<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دندانپزشکی </title>
<link>http://jdm.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دندانپزشکی - مقالات نشریه - سال 1390 جلد24 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1390/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اثر هیدروکسید کلسیم به عنوان داروی داخل کانال بر ریزنشت اپیکال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=66&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; امروزه هیدروکسید کلسیم به عنوان داروی داخل کانال برای گند زدایی کانال و تسریع در روند ترمیم آسیب های پری اپیکال کاربردی روز افزون دارد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر هیدروکسید کلسیم به عنوان داروی داخل کانال بر روی مهر و موم اپیکال بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی از 46 دندان کشیده شده تک ریشه انسانی استفاده گردید. نمونه ها پس از آماده سازی و شکل دهی کانال ها به روش استپ بک (فایل اصلی ناحیه اپیکال شماره 35) به طور تصادفی در 2 گروه آزمایشی 20 تایی و دو گروه شاهد مثبت و منفی 3 تایی قرار گرفتند. در گروه 1 کانال ریشه به وسیله خمیر هیدروکسید کلسیم پوشانده شد و در گروه 2 دارویی داخل کانال قرار نگرفت. تمام دندان ها به مدت 1 هفته در انکوباتور در دمای 37 درجه سانتی گراد و رطوبت 100% قرار گرفتند. بعد از 7 روز گروه 1 خمیر هیدروکسید کلسیم توسط شستشو با نرمال سالین و حرکات چرخشی فایل اصلی ناحیه اپیکال از کانال ریشه خارج گردید. سپس تمامی کانال ها با گوتاپرکا و سیلر AH26 به روش تراکم جانبی پر و به مدت 72 ساعت در رطوبت 100% و دمای 37 درجه سانتی گراد نگهداری شدند. سپس تمامی نمونه ها به مدت 1هفته در جوهر هندی شناور گشتند و پس از شفاف سازی بیشترین میزان ریزنشت اپیکال هر یک از نمونه ها توسط استرئومیکروسکوپ با بزرگنمایی x4 اندازه گیری شد و نتایج به دست آمده توسط آزمون آماری T-test و Chi-square ارزیابی گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج آماری به دست آمده هیچ گونه تفاوت معنی دار را بین دو گروه آزمایشی نشان نداد (068/0=P).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر پایه این مطالعه هیدروکسید کلسیم که به منظور کمک به حذف باکتری ها از داخل کانال ریشه به کار می رود باعث افزایش ریزنشت اپیکال نمی شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>فاطمه مختاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه دوز جذب سطحی بیماران در آزمون‌‌های CBCT، سی تی اسکن اسپیرال و سی تی اسکن معمول</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=65&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; بررسی دوز جذبی بیماران در آزمون های مختلف می تواند اطلاعات مفیدی را در جهت تخمین ریسک پرتونگاری به دست دهد. در این مطالعه میزان دوز جذب سطحی بیماران در آزمون های CBCT، سی تی اسکن اسپیرال و سی تی اسکن معمول مقایسه گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; به منظور اجرای این مطالعه تجربی، تعداد 81 عدد تراشه TLD کالیبره شده مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تخمین دوز جذب سطحی نواحی مرکزی میدان تابشی، ناحیه تیروئید و نواحی خارج از فیلد، تراشه های TLD به ترتیب بر روی پوست ناحیه صورت، ناحیه تیروئید و انتهای جناغ سینه بیماران مراجعه کننده جهت تصویربرداری از سینوس های پارانازال نصب شدند. در این مطالعه از آزمون آماری واریانس یک طرفه و Turkey استفاده گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; دوز جذب سطحی ناحیه مرکزی میدان تابشی در تکنیک CBCT در حدود 09/0±79/0 میلی گری برآورد شد. درحالیکه در تکنیک سی تی اسکن معمولی و اسپیرال به ترتیب مقادیر 12/4±84/18 و 71/3±31/16 میلی گری نتیجه شد. همچنین نواحی خارج از فیلد تابشی دوزی در حدود 54 درصد دوز جذب سطحی ناحیه مرکزی میدان تابشی را دریافت کردند. نتایج اختلاف معنی دار بین نوع آزمون ها و دوز دریافتی بیماران را نشان داد (016/0P=). به طوریکه کمترین دوز جذب سطحی در نواحی مختلف مربوط به تکنیک CBCT و بیشترین آن به تکنیک سی تی اسکن معمول مربوط بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اختلاف دوز