<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1400 جلد11 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>شناسایی، ارزیابی و تعیین مهمترین متغیر‌های پیش‌بینی کننده آگاهی موقعیتی ایمنی بر اساس رویکرد منطق فازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6496&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; آگاهی موقعیتی ایمنی یکی از فاکتور های مهم مؤثّر بر قابلیت اطمینان و عملکرد ایمنی اپراتور ها می باشد که خود تحت تأثیر متغیر های مختلفی قرار می گیرد. شناسایی این متغیر ها و نحوه روابط آنها در بهینه سازی اقدامات کنترلی نقش اساسی خواهد داشت و مطالعه حاضر نیز با همین هدف انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این مطالعه بر مبنای نظرات متخصصان آگاهی موقعیتی و با استفاده از یک روش تصمیم گیری چند معیاره فازی انجام شد. جهت کمی سازی نظرات متخصصان و برای کاستن از خطای ناشی از ارزیابی   ذهنی آنها از روابط متغیر ها، از اعداد فازی مثلثی استفاده گردید.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که متغیر های سازمانی همراه با &amp;laquo;دانش ایمنی/شغلی&amp;raquo; و &amp;laquo; تجربه در وظیفه&amp;raquo; مهمترین و ریشه ای ترین متغیر های پیش بینی کننده آگاهی موقعیتی می باشند. از گروه متغیر های سازمانی مورد مطالعه نیز &amp;laquo;نگرش ایمنی سازمان&amp;raquo;، &amp;laquo;طراحی ایمن سیستم ها&amp;raquo; و &amp;laquo;آموزش&amp;raquo; مهمترین متغیر های تعیین کننده تغییرات آگاهی موقعیتی می باشند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر اساس تجمیع نظرات خبرگان مبتنی بر منطق فازی، مهمترین متغیر های مؤثر بر آگاهی موقعیتی و روابط علت و معلولی آنها شناسایی شدند. متغیر های سازمانی اصلی ترین متغیر های تعیین کننده  آگاهی موقعیتی می باشند. برای بهبود آگاهی موقعیتی بهترین نتایج با اصلاح متغیر های ریشه ای مؤثر یعنی متغیر های سازمانی وبرخی متغیر های فردی بدست می آید.</description>
						<author>ایرج محمد فام</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان فعالیت عضلات نواحی شانه و کمر قالیبافان در کار با دار سنتی و ارگونومیکی بروش الکترومایوگرافی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6497&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; قالیبافی یکی از حرف سخت و زیان آور بوده که بر سلامت نیروی کار تأثیر می گذارد. اختلالات اسکلتی-عضلانی یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی در بافندگان فرش می باشد. ناراحتی های اسکلتی عضلانی با کاهش کارآیی و غیبت از کار بعلت بیماری مرتبط بوده و هزینه های متعدد اقتصادی مستقیم و غیرمستقیمی را بر فرد و جامعه تحمیل می نماید. براساس نتایج تحقیقات قبلی، اختلالات اسکلتی عضلانی در ناحیه گردن، شانه و کمر در بین بافندگان فرش شایع می باشد. طراحی ضعیف ابزارهای دستی و ایستگاه کاری، وضعیت غلط بدن و حرکات تکراری مهمترین عوامل شناخته شده خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی در بین بافندگان فرش می باشد. از آنجائیکه اصلاحات ارگونومیکی در ایستگاه کاری ممکن است باعث کاهش خستگی ماهیچه ها و خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی عضلانی شود، مطالعه حاضر به هدف بررسی میزان فعالیت عضلات شانه و کمر قالیبافان در حین کار در ایستگاه های کاری با دار سنتی و ارگونومیک بروش لکترومایوگرافی طراحی و اجرا گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;از آنجائیکه هدف مطالعه حاضر بررسی و مقایسه فعالیت عضلات تراپوزیوس و ارکتوراسپاین چپ و راست در دو ایستگاه کاری سنتی و اصلاح شده بافت قالی بود. دو دستگاه دار شامل دار سنتی و اصلاح شده در یک کارگاه با شرایط جوی کنترل شده نصب گردید. 