جستجو در مقالات منتشر شده


280 نتیجه برای بیمارستان

سعید مرادی، محمدرضا ربیعی مندجین، محمد محمدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اجرای مؤلفه‌های مؤثر بر شایسته گزینی و برخوردار از توانمندی‌های لازم برای پست‌های کلیدی و حساس و توجه به اصل شایسته‌سالاری در توزیع قدرت و تقسیم وظایف و مسئولیت‌ها میان نخبگان جامعه، افزون بر آنکه در ثبات و رشد و پیشرفت کشور مؤثر است از رموز موفقیت و ماندگاری زمامداران به حساب می‌آید. از این رو هدف مقاله حاضر تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر شایسته پروری مدیران بیمارستان‌های دولتی با رویکرد سیاست‌های کلی نظام سلامت می¬باشد.
مواد و روش‌ها: روش تحقیق مورد استفاده به لحاظ هدف، توسعه¬ای؛ و از نظر روش انجام کیفی که در آن از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کتب، مقالات، اسناد و منابع آگاه انسانی مشتمل بر خبرگان مدیریت دولتی، مدیران بیمارستان‌ها با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل سابقه ده سال سابقه کاری در زمینه مدیریت بیمارستان‌ها هستند. در تحقیق حاضر رویکرد هدفمند و روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار تحقیق پروتکل مصاحبه با خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری بود (16 مصاحبه).
نتایج: در مجموع 18 عامل شایسته پروری در 75 مؤلفه و 671 بُعد شناسایی شد؛ که با پیاده‌سازی مدل اشتراوس کوربین؛ شرایط علی عبارت از؛ رئیس‌، پزشکان و کارکنان. شرایط مداخله‌گر نیز شامل اقتصاد، فناوری پژوهش و آموزش محسوب شدند. علاوه بر این اهداف و رسالت‌ها، بستر سازمانی، خلاقیت، خدمات و ساختار در شرایط زمینه‌ای در نظر گرفته شدند. عوامل مدیریت منابع انسانی، روابط عمومی و مذهب، راهبردها شناخته شد و پیامدهای حاصل،‌ تخصص، اقتصاد دانش‌بنیان، بین‌المللی شدن طبقه‌بندی شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته¬های پژوهش، به نظر می¬رسد جهت پیشرفت، ارتقا، تعالی بیمارستان‌ها که در سلامت افراد جامعه دخیل هستند می¬توان با استفاده از عوامل فوق، موجب گسترش شایسته پروری مدیران، بیمارستان‌های دولتی گردید.

ابراهیم بهرامی نیا، رضا شمس اللهی، صدیقه غلامرضایی، محمد مهدی زارع شحنه،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بخش‌های رادیولوژی یکی از مهم‌ترین بخش‌های بیمارستان است که اهمیت بسزایی در شناسایی و درمان بیماری‌ها دارد. با این‌حال با توجه به تجهیزات گران‌قیمت این بخش‌ها و از طرفی درآمدزایی آن، بهبود ارائه خدمات و افزایش کارایی آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کارایی اقتصادی واحدهای رادیولوژی بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد می‌باشد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و برحسب روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. اطلاعات در خصوص ورودی‌ها و خروجی‌های مدل از 9 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی یزد جمع‌آوری ‌شده است. متغیرهای ورودی مدل شامل تعداد کارکنان کارشناس، تعداد پزشکان بخش، تعداد دستگاه رادیولوژی و تعداد دستگاه سی‌تی‌اسکن می‌باشد. سه متغیر تعداد بیمار پذیرش‌شده، تعداد کلیشه ثبت‌شده و میزان درآمد نیز به‌عنوان ستانده در نظر گرفته شده است.
نتایج: میانگین نمره کارایی فنی و مقیاس برابر 910/0 حاصل شده است. 55 درصد واحدهای رادیولوژی بیمارستان‌های مورد مطالعه از لحاظ کارایی اقتصادی، کارا عمل نکرده بودند. بیمارستان شهید صدوقی دارای بازدهی نزولی نسبت به مقیاس می‌باشد. بیمارستان¬های شهید بهشتی تفت، خاتم‌الانبیاء ابرکوه، ولیعصر (عج) بافق، ضیائی اردکان دارای بازدهی صعودی و بیمارستان¬های شهید دکتر رهنمون، افشار، فاطمه الزهراء (س) مهریز، امام جعفر صادق (ع) میبد نیز دارای بازدهی ثابت نسبت به مقیاس می‌باشند.
نتیجه‌گیری: بنابراین حذف نیروی انسانی مازاد بر اساس نتایج روش تحلیل فراگیر داده‌ها نقش عمده‌ای در کاهش هزینه‌های بیمارستان و بخش بهداشت و درمان و افزایش کارایی بیمارستان‌ها ایفاء می‌نماید.

