<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1402 جلد13 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1402/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>واکاوی حادثه آتش‌سوزی سینا مهر با استفاده از روش‌های AcciMap و STAMP</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6903&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; مراکز درمانی به عنوان یک سیستم پیچیده فنی-اجتماعی همواره در معرض ریسک حوادث آتش سوزی هستند. این مطالعه با هدف بررسی نظام یافته علل و عوامل مؤثر در رخداد حوادث آتش سوزی در مراکز درمانی با تمرکز بر حادثه آتش سوزی کلینیک سینا مهر تهران با ۱۹ کشته و ۱۴ مجروح، جهت پیشگیری از حوادث مشابه انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; علل و عوامل مؤثر در حوادث مراکز درمانی از طریق تحلیل محتوای قوانین و مقررات عمومی و اختصاصی مرتبط با تأسیس و عملیات مراکز درمانی، گزارش های رسمی حادثه، مصاحبه با متخصصان و مرور مطالعات گذشته، استخراج و دسته بندی شدند. از روش های واکاوی حادثه مبتنی بر نظریه سیستم ها شامل AcciMap و STAMP جهت واکاوی همزمان سلسله مراتبی علت&amp;thinsp;ها و بازخوردی کنترل&amp;thinsp;ها استفاده شد. در این مطالعه از روش های بازگشت چند باره یافته ها به منابع گردآوری داده و نظر خبرگان برای اعتبارسنجی و استحکام یافته ها استفاده شد. &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بر اساس تحلیل محتوای داده ها، علل و عوامل مؤثر بر حوادث آتش سوزی مراکز درمانی شناسایی و دسته بندی شدند. صدور مجوز قانونی پایان کار برای ساختمان ناقض مقررات ملی ساختمان، صدور مجوز قانونی موسسه درمانی برای ساختمان با کاربری مسکونی و همچنین عدم کفایت نظارت دستگاه های دولتی و عمومی بر دانشگاه های علوم پزشکی، اداره&amp;thinsp;های کار و سازمان آتش نشانی به عنوان ناظران مستقیم مراکز درمانی، مهم ترین علل ریشه ای و سلسله مراتبی وقوع حوادث آتش سوزی و عدم واکنش اضطراری صحیح در مراکز درمانی است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اصلاح مقررات تأسیس، بهره برداری و فعالیت مراکز درمانی با تاکید بر مقررات ایمنی و همچنین تعدد و کوتاه کردن حلقه های بازخوردی نظیر استعلام نوع مجوز پایان کار ساختمان از شهرداری، اعلام تاسیس مرکز درمانی به سایر دستگاه&amp;thinsp;های ناظر دولتی و عمومی، گزارش موارد ناایمن از طرف ناظران مستقیم به وزارت بهداشت و مراجع قانونی مهم ترین چرخه ها در تاب آوری حوادث آتش سوزی و پیامدهای آن ها در مراکز درمانی است.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>یحیی خسروی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر پوسچرهای نامطلوب اندام های بالا تنه بر شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در کارکنان دفاتر اداری بر مبنای تکنیک عینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6904&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; ناراحتی های اسکلتی-عضلانی ماهیت چند عاملی دارند. فاکتورهای بیومکانیکی، یکی از عوامل بسیار مهم می باشند. درنتیجه شناسایی دقیق این فاکتورها می تواند نقش مهمی در کنترل و پیشگیری اختلالات اسکلتی-عضلانی داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی پوسچرهای نامطلوب اندام های بالاتنه و تاثیر آن ها بر شیوع ناراحتی های اسکلتی-عضلانی در کارکنان اداری در دو گروه زن و مرد به روش عینی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر، 36 کارمند اداری شرکت کردند. شیوع ناراحتی اسکلتی-عضلانی با استفاده از پرسشنامه نوردیک ارزیابی شد. پوسچر اندام های فوقانی شامل کمر، گردن و مچ دست نیز به ترتیب با شیب سنج الکترونیکی و الکتروگونیامتر به صورت پیوسته به مدت 30 دقیقه ارزیابی شد و سپس داده های جمع آوری شده، آنالیز شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که بیشترین میزان شیوع ناراحتی های اسکلتی-عضلانی در هر دو گروه جنسیتی به ترتیب در گردن &amp;thinsp;(33/58 %)، کمر (77/52 %) و مچ دست (22/47&amp;thinsp;&amp;nbsp;%) بود. نتایج نشان داد که میانگین