<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1379 جلد13 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1379/7/10</pubDate>

					<item>
						<title>نقش دندانپزشک کودکان در تشخیص و درمان عوارض دهانی پیوند مغز استخوان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=520&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;strong&gt; پیوند مغز استخوان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;یک درمان مطرح برای بیماران مبتلا به بیماریهایی که مغز استخوان را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار داده اند، می باشد. به دلیل سرکوب ایمنی ایجادشده در این نوع درمان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;, &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هر نوع مشکلی که در دهان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;این بیماران &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;به وجود آید، می تواند تهدیدکننده حیات &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;آنها باشد؛ &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;طول مدت بستری شدن در بیمارستان را افزایش دهد و باعث ناراحتی بیمار و بالارفتن هزینه ها شود. حفره دهان محل تجمع میکروارگانیسم ها ست که با کاهش تعداد این عوامل از طریق مراقبت مطلوب در بیمار با ایمنی سرکوب &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;  &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شده &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;, &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;احتمال عفونتهای سیستمیک تهدیدکننده حیات با منشأ دهانی کاهش می یابد و موفقیت پیوند به حداکثر می رسد. دندانپزشک کودکان از طریق پیشگیری و درمان مشکلات حاد دهانی که اغلب در &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کودکان مبتلا به این &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;بیمار &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ی &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;مشاهده می شود، می تواند نقش مهم &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;  &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;منحصر به فردی در تیم پیوند مغز استخوان داشته باشد. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>شیوا  مرتضوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش مورد: شکسته شدن فرز یکی از عوارض شغلی دندانپزشکان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=519&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;شاغلین حرفه دندانپزشکی در تماس مداوم با وسایل مختلف در اندازه های متفاوت، تیز، داغ، محرک، دوار می باشند. فرز گیت گلیدن (Gate Glidden) که برای آماده سازی داخل کانال یا تخلیه گوتای داخل کانال به کار می رود، از جمله این وسایل است. در این مقاله شکسته شدن بسیار نادر یک نمونه آن و باقی ماندن Shaft آن در ساعد دندانپزشک و عدم تشخیص به موقع آن گزارش می گردد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>عباس  منزوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان وقوع عفونت پس از ترمیم زود هنگام زخم های صورت ناشی از پرتابه های شتابدار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=518&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد زخمها در ناحیه صورت در این مقاله سعی شده که ضمن بررسی مختصات کلی زخمها و صدمات وارده بر نسج نرم، درمان زخمها و ارگانها و قسمتهای مختلف آناتومیک فک و صورت جداگانه توضیح داده شود. در پایان نتیجه یک مطالعه در خصوص بستن زود هنگام زخمهای انفجاری (Evulsive) ناشی از پرتابه های شتابدار بر روی 28 بیمار اعم از بازشدگی و عفونت زخمها به عنوان دو عارضه مهم پس از درمان زخمها مورد بررسی قرار گرفته است. نوع اعمال انجام شده و ضایعات ایجاد شده نیز به تفکیک بیان شده است. میانه سنی بیماران 18 سال بود و 15-7 روز پس از عمل جراحی یکسان، استاندارد زخمهای انفجاری مورد پیگیری قرار گرفتند. همه زخمها طی 48-24 ساعت پس از وقوع تحت عمل قرار گرفتند. در 24 بیمار زخمها به طور اولیه ترمیم و بهبود پیدا کردند. در 4 مورد عفونت باکتریال و بازشدگی زخم اتفاق افتاد. این مطالعه نشان داد که با بستن زود هنگام زخمهای صورت به دلیل خونرسانی کافی این ناحیه میزان عفونت