18 مرد قالیباف حرفه ای با میانگین سنی 38 و سابقه کار 1/11سال، بمدت 120 دقیقه بر روی هر دار مورد آزمایش عملیات بافت انجام دادند. فعالیت عضلات تراپوزیوس و ارکتوراسپاین چپ و راست توسط دستگاه الکترومیوگرافی در فواصل زمانی30 دقیقه ثبت گردید. مقادیر RMS وMPF از سیگنال های خام فعالیت الکتریکی عضلات ثبت شده برای برآورد فعالیت عضلانی و خستگی استخرج گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج بدست آمده از 5 بازه زمانی نشان دهنده میانگین شدت فرکانسی پایین در دار اصلاح شده نسبت به دار سنتی است. مقایسه میانگین ها نیز نشان دهنده اختلاف آماری معنادار در تراپوزیس چپ (038/0&gt;p) از بعد روند زمانی و در ارکتور اسپاین راست (001/0&gt;p) از نظر نوع ایستگاه کاری است. نتایج دامنه فعالیت ثبت شده در دار اصلاحی در بیشتر زمان های ثبت، کمتر از دار سنتی بوده و مقایسه نتایج مده نیز نیز نشان دهنده اختلاف آماری شدید معنادار در عضله تراپوزیوس&amp;nbsp; چپ (001/0&gt;p)، تراپوزیوس&amp;nbsp; راست (001/0&gt;p)، و ارکتوراسپاین راست (009/0&gt;p) در ایستگاه های کاری مورد مطالعه می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; براساس نتایج بدست آمده برای عضلات تراپوزیوس ایستگاه کاری با دار اصلاح شده مناسب بوده و برای عضلات کمر ایستگاه سنتی مزیت دارد. از آنجائیکه افراد مورد بررسی، بافنده حرفه ای با سابقه کار بالایی بودند و احتمال عادت به یک نوع وضعیت کاری می تواند بر میزان فعالیت عضلاتشان تاثیرگذار باشد، لذا مطالعات بیشتر و بخصوص بر روی افراد مبتدی پیشنهاد می گردد.</description>
						<author>جلیل نظری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی خطاهای انسانی در میان پرستاران با استفاده از دو تکنیک آنالیز پیش بینانه خطاهای شناختی و تحلیل رویداد انسانی(مطالعه موردی: وظیفه مسئولیت های خاص بخش مراقبت های ویژه قلب)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6498&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;باتوجه به استانداردهای بین المللی اعتباربخشی بیمارستان ها و لزوم بهبود ایمنی و کیفیت مراقبت از بیماران، این مطالعه باهدف ارزیابی قابلیت اطمینان پرستاران با استفاده از دو تکنیک آنالیز پیش بینانه خطاهای شناختی و تحلیل رویداد انسانی انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;آنالیز وظایف پرستاران بوسیله تکنیک HTA انجام گردید. سپس انواع خطاها و علل بروز آنها توسط روشTRACER شناسایی شد. در گام بعد خطاهای شناسایی شده در هرکدام از زیر وظایف بررسی شده پرستاران، در ارزیابی احتمال خطای هر وظیفه با روشATHEANA مورد استفاده قرار گرفت. جهت محاسبه احتمال کلی رویداد نیز، احتمال رخداد خطای انسانی به مدل ارزیابی احتمالاتی ریسک وارد گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; روشTRACER&amp;nbsp; نشان داد که پیچیدگی کار، بارکاری بالا، تجربه، طراحی محیط کار، خستگی، اضطراب، کم بودن نیروی کار، زمان ناکافی برای انجام کار، تداخل با خواب، صدا و روشنایی نامناسب، از فاکتورهای مهم در ایجاد خطا می باشند. مقدار احتمال خطا برای هریک از رویدادهای پایه با توجه به دستورالعمل روش ATHEANA 001/0 در نظر گرفته شد. با در نظر گرفتن اینکه تعداد 15رویداد پایه وجود دارد، در نهایت مقدار احتمال خطای انسانی در رویداد حمله قلبی، مقدار 015/0 محاسبه گشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این پژوهش، نیاز به افزایش نیروی کاری، کاهش اضافه کاری ها حتی برای افرادی که داوطلبانه خواهان اضافه کاری می باشند و برنامه ریزی علمی شیفت های کاری پرستاران و ارائه آموزش های کاربردی و روشهای کنترل استرس هنگام وقوع شرایط اضطراری را مشخص می نماید.</description>
