<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1383 جلد17 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1383/10/12</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی Cranio-Cervical Posture در بیماران کلاس II و کلاس III اسکلتال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=351&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; موقعیت (Posture) سر و ستون گردنی(Craniocervical Posture)  به عنوان عاملی مؤثر در رشد و نمو و عملکرد ساختارهای دندانی صورتی مطرح شده است. توجه به ارتباط بین Posture کرانیوسرویکال و انواع مال اکلوژن ها و فرم سر و صورت ( مورفولوژی کرانیوفاسیال) می تواند در تصمیم گیری بهتر جهت درمان مال اکلوژن های مختلف مفید باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی وجود یا عدم وجود ارتباط بین Posture کرانیوسرویکال و مال اکلوژن های کلاسII و کلاس III اسکلتال انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه  توصیفی- تحلیلی و مقطعی، 76 بیمار مبتلا به مال اکلوژن اسکلتال کلاس II و کلاس III در دو محدوده سنی 11-9 سال و بالای 18 سال انتخاب شدند؛ از بیماران در موقعیت طبیعی سر (Natural Head Position: NHP) رادیوگرافی لترال سفالومتری تهیه شد. بعد از Tracing علاوه بر آنالیزهای رایج سفالومتری، زوایای کرانیوسرویکال(NSL/CVT,NSL/OPT) و زوایای سرویکوهوریزونتال (,OPT/HOR (CVT/HOR نیز جهت تعیین Posture کرانیوسرویکال اندازه گیری شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;با توجه به Posture کرانیوسرویکال، بیماران کلاس II اسکلتال بیشتر سرشان را به سمت جلو و پایین متمایل کردند (Flexion) و بیماران کلاس III اسکلتال بیشتر سرشان را به سمت عقب و بالا متمایل کردند (Extension)؛ در نتیجه مال اکلوژن این بیماران شدیدتر به نظر رسید. با افزایش سن، بیماران کلاس II اسکلتال سرشان را به سمت جلو و پایین بیشتر متمایل کردند و مال اکلوژن بیماران شدیدتر به نظر رسید؛ در صورتی که بیماران کلاس III اسکلتال با افزایش سن، سرشان را به سمت عقب و بالا متمایل کردند و باز هم موجب شدیدتر به نظر رسیدن مال اکلوژن شد. در بیماران کلاس II اسکلتال،  Postureکرانیوسرویکال همبستگی معنی داری با رشد عمودی داشت، ولی با رشد افقی همبستگی کمی نشان داد. در بیماران کلاس III اسکلتال Postureکرانیوسرویکال با هیچ کدام از ابعاد رشدی عمودی و افقی همبستگی نشان نداد. در بیماران کلاس II و III اسکلتال، مقادیر &lt;br&gt;Na.prep-point A  وpog-Na.prep  با Posture کرانیوسرویکال همبستگی معنی داری نشان داد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; از آنجا که اساس طرح درمان در دیدگاههای جدید ارتودنسی از نمای صورت آغاز می گردد و با استفاده از نتایج حاصل از آنالیزهای سفالومتری تعدیل می گردد، توجه به Posture کرانیوسرویکال علاوه بر زوایای سفالومتری این مزیت را دارد که تشدید یا اصلاح روابط فکی با تغییر در موقعیت سر در طرح درمان در نظر گرفته می شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>طاهره حسین زاده نیک</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>انتخاب شش دندان قدامی برای بیماران پروتز کامل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=350&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله: &lt;/strong&gt;انتخاب دندانهای مناسب برای بیماران بی دندان همواره مسأله پر اهمیتی در دندانپزشکی بوده است و روشهای گوناگونی جهت این انتخاب تا به حال ارائه شده است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطاله حاضر با هدف ارائه روشهای مناسب انتخاب دندان در بیماران پروتز کامل انجام شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی، تعداد صد نفر از مراجعه کنندگان و دانشجویان این مرکز در محدوده سنی 20-30 سال مورد بررسی قرار گرفتند که نیمی مرد و نیمی دیگر زن بودند. به منظور انجام تحقیق از کولیس با درصد خطای 01/0 میلیمتر و خط کش میلیمتری پلاستیکی قابل انعطاف برای اندازه گیری نقاط آناتومیک مورد نظر و فیس بو برای اندازه گیری پهنای صورت استفاده شد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بین