<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1380 جلد14 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1380/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>کشیدن مولر اول دائمی با پیش آگهی ضعیف در دوران اختلاط دندانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=480&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هنگامیکه دندان مولر اول دائمی کشیده شده و یا پیش آگهی طولانی مدت آن ضعیف است، قبل از هر اقدامی می بایست ارزیابی کاملی از نظر کلینیکی و رادیوگرافی همراه با بررسی مدلهای دندانی بیمار جهت مشخص نمودن موارد زیر انجام گیرد: کیفیت و کمیت سیستم دندانی، وضعیت جوانه ها، کمبودهای دندانی، وضعیت اکلوژن و مشکلات زمینه ای ارتدنسی، میزان همکاری والدین و بیمار جهت درمانهای ارتدنسی طولانی مدت در آینده و بالاخره وضعیت بهداشت دهان. براساس اطلاعات به دست آمده تصمیم گیری در مورد کشیدن مولر اول دائمی با پیش آگهی ضعیف به صورت جبرانی و یا تعادلی همراه با زمان بندی انجام چنین اقدامی بخصوص هنگامی که احتمال عدم امکان درمان ارتدنسی بعدی وجود دارد، صورت می پذیرد. هدف اصلی این مقاله مطرح نمودن اصول کلی در مورد زمان و ترتیب کشیدن مولر اول دائمی است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>بهمن  سراج</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آماری ملانومای دهانی از سال 1360 تا پایان 1378 در سه مرکز آسیب شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=479&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;ملانوما تومور بدخیمی است که از سلولهای ملانوسیت منشا می گیرد و نوع دهانی آن نسبتا نادر است. هدف از این تحقیق بررسی ایپدمیولوژیک ملانومای دهانی در سه مرکز آسیب شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. پرونده بیماران سه مرکز شامل: بیمارستان امام خمینی، انستیتو سرطان معراج و دانشکده دندانپزشکی در طی سالهای 1360 تا پایان 1378 (طی یک دوره 19 ساله) بررسی شد. در این مدت تعداد 623 ملانومای دهانی و غیردهانی ثبت شد که از این تعداد 54 مورد آن مربوط به ملانومای دهانی بود. کمترین سن بیمار مبتلا به ملانومای دهانی 26 سال و بیشترین سن 86 سال (با میانگین 55.5 سال) بود. در این مطالعه ملانومای دهانی 7.8% کل ملانوماها را شامل شد. شایعترین محل بروز، کام با 37.1% و لثه فک بالا با 20.4% بود. کف دهان (1.8%) و گونه (1.8%) از نقاطی بودند که به ملانومای دهانی کمتر مبتلا شده بودند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>اقدس  فروزنده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی DMFT مولر اول دائمی (در فک بالا و پایین) در بیماران معاینه شده در بخش تشخیص و بیماری های دهان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال 1376</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=478&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;مطالعات اپیدمیولوژیک نشان داده است که پوسیدگی یا &quot;تخریب عفونی بافتهای سخت دندان&quot; یکی از شایعترین عفونتها در انسان می باشد. چند مطالعه در ایران به بررسی این معضل بهداشتی پرداخته ولی هنوز به نتایج عملی مشخصی نرسیده است. در این تحقیق وضعیت دندانهای مولر اول فک بالا و پایین (که خود شامل چهار متغیر فرعی می باشد) مورد بررسی قرار گرفته است؛ به این منظور تعداد 1000 پرونده به روش انتخاب سیستماتیک از بین پرونده های بیماران سال 1376 در یک مطالعه توصیفی، تحلیلی و از نوع مقطعی گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مورد نظر در فرمهای از پیش طراحی شده وارد گردید و سپس با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میانگین DMFT برای دندانهای مولر اول 0.50±3.47 ( 0.86=MT=1.23 ،FT=1.38 ،DT) به دست آمد؛ بطور کلی تعداد دندانهای کشیده شده فک پایین بیشتر از فک بالا و تعداد دندانهای