و بازشدگی زخمها به حداقل می رسد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>حسن  حسینی تودشکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقادیر ایمونوگلوبولین های M ،G ،A و اجزای C3 و C4 کمپلمان در سرم خون بیماران مبتلا به آفت راجعه دهان در کلینیک های دندانپزشکی شهر اصفهان سال 1379</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=515&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt; &lt;strong&gt; استئوماتیت آفتی راجعه عبارت است از بروز زخمهای عودکنند ه  در مخاط دهان بیمارانی که هیچ گونه علائمی از بیماریهای دیگر ندارند. نقش سیستم ایمنی و بخصوص سیستم ایمنی هومورال در ایمونوپاتوژنز آفت, مورد توجه محققین بوده است؛ این مطالعه در زمینه ایمونولوژی این بیماری با روشی دیگر و حجم نمونه ای بیشتر از سایر تحقیقات انجام شده است. هدف از این مطالعه (مورد &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;– &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شاهدی) بررسی مقادیر ایمونوگلوبولین های &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;M,G,A &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و اجزای &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;C&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;C&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کمپلمان و ارتباط بین تغییر فاکتورهای فوق در پاتوژنز آفت راجعه دهان می باشد که با استفاده از تکنیک &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;Single Radial Immuno Diffusion &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در 50 بیمار مبتلا به آفت راجعه از نوع مینور مورد بررسی قرار گرفت و نتایج حاصل با گروه شاهد شامل 50 فرد سالم که از لحاظ سن و جنس با گروه بیمار کاملاً مشابه بودند, مقایسه شد. نتایج این مقایسه نشانگر  موارد زیر بود: &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; 1- میزان بالاتر مقادیر &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;IgA &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;IgM &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;سرم خون بیماران مبتلا به آفت؛ در حالی که میزان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;IgG &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;در دو گروه مشابه بود. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; 2- میزان پایین تر مقادیر &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;C3 &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کمپلمان سرم بیماران مبتلا به آفت؛ در حالی که در میزان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;C4 &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;تفاوتی مشاهده نشد. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; 3- میزان شاخصهای مورد مطالعه در زنان و مردان تفاوت معنی داری نداشت. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; با توجه به نتایج به دست آمده, به نظر می رسد واکنش ایمنی هومورال نقش مهمی در بروز زخمهای آفتی و به عبارت دیگر در ایمونوپاتوژنز بیماری آفت داشته باشد که البته این واکنش احتمالاً متعاقب واکنش ایمنی سلولی به وقوع می پیوندد. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;  &lt;/p&gt;</description>
						<author>پریچهر  غلیایی اصفهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه کلینیکی و بیومتریک دو روش (Guided Tissue Regenerration (GTR همراه با غشای کلاژن و (Coronally Positioned (CPF همراه با اسید سیتریک در درمان گرفتاری درجه II فورکیشن مولرهای فک پایین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=517&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;روش بازسازی توسط هدایت بافتی یا GTR) Guided Tissue regeneration) جدیدترین و رایجترین روش درمان ضایعات درجه II فورکا می باشد؛ اما به علت گران بودن غشا، کاربرد آن محدودیت دارد. از طرفی روش قرار دادن فلپ در موقعیت تاجی یا CPF) Coronally Position Flap) نیز با هدف دور ساختن سلولهای اپی تلیالی از ناحیه جراحی همان هدف را دنبال می کند. این مطالعه به منظور مقایسه درمان ضایعات درجه II فورکا با استفاده از دو روش GTR (همراه با غشای قابل جذب کلاژن Biomend) و CPF (همراه با اسید سیتریک) بر روی 9 بیمار