زاویه خمش کمر و گردن در هر دو گروه بیش از 20 درجه می باشد و زاویه پوسچر در زنان بیشتر از مردان است (P&lt;0.05). نتایج نشان داد که در هر دو گروه جنسیتی، ارتباط معناداری بین احساس ناراحتی در نواحی کمر و گردن با میانگین زاویه خمش کمر و گردن وجود دارد(P&lt;0.05). همچنین پوسچر مچ دست در هر دو گروه جنسیتی، در شرایط اکستنشن و استاتیک قرار داشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; بر مبنای نتایج مطالعه حاضر، میزان شیوع ناراحتی در زنان بیشتر از مردان بود. اگرچه وظایف انجام شده در هر دو گروه مشابه بود، اما ارزیابی پوسچرها نشان داد که پوسچرهای نامطلوب در کمر و گردن کارکنان زن بیشتر از مردان بوده است و در هر دو گروه شیوع ناراحتی اسکلتی-عضلانی با پوسچرهای نامطلوب در ناحیه کمر و گردن ارتباط معنی داری دارد. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، به منظور پیشگیری از اختلالات اسکلتی-عضلانی به خصوص در میان کارکنان زن، مداخلات ارگونومیکی با هدف کاهش پوسچرهای نامطلوب پیشنهاد می گردد.&amp;nbsp;</description>
						<author>داوود افشاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی پراکنش الیاف آزبست در هوای شهر تهران  در سال 1396</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6905&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;علی رغم قانون منع استفاده از الیاف آزبست در کشور، مطالعه های متعدد موجود، نشان دهنده وجود الیاف آزبست در هوای شهرهای مختلف از جمله شهر تهران است که دلیل آن می تواند کاربرد وسیع این ماده معدنی در گذشته در فرآورده های مختلف ساختمانی مانند ایرانیت، لوله های آزبستی، عایق های سیستم های سرمایش و گرمایش و هم چنین تجهیزات اصطکاکی، لنت ترمز، صفحه کلاج و استهلاک آن ها باشد. هم چنین، ورود کالاهای غیراستاندارد از مجاری غیرقانونی نیز می تواند به عنوان یک عامل دیگر آلودگی هوا به الیاف آزبست مطرح باشد. وجود آزبست در هوای کلان شهرها در دراز مدت می تواند منجر به ایجاد اثرات نامطلوب بر سلامتی شهروندان و سیستم تنفسی آنان شود و در نهایت منجر به ایجاد فیبروز ریوی و سرطان ریه یا مزوتلیوما گردد. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی کمی و کیفی انتشار و پراکنش الیاف آزبست در هوای شهر تهران طی سال ۱۳۹۶، طراحی و به اجرا درآمد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی-توصیفی، غلظت الیاف آزبست در هوای شهر تهران طی فصول و ماه های مختلف سال ۱۳۹۶، در ۱۱ نقطه منتخب بر اساس داده ها و اطلاعات بدست آمده از شرکت کنترل کیفیت هوا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نمونه برداری، آماده سازی و تجزیه نمونه ها براساس روش NIOSH7400 انجام گردیده است. بررسی کیفی الیاف مشاهده شده میکروسکوپی با استفاده از اطلس الیاف آزبست صورت گرفت و پس از اطمینان از نوع لیف، بررسی کمی الیاف به روش میکروسکوپ فازکنتراست انجام و نتایج حاصل با استفاده از فرمول های مربوطه به غلظت الیاف آزبست در هوا تبدیل گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج حاصل از بررسی نمونه ها در چهار فصل مختلف نشان داد که بیشترین میزان پراکندگی غلظت الیاف آزبست مربوط به فصل بهار با میانگین ۰/۰۰۱۳۴ (&amp;plusmn; ۰/۰۰۰۲) f/ml و کمترین میزان پراکندگی مربوط به فصل تابستان با مقدار میانگین&lt;br&gt;
&amp;nbsp;۰/000117 (&amp;plusmn; ۰/۰۰۰4) f/ml بوده است. با توجه به مناطق مختلف منتخب شهری تحت مطالعه و در نظر گرفتن ماه انجام مطالعه، کمترین غلظت الیاف آزبست در شهریور ماه در منطقه ۲۱ (شادآباد) با غلظت ۰/۰۰۰22 f/ml بوده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج حاصل از یافته های این تحقیق نشان داد که میانگین تراکم الیاف آزبست بر اساس فصول سال متغیر بوده است و با توجه به حد آستانه قابل پذیرش این آلاینده در هوای عمومی شهرها، میانگین غلظت اندازه گیری شده در تمامی فصول بالاتر از حدود مجاز یعنی f/ml ۵-۱۰&amp;times;۵ بوده است و لزوم اقدام کاربردی مراکز تصمیم گیر در خصوص پیشگیری و کنترل این آلاینده ها از هوای عمومی شهر تهران ضرورت می