<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1383 جلد17 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1383/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>گزارش یک مورد Benign Mesenchymoma در لثه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=374&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>Benign Mesenchymoma, تومور خوش خیم نسج نرم است که علاوه بر داشتن زمینه ای از بافت فیبروز، حاوی حداقل دو بافت مزانشیمی بالغ می باشد. در این مقاله, یک مورد نادر از این ضایعه در لثه مردی 53 ساله گزارش می گردد؛ همچنین پاتوژنز و خصوصیات کلینیکی و پاتولوژیکی این تومور غیر شایع در ناحیه سر و گردن مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>شکوفه شهرابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دما, رطوبت و زمان بر تغییرات ابعادی گچ نوع IV</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=375&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; کشور ایران از نظر اقلیمی دارای شرایط آب و هوای مختلف است و با توجه به اختلاف زیاد دما و رطوبت در شهرهای مختلف و استفاده وسیع و همگانی لابراتوارهای پروتز از استون نوع IV برای ساخت دای، انجام این بررسی ضروری به نظر رسید.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف: &lt;/strong&gt;مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر دما, رطوبت و زمان بر تغییرات ابعادی استون نوع IV (Velmix) انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه تجربی, به منظور قالبگیری نیاز به یک مدل با ابعاد ثابت بود که نمونه مکعبی شکل فلزی با ابعاد 10 میلی متر ساخته شد سپس با استفاده از ماده قالبگیری از نوع سیلیکون تراکمی به کمک تری مخصوص با 10 خانه به ابعاد 25*20*15 قالبگیری در 10 مرحله انجام گرفت. قالبها به طور همزمان با استون نوع IV ریخته و 80 نمونه در دستگاه مخصوص نگهداری شد. پس از زمانهای انتخابی 2 تا 24 ساعت و یک هفته نمونه ها که در 3 گروه 10 تایی با مشخصات رطوبت ثابت و دمای متغیر و 5 گروه &lt;br&gt;10تایی با مشخصات دما ثابت و رطوبت متغیر نگهداری شده بودند, با میکرومتر با دقت 01/0 میلیمتر اندازه گیری گردیدند؛ سپس با استفاده از آنالیز واریانس تک عاملی- دو عاملی و دانکن نمونه ها تحلیل شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج این مطالعه نشان داد که زمان در ایجاد تغییرات ابعادی نقش ندارد؛ تغییرات دما و رطوبت باعث ایجاد تغییرات ابعادی در گچ می شود؛ همچنین افزایش دما باعث انقباض و افزایش رطوبت باعث انبساط می گردد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;بر اساس نتایج این مطالعه بهترین دما برای ایجاد کمترین تغییر ابعادی 20 درجه و بهترین رطوبت برای ایجاد کمترین تغییرات ابعادی 30% می باشد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>مجید صاحبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان کارایی پرتونگاری پری‌اپیکال برای تشخیص تحلیل اپیکال ریشه دندان (مطالعه بافت‌شناسی)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=373&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; یکی از ضایعات دندانی که معمولاً با استفاده از کلیشه های پری اپیکال تشخیص داده می شود، تحلیل اپیکالی ریشه دندان می باشد. تشخیص وجود و مقدار این عارضه می تواند در نحوه درمان ریشه و پیش آگهی درمان تأثیرگذار باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان کارایی پرتونگاری پری  اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی (In-vitro) 60 دندان که قبل از خارج شدن، از آنها پرتونگاری تهیه شده بود، مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفتند و نتیجه بررسیهای پرتوشناختی و بافت شناختی از نظر وجود و شدت تحلیل اپیکالی ریشه با استفاده از آزمون تعمیم یافته فیشر با یکدیگر مقایسه شدند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج این مطالعه اختلاف معنی داری را بین دو روش پرتوشناختی و بافت شناسی نشان داد (0003/0P=). تنها در 33/53% از موارد ارزیابی این دو روش با یکدیگر منطبق بودند که از این تعداد 23% واجد تحلیل ریشه بودند.