوع شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ با بزرگنمایی 40 برابر تعیین گردید. داده ها با استفاده از آزمونهای آماری 3 Way ANOVA، Kaplan- Maier و Tukey- HSD و با سطح معنی داری 05/0P&lt; مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در بررسی سطح پرسلن های اچ شده، مشخص شد که PHA وAPF فقط قادرند به طور مختصری سطح پرسلن را خشن سازند و هیچ میکرواندرکاتی برای بهبود استحکام باند پرسلن- کامپوزیت ایجاد نمی کنند؛ در حالی که HF بخوبی سطح پرسلن را اچ می کند و میکرواندرکات هایی برای گیر ایجاد می کند؛ همچنین با توجه به نتایج حاصل از آزمون استحکام برشی باند نمونه ها، HF در بهبود استحکام باند پرسلن- کامپوزیت نقش داشت (05/0P&lt;) اما سایلن اولترادنت هیچ نقش معنی داری در بهبود استحکام باند کامپوزیت- پرسلن نداشت (05/0P&gt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج حاصل از مطالعه حاضرکاربرد سایلن اولترادنت بر روی سطح پرسلن سندبلاست شده و اچ شده با PHA یا APF نمی تواند جایگزین کاربرد همین سایلن بر روی سطح سندبلاست شده و اچ شده با HF گردد.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>حمید  کرمانشاه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع میکروارگانیسم‌های Actinobacillus Actinomycetemcomitansو Porphyromonas Gingivalis در فلور میکروبی زیر لثه بیماران مبتلا به پریودنتیت مهاجم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=337&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; یکی از بهترین روشها برای درمان پریودنتیت مهاجم شناسـایی و حـذف عوامل اتیولوژیک بخصوص دو میکروارگانیسم &lt;br&gt;Actinobacillus Actinomycetemcomitans (Aa) و Porphyromonas Gingivalis (Pg) در بیماران حامل آنها می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی Pg و Aaو ارتباط آن با سن، جنس، تعداد افراد خانواده و عمق پاکت در نواحی فعال بیماران مبتلا به پریودنتیت مهاجم انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 54 ناحیه (پاکت با عمق بیش از 5 میلیمتر) در 15 بیمار برای کشت میکروبی در نظر گرفته شد. ابتدا مارجین لثه خشک شد و سپس با استفاده از Paper Point شماره 30 نمونه برداری انجام شد. محیط کشت اختصاصی &lt;br&gt;Aa، Trypticase Soy Agar-Bacitracin-Vancomycin (TSBV)و در مورد Pg بروسلا آگار بود. اطلاعات جمع آوری شده، با استفاده از آزمونهای آماری Fisher و Chi-Square با سطح معنی داری 05/0P&lt; مورد تحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: ت&lt;/strong&gt;عداد 13 بیمار یا 38 ناحیه (4/70%)Aa مثبت و 3 بیمار یا 10 ناحیه (4/18%)Pg مثبت شناخته شدند. رابطه آماری معنی داری بین فراوانی Aa و جنس و سن مشاهده نشد. Pg در مردان بیش از زنان مشاهده شد (001/0P&lt;) اما در مورد سن اختلاف معنی داری وجود نداشت. Aa با عمق پاکت همبستگی آماری معنی داری داشت (02/0P=)؛ به عبارت دیگر با افزایش عمق پاکت، احتمال حضور Aa نیز بیشتر می شد ولی در مورد Pg چنین نبود؛ همچنین Aa نسبت معکوس با تعداد افراد خانواده داشت؛ به طوری که با افزایش تعداد افراد خانواده، تعداد نواحی Aa مثبت کاهش می یافت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج این تحقیق، فراوانی Aa در پاکت های عمیق بیماران مبتلا به AP، نسبت به Pg بیشتر است.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>مژگان  پاک نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه دو روش توموگرافی معمولی و رادیوویزیوگرافی در ارزیابی قبل از جراحی برای ایمپلنت‌های دندانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=336&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; رادیوگرافی به عنوان ابزار اصلی بررسیهای پیش از جراحی ایمپلنت محسوب می شود. در حال حاضر از روش سی تی اسکن به عنوان دقیقترین روش برای این بررسیها به منظور مطالعه کیفیت و کمّیت استخوانهای فکین استفاده می شود. با این حال در سالهای اخیر میزان دوز دریافتی بیمار که در روش سی تی اسکن نسبت به روشهای عادی تا چندین برابر بیشتر است، ایده کاربرد دقیقتر روشهای عادی و یا استفاده از روشهای جدید با میزان دوز پایین تر را تقویت نموده است. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف مقایسه دقت روش توموگرافی عادی با روش داخل دهانی دیجیتال رادیوویزیوگرافی (RVG) در اندازه گیری ارتفاع استخوان فک پایین انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این تحقیق که از نوع بررسی آزمونها بود، اندازه فاصله لبه کرست آلوئول تا بوردر فوقانی فورامن منتال در 16 مورد که طرح درمان جراحی ایمپلنت در این ناحیه داشتند، با روشهای توموگرافی عادی و رادیوویزیوگرافی تعیین گردید. برای تعیین ضریب بزرگنمایی نگاره های رادیوگرافیک از Stent آکریلی با نشانه های سربی گوی مانند با قطر معلوم استفاده شد؛ سپس در مرحله جراحی فاصله ذکر شده توسط پروب بر روی استخوان فک بیمار به طور مستقیم اندازه گیری گردید. برای بررسی سطح معنی داری اختلاف بین یافته های رادیوگرافی و استاندارد طلایی از آزمون توزیع دو جمله‎ای استفاده شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در اندازه های حاصل از روش RVG با روش بصری مستقیم اختلاف معنی داری مشاهده شد (05/0P&lt;)؛ اندازه های حاصل از روش توموگرافی نیز اختلاف معنی داری با روش بصری درحین جراحی داشتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;در مقایسه دو روش توموگرافی و رادیوویزیوگرافی برای اندازه گیری، به نظر می رسد، روش رادیوویزیوگرافی (RVG) نتایج دقیقتری داشته باشد.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>احمدرضا  طلایی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ارگونومیکی وضعیتهای کاری شاغلین حرفه‌های دندانپزشکی شهرستان بیرجند به روش Rapid Entire Body Assessment (REBA)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=335&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; ناراحتیهای اسکلتی- عضلانی بخش عمده ای از بیماریهای شغلی را درمحیطهای کاری به خود اختصاص می دهد؛ پیشگیری از بروزاین ناراحتیها مستلزم ارزیابی و اصلاح وضعیتهای کاری با استفاده از روشهای تحلیل شغلی علم ارگونومی می باشد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارگونومیکی وضعیتهای انجام کار شاغلین حرفه های دندانپزشکی شهرستان بیرجند با استفاده از روش Rapid Entire Body Assessment (REBA) و بررسی ارتباط ناراحتیهای اسکلتی- عضلانی در نواحی مختلف بدن آنها با وضعیتهای کاری انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی- تحلیلی وضعیتهای انجام کار 48 نفر شاغل در حرفه های مختلف دندانپزشکی با استفاده از روش REBA ارزیابی شد. میزان شیوع ناراحتیهای اسکلتی- عضلانی نیز با استفاده از پرسشنامه نوردیک (Nordic) به دست آمد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمونهای آماری t مستقل، Chi-Square و Fisher مورد تحلیل قرار گرفتند. 05/0P به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این بررسی شیوع ناراحتی گردن 65%، کمر 60%، شانه 38% و مچ دست 31% بود. شیوع ناراحتیهای گردن، شانه و مچ دست در زنان بیشتر از مردان بود. رابطه بین ناراحتیهای ران و ساق پا با سابقه کار، رابطه بین ناراحتی مچ و کف پا با شاخص توده بدنی (BMI) و نیز رابطه بین ناراحتیهای اسکلتی- عضلانی با وضعیتهای کاری افراد مورد پژوهش معنی دار بود (05/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد که وضعیتهای کاری افراد مورد تحقیق نیاز به اصلاح دارد؛ همچنین آموزش دندانپزشکان در زمینه شناخت عوامل خطر بیومکانیک و روشهای اصولی و صحیح انجام کار ضروری است.