<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> بهداشت و ایمنی کار </title>
<link>http://jhsw.tums.ac.ir</link>
<description>بهداشت و ایمنی کار - مقالات نشریه - سال 1404 جلد15 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1404/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>ارزیابی ویژگی‌های ریخت‌‌شناختی و عملکرد فیلتراسیون مدیاهای نانولیفی بر پایه پلی وینیل الکل به‌منظور ربایش ذرات معلق در هوا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7254&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; امروزه مدیاهای فیلتر نانولیفی پلیمری به دلیل کارایی فیلتراسیون بالا و افت فشار پایین مورد توجه بسیاری در حوزه کنترل آلاینده های ذره ای واقع شده اند. مطالعه حاضر، با هدف تولید مدیاهای نانولیفی به روش الکتروریسی محلول، با استفاده از یک پلیمر زیست تخریب پذیر به منظور کاهش نگرانی های آلودگی های بهداشتی و زیست محیطی، تعیین ویژگی های ریخت شناختی و ارزیابی عملکرد فیلتراسیون مدیاهای تولیدی برای ربایش ذرات با اندازه های مختلف در دو سرعت جریان هوا انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;مدیاهای نانولیفی با استفاده از محلول پلیمری یکنواخت از پلی وینیل الکل در حلال آب در غلظت های 5 تا 6 درصد وزنی با استفاده از روش الکتروریسی محلول و تحت تأثیر پارامترهای فرآیندی مختلف تولید شدند. ویژگی های ریخت شناختی مدیاهای نانولیفی و درصد تخلخل آن ها بررسی گردید. سپس، عملکرد فیلتراسیون مدیاهای نانولیفی شامل کارایی و افت فشار در دو سرعت جریان هوای cm/s 5/2 و 3/5 با استفاده از دستگاه تست مدیا اندازه گیری و فاکتور کیفیت آن ها نیز محاسبه شد. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;مدیاهای تولیدی از الیافی هموار و بدون گره با میانگین قطر در محدوده 106 تا 151 نانومتر برخوردار بودند. میزان کارایی فیلتراسیون مدیاها برای ذرات زیرمیکرونی 3/0 و 5/0 میکرون در محدوده 72/95 تا 92/99 درصد و برای ذرات 1 و 3 میکرون در محدوده 43/99 تا 100 درصد قرار داشت. همچنین، میزان افت فشار مدیاها در سرعت هوای cm/s 5/2، در محدوده 25 تا 67 پاسکال و در سرعت cm/s 3/5، در محدوده 58 تا 150 پاسکال بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در بین مدیاهای تولیدی، مدیای حاصل از غلظت محلول 6 درصد، تحت شرایط الکتروریسی kV 15، mL/h 5/0 و cm 15، الیاف نازکتری داشت و توانایی بالاتری در ربایش ذرات ریز 3/0 میکرون نشان داد (89/99 و 92/99 درصد به ترتیب در سرعت های هوای cm/s 5/2 و 3/5). همچنین، میزان افت فشار این مدیای نانولیفی با افزایش سرعت هوا، از 67 به 150 پاسکال افزایش یافت. &amp;nbsp;</description>
						<author>فریده گل بابائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اعتبارسنجی تجربی یک مدل عددی برای پیش‌بینی عملکرد حرارتی لباس خنک‌کننده مایع</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7255&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; شبیه سازی عددی مبتنی بر کامپیوتر می تواند به عنوان یک راهکار مناسب برای تقلید از رفتار سیستم در طول زمان استفاده شود و امکان تجزیه وتحلیل قابلیت ها، ظرفیت ها و رفتارهای یک سیستم را در مرحله طراحی، قبل از ساخته شدن آن فراهم کند. لذا استفاده از ابزار شبیه سازی می تواند برای طراحی، مدل سازی، ارزیابی و نمایش تعاملات اجزاء سیستم لباس خنک کننده مبتنی بر جریان سیال (1LCG) در انتقال حرارت مناسب باشد. به همین منظور مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی تجربی یک مدل شبیه سازی عددی برای لباس خنک کننده مایع مبتنی تبرید ترموالکتریک انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; یک مدل جدید از LCG مبتنی بر جریان سیال با استفاده از روش المان محدود &amp;nbsp;(2FEM)در نرم افزار COMSOL Multiphysics توسعه داده شد. به منظور اعتبار سنجی مدل شبیه سازی شده، یک نمونه فیزیکی مشابه از LCG طراحی شد و آزمایشات انسانی تحت شرایط کنترل شده صورت گرفت. در نهایت یافته های حاصل از شبیه سازی و نتایج تجربی مقایسه شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته های این مطالعه، در هر دو بخش آزمایش های تجربی