<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1391 جلد2 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/11/13</pubDate>

					<item>
						<title>کاربرد تکنیک دات موکراسی در تدوین راه‌کارهای مناسب برای مدیریت رفتار‎های نا‎ ایمن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5027&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>

مقدمه: یکی از عوامل تهدیدکننده سلامت کارکنان، بهره وری و عملکرد سازمانی حوادث شغلی و رفتارهایناایمن یکی از علل اصلی بروز حوادث است. دستیابی به راه کار های کنترلی این رفتارها با استفاده از فنونمشارکتی هدف اصلی مطالعه حاضر می باشد.روش کار: پدر این مطالعه رفتارهای نایمن کارکنان با استفاده از روش نمونه برداری از رفتار های ایمنی ورد بررسی قرار گرفت و پر ریسک ترین رفتارهای ناایمن با استفاده از روش مقایسه زوجی تعیین شد سپس با استفاده از رویکرد مشارکتی دات موکراسی طی 6 مرحله ایده های کنترلی در زمینه رفتارهای فوق مدیران و روسا استخراج گردید. ،HSE با مشارکت گروه اپراتور ها، سرپرستان، مهندسین، تیم 48 درصد از رفتار های بررسی شده ناایمن و فراوان ترین رفتار ناایمن عدم استفاده یا استفاده / یافته ها: 8 63 درصد بود. پوسچرهای نامناسب و تجمع و تردد زیر بارهای / ناصحیح از وسایل حفاظت فردی با نسبت 4 معلق نیز در رده های بعدی رفتارهای ناایمن قرار گرفتند. با کاربرد رویکرد مشارکتی دات موکراسی، ایده های کنترلی کاربردی در زمینه وسایل حفاظت فردی، آموزش، تشویق و تنبیه، تجمع و تردد زیر بار های معلق و ایده های متفرقه دیگری به دست آمد. نتیجه گیری: تکنیک مشارکتی دات موکراسی روشی موثر جهت دستیابی به راه کارهای کاربردی متنوع در
زمینه کنترل رفتار های ناایمن کارکنان می باشد </description>
						<author>مژگان  اردستانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> تعیین استرس ناشی از صدا با سنجش تغییرات کورتیزول بزاقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5028&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مواجهه با صدا به عنوان یک عامل مخاطره آمیز شناخته شده است و یکی از اثرات اولیه آن ایجاد استرس ناشی از صدا می باشد. کورتیزول- به عنوان هورمون بیان کننده استرس - در مطالعات ردیابی استرس ناشی از صدا استفاده می گردد. در این مطالعه دو هدف بررسی گردید :1-اندازه گیری و مقایسه غلظت های کورتیزول بزاقی صبح و عصر روزکاری و استراحت در دو گروه ( کارگران که در معرض مواجهه با صدای صنعتی می باشند و گروه شاهد که در مواجهه با صدای صنعتی نمی باشند). 2- تعیین ارتباط بین مواجهه با صدای صنعتی و غلظت های کورتیزول بزاقی گروه ها.روش کار: 200 نفر مرد در این مطالعه شرکت نمودند. نمونه های بزاقی به ترتیب در ساعت 7 و 16 جمع آوری شدند. هم چنین تراز صدا توسط دستگاه صدا سنج و دوزیمتر تعیین گردید. آزمون های t‏ جفتی - مستقل و رگرسیون جهت تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: بین غلظت کورتیزول بزاقی صبح روز استراحت و کار در هر دو گروه اختلافی دیده نشد(P&lt;0.012). با مقایسه غلظت کورتیزول بزاقی عصر در روز کار با روز استراحت در گروه کارگران اختلاف معنادار دیده شد(P&lt;0.05)، در حالی که این امر در خصوص گروه شاهد مشاهده نگردید. غلظت کورتیزول بزاقی عصر روزکاری در کارگران در معرض صدای صنعتی در مقایسه با غلظت کورتیزول بزاقی عصر روزکاری در گروه شاهد به طور معناداری بالاتر بود(P&lt;0.001).نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص گردیدکه مواجهه با صدای صنعتی در تراز های بالاتر از dBA 80 بر میزان ترشح کورتیزول بزاقی تاثیر می گذارد. 
</description>
						<author>بهزاد  فولادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مواجهه شغلی فرمالدیید بر پلاکت‌های خون کارکنان یک شرکت صنعت چوب </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5029&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: نظریه های موجود بیانگر این است که میزان مواجهه شغلی با فرمالدیید سبب کاهش مقادیر پلاکت های خون افراد مواجهه یافته می گردد. در این مطالعه ضمن تعیین میزان مواجهه شغلی شاغلین یک کارخانه صنعت چوب با فرمالدیید، تأثیر میزان مواجهه شغلی با این ماده بر مقادیر پلاکت های خون آنان مورد مطالعه قرار گرفت.