یابد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>میرغنی سیدصومعه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و ارتباط آن با ریسک فاکتورهای فیزیکی و روانی-اجتماعی در میان کارکنان یک صنعت خودروسازی: اعتبارسنجی پرسشنامه MDRF</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6906&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; اختلالات اسکلتی-عضلانی ناشی از کار (WMSDs) یکی از شایع ترین مشکلات بهداشت شغلی می باشد. علاوه بر فاکتورهای فیزیکی، فاکتورهای روانی-اجتماعی نیز نقش مهمی در شیوع WMSDs دارد که باید مورد بررسی قرار بگیرند. یکی از روش های ارزیابی سریع و کم هزینه WMSDs و فاکتورهای تأثیرگذار، استفاده از پرسشنامه های معتبر است. هدف اصلی از این مطالعه، بررسی پایایی و روایی نسخه فارسی پرسشنامه MDRF و کاربردپذیری آن در کشور ایران و همچنین بررسی شیوع WMSDs در بین افراد و ارتباط آن با ریسک فاکتورهای استرس فیزیکی و روانی-اجتماعی محیط کار بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی بود که در سال 1402 در میان 100 نفر از کارکنان (50 نفر خط تولید و 50 نفر اداری) یک صنعت خودروسازی در استان کرمان انجام شد. برای بررسی روایی زبانی پرسشنامه و ترجمه آن از روش Forward-Backward و برای بررسی روایی محتوایی از شاخص CVI و CVR استفاده شد. برای ارزیابی پایایی درونی و توافق درونی پرسشنامه به ترتیب از روش آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درونی (ICC) استفاده شد. اعتبارسنجی پاسخ های داده شده از سوی کاربران برای پرسشنامه های توزیع شده در سری اول و دوم با استفاده از آزمون کاپا و اسپیرمن و آنالیز آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;میزان پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ و ICC به ترتیب 960/0 و 925/0 بدست آمد. میزان روایی پرسشنامه با استفاده از آزمون CVR و CVI در حد مناسب ارزیابی شد. بیشترین میزان شیوع WMSDs برای کارگران خط تولید و کارکنان اداری در 12 ماه گذشته در ناحیه کمر بود. از میان 4 زیر گروه مطرح شده در پرسشنامه، بالاترین میزان ریسک مربوط به فاکتور رضایت شغلی بود. حدود 85 درصد از افراد با توجه &amp;nbsp;به سطح ریسک پرسشنامه در محدوده بالا و خیلی بالا ارزیابی شدند که نشان از وخیم بودن شرایط کارکنان دارد. شیوع WMSDs در نقاط مختلف بدن با تمامی فاکتورهای استرس فیزیکی و استرس روانی-اجتماعی ارتباط معنی داری داشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در این مطالعه نشان داده شد که میزان شیوع WMSDs در میان گروه های شغلی کارگران و کارکنان اداری به ریسک فاکتورهای فیزیکی و روانی-اجتماعی مختلفی بستگی دارد که باید در بحث ارزیابی WMSDs مورد توجه قرار گیرند و همچنین پرسشنامه MDRF که کاربردپذیری بالای آن در این مطالعه در ارزیابی ریسک فاکتورهای WMSDs اثبات گردید، ابزاری مناسب برای شناسایی اولولیت ها و برنامه ریزی و اجرای اقدامات آموزشی و پیشگیرانه برای نیرو کاری جامعه به منظور پیشگیری و کاهش WMSDs می باشد.</description>
						<author>سید ابوالفضل ذاکریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی معیارهای انتخاب تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی: مطالعه مقطعی در صنایع استان تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6907&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;انتخاب درست و استفاده مناسب از تجهیزات حفاظت فردی، یکی از راهکارهای بسیار مهم در حفظ سلامتی و ایمنی کارکنان می باشد. لازمه انتخاب درست، شناخت معیارهایی است که در گزینش تجهیزات حفاظتی مد نظر قرار می گیرند. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت و معیارهای لحاظ شده در انتخاب تجهیزات حفاظت از سیستم تنفسی و شنوایی در صنایع استان تهران انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده، که روی 400 نفر از کارشناسان و متخصصان ایمنی و بهداشت حرفه ای شاغل در صنایع استان تهران در سال 1401 انجام شد. به منظور آگاهی از معیارهایی که جهت انتخاب تجهیزات حفاظتی مد نظر قرار می گیرند، از چک لیست و پرسشنامه  محقق ساخته (نسخه فیزیکی و آنلاین) استفاده شد. چک لیست حاوی یک سری سوالات جمعیت شناختی و تخصصی و پرسشنامه  حاوی سوال باز در مورد معیارهای انتخاب تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی بود. از نرم افزار SPSS-v21 و Excel-2016 به منظور آنالیز آماری داده ها و ترسیم نمودارها استفاده شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;میانگین سن و سابقه کاری شرکت کنندگان به ترتیب 66/38 و 78/11 سال بود. از بین شرکت کنندگان، به ترتیب 3/48% و 7/47% آن ها کیفیت و 5/42% و 5/39% از آن ها کمیت تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی موجود در واحد تولیدی/ صنعتی تحت نظارت خود را تایید نکرده و 3/56% آن ها اذعان نمودند که هیچ مسئولیتی در خصوص تهیه یا تایید این تجهیزات در محیط کار خود ندارند و این مسئولیت اغلب بر عهده کارپردازان، کارفرما و مسئولین خرید/تدارکات می باشد. همچنین در بررسی معیارها، در مجموع به ترتیب 27 و 29 معیار در ارتباط با تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی توسط شرکت کنندگان در مطالعه عنوان شد که پرتکرارترین آن ها معیارهایی چون نوع و غلظت آلاینده های تنفسی، کیفیت و جنس اجزاء تشکیل دهنده، قیمت و کارایی فیلتراسیون در ارتباط با حفاظ های تنفسی و شاخص کاهندگی صدا، کیفیت و جنس گوشی های ایمنی، قیمت و راحتی استفاده-کننده در ارتباط با حفاظ های شنوایی بود. توزیع فراوانی معیارهای شناسایی شده نیز حداقل 3/0 % و حداکثر 38% بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; فراوانی بالای گزارش شده در خصوص عدم دخالت و رضایت کارشناسان از تناسب تجهیزات حفاظتی و نیز فراوانی ناچیز اغلب معیارهای مطرح شده، نشان می دهد که با وجود اهمیت زیاد مساله انتخاب درست تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی، این مساله در صنایع مورد بررسی آنچنان مورد توجه قرار نگرفته و مستلزم بررسی های بیشتر و ارائه راهکارهای عملیاتی و کاربردی جهت بهبود وضعیت می باشد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمدرضا منظم اسماعیل پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توسعه، اعتبارسنجی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی مشکلات شغلی افراد با اختلال دوقطبی: ابزاری برای مداخلات توانبخشی شغلی زودرس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6908&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; با توجه به نبود ابزاری برای سنجش مشکلات شغلی مختص افراد با اختلال دوقطبی و ضرورت وجود چنین ابزاری، پژوهش حاضر با هدف ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی مشکلات شغلی افراد با اختلال دوقطبی صورت گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; به منظور بررسی روایی تشخیصی، با روش نمونه گیری هدفمند و انجام مصاحبه توسط روانپزشک، 108 نفر از دو گروه نمونه (53 نفر از افراد بهنجار و 55 نفر شرکت کننده با اختلال دوقطبی) انتخاب شدند و پژوهش انجام شد. گویه ها از سه منبع مقالات علمی مرتبط با مشکلات شغلی افراد دوقطبی، مصاحبه با افراد مبتلا و مصاحبه با مشاوران و روانشناسان متخصص، به روش کیفی سیستمی MOOSE استخراج و پس از انجام مراحل و اصلاحات لازم، گویه های این پرسشنامه نهایتا به 81 سوال رسید. روایی محتوا، سازه و همگرا و تحلیل عاملی پرسشنامه ی مشکلات شغلی افراد با اختلال دوقطبی نیز مورد بررسی قرار گرفت. پایایی این پرسشنامه با روش همسانی درونی و ثبات زمانی با 7 هفته فاصله پس از اجرای اولیه ی پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته&amp;thinsp;ها:&lt;/strong&gt; روایی همگرای نمره کل این پرسشنامه با نمره کل پرسشنامه&amp;thinsp;ی علائم اختلال افراد با اختلال دوقطبی در نمونه&amp;thinsp;ی افراد بهنجار و نمونه&amp;thinsp;ی افراد با اختلال دو قطبی به ترتیب ( 79/0 = r، 01/ 0&gt; P ، 53=N) و ( 78/0 = r، 0001/ 0&gt; P، 53=N) بود. در بررسی روایی سازه به روش تحلیل عاملی با استفاده از چرخش واریمکس 9 خرده مقیاس استخراج شد که شامل: مشکلات ارتباطی، عملکرد ضعیف کاری، ناامنی، بزرگ منشی، بی اعتباری، تغییرطلبی، آسیب