پوسیده درمان نشده، در فک بالا بیشتر از فک پایین بود (P&lt;0.001). نسبت DMFT دندانهای مولر اول به DMFT دندانها در حدود 29% بود؛ این امر نشانگر آن است که پوسیدگی و عوارض آن در دندانهای مولر اول بخش عمده ای از DMFT کل دهان را به خود اختصاص داده است؛ به همین دلیل آموزش بهداشت و سایر روشهای پیشگیری و حل مشکل اقتصادی در خدمات دندانپزشکی لازم به نظر می رسد و پیشنهاد می شود آموزشهای ویژه ای در مورد نحوه رعایت بهداشت دهان به هنگام رویش مولرهای اول در سنین 6 تا 7 سالگی در اختیار افراد جامعه قرار گیرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>فرزانه  آقا حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان جذب فلوراید در مینای سالم با استفاده از دهان شویه های سدیم فلوراید و ژل APF تولید شده در ایران و مقایسه با نمونه های استاندارد خارجی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=477&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;با توجه به اولویت امر پیشگیری در دندانپزشکی و با توجه به اثرات موثر فلوراید در این مورد و نیاز جامعه به استفاده از محصولات تولید داخل، این تحقیق طراحی و برای اولین بار در ایران انجام شد. هدف از این بررسی ارزیابی میزان برداشت فلوراید (Fluoride Uptake) به وسیله مینای سالم پس از کاربرد دو نوع دهان شویه سدیم فلوراید 0.2% و یک نوع ژل APF 1.23% تجاری تولید شده در داخل و مقایسه آنها با انواع مشابه استاندارد خارجی می باشد. در این مطالعه 60 دندان پرمولر کشیده شده (به منظور درمان ارتودنتیک) مورد استفاده قرار گرفتند. هر دندان به دو نیمه باکالی و لینگوالی تقسیم شد. یک نیمه در گروه آزمایش و نیمه دیگر در گروه کنترل قرار گرفت. با کاربرد روش Enamel Biopsy دو مرحله ای اچینگ با اسیدپرکلریک، غلظت کلسیم و فلوراید هر نمونه تعیین شد. جهت مقایسه اطلاعات و تخمین میزان فلوراید، عمقهای به دست آمده با استفاده از آنالیز رگرسیون خطی به دو عمق 50 و 25 میکرومتر استاندارد شدند. نتایج نشان داد که در محلول شماره 1 (ایرانی) در هر دو لایه اول و دوم در دو گروه کنترل و آزمایش رابطه خطی معنی داری بین غلظت فلوراید بر پایه عمق مینا وجود دارد؛ در حالی که در سایر گروهها این رابطه تنها در لایه اول (لایه سطحی مینا) مشاهده شد. بیشترین جذب فلوراید در بین سه محلول سدیم فلوراید در محلول شماره 2 ایرانی و کمترین در محلول شماره 3 خارجی دیده شد. در دو گروه ژل 1 و 2 بیشترین جذب در ژل شماره 1 (ایرانی) مشاهده گردید. نتیجه این مطالعه نشان داد که هر سه ماده به کار رفته ایرانی باعث افزایش محتوای فلوراید در مینا می شود؛ در ضمن میزان جذب فلوراید با کاربرد محصولات ایرانی در مقایسه با انواع خارجی افزایش بیشتری را نشان داد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر استفاده از کامپوزیت های Flowable و Condesable در میزان میکرولیکیج</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=476&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;ترمیمهای کامپوزیت خلفی به دلیل انقباض ناشی از پلیمریزاسیون دچار میکرولیکیج می شوند. روشهای مختلفی برای کاهش این امر ارائه شده است. هدف از این تحقیق ارزیابی اثر استفاده از کامپوزیتهای Flowable و Condensable در میزان میکرولیکیج می باشد. حفره های کلاس II پروگزیمالی در 70 دندان کشیده شده سالم انسان به نحوی که مارژین ژنژیوالی 1 میلیمتر پایین تر از CEJ ختم گردد، تراشیده شد؛ سپس دندانها در 7 گروه مختلف قرار گرفتند. در دو گروه بعد از استفاده از عامل اتصال دهنده عاجی، کامپوزیت Kerr Co.) Prodigy Condensable) به صورت لایه لایه یا توده ای (Bulky) قرار گرفتند. در 3 گروه دیگر بعد از استفاده از عامل اتصال دهنده عاجی، کامپوزیت Tetric Flow به عنوان بیس قرار گرفت و بقیه حجم حفره توسط کامپوزیت هیبرید Vivadent Co.) Tetric Ceram) به صورت لایه لایه یا توسط Prodigy