<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1400 جلد11 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>طراحی و مقایسه ضریب جذب صوتی نانوکامپوزیت های حاوی تفاله چای و پلی پروپیلن با و بدون نانوذره رس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6573&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; در سال های اخیر تمایل به استفاده از فیبرهای طبیعی در ساخت جاذب های صوتی افزایش یافته است. مواد با پایه فیبر طبیعی علاوه بر چگالی پایین و هزینه تولید اندک، زیست تجزیه پذیر نیز می باشند. در این پژوهش به بررسی رفتار آکوستیکی نمونه های نانوکامپوزیتی حاوی تفاله چای و پلی پروپیلن و همچنین اثر نانوذره رس در میزان ضریب جذب صوت پرداخته شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;در این مطالعه 4 نمونه با نسبت های وزنی مختلف از تفاله چای و پلی پروپیلن به همراه نانوذره رس و 4 نمونه با نسبت های وزنی مختلف از تفاله چای، پلی پروپیلن بدون حضور نانوذره رس به قطر 3 سانتی متر و ضخامت 4 سانتی متر ساخته شد. سپس با استفاده از دستگاه امپدانس تیوب میزان ضریب جذب صوت نمونه ها اندازه گیری گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که ضریب جذب صوت با افزایش درصد وزنی تفاله چای نسبت به پلی پروپیلن، افزایش می یابد. افزایش 60 درصدی تفاله چای نقش ویژه ای در جذب امواج صوتی در فرکانس 1000 هرتز و همچنین طیف فرکانسی 2500 تا 6300 هرتز داشت به طوری که نمونه TW60 N5 در فرکانس های 1000 و 6300 هرتز به ترتیب ضریب جذب صوت 0.94 و 0.84 داشته است. مقایسه نتایج ضریب جذب صوت نمونه های کامپوزیتی و نانوکامپوزیتی نشان داد که در فرکانس های بالاتر از 2000 هرتز، جذب صوت با افزودن نانوذره رس به میزان 5 درصد افزایش می یابد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; می توان از جاذب های صوتی بر پایه تفاله چای با توجه به عملکرد جذب صوتی بالا و اینکه یک ماده طبیعی و دوست دار محیط زیست بوده و فاقد اثرات مضر بر روی سلامت انسان است به عنوان یک جاذب مقرون به صرفه در کنترل صدا استفاده نمود.</description>
						<author>سحر باقری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه فرآیند دینامیک جذب سطحی تولوئن توسط جاذب میکروپروس چارچوب فلز-آلی مس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6574&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;تولوئن یکی از آلاینده های شیمیایی تلقی می شود که می تواند مشکلاتی را بر سلامتی افراد بویژه کارگران شاغل در معرض ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ آن ایجاد نماید و به علت سرعت تبخیر بالا و انتشار سریع در محیط پیرامون، منجر به مواجهه بسیاری از شاغلین و افراد در معرض و متعاقب آن اثرات جبران ناپذیر بر سلامت آنان در مشاغل مختلف می گردد. بنابراین حذف آن بسیار حائز اهمیت می باشد. در تحقیق حاضر با استفاده از چارچوب فلز-آلی مس، تحت شرایط مختلف عملیاتی به مطالعه روش حذف این آلاینده پرداخته شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;در این مطالعه چارچوب فلز-آلی مس با استفاده از روش تک ظرف و درجا سنتز شد. ویژگی های فیزیکی و مورفولوژی جاذب توسط تکنیک های BET، XRD، FTIR و SEM مورد بررسی قرار گرفت. کارائی جاذب در حذف تولوئن از جریان هوا تحت سیستم جذبی دینامیک با بررسی تاثیر متغیرهای وزن جاذب، غلظت آلاینده و رطوبت صورت پذیرفت. برای ارزیابی داده ها از معادلات ایزوترم، ترمودینامیک و سینتیک استفاده گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج آزمایش های تعیین ویژگی های چارچوب فلز-آلی مذکور، بیانگر تشکیل کریستال های خالص&amp;nbsp;&lt;br&gt;
