<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1403 جلد14 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1403/3/12</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اثر مواجهه با صدای فرکانس بالا بر چاقی، مصرف غذا و چربی احشایی شکمی در خوکچه های هندی نر بالغ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6983&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; چاقی و اضافه وزن از چالش های مهم بهداشتی در سراسر جهان است. از این رو در مطالعه حاضر به بررسی تأثیر مواجهه با صدا فرکانس بالا بر بروز چاقی، مصرف غذا و وزن چربی احشایی شکمی در خوکچه های هندی پرداخته شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; 24 خوکچه هندی نر بالغ در این مطالعه به طور تصادفی به 3 گروه (کنترل و دو گروه مواجهه) تقسیم شدند. گروه های مواجهه به طور جداگانه در یک دوره 30 روزه (به مدت 8 ساعت در روز و 5 روز در هفته) در مواجهه با صدای فرکانس بالا(8000 -2000 هرتز) با تراز فشار صوت 65 یا 85 دسی بل قرار گرفتند. میزان غذای دریافتی روزانه حیوانات ثبت شد. وزن بدن حیوانات در &amp;nbsp;6 نوبت (آغاز مطالعه، هر 6 روز یکبار و در پایان مواجهه) اندازه گیری شد. سپس حیوانات قربانی شده و وزن چربی احشایی شکمی آنها تعیین شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS V.22 و آزمون آماری ANOVA تحلیل گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج حاصل از این مطالعه، نشان داد که مواجهه با صدای فرکانس بالا در ترازهای فشار صوت 65 و 85 دسی بل، موجب افزایش وزن و افزایش میزان مصرف غذا می گردد (P-value&lt;0.05) که در گروه مواجهه یافته باصدا 65 دسی بل، بیشتر از سایر گروه ها بود. همچنین صدای فرکانس بالا تأثیر معنی داری بر روی افزایش وزن چربی احشایی شکمی در حیوانات مورد مطالعه داشت (P-value&lt;0.05) که میانگین وزن چربی احشایی شکمی در گروه مواجهه یافته باصدا 85 دسی بل، نسبت به سایر گروه ها، بالاتر بود. اختلاف معنی داری بین گروه مواجهه 85 دسی بل و 65 دسی بل در وزن، میزان مصرف غذا و چربی احشایی شکمی یافت نشد (P-value&gt;0.05).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مواجهه با صدا در فرکانس های بالا می تواند یک عامل مستعد کننده برای چاقی و پرخوری باشد که منجر به تشدید تأثیر صدا بر بروز سایر پیامدهای سلامتی از جمله ناراحتی های قلبی و عروقی شود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>ایرج علیمحمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی فیلتراسیون باکتریائی و ذره ای ماسک های پزشکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6982&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;از دهه های گذشته، محافظت از سیستم تنفسی یک موضوع حیاتی بوده است و بدین منظور راهکارهای مختلفی از جمله استفاده از ماسک های تنفسی پیشنهاد گردیده است. یکی از مهم ترین پارامترهای مورد سنجش در ماسک ها، کارایی آنها در میزان حذف ذرات و عوامل میکروبی است. در این راستا مطالعه حاضر با هدف ارزیابی فیلتراسیون باکتریایی و ذره ای ماسک های پزشکی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه از استاندارد ملی 6138، منطبق بر استاندارد EN14683 استفاده گردید. سوسپانسیون باکتریایی استافیلوکوکوس اورئوس از طریق نبولایزر از سطح مقطع ماسک تحت دبی 3/28 لیتر بردقیقه عبور داده شد. در هر یک از طبقات برخورد دهنده نیز پلیت های حاوی آگار سویا قرار گرفت. کارایی فیلتراسیون باکتریایی (BFE) ماسک از طریق شمارش کلنی های باکتریایی عبوری احتمالی از مدیای ماسک تعیین گردید. برای کلیه ماسکهای تحت بررسی میزان افت فشار و کارایی بدام اندازی ذرات نیز تعیین گردید و ارتباط بین فیلتراسیون باکتریایی و ذرات مورد بررسی قرار گرفت.. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; براساس نتایج عملکرد بدام اندازی ذرات برای اندازه ذره 3 میکرون، ماسکها به سه گروه دارای راندمان بالای 99%، بالای 95% و 90% دسته بندی شدند. براساس استاندارد ملی 6138، کلیه ماسکها دارای افت فشار قابل قبول زیر 40 پاسکال بودند. میزان فیلتراسیون باکتریایی مورد قبول برای ماسک های نوع I براساس استاندارد ملی 6138 بایستی بالای 95 درصد باشد. نتایج نشان داد که ماسک های نوع A و B دارای میزان فیلتراسیون باکتریایی قابل قبول هستند و بین انواع ماسک های مورد بررسی از نظر راندمان باکتریایی و ذره ای همبستگی معنا داری وجود دارد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که انواع مختلف ماسک های تحت بررسی از نظر راندمان فیلتراسیون ذرات و باکتری اختلاف معنادار &amp;nbsp;دارند. علاوه براین رابطه همبستگی معناداری بین راندمان فیلتراسیون باکتریایی و ذرات، وجود دارد.&amp;nbsp;</description>
						<author>صبا کلانتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین و تایید سطح یکپارچگی ایمنی (SIL) توربین گازی و ژنراتور در یک نیروگاه سیکل ترکیبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6981&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; یکی از راه های تولید برق در نیروگاهها استفاده از توربین های گازی و ژنراتور های همراه می باشد. این تجهیزات به علت استفاده از گاز متان به عنوان سوخت مشعل ها و سرعت دوران بالا، دارای سطح شاخص DOW بالایی می باشند، بنابر این درصورتی که شرایط مخاطره آمیز در توربین گازی توسط سیستم ابزار دقیق ایمنی کنترل نگردد و فرآیند به حالت ایمن هدایت نشود، وقایع فاجعه باری مانند آتش سوزی و انفجار و آسیب به اموال و افراد و همچنین قطع فرآیند تولید برق در طولانی مدت رخ خواهد داد، بنابراین می توان سیستم های ابزار دقیق ایمنی توربین های گازی را به عنوان &amp;laquo;سیستم های ایمنی بحرانی&amp;raquo; در نظر گرفت، لذا بایستی سطح قابلیت اطمینان و دسترسی عملکرد آن ها مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف از این تحقیق، تعیین (Determination)&amp;nbsp;&lt;br&gt;
و تایید (Verification) سطح یکپارچگی ایمنی مربوط به عملکرد سیستم ابزار دقیق ایمنی جهت از سرویس خارج کردن توربین گازی و ژنراتور در یک نیروگاه سیکل ترکیبی می باشد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه سطح یکپارچگی ایمنی با استفاده از دو روش نمودار ریسک کالیبره شده (CRG) و آنالیز لایه های حفاظتی مستقل (LOPA) تعیین گردید و جهت تایید سطح یکپارچگی ایمنی الزامات مربوط به خرابی های تصادفی سخت افزار (Random Hardware Failure)، تحمل خطای سخت افزاری (Hardware Fault Tolerance) و قابلیت سیستماتیک (Systematic Capability)، مطابق با استاندارد IEC 61511 و IEC 61508 در نظر گرفته شده است. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج مطالعه موردی در توربین گازی و ژنراتور نشان داد که روش LOPA نسبت به CRG روش کمی تری می باشد و جزئیات بیشتری از لایه های حفاظتی مستقل را فراهم می کند، لذا روش مناسب تری برای تعیین SIL می باشد. نتایج تایید سطح یکپارچگی ایمنی مربوط به عملکرد سیستم ابزاردقیق ایمنی نصب شده، سطح SIL2 را تایید می کند، که به نتایج حاصل از LOPA نزدیک تر است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج حاصله نشان داد که عملکرد سیستم ابزار دقیق ایمنی توربین گازی مورد مطالعه دارای سطح قابلیت اطمینان و دسترسی مناسبی است و به خوبی پاسخگوی شرایط مخاطره آمیز و انحرافات احتمالی می باشد. رویکرد حاضر به مهندسین ایمنی و مهندسین ابزاردقیق کمک می کند، قابلیت اطمینان و قابلیت در دسترس بودن عملکرد سیستم های ابزار دقیق ایمنی تجهیزات فرآیندی خود را محاسبه کرده و از قابل قبول بودن یا نبودن آن اطمینان حاصل کنند.&amp;nbsp;</description>
