<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1393 جلد4 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>جذب سطحی کروم (VI) از جریان هوا توسط زئولیت طبیعی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5141&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; کروم (VI) به عنوان یک عامل سرطانزای انسانی شناخته شده است که در فرآیندهای صنعتی مانند آبکاری ، جوشکاری، نساجی، سیمان، فولاد زنگ نزن و ... استفاده می شود. هدف از انجام این مطالعه، سنجش کارایی زئولیت طبیعی در جذب سطحی کروم (VI) از جریان هوا و پارامترهای موثر بر آن است.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه که از نوع تجربی مداخله ای بود، از دستگاه نبولایزر (مهپاش) به عنوان مولد میست کروم استفاده شد و کارایی زئولیت طبیعی در جذب کروم (VI) از جریان هوا و عوامل موثر بر آن از قبیل میزان جریان هوا (1 و 3 لیتر بر دقیقه)، غلظت اولیه کروم (05/0، 15/0، 1 و 10 میلی گرم برمترمکعب) و عمق بستر جذب (5/2، 5 و 10 سانتی متر) مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ظرفیت جذب زئولیت با افزایش عمق بستر جذب، افزایش یافته اما با افزایش میزان جریان هوا و غلظت ورودی، کاهش پیدا کرد. به منظور تسهیل در پیش بینی عملکرد ستون جذب زئولیت طبیعی، از مدل یون-نلسون و توماس استفاده شد. نتایج نشان داد این دو مدل تطابق خوبی با داده های آزمایشگاهی نقطه شکست دارند.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به کاربرد فراوان کروم در صنایع مختلف و الزامات قانونی مرتبط با ایمنی و بهداشت محیط کار ، کنترل انتشارات آن در محیط های شغلی امری ضروری است. یکی از راه های کنترل انتشارات این آلاینده استفاده از فرآیند جذب سطحی می باشد. نتایج این مطالعه نشان داد که زئولیت طبیعی کارایی بالایی در جذب سطحی کروم (VI) دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی  فقیهی زرندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی مواجهه راهبران مترو با ارتعاش تمام بدن بر اساس روش های پایه و VDV استاندارد ISO 2631-1</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5142&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; ارتعاش تمام بدن زمانی اتفاق می افتد که انسان روی سطحی که در حال لرزش است قرار می گیرد و ارتعاش بر قسمتی از بدن که از محل تماس دور است اثر می گذارد. تا به امروز اثرات بهداشتی متعددی ازجمله کمردرد، درد عصب سیاتیک، عوارض گوارشی،مشکلات دستگاه تناسلی و آسیب شنوایی در ارتباط با ارتعاش تمام بدن گزارش شده است. در این مطالعه حدود 2000 دقیقه اندازه گیری ارتعاش بر روی 23 قطار در 4 خط فعال مترو تهران جهت تعیین میزان مواجهه با ارتعاش تمام بدن راهبران قطارها انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; برای اندازه گیری ارتعاش تمام بدن، از دستگاه ارتعاش سنج و آنالیزور SVAN 958 ساخت کمپانی Svantek استفاده شد و بر طبق استاندارد ISO 2631-1 میزان شتاب r.m.s وزنی – فرکانسی برای هر محور، ترکیب محورها، فاکتور قله، VDV و نسبت های مطرح در استاندارد جهت تعیین نوع معیار ارزیابی، اندازه گیری و محاسبه شدند.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که مواجهه همه راهبران با ارتعاش طبق روش پایه از حد پایین ناحیه احتیاط راهنمای بهداشتی (&lt; 45/0 m/s2)، کمتر و طبق روش ارزیابی با استفاده از مقدار دوز ارتعاشی، VDV، تعداد 12 نمونه بالاتر از حد پایین ناحیه احتیاط راهنمای بهداشتی(&lt;5/8 m/s1.75)، و فقط 11 مورد در محدوده پایین تر از مقدار مذکور قرار گرفتند.