Cu-BDC با میانگین و توزیع اندازه ذرات برابر nm 95/1 بود. سطح ویژه محاسبه شده به روش BET برای نمونه مذکور برابر m2 g-1 686 و حجم کلی حفرات ساختاری cm3 g-1 335/0 بود. وجود میکروپورها باعث افزایش ظرفیت جذب دینامیک تولوئن شد. براساس یافته ها، جذب سطحی تولوئن بر روی جاذب مذکور از مدل ایزوترم لانگمویر و مدل سینتیک شبه درجه دو پیروی می نماید. براساس نتایج مطالعات ترمودینامیک، تغییرات آنتروپی (&amp;deg;&amp;Delta;S) برابر&amp;nbsp;&lt;br&gt;
kJ mol-1 K-1 044/0- و تغییرات آنتالپی &amp;nbsp;(&amp;deg;&amp;Delta;H)برابر kJ mol-1 67/15- محاسبه شد. همچنین میزان انرژی آزاد گیبس (&amp;Delta;G&amp;deg;) منفی محاسبه گردید که بیانگر خودبه خودی و گرمازا بودن فرآیند جذب سطحی می باشد. واجذب دمایی تولوئن از جاذب پس از سه آزمایش 77% حاصل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به نتایج این مطالعه می توان از چارچوب فلز-آلی میکروپروس مس بدلیل ارزان بودن، دسترسی بالا، ظرفیت جذب بالا و واجذب دمایی مناسب در شرایط عملیاتی مختلف برای جذب سطحی تولوئن استفاده نمود.</description>
						<author>سید جمال الدین شاه طاهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد روش آنالیز درخت خطای فازی برای ارزیابی ریسک سناریو انفجار در مخزن آمونیاک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6575&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; صنایع شیمیایی به دلیل استفاده از تأسیسات و فرایندهای پیچیده همواره ریسک هایی برای محیط زیست و جوامع به همراه دارند. در مخازن آمونیاک نیز ریسک انفجار به دلیل برخی ویژگی های آمونیاک می تواند بسیار محتمل باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی ریسک انفجار در مخزن آمونیاک در مجتمع پتروشیمی کرمانشاه است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; به این منظور از روش درخت خطای فازی برای برآورد احتمال قابلیت اطمینان در رویدادهای پایه استفاده شده است. در این مطالعه پس از ترسیم درخت خطا برای شناسایی رویدادهای پایه، با استفاده از نظرات کارشناسان به ارزیابی احتمال وقوع رویدادهای پایه پرداخته شد و احتمال برش های حداقل نیز از طریق دروازه های منطق بولین محاسبه گردید. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;طبق نتایج به دست آمده احتمال وقوع رویداد اصلی برابر با 054997/0 به دست آمده و در اولویت بندی برش های حداقل نیز عمل نکردن شیرهای اطمینان فشار به عنوان مؤثرترین عامل در وقوع رویداد اصلی و پس ازآن عمل نکردن شیرهای کنترلی و خطاهای انسانی شناسایی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر طبق نتایج می توان با استفاده از نظرات کارشناسان، در قالب روش درخت خطای فازی به ارزیابی ریسک سناریوهای مختلف در صنایع اقدام نمود. به طورکلی در ارزیابی ریسک سناریوی انفجار در مخزن آمونیاک مشخص شد که برخی نقص های کوچک و جزئی و حتی خطاهای سهوی انسانی، می توانند به عنوان یک عامل مهم در وقوع انفجار مؤثر باشند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>سجاد بهرامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ارگونومیک رابطه بین فعالیت الکترومیوگرافی عضلات منتخب تنه و ناراحتی کمر در وضعیت نشسته ی کار با لپ تاپ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6576&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;کمردرد یکی از شایع ترین اختلالات اسکلتی عضلانی منجر به ناتوانی در سراسر جهان است. در مطالعات مختلفی ارتباط ناراحتی و