						<author>ساناز کریم پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی و علل تاثیرگذار بر صدمات سر سوزن و اجسام نوک تیز در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی فسا، شهرستان فسا، سال 1396</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6499&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; آسیب های شغلی بعنوان شایعترین خطرات مرتبط با کار در رشته های علوم پزشکی هستند. دانشجویان علوم پزشکی بدلیل آموزش در محیط بالینی و عدم تجربه کافی در معرض صدمه ناشی از سر سوزن و اجسام نوک تیز هستند. هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی این صدمات و علل تاثیرگذار در بروز آن در دانشجویان رشته های مختلف علوم پزشکی بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه توصیفی-مقطعی در سال 1396 بر روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی فسا انجام شد. تمامی دانشجویان رشته های پزشکی، پرستاری، اتاق عمل، هوشبری و فوریت های پزشکی بصورت سرشماری وارد مطالعه و پرسشنامه سنجش صدمات بین آنها توزیع گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته ای شامل دو قسمت سنجش متغیرهای دموگرافیک و بررسی علل تاثیرگذار بر بروز صدمات بود. پس از تکمیل پرسشنامه توسط دانشجویان تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری و با کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج این پژوهش نشان داد&amp;nbsp; که تعداد 74 نفر ( 3/24 درصد) از دانشجویان در طول دوران تحصیل، حداقل یکبار دچار آسیب ناشی از اجسام برنده شده بودند. 26 نفر (1/35 درصد) از دانشجویان&amp;nbsp; بی احتیاطی خود را عامل اصلی مواجهه عنوان کردند. تزریق عضلانی با 20 مورد (27 درصد) مهم ترین پروسیجر منجر به مواجهه بود. آزمون آماری مجذور کای نشان داد که بین فراوانی صدمات ناشی از اجسام برنده و جنسیت تفاوت آماری معناداری وجود دارد به طوری که مواجهه در آقایان بیشتر گزارش شد (P&lt;0.05).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج بدست آمده نشان داد که صدمات ناشی از سر سوزن و اجسام نوک تیز در دانشجویان علوم پزشکی بالا می باشد. با توجه به این شیوع بالا، لازم است در برنامه های آموزشی و خصوصا در محیط بالین، آموزش ها و تمهیدات صحیح و دقیقی در خصوص لزوم رعایت موارد ایمنی و استفاده از تجهیزات محافظتی قبل و در حین کار با بیمار به دانشجویان آموزش داده شود. علاوه بر این، بدلیل عملکرد نادرست دانشجویان در زمان بروز آسیب، لازم است برنامه ریزی در خصوص آموزش دانشجویان و آگاهی از خطرات این صدمات صورت گیرد.</description>
						<author>مجید نجفی کلیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده بر درک ریسک کارکنان آتش نشانی واحدهای عملیاتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6500&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;درک ریسک در ایمنی و بهداشت از اهمیت بالایی برخوردار است و بر رفتار اثر می گذارد. بسیاری از حوادث به این علت رخ می دهند که افراد درک درستی از آنها ندارند. حوادث می توانند پیامد مهم درک ریسک یا به طور دقیق تر درک نادرست از ریسک باشند. آموزش همواره به طور گسترده ای به عنوان یکی از اجزای مهم در برنامه های کنترل خطرات شغلی و مدیریت خطرات شناخته می شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی&amp;nbsp; مبتنی بر نظریه رفتاربرنامه ریزی شده بر درک ریسک کارکنان آتش نشانی واحدهای عملیاتی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه از نوع کارآزمایی شاهد دار تصادفی