روح‌اله عسکری، حسن جعفری، عارفه دهقانی تفتی، ندا فتوحی تفتی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاران به عنوان نزدیک‌ترین افراد در حوزه سلامت نزد بیماران دارای محبوبیت زیادی هستند؛ لذا تقویت مهارت شایستگی مراقبت معنوی در این گروه از کارکنان بیمارستان حائز اهمیت می‌باشد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت شایستگی مراقبت معنوی پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1402 انجام گردید.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر کاربردی-مقطعی بود که بر روی 262 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی منتخب (بیمارستان‌های شهید صدوقی، شهید رهنمون، افشار) انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شایستگی مراقبت معنوی (SCCS) جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های ANOVA، Mann-whitney Test، Wallis Test Kruskal و ضریب همبستگی اسپیرمن و از طریق نرم‌افزار SPSS ورژن 21 تحلیل شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه میانگین و انحراف معیار نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران (2/18±9/83) بود که در سطح مطلوب ارزیابی شد. همچنین در بین ابعاد شایستگی مراقبت معنوی بعد حمایت شخصی و مشاوره با بیمار بالاترین نمره (2/5±8/18) و بعد ارتباطات پایین‌ترین نمره (6/1±3/7) را داشتند و بیشترین نمره شایستگی مراقبت معنوی نیز مربوط به بیمارستان شهید رهنمون (7/17±5/88) بود.
نتیجه‌گیری: هرچند میانگین نمره کلی شایستگی مراقبت معنوی پرستاران مورد مطالعه مطلوب ارزیابی شد اما پایین بودن نمره شایستگی پرستاران در بعد ارتباطات؛ لزوم برگزاری کارگاه‌های نحوه برقراری ارتباط مؤثر پرستار با بیمار را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد پرستاران با برخورداری از این مهارت‌ها نقش مهمی در ارتقای سلامت بیماران ایفا خواهند کرد.


سید محمد مهدی حیدری بغدادآبادی، علیرضا معطوفی، علی فرهادی محلی، مجتبی طبری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیمارستان‌ها به دلیلِ نقشی که در ارتقاء سلامت و بهداشت عمومی در بسترهای اجتماعی جوامع دارند، نیازمندِ استانداردهای مدونی هستند تا ضمن حفظ کیفیت درمان، به افزایش سطح رضایت اجتماعی منتج گردد. ارزیابی خط‌مشی اعتباری بیمارستانی به عنوان یک فرآیندِ سیستماتیک در این عرصه تلقی می‌شود که می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای به لحاظ مطلوبیت اجتماعی و عملکردی بیمارستان‌ها داشته باشد. هدف این مطالعه ارائه‌ی الگوی ارزیابی خط‌مشیِ اعتباربخشی بیمارستانی بر اساس فرآیندِ پدیدارشناسی پارادایمی می‌باشد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه با الگوبرداری از رویکردِ هاسرل تلاش شد تا طی پنج گام تحلیلی، نسبت به ارائه‌ی الگوی پدیدارشناسی پارادایم‌های ارزیابی خط‌مشیِ اعتباربخشی بیمارستانی اقدام شود. برای این منظور ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان و کدگذاری باز، تلاش شد تا مضامین گزاره‌ای پدیده‌ی مورد بررسی، مشخص شود. سپس با تشکیل گروه کانونی جهت بحث و تبادل نظر برای تفکیک شناختی هریک از گزاره‌ها در قالب یک مؤلفه، از چک‌لیست ارزیابی کیو بهره برده شد تا هریک از گزاره‌ها در حد فاصل 6+ تا 6- امتیازبندی شوند و نسبت به شناسایی خوشه‌بندی‌های پارادایمی پدیده‌ی مورد بررسی اقدام لازم صورت گیرد.
نتایج: نتایج در بخش کیفی طی 20 مصاحبه انجام شده، تعداد 138 کد باز را مشخص ساخت که پس از حذف زوائد و تکرار کدهای باز مشابه، 50 مضمون گزاره‌ای تعیین شدند تا با اتکاء گام‌های پیاده‌سازی رویکردِ هاسرل (23)، خوشه‌بندی مفهومی در قالب چارچوب پدیدار شناسی پارادایمی تعیین شود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه شکل‌گیری الگوی ارزیابی خط‌مشیِ اعتباربخشی بیمارستانی مبتنی بر شرایط علّی، مداخله‌گر، زمینه‌ای، استراتژی‌ها و پیامدها تلقی نمود که می‌تواند در ارتقاء سطح اثربخشی ارائه‌ی خدمات بهداشت و درمانی در جامعه مؤثر باشد.

خاطره خانجانخانی، تینا صیرفی، سجاد بهاری نیا، عاطفه ابراهیمی، سید مسعود موسوی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اشتباهات دارویی که احتمال رخداد آنان توسط کادر پرستاری بیشتر از سایر کارکنان بیمارستان است، می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری را برای بیماران ایجاد نماید. هدف از این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر بروز خطاهای دارویی پرستاران در بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی یزد بود.
مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 1401 انجام پذیرفت. 302 پرستار از 4 بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی یزد انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد بود که خطاهای دارویی را در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی مورد بررسی قرار می‌داد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های t، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد.
نتایج: عوامل مدیریتی مهم‌ترین عامل تأثیرگذار در وقوع خطای دارویی شناخته شد. مهم‌ترین علت خطای دارویی در سه حیطه عوامل مدیریتی، انسانی و محیطی به ترتیب شامل کمبود تعداد پرستار نسبت به تعداد بیمار (44/2±34/4)، خستگی ناشی از بارکاری (98/0±17/4) و تراکم زیاد کار در یک شیفت کاری (6-12 ساعت) بوده است. تنها بین عوامل محیطی مرتبط با بروز خطاهای دارویی با جنسیت (008/0=p) رابطه آماری معناداری مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: بکارگیری راهکارهای کاهش خستگی ناشی از بارکاری نظیر برقراری تعادل در شیفت کاری پرستاران و همچنین افزایش نیروی کار به منظور ارتقای سطح توانمندی پرستاران پیشنهاد می‌گردد. از طرفی دیگر تدوین پروتکل‌های استاندارد، نظارت مستمر بر تجویز داروها به همراه ترویج فرهنگ کار تیمی، نقش مهمی در کاهش خطاها ایفا می‌کند.