درد کمر با نشستن طولانی مدت نشان داده شده است. مطالعات مختلفی به بررسی مکانیزم های ایجاد ناراحتی و درد کمر در حین نشستن پرداخته اند، اما تا کنون توافق کلی بر یک مکانیزم به دست نیامده است. در مورد ارتباط ناراحتی کمر و فعالیت عضلات نیز نتایج تقریباً متناقض است. بنابراین هدف از این مطالعه ارزیابی ارگونومیک ارتباط ناراحتی کمر با فعالیت عضلات تنه در وضعیت نشسته کار با لپ تاپ بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; بیست دانشجوی مرد، کار با لپ تاپ (دو تکلیف جداگانه کار با موس و تایپ کردن) را در وضعیت نشسته پشت میز یک بار در تنظیمات عادی و یک بار در تنظیمات ارگونومیک انجام دادند. در تنظیمات ارگونومیک، ارتفاع مانیتور و محل قرار دادن کیبورد برای هر فرد تنظیم شد. فعالیت الکترومیوگرافی عضلات ارکتور اسپاین کمری، مولتیفیدوس راست و چپ، ترنسورس آبدومینیس راست و چپ، مایل خارجی و رکتوس آبدومینیس به همراه پوسچر کمر در 2 دقیقه ابتدا و انتهای انجام هر تکلیف ثبت شد. بعد از پایان هر تکلیف، شرکت کنندگان میزان ناراحتی کمر خود را با توجه به مقیاس سنجش ناراحتی اعلام کردند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;ناراحتی کمر ارتباط مثبتی با سطح فعالیت عضله ارکتور اسپاین کمری (57/0=r و 009/0=p) داشت. همچنین ناراحتی کمر ارتباطی منفی با زمان استراحت نسبی عضله مولتفیدوس (50/0=r و 023/0=p) و ارتباطی مثبت با زمان استراحت نسبی عضلات ترنسورس آبدومینیس (47/0=r و 039/0=p) و رکتوس آبدومینیس (45/0=r و 049/0=p) داشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;به نظر می رسد سطح فعالیت و زمان استراحت نسبی عضلات تنه مرتبط با ایجاد ناراحتی کمر باشند و بین این دو شاخص، احتمالا زمان استراحت نسبی عضلات، شاخص مناسب تری برای نشان دادن عوامل خطر مربوط به ناراحتی کمر باشد. البته نقش سایر عواملی که ممکن است مرتبط با ناراحتی کمر حین نشستن باشند در این مطالعه بررسی نشده است و لازم است همزمان با بررسی فعالیت عضلات، مورد توجه قرار داده شوند.&amp;nbsp;</description>
						<author>محمد یادگاری پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد پذیری شاخص WBGT در تعیین زمان مجاز کاری در شرایط آب و هوایی گرم :یک مطالعه موردی در صنعت فولاد شهر اهواز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6577&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;یکی از مهمترین مشکلات در صنایع گرم بخصوص در شرایط آب و هوایی بسیار گرم، استرس های حرارتی است که می تواند اثرات زیادی را در فرایند کار و سلامت کارکنان داشته باشد. در این شرایط انتخاب یک شاخص مناسب و بهینه جهت ارزیابی استرس های حرارتی و ارائه استراتژی مناسب جهت پیشگیری از مشکلات و بیماری های ناشی از گرما امری ضروری می باشد. لذا هدف از انجام این مطالعه، بررسی کاربرد پذیری شاخص دمای تر گوی سان (WBGT) در تعیین زمان مجاز کاری در شرایط آب و هوایی بسیار گرم در یکی از صنایع فولاد در شهر اهواز می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی-تحلیلی بوده که در بخشهای مختلف یک صنعت &amp;nbsp;فولاد در شهر اهواز انجام شد. پارامترهای فیزیولوژیکی 60 کارگر از بخشهای مختلف صنعت، که شامل پایش پیوسته ضربان قلب در طول یک شیفت کاری بود، ارزیابی شد. متغیرهای محیطی و شاخص دمای ترگوی سان نیز بطور همزمان برای یک شیفت کاری اندازه گیری شد و زمان مجاز کاری بر مبنای شاخص ضربان قلب رزرو و شاخص WBGT تعیین و مقایسه گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;میزان شاخص استرس حرارتی بر اساس شاخص WBGT در بین کلیه گروههای شغلی بطور معناداری بیش از حد توصیه شده تعیین شد (P&lt;0.05). بر مبنای شاخص WBGT اندازه گیری شده زمان کاری پیشنهادی برای قسمت پوسته زدایی 4 ساعت و برای بخشهای دیگر 2 ساعت تعیین گردید در حالیکه بر اساس شاخص ضربان قلب رزرو، حداکثر زمان کاری قابل قبول برای بخش ریخته گری 5 ساعت و بخشهای دیگر 8 ساعت تخمین زده شد.