						<author>بهزاد غلامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه و تحلیل همبستگی بین فشار کف پا با نیروی فشاری وارده به ناحیه کمری و شاخص بلندکردن بار نایاش در وظایف بلندکردن متقارن بار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6980&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بلندکردن بار در پوسچر نامناسب یکی از دلایل بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی ناحیه کمر می باشد. در این راستا محققان از شاخص های گوناگونی به  منظور تعیین ارتباط بین متغیرهای بیومکانیکی و ریسک بروز این اختلالات استفاده کرده اند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین نیروی فشاری وارده به کف پا با نیروی فشاری وارده به ناحیه کمری (BCF) و شاخص بلندکردن بار (LI) در وظایف بلندکردن متقارن بار بود.&lt;br&gt;
ر&lt;strong&gt;وش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه آزمایشگاهی از 13 نفر مرد سالم با محدوده سنی بین 25 تا 35 سال خواسته شد تا به صورت متقارن وظایف بلندکردن بارهای 7.5 و 15 کیلوگرمی را در 15 پوسچر شامل ضریب 3 فاصله افقی&lt;br&gt;
(A-B-C) &amp;nbsp;از بدن و 5 ارتفاع (1-5) انجام دهند. فشار وارده به کف پاها توسط 16 عدد سنسور FSR متناسب با 8 ناحیه آناتومیک از کف هر پا ثبت گردید. علاوه براین، نیروی وارده به دیسک های بین مهره ای و شاخص ریسک بلندکردن بار (LI) به ترتیب با روش یوتا و  معادله نایاش محاسبه شد. همچنین برای آنالیز آماری از نرم افزار SPSS (نسخه 21) استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج، زمانی که بار در نزدیکترین فاصله به بدن قرار داشت (A1-A5) بیشترین میزان فشار در ناحیه پاشنه و ناحیه متاتارس 4 و 5 پای چپ و راست ثبت شده بود. علاوه بر این، در بلندکردن بار 15 کیلوگرمی در پوسچرهای A2, B1, B2, C1, C2 و در بلندکردن بار 7.5 کیلوگرمی در پوسچر C2، میانگین نیروی فشاری وارده به کمر بیشتر از 700 پوند محاسبه گردید. در بلندکردن بار 15 کیلوگرمی در پوسچرهای B1, B2, B4, B5, C1-C5 و در بلندکردن بار 7.5 کیلوگرمی در پوسچرهای C1, C2, C4, C5 میانگین LI بیشتر از 1 بود. در بسیاری از پوسچرهای بلندکردن بارهای 7.5 و 15 کیلوگرمی، همبستگی معنی داری بین نیروی فشاری وارده به کف پا با مقدار LI و UTAH مشاهده شد (p-value &lt; 0.05).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه  گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این مطالعه گواه بر وجود همبستگی معنادار بین توزیع فشار وارده به کف پا و پوسچرهای ایمن و ناایمن بلندکردن بار بود. بنابراین، می توان از نتایج حاصل از تحلیل توزیع فشارهای وارده به کف پا بعنوان یک پیش بینی کننده تمایز ایمن و ناایمن بودن بلندکردن بار استفاده کرد. علاوه بر این، یافته های این مطالعه با شناسایی سطوح ریسک بلندکردن بار در هر پوسچر، راه را برای تحقیقات آینده در مورد شناسایی و دسته بندی الگوهای فشاری ایمن و ناایمن کف پا برای ارائه مداخلات بهینه برای بلندکردن ایمن  بار هموار می کند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>حسن مهری دیز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توسعه یک مدل مفهومی برای شناسایی و رتبه‌بندی هزینه های محیط‌زیستی و بهداشتی بیماری‌های ناشی از کار با استفاده از مطالعه دلفی و روش تحلیل شبکه ای</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6984&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;ارتقاء سلامت و محیط زیست یکی از مولفه های توسعه، رفاه اجتماعی و رشد اقتصادی است. یکی دیگر از عوامل مؤثر در افزایش هزینه های سلامت و کاهش سطح رفاه اجتماعی، حوادث و بیماری های ناشی از کار است که هزینه های زیادی را بر افراد، صنایع و اقتصاد ملی کشورها تحمیل می کنند. لذا مطالعه حاضر با هدف ارائه یک مدل مفهومی برای شناسایی و رتبه بندی هزینه های محیط زیستی و بهداشتی بیماری های ناشی از کار