عرض مزیودیستالی شش دندان قدامی فک بالا و عرض مزیودیستالی شش دندان قدامی فک پایین رابطه معنی داری وجود داشت؛ این رابطه در مورد آقایان به صورت: (008/2- ]عرض 6 دندان قدامی بالا× 83/0[=عرض شش دندان قدامی پایین) و در مورد خانمها به صورت (53/9 + ] عرض شش دندان قدامی بالا× 59/0[=عرض 6 دندان قدامی پایین) بود؛ بین عرض شش دندان قدامی فک بالا و اندازه گوشه لب در حالت قوس فقط در مردان رابطه معنی داری وجود داشت که به صورت: (]اندازه گوشه لب در حالت قوس در مردان + 21/0[ + (63/39) = عرض شش دندان قدامی بالا) بود؛ این رابطه در خانم ها به دست نیامد.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با وجود روشهای مختلف جهت تعیین اندازه دندانها به نظر می رسد روش پیشنهادی کنونی، روش مناسبی جهت این تخمین است.&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>مریم معماریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی همبستگی فاصله کرست استخوان آلوئول تا CEJ در رادیوگرافی‌های پری‎ایپکال، پانورامیک و بایت‌وینگ با میزان واقعی آن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=349&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله: &lt;/strong&gt;با وجود محدودیتهای رادیوگرافی، تشخیص مناسب ضایعات پریودنتال بدون در اختیار داشتن رادیوگرافی های دقیق امکان پذیر نمی باشد؛ زیرا رادیوگرافی، تصویر قابل مشاهده ای از استخوان پشتیبان را در اختیار قرار می دهد و به عنوان معیار ثابتی از مقدار استخوان پشتیبان در طی مطالعه عمل می نماید.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف مقایسه دقت سه نوع رادیوگرافی پری اپیکال، بایت وینگ و پانورامیک در تعیین فاصله کرست استخوان آلوئول تا محل (Cementoenamel Junction)  CEJ دندانها انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این تحقیق مقطعی، 120سطح اینترپروگزیمالی دندانها به هنگام جراحی توسط پروب پریودنتال اندازه گیری و با عنوان اندازه واقعی ثبت گردید. قبل از جراحی 40 سطح تحت رادیوگرافی بایت وینگ، 40 سطح تحت رادیوگرافی پری اپیکال و 40 سطح تحت رادیوگرافی پانورامیک قرار گرفته بودند و فاصله CEJ تا کرست استخوان آلوئول بر روی نگاره رادیوگرافی توسط پروب پریودنتال اندازه گیری و ثبت شده بود. هر روش در گروهی جداگانه مورد تحلیل آماری قرار گرفت و ضریب همبستگی Pearson برای داده ها مورد بررسی قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; هنگامی که ضخامت استخوان باقیمانده برای جراح در حد میلیمتر هم حائز اهمیت باشد، رادیوگرافی بایت وینگ از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ ولی هنگامی که تحلیل استخوان در حد متوسطی است، رادیوگرافی پانورامیک به دلیل این که در 89% موارد، تغییرات استخوانی را نزدیک به میزان واقعی نشان می دهد، می تواند مورد قبول باشد. همچنین بین میزان واقعی فاصله CEJ تا کرست استخوان و این فاصله در رادیوگرافی پری اپیکال همبستگی زیادی وجود داشت (94/0r= و 000/0P&lt;). همبستگی Pearson در رادیوگرافی بایت وینگ و میزان واقعی نیز بسیار زیاد بود )98/0r= و 000/0P&lt;). این همبستگی در بین رادیوگرافی پانورامیک و میزان واقعی نسبت به روشهای رادیوگرافی بایت وینگ و پری اپیکال کمتر بود (72/0r = و 000/0P&lt;). از طرفی در نواحی قدامی برای اندازه گیری تغییرات استخوان، روش رادیوگرافی پری اپیکال با ضریب همبستگی93/0 نسبت به روش رادیوگرافی پانورامیک با ضریب همبستگی72/0 برتری دارد و پیشنهاد می گردد برای یررسی تغییرات استخوانی در این نواحی از رادیوگرافی پری اپیکال استفاده شود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; به نظر می رسد، در مواردی که تغییرات استخوانی در حد شدید یا متوسط باشد، رادیوگرافی بایت وینگ از اهمیت ویژه ای در تعیین تشخیص برخوردار است؛ اما در مواردی که تحلیل استخوان اندکی وجود داشته باشد، می توان از رادیوگرافی پانورامیک استفاده نمود تا بیمار در معرض تشعشع بیشتری قرار نگیرد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>محمد تقی چیت سازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی‌ خواص‌ فیزیکی‌ و قابلیت انحلال و تجزیه پذیری سیمانهای‌ حاوی‌ عنصر روی‌ در دندانپزشکی‌ ترمیمی‌ و مقایسه‌ آنها با مقادیر استاندارد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=348&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; سیمان های  حاوی  عنصر روی،  دسته  مهمی  از سیمان های  دندانپزشکی  هستند که  کاربردهای  متنوعی  در دندانپزشکی  ترمیمی  دارند. با توجه  به  اهمیتی  که  استاندارد بودن  سیمان ها در امر درمان  دارد، ارزیابی مستمر  محصولات  شرکتهای  تولیدکننده  ضروری به نظر می رسد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری  مقاومت  فشاری ، زمان  سخت شدن  و ارزیابی قابلیت  انحلال  و تجزیه پذیری  سیمان های  اوژنول - اکسید روی ، فسفات  روی  و پلی کربوکسیلات  محصولات تولید داخل  انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی، نمونه  های مورد استفاده از تولیدات یک  شرکت  داخلی به عنوان نمونه های آزمون و نمونه های شرکت Harvard آلمان به عنوان شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. برای  اندازه گیری  مقاومت  فشاری  هر سه  نوع  سیمان ، با استفاده  از محاسبات  آماری  از یازده نمونه  استفاده  شد. برای  اندازه گیری  زمان  سخت  شدن  سیمان  اوژنول- اکسید روی ، از شانزده نمونه  و برای  دو نوع  سیمان  دیگر از یازده نمونه  استفاده  شد. اندازه گیری  قابلیت  انحلال  و تجزیه پذیری  فقط  برای  سیمان  اوژنول - اکسید روی  و با استفاده  از یازده نمونه  انجام  شد.  نتایج حاصل با مقادیراستاندارد مربوطه مقایسه گردید.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; میانگین  مقاومت  فشاری  سیمان های  اوژنول- اکسید روی ، فسفات  روی  و پلی  کربوکسیلات  روی  به  ترتیب 3/1± 58/12، &lt;br&gt;5±21/37 و1/2± 86/35 مگاپاسکال  حاصل گردید که  هیچ یک  با مقادیر استاندارد مطابقت  نداشت. زمان  سخت شدن  سیمان های  مذکور به  ترتیب  71/0±04/29، 55/0±41/5 و 06/0±50/2 دقیقه  بود که  فقط  دو نوع  آخر با مقادیر استاندارد مطابقت  داشتند. قابلیت  انحلال  و تجزیه پذیری  سیمان  اوژنول - اکسید روی 1/1±  44/8%  بود؛  این  ویژگی  نیز حائز شرایط  استاندارد نبود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه  به  مقادیر به دست  آمده  و مقایسه  با مقادیر شاهد و استاندارد، نتایج حاصل بیانگر آن است که هیچ  یک  از سیمان های  مورد آزمایش  دارای  شرایط  استاندارد نمی باشند؛ بنابراین استفاده  از آنها توصیه  نمی شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>محمدباقر توکلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی میزان رعایت اصول حفاظت در برابر اشعه ایکس در مراکز دارای دستگاه رادیوگرافی داخل دهانی شهر یزد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=347&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; چندین دهه از کاربرد فناوری رادیوگرافی به عنوان ابزار پاراکلینیکی دقیق می گذرد و همواره سعی شده است که تدابیر حفاظتی در برابر اشعه یونیزان رعایت گردد. این مسأله در حیطه کار دندانپزشکان به دلیل استفاده مکرر از دستگاه رادیوگرافی در مطب از اهمیت خاصی برخوردار است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان رعایت اصول بهداشت و حفاظت در برابر اشعه ایکس در مراکز دارای دستگاه رادیوگرافی داخل دهانی شهرستان یزد انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه توصیفی و مقطعی، اقدامات حفاظتی در سه بعد حفاظت پرتونگار، حفاظت محیط کار و حفاظت بیمار مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق با استفاده از پرسشنامه و مراجعه به مراکز دارای دستگاه رادیوگرافی داخل دهانی انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج این مطالعه نشان داد که 7/33 % از مطبهای دندانپزشکی،10 درمانگاه، 3 مؤسسه و دانشکده دندانپزشکی شهر یزد مجهز به دستگاه رادیوگرافی داخل دهانی می باشند. در زمینه حفاظت پرتونگار، میزان رعایت اصول بهداشتی و حفاظتی مناسب بود. 7/7% از مطب ها دارای اتاق رادیوگرافی سربکوبی و 1/23% دارای پاراوان بودند و در 2/69% اصول فاصله و محل مناسب رعایت می