Condensable به صورت لایه لایه یا توده ای ترمیم گردید. در دو گروه دیگر رزین مدیفاید گلاس یونومر Fuji II LC به ضخامت 1.5 میلیمتر در کف حفره قرار گرفت و بقیه حجم دندان توسط Prodigy Condensable به صورت لایه لایه یا به وسیله کامپوزیت هیبرید Tetric Ceram ترمیم گردید. تمام دندانها بعد از ترمیم پرداخت و ترموسیکل شدند. بعد از قرار گرفتن در محلول فوشین 0.3% مقطع تهیه گردید. مقطع حاصله توسط استرومیکروسکوپ از نظر نفوذ رنگ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که تمام ترمیمها دارای درجاتی از میکرولیکیج بوده اند؛ همچنین پس از تحلیل آماری Kruskall-Wallis، بین 7 گروه مورد بررسی هیچگونه تفاوت آماری در میزان میکرولیکیج مشاهده نشد (P=0.051)؛ سپس برای مقایسه دوبه دوی گروهها از آنالیز Mann-Whitney استفاده گردید. طبق این آنالیز بین گروههای مورد مطالعه با متغیرهای مختلف، تفاوت آماری مشاهده نشد؛ اگر چه گروه GI+DB+Tetric کمترین میزان میکرولیکیج و گروه bulk) DB+Cond.) بیشترین میکرولیکیج را نشان دادند. از عدم وجود تفاوت آماری بین روشها و مواد مختلف این مطالعه می توان چنین نتیجه گرفت که تاکنون هیچ روش یا ماده ترمیمی نتوانسته است میکرولیکیج را در مارژین های سمانی بطور کامل حذف کند و استفاده از کامپوزیت Flowable به جای رزین مدیفاید گلاس یونومر یا استفاده از کامپوزیت Condensable به جای کامپوزیت هیبرید معمولی، تاثیری در کاهش میکرولیکیج نداشته است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>اسماعیل  یاسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات تابش لیزر کم توان هلیوم-نئون بر التیام زخم های ناشی از جراحی لثه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=475&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;کم کردن درد و کوتاه نمودن دوره ترمیم زخمهای ناشی از جراحیهای مختلف از جمله جراحی لثه اهمیت زیادی دارد. ترمیم زخم پدیده ای پیچیده و سازمان یافته است. در طی روند ترمیم، فرایندهای مشخص و هماهنگی از قبیل بازسازی، مهاجرت و تکثیر سلولهای پارانشیمی و سلولهای بافت همبند و ساخت مجدد بافت همبند لثه ای صورت می گیرد. با توجه به تاثیر اشعه لیزر کم توان هلیوم-نئون بر فرایندهای ترمیمی در زخمهای باز پوستی، در این تحقیق اثر تابش پرتوهای این لیزر بر فرایندهای متابولیک، افزایش تزایدی سلولی و رشته های بافت همبند و در نهایت تسریع روند ترمیم زخمهای لثه ای مورد بررسی قرار گرفت. به همین منظور در این بررسی از 50 راس رت نر سالم و بالغ با میانگین وزن 250 تا 300 گرم و محدوده سنی 3 تا 4 ماه استفاده شد. پس از بیهوش کردن حیوانات، بر روی لثه فک بالا زخمی با اندازه یکسان در تمامی نمونه ها ایجاد شد. نمونه ها پس از جراحی، به صورت کاملا تصادفی به دو گروه شاهد و مورد تقسیم شدند. از روز اول به طور روزانه به رتهای گروه مورد، لیزر کم توان هلیوم-نئون با ارزش دانسیته mJ/cm² 5 تابیده شد. تا 5 روز رتهای گروه مورد اشعه دریافت کردند و در انتهای روز پنجم موش ها به وسیله اتر کشته شدند. به طور ماکروسکوپی درصد بهبودی و قطر زخمها بررسی و اندازه گیری شد؛ آنگاه از محل زخم نمونه برداری شد و مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفت. در مطالعه میکروسکوپی سلولهای همبندی فیبروبلاست، رشته های کلاژن و مقاطع عروق خونی کوچک مورد بررسی و شمارش قرار گرفتند. یافته های حاصل از مطالعه پس از تحلیل آماری به روش t-test نشان داد که پرتوهای لیزر سبب افزایش معنی دار در تعداد فیبرهای بافت همبند، فیبروبلاست ها و تکثیر رگهای خونی کوچک در گروه تجربی می شوند؛ علاوه بر آن کاهش معنی داری در اندازه قطر زخم لثه ای در گروه مورد مشاهده گردید؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که تابش دوره ای پرتوهای لیزر کم توان هلیوم-نئون در بهبودی زخمهای ناشی از جراحی لثه موثر می باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>نسرین  