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>جبرائیل  نسل سراجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ادونتوژنیک کراتوسیست:بررسی گذشته نگر 31 ساله در بخش آسیب‌شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=334&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; ادونتوژنیک کراتوسیست یکی از مهمترین کیست های ادونتوژن با منشأ رشدی- تکاملی محسوب می شود؛ اهمیت بالقوه این کیست در عودهای مکرر آن و تخریب استخوان می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف: &lt;/strong&gt;مطالعه حاضر با هدف تعیین ابتلای سنی، جنسی و مکانی ضایعات ادونتوژنیک کراتوسیست در بیماران مراجعه کننده به بخش آسیب شناسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1350 تا 1381 انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی- مقطعی متغیرهای سن، جنس و محل ضایعات ادونتوژنیک کراتوسیست با استفاده از پرونده های موجود در بایگانی بخش آسیب شناسی دهان و فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1350-1381 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از مجموع کیست های ادونتوژن رشدی- تکاملی، 264 مورد (36%) از نوع ادونتوژنیک کراتوسیست بود. 66% از کراتوسیست ها در مردان و 34% در زنان روی داده بودند. از نظر محل وقوع ضایعه 68% از نمونه ها در فک پایین و 32% در فک بالا گزارش شده بود؛ در فک پایین 48% از نمونه ها در ناحیه مولر، 28% در ناحیه پره مولر و 24% در ناحیه قدامی ایجاد شده بودند؛ در فک بالا نیز، 42% از نمونه ها در ناحیه قدامی، 39% در ناحیه پره مولر و 31% در ناحیه مولر ایجاد شده بودند. طیف سنی مبتلایان از دهه اول تا هشتم زندگی بود و در این میان شایعترین دهه ابتلا به ادونتوژنیک کراتوسیست دهه سوم با فراوانی 27% بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان وقوع ادونتوژنیک کراتوسیست در مردان، در فک پایین و دهه سوم سنی بیشتر بود. در این میان میزان وقوع ضایعات در ناحیه خلفی فک پایین و بخش قدامی فک بالا بیشتر بود.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>نصرت اله  عشقیار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تغییرات مورفولوژیک مینا تحت تأثیر دو ماده Bleaching با استفاده از میکروسکوپ الکترونی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=333&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; موادی که برای سفیدکردن دندانها به کار می روند, قابلیت ایجاد تغییرات در محتوای آلی و یا معدنی دندان را دارند. متعاقب این تغییرات، مورفولوژی سطح دندان نیز عوض می شود. با توجه به این که معمولاً سفیدکردن دندان، با هدف تأمین زیبایی دندانها انجام می شود, آگاهی از اثرات احتمالی این مواد روی نسج دندان ضروری است؛ زیرا ممکن است بعدها سبب تخریب نسج شود و یا حتی بر درمانهای ترمیمی تأثیر بگذارد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر دو ماده سفیدکننده «کیمیا و اولترادنت» حاوی ژل هیدروژن پراکساید 35%، بر نسج مینا، با استفاده از میکروسکوپ الکترونی (Scanning Electron Microscope: SEM) انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی- مداخله ای, پنج دندان قدامی کشیده شده سالم از طول برش داده شدند و به سه قسمت مزیالی, میانی و دیستالی تقسیم شدند و هر قسمت به طور تصادفی در یکی از سه گروه زیر قرار گرفت: &lt;br&gt;- گروه اول: نمونه ها در این گروه به عنوان شاهد در نظر گرفته شدند و تحت تأثیر هیچ ماده سفیدکننده ای قرار نگرفتند. &lt;br&gt;- گروه دوم: نمونه ها در این گروه تحت تأثیر ماده هیدروژن پرکساید 35% از شرکت کیمیا قرار گرفتند.&lt;br&gt;- گروه سوم: نمونه ها در این گروه تحت تأثیر هیدروژن پرکساید 35% از شرکت اولترادنت قرار گرفتند.