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بررسی نتایج به دست آمده با استفاده از روش های پایه و مقدار دوز ارتعاشی، میزان مواجهه متفاوتی را در دو روش بیان می کند که در روش VDV میزان ریسک پیش بینی شده بسیار بیشتر از روش پایه ارزیابی ارتعاش است که این موضوع می تواند مدعایی بر این واقعیت باشد که برخی از شاخص&amp;thinspهای ارایه شده، بیانگر محدوده ای ایمن در ارزیابی ارتعاش انسانی نیستند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>کیکاوس  ازره</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه حساسیت کانتراست بین سه گروه از کارگران جوشکارGMAW جوشکار SMAW و کارگران نقطه جوشکار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5143&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بررسی تغییرات و مقایسه حساسیت کانتراست در سه گروه از جوشکاران حرفه ای که به روش جوشکاری برق با استفاده از پوشش محافظ گاز (Gas Metal Arc Welding: GMAW) اقدام به جوشکاری می نمایند و جوشکارانی که جوشکاری برق دستی (Shield Metal Arc Welding: SMAW) انجام می دادند و همچنین گروه کارگران نقطه جوشکار (Resistance Welding) به عنوان گروه سوم.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; تمامی جوشکاران حرفه ای GMAW و SMAW و نقطه جوش شاغل در یک مرکز صنعتی که همگی مرد بودند تحت آزمون حساسیت کانتراست با آزمون Freiburg قرار گرفتند. آزمون حساسیت کانتراست در سه فرکانس فضایی cpd ١٥ ، cpd ٥ و cpd ١ در شرایط ثابتی انجام شد. سه گروه از لحاظ شرایط دموگرافیک مانند سن و سابقه شرایط مشابه ای داشتند. نتایج سه گروه در هر فرکانس فضایی ثبت و با یکدیگر مقایسه شد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; آزمون ANOVA نشان داد که حساسیت کانتراست در فرکانس فضایی cpd ١٥ ، در کارگران جوشکار GMAW به طور معناداری (028/0=p) و (041/0=p) به ترتیب نسبت به گروه کارگران SMAW و نقطه جوشکار کاهش یافته است. متوسط (انحراف معیار) حساسیت کانتراست در فرکانس&amp;thinspهای cpd ١٥، cpd ٥، cpd ١ در گروه کارگران جوشکار GMAW به ترتیب ٩٢/٢٥± ۸٠/٣٩، 75/43± 70/172 و80/51± 69/140و در گروه کارگران SMAW، 30/54± 57/60، 01/32± 21/183و 20/42±80/157 و کارگران نقطه جوشکار 22/39± 38/57، 42/35± 60/180 و 68/50± 10/149بوده است.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; علیرغم اینکه همه ی کارگران جوشکار از عینک و دیگر وسایل حفاظت فردی استفاده می کردند، افت حساسیت کانتراست کارگران GMAW نسبت به دو گروه دیگر می تواند ناشی از تغییرات تجمعی اثرات سوء این پرتوها باشد. بهبود و ارتقاء کیفی تجهیزات ایمنی چشم ها مخصوصاً در این گروه از کارگران ضروری به نظر می رسد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author> ابراهیم  جعفرزاده پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی مدل انتخاب تجهیزات کنترل آلودگی هوا با رویکرد فازی (مطالعه موردی: شرکت سیمان شرق)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5145&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بهداشت هوا یک مساله مهم زیست محیطی است که طی سالیان اخیر به دلیل استفاده از تکنولوژی های پیشرفته جهت تامین رفاه مادی و نسبی انسان ها، به مخاطره افتاده است. استفاده از سیستم&amp;thinspهای کنترل آلودگی و روش&amp;thinspهای تصفیه کننده، از شیوه&amp;thinspهای عمومی کنترل آلودگی محیط زیست به شمار می&amp;thinspروند. از آن جا که روش های کنترل مختلف و متعددی با مزایا و محدودیت های متفاوت به منظور کاهش انتشارات آلودگی هوا به کار می روند، لذا هدف از تحقیق حاضر، طراحی یک مدل تصمیم گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مناسب ترین تجهیزات جهت کنترل آلودگی هوا در شرکت سیمان شرق مشهد می باشد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; پس از شناسایی صنعت مورد نظر و فرآیند تولید، به کمک روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی تمامی عوامل موثر بر فرآیند تصمیم گیری مشتمل بر عوامل محیطی، عوامل مهندسی و عوامل اقتصادی در نظر گرفته شدند. اوزان اهمیت این معیارها محاسبه و سپس اولویت گزینه های مدل نیز به کمک این روش، تعیین گردیدند.