شد. در زمینه حفاظت محیط کار، سنجش نشت اشعه در 1/23% از مطب ها، 70% از درمانگاهها، تمام مؤسسات و نیز دانشکده دندانپزشکی انجام می شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به این که در هیچ واحدی از لوکالیزاتور مستطیلی، حفاظ تیروئید و فیلم نگهدار استفاده نمی شد و از روپوش سربی نیز در بعضی از مراکز و در موارد خاص استفاده می شد، می توان چنین نتیجه گرفت که حفاظت بیمار کمتر مورد توجه است. عدم رعایت نکات حفاظت در برابر تشعشع با عدم آگاهی کافی پرتونگاران مرتبط می باشد. فقدان دانش و آگاهی دست اندرکاران سبب کاهش تقاضای بعضی از تجهیزات حفاظتی و در نهایت کمبود این وسائل در بازار می گردد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>داریوش گودرزی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مشکلات اسکلتی عضلانی در دندانپزشکان شهر یزد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=346&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; مطالعات انجام شده در مورد خطرات شغلی نشان می دهد که تعداد زیادی از دندانپزشکان در معرض ابتلا به انواع ناراحتیهای اسکلتی- عضلانی ناشی از این حرفه هستند. با توجه به این که جامعه دندانپزشکی نقش مؤثری در ارتقای وضع بهداشتی جامعه ایفا می کند، بروز مشکلات اسکلتی- عضلانی در این افراد باعث کاهش عمر خدمات مفید فرد می شود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی اولیه در مورد تعیین وضعیت اختلالات اسکلتی- عضلانی در جامعه دندانپزشکی شهر یزد انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 70 نفر از دندانپزشکان شهر یزد انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند؛ سرشماری و روش جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه بود؛ اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون آماری Chi-square مورد تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; 6/81% از دندانپزشکان حداقل یکی از مشکلات اسکلتی- عضلانی را دارا بودند. میزان شیوع بیماریهای مورد مطالعه در طی دوران اشتغال به کار در جامعه مورد نظر بدین ترتیب بود: میزان ابتلاء به درد گردن 1/47%، درد دست 2/36%، درد مچ 8/34%، درد ستون فقرات پشتی و کمری 3/33%، درد شانه 59/11% و درد زانو 8/2% بود. از کل جامعه 5/72% سابقه خانوادگی دردهای فوق را نداشتند و فقط 5/4% قبل از اشتغال به این دردها مبتلا بودند؛ رابطه بیماری با عوامل سن و جنس، محل کار و سابقه کار ساعت کار روزانه، انجام ورزش و کاربرد بیشتر دید مستقیم مورد بررسی قرار گرفت که بسیاری از این ارتباطات معنی دار بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; پیشگیری از مشکلاتی که سبب درد و رنج و تنزل کیفیت و کمیت کار می شود، دارای اهمیت است و باید با آگاه کردن دندانپزشکان و ترغیب آنها به ورزش گامی در این جهت برداشت.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>فاطمه عزالدینی اردکانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای اثرEnamel Matrix Protein به تنهایی و همراه با پیوند استخوانی اتوژن در درمان ضایعات پریودنتال انسانی داخل استخوانی دو دیواره</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=345&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله: &lt;/strong&gt;روشهای درمانی رژنراتیو یکی از راههای درمانی ضایعات پریودنتال می باشند که سعی در بازیافت انساج پریودنتال از دست رفته در اثر بیماری در اطراف دندان را دارند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف: &lt;/strong&gt;مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای اثر EMP به تنهایی و همراه با پیوند استخوانی اتوژن (Autogenous Bone Graft) در درمان ضایعات پریودنتال انسانی داخل استخوانی دو دیواره انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه که به روش کار آزمایی بالینی یک سو کور و به صورت Split Mouth انجام شد، هشت جفت ضایعه پریودنتال داخل استخوانی دو دیواره مشابه با عمق پروبینگ 5 میلیمتر یا بیشتر و عمق ضایعه استخوانی 3 میلیمتر یا بیشتر به دنبال مرحله اول درمان مورد تحقیق قرار گرفتند. در سمت