جذب سطحی نواحی مرکزی میدان تابشی در دو تکنیک سی تی اسکن اسپیرال و معمول در مقایسه با تکنیک CBCT در حدود 24 برابر ارزیابی شد. همچنین بالاترین دوز تابشی مربوطه به ناحیه مرکزی میدان تابشی و کمترین آن مربوط به نواحی خارج از فیلد تابشی بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>کریم  قاضی خانلو ثانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بخشی پیش درمانی با سلکوکسیب و ژلوفن بر کاهش درد پس درمان کانال ریشه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=64&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی (NSAIDs) متداول ترین گروه دارویی در کنترل درد پس از درمان کانال ریشه می باشند. طی دهه گذشته نسل جدیدی از این داروها ساخته شده اند مانند سلکوکسیب و ژلوفن که عوارض گوارشی کمتر و اثر بخشی بالاتری دارند. از آنجا که مطالعات کافی در زمینه قدرت تسکین بخشی سلکوکسیب و ژلوفن در مقایسه با سایر مسکن های متداول در کنترل درد بیماران تحت درمان کانال ریشه صورت نگرفته، لذا تحقیق حاضر با این هدف انجام پذیرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور، تعداد 90 بیمار به 3 گروه تقسیم شده و تحت درمان کانال ریشه قرار گرفتند. کپسول ها که شامل سلکوکسیب، ژلوفن و دارونما بودند، 1 ساعت قبل از شروع درمان به بیماران داده شد، سپس با یک پرسشنامه در فواصل زمانی مختلف میزان درد بیماران با معیار VAS (Visual analog scale) ثبت شد. یافته ها با استفاده از SPSS و آزمون های Repeated measurement و Multiple comparisons،Oneway ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و مقادیر 05/0P&lt; معنی دار تلقی گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه نشان داد در ساعات 8 و 12سلکوکسیب و ژلوفن به صورت معنی داری درد را در مقایسه با دارونما کاهش دادند. در ساعات 24 ،4 و 48 پس از درمان، اختلاف بین سه گروه معنی دار نبود (05/0P&gt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مصرف پیش از درمان کپسول سلکوکسیب یا ژلوفن درد پس از درمان کانال ریشه را کاسته و آنها را می توان به عنوان داروی مؤثر قبل از درمان کانال ریشه به بیماران تجویز کرد. &lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>شقایق نوری بیات</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر نوع پرسلن پوشاننده و رنگ آمیزی کور بر استحکام باند ریز کششی یک نوع سرامیک زیرکونیایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=63&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; باند بین کور و ونیر  ها ضعیفترین قسمت در رستوریشن  های تمام سرامیک زیرکونیایی می باشند. با توجه به احتمال تأثیر رنگ آمیزی کور ها و نوع ونیر، هدف از این مطالعه بررسی این دو عامل در استحکام باند ریز کششی کور زیرکونیایی با دو نوع ونیر پرسلنی با رنگ آمیزی و بدون رنگ آمیزی بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی، نمونه  های دیسک شکل با استفاده از کور زیرکونیایی Zirkonzahn (MAD/MAM) ساخته شد. برای ونیر این نمونه  ها سرامیک های Ceram Kiss و Zirkonzahn ICE مورد استفاده قرار گرفت. نیمی از نمونه  ها با محلول 2A رنگ آمیزی شدند. سپس دیسک ها در هر گروه برش خوردند (به تعداد 30 میکروبار) و باند ریز کششی در هر گروه ارزیابی شد. نمونه  ها با SEM مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت داده  ها با روش آنالیز واریانس دو طرفه و Student T-test بررسی شدند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; نوع ونیر و تأثیر متقابل ونیر و رنگ آمیزی اثر معنی دار بر استحکام باند ریزکششی داشت )001/0(P&lt;، در حالیکه رنگ آمیزی نتوانست اثر معنی داری بر استحکام باند بگذارد )69/0(P=. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به اثر مشخص نوع ونیر در استحکام باند ونیر-کور، انتخاب درست این مواد برای دست یافتن به استحکام باند کافی بین کور و ونیر برای جلوگیری از لایه لایه شدن و پریدن رستوریشن  های ونیری زیرکونیا لازم به نظر  می رسد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>مرضیه علی خاصی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر درمان با Low level laser بر روی حرکت ارتودنتیک دندانی در انسان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=62&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; جهت بررسی تأثیرات تحریکی لیزر بررسی میزان حرکات ارتودنتیک دندانی در مطالعات گوناگون لیزر با مشخصات مختلف مورد آزمایش قرار گرفته است. با توجه به نتایج متناقض به دست آمده، در این مطالعه تأثیر درمان با Low level laser (LLLI) یا لیزر کم توان بر روی سرعت حرکات ارتودنتیک دندانی در انسان بررسی شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 12 بیمار شامل 4 پسر و 8 دختر با میانگین سنی4/3±9/16 سال انتخاب شدند. پرمولر اول بالا در این افراد جهت درمان ارتودنسی کشیده شده بود و نیاز به Retraction کانین به فضای Extraction داشتند. در حالی که در هر دو سمت دندان کانین توسط&lt;br&gt;NiTi coil spring رترکت می شد، یک سمت تحت درمان با لیزر GaAlAs با طول موج nm 890 قرار گرفت. LLLT(بر روی مخاط باکال و پالاتال به شکل حرکت آرام پروب) در ماه اول رترکشن صورت گرفت و قالب گیری و تهیه کست در ابتدای رترکشن و یک و دو ماه بعد انجام شد. اندازه گیری میزان رترکشن بر روی کست و با کمک پلاک رفرنس ساخته شده بر روی ناحیه روگا توسط کولیس دیجیتال انجام گرفت. برای آنالیز داده   ها از آزمون   های&lt;br&gt;One-sample Kolmogorov-Simirnov و Paired sample T-test استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته   ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه هیچ اختلاف معنی داری بین میزان حرکت دندان کانین در سمت لیزر و سمت کنترل نشان نداد )05/0(P&gt;. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دوز انرژی لیزر به کار رفته در این مطالعه J72 برای هر دندان، دوز مناسبی برای افزایش حرکات دندانی نیست.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>مجید محمود زاده دربندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی خاصیت ضد میکروبی عصاره Citrus aurantifolia علیه انتروکوکوس فکالیس موجود در توبول‌های عاجی در حضور لایه اسمیر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=61&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; حین اینسترومنتیشن کانال های ریشه در درمان های اندودانتیک لایه اسمیر بر روی دیواره های کانال تشکیل می شود که توبول های عاجی را می پوشاند. در صورتی که محلول های شستشو دهنده بتوانند لایه اسمیر را حذف نمایند و در عین حال خاصیت ضد میکروبی داشته باشند، می توان از این مزیت در کانال های عفونی بهره گرفت. لذا این مطالعه به منظور بررسی خاصیت ضد میکروبی عصاره قسمت داخلی گوشتی میوه Citrus aurantifolia (آب لیموترش( و پوست آن علیه انتروکوکوس فکالیس موجود در توبول های عاجی ریشه در حضور لایه اسمیر طراحی شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه 140 سیلندر عاجی از دندان های سانترال انسیزور گاو تهیه شد. بعد از حذف لایه اسمیر، سوسپانسیون انتروکوکوس فکالیس به داخل لوله ها تلقیح و لایه اسمیر مجدداً ایجاد شد. در گروه های مورد مطالعه از محلول های زیر به منظور شستشوی کانال استفاده گردید: گروه 1: NaOCl 25/5%، گروه 2:EDTA 17%، گروه 3: NaOCl +EDTA، گروه 4: آب لیمو، گروه 5: عصاره اتانولی پوست لیمو ترش، گروه 6: اتانول %96. سپس خرده های عاجی از لایه های داخلی و خارجی تر عاج به دست آمد و از نظر کدورت ناشی از رشد میکروبی بررسی شد. آنالیز واریانس یک طرفه و تست تکمیلی Tamhan در این مطالعه استفاده شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در لایه خارجی عاج، خاصیت ضد میکروبی عصاره پوست لیمو فقط از گروه NaOCl+EDTA کمتر بود (05/0P&lt;) و خاصیت ضد میکروبی آب لیمو از گروه های NaOCl+EDTA، NaOCl و EDTA کمتر بود (05/0P&lt;). در لایه داخلی، خاصیت ضد میکروبی آب لیمو از گروه های NaOCl+EDTA و NaOCl کمتر بود (05/0P&lt;) و خاصیت ضد میکروبی عصاره پوست از NaOCl+EDTA کمتر بود (05/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در حضور لایه اسمیر، خاصیت ضد میکروبی آب لیموترش از NaOCl کمتر بود، در حالی که بین خاصیت ضد میکروبی عصاره پوست لیمو و NaOCl تفاوتی وجود نداشت.