انجام شد. ضایعات دو طرفه بودند که به طور تصادفی در یکی از دو گروه فوق قرار گرفتند. اندازه گیریهای پایه و شش ماه بعد از عمل براساس متغیرهای ذیل برای هر بیمار ثبت می شد. آزمون آماری مورد نظرpaired t بود. شش ماه بعد از عمل به ترتیب در گروههای GTR و CPF کاهش عمق پاکت 1.55 و 1.88 میلیمتر، کاهش عمق افقی فورکا در حالت بسته 3.33 و 2.66 میلیمتر، کاهش عمق افقی فورکا در حالت باز 1.55 و 2.11 میلیمتر، کاهش ارتفاع یا عمق عمودی فورکا 0.33 و 1.11 میلیمتر، کاهش عرض فورکا به طور مساوی در هر دو روش 0.22 میلیمتر، میزان پر شدن فورکا (Bone Fill) توسط استخوان 33% و 51% و چسبندگی نوین 0.77 و 1.67 میلیمتر محاسبه شد. تحلیل لثه در گروه GTR مشاهده نشد ولی در گروه CPF برابر 0.11 میلیمتر بود. کاهش عرض لثه چسبنده نیز 0.34 و 0.78 میلیمتر بود؛ بدین ترتیب مقایسه سایر متغیرها (روز صفر و 180) در هر گروه به تنهایی حاکی از موثر بودن روشهای مذکور جهت بازسازی فورکا بود؛ همچنین تجزیه وتحلیل آماری نتایج شش ماهه دو گروه با هم (به جز در مورد متغیر عمق افقی فورکا در حالت بسته که به نفع گروه CPF بود)، تفاوت معنی دار نداشت؛ بنابراین با توجه به این نتایج شاید بتوان روش CPF را که مستلزم صرف هزینه کمتر و عدم وابستگی به موارد خاصی مثل غشا می باشد، به عنوان جایگزینی مناسب برای روش GTR قلمداد کرد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر کلار در تغییر شکل مارژین روکش های ساخته شده از آلیاژ بیس متال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=516&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;تحقیقات نشان داده است که آلیاژهای نابل جهت مقابله با سیکلهای حرارتی در حین پخت پرسلن به کلار فلزی نیاز دارند. کلار فلزی زیبایی قابل قبولی ندارد. از آنجا که آلیاژهای بیس متال از خواص فیزیکی بهتری برخوردار هستند، لذا به نظر می رسد کلار در طراحی فریم ورک آنها ضرورتی نداشته باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر کلار در تغییر شکل مارژین روکشهای ساخته شده از آلیاژ بیس متال می باشد؛ به همین منظور 20 کوپینگ (Coping) از آلیاژ بیس متال ساخته شد و به دو گروه دارای کلار و بدون کلار تقسیم شدند. به دنبال آماده سازی سطح فلز، پرسلن بر روی نمونه ها پخته شد. Marginal Gap توسط میکروسکوپ الکترونی در سه مرحله قبل و بعد از دگاز و نیز بعد از گلیز اندازه گیری شد. میانگین Marginal Gap در گروه بدون کلار بترتیب 13.4±21.4، 14.9±21.4 و 11.9±21.9 میکرون و در گروه با کلار 11.4±24.7، 11.5±24 و 11.7±26.6 میکرون بود. آنالیز واریانس دو طرفه هیچ اختلاف معنی داری در مقدار عددی بین دو گروه با و بدون کلار و در بین مراحل مختلف ساخت روکش نشان نداد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد آلیاژ بیسمتال در طی مراحل ساخت دچار تغییر شکل در مارژین نمی شود و وجود کلار در میزان بازشدگی مارژین تاثیری ندارد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل موثر در موفقیت ایمپلنت های Osseointegrated در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=514&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;  ا &lt;strong&gt;مروزه استفاده از ایمپلنت های تایتانیوم جایگاه خاص خود را در حیطه دندانپزشکی به دست آورده است؛ به گونه ای که بیشتر دانشکده های دندانپزشکی معتبر دنیا دارای بخش ویژه ایمپلنت هستند. هدف از این مطالعه ارزیابی میزان موفقیت ایمپلنت های به کار رفته در بخش ایمپلنت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در فواصل زمانی سال 73 تا 78 می باشد. در این مطالعه 389 ایمپلنت مربوط به 120 بیمار مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس پس از بازنگری پرونده بیماران درمان شده در بخش ایمپلنت که به مدت پنج سال تحت درمان بوده اند و درج کلیه اطلاعات مندرج در پرونده بیماران و جداول مربوط به آنها و نیز بررسی موارد ابهام، اطلاعات به دست آمده تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که درصد موفقیت پنج ساله این ایمپلنت ها برای سیستم برانمارک 94% در سیستم &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ITI &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;95% و در سیستم &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;IMZ &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;75/97% بوده است. احتمال دارد درصد بالای موفقیت این گروه به دلیل کوتاهتر بودن مدت زمان استفاده از ایمپلنت ها باشد. این تحقیق نشان داد که دقت بیشتر در انتخاب بیمار و طرح درمان، رعایت دقیق اصول جراحی و پروتزی از این تعداد معدود شکست نیز می کاهد و در صد موفقیت را بالا می برد. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>محمدحسن  شاهرودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ایجاد ترک به دنبال پرکردن انتهای ریشه با آمالگام سینالوی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=513&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;یکی از اهداف جراحی پری رادیکولار ایجاد سیل مناسب در آپکس ریشه می باشد. این عمل به وسیله قطع انتهای ریشه و تهیه حفره کلاس I و پر کردن آن با یک ماده سازگار با بافتها انجام می شود. از مواد متفاوتی جهت پر کردن حفره در انتهای ریشه استفاده می شود؛ یکی از این مواد آمالگام می باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان ایجاد ترک به دنبال پر کردن حفره انتهای ریشه با دو نوع آمالگام می باشد. به این منظور 34 دندان تک ریشه ای آماده و به دو گروه مساوی تقسیم شدند. بعد از تمیز کردن کانال و پر کردن آن به روش متراکم جانبی، حدود 3 میلیمتر از انتهای ریشه ها قطع شد؛ سپس در انتهای ریشه ها به وسیله آنگل و فرز روند ½، حفره هایی به عمق حدود 3 میلیمتر ایجاد شد. حفره ها در گروه اول با آمالگام سینالوی (Cinalloy) و در گروه دوم با آمالگام لوکسالوی (Luxalloy) پر شدند؛ سپس سطوح قطع شده انتهای ریشه ها بعد از تهیه حفره و بعد از پر کردن با استریو میکروسکوپ با بزرگنمایی 50 برابر جهت وجود هر گونه ترک یا تغییراتی در سطح قطع شده انتهای ریشه، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که ترکهای ایجاد شده بعد از پر کردن حفره های انتهای ریشه با آمالگام سینالوی یا لوکسالوی قابل ملاحظه نمی باشند و همچنین با در نظر گرفتن شرایط آزمایش به نظر می رسد آمالگام سینالوی جهت پر کردن حفره انتهای ریشه مناسب باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی موقعیت استخوان لامی (هایوئید) در بیماران کلاس II ،I و III اسکلتال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=512&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;در این پژوهش، موقعیت استخوان لامی در سه گروه بیمار با تیپهای اسکلتال کلاس II و I و III البته با مشکل فک پایین با هم مقایسه شدند. نمونه ها شامل رادیوگرافی های سفالومتری لترال مربوط به 77 بیمار بود که 26 عدد در گروه کلاس I (چهارده دختر و 12 پسر)، 25 عدد در گروه کلاس II (سیزده دختر و 12 پسر) و 26 عدد در گروه کلاس III (سیزده پسر و 13 دختر) قرار گرفتند. تعداد 13 متغیر برای ارزیابی موقعیت استخوان لامی نسبت به جمجمه و همچنین مهره های گردنی انتخاب شد و بر روی Tracing تمامی بیماران اندازه گیری و ثبت گردید؛ سپس میانگین این متغیرها در سه گروه بطور کلی، در دو جنس بطور کلی، در هر گروه بین دو جنس و در هر جنس بین سه گروه مورد مقایسه قرار گرفت و این چنین نتیجه گیری شد که استخوان مذکور در گروه کلاس III، موقعیت قدامی تری نسبت به دو گروه دیگر دارد؛ همچنین در گروه کلاس II، این استخوان نسبت به دو گروه دیگر در موقعیت فوقانی تری قرار دارد. نتایج این مطالعه نشان داد که رشد و نمو استخوان فک پایین می تواند از ساختمانهای اطراف (مثل عضلات متصل به آن) تاثیر پذیرد و این حتمال وجود دارد که با تغییر در تعادل این ساختمانها بتوان در میزان و جهت رشد آن مداخله نمود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه آزاد سازی فلوراید از سه نوع گلاس آینومر پس از قرار گیری در محلول NAF2% خنثی و اسیدی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=511&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف از این مطالعه ارزیابی میزان فلوراید آزاد شده از سه نوع ترکیب گلاس آینومر ترمیمی حاوی فلوراید پس از قرارگیری در محلولهای حاوی فلوراید می باشد. در این مطالعه میزان آزادسازی اولیه فلوراید و آزادسازی متعاقب ری فلورایداسیون (محلول NaF 2% اسیدی و خنثی) 3 نوع ماده ترمیمی گلاس آینومر معمولی، گلاس آینومر تغییر یافته با رزین و کامپومر مورد بررسی قرار گرفت. 20 دیسک از هر ترکیب با ارتفاع 2 میلیمتر و قطر 6 میلیمتر تهیه شد و در ظروف جداگانه در cc2 محلول بزاق مصنوعی قرار گرفت. میزان فلوراید آزاد شده در دو دوره 28 روزه (در روزهای اول، سوم، هفتم، چهاردهم و بیست و هشتم) اندازه گیری شد؛ هر دوره اندازه گیری یون فلوراید آزاد شده در محلول