و نتایج شبیه سازی، نشان می دهد که با افزایش دمای محیط و شدت فعالیت فیزیکی، دمای سیال درون سیستم لوله کشی و دمای میکرو اقلیم به طور قابل توجهی افزایش می یابد. بر اساس نتایج، اختلاف دمای میکرو اقلیم بین داده های پیش بینی شده حاصل از شبیه سازی و میانگین داده های تجربی در بازه ای بین 1/. تا 65/0 درجه سانتی گراد قرار گرفته است. همچنین، اختلاف دمای سیال درون سیستم لوله کشی بین نتایج شبیه سازی و داده های تجربی در محدوده 1/0 تا 6/0 درجه سانتی گراد می باشد. تحلیل آماری با استفاده از آزمون t زوجی نشان داد که مدل توسعه یافته در پژوهش حاضر از دقت قابل قبولی در پیش بینی پارامترهای حرارتی برخوردار است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج حاکی از آن است که مدل طراحی شده می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در فرایند طراحی و ارزیابی سامانه های خنک کننده پوشیدنی قبل از ساخت مدل  فیزیکی آن ها مورد استفاده قرار گیرد. باتوجه به محدود بودن مطالعات موجود در زمینه مدل سازی عددی لباس های خنک کننده مبتنی بر گردش سیال، انجام تحقیقات بیشتر به منظور ارتقای جزئیات مدل سازی و بررسی اثر شرایط محیطی و فردی بر کارایی این سیستم ها توصیه می شود.</description>
						<author>ایرج علی محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی قابلیت اطمینان ایستگاه تقلیل فشار گاز بر مبنای روش‌های مونت کارلو زنجیره مارکوف و زنجیره‌ مارکوف زمان پیوسته: مطالعه موردی ایستگاه تقلیل فشار گاز شهری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7256&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; یکی از تاسیسات مهم در سیستم های انتقال گاز، ایستگاه های تقلیل فشار گاز شهری می باشند که از بخش های مختلف تشکیل یافته اند. قابلیت اطمینان هر بخش از ایستگاه در قابلیت اطمینان کلی ایستگاه موثر می باشد. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی قابلیت اطمینان بخش های مختلف ایستگاه بر مبنای روش های مونت کارلو زنجیره مارکوف و زنجیره  مارکوف زمان پیوسته انجام گرفت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;نرخ شکست و تعمیر تجهیزات با استفاده از روش شبیه سازی مونت کارلو زنجیره مارکوف با نرم افزار WinBUGS14 &amp;nbsp;شبیه سازی گردید، سپس بر اساس نرخ شکست و تعمیر، قابلیت اطمینان ایستگاه توسط روش زنجیره  مارکوف زمان پیوسته مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شبیه سازی نرخ شکست تجهیزات با دو معیار MC Error و آزمون گلمن-روبین و نتایج ارزیابی قابلیت اطمینان ایستگاه با روش های &amp;nbsp;Reality Check وPartial Benchmark Exercise اعتبار بخشی گردید. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; شکست در بخش های فیلتراسیون و تقلیل فشار بیشتر از سایر بخش های ایستگاه بود، لذا این بخش ها به عنوان بحرانی ترین بخش ها در ارزیابی قابلیت اطمینان محسوب می گردد. خطای معیار نمونه های پسین کمتر از 0.01 بود که نشان دهنده همگرایی خوب داده ها برای توزیع پسین پارامتر ها می باشد. نتایج آزمون گلمن-رابین، مقادیر کمتر از 1.2 را نشان داد، که نشان از همگرایی مناسب زنجیره ها بود. برای کلیه بخش ها و ایستگاه، رویکرد سیستماتیک بر اساس مدل مارکوف تعیین گردد که نتایج نشان داد همبستگی قوی بین نتایج محاسبه شده بر اساس روش زنجیره  مارکوف زمان پیوسته و روش دیاگرام بلوکی (R2=0.9499) وجود داشت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; رویکرد پیشنهادی، شکست اجزای سیستم را با هم ترکیب کرده و توانایی نمایش شکست های چند گانه را دارد. همچنین جنبه های زمانی را در محاسبه خود لحاظ نموده و ارزیابی ذهنی کارشناسان را به حداقل ممکن می رساند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>رجبعلی حکم آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر برنامه مبتنی بر ارگونومی مشارکتی بر اختلالات اسکلتی - عضلانی و سلامت عمومی تکنولوژیست‌های اتاق عمل: یک مداخله کارآزمایی بالینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7257&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;تکنولوژیست ها و پرستاران اتاق عمل با محیط کاری چالش برانگیزی سروکار دارند و