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از میان معیارهای اصلی مدل، معیار اقتصادی با وزن 0.555 به عنوان مهم ترین معیار تاثیر گذار بر انتخاب نوع تجهیزات کنترل آلودگی هوا مشخص شد. معیارهای محیطی و مهندسی نیز به ترتیب با اوزان 0.286 و 0.159 اولویت های بعدی را به دست آوردند. اوزان نهایی تکنولوژی های الکتروفیلتر، بگ هاوس و فیلتر هیبریدی در واحد آسیاب سیمان به ترتیب 0.256، 0.415 و 0.329 و در واحد آسیاب مواد و کوره به ترتیب 0.291، 0.374 و 0.334 محاسبه گردید.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;بدر نهایت مدل ارایه شده که بر پایه روش تحلیل سلسله مراتبی فازی قرار دارد، نشان می دهد که روش مناسب جهت فیلتر کردن گرد و غبار در منابع اصلی انتشار آلودگی در شرکت سیمان شرق، روش بگ هاوس خواهد بود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عادل  آذر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ریتم های بیولوژیکی برحوادث ناشی از کار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5146&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بیوریتم یکی از تازه ترین موضوع ها در حیطه شناسایی ارگونومی ذهن است که باشناخت جنبه های فکری، جسمی و روحی شخص می تواند در تقلیل حوادث ناشی از کار و اشتباهات بدون دلیل ظاهری بسیار موثر باشد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این تحقیق ،مقطعی،گذشته نگر، کاربردی واز نوع توصیفی وتحلیلی است. جامعه مورد تحقیق کلیه افراد شاغل در شرکت تولید سیمان دلیجان درطی دو سال 1389و1390 بود. دراین پژوهش از روش همه شماری استفاده شد و در مجموع 79 حادثه (کل حوادث اتفاق افتاده) مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد موجود در واحد HSE شرکت جمع آوری شد. با استفاده از نرم افزار نچرال بیوریتم V3.02 برای روزهای حادثه براساس تاریخ حادثه و تاریخ تولد افراد نمودارهای بیوریتم رسم شده وخطاهای انسانی براساس مدل ریزن دسته بندی گردید و با استفاده از نرم افزار آماری Spss-w مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج تجزیه وتحلیل نشان داد که 40 درصد از حوادث در روزهای عادی و60 درصد بقیه در روزهای بحرانی سیکل بیوریتم افراد اتفاق افتاده است. خطاهای منجر به حادثه نشان داد که 95% از حوادث اتفاق افتاده مربوط به خطاهای انسانی، 5% بقیه مربوط به خطای تجهیزات و 8/65 درصد از این خطاهای انسانی مربوط به لغزش هاست که طبق مدل ریزن در مرحله اجرای یک وظیفه اتفاق می افتاد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این تحقیق نشان داد که روزهای بد و بحرانی سیکل بیوریتم افراد در بروز حوادث موثر است. بنابراین با آموزش و آگاهی کارگران از ریتم های بیولوژیکی و اثرات آن بر شرایط روحی، احساسی، فیزیکی و غیره، هر فرد می تواند در روزهایی که احساس می کند از لحاظ فیزیکی یا روحی روانی شرایط مناسبی ندارد، دربرنامه ریزی کاری خود تغییراتی را اعمال نماید که تا حد امکان از بروز حادثه های احتمالی پیشگیری گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فاطمه  