شاهد از EMP و در سمت مورد از EMP به همراه پیوند استخوانی اتوژن استفاده شد. داده های حاصل از اندازه گیریهای متغیرها قبل و بعد از درمان با استفاده از آزمون آماری t-paired غیر پارامتریک ویلکاکسون ارزیابی شدند. برای مقایسه میزان تأثیر دو روش با یکدیگر اختلاف میانگین هر یک از روشها با هم مقایسه شدند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ابتدا دو گروه از نظر ایندکس پلاک و ایندکس لثه ای و متغیرهای بافت نرم و سخت اختلافی نداشتند. پس از شش ماه هر دو روش درمانی باعث کاهش معنی دار عمق پروبینگ و حصول چسبندگی شدند. تشکیل استخوان در هر دو گروه معنی دار بود ولی روش درمانی توأم به طور معنی داری باعث تشکیل بیشتر و Resolution بیشتر ضایعه استخوانی شد (تشکیل استخوان 75/2 میلیمتر در مقایسه با 67/1 میلیمتر). میزانResorption Crestal  در هر دو گروه تقریباً یکسان بود و اختلاف آن معنی دار نبود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به محدودیتهای مطالعه حاضر، هر دو روش درمانی باعث بهبود شاخصهای بالینی شدند. استفاده توأم EMP به همراه پیوند استخوانی اتوژن باعث تشکیل بیشتر استخوان و Resolution بیشتر ضایعه استخوانی شد. لازم به ذکر است محدودیت در میزان پیوند استخوانی اتوژن قابل برداشت از منابع داخل دهانی از معایب این روش محسوب می گردد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>نادر ابوالفضلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی اثر کورتیکوتومی بر میزان حرکت دندان و مقایسه آن با روش معمول ارتودنسی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=344&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; کاهش طول مدت درمان ارتودنسی در بزرگسالان، یکی از اهداف مهم در درمان و تصحیح ناهنجاریها می باشد. روش استفاده از کورتیکوتومی (Corticotomy) به عنوان حد واسط درمانهای جراحی و ارتودنسی در کاهش مدت زمان درمان مفید تشخیص داده شده است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه سرعت حرکت دیستالی دندان کانین فک بالا با روش ارتودنسی توأم با کورتیکوتومی و معمول ارتودنسی انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تحلیلی، تعداد ده بیمار بین سنین 17 تا 25 سال به روش نمونه‎گیری متوالی انتخاب شدند. پس از خارج کردن دندانهای پره مولر اول فک بالا و انجام مرحله اول درمان ارتودنسی، جراحی کورتیکوتومی در باکال و پالاتال یک سمت انجام گردید (آزمون) و سمت دیگر به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. پس از حذف التهاب ناشی از جراحی، حرکت دیستالی دندان کانین در سمت آزمون به روش تاکامی (Takami) با استفاده از فنر تیتانیوم آغاز گردید. در سمت شاهد، مشابه سمت آزمون حرکت دندان کانین با استفاده از فنر تیتانیوم انجام شد. میزان حرکت دندان بر اساس روگای پالاتالی، به عنوان نقطه مرجع، طی هشت هفته اندازه‎گیری شد. با روی هم قرار دادن تصاویر رادیوگرافی پانورامیک، میزان انحراف محور طولی (Tipping) دندان کانین، تعیین گردید. یافته‎های مطالعه با استفاده از آزمون کولموگرو- سمیرنوف و آزمون t مورد تحلیل قرار گرفتند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته‎ها:&lt;/strong&gt; میزان حرکت دیستالی دندان کانین در سمت آزمون، بیش از سمت شاهد بود (015/0= (P؛ این تفاوت بویژه در پایان هفته اول چشمگیرتر بود (000/0= (P؛ همچنین میزان انحراف محور طولی دندان مذکور در سمت آزمون، به مراتب کمتر از سمت شاهد بود &lt;br&gt;(05/0 (P&lt;، ولی اختلاف میزان از دست دادن انکوریج در دوگروه آزمون و شاهد معنی‎دارنبود (05/0 (P&gt;.