&lt;br&gt;به این ترتیب هر دندان به عنوان شاهد گروههای آزمون خود بود؛ سپس نمونه ها با استفاده از SEM, با بزرگنمایی 250 و 500 برابر مورد مشاهده قرار گرفتند&lt;strong&gt;. &lt;br&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در گروه شاهد، مختصری خراش سطحی و ذرات سفید مشاهده شد که ناشی از عمل مضغ و باقیمانده ذرات پامیس بود؛ در دو گروه دیگر تغییرات مورفولوژیک از قبیل: افزایش خشونت سطحی، عمیق شدن ترکها، مشخص شدن و اچ شدن بعضی از منشورهای مینایی و ایجاد ترکهای جدید ملاحظه شد که در گروههای اول و دوم از این نظر تفاوتی وجود نداشت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; به نظر می رسد که سفید کردن دندان (Bleaching) با هیدروژن پراکساید هر دو شرکت تجارتی اثرات تخریبی محدودی روی سطح مینا دارد ولی این امر به حدی نیست که از نظر کلینیکی اهمیتی داشته باشد.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>مریم  قوام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی و مقایسه زیست‌سازگاری آلیاژ مینالوکس و آلیاژ مشابه خارجی (In-vitro)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=332&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; یکی از محصولات دندانپزشکی تولیدشده در داخل کشور آلیاژ بیس متال مینالوکس می باشد که براساس آنالیز آلیاژ نیکل- کروم وراباند2 (VeraBond2) طراحی و تولید شده است. مطالعات انجام شده حاکی از امکان بروز عوارض بیولوژیک مختلف در حضور آلیاژهای بیس متال به دلیل پدیده خوردگی و متعاقب آن آزادسازی عناصر ی چون نیکل و کروم از آلیاژ می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف مقایسه آلیاژ مینالوکس با آلیاژ وراباند2 از نظر زیست سازگاری به صورت In-vitro انجام شد؛ همچنین میزان آزادسازی یون های نیکل و کروم از این دو آلیاژ اندازه گیری و مقایسه  شد؛ در ضمن در هر یک از دو آلیاژ میزان سیتوتوکسیسیتی در حالات مختلف پس از ریختگی، پس از پرداخت و پس از انجام مراحل پخت پرسلن، مقایسه گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این تحقیق از سه آزمایش شمارش سلولی با Trypan Blue، MTT Assay و Neutral Red Assay جهت بررسی سیتوتوکسیسیتی استفاده شد. پس از تهیه نمونه ها در ابعاد مناسب و انجام مراحل آماده سازی و تمیزکردن، نمونه ها (3عدد) به روش تماس مستقیم در مجاورت سلول های فیبروبلاست Balb/c 3T3 به مدت 72 ساعت در انکوباتور (c37 و Co2 5%) قرار گرفتند. از تفلون به عنوان گروه شاهد استفاده شد. پس از خارج  ساختن نمونه ها، با استفاده از سه روش فوق، میزان سیتوتوکسیسیتی بین دو آلیاژ مینالوکس و وراباند2 و نیز بین گروههای مختلف از هر دو آلیاژ با استفاده از آزمون آماری ANOVA یک‎طرفه مقایسه گردید. به منظور اندازه گیری آزادسازی نیکل و کروم از نمونه ها (2عدد)، از محلول سرم فیزیولوژیک استفاده شد و اندازه گیری به روش اسپکتروفتومتر ی جذب اتمی صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; آزمایشهای MTT و Trypan Blue اختلاف آماری مشخصی را بین گروههای مشابه از دو آلیاژ و نیز بین گروههای مختلف با گروه شاهد نشان نداد. در آزمایش Neutral Red اختلاف قابل توجهی میان آلیاژ مینالوکس و وراباند2 در گروههای مشابه وجود نداشت؛ در حالی که در آلیاژ مینالوکس، بین گروه As Cast با گروههای Polished (001/0P&lt;) و Firing (02/0P=) و شاهد اختلاف معنی داری حاصل گردید. در آلیاژ وراباند2 ، اختلاف بین گروه As Cast با گروههای Polished (00/0P=) و Firing (034/0P=) و شاهد معنی‎دار بود؛ بین گروههای Polished و Firing از هر دو آلیاژ اختلاف آماری معنی داری به دست نیامد. در آزمایش آزادسازی عناصر، آزادسازی یون کروم قابل ثبت نبود (&lt;1PPB)؛ در حالی که نیکل در تمام گروهها آزاد شد. بین آزادسازی نیکل از دو آلیاژ به جز در حالت As Cast (007/0=P) اختلاف آماری مشخصی وجود نداشت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این تحقیق نشان داد که اختلاف قابل ملاحظه ای از نظر سیتوتوکسیسیتی بین دو آلیاژ مینالوکس و وراباند2 وجود ندارد و انجام مراحل پرداخت و نیز مراحل پخت پرسلن باعث کاهش سیتوتوکسیسیتی آلیاژ نسبت به وضعیت پس از ریختگی می گردد.