عرب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استرس گرمائی و تأثیر آن بر غلظت هورمون کورتیزول کارگران مطالعه موردی: یک صنعت ذوب فلزات</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5147&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;b&gt;مقدمه&lt;/b&gt;: استرس گرمایی به عنوان یکی از خطرات و فاکتورهای آسیب رسان شغلی و مساله  ساز در محیط های کاری گرم محسوب می شود. کار کردن تحت شرایط استرس گرمایی ممکن است باعث اختلالاتی در سلامت فرد گردد. مطالعات مختلف نشان داده اند که استرس در محیط های کاری باعث افزایش غلظت هورمون های استرسی مانند کورتیزول می شود. از آنجایی که استرس گرمایی یکی از استرس های جدی در صنایع گرم همچون ذوب فلزات است، این مطالعه با هدف بررسی اثر استرس گرمایی بر غلظت هورمون کورتیزول کارگران شاغل در یکی از صنایع ذوب فلزات انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;روش کار:&lt;/b&gt; در این مطالعه مقطعی تعداد 70 نفر در دو گروه مورد و شاهد (35 نفر گروه مورد از واحد ریخته گری و 35 نفر گروه شاهد از سالنی که در آن استرس گرمایی وجود نداشت) مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک برای هر فرد تکمیل گردید و سپس جهت بررسی تغییرات سطح هورمون استرسی (کورتیزول) از افراد در حین انجام کار (در ساعت 9:30 تا 10 صبح) نمونه خون گرفته شد و نتایج آن مقدار استاندارد هورمون کورتیزول بین ساعات 7 تا 10 صبح مقایسه شد. جهت بررسی شرایط محیطی نیز شاخص WBGT و (Wet Bulb Globe Temperature) در سه ارتفاع پا، کمر و سر جهت تعیین WBGT متوسط، ارزیابی گردید. همچنین اندازه گیری صدا و روشنایی نیز در نقاط توقف کارگران (ایستگاه های کاری) انجام شد. داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16مورد آنالیز قرار گرفتند.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; نتایج سنجش WBGT نشان داد میانگین شاخص WBGT در گروه مورد C° 33 و در گروه شاهد C° 7/16 بود. همچنین یافته های آزمایشگاهی نشان داد که غلظت کورتیزول در گروه مورد (گروه مواجه با گرما) به صورت معناداری از گروه شاهد بالاتر است (0/001&lt;p).&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;/p).&lt;font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br&gt;
&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که استرس های فیزیکی محیط کاری نیز می توانند باعث تغییرات فیزیولوژیکی در بدن انسان شوند. بنابراین تغییرات سطح هورمونی و پیامدهای آن در محیط های کاری گرم باید در مبحث بهداشت شغلی مد نظر قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p).&gt; &lt;/p).&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فریده  گلبابایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی بیو آئروسل‌های هوابرد باکتریایی در یک صنعت نساجی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5148&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بیو آئروسل ها به آئروسل ها یا ذرات با منشاء میکروبی، گیاهی یا حیوانی اطلاق می شود. از جمله مشاغلی که کارگران با بیو آئروسل ها مواجهه شغلی دارند، کار در کارگاه های صنایع نساجی است. بیشترین تراکم آلودگی بیوآئروسل ها در صنعت نساجی در مراحل حلاجی و کاردینگ متمرکز است. باتوجه به بومی بودن صنعت نساجی در ایران و اشتغال به کار تعداد کثیری از کارگران کشورمان در این صنعت، این بررسی در یک صنعت نساجی با هدف ارزیابی تراکم بیوآئروسل های باکتریایی انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; مطالعه به شکل مقطعی در کارگاه های مختلف یک کارخانه تولید نخ و همچنین محوطه آن انجام گردید. تراکم بیوآئروسل ها ی هوابرد با روش استاندارد 0800 سازمان NIOSH در فصل تابستان نمونه برداری شد و مورد سنجش قرار گرفت. تشخیص نوع کلنی و باکتری رشد یافته در محیط کشت آگار خونی، با استفاده از رنگ آمیزی گرم تحت بررسی واقع گردید. تراکم بیوآئروسل ها بر حسب CFUm3 محاسبه و سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 تجزیه و تحلیل گردید.