<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1391 جلد2 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/9/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی بارکاری و ارتباط آن با خستگی در میان لکوموتیورانان بخش نیروی کشش راه آهن جمهوری اسلامی ایران </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5017&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ازجمله مشاغل پرمسوولیت در صنعت ریلی، شغل لکوموتیورانی است. لکوموتیوران نیازمند عملکردهای شناختی متعددی از قبیل توجه مستمر، شناسایی اشیاء، حافظه، برنامه ریزی و تصمیم گیری می باشد. سطوح بالای خستگی ازجمله علل ایجاد حوادث توسط لکوموتیورانان است. عوامل متعددی بر افزایش خستگی لکوموتیورانان اثرگذار می باشد که بارکاری از مهم ترین این فاکتورها است. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی بارکاری لکوموتیورانان قطارهای مسافری و اثر آن بر خستگی این افراد می باشد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد که در میان 100 نفر از لکوموتیورانان نیروی کشش راه آهن که با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. به منظور ارزیابی وضعیت بارکاری و خستگی لکوموتیورانان به ترتیب از پرسشنامه NASA-TLX و مقیاس خستگی Samn-Perelli   استفاده گردید. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از تست های Paired t-test و Spearman صورت گرفت.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که لکوموتیورانان، دو بعد تلاش و کوشش و بارذهنی خود را به ترتیب با میانگین های 22/74 و 31/73 به عنوان مهم ترین ابعاد بارکاری ارزیابی کرده اند. بین بارکاری و میزان خستگی قبل از حرکت و نیم ساعت قبل از رسیدن به مقصد (مربوط به مسیر رفت) ارتباط معنی داری به دست نیامد (05/0&lt;P)، اما میزان خستگی در انتهای شیفت کاری (مربوط به مسیر برگشت) و بارکاری دارای ارتباط معنی داری بودند (048/0=P).
نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده از این مطالعه، دو بعد تلاش و کوشش و بارذهنی از جنبه های مهم افزایش بارکاری در میان لکوموتیورانان مورد مطالعه بوده است. بنابراین، با تمرکز بر ابعاد ایجادکننده بارکاری از جنبه های تلاش و کوشش و بارذهنی و هم چنین اتخاذ برنامه های مدیریتی جهت کاهش خستگی، می توان میزان بارکاری و خستگی را در لکوموتیورانان تعدیل و به دنبال آن کارایی سیستم را افزایش داد. 
</description>
						<author>عادل  مظلومی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر ارتعاش بر سیستم گوارشی کارگران یک کارخانه تولید مواد غذایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5018&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امروزه تجهیزات معیوب، بخش اعظم انرژی خود را به صورت صدا و ارتعاش از دست می دهند که علاوه بر خسارت مادی به سرمایه ها، سلامتی افراد را نیز دچار مخاطره می نماید. ارتعاش به عنوان یک عامل زیان آور فیزیکی باعث بروز اثرات سوء بر سلامت کارگران از طریق سیستم اعصاب می گردد. این اثرات با توجه به ارتعاش اندام ها و بافت های بدن به صورت اختصاصی و عمومی وجود دارند. سیستم گوارشی با فرکانس Hz 8-3 دارای نوسان است. هنگامی که در محیط کار چنین ارتعاشی از سوی تجهیزات به بدن وارد گردد، سیستم گوارش دچار اختلال خواهد شد. این تحقیق به بررسی تاثیر ارتعاش بر اختلالات گوارشی پرداخته است.