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>علی  میرفضائلیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی بافتی و هیستومورفومتری استخوان‌سازی القاشده با استفاده از ترکیب اکتاکلسیم فسفات و ژلاتین ماده زمینه‌ای استخوان در ضایعات استخوان پاریتال موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=331&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; برای بهبود ترمیم استخوان از روشهای مختلفی از جمله کاربرد ژلاتین ماتریکس استخوانی (BMG) استفاده می شود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر باهدف ارزیابی روند القای استخوان سازی و تعیین حجم استخوان جدید پس از کاشت اکتاکلسیم فسفات (OCP) و ژلاتین ماده زمینه ای استخوان (BMG) به تنهایی و یا در حالت ترکیب با یکدیگر در محل ضایعات استخوانهای پهن موش صحرایی انجام شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، 100 سر موش صحرایی جوان بالغ (5-6 هفته ای) با وزن متوسط 120-150 گرم از جنس نر و از نژاد Sprague Dawley مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه ها به طور تصادفی به گروههای آزمایشی (مورد) (OCP/BMG, BMG ,OCP) و شاهد تقسیم شدند. در گروههای آزمایشی، ضایعه ای به قطر 5 میلیمتر بر روی استخوان پاریتال ایجاد شد و مقدار 5 میلیگرم OCP و BMG به تنهایی و یا حالت ترکیب OCP/BMG (به نسبت 1:4) در محل ضایعه کشت داده شد. در گروه شاهد از هیچ ماده ای در محل ضایعه استفاده نشد. به منظور بررسی روند القای استخوان سازی و اندازه گیری حجم استخوان جدید، 5، 7، 14، 21 و 56 روز پس از کاشت، نمونه برداری انجام شد. پس از آماده سازی بافتی نمونه ها, تهیه مقاطع و رنگ آمیزی آنها با استفاده از هماتوکسیلین- ائوزین (H&amp;E) و آلسین بلو، درصد حجمی استخوان جدید ساخته شده در تمامی گروهها به وسیله میکروسکوپ نوری و عدسی چشمی مدرج و نیز روش هیستومورفومتری, مورد بررسی و سنجش قرار گرفت. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SAS و آزمون آماری ANOVA مورد تحلیل قرار گرفتند؛ علاوه بر آنالیز واریانس برای هر متغیر به طور جداگانه میانگین، انحراف معیار، خطای معیار و ضریب تغییرات نیز محاسبه گردید. مقایسه بین میانگین اندازه های به دست آمده در گروههای آزمایشی با یکدیگر و با گروه شاهد با استفاده از آزمون چند دامنه ای Duncan و در سطح 05/0 انجام شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; روند القای استخوان سازی در گروههای آزمایشی (مورد) 5-14 روز پس از کاشت آغاز شد. در طی روزهای بعد، ضمن افزایش تدریجی حجم استخوان جدید, با ظهور حفره های مغز استخوان و تشکیل مغز استخوان خون ساز, استخوان جدید از تکامل بیشتری برخوردار شد و همزمان مواد کاشته شده نیز به مرور جذب شدند. در گروه شاهد، 56 روز پس از عمل, محل ضایعه به وسیله بافت همبند متراکم، اشغال شد و جزایر کوچکی از استخوان جدید در مجاورت و چسبیده به حاشیه ضایعه و استخوان میزبان مشاهده گردید. طبق نتایج حاصل از مطالعه هیستومورفومتری، بیشترین میانگین حجم استخوان جدید ساخته شده مربوط به گروه آزمایشی OCP/BMG بود؛ پس از آن گروههای آزمایشی OCP و BMG دارای بیشترین و گروه شاهد دارای کمترین حجم استخوان جدید بودند. حجم استخوان جدید در تمامی گروههای آزمایشی نسبت به گروه شاهد از افزایش معنی دار آماری برخوردار بود (05/0P&lt;).