عدم هماهنگی در 46% از موارد مشاهده شد؛ همچنین هیچ گونه اختلافی بین شیوع تحلیل اپیکالی در دندانهای فک بالا و پایین وجود نداشت (233/0P=). میزان حساسیت پرتونگاری پری اپیکال در تشخیص تحلیل اپیکال ریشه در این تحقیق 3/57 % تعیین شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به یافته های این مطالعه، به نظر می رسد تکنیک پری اپیکال برای تشخیص تحلیل اپیکالی ریشه دندان، از کارایی مطلوبی برخوردار نمی باشد و لازم است محدودیت آن مورد توجه قرار گیرد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>داریوش گودرزی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر آزیترومایسین در درمان افزایش حجم لثه ناشی از مصرف سیکلوسپورین در بیماران پیوند کلیه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=372&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; افزایش حجم لثه (GOI) یکی از عوارض جانبی و شایع درمان دارویی سیکلوسپورین می باشد. آزیترومایسین آنتی بیوتیک ماکرولیدی است که تأثیر آن در کاهش افزایش حجم لثه ناشی از مصرف سیکلوسپورین در مقالات متعدد مورد بحث قرار گرفته است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر آزیترومایسین سیستمیک بر روی افزایش حجم لثه ناشی از مصرف سیکلوسپورین در بیماران دریافت کننده کلیه پیوندی انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مورد- شاهدی و کارآزمایی بالینی 18 بیمار (6 زن و 12 مرد) پیوند کلیه که افزایش حجم لثه در آنها مشاهده شد، مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران به طور تصادفی در دو گروه درمانی قرار گرفتند: گروه مورد با مصرف آزیترومایسین سیستمیک و گروه شاهد با مصرف پلاسبوی سیستمیک. شاخصهای خونریزی در حین پروب کردن (BOP)، طول تاج کلینیکی (CL)، عمق پاکت (PPD)، شاخص افزایش حجم لثه (GOI) و Stent-IDP (فاصله عمودی یک Stent یا Plate در تماس با سطح اکلوزال دندانها در حداقل سه نقطه از قدامی ترین نقاط تماس تا نوک پاپی مزیال) قبل از درمان و دو و شش هفته پس از درمان اندازه گیری شدند. به منظور تحلیل داده های به دست آمده، از آزمونهای Wilcoxon و Mann-Whitney استفاده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بیشتر شاخصهای  اندازه گیری شده در دو گروه مورد و شاهد پس از دو هفته به میزان معنی داری بهبود یافتند (05/0P&lt;). تفاوت میان دو گروه از نظر تغییر در متغیرهای مورد بررسی در زمانهای مختلف معنی دار نبود و بین دو گروه تنها از نظر شاخص BOP تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0P&lt;)؛ به عبارت دیگر این شاخص پس از شش هفته در گروه مورد بهبود بیشتری را نسبت به گروه شاهد نشان داد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در مجموع از یافته های این مطالعه، چنین استنباط می شود که تأثیر آزیترومایسین بر افزایش حجم لثه ناشی از مصرف سیکلوسپورین که در مطالعات قبلی گزارش شده تا حدودی اغراق آمیز است و احتمالاً تأثیر این دارو فقط کاهش التهاب بوده است.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>زینب کدخدا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر هیپوکلریت سدیم بر میزان ریزنشت در ترمیم‌های کامپوزیت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=371&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; از آنجا که نقش الیاف کلاژن در ادهیژن کاملاً ثابت شده نیست، ممکن است حذف شبکه کلاژن اکسپوز شده پس از اچینگ توسط یک عامل دپروتئینیزه کننده مانند هیپوکلریت سدیم سبب سهولت دسترسی ادهزیو رزین به یک سوبسترای نفوذپذیرتر و حساسیت کمتر به محتوای آب گردد که باندینگ با دوام تری را نیز به دنبال خواهد داشت.علاوه بر این چون از هیپوکلریت سدیم در کلینیک به عنوان تمیزکننده حفره، بند آورنده خون یا شستشودهنده کانال استفاده می شود، ممکن است تأثیرات آن بر سطح، قبل از اچینگ در کیفیت باند مؤثر باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر 2 دقیقه کاربرد هیپوکلریت سدیم25/5% بر میزان ریزنشت عاجی ترمیم های کامپوزیت با دو دنتین باندینگ متفاوت انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی, مداخله ای, 72 دندان انسیزور دائمی مندیبل گاو تهیه شد.