می باشد، که بر روی 92 نفر از آتش نشانان شهر رشت در سال 1397 صورت گرفت. نمونه گیری به صورت خوشه ای بود و آتش نشانان به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل، هر گروه 46 نفر قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سه بخش، اطلاعات جمعیت شناختی، درک ریسک، تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. برنامه آموزشی شامل 5 جلسه 75-30 دقیقه ای برای هرگروه (6 گروه 8-7 نفری) براساس تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. داده ها در دو نوبت قبل و 1 ماه بعد از مداخله آموزشی جمع آوری شد و به وسیله آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و زوجی، یو من ویتنی و ویلکاکسیون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;میانگین سنی آتش نشانان مورد مطالعه 17/5&amp;plusmn;91/35سال بود و اختلاف معناداری بین دو گروه از لحاظ متغیرهای دموگرافیک مشاهده نگردید. بین دو گروه تحت مداخله و کنترل قبل از مداخله آموزشی، اختلاف معناداری از لحاظ درک ریسک، سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده و رفتارهای خودگزارش دهی وجود نداشت، اما پس از اجرای مداخله آموزشی این متغیرها در گروه تحت مداخله افزایش معناداری یافت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه نشانگر بهبود درک ریسک آتش نشانان بر اثر مداخله آموزشی مبتنی بر سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. بنابراین، تئوری رفتار برنامه ریزی شده می تواند به عنوان چهارچوب نظری مناسب برای طراحی و اجرای مداخلات درک ریسک آتش نشانان بکار رود.</description>
						<author>محمود حیدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین دوز موثرتجمعی پرتو با غلظت 8- هیدروکسی-2دئوکسی گوانوزین در ادرار پرتوکاران شاغل در بیمارستانهای اصفهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6501&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; یکی از مهمترین عوارض مواجهه با اشعه یونیزان تومورهای سرطانی است که در اثر آسیب اکسیداتیو DNA رخ می دهد. از آنجایی که پرتوکاران بیشترین تماس و دوز تجمعی اشعه یونیزان را دارند، بررسی میزان استعداد ابتلا به سرطان در این قشر از ضرورت بالایی برخوردار است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری سطح 8-هیدروکسی 2-دئوکسی گوانوزین( 8-OHdG) ادرار کارکنان پرتوکاران شاغل در بیمارستانها ومراکز درمانی به عنوان بیومارکر آسیب اکسیداتیو و مقاسه آن با میزان دوزموثرتجمعی پرتو انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;در این مطالعه مقطعی 70 نمونه در دوگروه (35 نفر پرتوکارشامل گروههای پزشکی هسته ای، رادیوتراپی،رادیولوژی و سی تی اسکن و 35 نفرغیرپرتوکار )جهت مطالعه انتخاب شدند.ابتدا نتایج فیلم بج از بیمارستانها جمع آوری گردید .از آنجائیکه هردوره پایش فیلم بج دوماه است وباتوجه به فرمول مربوطه، دوز موثرتجمعی پرتوجهت 6 دوره گذشته (یکسال گذشته ) و 30دوره گذشته(5 سال گذشته) بدست آمد.سپس در پایان شیفت کاری نمونه ادرار هر دوگروه جهت تعیین غلظت 8-OHdG گرفته شد.نمونه ها به روش SPE (solid-phase extraction ) استخراج شدند و بعد از آن غلظت ماده مذکور توسط دستگاه GC/MS قرائت گردید.نهایتا داده های حاصل از تعیین غلظت&amp;nbsp; 8-OHdG و دوز موثرتجمعی پرتو از طریق نرم افزار SPss تحلیل شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج بدست آمده&amp;nbsp; نشان داد که پرتویونیزان ضمن اینکه بر افزایش سطح 8-OHdG به عنوان یکی از بیومارکرهای اکسیداتیو در بدن پرتوکاران تاثیر داشته است بلکه سطح 8-OHdG&amp;nbsp; در بدن پرتوکاران با میانگین دوز موثرتجمعی پرتو در 30 دوره گذشته و 6 دوره گذشته نیز ارتباط مستقیم دارد. (P=0.009)&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; رعایت اصول حفاظت پرتویی از سوی پرتوکاران منجر به کاهش پرتوگیری وبه نوبه خود موجب کاهش سطح استرس اکسیداتیو ودر نتیجه کاهش اثرات احتمالی پرتو میگردد.</description>