روش کار: در این مطالعه موردی میزان مواجهه شغلی تمام شاغلین شرکت صنعت چوب شمال با فرمالدیید مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان مواجهه شغلی با فرمالدیید براساس روش 2541 توصیه شده توسط انستیتوی ملی ایمنی و بهداشت آمریکا(NIOSH) تعیین گردید. تعداد پلاکت های خون نیز با استفاده از روش معمولی شمارش سلول های خونی و اندکس های مربوطه اندازه گیری شد. ضمناً به منظور جمع آوری اطلاعات دموگرافیکی شامل سن، سابقه کار، میزان تحصیلات و هم چنین علایم ناشی از مواجهه با فرمالدیید یک پرسشنامه تهیه شد که کلیه کارگران شرکت کننده در طرح پس از توجیه هدف مطالعه به وسیله مسوول اجرای طرح به سوالات مندرج در پاسخنامه جواب دادند. کلیه مندرجات اعلامیه هلسینکی در خصوص جنبه های اخلاقی مطالعات پژوهشی بر روی انسان رعایت گردید. طرح حاضر قبل از اجرا توسط کمیته اخلاق دانشگاه مورد تأیید قرار گرفت. کلیه افراد قبل از آزمایش از مراحل آن مطلع شدند و از آنان رضایت نامه کتبی مبنی بر تمایل بر شرکت در مطالعه دریافت گردید.

یافته ها: میزان مواجهه شغلی کارکنان بخش های گوناگون خط تولید نئوپان بین 52/1- 5/0پی پی ام اندازه گیری شد که از میزان مجاز توصیه شده (3/0 پی پی ام) بیشتر بود. شیوع کلیه علایم تحریکی تماس با فرمالدیید مثل سوزش چشم، سوزش بینی، سوزش گلو و ... در شاغلین خط تولید به صورت معنی داری نسبت به کارکنان اداری بیشتر بود. هم چنین نتایج نشان داد که میزان شیوع هر یک از علایم تحریکی در بین نمونه های هر دو گروه مورد و شاهد نیز با هم تفاوت دارند، به گونه ای که در گروه مورد شیوع اشک ریزش با میانگین رتبه 98/8 دارای بیشترین امتیاز و درد قفسه سینه با میانگین رتبه 20/3 دارای کمترین امتیاز بود، ولی در نمونه های شاهد، شیوع سرفه با میانگین رتبه 62/6 دارای بیشترین امتیاز و درد قفسه سینه با میانگین رتبه 53/5 دارای کمترین امتیاز بود. میانگین و انحراف معیار پلاکت درگروه مورد، 79/41 ± 33/207 هزار در میلی متر مکعب و در گروه شاهد، 05/71± 60/254 هزار در میلی مترمکعب بود که از نظر آماری اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود داشت (05/0&lt; p). بررسی ضریب همبستگی بین مواجهه با فرمالدیید و تعداد پلاکت های خون در گروه مورد نشان داد که بین دو متغیر فوق رابطه معنی داری وجود ندارد (05/0&gt;p) به عبارتی افزایش میزان مواجهه باعث کاهش بیشتر تعداد پلاکت های خون نمی شود.