حفره های کلاس 5 در روی عاج ایجاد شد. سپس دندانها به طور تصادفی و مساوی به شش گروه (A&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; , A&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;, B&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;, B&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;, C&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; و C&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;) با مشخصات زیر تقسیم شدند: &lt;br&gt;گروه A&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;: اچینگ معمولی با استفاده از باندینگ عاجی Scotchbond Multipurpose Plus (SBMPp) &lt;br&gt;گروه A&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;: اچینگ معمولی با استفاده از باندینگ عاجی One Step &lt;br&gt;گروه B&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;: NaOCl + اچینگ معمولی + SBMPp &lt;br&gt;گروه B&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;: NaOCl + اچینگ معمولی + One Step &lt;br&gt;گروه C&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;: اچینگ معمولی + NaOCl + SBMPp &lt;br&gt;گروه C&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; : اچینگ معمولی + NaOCl + One Step &lt;br&gt;پس از اتمام مراحل باندینگ طبق دستور کارخانه از کامپوزیت Z100 برای ترمیم استفاده شد؛ سپس نمونه ها در 500 سیکل در آب 55 و 5 درجه سانتیگراد ترموسایکل شدند. پس از غوطه وری نمونه ها در محلول فوشین قلیایی 2/0%, دندانها از قسمت مرکزی حفره در جهت باکولینگوالی، برش داده شدند و درصد نفوذ رنگ در حفره توسط لنز مدرج استریومیکروسکوپ اندازه گیری شد. میانگین ریزنشت نمونه ها با استفاده از آنالیز واریانس Two way تحلیل گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مقدار ریزنشت گروه B به طور معنی داری کمتر از گروههای A و C بود (001/0P&lt;)؛ بین گروههای A و C اختلاف معنی داری وجود نداشت (73/0P=)؛ همچنین بین زیر گروههای A, B و C (داخل هر گروه آزمایشی) اختلاف معنی داری وجود نداشت (852/0P=)؛ بین نوع باندینگ عاجی و روش مداخله سطحی اثرات تداخلی وجود نداشت (946/0P=).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این مطالعه نشان داد که کاربرد هیپوکلریت سدیم پس از اچینگ عاج برای حذف لایه هیبرید بر مقدار ریزنشت آن نسبت به روش معمولی باندینگ تأثیری ندارد؛ اما استفاده از این ماده, قبل از شروع اچ کردن, باعث بهبود سیل ترمیم می شود. درضمن بین دو ماده باندینگ عاجی مورد آزمایش که از لحاظ نسل و نوع حلال متفاوت بودند، اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت.&lt;/p&gt;</description>
						<author>سکینه آرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ارتباط روابط اکلوزالی و انواع مال‌اکلوژن  در اختلالات مفصل گیجگاهی فکی در نوجوانان مشهدی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=370&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; در سالهای اخیر تعداد بیماران مبتلا به اختلالات مفصل گیجگاهی فکی در کودکان و نوجوانان افزایش یافته و تاکنون مطالعه ای پیرامون ارتباط روابط اکلوزالی و این اختلالات در بین نوجوانان شهر مشهد انجام نشده است. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با بررسی ارتباط شاخصهای اکلوژن و مال اکلوژن با Temporomandibular Disorders (TMD) در نوجوانان شهر مشهد با دامنه سنی 14-11 سال انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی مقطعی, 1066 دانش آموز (533 پسر و 533 دختر) با دامنه سنی 14-11 سال (96/0±62/12 سال) از مناطق هفتگانه آموزش و پرورش شهر مشهد انتخاب شدند و مفصل گیجگاهی فکی آنها به طور کامل معاینه گردید. تمامی شاخصهای اکلوژن, شامل نوع سیستم دندانی، کلاس بندی Angle ،انواع مال اکلوژن مانند کراس بایت, دیپ بایت, اپن بایت و انواع اکلوژن در حرکات طرفی، تماسهای زوردس در حرکت طرفی و پیشگرایی در این افراد بررسی شد. داده ها با استفاده از آزمونهای آماری t, Logestic Regression, Chi-squire مورد تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میزان شیوع TMD, در مجموع 5/23% بود. بین نوع سیستم دندانی نوع کلاس بندی Angle و نوع اکلوژن در حرکات طرفی و وجود TMD ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت. در بین انواع مال اکلوژن، ارتباط آماری معنی داری بین TMD و Deep Over Bite وجود داشت (05/0P&lt;). تماسهای پیش رس در حرکات طرفی در سمت Balancing ارتباط معنی داری با بروز TMD داشت (003/0=P).