لیلا والی، حجت فرهمندنیا، احمدرضا محمدپور،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با افزایش سن، اختلال عملکرد جسمانی بیشتر شده که این امر خود منجر به بروز مشکلات مختلف در سالمندان و افزایش نیاز به خدمات فوری پزشکی میشود. سالمندان عموماً از استفادهکنندگان مهم خدمات مراقبتهای بهداشتی و خدمات فوریت‌های پیش بیمارستانی هستند. تجارب ذهنی افراد از اورژانس تحت تأثیر نیاز آن‌ها به اطلاعات مرتبط و به موقع در رابطه با روش‌های اورژانس و وضعیت بالینی آن‌ها است. این نیازهای اطلاعاتی نیز توسط مراقبین افراد مسن در موقعیت اورژانس مورد نیاز است. این پژوهش با هدف تبیین تجربیات سالمندان از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی در شهر شیراز انجام شده است.
مواد و روش‌ها: این پژوهش در 2 فاز انجام شد. فاز 1 مربوط به سالمندان بود که این قسمت از مطالعه به صورت کیفی انجام و جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. روش نمونه‌گیری از میان سالمندان و تکنسین‌ها به صورت هدفمند و گلوله برفی بود و تا حد اشباع ادامه یافت و داده‌ها به روش کلایزی تحلیل شد. در فاز 2 مطالعه نیز جهت بررسی تجربیات مشارکت‌کنندگان و ارائه پیشنهاد، پنل خبرگان تشکیل شد.
نتایج: فاز اول مطالعه حاضر، بیان تجربیات 21 نفر از سالمندانی بود که از خدمات اورژانس پیش بیمارستانی استفاده کردند. متن مصاحبه‌ها مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت و مضمون‌هایی از آن استخراج گردید. سپس مضمون‌ها به زیر مضمون‌های مربوطه دسته‌بندی شدند: " وضعیت آمبولانس، عملکرد تکنسین‌ها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقررات اورژانس "؛ و در فاز دوم نیز ارائه راهکار توسط پنل خبرگان ارائه شده است.
نتیجه‌گیری: تجربیات سالمندان نشان‌دهنده مشکلاتی است که هنگام دریافت خدمات اورژانس پیش بیمارستانی آن‌ها را با مشکل مواجه می‌کند از جمله: وضعیت نامناسب آمبولانس‌ها، مشکلات مربوط به عملکرد تکنسین‌ها، عملکرد زمانی اورژانس و قوانین و مقرراتی که باعث نارضایتی آن‌ها شده است. پیشنهادهایی برای حل این مشکلات توسط پنل خبرگان ارائه شد که امید است بتواند در سیاست‌گذاری برای ارائه خدمات بهتر به سالمندان در اورژانس پیش بیمارستانی مورد استفاده قرار گیرد.


حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، فرنوش قمی، عطیه دهقان نیری،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هوش سیاسی بالا نزد مدیران، می‌تواند موجب افزایش بهره‌وری و عملکرد سازمانی و مهارت‌های مدیریتی از جمله مهارت‌های ارتباطی مدیران گردد. با توجه به اهمیت هوش سیاسی و مهارت‌های ارتباطی مدیران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش سیاسی با مهارت‌های ارتباطی در مدیران و مسئولان واحدهای بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد انجام شد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش به صورت توصیفی-مقطعی و از نوع کاربردی و بر روی 65 نفر از مدیران بیمارستان‌ها و به صورت سرشماری انجام شد. از دو پرسشنامه استاندارد استفاده و تحلیل داده‌ها با استفاده از آماره‌های توصیفی و آزمون‌های آماری تحلیلی در نرم افزار SPSS 26 انجام شد.
نتایج: میانگین و انحراف معیار هوش سیاسی برابر با (11.96±15.107) و مهارت‌های ارتباطی برابر با (7.46±59.46) و بالاتر از متوسط بود. بین میانگین نمره کلی هوش سیاسی با هیچ‌کدام از متغیر‌های دموگرافیک ارتباط معنی‌داری وجود نداشت. بین میانگین نمره کلی مهارت‌های ارتباطی با متغیرهای دموگرافیک نیز فقط در متغیر جنسیت ارتباط معنی‌داری مشاهده شد (P-value=0.029). از بین ابعاد هوش سیاسی بیشترین میانگین مربوط به بعد صداقت آشکار (3.21±31.87) و کمترین بازی‌های اجتماعی (3.59±20.47) و از بین ابعاد مهارت‌های ارتباطی بیشترین مربوط به مهارت کلامی (2.53±18.76) و کمترین مهارت بازخورد (2.96±19.84) بود. آزمون همبستگی اسپیرمن نیز نشان داد بین هوش سیاسی و مهارت‌های ارتباطی همبستگی مثبتی وجود دارد (0/527= r).
نتیجه‌گیری: تأکید بر ابعاد هوش سیاسی و مهارت‌های ارتباطی مدیران و شناسایی وضعیت و به‌کارگیری اقدامات اصلاحی در راستای ارتقای عملکرد آن‌ها، حائز اهمیت می‌باشد. همچنین با توجه به پایین‌تر بودن میانگین ابعاد بازی‌های اجتماعی از هوش سیاسی و مهارت بازخورد از مهارت‌های ارتباطی در این مطالعه، برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های مناسب جهت ارتقا آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد.