نتایج آزمون آماری نیز نشان داد که تفاوت معناداری بین این دو شاخص در پیش بینی زمان کاری مجاز در ایستگاههای کاری مختلف وجود دارد. (P&lt;0.05).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از شاخص WBGT به منظور ارزیابی و کنترل ریسک مواجهه به با گرما در مناطق گرمسیری به خصوص در تعیین زمان کار-استراحت ممکن است از قابلیت اطمینان و اجرایی کافی برخوردار نباشد.لذا توصیه می شود در مناطق گرمسیری به منظور پایش و کنترل استرس حرارتی در اثر مواجهه با گرما، از شاخصهای بهینه و کاربردی که مبتنی بر اندازه گیری پارامترهای محیطی و فیزیولوژیکی می باشد، استفاده گردد.</description>
						<author>مریم نوراللهی درآباد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل های ارزیابی عملکرد شغلی فردی: یک مطالعه مروری نظامند</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6578&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;عملکرد شغلی یک ساختار اصلی در روانشناسی صنعتی و سازمانی است. مدل های عمومی و اختصاصی متعددی برای ارزیابی عملکرد شغلی فردی وجود دارند. اگرچه این روشها ممکن است اطلاعات ارزشمندی را ارائه دهند، اما هیچ یک از آنها پیچیدگی و طیف وسیعی از رفتارهایی را که عملکرد شغلی فردی را تشکیل می دهند، پوشش نمی دهند. لذا این مطالعه مروری با هدف شناسایی تمامی مدل های موجود و ادغام آنها جهت دستیابی به یک مدل مفهومی جامع برای ارزیابی عملکرد شغلی فردی انجام گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;برای دستیابی به اهداف این مطالعه، جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی از قبیل&lt;br&gt;
&amp;nbsp;PubMed, Scopus,Embase, &amp;nbsp;و &amp;nbsp;ProQuest انجام گردید. علاوه بر این، لیست منابع مقالات کاملا مرتبط نیز مورد بررسی و جستجو قرار گرفت. در نهایت با تکیه برا معیارهای ورود و خروج، مقالات مرتبط شناسایی و مورد بررسی قرار گرفتند. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; جستجوی انجام شده در PubMed, Scopus,Embase &amp;nbsp;و &amp;nbsp;ProQuest در مجموع منجر به یافتن 12754 مقاله شد. پس از حذف مقالات تکراری و غیر مرتبط در نهایت 155 مقاله واجد شرایط، انتخاب شدند. از این تعداد، 83 مقاله بر اساس معیارهای خروج از مطالعه حذف شدند و 72 مطالعه باقی ماند. با غربالگری براساس متن کامل مقاله، 10 مطالعه غیرمرتبط و 5 مطالعه در خارج از دسترس نیز حذف شدند. نهایتا با بررسی مراجع ذکر شده در مقالات منتخب، 4 مقاله واجد شرایط دیگر که در استراتژی جستجو بازیابی نشده بودند، اضافه شدند. در نهایت، 61 مقاله برای بررسی بیشتر انتخاب شدند. از این میان، 19 مقاله به مدل عمومی و 19 مقاله به مدل اختصاصی ارزیابی عملکرد شغلی فردی پرداخته بودند. 23 مقاله باقی مانده نیز به توصیف و معرفی مدل ها پرداخته بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;براساس مرور مطالعات، یک ساختار مفهومی برای ارزیابی عملکرد شغلی فردی استخراج گردید. ابعاد این ساختار عبارت بودند از: عملکرد وظیفه، عملکرد زمینه ای، عملکرد تطبیقی و رفتار کاری ضد تولید. این ابعاد تمامی رفتارهایی را که عملکرد شغلی فرد را تحت تاثیر قرار دهند پوشش دهد. با این وجود ممکن است بسته به زمینه کاربرد، اهمیت و جایگاه ابعاد اصلی متفاوت باشد. همچنین این مدل می تواند به عنوان یک مبنای نظری برای تحقیقات آینده در نظر گرفته شود.</description>