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مهمترین عامل در ایجاد TMD در گروه بیمار در میان عوامل احتمالی مورد بررسی، تماس زودرس دندانی در سمت Balancing و پس از آن مال اکلوژن Deep Bite بود.&lt;/p&gt;</description>
						<author>اعظم السادات مدنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییرات بالینی و پرتونگاری پالپوتومی با سولفات آهن  و فرموکرزول در مولرهای شیری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=369&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; پالپوتومی یکی از شایعترین درمانها در دندانهای شیری می‎باشد؛ بنابراین یافتن ماده‎ای مناسب و ایمن برای این درمان ضروری است. مطالعات نشان داده‎اند که سولفات آهن می‎تواند به عنوان ماده درمانی در پالپوتومی مطرح شود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف مقایسه تغییرات بالینی و پرتونگاری پالپوتومی سولفات آهن و فرموکرزول در مولرهای شیری کودکان 8-3 ساله انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه کارآزمایی بالینی (Clinical Trial), 15 کودک 8-3 ساله از بین مراجعه‎کنندگان به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، که بیماری سیستمیک و یا منع تجویز درمان پالپوتومی نداشتند و دارای حداقل دو دندان خلفی مناسب از لحاظ بالینی و پرتونگاری برای پالپوتومی بودند، انتخاب شدند. در مجموع 43 دندان مورد مطالعه قرار گرفت و در هر بیمار از هر دو روش پالپوتومی با سولفات آهن و فرموکرزول استفاده شد. پس از آن، بیماران در دوره‎های فراخوانی 3, 6, 9 و 12 ماه پس از درمان، از نظر بالینی و پرتونگاری مورد بررسی قرار گرفتند. در معاینات پیگیری برای بررسی مقایسه ای بیشتر, دندانهای دارای موارد شکست از مطالعه خارج نگردید و در پیگیریهای بعدی نیز از لحاظ بالینی و پرتونگاری بررسی شدند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون Chi-square و آزمون دقیق Fisher استفاده شد و موفقیت کلی درمان بر اساس یافته‎های بالینی و پرتونگاری به طور توأم تعیین شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در تمام زمانهای فراخوانی (3, 6, 9, و 12ماه پس ازدرمان) پالپوتومی با فرموکرزول میزان موفقیت بیشتری را (7/73%) نسبت به پالپوتومی سولفات آهن (8/70%) نشان داد. این اختلاف از لحاظ آماری معنی‎دار نبود (05/0P&gt;). آزمونهای آماری اختلاف معنی داری را از نظر بروز درد، تحلیل داخلی، تحلیل خارجی، متامورفوز کلسیفیک، آبسه، تحلیل انتهای ریشه، رادیولوسنسی در ناحیه انتهای ریشه و رادیولوسنسی در ناحیه بین ریشه‎ها بین دو درمان نشان ندادند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اگرچه سولفات آهن به دلیل سمّیت کمتر ممکن است جانشین مناسبی برای فرموکروزول در پالپوتومی مولرهای شیری باشد ولی برای بررسی اثرات دراز مدت آن به مطالعات بیشتر با دوره پیگیری طولانی تر و منظور کردن تعداد نمونه بیشتر در مطالعه نیاز می باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>یحیی برادران نخجوانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر تصحیح اکلوژن بر موفقیت کلینیکی ترمیم ضایعات  بدون پوسیدگی طوق دندان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=368&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; عادات پارافانکشنال مهمترین علت ایجاد ضایعات غیر پوسیده طوق هستند و حل این مشکل ممکن است بر وضعیت ضایعات فوق تأثیر بگذارد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی یک ساله تأثیر تصحیح اکلوژن بر میزان موفقیت معیارهای کلینیکی ترمیم های سرویکالی