علی غفاریان، اعظم چراغی، مسعود فردوسی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیاده‌سازی اعتباربخشی به‌عنوان یکی از رایج‌ترین و معتبرترین روشهای ارزیابی کیفیت خدمات بیمارستانی، همواره برای بیمارستانها با چالشهایی همراه بوده است. هدف این پژوهش، شناسایی چالشهای اعتباربخشی در بیمارستانهای کوچک و تک تخصصی از دیدگاه افراد درگیر در این فرایند بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش یک مطالعه کیفی توصیفی با رویکرد تحلیل محتوا است که با مشارکت 30 نفر از کارکنان بیمارستانهای هدف، ارزیابان کشوری اعتباربخشی و کارشناسان ستادی دفتر نظارت و اعتباربخشی وزارت بهداشت انجام شد. مصاحبهها به‌صورت نیمه ساختاریافته و جلسات انفرادی برگزار شد. دادهها با روش تحلیل محتوا و با استفاده از نسخه 20 نرم‌افزار Max-QDA مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: چالشهای اعتباربخشی بیمارستانهای کوچک در قالب 4 تم «فرایند اعتباربخشی»، «نیروی انسانی»، «ساختاری» و «مالی» طبقه‌بندی شدند. چالشهای اعتباربخشی بیمارستانهای تک تخصصی در قالب 3 تم «فرایند اعتباربخشی»، «نیروی انسانی» و «یکسان بودن سنجهها» طبقه‌بندی شدند. پایین بودن انگیزه کارکنان و آموزش ناکافی آنها در زمینه اعتباربخشی و چالشهای مرتبط با ارزیابان، چالشهای مشترک اعتباربخشی بین بیمارستانهای کوچک و بیمارستانهای تک تخصصی بودند.
نتیجه‌گیری: بیمارستانهای کوچک و بیمارستانهای تک تخصصی علاوه بر چالشهای عمومی اعتباربخشی، با توجه به شرایط خاص خود ازلحاظ تفاوتهای ماهیتی با سایر بیمارستانها، با چالشهای دیگری نیز مواجه هستند. به سیاست‌گذاران پیشنهاد میشود برای اجرای موفق این برنامه در ایران، جوانب مختلف تمامی چالشهای شناسایی‌شده را مطالعه و این نکات را در برنامهریزیها برای پیاده‌سازی برنامه اعتباربخشی بیمارستانی در سطح کشور مدنظر قرار دهند.

شادی خلیل اللهی، نسرین کاظمی، سعید بشارتی، عاطفه عابدینی، محمد ورهرام،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تاب‌آوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالش‌ها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئت‌علمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای اداره‌های تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستان‌ها، مدیران شرکت‌های تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکت‌های واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چک‌لیست و مصاحبه بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرم‌افزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایه‌ای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطاف‌پذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
 

فرخ لقا محمدی، دکتر ماندانا صاحب زاده، یحیی همت یار طباطبایی،
دوره 23، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مقدمه: پیچیدگی و نوسانات شدید محیطی همراه با بروز سوانح و خطرات غیره منتظره، احتمال اختلال در زنجیره تأمین بیمارستان را افزایش داده است. تاب‌آوری زنجیره تأمین، یکی از راهبردهای مقابله با این چالش‌ها و تداوم ارائه خدمات مناسب و کارآمد بیمارستان در زمان فاجعه است. هدف این پژوهش تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی با استفاده از میک مک فازی بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش کیفی - کمی، جامعه پژوهش اعضا هیئت‌علمی مطلع از موضوع در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روسای اداره‌های تجهیزات پزشکی دانشگاه و معاونت درمان، مسئولین واحدهای تجهیزات پزشکی بیمارستان‌ها، مدیران شرکت‌های تولیدکننده تجهیزات پزشکی، مدیران شرکت‌های واردکننده تجهیزات پزشکی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات چک‌لیست و مصاحبه بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به روش تکمیل ماتریس فازی و تحلیل ماتریس با نرم‌افزار میک-مک فازی انجام شد.
نتایج: عامل «مدیریت لجستیک» تأثیرگذاری بیشتری بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی سرمایه‌ای بیمارستانی دارد. «عوامل یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی، رقابت، انعطاف‌پذیری، مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک مدیریت بحران» به عنوان عواملی که کمترین تأثیرگذاری را دارند شناخته شدند و عوامل «شرایط محیطی، شفافیت و حراست، سیستم اشتراک اطلاعات و مدیریت منابع انسانی» کمترین تأثیرپذیری را دارند. «عوامل اقتصادی» به عنوان یک عامل با تأثیر غیرمستقیم بسیار قوی، تأثیر مهمی بر تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی دارند.
نتیجهگیری: برای افزایش تاب‌آوری زنجیره تأمین تجهیزات پزشکی بیمارستانی، توجه به «مدیریت لجستیک و عوامل اقتصادی» بسیار حیاتی است. علاوه بر این، عواملی مانند «چابکی و سرعت، مدیریت ریسک-مدیریت بحران، رقابت، یکپارچگی و هماهنگی و ایجاد روابط تعاونی» نیز از تأثیر غیرمستقیم متوسطی برخوردارند.
 
عباس جهانگیری،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آلاینده‌های دارویی موجود در فاضلاب بیمارستانی یکی از مهم‌ترین تهدیدات زیست‌محیطی و بهداشتی محسوب می‌شوند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی استراتژی‌های حذف آلاینده‌های دارویی در فاضلاب بیمارستان‌های منتخب استان مرکزی بود.
مواد و روش‌ها: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره است. ابتدا با مطالعه منابع علمی، مصاحبه با متخصصان و نظرخواهی از خبرگان حوزه بهداشت محیط و تصفیه فاضلاب، به کمک نرم‌افزار MAXQDA 2022 استراتژی‌ها و معیارهای مؤثر بر اولویت‌بندی آنان شناسایی شد. سپس، با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و نسخه 11 نرم‌افزار Expert Choice، وزن معیارها و نیز امتیاز و رتبه‌ی هر استراتژی مشخص گردید.
نتایج: پنج استراتژی‌ شامل: «ترکیب روش‌های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی»، «اکسیداسیون پیشرفته»، «راکتورهای بیولوژیکی هوازی و بی‌هوازی»، «فیلتراسیون غشایی»، «جذب سطحی با کربن فعال» و پنج معیار شامل: «کارایی حذف آلاینده‌ها»، «سازگاری زیست‌محیطی»، «هزینه‌های اجرایی و عملیاتی»، «دوام و پایداری فناوری» و «پیچیدگی و امکان‌پذیری اجرایی» شناسایی و تحلیل شد. وزن معیارها به ترتیب 357/0، 241/0، 198/0، 123/0، 081/0 و امتیاز نهایی استراتژی‌ها به ترتیب 312/0، 256/0، 211/0، 134/0، 087/0 محاسبه شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از سیستم‌های ترکیبی که شامل ترکیب روش‌های بیولوژیکی، فیزیکی و شیمیایی است، بهترین استراتژی برای حذف آلاینده‌های دارویی در فاضلاب بیمارستان‌های منتخب در استان مرکزی محسوب می‌شود. این یافته‌ها می‌تواند به سیاست‌گذاران و مدیران بیمارستانی در انتخاب استراتژی‌های بهینه تصفیه فاضلاب کمک کند و در کاهش تأثیرات زیست‌محیطی آلاینده‌های دارویی و بهبود کیفیت منابع آبی مؤثر باشد.