نتیجه گیری: کاهش تعداد پلاکت های خون در افراد در معرض مواجهه با فرمالدیید نسبت به گروه شاهد بیشتر بوده است.</description>
						<author>محمد جواد  جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی بیوراکتور دو فازی همزن‌دار در پالایش تولوئن از جریان هوا با استفاده از سودوموناس پتیدا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5030&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: به منظور کنترل آلاینده های گازی شکل حاصل ازمنابع آلودگی هوا، روش های مختلفی وجود دارد که از جمله کاراترین و مقرون به صرفه ترین آن ها می توان به بیو فیلتراسیون اشاره نمود. هدف از این مطالعه استفاده از گونه خالص سودوموناس پتیدا به عنوان بستر متحرک در یک بیوراکتور دو فازی همزن دار با 10% فاز آلی جهت حذف آلاینده تولوئن از جریان هوا میباشد. تولوئن (متیل بنزن)، گروه ترکیبات آروماتیک است و به عنوان یک حلال شیمیایی کاربرد دارد. غلظت های کم تا متوسط تولوئن، سب خستگی، سرگیجه، ضعف، رفتار نامتعادل، نقصان حافظه، بی خوابی، کم اشتهایی و کم شدن دید و شنوایی می گردد.

روش کار: در این مطالعه تجربی در ابتدا باکتری سودوموناس به صورت خالص در فاز آبی حاوی محلول مواد مغذی و ریز مغذی تکثیر شده و با آلاینده تولوئن خو می گیرد. سپس محلول حاوی میکروارگانیزم سودوموناس پتیدا به همراه 10% روغن سیلیکون وارد تانک اصلی بیوراکتور شده و  هم چنین جریان هوای حاوی غلظت های معین تولوئن در 5 محدوده غلظتی از Mg/m 3283 تا Mg/m 34710 ودو هواگذرm3/h 0.06 وm3/h 0.12وارد  بیو راکتور میشود. پس از آن مقدار آلاینده و میزان co2 در ورودی و خروجی بیوراکتور اندازه گیری میگردد. در نهایت کارایی بیوراکتور حاوی سودوموناس پتیدا طی 17 روز کاری برای هر متغیر بررسی می شود.

یافته ها: یافته های حاصل بیانگر این مطلب بود که در هواگذرهای m3/h 0.06وm3/h 0.12بیوراکتور حاوی گونه خالص سودوموناس پتیدا به ترتیب کارایی حداقل 97% و 25% را در محدوده غلظتی Mg/m 3283 تا Mg/m 34710 نشان میدهد. تحلیل های آماری صورت گرفته توسط روش ANOVA بیانگر این مطلب بود که در دو هواگذر m3/h 0.06و  m3/h 0.12، راندمان حذف و درصد معدنی شدن اختلاف معنی داری را نشان می دهند.(Pvalue =0.01).

نتیجه گیری: نتایج حذف بسیار بالا به علت شرایط بهینه ایجاد شده برای سودوموناس در بیوراکتور دو فازی همزندار با 10% فاز آلی می باشد. 
</description>
						<author>فریده  گلبابایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل آکوستیکی سالن دمنده هوا به منظور طرح کنترل صدا در یک صنعت فولاد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5031&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: درصنعت فولاد دمنده های هوا که جهت تامین هوای فشرده مورد استفاده قرار می‎گیرند، از منابع صدای آزاردهنده محسوب می‎گردند. هدف این مطالعه تحلیل آکوستیکی سالن دستگاه دمنده هوای یک صنعت فولاد و مطالعه ویژگی‎های صدای آن به منظور طرح کنترل صدا می باشد.

روش کار: اندازه‎گیری تراز صدا و تجزیه فرکانسی آن با استفاده از ترازسنج صدا مدلCASELLA-Cell.450  انجام گردید. توزیع تراز صدا در سطح کارگاه به صورت نقشه صوتی با استفاده از نرم افزار Surfer تهیه شد و ویژگی‎های جذب صوتی سطوح سالن و عایق‎بندی صوتی اتاق کنترل از طریق محاسبات متداول مورد تحلیل آکوستیکی قرارگرفت. با توجه به هدف کنترل مواجهه کارگران برای تعیین میزان مواجهه آنان با صدا از دوزیمتر مدل TES-1345استفاده گردید. طراحی مجدد درب و پنجره اتاق کنترل و نصب مواد جاذب صوت در سقف سالن دمنده پیشنهاد و سپس با ارزیابی مجدد صدا میزان تاثیر مداخلات در واحد مورد بررسی برآورد گردید.