						<author>اعظم صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی فاکتورهای موثر بر عملکرد تنفسی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6502&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: از دیدگاه بهداشت شغلی، سیستم تنفسی یکی از مهم ترین دستگاه های بدن است که می تواند تحت تاثیر عوارض، اختلالات و پیامدهای نامطلوب در محیط های کاری قرار گیرد. اسپیرومتری یکی از مهم ترین ابزارهای غربالگری و آزمایش تخصصی در معاینات ادواری شاغلان می باشد. در این مطالعه فاکتورهای موثر بر عملکرد ریوی کارکنان بخش های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی &amp;ndash; تحلیلی و مقطعی بوده و در سال 1397 به منظور تعیین پارامترهای موثر بر عملکرد ریوی افراد بر اساس اطلاعات بدست آمده از فاز ثبت نام&amp;nbsp; مطالعه کوهورت سلامت کارکنان بر روی 300 نفر از کارمندان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام پذیرفت. پس از جمع آوری داده ها، آنالیز اطلاعات توسط نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام گرفت. به منظور تحلیل داده ها از آزمون های آماری پارامتریک تی دو نمونه ای مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. جهت تعیین میزان تاثیر متغیرهای مستقل بر پارامترهای عملکرد ریوی مورد مطالعه از مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
یافته ها: مشاهده گردید که بین پارامترهای FVC و FEV1 و استعمال سیگار ارتباط معنی داری وجود دارد&lt;br&gt;
(05/0 &gt; P-value).&amp;nbsp; بین توده بدون چربی بدن (FFM)، سن و شاخص توده بدنی (BMI) با پارامتر FEV1/FVC نیز ارتباط معنی داری مشاهده گردید (05/0 &gt; P-value). همچنین مشخص گردید بین نوع شغل افراد و پارامتر FVC ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0 &gt; P-value).&lt;br&gt;
نتیجه گیری: در مطالعه حاضر مشخص شد که نوع شغل افراد در عملکرد ریوی آنان تاثیر بسزایی دارد که دلیل آن مواجهه تنفسی با آلاینده های مختلف در گروه های شغلی مختلف می باشد. از دیگر عوامل تاثیر گذار در عملکرد ریوی افراد طی مطالعه حاضر می توان به سن، شاخص توده بدنی، شاخص توده چربی بدن، شاخص توده بدون چربی بدن و استعمال سیگار اشاره نمود.</description>
						<author>فریده گلبابایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه میزان شیوع ابتلا به بیماری کووید-19 و ریسک فاکتورهای موثر بر آن در دو گروه صنایع دارا و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6503&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;با توجه به اهمیت پیاده سازی سیستم های مدیریت ایمنی و سلامت شغلی در پیشگیری از بیماری های مختلف در محیط های شغلی و همچنین تعیین میزان اهمیت و نقش استقرا و اجرای سیستم های مدیریت سلامت شغلی در کنترل و کاهش شیوع بیماری کووید 19 در محیط های کاری به عنوان یکی از بخش های حساس و مهم جامعه، مطالعه حاضر با هدف مقایسه میزان شیوع ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع دارا و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی و همچنین ریسک فاکتورهای مدیریتی و اجرایی مرتبط در بخشی از صنایع ایران انجام پذیرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه مقطعی در اردیبهشت ماه سال 1399 در حین شیوع بیماری کروناویروس در بخشی از صنایع تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. طی مطالعه حاضر مجموعا 70 صنعت مشتمل بر 24 صنعت فعال در حوزه تولید محصولات شیمیایی، 6 صنعت تولید قطعات خودرو، 14 صنعت تولید لوازم خانگی، 16 صنعت تولید محصولات بهداشتی و آرایشی، 4 صنعت تولید محصولات فلزی و 6 شرکت خدماتی بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل دو گروه از صنایع واجد سیستم   مدیریت سلامت شغلی (33 صنعت) و صنایع فاقد سیستم   مدیریت سلامت شغلی (37 صنعت) بود. در این مطالعه، چک لیستی برای جمع آوری داده های مطالعه بر اساس الزامات و پارامترهای سیستم های مدیریت سلامت شغلی و همچنین اطلاعات مرتبط با بیماری های واگیر و عفونی مانند کووید-19 طراحی گردید که شامل اطلاعات لازم در مورد ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه، طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 بود. تحلیل آماری داده های مطالعه با استفاده از آزمون  کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر و در محیط نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام پذیرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تعداد کارگران شاغل در دو گروه صنایع واجد و فاقد سیستم   مدیریت سلامت شغلی به ترتیب 673 و 708 نفر بود. از 33 صنعت دارای سیستم   مدیریت سلامت شغلی، (1/12 %) 4 صنعت دارای سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)، (7/66 %) 22 صنعت استاندارد OHSAS 18001:2007 را اخذ نموده و (2/21 %) 7 صنعت نیز دارای گواهینامه ISO 45001:2018 بودند. مشخص گردید که مقادیر شیوع بیماری کووید-19 در صنایع فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی به طور معنی داری بالانر می باشد (05/0&gt;p). همچنین یافته ها نشان داد که بین پارامترهای طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین مقادیر امتیاز پارامترهای&amp;nbsp; طب کار و سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، آموزش و مشارکت کارکنان، مدیریت بیماری کووید-19 و در نهایت شیوع بیماری مذکور بین صنایع واجد و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی ارتباط معنی داری وجود داشته و اجرا و استقرار سیستم های مدیریت سلامت شغلی می تواند گامی موثر در راستای کاهش شیوع بیماری های ویروسی و واگیر همچون کووید-19 باشد.</description>
						<author>احمد سلطان زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حذف بخارات تولوئن با استفاده از تلفیق پلاسمای سرد و فتوکاتالیست HZSM-5/TiO2</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6504&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;با توجه به توسعه روزافزون استفاده از ترکیبات آلی فرّار ازجمله تولوئن و اثرات سوء آن ها برسلامتی افراد، روش های متنوعی از جمله تلفیق پلاسمای سرد و کاتالیست/فتوکاتالیست&amp;nbsp; جهت کنترل این ترکیبات توسعه یافته است.هدف از انجام این مطالعه کارایی تلفیق فتوکاتالیست HZSM-5/TiO2 و پلاسمای سرد جهت حذف بخارات تولوئن است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;جهت تهیه فتوکاتالیست از زئولیت HZSM-5 و TiO2 در 3 و 8 درصد وزنی استفاده شد. ذرات TiO2 با استفاده از روش تلقیح بر روی زئولیت HZSM-5 نشانده شدند. برای بررسی خصوصیات فتوکاتالیست از آزمون های پراش اشعه ایکس، میروسکوپ الکترونی روبشی و تعیین سطح ویژه استفاده گردید. بخارات تولوئن در غلظتppm&amp;nbsp; 2&amp;plusmn;58 با استفاده از سیستم دینامیک تولید و در فشار و دمای محیط و رطوبت 6 درصد از راکتور حاوی 1 گرم فتوکاتالیست به طور مداوم عبور داده شد. درنهایت راندمان حذف&amp;nbsp; برای سه حالت پلاسما ، پلاسما و فوتوکاتالیست 3 و 8 