دندان انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه بالینی,60 عدد ترمیم سرویکالی همرنگ دندان در دندانهای نیش و پرمولر, در بیماران با عادات پارافانکشن ( دندان قروچه و فشار دندانی) مورد بررسی قرار گرفت. دندانها (از نظر نوع ماده ترمیمی), به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول (30 نمونه), از یک نوع کامپوزیت رزین سیال (Tetric Flow, گروه A) و در گروه دوم (30 نمونه) از یک کامپومر (Compoglass Flow, گروه B) استفاده شد. بعد از ترمیم هر گروه به دو زیر گروه (A&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;,A&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;, B&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;, B&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;) تقسیم شدند. در زیرگروه شماره1, بعد از ترمیم برای بیماران تصحیح اکلوژن انجام شد (گروه مورد)؛ در زیر گروه شماره 2, بعد از ترمیم تصحیح اکلوژن انجام نشد (گروه شاهد). ارزیابی به صورت یک سوکور و در زمان 6 و 12 ماه پس از ترمیم طبق طبقه بندی US Public Health Service (USPHS) انجام شد. معیارهای ارزیابی عبارت بودند از: دقت مارجین، تغییر رنگ مارجین، پوسیدگی، حساسیت پس از ترمیم و افتادن ترمیم. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون دقیق Fisher تحلیل گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ترمیم های Compoglass Flow گروه B&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; بعد از 12 ماه, در مقایسه با گروه B&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; نتایج بهتری را نشان داد. اما بین دو گروه ترمیم های Tetric Flow (A&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;, A&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;) اختلاف قابل ملاحظه ای مشاهده نشد؛ همچنین در وضعیت معیارهای کلینیکی بین گروههای A&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و B&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; اختلافی مشاهده نشد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; طبق یافته های این مطالعه می توان بیان کرد که تصحیح اکلوژن تأثیر بسزایی بر موفقیت کلینیکی ترمیم های Compoglass Flow در ضایعات بدون پوسیدگی طوق دندان دارد؛ البته لازم به ذکر است تصحیح اکلوژن در موفقیت ترمیم های Tetric Flow تأثیر قابل ملاحظه ای نداشت.&lt;/p&gt;</description>
						<author>مرجانه قوام نصیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقایسه‌ای دهانشویه بنزیدامین هیدروکلراید  15/0% و استامینوفن کدئین در کاهش درد پس از جراحیهای پریودنتال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=367&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; معمولاً برای کنترل درد پس از جراحیهای پریودنتال در بیشتر موارد از مسکن های سیستمیک استفاده می شود که از جمله معایب این درمان دیر اثر بودن آنها و خطر عوارض جانبی می باشد. دهانشویه  بنزیدامین هیدروکلراید، داروی ضدالتهاب غیراستروئیدی با اثر بی حس کنندگی موضعی می باشد. عوارض جانبی آن نادر و شامل کرختی و سوزش مخاط می باشد. بنزیدامین  اثرات دارویی خود را بسیار سریع بروز می دهد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه  بنزیدامین و استامینوفن کدئین در کاهش درد پس از جراحیهای پریود نتال انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی انجام شد, 18 بیمار از مراجعه کنندگان به بخش پریودنتیکس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. این بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه یا متوسط بودند و حداقل در دو ناحیه از دهان نیاز به جراحی داشتند. ضایعات در دو ناحیه تا حد امکان با هم مشابه بودند. برای بیماران پس از مرحله اول جراحی, دهانشویه بنزیدامین هیدروکلرید و پس از مرحله دوم جراحی (ناحیه بعدی) استامینوفن کدئین تجویز شد. میزان کاهش درد با استفاده از نمودارVisual Analog Scale (VAS) سنجیده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای آماری غیرپارامتری Wilcoxon-Signed,Mann Whitney انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بین اثر ضددرد بنزیدامین هیدروکلراید و استامینوفن کدئین پس از جراحیهای پریودنتال اختلاف معنی داری وجود داشت؛ به عبارت دیگر میزان درد به دنبال مصرف استامینوفن کدئین کمتر از موقعی بود که بنزیدامین استفاده شده بود (008/0P=). بین اثر ضددرد بنزیدامین  هیدروکلراید و استامینوفن کدئین پس از جراحی در بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن اولیه (1/0P=) و در بیمارانی که استئوپلاستی برای آنها انجام شد (31/0P= و یا در مواردی که تصحیح استخوان انجام نشد (18/0P=), اختلاف معنی داری وجود نداشت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در بیمارانی که احتمال درد کمی پس از جراحی در آنها وجود دارد, مثل بیماران مبتلا به پریودنتیت اولیه، بیمارانی که برای آنها استئوپلاستی انجام شده و یا بیمارانی که تصحیح استخوان برای آنها انجام نشده است, می توان بنزیدامین را به عنوان مسکن تجویز نمود؛ در سایر موارد جراحی, بهتر است به منظور کاهش در مصرف مسکن سیستمیک، دهان شویه بنزیدامین هیدروکلراید را به همراه استامینوفن کدئین تجویز نمود.&lt;/p&gt;</description>
						<author>علی اکبر خوشخونژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه کارایی شش روش مختلف مسواک‎زدن  در برداشت پلاک میکروبی دندان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=366&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt; جهت برداشت پلاک میکروبی از سطوح دندانی، تاکنون روشهای مختلفی برای مسواک‎زدن ارائه شده است. توانایی این روشها در برداشت پلاک میکروبی و نیز زمان لازم برای آموزش، یادگیری و انجام آنها، می‎تواند متفاوت باشد؛ ضمن این که کارایی هر یک از این روشها ممکن است در طول زمان به دلیل کاهش دقت عمل کننده در رعایت اصول آموخته شده، کاهش یابد؛ به همین دلیل انتخاب مؤثرترین روش مسواک‎زدن مطلبی قابل بررسی است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف مقایسه کارایی شش روش رایج و پذیرفته شده مسواک‎زدن بلافاصله پس از آموزش و نیز پس از مدت 1±7 روز استفاده از هر روش، انجام شد؛ همچنین زمان لازم برای آموزش، یادگیری و کاربرد روشها مورد مقایسه قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این تحقیق به صورت Single Blind Randomized Controlled Trial طراحی شد؛ 15 نفر داوطلب از بین دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقطع علوم پایه، مورد مطالعه قرار گرفتند. روشهای مسواک زدن مورد بررسی شامل روشهای Roll، Bass، Charters (C)، Modified Stillman (MS) و Modified Bass به دو طریق (MB2, MB1) بود. تمام روشهای مورد بررسی با ترتیب انتخاب تصادفی و طی شش دوره متوالی به هر شرکت کننده آموزش داده شد. طی دوره نخست در جلسه اول پس از پالیش کامل دندانها، از شرکت کننده درخواست شد به مدت 72-48 ساعت از تمیزکردن دهان به هر نحوی خودداری نماید. در جلسه دوم پس از ثبت پلاک ایندکس اولری، روش انتخاب شده آموزش داده شد و در پایان داوطلب دهان خود را به همان روش مسواک می زد. مجدداً ایندکس پلاک اولری ثبت گردید. زمان لازم برای آموزش، یادگیری و استفاده از روش، تعیین و ثبت گردید. در پایان از داوطلب خواسته شد که به مدت 1±7 روز و روزی دو مرتبه به روش تازه آموخته شده، مسواک بزند. پس از این مدت در جلسه سوم ایندکس پلاک اولری برای بار سوم ثبت گردید و پس از پالیش مجدد دندانها دستور مجدد توقف هر گونه اقدام تمیزکننده دندانها به مدت 72-48 ساعت داده شد. این مدت به عنوان دوره Wash Out مرحله قبل و آماده سازی مرحله بعد در نظر گرفته شد؛ سپس دوره های بعد نیز با همین روند در جلسات اول تا سوم انجام گرفت. در نهایت میزان پلاک میکروبی در دندانهای مختلف و سطوح مختلف دندانی، در اولین مرتبه استفاده و نیز پس از 1±7 روز استفاده از روشها مورد بررسی قرار گرفت؛ همچنین زمان لازم برای آموزش و استفاده از روشها نیز مقایسه شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از برنامه SPSS و بر اساس آنالیز واریانس بلوک های کامل تصادفی تحلیل گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از نظر تمیزکردن همه سطوح