یافته ها: در سالن دمنده، تراز کلی فشار صوت (dB (Lin 4/95 فرکانس غالب آنHz 2000 در شبکه خطی Lin تعیین شد. تراز کلی فشار صوت در داخل اتاق کنترل (‎dB(A 4/95  بود. سطح جذب موثر صوتی سطوح داخلی سالن مذکور Sab.m2 082/0و زمان بازآوایی معادل آن 9/3 ثانیه و برای اتاق کنترل به ترتیب Sab.m2 04/0 و 4/3 ثانیه برآورد گردید و افت انتقال صوت دیوار جداکننده بین این دو قسمت(‎dB(A 7/13 تعیین شد. میانگین دوز صدای دریافتی کارگران230درصد تعیین گردید. نصب جاذب در سقف سالن سطح جذب موثر صوتی سطوح را به Sab.m2 33/0 افزایش داد و میزان افت انتقال صوت با اصلاح درب و پنجره ‎dB 20 برآورد شد.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه خصوصا در بررسی توزیع تراز فشار صوت در محدوده داخل کارگاه و اتاق کنترل معلوم نمود که عامل اصلی نشت صدا در اتاق کنترل درب و پنجره بوده که در صورت اصلاح آن ها و نصب هم زمان جاذب در سقف سالن، دز مواجهه کارگران با صدا به 6/49 درصد و فقط با اصلاح درب و پنجره اتاق به 65/69 درصد کاهش می‎یابد. 
</description>
						<author>ابراهیم  درویشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین رضایت شغلی با سلامت عمومی و فرسودگی شغلی در کارگران یکی از صنایع خودروسازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5032&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: رضایت شغلی احساسی است که باعث افزایش انگیزه، بهره وری و رشد افراد در کار می شود. هم چنین  با توجه به اثرات منفی ثبت شده از فرسودگی شغلی، این سندرم  بر روی عملکردهای شغلی از قبیل کیفیت کار، سلامت عمومی و رضایت شغلی میتواند تاثیرگذار باشد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین رضایت شغلی با سلامت عمومی و فرسودگی شغلی در کارگران یکی از صنایع خودروسازی می باشد.

روش کار: در این مطالعه که به صورت توصیفی – تحلیلی انجام شد، تعداد 120 نفر از کارگران شاغل در یک صنعت خودروسازی در شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. تعداد نمونه ها با استفاده از نمونه گیری ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه رضایت شغلی Barry field، پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی (GHQ) و پرسشنامه مقیاس خودسنجی نشانگان فرسودگی شغلی بود. داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفتند.

یافته ها: در این مطالعه 95% افراد رضایت شغلی کم و متوسط را عنوان نمودند. از سویی دیگر6/73% افراد  مستعد فرسودگی شغلی بوده و 55% افراد دارای اختلال در سلامت روان بودند. بین رضایت شغلی و تمام موارد سلامت عمومی رابطه معکوس و معناداری به دست آمد. هم چنین  بین متغیرهای سلامت عمومی و متغیر فرسودگی شغلی همبستگی مستقیم و معناداری وجود داشت و بین رضایت شغلی و فرسودگی شغلی نیز رابطه معکوس و معناداری برقرار بود.

نتیجه گیری: با توجه به محرز شدن رابطه بین رضایت شغلی با فرسودگی شغلی و سلامت عمومی لازم است مدیران صنعت یاد شده برنامه هایی را جهت ارتقا و بهبود انگیزه شغلی، روابط انسانی و احساس خودکارامدی اجرا نمایند. 
</description>
						<author>مرضیه  عباسی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و ارزیابی خطای انسانی ناشی ازطراحی در آسیب به تجهزات واحد آب ترش پالایشگاه نفت به روش SHERPA </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5033&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: عامل انسانی اصلی ترین نقش را در بروز حوادث دارد. آمار ها نشان داده عامل بیش از 80 درصد حوادث درصنایع پتروشیمی، اشتباه و خطای انسانی می باشد . هدف این مطالعه، شناسایی  و ارزیابی خطاهای انسانی قابل پیش بینی منجر به حادثه و آسیب به تجهیزات در واحد بازیافت گوگرد و آب ترش می باشد.