امیرحسین عبدالعلی پور، معصومه میکائیلی، خدیجه علیزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: در این پژوهش، مدل یکپارچه‌ای برای بررسی نقش واسطه‌ای امور مالی در ارتباط میان شاخص‌های کیفیت، یادگیری و رشد و عملکرد خدمات مدیریت امکانات بیمارستانی ارائه‌شده است.
مواد و روش‌ها: جامعه آماری تحقیق حاضر مدیران بیمارستان‌های استان آذربایجان غربی است که بر اساس رابطه کوکران، 147 نمونه آماری به روش تصادفی در نظر گرفته شد.  برای آزمون فرضیه‌ها، از تحلیل معادلات ساختاری با نرم‌افزار اسمارت پی ال اس بهره‌برداری گردید. به‌منظور ارزیابی برازش مدل ساختاری، از حالت تخمین استاندارد بارهای عاملی استفاده شده و برای تفسیر نتایج، آزمون معناداری Z به کار رفت. درنهایت، قدرت پیش‌بینی کنندگی مدل با استفاده از معیارهای ضریب تعیین تعدیل‌شده و استون گیسر مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: ضرایب اثر غیرمستقیم  به‌دست‌آمده در تأثیر شاخص کیفیت، شاخص‌های یادگیری و رشد و شاخص‌های فرایندهای داخلی بر متغیر «شاخص‌های مالی» به ترتیب برابر با 41/2، 2/2 و 39/2 است که بالاتر از 96/1 بوده و این موضوع نشان‌دهنده نقش معنادار میانجی متغیر «شاخص‌های مالی» در تأثیرات مذکور بر عملکرد خدمات است. همچنین، با توجه به ضرایب استاندارد 201/0، 344/0، 359/0 و 805/0، مدل اثرات واسطه‌ای امور مالی در این زمینه‌ها با داده‌های تجربی به‌خوبی برازش یافته است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهند که ارتقای شاخص‌های فرایندهای داخلی، کیفیت خدمات و یادگیری و رشد در بیمارستان‌های استان آذربایجان غربی، تأثیر معناداری بر بهبود وضعیت مالی و عملکرد خدمات مدیریت امکانات دارد. این بهبود، از طریق افزایش رضایت بیماران، ارتقای شهرت بیمارستان‌ها و کاهش هزینه‌های عملیاتی، منجر به افزایش درآمد و بازدهی مالی می‌گردد.

سارا امامقلی پور، فاطمه محمدی، بهزاد راعی،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی کارایی بیمارستان‌ها به عنوان ابزار مؤثری برای سنجش آمادگی و واکنش نظام سلامت در مواجهه با بحران‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. لذا مطالعه حاضر، کارایی و عملکرد بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران را در مواجهه با کووید، طی سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ را مورد بررسی قرار داده‌است.
مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر کارایی بیمارستان‌ها با استفاده از روش پابون لاسو طی بازه زمانی 1401-1398 مورد بررسی قرار گرفته و ضریب همبستگی بین تغییر در پذیرش‌های کووید-19 با تغییر در هزینه‌های بیمارستان‌ها، دریافتی‌های بیمارستان‌ها، متوسط طول مدت اقامت و درصد اشغال تخت، محاسبه شده است.
نتایج: شیوع کووید-۱۹ موجب بهبود موقت در شاخص‌های عملکردی و بهره‌برداری بهینه از منابع بیمارستانی شد اما پس از فروکش بحران، بیمارستان‌ها مجدداً به ساختار ناکارآمد گذشته بازگشتند. در سال ۱۴۰۱، ۱۴٪ از بیمارستان‌ها در ناحیه کارا (3) و 21% در ناحیه 2 قرار گرفتند که نسبت به 1398 تغییری نداشته است. همچنین در سال 1401، تعداد بیمارستان‌ها در مناطق 1 و 4 به ترتیب، 33 درصد افزایش و 17 درصد کاهش داشته‌‌اند. همچنین افزایش پذیرش بیماران کووید با افزایش هزینه‌ها و یارانه‌های دریافتی همراه بوده اما تأثیر قابل‌توجهی بر درآمد مستقیم بیمارستان‌ها از بیماران نداشته است و تأثیرات عملکردی محدود به کاهش جزئی مدت بستری و افزایش اندک درصد اشغال تخت‌ها بوده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان‌دهنده نبود سازوکار لازم برای تثبیت دستاوردهای مدیریت بحران و ارتقاء پایدار کارایی است. آمادگی سیستم سلامت در مواجهه با بحران‌ها از طریق بهره‌گیری مستمر از تجارب بحرانی، برنامه‌ریزی پیشگیرانه، تأمین منابع و ایجاد سازوکارهایی برای حفظ و ارتقاء بهره‌وری در تمامی شرایط قابل انجام است؛ بنابراین مدیریت بحران نباید صرفاً پاسخی مقطعی باشد، بلکه باید بخشی از رویکرد راهبردی و ساختار دائمی سازمان‌های درمانی محسوب گردد.