روش کار: پژوهش به صورت مورد شاهدی گذشته نگر در یک کارخانه تولید مواد غذایی صورت پذیرفت. تعداد 103 نفر به عنوان گروه مورد با عارضه گوارشی و 431 نفر گروه شاهد بدون عارضه گوارشی از لحاظ مواجهه با ارتعاش در گذشته مورد مقایسه قرار گرفتند. ارتعاش موجود در قسمت های مختلف اندازه گیری و میزان مواجهه افراد مشخص گردید. افرادی که در ارتعاش بالاتر از dB 100 فعالیت داشتند، مواجهه یافته در نظر گرفته شدند. تعداد مورد و شاهدهای با و بدون مواجهه مشخص و با روش های آماری مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتیجه گیری: میزان تراز شتاب ارتعاش موجود در قسمت بسته بندی معادل dB 8/109 بوده که از حد مجاز(dB 8/ 118) کمتر می باشد. افراد مورد مطالعه دارای حدود سنی57-24 سال با سابقه 15-4 سال بودند. 2/59 درصد از افراد مورد و 7/22 درصد از افراد گروه شاهد با ارتعاش مواجهه داشته اند. با توجه به نسبت شانس ابتلا، افراد در مواجهه با ارتعاش، (1/4-8/9=CI) 3/6 بار بیشتر از سایر افراد در خطر عوارض گوارشی بودند.
بحث: علاوه بر عوامل موثر در ایجاد عوارض گوارشی ، ارتعاش نیز می تواند عامل موثری در بروز این عوارض باشد. با توجه به استاندارد ارتعاش، در مقادیر کمتر از استاندارد نیز ممکن است عوارض گوارشی مشاهده گردد. از این رو پیشنهاد می گردد در محیط های کاری که در آنها ارتعاش وجود دارد، کارگران علاوه بر معاینات دوره ای، تست های گوارشی نیز انجام دهند. تحقیقات در این زمینه گسترش یافته، در صورت اطمینان از بروز عوارض ناشی از ارتعاش در مقادیر کمتر از حد مجاز شغلی توصیه شده، مقادیر مجاز مواجهه شغلی ارتعاش نیز تغییر می یابند</description>
						<author>جمشید  رحیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مواجهه شغلی کارکنان یک کارخانه تولید سیمان با گرد و غبار قابل استنشاق سیمان و سیلیس کریستالی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5019&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مواجهه با ذرات هوابرد سیلیس کریستالی و گرد وغبار قابل استنشاق سیمان از مهمترین عوامل زیان آور مواجهه شغلی کارگران در صنایع سیمان است که لازم است مورد ارزیابی و پایش قرار گیرد. این مطالعه با هدف ارزیابی میزان مواجهه کارگران یک کارخانه سیمان واقع در شهرستان ساوه با گردوغبار قابل استنشاق سیمان و سیلیس کریستالی انجام شد.
روش کار: در این مطالعه ی مقطعی تعداد 62 نمونه گرد و غبار قابل استنشاق از منطقه تنفسی کارگران واحدهای مختلف کارخانه جمع آوری شد. نمونه برداری و تعیین مقدار گرد وغبار قابل استنشاق با استفاده از روش گراویمتری بر اساس روش 0600 سازمان NIOSH و تعیین مقدار محتوی سیلیس کریستالی آن با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری جذب مرئی براساس روش 7601 سازمان NIOSH انجام گرفت.
یافته ها: بیشترین میانگین مواجهه کارگران با گردوغبار قابل استنشاق سیمان در واحدهای آسیاب مواد و آسیاب سیمان و کمترین آن در قسمت اداری وکنترل عملیات و کوره برآورد شد. گستره مواجهه کارگران با گرد وغبار قابل استنشاق در واحدهای تولید کارخانهmg/m3 89/18 – 77/1 بود. گستره ی مواجهه کارگران با سیلیس کریستالی در مجموع واحدهای تولید 104/0 – 011/0 میلی گرم بر متر مکعب بود. در واحد آسیاب مواد بیشترین و در قسمت آسیاب سیمان کمترین میانگین مواجهه برآورد شد. میزان مواجهه شغلی کارگران با  سیلیس کریستالی در 57% از موارد فراتر از حد مجاز توصیه شده توسط NIOSH و کمیته فنی بهداشت حرفه ای ایران (mg/m3 05/0) بود. میانگین سهم سیلیس کریستالی از گرد وغبار قابل استنشاق در کل نمونه های سایت تولید 17/1% بود که دامنه آن از  49/0% در آسیاب سیمان تا 7/1 و 53/1 درصد به ترتیب در کوره و سنگ شکن متغیر بود.