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه‎گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس یافته های مطالعه حاضر، می توان اذعان کرد که حرکت دندان کانین متعاقب جراحی کورتیکوتومی نسبت به روش معمول ارتودنسی از میزان بالاتری برخوردار است؛ از این روش بویژه در بیماران با مال اکلوژن پروتروژن دنتوآلوئولی به منظور دیستاله کردن سریع دندان کانین می‎توان به خوبی استفاده کرد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>حمیدرضا پاکشیر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط اختلال متابولیسم چربی‌ها و بیماری پریودنتال در بیماران قلبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=343&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; اختلال متابولیسم چربیها به عنوان عامل خطر احتمالی در زمینه بیماریهای پریودنتال و سایر بیماریهای عفونی مطرح شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سطح چربیهای خون و بیماریهای پریودنتال در بیماران قلبی- عروقی انجام شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی، 45 بیمار بستری در بیمارستان قلب شهید رجایی، در دوگروه مورد (27نفر) و شاهد (18نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. در هر دو گروه میزان چربیهای خون شامل تری گلیسیرید، LDL و کلسترول تام از طریق آزمایشات لابراتواری و وضعیت پریودنتال با استفاده از شاخص CPITN ارزیابی گردید؛ سپس نتایج با استفاده از آزمون Mann Whitney U و ضریب همبستگی اسپرمن مورد تحلیل آماری قرارگرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; CPITN در گروه High Lipid بالاتر بود و ضریب همبستگی اسپیرمن بین تری گلیسیرید و CPITN 283/0، بین کلسترول و CPITN 372/0 و بین LDL و CPITN 280/0 حاصل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس یافته های مطالعه حاضر، می توان اظهار داشت که رابطه مشخصی بین وجود بیماری پریودنتال و سطح لیپیدهای سرمی در بیماران قلبی- عروقی وجود دارد.&lt;/p&gt;</description>
						<author>یداله سلیمانی شایسته</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کلینیکی موفقیت پوشش پالپ با استفاده از MTA و مقایسه آن با کلسیم هیدروکساید</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=342&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; پالپ به هنگام برداشتن پوسیدگی و یا به وسیله صدمات تروماتیک ممکن است اکسپوز شود. ماده ای که برای پوشش مستقیم پالپ (DPC) به کار می رود باید حتی الامکان سازگاری نسجی داشته باشد، دارای قدرت Seal بالا باشد و از نفوذ باکتری ها به پالپ جلوگیری نماید؛ همچنین بتواند باعث ساخته شدن پل عاجی شود. در حال حاضر کلسیم هیدروکساید معمولی ترین ماده مورد استفاده در DPC می باشد، اما این ماده با وجود تمام مزایایی که دارد، نمی تواند Seal بیولوژیک مناسبی فراهم کند؛ همچنین علاوه بر این به دلیل حلالیت بالا در طول زمان (در مدت 6 ماه) دچار تجزیه و تخریب می شود. MTA (Mineral Trioxide Aggregate) ماده ای است که قدرت بازسازی (Regeneration) بافت اولیه پالپ و پری رادیکولار را دارد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی کلینیکی موفقیت DPC بین کلسیم هیدروکساید و MTA انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مداخله ای و کارآزمایی بالینی، هجده دندان خلفی که پالپ آنها در زمان تهیه حفره دچار اکسپوز مکانیکی شده بود و شرایط لازم DPC را داشتند، به طور تصادفی تحت درمان DPC با استفاده از MTA (در گروه مورد) و سمان کلسیم هیدروکساید (در گروه شاهد) قرار گرفتند؛ سپس در دو مرحله پیگیری (پس از 3 و 12 ماه) با استفاده از آزمونهای سرما، گرما و رادیوگرافی مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ در مورد درد تحریکی یا خود به خود بین زمانهای پیگیری از بیماران سؤال شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون دقیق فیشر (05/0=a) مورد تحلیل آماری قرار گرفتند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج کلینیکی به دست آمده حاکی از موفقیت درمان با MTA در مقایسه با سمان کلسیم هیدروکساید بود؛ به نحوی که 3 مورد از 9 مورد گروه کلسیم هیدروکساید نیاز به درمان ریشه پیدا کردند و 2 مورد آنها نیز علائم پالپیت برگشت پذیر داشتند ولی در گروه MTA تمام نمونه ها بدون علائم کلینیکی و نرمال بودند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق مشخص شد که MTA سازگاری نسجی دارد، عاج سازی را تحریک می نماید و Seal مناسبی ایجاد می کند و به عنوان یک ماده جایگزینی به جای کلسیم هیدروکساید برای پوشش مستقیم پالپ پیشنهاد می شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>اسماعیل یاسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شاخصهای سفالومتری دنتوفاسیال در بیماران تنفس دهانی با انسداد فضای بینی حلقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=341&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مساله:&lt;/strong&gt; اهمیت بافت آدنوئید در ارتودنسی در سال 1954 مشخص شد. از آن زمان به بعد متخصصان ارتودنسی سعی کردند تا ارتباط بین بزرگی بافت آدنوئید و اکلوژن در حال تکامل و مورفولوژی صورتی را مورد بررسی قرار دهند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تنفس دهانی به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی معیارهای سفالومتریک دنتوفاسیال انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی 92 نفر درگروه سنی 15-6 سال در دو گروه مورد و شاهد (در هر گروه 46 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. افراد گروه مورد (شامل 32 دختر و 14 پسر با میانگین سنی 26/11 سال) مبتلا به تنفس دهانی بودند و علت اصلی آن توسط متخصص ارتودنسی و گوش و حلق و بینی، بزرگی بافت ادنوئید تشخیص داده شده بود. افراد گروه شاهد (شامل 35 دختر و 11 پسر با میانگین سنی 33/11 سال) تنفس طبیعی از طریق بینی داشتند. رادیوگرافی  های سفالومتری لترال دو گروه که در حالت اکلوژن سنتریک تهیه شده بودند، انتخاب گردید و بعد از انجام tracing و اندازه گیری دوازده متغیر دندانی صورتی، میانگین و انحراف معیار محاسبه گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از دوازده متغیر اندازه گیری شده، میانگین شش متغیر اختلاف معنی داری را بین دو گروه نشان داد که با توجه به سطح معنی داری به ترتیب عبارت از:  زوایای SN-Me.Go، Axis-Y، o(Gonial) G، &lt;span style=&quot;text-decoration: underline&quot;&gt;1&lt;/span&gt; to FH، SNB و PL-SN بودند. درگروه مورد‏‏ نسبت به گروه شاهد، میانگین سه متغیر اول و SN-PL افزایش معنی دار و میانگین متغیرهای&lt;span style=&quot;text-decoration: underline&quot;&gt;1&lt;/span&gt; to FH  وSNB کاهش معنی دار داشتند. میانگین سایر متغیرهای اندازه گیری شده، یعنی زوایای S، IMPA،SNA،‏ANB، Ar و ارتفاع تحتانی صورت (LH) اختلاف معنی داری را بین دو گروه نشان ندادند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; انسداد فضای نازوفارنکس به دلیل بزرگی بافت آدنوئید بر روی مورفولوژی دنتوفاسیال تأثیر می گذارد و باعث الگوی رشدی عمودی صورت و رتروژن سانترال های بالا می شود.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>محمد حسین توده زعیم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد شاخص مراحل تکاملی مهره‌های گردن در ارتودنسی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=340&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>ارزیابی سن اسکلتی و مشخص کردن مراحل رشد در ارائه طرح درمان و همچنین ثبات درمانهای ارتودنسی از جمله درمانهای ارتوپدی فانکشنال و جراحیهای ارتوگناتیک از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. در تشخیص و ارزیابی این فرایند مهم، معیارهای بیولوژیکی متعددی مطرح شده است که به دلیل محدودیتهای استفاده از این معیارها، ایده بکارگیری شاخصهای جدید همچنان مهم جلوه می کند؛ از جمله این معیارهای جدید شاخص آنالیز مهره های گردنی می باشد. ابتدا از مهره های &lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;C تا &lt;sub&gt;6&lt;/sub&gt;C در شش مرحله تکاملی برای ارزیابی رشد استفاده می شد. اما امروزه روش جدید آنالیز مهره های گردنی با عنوان CVMS (Cervical Vertebral Maturation Stage) با ارزیابی سه مهره &lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;C، &lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;C و &lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;C در رادیوگرافی سفالومتری لترال در پنج مرحله تکاملی، مطرح می باشد. این روش از سهولت بیشتری برخوردار است و اعتبار بالاتری از آنالیز دست و مچ دارد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>زهرا دلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