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>نوشین شکوهی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه میزان تطابق لبه‌ای بین پرداخت فوری و تأخیری درترمیم‌های گلاس آینومر و کامپوزیت توسط میکروسکوپ الکترونی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=60&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; ایجاد تطابق لبه ای در حفره های کلاس V و شناخت بهترین ماده ترمیمی برای کاهش میزان ریزنشت، یکی از چالش های مهم در دندانپزشکی ترمیمی است. هدف این مطالعه بررسی اثر زمان پرداخت بر ریزنشت سه نوع ماده ترمیمی همرنگ دندان درحفرات کلاس V و ارزیابی تطابق لبه ای آنها توسط SEM بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی از 30 دندان سانترال گاو با ایجاد حفره های C‏l V در ناحیه باکال و لینگوال استفاده شد (60 حفره). دندان ها به 3 گروه 10 تایی (20حفره) تقسیم شدند: گروه یک: کامپوزیت Z350، گروه دو: Fuji IX/G Coat Plus (CGIC) و گروه سه: (RMGI)Fuji II LC. نیمی از ترمیم های هر گروه (20n=) فوراً و نیمی دیگر بعد از 24 ساعت پرداخت شدند. همه دندان ها تحت 2000 سیکل حرارتی قرار گرفتند. رپلیکای اپوکسی رزین 12نمونه (2 ترمیم از هر زیرگروه) تحت SEM بررسی و درصد درزهای بینابینی محاسبه شد. در نهایت دندان ها در فوشین بازی 5/0% به مدت 24 ساعت ودر دمای اتاق قرار گرفتند و سپس دندان ها و برش داده شده وتحت استریو میکروسکوپ مشاهده شدند. آنالیز آماری با استفاده از تست های Kruskal-Wallis و Mann-Whitney انجام شد و ریزنشت انسیزال و سرویکال با تست Wilcoxon مقایسه شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میزان ریزنشت سرویکال و انسیزال در هیچ کدام از 3 ماده ترمیمی تحت تأثیر زمان پرداخت قرار نگرفت (05/0P&gt;). ریزنشت سرویکال، به طور معنی داری فقط در Fuji IX با پرداخت فوری، بیشتر از ریزنشت انسیزال محاسبه شد (05/0&gt;P). تفاوت ریزنشت انسیزال و همچنین تفاوت ریزنشت سرویکال بین مواد ترمیمی مختلف چه با پرداخت فوری چه تأخیری، معنی دار نبود (05/0P&gt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; پرداخت فوری در ترمیم های کلاسV همرنگ دندان توصیه می شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>بهاران رنجبر امیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل پایداری ایمپلنت دندانی و بررسی تاثیر عوامل موثر بر اتصال ایمپلنت- استخوان به کمک مدل اصطکاکی تماس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jdm/browse.php?a_id=59&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; جا به جایی ایمپلنت نسبت به استخوان و کیفیت تماس استخوان- ایمپلنت از عوامل مؤثر در پایداری ایمپلنت های دندانی می باشد. هدف از این مطالعه، بررسی پایداری یک ایمپلنت دندانی کاشته شده در استخوان، به روش آنالیز المان محدود غیر خطی بود. به این منظور، میزان جا به جایی ایمپلنت نسبت به استخوان بر اساس نیروی اعمالی به ایمپلنت محاسبه و فاکتوری مناسب به عنوان ضریب اصطکاک، جهت تعیین کیفیت تماس ارایه گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; برای تهیه مدل سه بعدی مورد نیاز و به منظور مقایسه نتایج با مطالعات کلینیکی، از استخوان درشت نی خرگوش، عکس برداری سی  تی اسکن انجام شد. مدل جهت آنالیز المان محدود غیر خطی به نرم افزار آباکس انتقال یافته و تحلیل دینامیکی تحت بارگذاری سیکلیک و در نظر گرفتن شرایط مرزی انجام گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; منحنی های نیرو- جا به جایی نسبی ایمپلنت و استخوان در سطح تماس استخوان- ایمپلنت غیر خطی شدند. به طور تقریبی ضریب اصطکاک که معیاری از میزان جا به جایی نسبی و پایداری ایمپلنت می باشد، با نصف شدن نیروی تماسی عمودی دو برابر شد، در حالیکه ضریب اصطکاک با کاهش ضریب اصطکاک کولمب، کاهش یافت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; متغیر ضریب اصطکاک که بر اساس نمودارهای نیرو- جا به جایی محاسبه شده است، می تواند شاخصی مناسب برای تعیین پایداری ایمپلنت های دندانی باشد. کاهش نیروی تماس عمودی و استفاده از سطوح با ضریب اصطکاک بالاتر موجب بهبود کیفیت تماس استخوان- ایمپلنت و در نتیجه افزایش پایداری ایمپلنت های دندانی شد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span /&gt;</description>
						<author>محمدرضا ملاک زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