با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره انجام پذیرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;مطالعه حاضر در سال 1402 انجام پذیرفت. برای دستیابی به هدف مطالعه، یک طبقه بندی مدل ارزیابی اقتصادی هزینه های زیست محیطی و بهداشتی بیماری های شغلی تدوین گردید. در پژوهش حاضر از روش دلفی برای شناسایی معیارهای بهداشتی و محیط زیستی و از روش تحلیل شبکه ای (ANP) برای وزن دهی به زیرمعیارها استفاده گردید. در نهایت هزینه بهداشت و محیط زیست بر اساس اطلاعات موجود برآورد شد. بیمارستان فوق تخصصی نفت تهران نیز به عنوان محل مطالعه موردی انتخاب شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که عامل هزینه دارو و تجهیزات پزشکی با وزن 312/0 در بخش درمانی و عامل هزینه پسماند های ویژه و عفونی با وزن 085/0 مهمترین عامل در ارزیابی اقتصادی بودند. همچنین نتایج حاصل از مدل پارامتریک نشان داد که 84/99 درصد از هزینه های کل مربوط به هزینه بهداشتی و 16/0 درصد مربوط به هزینه های محیط زیستی است. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد 3/61 درصد از هزینه های بخش بهداشتی مربوط به دو بخش دارو و تجهیزات پزشکی و هزینه پرسنل شاغل خدمات دهنده و 7/91 درصد از هزینه های بخش محیط زیستی مربوط به تصفیه پساب و هزینه مصرف برق است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;در این مطالعه یک مدل نیمه کمی برای براورد هزینه های بهداشتی و زیست محیطی ناشی از بیماری های شغلی ارائه گردید. نتایج مطالعه حاضر می تواند دیدگاه علمی جدیدی را در زمینه اجرای اقدامات کنترلی با استفاده از نقطه بهینه پارامترهای هزینه - فایده ایجاد کند. اجرای این مدل یکپارچه می تواند گامی عملی و موثر در تخصیص منابع و اولویت بندی مداخلات باشد.</description>
						<author>تورج دانا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد رویکرد ماتریس ریسک سه‌بعدی به منظور ارزیابی ریسک آسیب‌های شغلی در یک صنعت خودروسازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6985&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; استفاده از سیستم امتیازدهی درجه شدت حادثه (ASG) یک رویکرد عمومی برای تعیین کمیت ریسک ناشی از حوادث می باشد که میتواند با توجه به عوامل مؤثر بر ریسک حوادث در محیط کار اصلاح شده و به یک ماتریس ریسک اختصاصی برای تحلیل حوادث تبدیل گردد؛ لذا هدف از این مطالعه تدوین یک ابزار ارزیابی ریسک اختصاصی با استفاده از سیستم ASG برای تعیین کمیت شدت آسیب های شغلی ناشی از حوادث در یک صنعت خودروسازی بوده است که در نهایت امتیازهای شدت حوادث، برای ایجاد یک ماتریس ریسک اختصاصی سه بعدی، جهت تحلیل و ارزیابی ریسک حوادث صنعت استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر به صورت مقطعی در یکی از صنایع مونتاژ خودروسازی انجام شده است. با بررسی سوابق حوادث گذشته این صنعت از سال در یک دوره ۵ساله، در مجموع ۱۰۰ حادثه با روش نمونه گیری ساده تصادفی انتخاب شد. برای ارزیابی ریسک حوادث از شدت، فراوانی و قابلیت پیشگیری حادثه استفاده گردید و در نهایت تحلیل ریسک به کمک ماتریس ارزیابی ریسک سه بعدی، طبق روش پیشنهادی Azadeh-Fard و همکاران، انجام گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بر طبق نتایج تحلیل حوادث، در مجموع ۶۹۰ حادثه و ۱۵۰۱۹ روز ازدست رفته کاری در این بازه زمانی ثبت شده است. با اعمال کردن نظر متخصصان در تعیین سطح تأثیر، بیشترین وزن مربوط به ویژگی های سطح زمین (۶/۰) و کمترین آن ها متعلق به فاکتور &amp;laquo;شرایط آب وهوا &amp;laquo; تخمین زده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; این مطالعه یک معیار برای &amp;laquo;شدت رخ داد حادثه&amp;raquo; پیشنهاد می کند که این معیار با در نظر گرفتن عوامل تأثیرگذار بر ریسک، توسط متخصصان ایمنی و بهداشت صنعت خودروسازی وزن گذاری می شود. در نهایت با در نظر گرفتن فاکتور سومی، تحت عنوان &amp;laquo;قابلیت پیشگیری&amp;raquo;، یک ماتریس سه بعدی ارزیابی ریسک اختصاصی برای صنعت ارائه می نماید. با استفاده از درجه شدت حادثه (ASG)، در ماتریس ارزیابی ریسک سه بعدیِ پیشنهادی، در این صنعت می توان شدت حوادث را بلافاصله پس از وقوع آن کمی سازی نمود. این رویکرد امکان نظارت در زمان وقوع حادثه را فراهم می کند که منجر به اجرای به موقع کنترل و پیشگیری از رخداد حوادث جدید می گردد.</description>