دندانها، در کاربرد بلافاصله پس از آموزش، روش C نسبت به بقیه روشها بجز MB1 و روش MB1 نسبت به دیگر روشها بجز C کارایی بیشتری نشان دادند (05/0P&lt;) ولی در این مرحله اختلاف بین این دو روش و نیز بین دیگر روشها معنی دار نبود. پس از یک هفته استفاده از روشها، در کارایی روشهای مختلف تفاوت معنی دار مشاهده نگردید؛ از نظر تمیزکردن دندانهای خلفی در کاربرد بلافاصله پس از آموزش, روش C از بقیه روشها بجز MB1 بطور معنی داری کارایی بیشتری نشان داد (05/0P&lt;). برتری روش MB1 نیز نسبت به برخی روشهای دیگر معنی دار بود (05/0P&lt;) ولی بین روش C و MB1 تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. پس از یک هفته کاربرد نیز روش C نسبت به بقیه روشها بجز MB1 برتری معنی دار آماری نشان داد(05/0P&lt;) ولی اختلاف دو روش C و MB1 معنی دار نبود. در اولین کاربرد روشها، کارایی روش C در تمیزکردن دندانهای قدامی بطور معنی داری بیشتر از روشهای MS، Bass و MB2 بود (05/0P&lt;). روش MB1 نیز از این نظر نسبت به روشهای دیگر برتری معنی داری نشان داد اما بین دو روش MB1 و C تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت. پس از یک هفته کاربرد روشها نیز، کارایی روشهای مختلف در تمیزکردن دندانهای قدامی تفاوت آماری معنی داری نشان نداد. از نظر زمان مورد نیاز برای آموزش یادگیری و کاربرد, از نظر آماری روش C تنها از روشهای Bass و Roll و نیز روش MBI فقط از روش Roll وقت گیرتر بوده اند؛ همچنین روش MB2 نیز از روشهای Boss, Roll و MS به صورت معنی داری وقت گیرتر بود (001/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس تحقیق حاضر به نظر می رسد با استفاده کامل و صحیح از روشها، از نظر برداشت پلاک میکروبی روشهای C و MB1 که طی آن روشهای Bass و Roll بطور مستقل ولی متوالی بکار می رود، کارآمدتر از سایر روشها می باشند ولی با گذشت زمان از کارایی روشها و اختلاف بین آنها کاسته می شود که به نظر می رسد این امر ناشی از کاهش دقت عمل کننده و عدم رعایت تمام جزئیات روش باشد؛ همچنین هر چند زمان لازم برای روشهای مختلف تفاوت دارد، ولی زمان لازم برای مؤثرترین روشها (C و MB1) با یکدیگر و با بیشتر روشهای دیگر تفاوت معنی دار نداشته است.&lt;/p&gt;</description>
						<author>مریم سقازاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>Fracture Toughness سطح اتصال رزین کامپوزیتی و سرامیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=365&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;بیان مسأله:&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;با کاربرد صحیح سایلن (Silane) بدون نیاز به اچ  کردن سطوح سرامیکی با اسید هیدروفلوئوریک, اتصال (Bond) مطلوب کششی بین سرامیک ورزین حاصل می گردد. با توجه به اهمیت اتصال سرامیک به رزین کامپوزیتی در دندانپزشکی، امروزه بررسی بیشتر روش کاربردی صحیح سایلن با آزمونهای مناسب تردیگر ضروری به نظر می رسد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;هدف:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف مقایسه Interfacial Fracture Toughness سطوح سرامیکی صاف و خشن باندشده با روش صحیح کاربرد سایلن به یک رزین انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی, 80 دیسک  سرامیکی به قطر 10 و ضخامت 2 میلیمتر تهیه گردید. به منظور Surface Treatment از چهار روش مختلف 1) پالیش سطوح سرامیکی تا 1 میکرون, 2) Gritblast با ذرات آلومینای 50 میکرون, 3) اچینگ با اسید HF 10% به مدت 2 دقیقه و 4) Gritblast و اچینگ استفاده شد. (در هر گروه 20 نمونه مورد بررسی قرار گرفت.) دیسک های سرامیکی داخل رزین PMMA قرار داده شدند و در ناحیه Adhesive، توسط نوار تفلون پوشانده شدند. یک سوراخ گرد به قطر 3 میلیمتر با زاویه 90 درجه روی نوار تفلون پانچ شد. سطوح سرامیکی Expose مانده, توسط روش بهینه شده کاربرد سایلن، Treat شدند و بعد از کاربرد یک Unfilled Resin, رزین استوانه ای به قطر 4 و طول 11 میلیمتر بر روی آن ساخته شد؛ سپس نمونه ها در دو محیط نگهداری مختلف (گروه A: آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 24 ساعت و گروه B: آب مقطر 37 درجه سانتیگراد به مدت 30 روز) قرار گرفتند. (&lt;sub&gt;IC&lt;/sub&gt;) Interfacial Fracture Toughness با سرعت &lt;sup&gt;mm&lt;/sup&gt;/&lt;sub&gt;min&lt;/sub&gt;1 اندازه گیری شد. نحوه شکست با استفاده از استریومیکروسکوپ و سطوح شکست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی بررسی گردیدند. به منظور تحلیل داده ها از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون Independent-Samples t استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مقدار میانگین Interfacial Fracture Toughness به شرح زیر بود:&lt;br&gt;1) گروه A:          ±SD J/m&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;  8/127±4/379 (4، 8/169±5/364 (3، 2/109±5/304 (2، 8/114±1/317 &lt;br&gt;2) گروه B:           ±SD J/m&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;  489±9/639 (4، 6/182±3/629 (3، 1/185±648 (2، 4/134±6/255 &lt;br&gt;بین میانگین میزان G&lt;sub&gt;IC&lt;/sub&gt; گروههای A&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; تا A&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; اختلاف معنی داری وجود نداشت (05/0P&gt;). اما میانگین میزان G&lt;sub&gt;IC&lt;/sub&gt; در گروه B&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt; به طور معنی داری با گروههای B&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;، B&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; و B&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; اختلاف داشت (05/0P&lt;)؛ همچنین افزایش قابل ملاحظه ای در میزان G&lt;sub&gt;IC&lt;/sub&gt; در گروههای اچ شده و Gritblastشده بعد از 30 روز نگهداری در آب مقطر 37 درجه سانتیگراد وجود داشت (05/0P&lt;). نحوه شکست به طور غالب به صورت Interfacial و یا Cohesive در رزین بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; روش آزمون اندازه گیری Fracture Toughness مورد استفاده در این تحقیق می تواند برای ارزیابی ناحیه Adhesive در سیستم های سرامیک- رزین مناسب باشد و در صورت استفاده از روش مناسب کاربرد سایلن، گیرمیکرومکانیکال با Gritblast نمودن سطوح سرامیکی بدون نیاز به اچ کردن سطوح سرامیکی با HF کافی است.&lt;/p&gt;</description>
						<author>تبسم هوشمند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیلی برForced Eruption  (رویاندن کششی) در افزایش طول تاج دندانهای غیر قابل ترمیم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=364&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  FA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-qformat:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0pt 5.4pt 0pt 5.4pt
	mso-para-margin:0pt
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:11.0pt
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;
	mso-ascii-font-family:Calibri
	mso-ascii-theme-font:minor-latin
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast
	mso-hansi-font-family:Calibri
	mso-hansi-theme-font:minor-latin
	mso-bidi-font-family:Arial
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; ضایعات ثلث سرویکال ریشه مثل پروفوریشن ها (ایاتروژنیک یا در اثر
تحلیل)، شکستگیها یا پوسیدگیهای پیشرفته مواردی هستند که تهیه رستوریشن مناسب برای
دندانها را با مشکل مواجه می سازند. گاهی برای در دسترس قرار گرفتن نسج سالم دندان
مجبور به جراحی پریودنتال بلندکردن تاج (Crown Lengthening) می شویم که به جای آن می توان ازForced
Eruption (FE) یا رویاندن کششی که درمان مناسبتری بخصوص برای دندانهای قدامی است,
استفاده کرد. با این درمان ضایعات ثلث سرویکال در دسترس قرار می گیرند و می توان
بدون درگیری لثه مجاور, رستوریشن مناسبی روی آنها قرار داد. در این مقاله سعی شده
است با مروری بر مقالات متعدد و بررسیهای شخصی این روش درمان مورد تجزیه و تحلیل
قرار گیرد.&lt;/p&gt;</description>
						<author>علویه وحید</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