از این رو &amp;nbsp;نیازمند سازمان دهی محیط کار و آموزش های مرتبط با سلامت هستند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه مبتنی بر ارگونومی مشارکتی بر اختلالات اسکلتی - عضلانی و سلامت عمومی تکنولوژیست های اتاق عمل انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این مطالعه  کارآزمایی بالینی یک سویه کور است که در سال 1403-1402 در اتاق عمل بیمارستان های شهر اصفهان انجام  شده است. نمونه پژوهش شامل 88 نفر از تکنولوژیست های اتاق عمل واجد معیارهای ورود به مطالعه بود. از بین بیمارستان های آموزشی شهر اصفهان به صورت تصادفی یک بیمارستان به عنوان محل مداخله و دو بیمارستان دیگر جهت گروه کنترل انتخاب شدند. از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه ناراحتی اسکلتی- عضلانی کرنل &amp;nbsp;و پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی 28گویه ای &amp;nbsp;به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. در ابتدا تمامی آزمودنی ها در دو گروه مورد ارزیابی اولیه قرار گرفتند. سپس برنامه ی ارگونومی مشارکتی &amp;nbsp;در گروه آزمون اجرا گردید. درنهایت 3 و 6 ماه بعد از مداخله با استفاده از ابزارهای پژوهش، ارزیابی نهایی در دو گروه انجام شد. داده ها با استفاده از SPSS نسخه 24 و آزمون های توصیفی- تحلیلی با سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه  و تحلیل قرار گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;قبل از مداخله بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میانگین نمره سلامت عمومی و اختلالات اسکلتی- عضلانی تفاوت آماری معنی دار نبود (055/0=p). سه ماه (033/0=p) بعد از مداخله میانگین نمره اختلالات پایین تنه و شش ماه (038/0=p) بعد از مداخله میانگین نمره اختلالات ( تنه) بین دو گروه آزمون و کنترل تفاوت آماری معنی دار داشت. &amp;nbsp;سه ماه (001/0=p) و شش ماه (001/0=p) بعد از مداخله بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میانگین نمره سلامت عمومی تفاوت آماری معنی دار بود و در گروه آزمون سلامت عمومی بهتر از گروه کنترل گزارش شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اجرای برنامه ارگونومی مشارکتی &amp;nbsp;می،تواند منجر به بهبود سلامت عمومی و کاهش ریسک اختلالات اسکلتی-عضلانی در تکنولوژیست های اتاق عمل گردد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>سهیلا بختیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر طراحی و نصب جاذب صوتی بر زمان بازآوایی و کیفیت گفتار در کلینیک دندانپزشکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7258&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; مواجهه با صدا یکی از شایع ترین عوامل زیان آور در حرفه دندانپزشکی است که می تواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. شرایط آکوستیکی نامطلوب محیط نیز می تواند شرایط را بدتر کرده و منجر به کاهش وضوح گفتار، خستگی شنوایی و کاهش کیفیت ارتباط میان پزشک و بیمار شود. در این راستا، طراحی مداخلات آکوستیکی مؤثر می تواند نقش مهمی در بهبود صوتی ایفا کند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;این پژوهش به صورت تجربی در یک کلینیک دندانپزشکی دانشگاهی انجام شد. پس از اندازه گیری تراز فشار صوت، زمان بازآوایی (RT60) و شاخص انتقال گفتار (STI)، مقدار جاذب پشم سنگ مورد نیاز با فرمول سابین تعیین شد. پنل ها به صورت سازه ای بر روی دیوارهای کلینیک نصب شد و پس از گذشت 24 ساعت، مجددا تراز فشار صوت، RT60 و STI اندازه گیری و جهت تعیین تاثیر مداخله از آزمون های آماری مناسب استفاده شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد تراز فشار صوت قبل و بعد از نصب پنل تفاوت معناداری دارد و پس از اجرای مداخله کاهش یافته است (p-value &lt;0/05). زمان بازآوایی در فرکانس غالب 2000 قبل از مداخله 992/0 ثانیه بود و پس از اجرای مداخله به 599/0 ثانیه رسید (p=0/027, z= 2.207). در رابطه با شاخص انتقال گفتار نیز در مرکز اتاق از 64/0 و سطح &amp;laquo;متوسط&amp;raquo; به 85/0 و سطح &amp;laquo;عالی&amp;raquo; ارتقا پیدا کرد که نشان دهنده افزایش وضوح گفتار است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;طراحی هدفمند مداخله صوتی، توانست شاخص های آکوستیکی کلینیک را به محدوده های توصیه شده نزدیک کند و کیفیت شنیداری فضا را بهبود بخشد. کاهش محسوس زمان بازآوایی و تراز فشار صوت همراه با افزایش شاخص وضوح گفتار بیانگر کارایی بالای این مداخله است. یافته ها نشان می دهد که استفاده از جاذب های صوتی می تواند به عنوان یک راهکار عملی، کم هزینه و قابل اجرا برای ارتقای شرایط آکوستیکی و بهبود ارتباط گفتاری در محیط های درمانی و آموزشی دندانپزشکی به کار گرفته شود و در بهبود تمرکز، رضایت و کارایی نقش مؤثری داشته باشد.</description>