						<author>علی کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نقش میانجی خستگی مزمن در ارتباط میان بار کاری ذهنی و توانایی  انجام کار با شکست شناختی: مطالعه تحلیل مسیر در کارگران کارگاه های خرد و کوچک صنعتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6986&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;با توجه به فراوانی و تعداد زیاد کارگران شاغل در کارگاه های خرد و کوچک کشور ایران و نیز اهمیت سلامت شاغلین، &amp;nbsp;لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خستگی مزمن در ارتباط میان بار کاری ذهنی و توانایی انجام کار با شکست شناختی با استفاده از تحلیل مسیر انجام پذیرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر با استفاده از روش مقطعی بر روی نمونه ای از شاغلین کارگاه های خرد و کوچک صنعتی شهر اقلید انجام پذیرفت. داده ها با استفاده از معیارهای مختلف، از جمله پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و شغلی، شاخص بار کار ذهنی (NASA&amp;ndash;TLX)، شاخص توانایی انجام کار (WAI) و همچنین پرسشنامه های خستگی مزمن و شکست شناختی جمع آوری گردید. برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون همبستگی و مدل سازی تحلیل مسیر در نرم افزارهایSPSS &amp;nbsp;(ورژن 24) و AMOS استفاده گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;میانگین نمره کلی بار کاری ذهنی، توانایی انجام کار، خستگی مزمن و شکست شناختی به ترتیب 69/63، 35/20، 15/58 و 53/30 بدست آمد. مقادیر شاخص های نیکویی برازش نشانگر تایید شدن مدل مفهومی توسط داده های پژوهش است. همچنین بر اساس یافته های تحلیل مسیر، مدل پژوهش حاضر دارای برازش مناسب و مطلوبی می باشد. (CFI=1.00 ، GFI=0.998 ، NFI=0.999 ، AGFI=0.98 و (RMSEA=0.003(0.00,0.169)&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خستگی مزمن نقشی مهم و میانجی در ارتباط میان بار کاری ذهنی و توانایی انجام کار با شکست شناختی دارد. درک بهتر از مکانیسم  های میانجی و تأثیرات پیچیده این ارتباطات، می تواند در بهبود مدیریت خستگی مزمن و ارتقای عملکرد شناختی در محیط کار مؤثر باشد.</description>
						<author>رضا رئیسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی وضعیت شاخص های سلامت عمومی درمیان رانندگان حرفه ای شهرستان شاهرود: یک مطالعه مقطعی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6987&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; رانندگی ازجمله مشاغلی است که بواسطه ماهیت کار، دارای عوامل زیان آور مختلفی است که مواجهه با آنها سلامتی رانندگان را بصورت مستقیم و غیرمستقیم متاثر می کند. لذا اطلاع از وضعیت و میزان شیوع این عوامل در رانندگان بمنظور اجرای سیاست های پیشگیرانه، بسیار ضروری می نماید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; مطالعه مقطعی حاضر، بخشی از یک مطالعه کوهورت است که در بازه زمانی 1395 تا 1397 در میان رانندگان حرفه ای شهرستان شاهرود انجام گردید. داده های مربوط به اطلاعات زمینه ای، مقدار فشارخون، اندازه قد، وزن، اندازه دورکمر، شاخص توده بدن، فاکتورهای خونی، میزان افت شنوایی (dB)، شاخص های عملکرد تنفسی، اختلالات خواب و نیز داده های مربوط به تصادفات، برای هریک از شرکت کنندگان، با ابزار و روش استاندارد، جمع آوری و استخراج شد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تعداد افراد موردبررسی در این مطالعه 1461 نفر از رانندگان حرفه ای بود. میانگین سنی این افراد 96/6 &amp;plusmn; 30/37 سال و تمامی آن ها مرد بودند. 