نتیجه گیری: میزان مواجهه با گردوغبار قابل استنشاق سیمان در کلیه فرآیندهای تولید بالاتر از حد مجاز و در واحد اداری و کنترل عملیات پایین تر از آن بود. اما تراکم سیلیس کریستالی تنها در واحدهای آسیاب مواد و کوره بالاتر از حدود مجاز تماس شغلی بود. بیشترین مقادیر مواجهه با گرد و غبار قابل استنشاق در آسیاب موادو سیمان و در خصوص سیلیس کریستالی در واحدهای آسیاب مواد، سنگ شکن و کوره مشاهده شد. لذا واحدهای مذکور جهت به کارگیری اقدامات کنترلی باید در اولویت قرار گیرند. 
</description>
						<author>علی  فقیهی زرندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی خطاهای انسانی برای حالت تجمع در شرایط اضطراری با استفاده از روش شاخص احتمال خطای انسانی(HEPI)، در انبار شرکت نفت همدان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5020&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: یکی از عوامل تاثیرگذار بر خطای انسانی، شرایط اضطراری می باشد. این تحقیق با هدف ارزیابی خطاهای انسانی در شرایط اضطراری حریق و انفجار در انبار شرکت نفت همدان با استفاده از روش شاخص احتمال خطای انسانی (HEPI) انجام شد.
روش کار: ابتدا سناریوی شرایط اضطراری بروز آتش سوزی و انفجار در انبار شرکت نفت طراحی و مانور مقابله با آن اجرا شد. سپس پرسشنامه رتبه بندی شده تجمع برای مانور تکمیل گردید. داده های جمع آوری شده جهت محاسبه احتمال موفقیت برای 18 حرکت مورد نیاز در شرایط اضطراری از نقطه شروع تجمع تا آخرین حرکت در پناهگاه موقت ایمن در قالب روش HEPI پردازش شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد بیشترین احتمال بروز خطا در حرکت ایمن سازی محیط کار (فاز ارزشیابی) با احتمال 4/32 درصد و کمترین احتمال بروز خطا در حرکت کشف آلارم (فاز آگاهی) با احتمال 8/1 درصدرخ می دهد. همچنین بیشترین شدت خطا در فاز ارزشیابی و خروج و کمترین شدت خطا در فاز اگاهی و بازیابی می باشد. بالاترین سطح ریسک نیز مربوط به حرکت های ارزیابی مسیرهای خروج بالقوه و انتخاب یک مسیروگزینش مسیر خروج دیگر و کمترین سطح ریسک نیز مربوط به چهار حرکت فاز بازیابی می باشد.
نتیجه گیری: برای کاهش ریسک واکنش در فاز خروج، یافته های این مطالعه بر ارزیابی دوره ای مسیرهای خروجی و اصلاح آن ها در صورت نیاز، برگزاری مانورهای بیشتر و تحلیل نتایج آنها به همراه ارایه بازخوردهای مناسب به کارکنان تاکید می کند. 
</description>
						<author>قاسم  حسام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه میزان رضایتمندی شغلی پرستاران یک بیمارستان با وضعیت ایمنی و بهداشت حرفه‌ای در آن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5021&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: رضایت شغلی پرستاران همواره مورد توجه بیمارستان ها بوده است. رضایت شغلی عاملی است که بر کیفیت خدمات ارایه شده توسط پرستاران تأثیر گذار است. بسیاری از پرستاران به دلیل عدم رضایت از کار، شغل خود را ترک می کنند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت ایمنی و بهداشت حرفه ای بیمارستان شهدای عشایر شهر خرم آباد و ارتباط آن با میزان رضایت مندی شغلی پرستاران شاغل در آن انجام شد.