پذیری، بی مرزی و عدم خودکنترلی در ارتباط با جنس مخالف می باشد. در بررسی پایایی نیز ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 96/0 (55=N، در نمونه افراد با اختلال دو قطبی) و86/0 (53=N، در نمونه افراد بهنجار) 05/0&gt; P بود که نشان از همسانی درونی بالای این ابزار داشت. ضریب همبستگی بازآزمایی نمرات کل پرسشنامه 91/0 = r ، 01/0&gt;P بود، که حاکی از ثبات بسیار خوب این پرسشنامه داشت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; پرسشنامه ی تشخیص مشکلات شغلی افراد با اختلال دوقطبی یک پرسشنامه ی روا و پایا برای سنجش دقیق مشکلات شغلی خاص این افراد و ابزاری سودمند برای توانبخشی شغلی زودرس آن ها می باشد.</description>
						<author>زینب رستمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ریسک انتقال هوابرد یک بیماری ویروسی در یک مرکز بهداشتی-درمانی منتخب در شهر تهران : مطالعه موردی ویروس کووید-19</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6909&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; کووید-19 در سالهای اخیر یکی از مهم ترین معضل بهداشتی در جهان بوده که منجر به مرگ و میر و بیماری بسیاری از افراد گردیده است. مراکز بهداشتی &amp;ndash;درمانی به عنوان خط مقدم که غالباً بیماران و افراد مشکوک به آن مراجعه می کردند، منبعی برای انتقال بیماری از طریق هوا به عنوان راه اصلی انتقال آن بوده اند. لذا، مطالعه حاضر به بررسی ارزیابی ریسک انتقال هوابرد کووید-19 در یک مرکز درمانی پرداخته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در مطالعه حاضر، دو بخش اتاق نمونه گیری و سالن انتظار یک مرکز منتخب بهداشتی-درمانی منتخب کرونا جهت ارزیابی ریسک انتقال هوابرد ویروس کووید-19 تحت دو سناریوی مختلف و با در نظر گرفتن فعالیت، تعداد مراجعین، مدت زمان مواجهه و نرخ تنفس انتخاب شدند. به منظور بررسی ارزیابی ریسک انتقال هوابرد ویروس کووید-19 از معادله ویلز-ریلی استفاده شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه نشان داد که با افزایش بار ویروسی، میزان کوانتای منتشر شده برای همه انواع فعالیت ها افزایش پیدا می کند. میزان نرخ انتشارکوانتا، در فعالیت از نوع صحبت با صدای غیریکنواخت، در هر دو بخش مورد بررسی بیشتر از سایر فعالیت های بازدمی بوده است (P-Value&lt;0.001) و در عمل تنفس به نسبت سایر فعالیت ها کمتر است. همچنین در اتاق نمونه گیری، میزان کلی نرخ انتشارکوانتا اندکی بیشتر از سالن انتظار بود که البته از نظر آماری معنادار نبود. همچنین، محاسبه ریسک انتقال هوابرد نشان داد که احتمال انتقال هوابرد ویروس در اتاق نمونه گیری حدود 2 تا 8 درصد بالاتر از سالن انتظار بوده و استفاده از ماسک می تواند به میزان 77 تا 81 احتمال انتقال ویروس را کاهش دهد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; براساس نتایج مطالعه همواره ریسک انتقال هوابرد در اتاق نمونه گیری و سالن انتظار وجود داشته و استفاده از ماسک باعث کاهش چشمگیر احتمال انتقال هوابرد ویروس می شود. بنابراین، اتخاذ تدابیر بهداشتی مناسب مانند جلوگیری از تجمع، استفاده از ماسک، پرهیز از صحبت با صدای بلند، رعایت فاصله گذاری اجتماعی می تواند به کاهش احتمال انتقال هوابرد ویروس کووید منجر شود.</description>
						<author>حسین عباسلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی کفی فعال در کاهش اثرات خستگی بر ثبات و تعادل ایستادن میان نیروهای نظامی: یک ارزیابی بیومکانیکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6910&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; خستگی بدنی ناشی از فعالیت های سرپایی طولانی مدت، که بین نیروهای نظامی رایج است، با اختلال در کارایی سیستم حسی-پیکری ثبات وضعیتی و کنترل حرکتی را تحت تأثیر قرار می دهد. اعمال ارتعاش مکانیکی زیر آستانه می تواند موجب تقویت حساسیت گیرنده های مکانیکی کف پا و بهبود کنترل حرکتی و تعادل گردد. لذا، در این پژوهش اثربخشی کفی فعال مبتنی بر ارتعاش مکانیکی در کاهش اثرات خستگی بر ثبات وضعیتی بین نیروهای نظامی بررسی شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; هر