تک زارع</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه فعالیت عضلات ماضغه و گیجگاهی به وسیله الکترومیوگرافی در بیماران کلاس III اسکلتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=474&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;تحقیقات الکترومیوگرافی در مورد فعالیت عضلات سالها مورد توجه محققین بوده است. سعی محققین در زمینه ارتدنسی در میان سایر پژوهشهای انجام شده در این زمینه، ارزیابی ارتباط بین فعالیت الکترومیوگرافی با روابط اکلوزالی و مورفولوژی کرانیوفاسیال بوده است تا در این راستا تاثیر فعالیت عضلات به عنوان یک عامل اتیولوژیک مورد بررسی قرار گیرد. هدف از این تحقیق بررسی کمی فعالیت الکترومیوگرافیک عضلات گیجگاهی و ماضغه در مال اکلوژن کلاس III اسکلتی بود. در این تحقیق 26 بیمار مبتلا به مال اکلوژن کلاس III نه تا 11 سال انتخاب شدند و در آنها فعالیت الکترومیوگرافیک عضلات گیجگاهی و ماضغه در حالتهای استراحت، اکلوژن مرکزی، Clenching، مضغ و بلع با 20 کودک نرمال در همان محدوده سنی مورد مقایسه قرار گرفتند؛ سپس وجود همبستگی آماری بین 13 شاخص سفالومتری با فعالیت الکترومیوگرافی بررسی شد و جهت ارزیابی رابطه خطی آنالیز رگرسیون انجام گرفت و نتایج زیر حاصل شد: الف) میانگین دامنه فعالیت عضلات ماضغه و گیجگاهی در موقعیت استراحت، اکلوژن مرکزی، مضغ و Clenching در نمونه های کلاس III بیشتر از گروه نرمال بود (P&lt;0.05). ب) میانگین دیوریشن فعالیت عضلات ماضغه و گیجگاهی در موقعیت استراحت و اکلوژن مرکزی در گروه کلاس III بیشتر از گروه نرمال بود (P&lt;0.05). ج) براساس آنالیز رگرسیون رابطه خطی بین زاویه ANB و فعالیت عضله گیجگاهی در حالت استراحت و اکلوژن مرکزی مشاهده شد. در سایر موارد این ارتباط وجود نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد که اختلاف فعالیت عضله گیجگاهی در مال اکلوژن کلاس III نسبت به گروه نرمال در ارتباط با مرفولوژی اسکلتی صورت است؛ اما این مطلب چنانکه در سایر پژوهشها آمده است، در مورد عضله ماضغه صادق نمی باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات نیمرخ بافت نرم صورت متعاقب رترکشن دندان های انسیزور در گروه سنی 15 تا 24 سال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=473&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف از این تحقیق ارزیابی تغییراتی بود که در نیمرخ بافت نرم یک سوم تحتانی صورت متعاقب بیرون آوردن پرمولرها و رترکشن دندانهای انسیزور به وجود می آید؛ به همین منظور سفالومتری لترال قبل و بعد از درمان 40 بیمار مونث، دارای مال اکلوژن Cl. II و Div.I (بیست و نه بیمار) و Bialveolar Protrusion (یازده بیمار) از آرشیو بخش ارتدنسی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، انتخاب شد. میانگین سنی بیماران 18 سال و 10 ماه (با محدوده 24-15 سال) در شروع درمان بود. تمامی سفالومتری ها با استفاده از روش مرسوم و مورد تایید Combination Analysis ارزیابی شدند. نتایج این بررسی نشان داد که Tension لبها عامل بسیار موثری در نحوه پاسخگویی بافت نرم به درمان ارتدنسی می باشد؛ به طوریکه در بیماران دارای Lip Strain افزایش زاویه نازولبیال به صورت کاملا معنی داری بیشتر از گروه فاقد Lip Strain بود؛ همچنین از نظر افزایش ضخامت Vermilion لب بالا، اختلاف قابل توجهی بین دو گروه مورد مطالعه مشاهده شد و در افراد دارای Lip Strain، با در آوردن پرمولرها و Retraction دندانهای قدامی، Strain موجود در لبها حذف و یا کاهش یافت و ضخامت ناحیه Vermilion لب بالا افزایش نشان داد؛ همچنین شیب بردر تحتانی بینی در گروه دارای Lip Strain، با رترکشن انسیزورها کاهش یافت؛ در حالی که درگروه فاقد Lip Strain افزایش شیب این ناحیه مشاهده شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>امیر  خاوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