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین تراکم بیوآئروسل ها در محوطه کارخانه بالاترین میزان تراکم (CFUm3 5/9 ±94) و در کارگاه 2 (رینگ) پایین ترین میزان تراکم (CFUm3 0/18 ±64) را به خود اختصاص داد. اختلاف میانگین تراکم بیوآئروسل ها در کارگاه 1 (حلاجی و کاردینگ) و2 (رینگ) از نظر آماری معنی دار بود. بالاترین تعداد کلنی بیو آئروسل ها را استافیلوکوکوس اپیدرمیس با 1743 کلنی و پایین ترین تعداد کلنی را استرپتوکوکوس پنومونی با 64 کلنی در کل کارخانه به خود اختصاص داد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; علیرغم این حقیقت که تراکم بیوآئروسل گزارش شده در مطالعه حاضر کمتر از سایر مطالعات صورت گرفته قبلی است، ولی همین مقدار نیز از مقادیر پیشنهادی سازمان ACGIH بالاتر می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی  قاسم خانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر فاکتورهای محیطی بر عملکرد شغلی افراد با استفاده از آزمون‌های دستی و ذهنی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=5149&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; شاید یکی از مهم ترین فاکتورها در صنایع و سازمان ها عملکرد شغلی افراد باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر هم زمان صدا، روشنایی و استرس گرمایی بر عملکرد شغلی کارکنان می باشد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه توصیفی - تحلیلی 30 نفر از پرسنل یک شرکت قطعه ساز خودرو در شهر تهران به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در مطالعه اصلی، ضمن کنترل و محدود کردن عوامل مداخله گر، تاثیر هم زمان صدا، روشنایی و استرس حرارتی بر عملکرد شغلی شرکت کنندگان، 2 سری آزمایش ذهنی و دستی به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از SPSS نسخه 18 و از آمار توصیفی و آزمون های آنالیز واریانس و توکی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد با افزایش میزان صدا و شاخص استرس حرارتی(344/0 = r , 046/0 =p) و کاهش روشنایی(472/0 = r , 008/0- =p) زمان انجام آزمون جایگذاری مینه سوتا افزایش یافته است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که با افزایش میزان صدا و شاخص استرس حرارتی (478/0 = r , 007/0 =p) و کاهش روشنایی (523/0 = r , 003/0 =p) زمان در انجام آزمون چالاکی ابزار دستی افزایش یافته است. با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین میزان روشنایی (407/0= r, 014/0 =p) و میزان شاخص استرس حرارتی و صدا (389/0 = r, - 007/0 =p) با عملیات ذهنی در حدسطحی و میانی رابطه وجود دارد.&lt;br&gt;
&lt;font color=&quot;#ffffff&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزایش صدا و استرس گرمایی و کاهش روشنایی سرعت انجام آزمون های دستی و دقت و زمان محاسبات ریاضی را کاهش می دهد. به همین دلیل نتایج این مطالعه می تواند تاییدی بر تاثیر فاکتورهای مختلف محیطی بر عملکرد شغلی افراد باشد؛ به گونه ای که باتغییر فاکتورهای مختلف محیطی، زمان انجام آزمون های دستی و دقت و زمان در آزمون های ذهنی تغییر می یابد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی  اصغری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