یک از 20 مرد جوان و سالم شرکت کننده مطالعه، آزمون های تعادل ایستادن را در سه وضعیت؛ 1) با هر دو پا، 2) روی یک پا و 3) روی یک پا همراه وظیفه ثانویه شناختی برای دو حالت روشن و خاموش بودن سیستم ارتعاش کفی فعال قبل و بعد از پروتکل خستگی روی صفحه نیروسنج انجام دادند. فعالیت عضلات ساق نیز توسط دستگاه الکترومیوگرافی ثبت گردید. شاخص خطی میانگین (مقدار) و شاخص غیرخطی آنتروپی نمونه (ساختار) برای فاصله برآیند جابجایی های مرکز فشار بدن و همچنین درصد نرمال سازی شده سطح فعالیت عضلات (پوش خطی سیگنال) برای تحلیل های آماری استفاده شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تغییرات معنی دار در بیشتر پارامترهای وضعیتی و عضلانی بعد از خستگی نسبت به قبل از آن برای حالت &amp;ldquo;خاموش&amp;rdquo; سیستم ارتعاش کفی فعال ثبت شد. اما، اثرات روشن بودن سیستم ارتعاش به صورت عدم تفاوت معنی دار در مقدار و ساختار فاصله برآیند جابجایی های مرکز فشار بدن و همچنین سطح فعالیت مشابه عضلات گاستروکنمیوس خارجی و سولئوس بعد از خستگی نسبت به  قبل از خستگی مشاهده گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های ارزیابی بیومکانیکی ما مؤید اثربخشی اعمال ارتعاش مکانیکی زیر آستانه به کف پا برای بهبود تعادل ایستادن از طریق کاهش پیامدهای منفی خستگی بر پارامترهای ثبات وضعیتی است. بنابراین، پیشنهاد می شود استفاده از کفی فعال توسط نیروهای نظامی با فعالیت های سرپایی طولانی مدت می تواند یک مداخله ارگونومیک مؤثر، قابل اجرا و در دسترس باشد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>فیروز ولی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان انطباق تست‌های ارزیابی تناسب اندام انجام شده در بین آتش‌نشانان صنعتی شرکت‌های فرایندی ایرانی بر اساس استاندارد NFPA</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6911&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; آتش نشانی صنعتی (IFF) یک شغل پرخطر در صنایع فرآیندی است. تیم های آتش نشانی به عنوان بازوی اجرایی تیم فرماندهی حادثه شناخته می شوند. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان انطباق آزمایشات فیزیکی انجام شده در حوزه آتش نشانی صنایع فرآیندی و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از درصد تشابهات احتمالی با الزامات NFPA می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این مطالعه از نوع مشاهده مقطعی بر روی 14 شرکت فرآیندی ایرانی متشکل از دو شرکت پالایشگاهی و 12 شرکت پتروشیمی از طریق نمونه گیری به روش سرشماری انجام شد. استاندارد مرجع مد نظر این مطالعه NFPA1582-2018 بود. تجزیه و تحلیل داده ها از نوع توصیفی تحلیلی بوده و به کمک نرم افزار SPSS 27 انجام شد. در این مطالعه، مطابق با آزمون ها و مولفه های مد نظر استاندارد نام برده، در پنج گروه با زیرمولفه های مربوطه به بررسی درصد تشابهات لازمه پرداخته شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; اکثر شرکت های منتخب (58%) فاقد برنامه منسجم یا چهارچوب معینی جهت ارزیابی تناسب اندام آتش نشان های شرکت فرآیندی خود بودند و مابقی شرکت های دارای برنامه معین جهت ارزیابی تناسب اندام (42%) به تعداد اندکی (کمتر از 20%) به صورت موردی و تک به تک با مولفه های مد نظر استاندارد NFPA1582-2018 در زمینه ارزیابی تست های تناسب اندام مطابقت داشتند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; از آنجایی که 58% از شرکت های فرآیندی مورد بررسی در این مطالعه فاقد برنامه ارزیابی تناسب اندام منسجم و یکپارچه بوده و 42% باقیمانده، از نظر مولفه های مورد بررسی تطابق خیلی کمی با استاندارد NFPA1582-2018&amp;nbsp;&lt;br&gt;
داشتند؛ این مسئله با توجه به کیفیت مولفه ها و نیازسنجی فنی تدوین مولفه های متناسب و منعطف با شرایط کاری در صنعت فرآیندی و در مرحله بعدتر الزام قانونی جهت اجرای یک چهارچوب یکپارچه از طرف وزارتخانه مربوطه، شرایطی را ایجاد می کند تا شرکت های فرآیندی از نظر گزینش و پایش نیروهای آتش نشان خود دارای مسیر مشخص و منظمی باشند.</description>