بزاق مصنوعی توسط پتانسیومتری و الکترود اختصاصی و تحلیل آماری با استفاده از آنالیز واریانس و t-test انجام شد. میزان آزادسازی فلوراید در تمام نمونه ها در روزهای اول و سوم به نحو بارزی بیشتر از دیگر دوره های اندازه گیری بود و سپس فلوراید آزاد شده به میزان قابل توجهی کاهش می یافت. گلاس آینومر معمولی دارای بیشترین میزان آزادسازی فلوراید بود و در مرحله بعد به ترتیب نمونه های گلاس آینومر تغییر یافته با رزین و کامپومر قرار داشتند. در دوره دوم آزمایش نمونه های هر دسته به دو گروه 10 عددی تقسیم شدند؛ در این مرحله هر گروه 10 عددی به طور جداگانه در محلول NaF خنثی یا اسیدی قرار گرفت. تمام گروهها توانایی ری فلوریداسیون نمونه ها و بازجذب فلوراید را از خود نشان دادند؛ نمونه هایی که در محلول NaF اسیدی قرار گرفته بودند، خاصیت بازجذب بیشتری نسبت به NaF خنثی داشتند. نتایج نشان داد که سمان های گلاس آینومر می توانند به عنوان سیستم قابل شارژ با آزادسازی آهسته فلوراید عمل نمایند و بخصوص در کودکان با فعالیت پوسیدگی بالا، ترمیم با سمان های گلاس آینومر و استفاده از ترکیبات موضعی NaF به عنوان یک روش پیشگیری قابل توصیه می باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی و مقایسه توزیع تنش سه بعدی به روش تجزیه اجزای محدود در استخوان ایمپلنت با شکل های مختلف قوس های بی دندانی در فک پایین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=510&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;شکلهای قوس فکی (مربعی، مثلثی و بیضوی) نقش مهمی را در الگوی توزیع تنش در اطراف ایمپلنت های دندانی ایفا می کنند. هدف از این مطالعه ارزیابی نقش اشکال مختلف قوس فکی و میزان تحلیل استخوان (نرمال، متوسط، شدید) در توزیع شدید تنش اطراف ایمپلنت دندانی با درنظر گرفتن جهات مختلف نیروی وارد شده بود. سه مدل قوس فکی مربعی، مثلثی و بیضوی در سه حالت مختلف تحلیل استخوان طراحی شد. مدلها به المان های شش وجهی تقسیم شدند؛ به نحوی که 5500 گره را تشکیل دادند. نیروی 143 نیوتن با دو زاویه عمود و مایل به آخرین فیکسچر، 8 و 16 میلیمتر خلفی تر از آن روی کانتی لور اعمال شد. دراین مطالعه جهت تجزیه و تحلیل توزیع تنش از نرم افزار Sap90 استفاده شد و 54 حالت مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با تغییر دیستالی نیرو در قوس مربعی و بیضوی با استخوان نرمال، تمرکز تنش از ساپورت به سمت فیکسچرها انتقال می یابد. تمرکز تنش در قوس مثلثی با استخوان نرمال در اطراف فیکسچر مشاهده شد. میزان تنش در این قوس بیش از حد فیزیولوژیک بود؛ در نتیجه توصیه می شود از کاربرد کانتی لور در قوسهای مثلثی خودداری شود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ثبات رنگ کامپوزیت IDM (ایده آل ماکو)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=509&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;تغییر رنگ کامپوزیت رزین ها که دراثر تغییرات شیمیایی در رزین و یا در اثر جذب آب و مواد رنگی رخ می دهد، می تواند در دراز مدت منجر به شکست درمان شود. هدف از این مطالعه بررسی ثبات رنگ کامپوزیت IDM خود سخت و نورسخت (IS) و (IL) در شرایط استاندارد Aging است. نمونه هایی از کامپوزیتهای خود سخت و نورسخت IDM و کامپوزیت DL) Definite) و (Degufill (DS از شرکت دگوسا تهیه و به سه گروه کنترل (الف) و آزمایش (ب و ج) تقسیم شدند. تمام نمونه ها مطابق دستورالعمل استاندارد تهیه و آزمایش شدند. ابتدا رنگ همه نمونه ها توسط دستگاه اسپکتروفتومتر Data Flash مشخص شد؛ سپس گروه کنترل یک هفته در دمای 37 درجه سانتی گراد و در محیط تاریک نگهداری شد. گروه «ب» پس از پوشیده شدن با آلومینیوم فایل، 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد و رطوبت 100% دردستگاه زنوتست و بعد 6 روز در تاریکی و دمای 37 درجه سانتیگراد نگه داشته شد و گروه «ج» به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد و در رطوبت 100% تحت نور لامپ زنون، در دستگاه زنوتست قرار گرفت و سپس 6 روز در محیط تاریک و 37 درجه سانتیگراد نگهداری شد؛ سپس رنگ نمونه ها مجددا اندازه گیری شد. تغییرات مربوط به رنگ با استفاده از سیستم CIE L* a* b* در مقیاسهای ?E و ?l و ?a و ?b بررسی گردید. بیشترین تغییر رنگ مربوط به کامپوزیت IL بود (19.52=?E .(IL با DL و IS اختلاف قابل ملاحظه ای داشت. میزان تغییر رنگ کامپوزیت IS در شرایط «الف، ب و ج» قابل ملاحظه نبود&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