عباس جهانگیری،
دوره 24، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: زیرساخت‌های فاضلاب بیمارستانی نقش مهمی در حفظ سلامت عمومی و محیط زیست دارند و ضعف در مدیریت این سیستم‌ها می‌تواند منجر به بروز بحران‌های بهداشتی و زیست‌محیطی شود. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌های سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فاضلاب بیمارستانی بود.
مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع کاربردی و به روش مطالعه موردی در یکی از بیمارستان‌های عمومی شهر اراک در فروردین 1404 انجام شد. ابتدا ریسک‌ها با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 14 نفر از خبرگان به کمک نرم‌افزار MAXQDA 2022 شناسایی شد. سپس با استفاده از چک‌لیست و رویکرد FMEA، شدت، احتمال وقوع و قابلیت کشف هر ریسک امتیازدهی شد و عدد اولویت ریسک (RPN) برای هر مورد با استفاده از نرم‌افزار Excel محاسبه گردید. در نهایت ریسک‌ها بر اساس عدد اولویت ریسک از بیشترین به کمترین مقدار رتبه‌بندی شدند.
نتایج: در مجموع ۲۳ ریسک کلیدی در پنج دسته طراحی، فنی، زیست‌محیطی، بهره‌برداری و مدیریتی شناسایی شد. بیشترین عدد اولویت ریسک مربوط به عدم پیش‌بینی سیستم پیش‌تصفیه، عدم پیش‌بینی ظرفیت کافی و نشت فاضلاب به خاک اطراف بود. ریسک‌های مدیریتی و بهره‌برداری مانند نبود بودجه کافی و کمبود نیروی متخصص نیز به عنوان عوامل تشدیدکننده سایر ریسک‌ها شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که بسیاری از ریسک‌های بحرانی زیرساخت فاضلاب بیمارستانی ریشه در ضعف طراحی و مدیریت دارند. استفاده از روش FMEA ابزاری مؤثر برای شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌ها فراهم می‌کند و می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌های مهندسی و مدیریتی و افزایش اثربخشی سرمایه‌گذاری‌ها کمک نماید.
فاطمه زارع زاده مهریزی، عادل افتخاری،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

سردبیر محترم
بیمارستان­ها به دلیل وسعت زیاد جزء ساختمان­هایی با مصرف انرژی بالا هستند که برای پشتیبانی از عملیات خود به مقادیر قابل‌توجهی برق، گرمایش، سرمایش و آب نیاز دارند. تقاضای بالای انرژی در بیمارستان‌ها عمدتاً به عوامل مختلفی از جمله فعالیت شبانه­روزی، تجهیزات پزشکی تخصصی، کنترل دما، رطوبت و نیازهای روشنایی نسبت داده می‌شود(1). در ساخت بیشتر بیمارستان­های موجود، مسائل مربوط به بهینه­سازی مصرف انرژی کمتر مورد توجه قرار گرفته­اند. در حقیقت، طی چند دهه گذشته، به دلیل کم بودن هزینه­های تأمین انرژی و کم­توجهی به موضوع پایداری اقتصادی و زیست­محیطی، طراحی و ساخت بیمارستان­ها تنها با هدف تأمین استاندارد­های بهداشتی مورد نیاز بوده و تأثیر کارایی انرژی بر ساختمان نادیده گرفته شده است(2). چالش محدودیت منابع انرژی، یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح در دنیا بوده و تأمین نیازهای جوامع مدرن تنها با استفاده از منابع انرژی سنتی، امکان­پذیر نیست و بر اساس تحقیقات انجام شده در این زمینه، می­توان دریافت که میزان مصرف انرژی در نیم قرن گذشته به طور سرسام­آوری افزایش یافته است(3). در نتیجه، استراتژی‌های مدیریت انرژی در این محیط باید به گونه‌ای طراحی شوند که هم به کاهش هزینه‌ها و هم به بهبود بهره‌وری انرژی کمک کنند، بدون اینکه بر عملکرد پزشکی و راحتی بیمار تأثیر منفی بگذارند.
علیرضا رحیمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اورژانس پیش‌بیمارستانی نقش اساسی در مدیریت شرایط حیاتی بیماران دارد، اما شواهد نشان می‌دهد این خدمات با چالش‌های متعددی در سطوح مختلف انسانی، مدیریتی و زیرساختی روبه‌رو هستند. هدف پژوهش حاضر، انجام یک فراترکیب جامع به‌منظور شناسایی و تحلیل چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران بر اساس شواهد پژوهشی موجود در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵) است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر پایه چارچوب هفت‌گانه سندلوسکی و باروس (۲۰۰۶) انجام شد. جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های داده معتبر داخلی و خارجی با کلیدواژه‌های مرتبط منجر به شناسایی ۴۱۴ مقاله گردید. پس از غربالگری دقیق بر اساس معیارهای ورود و خروج و ارزیابی کیفیت، در نهایت ۲۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته‌های این مقالات با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مضمونی تحلیل و دسته‌بندی گردید.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که چالش‌های خدمات اورژانس پیش‌بیمارستانی در ایران در شش مضمون اصلی دسته‌بندی می‌شوند: چالش‌های نیروی انسانی، چالش‌های لجستیکی و زیرساختی، موانع سازمانی و مدیریتی، مسائل اجتماعی و فرهنگی و چالش‌های آموزشی. یک تحلیل عمیق‌تر از مضامین، ماهیت چندوجهی و درهم‌تنیده چالش‌های موجود را آشکار ساخت. تحلیل یافته‌ها همچنین نشان داد که این چالش‌ها به‌صورت منفرد وجود ندارند، بلکه در یک شبکه پیچیده از روابط علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش تأیید می‌کند که چالش‌های سیستم اورژانس در ایران ماهیتی جهانی داشته و با مشکلات گزارش‌شده در کشورهای با درآمد کم و متوسط همپوشانی دارند. حل این مشکلات نیازمند یک رویکرد جامع و سیستمی است که تمامی ابعاد انسانی، لجستیکی، سازمانی و اجتماعی ـ فرهنگی را به‌صورت هم‌زمان پوشش دهد و به آمادگی سیستم در برابر حوادث و بلایای احتمالی نیز توجه کند.