						<author>امید کلات پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی و اعتباربخشی لوله  جاذب نمونه‌بردار زغال فعال ساخت داخل جهت نمونه‌برداری از آلاینده‌های هوا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6912&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; ترکیبات آلی فرار (VOC&amp;rsquo;s)، از جمله آلاینده های خطرناک هوا هستند که جهت نمونه برداری از آن ها از لوله های جاذب نمونه&amp;rlm; &amp;rlm;بردار زغال فعال استفاده می شود. هدف این مطالعه، بررسی ساختار و عملکرد لوله  جاذب زغال فعال ساخت داخل در مقایسه با نمونه تجاری متداول آن در بازار جهت نمونه برداری از ترکیبات آلی فرار، به ویژه تولوئن، می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه تجربی از دو نوع لوله جاذب نمونه&amp;rlm; &amp;rlm;بردار زغال فعال ساخت داخل و مدل تجاری شرکت SKC به عنوان نمونه مرجع استفاده شد. جهت بررسی ساختار ریخت شناسی از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، تعیین ساختار تخلخل از آنالیز BET و جهت پایش عنصری از آزمون EDAX &amp;nbsp;استفاده شد. به منظور بررسی عملکرد جذبی، تحت شرایط یکسان، غلظت های مختلف آلاینده از لوله ها عبور داده شد و نتایج در روزهای 0، 15 و 30 آنالیز شدند. در نهایت امکان کاربرد عملی &amp;nbsp;لوله های جاذب نمونه&amp;rlm; &amp;rlm;بردار به منظور نمونه&amp;rlm; &amp;rlm;برداری از تولوئن در هوای یک واحد جایگاه سوخت نیز بررسی شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد سطح ویژه و حجم منافذ لوله جاذب نوع تجاری با تفاوت اندکی از لوله جاذب ساخت داخل بیشتر است. نتایج تست EDAX مقادیر اندک (1%) از عناصر ناخالصی در جاذب ساخت داخل را نشان داد. بررسی اثر زمان بازیافت و تراکم ورودی آلاینده در هردو جاذب معنادار شد. نتایج فاز میدانی نشان داد میانگین جذب در جاذب های ساخت داخل و نوع تجاری تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. میزان صحت و دقت عملکرد لوله جاذب ساخت داخل به ترتیب 77/90 و 76/91 درصد به دست آمد. با بررسی تاثیر روز بازیافت در فاز میدانی، این ارتباط برای جاذب ساخت داخل به صورت معنادار، و برای جاذب تجاری ارتباطی یافت نشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; کارایی جذب تولوئن توسط لوله های جاذب ساخت داخل در نمونه&amp;rlm; &amp;rlm;برداری از تراکم های بالا با نوع تجاری آن علارغم وجود تفاوت های ساختاری اندک شباهت بسیاری داشته، اما برای کاربرد در محیط هایی با تراکم پایین (10 ppm و کمتر) توصیه نمی شود.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>فریده گلبابایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل پیش بینی کننده اختلالات اسکلتی عضلانی در کاربران کامپیوتر با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6913&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; به دلیل افزایش ارائه خدمات الکترونیک به شهروندان در ادارات دولتی، تعداد کاربران کامپیوتر و در نتیجه بروز اختلالات اسکلتی عضلانی افزایش یافته است. لذا هدف این مطالعه پیش بینی و مدلسازی روابط پیچیده بین عوامل خطر اختلالات اسکلتی عضلانی در کاربران کامپیوتر شاغل در ادارات دولتی توسط شبکه عصبی مصنوعی بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; مطالعه مقطعی حاضر در سال 2020 روی 342 نفر از کارکنان ادارات مختلف دولتی شهر ساوه در ایران انجام گردید. ابتدا محقق به منظور شناسایی اولیه مشکلات از محیط کار بازدید نموده و عوامل محیطی را اندازه گیری کرد. با استفاده از پرسشنامه نوردیک و روش ROSA، ارزیابی ریسک ارگونومیک و بررسی عوامل روانی اجتماعی صورت پذیرفت. بمنظور تدوین مدل، تأثیر عوامل مختلف در ایجاد اختلالات اسکلتی عضلانی با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک بررسی شد، سپس داده های حاصل توسط یکی از الگوریتم های شبکه عصبی جمع آوری و مدل سازی گردید و در نهایت یک مدل بهینه برای پیش بینی خطر اختلالات اسکلتی عضلانی توسط شبکه های عصبی مصنوعی ارائه شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد با افزایش