&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; ترکیب OCP/BMG در تمایز سلول های استئوبلاست, القای استخوان سازی و در نهایت استخوان سازی جدید از قدرت بیشتری برخوردار می باشد؛ به نظر می رسد استفاده از ترکیب این دو ماده می تواند در ترمیم نقائص استخوانی جمجمه مفید واقع گردد. &lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>علیقلی  سبحانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه‎گیری درجه تبدیل مونومر به پلیمر در ScotchBond MP Plus Adhesive، SingleBond، ‍Prompt L-Popو یک باندینگ آزمایشگاهی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=330&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; میزان باندهای دوگانه باقیمانده در پلیمریزاسیون نقش مهمی در خواص مکانیکی، فیزیکی و شیمیایی رزین های ترمیمی دارد. پلیمریزه شدن ناکافی در لایه هیبرید، دلیلی برای تفاوت در کیفییت این لایه و قدرت باند کمتر می‎باشد که می‎تواند به عنوان منبعی برای آزادسازی مونومر عمل کند و اثرات سمّی داشته باشد. &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف اندازه‎گیری درجه تبدیل مونومر به پلیمر سه نسل از دنتین باندینگ های  3Mو یک دنتین باندینگ آزمایشگاهی انجام شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی با استفاده از طیف جذبی مواد قبل و بعد از پلیمریزه شدن توسط دستگاه FT-IR ،درجه تبدیل به دست آمد. برای اندازه‎گیری درجه تبدیل از باندینگ های ScotchBond MP Plus Adhesive، SingleBond، &lt;br&gt;Prompt L-Pop و یک باندینگ آزمایشگاهی استفاده شد. شش نمونه از هر باندینگ مورد تحقیق قرار گرفت. زمان سخت شدن 120 ثانیه بود. مقایسه گروهها با استفاده از آزمونهای Kruskal-Wallis و Mann-Whitney انجام گردید. سطح معنی داری 05/0P&lt; در نظر گرفته شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته‎ها:&lt;/strong&gt; نتایج اختلاف معنی داری را بین گروهها نشان داد (P&lt;0.01). SingleBond در مقایسه با Prompt L-Pop و &lt;br&gt;ScotchBond MP و دنتین باندینگ تجاری در درجه تبدیل افزایش نشان داد. بین درجه تبدیل در سایر گروهها اختلاف معنی‎داری مشاهده نشد. بین دنتین باندینگ آزمایشگاهی و ScotchBond MP اختلاف معنی داری مشاهده نگردید (P=1.00).&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‎گیری:&lt;/strong&gt; فناوری استفاده از دنتین باندینگ به سمت ساده‎ترشدن پیش می‎رود؛ اما در این مطالعه PromptL-Pop به عنوان ادهزیوی که توانایی اچ کردن را دارد، درجه تبدیل بالایی را از خود نشان نداد. استفاده از باندینگ های با مراحل ساده‎تر نیاز به بررسی بیشتری دارد.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>طاهره‎سادات  جعفرزاده کاشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه استحکام باند برشی Unfilled Resin به مینای خشک و دنتین باندینگ روی مینای خشک و مرطوب</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=329&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; استفاده از دنتین باندینگ ها امروزه رواج زیادی یافته است. با توجه به تفاوتهایی که در ساختمان مینا و عاج وجود دارد، استفاده از Unfilled Resin و دنتین باندینگ ها بر روی مینا که اساساً یکی آب گریز (هیدروفوب) و دیگری آب دوست (هیدروفیل) است، می تواند در باندنیگ اثر بگذارد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان قدرت باند برشی Unfilled Resin و دنتین باندینگ روی مینای اچ شده در دو حالت خشک و مرطوب انجام شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، 30 دندان قدامی که سطح باکال آنها کاملاً سالم و فاقد هر گونه نقص مینایی بودند، انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه 10 تایی تقسیم شدند. سطح میانی باکال هر سه گروه پس از مسطح کردن با دیسک، با اسید فسفریک 37% به مدت 15 ثانیه اچ و سپس به مدت 20 ثانیه شسته شد. در گروه اول پس از خشک کردن سطح اچ شده، روی نمونه ها &lt;br&gt;Unfilled Resin قرار داده شد و سپس به مدت 20 ثانیه نمونه ها کیور شدند. در گروه دوم نیز مشابه گروه اول پس از خشک کردن سطح مینا از دنتین باندینگ استفاده شد و نمونه ها پس از 30 ثانیه به مدت 20 ثانیه کیور