سمانه زرین خلیلی، کامبیز حمیدی، زهرا شیرازیان، علی اصغری صارم، جواد نیک نفس،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور همزمان چند نسل با ارزش ها و انتظارات متفاوت در بیمارستان ها، مدیریت منابع انسانی را با چالش هایی همچون تعارضات بین نسلی مواجه کرده و ضرورت ارائه الگوهای بومی برای مدیریت تنوع نسلی را برجسته ساخته است. لذا این پژوهش با هدف ارائه الگوی گرانش چند نسلی سازمانی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه از نظر هدف توسعه‌ای و ماهیت اکتشـافی دارد. روش پـژوهش کیفـی و مبتنـی بـر پـارادایم تفسـیری و نظریه داده‌بنیاد است. به این منظور، ضمن انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 20 نفر از مدیران با سابقه بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی همدان و خبرگان سازمانی و دانشگاهی، بـه روش هدفمنـد و رعایـت قاعـده اشـباع نظری، در سال 1403داده‌ها جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با روش کدگذاری سه مرحله ای  باز، محوری و انتخابی انجام شد.
نتایج: 6 مقوله اصلی با 28 مقوله فرعی برای تبیین گرانش چند نسلی شناسایی شد. نتایج درمقوله های شرایط علّی (نظیر سازه های ساختاری و حمایتی، رهبری و حاکمیت سازمانی ، همگرایی فعال بین نسلی)، عوامل زمینه‌ای (نظیر فرهنگ‌سازمانی، تعاملات و تطبیق پذیری بین نسلی، تکنولوژِی و پویایی سازمانی)، عوامل مداخله‌گر (نظیر عوامل روان شناختی و رفتاری، مقاومت در برابر تغییر، گسل های نسلی)، راهبردهای مدیریتی (مانند تمرکز بر تقویت یادگیری سازمانی و اشتراک گذاری دانش، توسعه شبکه های ارتباطی و مشارکت محور ،تقویت هماهنگی سازمانی مبتنی بر عدالت)، مقوله محوری (همزیستی هدفمند بین نسلی در بستر سازمانی و بازتولید سرمایه دانشی بین نسلی در سایه هم اندیشی سازمانی) و پیامدها (نظیر رضایت شغلی، رشد و توسعه فرهنگ سازمانی مبتنی بر تنوع نسلی) دسته بندی شدند.
نتیجه‌گیری: این پژوهش الگویی متناسب با بیمارستان های ایران برای مدیریت تنوع نسلی ارائه کرد. الگوی گرانش چند نسلی می‌تواند به مدیران بیمارستانی کمک کند تا با ارتقای همگرایی نسلی، مدیریت تعارضات، تقویت انگیزش و نگهداشت نیرو، کیفیت خدمات و بهره‌وری سازمانی را افزایش دهند.
 
بهشته جبلی، محمد ورهرام، فاطمه کیوانی راد، سولماز زرینه، الهام قازانچایی،
دوره 24، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حکمت در لغت به معنای دانش، دانایی، معرفت و عرفان بکار رفته است. خدمات بیمارستانی بیش از همه خدمات شناخته شده به نیروی انسانی وابسته است و ماهیت این خدمات به گونه ایست که کارکنان باید جهت کسب بیشترین کارایی و اثربخشی علاوه بر دارا بودن تخصص و مهارت، متعهد نیز باشند. در این منظر، بیمارستان حکمت‌بنیان بیمارستانی است که خدمات خود را بر مبنای سه اصل منزلت و کرامت انسانی، دانش و حکمت پزشکی و اخلاق و شئون اسلامی ارائه می‌نماید. لذا هدف از انجام این مطالعه شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی بیمارستانی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان می‌باشد.
مواد و روش‌ها: این مطالعه، یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای گرانهایم و لاندمن می‌باشد که اطلاعات آن از طریق انجام مصاحبه از 62 پزشک و بیمار از بخش‌های مختلف تا زمان اشباع داده‌ها جمع‌آوری گردید. در این مطالعه برای انتخاب مشارکت‌کنندگان از نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. به طوری که با افرادی مصاحبه شد که در زمینه پدیده مورد مطالعه یا جنبه‌هایی از آن دارای اطلاعات و شناخت مناسب و نسبتا کافی بودند. در این مطالعه از بررسی کتابخانه‌ای و اسناد بالادستی نظام سلامت از ابتدای انقلاب تاکنون نیز جهت جمع‌آوری داده‌های مروری استفاده شد.