426 نفر از جمعیت آنها مبتلا به سندرم متابولیک بودند. 797 نفر و 942 نفر دارای درجات مختلفی از کاهش شنوایی، به ترتیب، در گوش راست و چپ بودند. 129 نفر دارای آپنه انسدادی خواب و 1330 نفر دارای اختلال بی خوابی بودند. بررسی ها نشان داد که 351 نفر از رانندگان حداقل یک بار دچار حوادث رانندگی شده بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; این مطالعه شیوع عوامل خطر سلامتی را، در مقطع زمانی موردبررسی، در رانندگان حرفه ای نشان داد. با توجه به نقش حیاتی رانندگان در حمل ونقل و اقتصاد کشور، توجه بیشتر به سلامت این گروه شغلی ضروری به نظر می رسد. غربالگری منظم وضعیت سلامت، آموزش شیوه زندگی سالم، بهبود شرایط کاری و مدیریت استرس، از جمله مداخلاتی هستند که می توانند در ارتقای سلامت رانندگان موثر باشند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمد حسین ابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر مولفه‌های تولید و کاربرد بر کارآیی آکوستیکی پنل‌های رشته چوب - سیمان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6988&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; رشته های چوب در ترکیب با ملات سیمان پرتلند، جاذب پنل رشته چوب &amp;ndash; سیمان (WWCP) را می سازند. این ماده آکوستیکی سازگار با محیط زیست می تواند به عنوان عایق حرارتی و نیز مقاوم در برابر حریق با خواص مکانیکی مطلوب استفاده شود. هدف از این مطالعه تعیین نوع مکانیسم جذب صدای WWCP و نیز تعیین تأثیر پارامترهای تولید و کاربرد بر روی فرآیند جذب می باشد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; نمونه ها از رشته های چوب و سیمان پرتلند، در دو نسبت سیمان به الیاف و سه دانسیته بالک متفاوت و نیز در ضخامت های 2 و 4 سانتی متر تهیه شدند. سه حالت قرارگیری بر روی سطوح، شامل قرارگیری همراه با یک لایه هوا یا فوم پلی اورتان و یا پشم شیشه به طور جداگانه مورد اندازه گیری قرار گرفتند. تاثیر رنگ آمیزی سطحی نیز موررد بررسی قرار گرفت. اندازه گیری ضریب جذب صوتی با استفاده از دستگاه لوله امپدانس براساس استاندارد ISO 10534-2 در محدوده فرکانسی 63 تا 6300 هرتز انجام شد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته های این پژوهش نشان داد که افزایش ضخامت نمونه ها و نیز افزایش دانسیته بالک تا 500 کیلوگرم بر مترمکعب برای اکثر نمونه ها منجر به افزایش کارآیی جذب می شود. در حالی که ادامه افزایش دانسیته تا مقدار 600 موجب کاهش ضرائب جذب اغلب نمونه ها شد. بهینه ترین حالت لایه گذاری، قرار دادن 4 سانتی متر فوم پلی اورتان در پشت نمونه بود که موجب اضافه شدن یک پیک جذبی شد. در بررسی تاثیر رنگ  روغنی نشان داده شد که رنگ آمیزی در فرکانس های بالا منجر به افت ضرائب جذب می شود؛ به گونه ای که مشخصا در فرکانس 5000 هرتز حدود 6/0 کاهش در مقدار ضریب جذب نمونه با ضخامت 2 سانتی متر اتفاق افتاد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;مکانسیم جذب صوت WWCP بیشتر به مکانسیم های تشدیدی یا ری  اکتیو شباهت دارد. با توجه به الگوی جذبی باند باریک در این نوع جاذب، تنظیم بازه های فرکانسی جذب حداکثری با تغییر عواملی مانند ضخامت یا دانسیته بالک امکان پذیر است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمدرضا منظم اسمعیل پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جهت‌گیری و روند علمی مطالعات ایمنی کار منتشر شده در مجلات فارسی علمی‌پژوهشی ایران از سال ۱۳۹۰ الی ۱۴۰۰</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6989&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; یکی از سؤالاتی که همیشه در ذهن محققان مخصوصاً محققان جوان شکل می گیرد این است که پیشرفت علم در حوزه تخصص آنها از چه الگویی پیروی می کند و جهت گیری مطالعات به چه سمتی است. هدف از این مطالعه، تحلیل محتوای مقالات منتشر شده طی سال&amp;thinsp;های 1390 الی 1400 در مجلات معتبر فارسی در زمینه ایمنی در محل کار و تعیین جهت گیری روند علمی مطالعات این حوزه است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; کلیه مطالعات منتشر شده طی سال های 1390 الی 1400 در مجلات علمی پژوهشی فارسی &amp;laquo;سلامت کار&amp;raquo;، &amp;laquo;بهداشت و ایمنی کار&amp;raquo;، &amp;laquo;مهندسی بهداشت حرفه ای&amp;raquo;، &amp;laquo;ارگونومی&amp;raquo;، &amp;laquo; طب کار &amp;laquo; و &amp;laquo; بهداشت کار و ارتقا سلامت&amp;raquo; به روش سرشماری از وبگاه مجلات استخراج شدند. تعداد 595 مقاله منتشر شده بر حسب کدهای مضمونی مشخص شده با نظر متخصصان دسته بندی شدند و با استفاده از نرم افزار EXCEL 2010 آماده سازی و تحلیل داده&amp;thinsp;ها صورت گرفت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مضمون &amp;laquo;واکاوی خطرات، ارزیابی و مدیریت ریسک&amp;raquo; دارای بیشترین درصد فراوانی (18.66%) و مضمون&amp;raquo;کاربرد ایمنی در سایر صنایع یا محل کار خاص&amp;raquo; دارای کمترین درصد فراوانی (0.34%) است. مضامین &amp;laquo;واکاوی خطرات، ارزیابی و مدیریت ریسک&amp;raquo;، &amp;laquo;بررسی، واکاوی و مدل سازی حوادث&amp;raquo;، &amp;laquo;خطای انسانی و ایمنی&amp;raquo;، &amp;laquo;عوامل اجتماعی، سازمانی، فرهنگ و جو ایمنی، ایمنی مبتنی بر رفتار&amp;raquo; حدود 50% واریانس مقالات منتشر شده را تبیین می کند. موضوع &amp;laquo;خطای انسانی و ایمنی&amp;raquo; &amp;nbsp;و &amp;laquo;بررسی، واکاوی و مدل سازی حوادث&amp;raquo; در سال های اخیر بیش  از پیش سیر صعودی داشته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; جهت گیری موجود بر اهمیت درس آموزی از حوادث به  عنوان رویکردی واکنشی و مدیریت ریسک، عوامل انسانی و جنبه های رفتاری در مداخلات ایمنی به  عنوان رویکرد پیشگیرانه تأکید می کند. انتظار می رود روند توسعه تحقیقات حوزه ایمنی کشور با سیاست گذاری های جدید در حوزه های مختلف ضمن بهره گیری از پیشرفت های علمی بین المللی بر کارکردها و چالش های خاص کشور و با رویکرد مسئله  محور بهبود یابد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>نرمین حسن زاده رنگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی تجهیزات حفاظت تنفسی و پوستی به منظور کنترل نانو ذرات موجود در محیط های کاری با رویکرد مرور دامنه‌ای</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6990&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; در سال های اخیر مواجهه با نانو ذرات در محیط های شغلی به عنوان یک چالش شناخته شده، برای متخصصان بهداشت حرفه ای بوده است. در این زمینه استفاده از تجهیزات حفاظت فردی به عنوان راهکاری برای کاهش مواجهه شاغلان دانسته شده است. با توجه به اینکه مسیر استنشاقی و پوستی اصلی&amp;nbsp;ترین مسیر مواجهه در محیط های کاری هستند، آگاهی از کارایی تجهیزات حفاظت تنفسی و پوستی اهمیت ویژه دارد. لذا این مطالعه با یک رویکر دامنه&amp;nbsp;ای به بررسی کارایی تجهیزات حفاظت تنفسی و پوستی به منظور کنترل نانو ذرات موجود در محیط های کاری پرداخته است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این مطالعه در سال 2022 با رویکرد مرور دامنه ای یا محدود انجام شد. چارچوب پنج مرحله&amp;nbsp;ای Arksey و O&amp;rsquo;Malley به عنوان روش پژوهشی انتخاب گردید. به منظور دسترسی به داده&amp;nbsp;ها، جست&amp;nbsp;و&amp;nbsp;جو در پایگاه های اطلاعات علمی PubMed, Google Scholar ,Science direct ,Web of Science, Scopus &amp;nbsp;انجام گرفت. همچنین به منظور جمع&amp;nbsp;آوری مطالعات از نرم افزار EndNote و برای تحلیل یافته&amp;nbsp;ها از نرم افزار &amp;nbsp;Microsoft Excel استفاده شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در جست&amp;nbsp;و&amp;nbsp;جوی اولیه 1014 مقاله شناسایی گردید، در نهایت 38 مقاله برای بررسی کارایی تجهیزات حفاظت فردی وارد مطالعه شدند. 25 مقاله در زمینه ماسک های تنفسی، 6 مقاله در رابطه با دستکش های حفاظتی و 7 مقاله دیگر لباس های حفاظتی را به خود اختصاص دادند. کارایی تجهیزات حفاظت تنفسی با شاخص&amp;nbsp;های مختلفی در مطالعات سنجیده شده است که مهمترین آنها شاخص نافذترین اندازه ذره یا s می&amp;nbsp;باشد. برای تجهیزات حفاظت پوستی نیز استانداری جهت سنجش کارایی وجود نداشته و فقط در برخی از مطالعات بر پایه قابلیت نفوذ هوا در منسوج و یا از طریق سیستم شبیه سازی بسته پیشنهاد شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; گرچه کارایی تجهیزات حفاظت فردی موجود، نتایج خوبی را برای کنترل نانوذرات نشان می&amp;nbsp;دهد، با این حال سایز ذره یکی از پارامترهای مهم در تعیین کارایی بوده که بایستی با توجه به شرایط محیط کار مورد توجه قرار گیرد. از این رو پیشنهاد می&amp;nbsp;شود مطالعات بیشتری برای بهبود کارایی آنها به کارگرفته شود، همچنین &amp;nbsp;تست&amp;nbsp;های استاندارد برای ارزیابی کارایی آنها توسعه داده شود.</description>
						<author>فریده گلبابایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت مدیریت ایمنی فرایند در صنایع فرایندی - مطالعه مروری نظام‌مند</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=6991&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;انتشار غیرمنتظره مایعات و گازهای بسیار خطرناک در صنایع شیمیایی فرایندی سال ها گزارش شده است. اگر این مواد به درستی کنترل نشوند، احتمال وقوع فاجعه وجود دارد. در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، موضوع مدیریت ایمنی فرآیند همچنان مورد بحث می باشد. PSM برای مدیریت ریسک پرسنل، اموال، محصول، محیط زیست و اعتبار شرکت ایجاد شده است. این مطالعه با هدف بررسی و گردآوری چالش ها و دستاوردهای اجرای PSM و توصیه هایی جهت بهبود آن انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; طی یک بررسی سیستماتیک، مجموعه ای از مقالات علمی منتشر شده در بازه زمانی 2000 تا 2023، از پایگاه های اطلاعاتی مانند Science Direct، Web of Science، PubMed و Scopus انتخاب شدند. پس از بررسی کامل چکیده، عناوین و متون کامل آنها، در نهایت 49 مقاله برای ورود به پژوهش انتخاب و بر اساس معیارهای مختلف از جمله سال انتشار، نویسندگان، دستاوردها، چالش ها و ... دسته بندی شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; PSM در ایالات متحده به دلیل تعداد بالای صنایع شیمیایی فرآیندی و وجود آن در قالب قانون &amp;nbsp;OSHA در این کشور، بیشترین مطالعه را داشته است. حوزه های عملیاتی، ممیزی و منابع دارای بیشترین تعداد چالش در مسیر پیاده سازی PSM می باشد و کاهش شدت رویدادهای شیمیایی فرآیندی و افزایش بهره وری از مهمترین دستاوردهای پیاده سازی PSM به شمار می روند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; ایمنی فرایند به عنوان یک حوزه بین رشته ای به مهارت های فنی و عملیاتی زیادی نیاز دارد. برنامه های مدیریت ایمنی فرایند در طول سال ها بهبود یافته اند و پیاده سازی آنها مؤثرتر شده است؛ ولی با این حال، حوادث هنوز اتفاق می افتد و با رشد صنایع شیمیایی فرآیندی و افزایش تقاضا، احتمال افزایش تعداد حوادث وجود خواهد داشت. برای دستیابی به تعالی در ایمنی فرایند و حفظ آن، نگاهی عمیق به موضوعات مقررات مبتنی بر ریسک، شایستگی، برتری عملیاتی و درس گرفتن از حوادث ضروری است.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>سید شمس الدین علیزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