روش کار: در این پژوهش توصیفی - همبستگی نمونه گیری به روش سرشماری و با مشارکت 239 پرستار شاغل در 18 بخش این بیمارستان انجام گرفت. داده های مورد نیاز شامل ویژگی های فردی و شغلی پرستاران، وضعیت ایمنی و بهداشت حرفه ای بیمارستان از دیدگاه پرستاران و سنجش رضایت شغلی با استفاده از پرسشنامه شاخص توصیفی شغل گردآوری شد. پرسشنامه های مورد استفاده پس از اعتبار بخشی در اختیار پرستاران قرار داده شد و پس از تکمیل جمع آوری گردید. داده ها به وسیله نرم افزار SPSS19، در سطح معنی داری p&lt;0.05 با آزمون های کروسکال والیس، من ویتنی و آزمون همبستگی اسپیرمن آنالیز گردید..
یافته ها: بررسی نتایج در چهار حیطه ایمنی و بهداشت حرفه ای نشان داد که نمره وضعیت ایمنی و بهداشت حرفه ای بیمارستان از دیدگاه اکثریت پاسخ گوها (3/5 ± 2/23) در سطح ضعیف و رضایت مندی شغلی نیز با کسب میانگین نمره (4/5 ± 8/31) در سطح ضعیف بود. رابطه بین وضعیت ایمنی و بهداشت حرفه ای بیمارستان و میزان رضایت از شغل پرستاری معنی دار بود(p-value=0.001).
نتیجه گیری: میزان رضایت از شغل پرستاران و هم چنین وضعیت ایمنی و بهداشت حرفه ای بیمارستان مورد مطالعه نیاز به ارتقاء دارد.</description>
						<author>محمد جواد  جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ناراحتی چشمی و سردرد ناشی از کار با رایانه در بین دانشجویان خوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5022&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ناراحتی های چشمی و سردرد از جمله مشکلات بهداشتی شایع در بین کاربران رایانه می باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی شیوع ناراحتی چشمی و سردرد ناشی از کار با رایانه و تعیین ارتباط این ناراحتی ها با برخی عوامل مؤثر در بین دانشجویان خوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.
روش کار: مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر بر روی دانشجویان خوابگاهی انجام گرفت که اطلاعات آن با استفاده از پرسشنامه (Musculo-skeletal Injury Reduction Tools for Health and Safety) ه MIRTH جمع آوری گردید. نتایج با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و به کمک شاخص های آمار توصیفی و آزمون همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها:: از بین 744 پرسشنامه توزیع شده، تعداد 631 دانشجو پرسشنامه های تکمیل شده را بازگرداندند (84.4%). میانگین سنی جمعیت مورد مطالعه برابر با  3.6±22.72 سال بود.درصد فراوانی نسبی ناراحتی های چشمی 76.38 % برای خانم ها و 70.11 % برای آقایان محاسبه گردید. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین ناراحتی های چشمی و سردرد با متغیرهای جنس، مدت زمان کار روزانه با رایانه و استفاده از عینک ارتباط معنی دار وجود دارد (0.05&lt;P-V). هم چنین همبستگی بین ناراحتی های چشمی با سردرد ناشی از کار با رایانه نیز معنی دار بود (P-V&lt;0.01).
نتیجه گیری: ناراحتی های چشمی و سردرد مربوط به کار با رایانه در بین دانشجویان شایع می باشد. شیوع این ناراحتی ها در بین خانم ها و افرادی که روزانه طولانی مدت  با رایانه کار می کنند بیشتر می باشد. به منظور پیشگیری و کاهش ناراحتی های مربوطه باید برنامه های آموزشی و سایر اقدامات کنترلی در نظر گرفته شود.</description>
						<author>سید ابولفضل  ذاکریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سبک رهبری تبادلی و هوشیاری ایمنی به عنوان پیش بین های آسیب های شغلی در کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5023&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: آسیب های شغلی از عوامل مهم مرگ و میر و ناتوان ساز هزاران نفر در محیط کاری می باشد، بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب های شغلی از اهمیت بسزایی برخوردار است. پژوهش ها نشان می دهند که سبک رهبری تبادلی سرپرست نقش مهمی در تاثیر گذاری بر آسیب های شغلی دارد. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک رهبری تبادلی در پیش بینی آسیب های شغلی کارکنان شرکت ذوب اهن اصفهان انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی- همبستگی بر نمونه 189 نفر از کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان در سال 91- 1390 انجام گرفت، که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. اجرای پژوهش با استفاده از مقیاس سبک رهبری تبادلی سرپرست (Bass and Avolio, 1990)، پرسشنامه هوشیاری ایمنی (Barling, et al., 2002) و پرسشنامه رویدادهای مرتبط با ایمنی و آسیب های شغلی (Barling, et al., 2002) صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نگارش 18 و آماره های توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد سبک رهبری تبادلی سرپرست با هوشیاری ایمنی و رویدادهای مرتبط با ایمنی رابطه معنی داری داشت (p&lt; 0.05). همچنین تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که سبک رهبری تبادلی سرپرست از طریق افزایش هوشیاری ایمنی و کاهش رویدادهای مرتبط با ایمنی، آسیب های شغلی را کاهش داد.