						<author>محمدرضا منظم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی پرستاران با رفتار های ایمن آنان در مراکز آموزشی و درمانی شهر قزوین: نقش واسطه ای انگیزش ایمنی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6579&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;شناخت ویژگی های شخصیتی پرستاران و بررسی نقش این ویژگی ها در انگیزش ایمنی آنان در راستای ارتقای فرهنگ ایمنی و دست یافتن به محیط کاری ایمن می تواند تا حد زیادی به شکل دهی رفتار ایمن منجر گردد و زمینه ساز استقرار استاندارد &amp;nbsp;های بیمارستان های ارتقا دهنده سلامت باشد. با این فرضیه و با عنایت به اهمیت قابل توجهی که کاهش مخاطرات شغلی پرستاران و توسعه رفتارهای ایمن دارد مطالعه حاضر به بررسی نقش ویژگی های شخصیتی پرستاران در بروز رفتارهای &amp;nbsp;ایمن از سوی آنان با نقش میانجی انگیزش ایمنی طی سال های 1399-1398 پرداخته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر قزوین بود که از میان آنان 435 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت مک کری و کاستا، پرسشنامه انگیزش ایمن صالح (2010) و پرسشنامه رفتار ایمن مهدی نیا (2016) جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها متناسب با اهداف و فرضیات پژوهش از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون های پارامتری مانند T-Test و آنالیز واریانس استفاده شد و نیز جهت ارزیابی برازندگی الگوی پیشنهادی، الگویابی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزار AMOS نسخه 23 و به منظور بررسی نقش واسطه ای انگیزش ایمنی آزمون سوبل مورد استفاده قرار گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که پرستاران از انگیزش ایمنی نسبتاً مطلوبی برخوردار بوده اند (4/2+84/12). همچنین ضرایب مسیر میان متغیرهای مدل بر روی مسیرهای متناظر با فرضیات پژوهش شامل ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران با انگیزش ایمنی آنان (ضریب مسیر=557/0) و نیز انگیزش ایمنی با بروز رفتار ایمن افراد (ضریب مسیر=267/0) معنادار بوده است. بعلاوه فرضیه ارتباط میان ویژگی های شخصیتی پرستاران و رفتار ایمن آنان (ضریب مسیر=573/0) مورد تایید قرار گرفت (05/0 p &lt;).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج این تحقیق نشان داد انگیزش ایمنی در پرستاران بر عملکرد و رفتار ایمنی آنان تاثیر گذار بوده است، بنابراین می توان از طریق ایجاد و ارتقاء انگیزش ایمنی مناسب به بهبود رفتار ایمنی پرستاران کمک کرد. این کار می تواند طریق ایجاد نظام های تشویقی مانند شناسایی افراد یا واحدهای با عملکرد مثبت ایمنی که از طریق ارزیابی ماهانه عملکرد آنان حاصل &amp;nbsp;شود.</description>
						<author>صابر صوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حذف فتوکاتالیستی اتیل بنزن از جریان هوا با استفاده از نانوذرات اکسید روی تثبیت شده بر روی زئولیت طبیعی اصلاح شده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6580&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;اتیل &amp;nbsp;بنزن یکی از ترکیبات آلی فرار است که در بسیاری صنایع مورد استفاده قرار می گیرد. با توجه به اثرات سمی این ترکیب حذف آن ضروری به نظر می رسد. یکی از روش های حذف ترکیبات آلی از هوا، حذف فتوکاتالیستی است. لذا این مطالعه با هدف تعیین کارایی حذف فتوکاتالیستی اتیل بنزن از جریان هوا با استفاده از نانوذرات اکسید روی تثبیت