شدند. در گروه سوم رطوبت اضافی سطح مینای اچ شده توسط پنبه, گرفته شد و پس از قرار دادن دنتین باندینگ به مدت 30 ثانیه، سطح 20 ثانیه کیور شد؛ سپس با استفاده از استوانه ای به ابعاد 2×5/3 میلیمتر کامپوزیت در سطح مینای سه گروه قرار داده شد و نمونه ها در جهات مختلف به مدت 40 ثانیه کیور شدند؛ تمامی نمونه ها پس از ترموسایکلینگ توسط دستگاه Instron برای بررسی نیروهای برشی مورد آزمایش قرار گرفتند و با استفاده از آزمون یک طرفه ANOVA و Tukey HSD مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; قدرت باند برشی Unfilled Resin روی مینای خشک از دو گروه دیگر بیشتر بود؛ میزان باند در گروه دنتین باندینگ به طور معنی داری کمتر از گروه Unfilled Resin بود (05/0P&lt;). بین دنتین باندینگ با مینای خشک و مرطوب با هم و دنتین باندینگ با مینای مرطوب و Unfilled Resin اختلاف معنی داری مشاهده نشد. &lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; طبق یافته های این مطالعه، پیشنهاد می شود هنگام ترمیم مینا با کامپوزیت، به منظور حصول باند مطلوب تر از &lt;br&gt;Unfilled Resin استفاده شود‍؛ در صورت استفاده از دنتین باندینگ ها، بهتر است سطح مینا مرطوب باشد.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>اسماعیل  یاسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر متقابل درمانهای اندودنتیک و ارتودنتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=328&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف این مقاله مرور مطالعات و تحقیقات مختلفی است که در زمینه اثر درمانهای ارتودنسی روی پالپ دندان و نقش آنها در تحلیل ریشه، تأثیر سابقه تروما و درمان ریشه در حرکت و میزان تحلیل ریشه دندان هنگام درمان ارتودنسی، چگونگی انجام درمانهای ریشه در دندانهای تحت درمان ارتودنسی و نقش نیروهای ارتودنسی در پیش آگهی این درمانها انجام شده است تا در هر مورد تا حد امکان اطلاعات مستند و قابل کاربرد در کلینیک در اختیار همکاران دندانپزشک قرار گیرد. تأثیر حرکات ارتودنسی به طور عمده روی سیستم عصبی- عروقی پالپ متمرکز است که می تواند باعث ایجاد پاسخهای دژنراتیو و یا التهابی در پالپ شود. اگر چه اغلب این تغییرات قابل برگشت است ولی به نظر می رسد دندانهایی که فورامن آپیکال آنها بسته شده است و یا در اثر تروما، پوسیدگی، ترمیم یا بیماری پریودنتال آسیب دیده اند به تغییرات پالپی غیر قابل برگشت مستعدتر می باشند. در دندانهایی که درمان ریشه شده اند و کانال ریشه آنها به طور کامل تمیز و شکل داده شده و به طور سه بعدی پر شده است، تمایل کمتری جهت تحلیل آپیکالی ریشه هنگام حرکات ارتودنتیک وجود دارد. این موفقیت به عدم نشت میکروبی در این دندانها بستگی دارد. یک دندان تروماتیزه (در صورتی که پالپ آن دچار آسیب جدی مثل نکروز یا عفونت نشده باشد) می تواند با حداقل خطر تحلیل با وسایل ارتودنسی حرکت کند. اگر علائمی از آسیب پالپ وجود داشته باشد، درمان ریشه باید قبل از درمان ارتودنسی صورت گیرد. اگر در دندان تروماتیزه شواهدی از تحلیل وجود داشته باشد، احتمال افزایش روند تحلیل هنگام حرکت ارتودنسی وجود دارد. اگر دندانی به شدت تروماتیزه شده باشد (Intrusion, Avulsion) احتمال وقوع تحلیل ریشه هنگام حرکت دندان بیشتر است. اگر دندانی هنگام حرکت ارتودنسی نیاز به درمان ریشه داشته باشد، توصیه می شود بعد از تمیز کردن و شکل دادن، کانال با هیدروکسید کلسیم به طور موقت پر شود و بعد از تکمیل درمان ارتودنسی کانال ریشه به طور دائم با گوتاپرکا پر گردد. دندانهایی که ریشه آنها درمان می شود، می توانند همانند دندانهای با پالپ زنده حرکت کنند. برای انجام درمانهای اندودنتیک نظیر آپکسیفیکاسیون ممکن است نیازی به تأخیر یا توقف درمان ارتودنسی نباشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>صدیقه  خدمت</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