سطح تعاملات اجتماعی، سطح تقاضا، کنترل و رهبری در شغل، اختلالات اسکلتی عضلانی در مردان و زنان کاهش می یابد. بین شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و میزان تقاضای شغل، سطوح کنترل شغل، سطوح تعاملات اجتماعی، سطوح رهبری، سطوح جو سازمانی، سطح رضایت شغلی و سطوح استرس رابطه معناداری وجود داشت. علاوه بر این، بین گزارش درد در ناحیه گردن، شانه و مچ/دست با نمره کلی ROSA رابطه معناداری وجود داشت. همچنین بین گزارش درد یا ناراحتی در ناحیه گردن با امتیاز خطر صفحه نمایش گوشی، مچ/دست با نمره خطر صفحه کلید-موس و همچنین شانه، قسمت بالای کمر، آرنج و پایین کمر با نمره ریسک صندلی رابطه معنادار وجود داشت. دقت مدل ارائه شده جهت پیش بینی اختلالات اسکلتی عضلانی نیز حدود 5/88 % بود که نشان دهنده قابل قبول بودن نتایج است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد چندین فاکتور در ایجاد اختلالات اسکلتی عضلانی نقش دارند که شامل عوامل فردی، محیطی، روانی اجتماعی و ایستگاه کاری می باشد. لذا در طراحی یک ایستگاه کاری ارگونومیک بایستی تاثیر توام عوامل ذکر شده مورد بررسی قرار گیرد. همچنین پیش بینی میزان تاثیرگذاری هر کدام از عوامل مذکور با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی نشان داد که این نوع مدلسازی می تواند به عنوان ابزاری جهت پیشگیری از اختلالات اسکلتی عضلانی و یا دیگر اختلالات چندعاملی کاربردپذیر باشد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>اعظم بیابانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سیستماتیک طراحی هارنس ایمنی کار در ارتفاع و اثرات ناشی از تعلیق هنگام سقوط</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6914&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; سقوط از ارتفاع یکی از حوادث شایع در محیط کاری ساخت و ساز می باشد. استفاده از وسایل حفاظت از سقوط فردی &amp;nbsp;مناسب از قبیل هارنس های ایمنی، یکی از راه های کنترلی موثر در این خصوص می باشد. در این مطالعه به بررسی سیستماتیک طراحی هارنس های ایمنی و اثرات تعلیق پرداخته شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مروری سیستماتیک، مقالات منتشر شده در مجلات علمی در خصوص ایمنی سقوط و طراحی هارنس های ایمنی و پیامدهای ناشی از سقوط هنگام استفاده از هارنس در طی سال های2000 تا 2021 مورد بررسی قرار گرفت. جستجو با استفاده از &amp;nbsp;8 کلمه کلیدی هارنس تمام بدن، سیستم توقف سقوط، هارنس صنعتی، هارنس ارگونومی، طراحی هارنس، استاندارد های هارنس، حفاظت از سقوط و تجهیزات حفاظت فردی در مقابل سقوط با معادل انگلیسی در پایگاههای داده ای معتبر &amp;nbsp;انجام گردیده و مقالات مرتبط جمع آوری و انتخاب شدند. بعد از استخراج داده های مورد نیاز تقسیم بندی و آنالیز مطالعات انجام گردید &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;براساس کلمات کلیدی مورد استفاده، 101 مقاله جمع آوری گردید و در نهایت پس از بررسی های انجام شده 23 مقاله مرتبط انتخاب و وارد مطالعه اصلی شد. مقالات انتخاب شده در دو گروه &amp;nbsp;شامل &amp;laquo;طراحی هارنس ها و بهینه سازی سیستم های توقف سقوط&amp;raquo; و &amp;nbsp;&amp;laquo;مطالعات مربوط به پیامدهای تعلیق از ارتفاع و اثرات آن&amp;raquo; تقسیم بندی شدند. مطالعات انجام شده نشان داد که 34/7 &amp;nbsp;درصد از مطالعات در خصوص ایمنی هارنس، 34/7 &amp;nbsp;درصد در خصوص ارگونومی هارنس، و 30/3 درصد مطالعات به بررسی پیامد تعلیق پرداخته اند. نتایج نشان داد بیشتر مطالعات در این خصوص در امریکا (39/7% از مقالات مورد بررسی) انجام گردیده است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;علایم و تغییرات فیزیولوژیک در زمان تعلیق هارنس بوجود می اید. هیچ مطالعه ای تاکنون به مرگ ناشی از تعلیق هارنس اشاره نکرده است. لوازم جانبی مناسب برای هارنس ها می تواند زمان تحمل تعلیق را طولانی تر کند. بیشترین مشکل در خصوص طراحی ارگونومیک هارنس ها وجود دارد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>پروین سپهر</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