روش کار: این مطالعه مورد پژوهی کیفی، جهت شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی کلیه اپراتور های شاغل  در اتاق کنترل واحد آب ترش  پالایشگاه نفت انجام شد. با مشاهده مستقیم فعالیت ها ، اسناد و مصاحبه، وظایفی که باعث ایجاد حادثه بودند شناسایی شده و با روش تجزیه و تحلیل وظایف شغلی سلسه مراتبی (H.T.A) آنالیز شدند و نتایج در قالب چارت های  H.T.A ارایه شد. انواع خطاهای انسانی ممکن درمراحل کاری وظایف شناسایی شده با روش SHERPA بررسی شدند در روش SHERPA   خطاهای عملکردی ، بازدید ، بازیابی ، ارتباطاعاتی و  انتخاب  مورد بررسی قرار گرفته و سپس اطلاعات به دست آمده وارد برگه های کار شد.

یافته ها: تجزیه وتحلیل برگه های کار SHEPA نشان می دهد از مجموع 118 خطای مورد شناسایی 50 درصد یا نیمی از خطاها از نوع بازیابی می باشند. هم چنین 22/22 درصد خطای ارتباطی و 22/22 درصد از نوع خطای عملی است. خطای انتخاب نیز 55/5 درصد پیش بینی شده است.

نتیجه گیری: برای کاهش وقوع هر خطای شناسایی شده و محدود کردن پیامدهای ناشی از آن ها، اقدامات کنترلی مناسب در قالب تغییرات در طراحی از جمله نصب بر چسب با رنگ مناسب نصب نشانگر دیجیتالی و نصب چراغ هشدار ضروری است که باید بر اساس نوع سیستم به کار رود. هم چنین نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد SHEPA کارایی لازم را برای سایت های عملیاتی دارد. </description>
						<author> احسان حیدری  فارسانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست(HSE) متناسب با ویژگی های مراحل عمر سازمانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5034&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مدیران صنایع امروزی از طرفی با حجم بسیار وسیع اطلاعات رسیده از درون و برون سازمان و از طرف دیگر با موارد بی شماری از مشکلات و تهدیدهای درون و برون سازمانیمواجه می باشند که نیازمند تصمیم گیری مناسب است. یکی از مهم ترین مشکلاتی که مدیران به خصوص در کشورهای در حال توسعه با آن مواجه هستند، انتخاب و هدایت برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) متناسب با نیازمندی های سازمان های تحت مدیریت ایشان میباشد، زیرا سازمان ها مانند انسان دارای دوره های مختلف عمر سازمانی هستند که هر یک از این دوره ها ویژگی ها و نیازمندی های خاص خود را دارد.

روش کار:در این مقاله با استفاده از ویژگی های هر دوره از عمر سازمان و تهیه پرسشنامه تعیین مرحله ی عمر سازمانی،سازمان های مختلف با توجه به مرحله عمر سازمانی به 5 گروه تفکیک می شوند. سپس با مقایسه جدول برنامه های HSE مورد نیاز برای هر مرحله از عمر سازمان و نتایج به دست آمده از کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE، در سازمان های مورد مطالعه به ارایه پیشنهاداتی جهت اجرای برنامه های متناسب با مراحل عمر سازمانی پرداخته می شود.

یافته ها: پرسشنامه تعیین مراحل عمر سازمانی با استفاده از 10 معیار، کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE با استفاده از 47 معیار برگرفته از عناصر مدل 7 عنصری انجمن تولید کنندگان نفت وگاز(OGP) و جدول برنامه های متناسب با هر مرحله از عمر سازمانی از یافته های این پژوهش هستند.

نتیجه گیری: در سازمان های مورد مطالعه با توجه به مرحله عمر سازمانی در اجرای تعدادی از برنامه های HSE نقص و یا به طور کلی عدم اجرا مشاهده شد که با پیشنهاد روش های مدیریتی و با تاکید بر ارتقاء فرهنگ HSE و بهبود تعهد و رهبری، رهنمودهایی جهت اصلاح ارایه شد. </description>
						<author>احمد  اسماعیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