شده بر روی زئولیت طبیعی اصلاح شده صورت گرفت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; زئولیت طبیعی ابتدا توسط اسیدکلریدریک و سپس با دی فنیل دی کلروسیلان اصلاح شد. سپس نانوذرات ZnO با روش تلقیح مرطوب روی بستر تثبیت شدند. &amp;nbsp;بخار اتیل &amp;nbsp;بنزن با غلظت های مختلف 25، 50، 100 و 200ppm با استفاده از سیستم غلظت ساز دینامیک تولید و کارایی حذف فتوکاتالیستی بخار &amp;nbsp;اتیل بنزن با استفاده از نانوذرات اکسید روی تثبیت شده بر روی زئولیت طبیعی اصلاح شده (MZe: Modified Zeolite) تعیین گردید. دمای محیط انجام تحقیق در حدود &amp;deg;C 2&amp;plusmn;25 و رطوبت نسبی متوسط 35 &amp;nbsp;%تنظیم شد. مساحت سطح ویژه و حجم منافذ بستر به روش BET &amp;nbsp;و ساختار سطحی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی(FESEM) و پراش اشعه ایکس (XRD) تعیین گردید. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج اندازه گیری مساحت سطح ویژه زئولیت، زئولیت طبیعی اصلاح شده و فتوکاتالیست اکسید روی بر پایه &amp;nbsp;زئولیت به ترتیب 115.775، 139.75 و 132.61 (m2/gr) می باشد و مساحت سطح ویژه بعد تثبیت نانو ذرات روی کاهش می یابد. تصاویر FESEM و آنالیز XRD تغییرات ساختاری زئولیت طبیعی و تثبیت موفقیت آمیز نانو &amp;nbsp;ذرات بر بستر را نشان داد . نتایج فتوکاتالیست نانو اکسید روی بر بستر زئولیت و تابش UV نشان داد که با افزایش غلظت اولیه اتیل بنزن، کارایی تجزیه کاهش می یابد. و &amp;nbsp;بالاترین بازدهی حذف در غلظت ppm 25 &amp;nbsp;می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد تثبیت نانو ذرات ZnO بر روی زئولیت طبیعی اصلاح شده می تواند روشی مناسب جهت حذف بخار اتیل بنزن از هوا تحت اشعه UV باشد.&amp;nbsp;</description>
						<author>بهزاد فولادی دهقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر موازی دمای رنگ و شدت روشنایی بر سطح هوشیاری و عملکرد شناختی: یک مطالعه با رویکرد چند معیاره</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6581&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;شواهد تجربی اخیر تائید کرده است که روشنایی علاوه بر تسهیل دید، می تواند بر عملکردهای فیزیولوژیکی و عصبی-رفتاری انسان تأثیر بگذارد که به عنوان اثرات غیر تصویری روشنایی شناخته می شوند. این مطالعه، باهدف بررسی اثرات غیر تصویری شدت روشنایی و دمای رنگ بر سطح هوشیاری و عملکرد شناختی انجام گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;در این مطالعه 22 شرکت کننده در مواجهه با روشنایی شامل روشنایی خیلی کم (&gt;5 لوکس-کنترل) و وضعیت های روشنایی با دمای رنگ 4000، 8000 و 12000 کلوین درشدت روشنایی 300 و 500 لوکس قرار گرفتند. ضمن استفاده از یک رویکرد چند معیاره، داده هایی شامل قدرت سیگنال های مغزی (آلفا، الفا-تتا، بتا و تتا)، شاخص های خواب آلودگی و خلق وخوی و آزمون های شناختی برای سنجش توجه پایدار، هوشیاری روانی &amp;ndash; حرکتی، حافظه کاری و ظرفیت مهاری، جمع آوری گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج مطالعه نشان داد که وضعیت های روشنایی 500 لوکس در دمای رنگ 8000 و 12000 کلوین، قدرت سیگنال های مغزی نرمالایز شده آلفا، آلفا-تتا، شاخص خواب آلودگی و میانگین زمان پاسخ در آزمون های شناختی سنجش هوشیاری روانی- حرکتی (PVT)، توجه پایدار (CPT) و ظرفیت مهاری (GO/NO-GO) را به صورت معنی داری، در مقایسه با وضعیت روشنایی خیلی کم (کنترل) کاهش داده اند. شرکت کنندگان وضعیت خلق وخوی بهتری در وضعیت روشنایی 8000 کلوین در مقایسه با سایر وضعیت های روشنایی گزارش کرده اند. همچنین در مقادیر اندازه گیری شده متغیرهای موردبررسی، درشدت روشنایی 300 و 500 لوکس، تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;استفاده از مداخلات روشنایی می تواند به عنوان یک راهکار کمکی، برای بهبود سطح هوشیاری و عملکرد باهدف ارتقاء سطح سلامت عمومی و ایمنی، افزایش کارایی و بهره وری استفاده شود.</description>