درصد وزنی در محدوده ولتاژی 4000 تا 8000 ولت بافاصله 500 ولت محاسبه گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مطالعه حاضر راندمان حذف بخارات تولوئن به ترتیب 9/44، 36/75 و 68/66 درصد برای پلاسما ، HZSM-5/TiO2 3% و HZSM-5/TiO2 8% وزنی بدست آمد که HZSM-5/TiO2 3% بهترین راندمان را نشان داد. همچنین با افزایش ولتاژ، راندمان حذف نیز افزایش یافت به طوری که در ولتاژ 7000 ولت به حداکثر خود رسید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; افزودن فتوکاتالیست HZSM-5/TiO2 به پلاسمای سرد سبب افزایش قابل ملاحظه ای در راندمان حذف آلاینده گردید و همچنین HZSM-5/TiO2 3% بهترین راندمان را نشان داد. استفاده از این تلفیق می تواند راهکار مؤثری برای حذف بخارات تولوئن در محیط های صنعتی بدون به مصرف انرژی بالا باشد. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود این تلفیق برای سایر ترکیبات آلی فرار نیز موردبررسی قرار گیرد.</description>
						<author>حسن اصیلیان مهابادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی علل ریشه‌ای حوادث ناشی از کار در یک شرکت خودروسازی با استفاده از روش Tripod-Beta</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6505&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; حوادث شغلی یکی از چالش های مهم موجود در صنایع هستند. هدف از این مطالعه تعیین علل ریشه ای حوادث شغلی رخ داده در یک شرکت خودروسازی و بررسی نقش آن ها در وقوع حوادث است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;با استفاده از روش Tripod-Beta حوادث شغلی منجر به استراحتی که سبب از دست رفتن حداقل یک روز کاری در بین سال های 1390 تا 1396 شدند، موردبررسی قرار گرفتند و علل تأثیرگذار بر وقوع آن ها از سطحی تا ریشه ای تعیین گردیدند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS-22 صورت پذیرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; حدود80  % حوادث شغلی رخ داده در سطح شرکت خودرو سازی، در نتیجه 6 عامل ریشه ای، شامل نقص در سیستم سازماندهی (20 %)، شرایط تقویت کننده خطا (17 %)، نقص در سیستم مدیریت تعمیرات&amp;lrm;و&amp;lrm;نگهداری (12 %)، نقص در سیستم ارتباطات (10 %)، اهداف ناسازگار (10 %) و نقص در سیستم طراحی (9 %)، به وقوع پیوسته اند. عدم وجود اختیار لازم برای متوقف کردن عملیات به میزان 28 % بیشترین نقش را در بروز نقص سیستم سازماندهی ایفا نموده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با اصلاح سه عامل ریشه ای سازماندهی، شرایط تقویت کننده خطا و مدیریت تعمیرات&amp;lrm;و&amp;lrm;نگهداری، می توان بیش از 50 درصد حوادث شغلی را کنترل نمود، جهت کاهش این میزان حوادث، استخدام صحیح نفرات، تعریف دقیق پاسخ گویی، تعریف دقیق شرح وظایف، سرپرستی و نظارت مناسب و ثبت شبه حوادث پیشنهاد می شود.</description>
						<author>موسی جباری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط سرمایه گذاری های ایمنی و شاخص های عملکرد ایمنی با توجه سطح خطر پروژه در صنعت ساخت و ساز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6506&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; هر کشوری جهت توسعه و پیشرفت، به حفظ سرمایه انسانی خود از طریق پیشگیری از حوادث نیاز دارد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی ارتباط سرمایه گذاری های ایمنی با شاخص های عملکرد ایمنی با در نظر گرفتن اثر تعاملی سطح خطر پروژه در صنعت ساخت و ساز انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; انجام مطالعه به روش صورت &amp;laquo;مطالعه موردی چندگانه&amp;raquo; در 5 کارگاه ساختمانی بزرگ شهر تهران در سال 1397 انجام گرفته است. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز مطالعه از پرسشنامه به همراه مصاحبه و بررسی مستندات ایمنی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ویرایش 18 نرم افزار آماری&amp;nbsp; SPSSانجام گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بین انواع سرمایه گذاری های ایمنی (کل سرمایه گذاری های ایمنی، سرمایه گذاری پایه ایمنی و سرمایه گذاری داوطلبانه ایمنی) و ضریب تکرار حادثه (AFR) (05/P-value &lt; 0&amp;nbsp; ،936/0- = r ) همبستگی قوی معکوس وجود دارد و بین سرمایه گذاری های ایمنی با عملکرد ایمنی همبستگی قوی مستقیم (05/P-value &lt;0&amp;nbsp; ،939/0= r) وجود دارد. همچنین تأثیر انواع سرمایه گذاری های ایمنی بر شاخص های عملکرد ایمنی تحت شرایط مختلف پروژه (سطح خطرات پروژه) یکسان نمی باشد و زمانی که سطح خطر پروژه بالا باشد، تأثیر کل سرمایه گذاری های ایمنی و اجزاء آن، بر عملکرد ایمنی بیشتر است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; افزایش در میزان سرمایه گذاری های ایمنی باعث بهبود عملکرد ایمنی از طریق کاهش حوادث می شود. همچنین سرمایه گذاری در هر دو جزء ایمنی (سرمایه گذاری پایه ایمنی و سرمایه گذاری داوطلبانه ایمنی) می تواند باعث بهبود عملکرد ایمنی شود. نتایج تحقیق حاضر می تواند به عنوان مبنایی برای کمک به پیمانکاران و شرکت های ساختمانی جهت سرمایه گذاری در ایمنی و تعیین بودجه مناسب برای مدیریت ایمنی پروژه ساختمانی باشد.</description>
						<author>غزاله منظمی تهرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر  مداخله 8 هفته تمرینات حرکات اصلاحی بر کاهش شیوع اختلالات  اسکلتی- عضلانی کاربران کامپیوتر شرکت گاز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6507&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار از مهمترین دلایل غیبت از کار، افزایش هزینه ها و آسیب های انسانی است که شیوع آن در کاربران کامپیوتر بسیار بالا می باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی 8 هفته تمرینات حرکات اصلاحی بر کاهش شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی کاربران کامپیوتر شرکت گاز انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه ی تحلیلی-مقطعی در سال 1397 در بین 101 نفر از کاربران کامپیوتر شرکت گاز شهر قزوین انجام شد. از این تعداد، 14 نفر در برنامه مداخله آموزشی حرکات اصلاحی به مدت 8 هفته (16جلسه 1ساعته و 2 بار در هفته) شرکت نمودند. به منظور بررسی شیوع و شدت اختلالات اسکلتی- عضلانی از پرسشنامه های نوردیک و نقشه بدن استفاده گردید. نتایج با استفاده از آزمون-های کولموگروف-اسمیرنف، وی کرامر، مک نمار و ویل کاکسون در نرم افزار spss نسخه 23 بررسی شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;بیشترین اختلالات در بین کاربران کامپیوتر در طی یک هفته گذشته قبل از مداخله مربوط به نواحی شانه ها (3/64%)، کمر (9/42%) و گردن (7/35%) می باشند. شیوع اختلالات اسکلتی &amp;ndash; عضلانی بوسیله حرکات ورزشی تقویت عضلات و انعطاف پذیری در نواحی گردن و شانه به ترتیب با اطمینان 95 و 99 درصد قبل و بعد از مداخله متفاوت و کاهش معناداری نشان داد. شیوع ناراحتی در ناحیه کمر بعد از مداخله به میزان 8/35% و در سایر نواحی نیز حداقل به میزان 1/7% کاهش یافته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد که اجراء برنامه مداخله آموزشی حرکات اصلاحی توسط افراد متخصص علوم ورزشی می تواند باعث تقویت عضلات و در نتیجه اختلالات اسکلتی - عضلانی را 3/64-1/7% کاهش دهد.</description>
						<author>سکینه ورمزیار</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