نتیجه گیری: این پژوهش از اهمیت سبک رهبری تبادلی و آموختن آن به مدیران و سرپرستان سازمان ها حمایت می کند. نتایج و پیامدهای پژوهش  و پیشنهادات برای تحقیقات آینده در این مقاله تشریح و تبیین می شود. </description>
						<author>محمدرضا  خدابخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه فرهنگ سازمانی با عملکرد ایمنی، بهداشت و محیط زیست کارکنان مطالعه موردی: شرکت خودروسازی سایپا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5024&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: رعایت الزامات سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS) و عملکرد مناسب HSE کارکنان، یکی از عوامل اثرگذار در موفقیت سازمان ها محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه فرهنگ سازمانی با عملکرد HSE کارکنان در شرکت خودروسازی سایپا بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی بود و جامعه آماری پژوهش را کارکنان تولیدی شرکت خودروسازی سایپا (N=4865 ) تشکیل می دادند که از این تعداد، 356 نفر با استفاده از فرمول نمونه گیری جامعه محدود انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و این پرسشنامه مشتمل بر سه بخش اطلاعات شخصیتی (دموگرافیک)، فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان  بود که برای تبدیل گزینه های کیفی پرسشنامه به مقادیر کمی، از روش اعداد فازی مثلثی استفاده شد. داده ها از دو روش خودپاسخگویی و مشاهده از نمونه های پژوهش اخذ و با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن، مورد تحلیل قرار گرفتند. پژوهش های مختلفی در زمینه فرهنگ ایمنی، نهادینه سازی و ارزیابی فرهنگ HSE و نقش آن در بهره وری سازمان ها و هم چنین در زمینه های مختلف فرهنگ سازمانی سازمان ها انجام شده، ولی براساس جستجوهای انجام گرفته، درخصوص بررسی تأثیر شاخص های مختلف فرهنگی در سازمان ها بر عملکرد HSE کارکنان مطالعاتی یافت نشده است از این رو پژوهش حاضر برای اولین بار در صنایع کشور انجام گرفته است.
یافته ها: از بین شاخص های فرهنگ سازمانی در سازمان مورد مطالعه، شاخص کنترل ( با نمره میانگین 55/0) وضعیت بهتری نسبت به سایر مولفه ها داشت. هم چنین در بین شاخص های عملکرد HSE کارکنان شرکت مورد مطالعه، شاخص عملکرد و اجرا ( با نمره میانگین 66/0) دارای وضعیت مطلوب تری نسبت به سایر مولفه ها بود. بین عملکرد HSE کارکنان با هرکدام از مولفه های فرهنگ سازمانی ( به غیر از شاخص سیستم پاداش دهی با سطح معنی دار 112/0 و ضریب همبستگی اسپیرمن 084/0 ) رابطه معنی داری مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به رابطه مثبت بین فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان در شرکت مورد مطالعه، هرچه به شاخص های فرهنگ سازمانی توجه بیشتری مبذول گردد، عملکرد HSE کارکنان بهبود می یابد و با اقداماتی از قبیل بهبود و تقویت شاخص های فرهنگی که بیشترین تأثیر را بر عملکرد HSE کارکنان دارند، می توان شاهد بهبود بیشتر فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان این سازمان بود.</description>
						<author>ملاحت  تاج الدینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