						<author>مجید معتمد زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی پوسچر و پیش بینی عوامل موثر بر اختلالات اسکلتی-عضلانی درکاربران رایانه به روش شبکه عصبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6583&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; کار با رایانه  و شرایط حاکم  بر محیط های شغلی، انسان را در معرض ریسک  فاکتورهای اختلالات اسکلتی عضلانی قرار می دهد. لذا هدف از این مطالعه ارزیابی پوسچر، بررسی وضعیت اختلالات اسکلتی عضلانی، تعیین ریسک فاکتورها، وزن دهی و اولویت بندی این ریسک فاکتورها با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی در کاربران رایانه می باشد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی و به صورت مقطعی بر روی کاربران رایانه در سال 1398 انجام گرفت. این مطالعه در شش مرحله کلّی انجام گرفت که تعیین وضعیت اختلالات اسکلتی عضلانی با استفاده از پرسشنامه نوردیک، انتخاب عوامل موثر بر اختلالات اسکلتی- عضلانی با روش ROSA و وزن دهی عوامل موثّر بر این اختلالات با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی انجام گرفت. داده ها با نرم افزار IBM SPSS Modeler &amp;nbsp;آنالیز شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;میانگین سن و سابقه کار کاربران بترتیب 9/6&amp;plusmn;34 و &amp;nbsp;7/0&amp;plusmn;5/1 سال محاسبه گردید. بیشترین اختلالات اسکلتی-عضلانی بترتیب در نواحی کمر، گردن و بخش فوقانی پشت مشاهده گردید. میانگین نمره نهایی صندلی، تلفن- مانیتور و موس- کیبورد بترتیب برابر با 1&amp;plusmn;7/3، 1/1&amp;plusmn;6/3و 2/1&amp;plusmn;65/3 و میانگین نمره نهایی ROSA برابر 9/0&amp;plusmn;4/4 بود. بیشترین همبستگی با نمره ROSA متعلق به عامل صندلی(0.46=R2)و پس از آن عامل تلفن- مانیتور(0.43=R2) و عامل موس- کیبورد (0.42=R2) بود. اعتبار پیش بینی عوامل موثر بر اختلالات اسکلتی- عضلانی طبق اولویت بندی الگوریتم شبکه عصبی بترتیب برای صندلی(48%)، تلفن- مانیتور(28%) و موس- کیبورد (24%) بود. صحت الگوریتم شبکه عصبی در بررسی میزان تاثیر عوامل موثر بر اختلالات اسکلتی- عضلانی، بر اساس امتیاز ROSA برابر 98% بدست آمد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;عوامل موثر بر اختلالات اسکلتی- عضلانی کار با رایانه طبق اولویت بندی الگوریتم شبکه عصبی به ترتیب صندلی، تلفن- مانیتور و موس- کیبورد می باشد. لذا با اصلاح ارگونومیک صندلی کاربران و جانمایی مناسب مانیتور و تلفن می توان از بخش عمده ای از اختلالات اسکلتی عضلانی کاربران رایانه پیشگیری نمود. &amp;nbsp;</description>
						<author>رجبعلی حکم آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بین مواجهه با صدای تراز متوسط و افسردگی، اضطراب و استرس در بین کارکنان غیر صنعتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6584&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بیشتر مطالعات قبلی در خصوص ارتباط مواجهه با صدا و سلامت روان بر روی مشاغل صنعتی با مواجهه با ترازهای بالای صدا و یا مواجهه با صداهای محیط زیست صورت پذیرفته است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین مواجهه با ترازهای متوسط صدای محیط کار با افسردگی، اضطراب و استرس در کارکنان مشاغل غیر صنعتی (کادر اداری ) است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه مقطعی که با استفاده از دیتاهای فاز ثبت نام مطالعه کوهورت کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران - ایران بر روی 3899 نفر از کارکنان که در هفت گروه شغلی مشغول کار بودند انجام پذیرفت. مواجهه با صدا با استفاده از شاخص Leq10min بررسی شده و افسردگی، اضطراب و استرس نیز بوسیله پرسشنامه DASS-42 بررسی گردید. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;شیوع افسردگی شدید و خیلی شدید %2/8 ، شیوع اضطراب شدید و خیلی شدید%9/7 و فراوانی استرس شدید و خیلی شدید 11% مشاهده گردید. همچنین %5/14 از شرکت کنندگان در این مطالعه با صدای بیش از 70 دسی بل مواجهه داشتند. بیشترین میزان متوسط مواجهه برای کارکنان فنی با تراز 3/71 دسی بل و کمترین میزان مواجهه برای گروه شغلی اداری دفتری با میانگین مواجهه 1/59 دسی بل اندازه گیری شد. ابتلا به افسردگی شدید با مواجهه با صدای بیش از 70 دسی بل با نسبت شانس 5.22 :OR دارای ارتباط معنادار بود. همچنین اضطراب و استرس شدید در مواجهه با ترازهای صدای بیش از 70 دسی بل به ترتیب با نسبت شانس 1.16 :OR و 1.17 :OR دارای ارتباط بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در محیط های کاری با مشاغل غیر صنعتی مواجهه با ترازهای متوسط صدا می تواند به صورت مستقل با افسردگی شدید در &amp;nbsp;ارتباط باشد .</description>
						<author>مژگان زعیم دار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و ارزیابی ریسک خطای انسانی در وظایف مامای  بخش  زایشگاه با استفاده از رویکرد سیستماتیک پیش بینی و کاهش خطای انسانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6585&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;زایشگاه یکی از بخش های مهم بیمارستان است که مستعد بروز خطای انسانی می باشد. هر گونه خطای مامایی در زایشگاه و در فرآیند زایمان می تواند به عنوان یک تهدید جدی برای سلامتی مادر و نوزاد باشد و منجر به افزایش هزینه های درمان می شود. عواملی مانند تنوع در وظایف، بارکاری بالا و خستگی در بروز خطا انسانی نقش دارند. &amp;nbsp;بنابراین هدف از مطالعه حاضر ارزیابی خطای انسانی در شغل مامایی در بخش زایشگاه بیمارستان با استفاده از تکنیک &amp;nbsp;SHERPA می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این مطالعه مقطعی در سال 1398 انجام شد. در این مطالعه وظایف مختلف مامایی در 4 مرحله ادمیت ،پره لیبر، زایمان و پس از زایمان &amp;nbsp;تعیین شد . با استفاده از تکنیک &amp;nbsp;HTA وظایف و زیر وظایف شناسایی شدند و با استفاده از تکنیک SHERA خطای انسانی ارزیابی گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;براساس نتایج تکنیک &amp;nbsp;HTA 15وظیفه اصلی و 52 زیر وظیفه &amp;nbsp;و114 فعالیت شناسایی شد. نتایج ارزیابی ریسک خطای انسانی با تکنیک SHERPA نشان داده بیشترین خطا از نوع عملکرد بوده و بیشترین فراوانی سطح ریسک مربوط به سطح ریسک نامطلوب بدست آمد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; خطاهای شغل مامایی در زایشگاه دارای شدت خطر بالا و عمدتا بحرانی هستند &amp;nbsp;و عواملی همچون بار کاری بالا، فشار زمانی و خستگی در بروز خطای انسانی موثر می باشد. به منظور کاهش خطای انسانی در این بخش راهکارهایی همچون، کاهش بارکاری کارکنان، تدوین چک لیست استاندارد و دستورالعمل ضروری است.&amp;nbsp;</description>
						<author>مریم فیض عارفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