نتایج: در مطالعات کتابخانه‌ای 20 سند بالادستی در رابطه با سلامت، پزشکی، آموزش و فرهنگ و تمدن استخراج گردید. همچنین از مصاحبه‌های انجام شده از 32 پزشک و 28 بیمار در رابطه با مؤلفه‌های مؤثر بر اعتباربخشی با رویکرد بیمارستان حکمت بنیان، 10 طبقه اصلی استخراج شد. طبقات اصلی استخراج شده از مصاحبه پزشکان و بیماران شامل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی، امکانات، تجهیزات و منابع انسانی، مهارت‌های ارتباطی، چالش‌های مالی و معیشتی بیماران، دانش، آموزش و آگاهی، عوامل ملموس، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی، تاب‌آوری روحی و روانی در بیماران و قابلیت اطمینان خدمات بود.
نتیجه‌گیری: درک متقابل احساسات و عقاید آمیخته با صبر و آرامش، برخورد همراه با احترام توسط طرفین و تبادل اطلاعات و دانش از انتظارات هر دو طرف پزشک و بیمار از یکدیگر محسوب می‌شود. لذا به نظر می‌رسد یک دسته از نیازهای اولیه و ثانویه وجود دارد که با برطرف شدن هر کدام از آن‌ها امید دستیابی به بیمارستانی استاندارد همراه با چشم‌انداز طب و حکمت قابل‌انتظار باشد.
عادل افتخاری، نجمه باقیان، ناهید خدامی، مریم زمانی فرادنبه،
دوره 24، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت زمان یکی از مهارت‌های اساسی در حرفه‌های حوزه سلامت، به‌ویژه پرستاری، است و نقش مهمی در افزایش بهره‌وری، کاهش استرس و ارتقای کیفیت مراقبت از بیمار دارد. اهمیت این مهارت در بخش‌های اورژانس، به دلیل حجم کاری بالا، محدودیت زمانی و ضرورت تصمیم‌گیری سریع، دوچندان می‌شود. این مطالعه با هدف ارزیابی شایستگی مدیریت زمان پرستاران شاغل در بخش اورژانس بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال 1404 انجام شد.
مواد و روش‌ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی 223 پرستار شاغل در بخش‌های اورژانس بیمارستان‌های آموزشی انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه شایستگی مدیریت زمان پرستاران بالینی طالبی و همکاران شامل 29 گویه در 6 بعد بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. در صورت نرمال بودن داده‌ها از آزمون‌های T مستقل و آنالیز واریانس یک‌طرفه استفاده شد و برای بررسی ارتباط بین مؤلفه‌ها، آزمون همبستگی اسپیرمن به کار رفت.
نتایج: یافته‌ها نشان داد شایستگی مدیریت زمان پرستاران در سطح متوسط رو به پایین قرار دارد؛ به‌طوری‌که 12/6٪ شایستگی نسبتاً مطلوب، 64/1٪ شایستگی ضعیف و 23/3٪ شایستگی نامطلوب داشتند. بیشترین میانگین نمره مربوط به مؤلفه تعدیل مسئولیت و هنجارها (67/15 ± 18/39) و کمترین میانگین مربوط به مدیریت هیجانات (31/12 ± 58/20) بود. بین اغلب مؤلفه‌های مدیریت زمان همبستگی مثبت و معنادار مشاهده شد، اگرچه ارتباط بین تعدیل مسئولیت و هنجارها با مدیریت هیجانات معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: شایستگی مدیریت زمان پرستاران اورژانس در سطح مطلوبی قرار ندارد که می‌تواند ناشی از عواملی مانند کمبود نیروی انسانی و تراکم بیماران باشد. با توجه به ارتباط مؤلفه‌های مدیریت زمان، اجرای برنامه‌های آموزشی و مداخلات مدیریتی جامع به‌منظور ارتقای این مهارت، بهبود کیفیت مراقبت و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران ضروری به نظر می‌رسد.
حلیمه سالارنیا، فائزه نظامدوست،
دوره 24، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت خدمات بیمارستانی نقش حیاتی در رضایت بیماران و همراهان دارد و اجرای استانداردهای اعتباربخشی به‌عنوان ابزاری برای ارتقای کیفیت و ایمنی بیمار اهمیت یافته است. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط استقرار استانداردهای اعتباربخشی و کیفیت خدمات از دیدگاه همراهان بیماران بستری در بیمارستان طالقانی گرگان در سال ۱۴۰۳ انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال ۱۴۰۳ انجام شد و جامعه مورد مطالعه شامل همراهان بیماران بستری در بخش‌های مختلف بیمارستان طالقانی گرگان بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای انجام شد و حجم نمونه ۲۵۰ نفر بود. داده‌ها با پرسشنامه سروکوال و چک‌لیست رسمی استانداردهای اعتباربخشی جمع‌آوری و تحلیل‌ها با نرم‌افزار SPSS انجام شد. آمار توصیفی شامل درصد، میانگین و انحراف معیار و تحلیل‌های آماری شامل تی زوجی، آنوا، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره بود.
نتایج: میانگین کیفیت ادراک‌شده خدمات 98/0 ± 87/3 بود که نشان‌دهنده شکاف منفی کیفیت نسبت به انتظارات 56/0 ± 53/4 بود (001/0> p). درصد کلی اجرای استانداردهای بیمار محور ۸۴ درصد بود و تحلیل رگرسیون نشان داد تمامی ابعاد استانداردها با کیفیت خدمات ارتباط معنادار دارند (ضریب تعیین مدل = 593/0).
نتیجه‌گیری: اجرای استانداردهای اعتباربخشی حیطه خدمات بیمار محور و درمانی با کیفیت خدمات ارتباط دارد، اما شکاف در ابعاد همدلی و تضمین اهمیت عوامل انسانی و تعاملی را نشان می‌دهد. بنابراین ارتقای کیفیت خدمات نیازمند توجه همزمان به استانداردها و رفتار حرفه‌ای کارکنان است.

صفحه 14 از 14    
...
14
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه بیمارستان می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb