<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1404 جلد16 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1404/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>مدلسازی پیش‌نگر و تشخیصی مواجهه با سروصدا، کاهش شنوایی و پیامدهای سیستمیک سلامت با استفاده از مدل شبکه بیزی: مطالعه موردی در کارکنان یک پتروشیمی منطقه پارس جنوبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7301&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; کاهش شنوایی ناشی از صدا (NIHL) یکی از نگرانی های اساسی در حوزه سلامت شغلی است. قرارگیری طولانی مدت در معرض صدا، نه تنها موجب آسیب شنوایی شده بلکه باعث ایجاد سایرعوارض فیزیولوژیکی سیستمیک نیز می شود. در این پژوهش، از دو توانمندی پیش بینی و تشخیصی شبکه  بیزی (BN) جهت بررسی تعاملات پیچیده بین علل بروز NIHL و پیامدهای مواجهه با سروصدا استفاده شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مطالعه مقطعی، داده های ۸۲۸ کارگر پتروشیمی (شامل اطلاعات دموگرافیک، شنوایی سنجی، صداسنجی، شاخص های هماتولوژیک و بیوشیمیایی) از سوابق پزشکی و اندازه گیری های محیط کار استخراج گردیده و پیش پردازش شدند. در مرحله بعد، مدل استنتاجی شبکه بیزی با استفاده از الگوریتم Bayesian Search ساخته شد که امکان استنتاج رو به جلو (FI ، پیش بینی) و استنتاج معکوس (BI، تشخیصی) را فراهم کرد. برای ارزیابی اعتبار مدل از منحنی های ROC &amp;nbsp;و تحلیل حساسیت استفاده شد. &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج FI نشان داد که مواجهه با تراز SPL بالاتر از ۸۵دسی بل، خطر بروز NIHL شدید (سطح هشدار) را از ۹% به ۵۷% ، احتمال فشار خون سیستولیک بالا، قند خون ناشتا بالاتر از 100 mg/dL، و کلسترول تام بالاتر از 200 mg/dL را به ترتیب از ۶% به۱۰ %، از ۸% به ۱۸% ، از ۵% به ۹% افزایش می دهد. با ایجاد شاهد همزمان برای شرایطی نظیر SPL بالا، سابقه کار بالا و اشتغال در واحدهای پرصدا، احتمال NIHL شدید به بیش از ۷۰% افزایش یافت که با خطرات تجمعی متابولیک نیز همراه بود. BI نشان داد که مشاهده NIHL شدید، احتمال مواجهه پیشین با SPL بالا یا مرزی را به طور معناداری افزایش می دهد. افزون برآن، شاخص های متابولیکی مانند TG و FBS با احتمال مواجهه با صدا (حتی در ترازهای پایین تر از حدود اقدام) ارتباط مثبت نشان دادند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; شبکه های بیزی چارچوبی قدرتمند برای شناسایی و مدلسازی وابستگی های احتمالی مستقیم و غیرمستقیم بین مواجهه شغلی با سروصدا و پیامدهای سلامت در محیط های صنعتی فراهم می کنند. توانایی BN در استنتاج BI و FI، تشخیص پیش بینانه، پایش سلامت، و طراحی راهبردهای پیشگیرانه هدفمند را در مدیریت سلامت شغلی تقویت می کند.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محسن امیدوار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>امکان سنجی استفاده از پلیمر PDLLA در تولید بستر نانولیفی زیست تخریب پذیر جهت ربایش آلاینده های ذره ای هوا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7303&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;فیلترهای هوا در بسیاری از موارد از بسترهای غیرقابل تجزیه زیستی ساخته می شوند که منجر به آلودگی های محیطی گسترده می گردد. لذا استفاده از پلیمرهای زیست تخریب پذیر در توسعه بستر فیلتراسیون اهمیت ویژه ای دارد. هدف مطالعه حاضر، تولید و ارزیابی بستر نانولیفی PDLLA برای ربایش ذرات معلق موجود در هوا بود.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; این پژوهش تجربی در آزمایشگاه بهداشت حرفه ای دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. شرایط بهینه الکتروریسی بستر نانولیفی PDLLA با مرور مقالات پیشین تعیین و سپس کارایی فیلتراسیون آن در حذف ذرات PM0.3، PM0.5، PM1 و PM3 بررسی شد. آزمون ها در سه سرعت جریان هوا برابر با 1.67، 5.3 و 14.16 cm/s با استفاده از دستگاه FT200PS انجام گرفت. همچنین، جهت بررسی پایداری عملکرد در محیط مرطوب، نمونه ها به مدت 30 دقیقه در شرایط رطوبت نسبی %75&amp;plusmn;5 و %55&amp;plusmn;5 قرار داده شدند. داده ها با آزمون آماری ANOVA Bonferroni تحلیل شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;شرایط بهینه الکتروریسی شامل غلظت 16%، ولتاژ 20 kV، نرخ تزریق 0.5 ml/h و فاصله سوزن تا جمع کننده 17 cm به دست آمد. نتایج نشان داد که کارایی فیلتراسیون برای ذرات PM0.5، PM1 و PM3 همواره بالاتر از 98% بود. برای ذرات PM0.3، کارایی در سرعت 1.67 cm/s بیش از 99% بود، اما با افزایش سرعت جریان تا 14.16 cm/s، این مقدار به حدود 96% کاهش یافت. فاکتور کیفیت برای PM1 و PM3 از 0.529 pa⁻&amp;sup1; به 0.038 pa⁻&amp;sup1; و برای PM0.3 از 0.22 pa⁻&amp;sup1; به 0.011 pa⁻&amp;sup1; کاهش نشان داد. همچنین، رطوبت اثر اندکی بر فیلتراسیون PM0.5 داشت، ولی در مورد PM0.3 کاهش کارایی مشهود بود.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;بستر نانولیفی PDLLA در شرایط بهینه توانست کارایی بسیار بالایی در فیلتراسیون ذرات ریز، به ویژه PM1 و PM3، نشان دهد. با این حال، افزایش سرعت جریان هوا موجب کاهش فاکتور کیفیت گردید و عملکرد بستر در مواجهه با ذرات بسیار ریز PM0.3 و رطوبت بالا محدودتر بود.</description>
						<author>فریده گلبابایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و رتبه بندی عوامل مرتبط با مشکلات سلامت روان در کارکنان مراقبت های بهداشتی درمانی از دیدگاه ذی النفعان و متخصصان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7304&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; کارکنان مراقبت های بهداشتی-درمانی به دلیل عوامل استرس زای مرتبط با شغل، با میزان بالایی از افسردگی و اضطراب مواجه هستند که به رفاه آنها آسیب می رساند و کیفیت مراقبت و ایمنی بیمار را به خطر می اندازد. این مطالعه با هدف ادغام شواهد و بینش های متخصص/ذینفعان برای شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبت های بهداشتی، مداخلات هدفمندتر و تخصیص کارآمد منابع را امکان پذیر می سازد.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;این مطالعه کیفی-رتبه بندی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران بهداشت حرفه ای بیمارستان که به صورت هدفمند نمونه گیری شده بودند، برای شناسایی عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبت های بهداشتی-درمانی استفاده کرد. مصاحبه ها ضبط، رونویسی و با استفاده از تحلیل محتوا در MAXQDA تا اشباع تجزیه و تحلیل شدند. سپس عوامل شناسایی شده توسط متخصصان روانشناسی صنعتی سازمانی و روانپزشکان با استفاده از یک نظرسنجی لیکرت پنج امتیازی رتبه بندی شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;یافته ها: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;با دوازده مدیر بهداشت حرفه ای مصاحبه شد و 19 متخصص رتبه بندی را تکمیل کردند. 51 عامل در 19 زیرگروه و چهار سطح اصلی سیستم کاری شناسایی شد: فردی (14 عامل)، وظیفه و شغل (16)، سازمانی (12) و خارجی (9). در رتبه بندی، سابقه بیماری روانی مهم ترین عامل (میانگین ۴.۳۶) و کار با اتوماسیون کم اهمیت ترین عامل (۲.۸۴) ارزیابی شد؛ ۱۱ عامل امتیاز بالاتر از ۴ و بسیاری از عوامل امتیاز ۳.۵-۴ کسب کردند.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; این مطالعه با استفاده از یک رویکرد مبتنی بر سیستم و نظرات ذینفعان، عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبت های بهداشتی-درمانی را در چهار سطح فردی، وظیفه و شغل، سازمانی و خارجی شناسایی و اولویت بندی کرد و مداخلات هدف مندتر و مبتنی بر شواهد را امکان پذیر ساخت.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>سید ابوالفضل ذاکریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>چارچوب ترکیبی نوین PFMEA-HFMEA برای ارزیابی ریسک در تصویربرداری پزشکی: یافته‌هایی از سیستم‌های درمانی در حال توسعه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7305&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;تصویربرداری پزشکی با روش هایی مثل MRI و CT Scan بخش مهمی از تشخیص بیماری هاست. اما این فرآیندها پیچیده اند و می توانند باعث خطرات برای بیماران و کارکنان شوند روش های ارزیابی ریسک مثل PFMEA و HFMEA هرکدام بخشی از این خطرات را پوشش می دهند، ولی به تنهایی کامل نیستند. این مطالعه برای ساخت یک چارچوب مشترک انجام شد تا بتوان ریسک ها را دقیق تر شناسایی و اولویت بندی کرد.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; این تحقیق در یک بیمارستان ۵۰۰ تخت خوابی انجام شد. داده ها از طریق سه روش: جلسات FGD، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و فلوچارت فرآیند جمع آوری شدند. در بخش PFMEA، ریسک های فرآیندی و در بخش HFMEA، ریسک های مرتبط با ایمنی بیماران بررسی شدند. در نهایت با استفاده &amp;nbsp;از جلسات بارش افکار یک چهارچوب ارزیابی ریسک شامل ۶۰ درصد وزن امتیاز نهایی HFMEA و ۴۰ درصد RPN &amp;nbsp;مرتبط با PFMEA اجرا شد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;یافته ها:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; چارچوب ترکیبی PFMEA-HFMEA منجر به شناسایی ۱۲۵ حالت خرابی در ۹ مرحله اصلی MRI و CTscan &amp;nbsp;شد. بیشترین ریسک  در CTscan، آسیب های اسکلتی&amp;ndash;عضلانی کارکنان و در MRI، آموزش ناکافی اپراتورها بود. آزمون های آماری نشان داد در CTscan همبستگی نسبی بین HS و RPN و همبستگی قوی بین HS و امتیاز وزنی نهایی وجود دارد. در MRI نیز HS با RPN همبستگی نسبی و با امتیاز وزنی نهایی همبستگی قوی داشت. همچنین اختلاف معناداری میان مراحل مختلف فرآیند مشاهده شد و مرحله (مدیریت پس از فرآیند) پرریسک ترین مرحله هر دو مدالیته بود.&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;color:#000099;&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; ترکیب PFMEA و HFMEA نقاط ضعف هردو روش را پوشش داد و نگاه جامع تری به ریسک ها ایجاد کرد. استفاده از فلوچارت و جلسات گروهی شناسایی دقیق و مشارکتی ریسک ها را ممکن ساخت و وزن دهی بین دو روش، اولویت بندی متوازن ریسک های بیماران و فرآیندی را فراهم کرد. چارچوب ترکیبی PFMEA-HFMEA ابزاری نوین برای ارزیابی و اولویت بندی ریسک در بخش های تصویربرداری پزشکی است و قابلیت استفاده در مراکز درمانی مشابه را دارد.</description>
						<author>میلاد درخشان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر مواجهه توأم صدا و آلومینیوم بر شاخص‌ها و نشانگرهای رفتاری/شناختی در مدل رت ویستار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7306&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;در بسیاری از محیط های شغلی مواجهات ترکیبی مانند مواجهه توام صدا و آلومینیوم وجود دارند. با این وجود آثار عصبی-شناختی ناشی از این مواجهه توأم کمتر بررسی شده است. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر مواجهه توأم صدا و آلومینیوم بر شاخص ها و نشانگرهای رفتاری/شناختی در مدل حیوانی رت ویستار بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این پژوهش تجربی، ۲۰ رت نر بالغ ویستار در چهار گروه بمدت 45 روز مورد مطالعه قرار گرفتند. 1. گروه کنترل (بدون مواجهه)، 2. گروه مواجهه با صدا (۹۵ دسی بل، ۴ ساعت روزانه)، 3. گروه مواجهه با کلرید آلومینیوم(10mg/kg تزریق درون صفاقی، روزانه) و 4. گروه مواجهه همزمان صدا و آلومینیوم (ترکیب گروه 2 و 3). پس از دوره مواجهه، عملکرد حافظه فضایی با آزمون ماز آبی موریس ارزیابی شد و غلظت سِرُمی پروتئین تاو تام (t-tau) و بتا آمیلوئید۴۲ (A&amp;beta;1&amp;ndash;42) با روش ELISA در خون اندازه گیری گردید. داده ها با نرم افزار SPSS ورژن 27 تحلیل شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج آزمون رفتاری نشان داد که گروه کنترل کمترین زمان را صرف یافتن سکو داشتند. مواجهه با آلومینیوم و ترکیب صدا + آلومینیوم موجب کاهش معنادار در عملکرد شناختی گردید. همچنین، سطوح سرمی پروتئین تاو و بتا آمیلوئید در تمام گروه های مواجهه یافته بطور معناداری افزایش یافت(p&lt;0.01) و همبستگی مثبت قوی بین این دو بیومارکر مشاهده شد(r=0.70, p&lt;0.001).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;یافته ها نشان دادند که مواجهه همزمان با صدا و آلومینیوم می تواند اثرات ترکیبی بر عملکرد شناختی و بیومارکرهای نورودژنراتیو داشته باشد. این تغییرات احتمالاً از طریق مکانیسم های مشترکی چون استرس اکسیداتیو، التهاب عصبی و اختلال در هموستاز پروتئینی رخ می دهد. افزایش معنادار سطوح پروتئین تاو و بتا آمیلوئید همراه با افت عملکرد حافظه، بر نقش مهم این مواجهات ترکیبی در تشدید فرآیندهای نورودژنراتیو تأکید دارد. این نتایج بر اهمیت پایش ترکیبی مواجهات شغلی و استفاده از بیومارکرهای خونی برای ارزیابی زودهنگام عملکرد شناختی دلالت دارند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>سیدجمال الدین شاه طاهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بکارگیری روش‌های مدلسازی در پیش بینی نتایج آنالیز روغن‌های معدنی باروش مادون قرمز با تبدیل فوریه (FTIR)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7307&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;روغن های معدنی، به عنوان یکی از اجزای مهم مایعات فلزکاری، در فرآیندهای صنعتی به صورت آئروسل در محیط کار منتشر شده و با ورود از طریق استنشاق به بدن، خطرات جدی مانند سرطان حنجره، آسم، و سرطان ریه ایجاد می کنند. روش NIOSH 5026 با استفاده از اسپکتروفتومتری FTIR به ارزیابی میزان مواجهه با روغن های معدنی می پردازد. با این حال، ترکیبات شیمیایی متنوع این روغن ها باعث تداخلات گسترده در طیف FTIR می شود. در این مطالعه از دو روش مدل سازی حداقل مربعات جزئی (PLS) و شبکه های عصبی مصنوعی (ANN) برای پیش بینی صحیح غلظت مواجهه ی تنفسی با روغن های معدنی استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; داده ها از طیف FTIR در بازه 1500-4000 cm⁻&amp;sup1; استخراج و در 701 عدد موجی ثبت شد. ماتریس طیف (X) به عنوان ورودی و ماتریس غلظت روغن معدنی (Y) به عنوان خروجی برای مدل سازی PLS و ANN در نظر گرفته شد. عملکرد مدل ها براساس خطای جذر میانگین مربعات (RMSEp) مقایسه شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مدل PLS، ضریب رگرسیون 9188/0 و میانگین خطا &amp;nbsp;792/4 &amp;nbsp;محاسبه شد. در مقابل، مدل ANN با استفاده از کمتر از 11 لایه پنهان و 15% داده ها برای اعتبارسنجی، به RMSEp معادل 0036/0 &amp;nbsp;و میانگین خطای 3.01% دست یافت. همچنین، ANN در مقایسه با PLS دقت بالاتری در تخمین غلظت نمونه های آزمایشی نشان داد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;مدل سازی به روش ANN امکان پیش بینی دقیق غلظت روغن های معدنی را علی رغم تداخلات طیفی فراهم می کند. در حالی که هر دو مدل ANN و PLS عملکرد مناسبی داشتند، روش ANN به دلیل دقت بالاتر و خطای کمتر، برتری بیشتری در پیش بینی غلظت نشان داد.</description>
						<author>علیرضا حاجی قاسمخان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی و اولویت‌بندی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت ریسک در صنایع فرایندی با استفاده از روش دنپ فازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7308&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;صنایع فرایندی از ارکان حیاتی توسعه اقتصادی به شمار می روند، اما پیچیدگی عملکرد و فرآیندهای آن ها مدیریت مؤثر ریسک را با چالش های جدی مواجه می سازد. این پژوهش مدلی یکپارچه مبتنی بر روش های دیمتل فازی (Fuzzy DEMATEL) و فرآیند تحلیل شبکه ای فازی (Fuzzy ANP) ارائه می دهد تا عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت ریسک در این صنایع شناسایی و اولویت بندی شوند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;ابتدا در مرور نظام مند متون، ۵۴ مقاله واجد شرایط از میان منابع معتبر بین سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۴ انتخاب شد و ۲3 عامل اولیه مؤثر بر مدیریت ریسک استخراج گردید. سپس در سه دور اجرای تکنیک دلفی با مشارکت ۱۳ خبره دارای میانگین سابقه کاری ۱۲.۶ سال، 20 عامل نهایی تأیید شدند. در ادامه، روش دیمتل فازی برای تحلیل روابط علّی و معلولی میان عوامل و روش تحلیل شبکه ای فازی برای تعیین وزن و اولویت آن ها به کار گرفته شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که 6 عامل نقش علّی و 14 عامل نقش معلولی دارند. &amp;laquo;آموزش و توانمندسازی&amp;raquo; و &amp;laquo;تعهد مدیریت&amp;raquo; به عنوان مؤثرترین عوامل علّی شناسایی شدند و نقش محوری در تقویت سایر اقدامات مدیریت ریسک ایفا می کنند، در حالی که &amp;laquo;تعمیر و نگهداری&amp;raquo; و &amp;laquo;مشارکت پیمانکاران و ذی نفعان&amp;raquo; بیشترین تأثیرپذیری را از سایر عوامل دارند. همچنین، &amp;laquo;فرهنگ و جو ایمنی&amp;raquo; بیشترین وزن را در تحلیل شبکه ای فازی کسب کرد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;چارچوب پیشنهادی با ارائه تصویری جامع از عوامل اثرگذار و تعاملات آن ها، ابزاری عملی و راهبردی برای مدیران فراهم می کند تا با تمرکز بر عوامل اولویت دار، ایمنی فرایند را بهبود داده و ریسک ها را به طور مؤثرتر مدیریت کنند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>صابر مرادی حنیفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تاثیر مواجهه تنفسی با مواد شیمیایی بیمارستانی بر عملکرد ریوی و نشانگرهای خونی در کارکنان یک مرکز درمانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7309&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; پرسنل بخش های مختلف بیمارستان به صورت اجتناب ناپذیر در معرض گازهای سمی از جمله BTEX، ایزوفلوران، فرمالدئید، نیتریک اسید و کلر قرار دارند. مواجهه مزمن با این ترکیبات می تواند خطر بروز بیماری های شغلی را افزایش دهد. بنابراین، این مطالعه با هدف ارزیابی تأثیر مواجهات شیمیایی بر پارامترهای ریوی و خونی در کارکنان بیمارستانی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه مقطعی در سال 1403 در یک بیمارستان در تهران با مشارکت 240 نفر انجام شد. از روش های استاندارد OSHA و NIOSH برای نمونه برداری، انتقال و آنالیز آزمایشگاهی استفاده شد. سوابق علائم تنفسی با پرسشنامه انجمن متخصصین ریه آمریکا (ATSQ) ثبت و ارزیابی گردید. همچنین، عملکرد ریه با تست اسپیرومتری ارزیابی شده و نمونه های خون برای بررسی فاکتورهای خونی جمع آوری گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;سطح مواجهه با بنزن 3/0 پی پی ام، اتیل  بنزن 12 پی پی ام، تولوئن ۹ پی پی ام، زایلن ۵۰ پی پی ام، نیتریک اسید 9/0 پی پی ام، ایزوفلوران 6/1 پی پی ام و کلر 06/ 0پی پی ام پایین تر از حد مجاز مواجهه شغلی بود. میانگین مواجهه ۸ ساعته پرسنل اتاق عمل و آزمایشگاه پاتولوژی با فرمالدهید 16/0 پی پی ام بوده و فراتر از حد مجاز توصیه  شده ارزیابی گردید. تحلیل نتایج اسپیرومتری و فاکتورهای خونی نشان داد که بین شیوع علائم تنفسی و افزایش آنزیم های کبدی در کارکنان مواجهه یافته با فرمالدئید و ایزوفلوران ارتباط معناداری وجود دارد (05/p&lt; 0).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;شیوع علائم تنفسی و اختلالات آنزیم های کبدی در گروه مواجهه  یافته با ایزوفلوران و فرمالدئید به طور معناداری بالاتر از گروه بدون مواجهه بود. تفاوت های قابل توجهی در تست های عملکرد ریوی و سطح آنزیم های کبدی در گروه مواجهه  یافته مشاهده شد. توصیه می شود در راستای حفظ سلامت کارکنان اتاق عمل و آزمایشگاه های پاتولوژی از کنترل های مهندسی، مدیریت ایمنی شغلی و تجهیزات حفاظت فردی مناسب بویژه برای کاهش مواجهه با گازهای ایزوفلوران و فرمالدئید استفاده گردد. &amp;nbsp;</description>
						<author>امیرمحمد نجفی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رتبه بندی عوامل موثر بر شکست سیستم مدیریت بحران در یک صنعت فرایندی با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7310&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر شکست سیستم مدیریت بحران در یک صنعت فرایندی انجام شد. از یک رویکرد تلفیقی متشکل از آنالیز درخت خطا و فرایند تحلیل سلسله مراتبی جهت رتبه بندی عوامل موثر استفاده گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;در گام نخست، از روش آنالیز درخت خطا برای شناسایی نظام مند عوامل مؤثر بر شکست استفاده شد که منجر به ایجاد یک مدل متشکل از یک رویداد راس، چهار رویداد میانی اصلی، ۱۶ رویداد میانی فرعی و ۴۲ رویداد پایه گردید. در ادامه، روش تحلیل سلسله  مراتبی برای اولویت بندی عوامل شناسایی شده بر اساس مقایسات زوجی انجام  شده توسط گروه متخصصان شامل یازده متخصص از صنعت و دانشگاه به کار گرفته شد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که در میان مراحل اصلی مدیریت بحران، شکست در مرحله پیشگیری با وزن 380/0 بالاترین اولویت را به خود اختصاص داده است و پس از آن به ترتیب شکست در مرحله آمادگی (280/0)، مرحله پاسخ (245/0) و مرحله بازیابی (095/0) قرار گرفتند. از جمله عوامل کلیدی شناسایی  شده می توان به شکاف دانشی- مهارتی در حوزه رهبری، برنامه های بازرسی دوره ای ناکافی، نقص در تجهیزات هشدار دهنده و عدم تخصیص بودجه کافی در زمان مناسب اشاره نمود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های مطالعه تأیید می کند که پیشگیری کلیدی  ترین مرحله در مدیریت بحران در صنایع فرایندی است. با به کارگیری چارچوب یکپارچه FTA-AHP، مدیران می توانند عوامل شکست را اولویت  بندی نموده و اقدامات اصلاحی را بر اساس مهم ترین عوامل اثر گذار تعیین نمایند.</description>
						<author>لیلا امیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بکارگیری سیستم تحلیل و طبقه ‌بندی فاکتورهای انسانی در تحلیل حادثه و اولویت‌بندی توصیه‌های ایمنی: یک رویکرد مبتنی بر تصمیم‌گیری چند معیاره</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7311&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل انسانی و سازمانی مؤثر در حادثه سقوط درام، دسته بندی این عوامل بر اساس ساختار سیستم تحلیل و طبقه  بندی فاکتورهای انسانی (HFACS) و اولویت  بندی توصیه های ایمنی با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;ابتدا تکنیک HFACS در چهار سطح جهت تعیین فاکتورهای انسانی و سازمانی موثر در حادثه سقوط درام از روی روتیتور در یک صنعت تولیدی بکار گرفته شد. سپس توصیه های ایمنی پیشنهادی با استفاده از روش بهترین - بدترین و TOPSIS بر اساس چهار معیار اثربخشی، هزینه اولیه، قابلیت اطمینان و سهولت تعمیرپذیری اولویت بندی گردیدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;عدم توجه به حرکت طولی درام در حین چرخش بر روی روتیتور، عدم رعایت تناسب ظرفیت بارگیری روتیتور با &amp;nbsp;مقاومت مکانیکی پایه های نگه دارنده (carriage) (سطح اول HFACS)، عدم ارزیابی ریسک طراحی به منظور شناسایی نقاط بحرانی مرتبط با تعادل و پایداری سازه (سطح دوم HFACS)، عدم رعایت توالی ساخت طبق دفترچه استاندارد محصول و مستندات فنی (سطح سوم HFACS)، عدم تعبیه سیستم قفل کن مکانیکی روتیتور بر روی ریل و عدم استفاده از تجهیزات گرداننده شناسنامه دار با ظرفیت های مشخص (سطح چهارم HFACS) از عوامل موثر بر رخداد حادثه در این مطالعه بودند. سه توصیه ایمنی شناسایی شده دارای بیشترین اولویت شامل استفاده از تجهیزات گرداننده شناسنامه دار با ظرفیت های مشخص (0.822 = ضریب نزدیکی)، رعایت توالی استاندارد ساخت درام (0.749) و حضور سرپرست یا ناظر در محل (0.698) بودند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; هدف نهایی سیستم های مدیریت ایمنی، ارائه اقدامات ایمنی اصلاحی بر اساس یافته های حاصل از تحلیل حادثه است. پیاده سازی توصیه های ایمنی به عنوان چارچوبی ساختاریافته، نه تنها از وقوع حوادث پیشگیری می کند، بلکه با ایجاد لایه های حفاظتی از تکرار حوادث مشابه در آینده پیشگیری می نماید.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>مرتضی پژوه نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی استرس شغلی، فرسودگی شغلی و ناراحتی‌های اسکلتی-عضلانی در دندان‌پزشکان و نقش ارگونومی در کاهش آن‌ها: یک مطالعه مروری نظام‌مند</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7312&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;دندان پزشکی به دلیل ماهیت شغلی، حرفه ای پر استرس محسوب شده و دندان پزشکان را در معرض خطر بالای فرسودگی شغلی و ناراحتی اسکلتی عضلانی قرار می دهد. این مطالعه با هدف بررسی استرس، فرسودگی شغلی و ناراحتی های اسکلتی-عضلانی در دندان پزشکان و نقش ارگونومی در کاهش این مشکلات انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این مقاله یک مرور نظام مند بر مقالات منتشرشده از سال 2000 تا مارس 2025 در سه پایگاه داده ی Scopus، Web of Science و PubMed است. معیار ورود مطالعات شامل مقالات اصیل پژوهشی، کنفرانسی، تجربی و آزمایشگاهی بود که به بررسی استرس، فرسودگی شغلی و ناراحتی های اسکلتی-عضلانی در دندان پزشکان و نقش ارگونومی در کاهش آن ها پرداخته و به زبان انگلیسی نگارش شده بودند. معیارهای خروج شامل مقالات با موضوع غیرمرتبط، مقالات مروری، کتاب ها، نامه به سردبیر و ترجمه ی بخشی از کتاب بود. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از میان ۳۶۶ مقاله شناسایی شده ۲۸ مقاله ، وارد مطالعه شدند. نتایج نشان داد بیشترین ناراحتی های گزارش شده به ترتیب مربوط به نواحی گردن، کمر، شانه، مچ دست، پایین کمر، بالای کمر، ساعد و بازو بود. همچنین دندان پزشکانی که در معرض خطر بالای فرسودگی شغلی قرار دارند، شکایات سلامتی بیشتری دارند. و مراقبت از بیماران اصلی ترین عامل استرس بود.علاوه بر این، استفاده از ابزارهای ارگونومیک، مانند لوپ های بزرگ کننده دندانی، طراحی بهینه ی ابزارهای دستی و عینک های منشوری، نقش مهمی در کاهش ناراحتی های اسکلتی-عضلانی در دندان پزشکان ایفا می کنند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;استرس، فرسودگی شغلی و ناراحتی اسکلتی عضلانی از چالش های شایع در شغل دندان پزشکی شواهد قوی از &amp;nbsp;نقش موثر &amp;nbsp;مداخلات ارگونومیک در کاهش بار فیزیکی این مشکلات وجود دارد. اما اجرای انها با موانعی همچ.ن هزینه بالا و اموزش ناکافی مواجه است. بنابراین، توصیه می شود آموزش اصول ارگونومی و ترویج استفاده از ابزارهای کمکی، به عنوان یک جز ضروری در برنامه های درسی دندان پزشکی و توسعه حرفه ای مداوم گنجانده شود.</description>
						<author>علی صالحی سهل آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آلودگی‌های قارچی در محیط‌های کاری: تهدیدی برای بهداشت شغلی و راهکارهای مدیریت و کنترل آن‌ها</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7313&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;قارچ  ها به عنوان یکی از عوامل زیستی مهم، تهدیدی جدی برای سلامت کارکنان در صنایع &amp;nbsp;و محیط های کاری مختلف محسوب می شوند. این مطالعه مروری با هدف بررسی انواع قارچ های آلوده کننده، تأثیرات آن ها بر سلامت، و راهکارهای پیشگیری و کنترل در محیط های کاری انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این مطالعه به صورت مروری روایتی طراحی شد و منابع علمی از پایگاه های داده&lt;br&gt;
&amp;nbsp;PubMed، Scopus، Web of Science، و منابع داخلی مانند Magiran و SID در بازه زمانی 2000 تا مارس 2025 بررسی شدند. کلیدواژه هایی نظیر &amp;laquo;قارچ های آلوده کننده&amp;raquo;، &amp;laquo;بهداشت شغلی&amp;raquo;، و &amp;laquo;مایکوتوکسین ها&amp;raquo; برای جستجو استفاده شد. داده ها به صورت کیفی تحلیل و در دسته بندی های موضوعی سازمان دهی شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;قارچ هایی مانند آسپرژیلوس، پنی سیلیوم، کلادوسپوریوم، و استکی بوتریس در محیط هایی با رطوبت بالا، تهویه نامناسب، و مواد آلی فراوان شایع هستند و می توانند بیماری های تنفسی، آلرژی ها، عفونت های قارچی، و اثرات سمی مزمن ایجاد کنند. روش های شناسایی شامل نمونه برداری هوایی، آنالیز مولکولی، و ارزیابی مایکوتوکسین هاست. راهکارهای کنترلی مانند مدیریت رطوبت، بهبود تهویه، و استفاده از تجهیزات حفاظتی مؤثر شناخته شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مدیریت قارچ های آلوده کننده نیازمند رویکردهای یکپارچه شامل شناسایی دقیق، پیشگیری از طریق کنترل محیطی، و آموزش کارکنان است. این اقدامات می توانند سلامت کارکنان را بهبود بخشیده و هزینه های اقتصادی و اجتماعی را کاهش دهند.</description>
						<author>رضا کچوئی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