						<author>غلامرضا مرادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل‌سازی رشد حریق و انتقال دود بر اساس ارزیابی ریسک آتش‌سوزی در بیمارستان بلندمرتبه تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7259&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; حساسیت بیمارستان در برابر حریق، به علت محدودیت های حرکتی و هوشیاری جمعیت ساکن، وجود کارکنان متخصص، ارزش زیرساختی در نظام درمان، تجهیزات گران قیمت، به عنوان یکی از دغدغه های مدیریت بیمارستان ها موردتوجه است. همچنین، دود به عنوان یکی از اصلی ترین علل مرگ&amp;rlm;و&amp;rlm;میر ناشی از حریق مطرح است. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت ایمنی حریق و مدل سازی انتشار دود و حریق بر اساس نتایج ارزیابی ریسک حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی در سال ۱۴۰۲- ۱۴۰۳ انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه در سه  گام متوالی شامل ارزیابی ریسک، طراحی سناریو حریق و مدل سازی دود و حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی انجام شد. بخش های آسیب پذیر در برابر حریق با استفاده از روش FRAME شناسایی شدند. سپس، سناریو حریق و استراتژی کنترلی بر اساس علل ریسک شناسایی شده در گام اول و نیز با مرور منابع طراحی گردید. در گام پایانی، مدل سازی دود و حریق با نرم&amp;rlm;افزار CFAST انجام شد و کارایی استراتژی کنترلی مورد بررسی قرار گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;از میان بخش های مورد ارزیابی بیمارستان، بخش بستری واقع در طبقه دهم به دلیل تجمع چندین رفتار ناایمن و بخش انبار واقع در طبقه منفی یک به علت انبارش نامناسب و دسترسی ناکافی به خروجی اضطراری، دارای ریسک حریق افراد بالاتر از حد مجاز (سطح نامطلوب) ارزیابی شدند. مدل سازی دود و حریق در این دو طبقه، برای دو استراتژی &amp;raquo;وضعیت موجود &amp;laquo;و&amp;raquo;کنترل ریسک &amp;laquo;انجام شد. نتایج مدل سازی در هر دو مورد، تأثیر مثبت استراتژی کنترلی را بر بهبود شاخص های دوز مؤثر کسری (FED) و نرخ انتشار حرارت (HRR) نشان داد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; ارزیابی ریسک می تواند دیدگاه روشنی از جزئیات ایمنی حریق ساختمان بیمارستان ارائه دهد. تلفیق نتایج ارزیابی ریسک FRAME با شبیه سازی CFAST، به درک جامعی از وضعیت ایمنی حریق بیمارستان منجر می شود. از این داده ها می توان برای طراحی برنامه های اضطراری و محاسبه زمان خروج ایمن موردنیاز (RSET) بهره برد تا از آسیب های جانی ناشی از گازهای خفه کننده برای ساکنان پیشگیری شود.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>موسی جباری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل تاثیر تغییرات اقلیمی بر میزان استرس گرمایی شاغلین صنایع فولادی کشور</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7260&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;تغییرات اقلیمی یکی از چالش های مهم جهانی است که تأثیرات قابل توجهی بر &amp;nbsp;شاخص WBGT1&amp;nbsp;(شاخص دمای تر گوی سان) و استرس گرمایی کارکنان صنایع فولاد دارد. این پژوهش به  طور خاص بر ارزیابی تأثیر موقعیت جغرافیایی و تغییرات اقلیمی بر میزان مواجهه با استرس گرمایی در صنایع فولاد ایران متمرکز شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این مطالعه کیفی-تحلیلی با بهره گیری از داده های سامانه صبا و اطلس استرس گرمایی شغلی ایران انجام شد. در مرحله نخست، فهرست صنایع فولاد کشور، پراکندگی جغرافیایی، و ظرفیت تولید آن ها در هشت اقلیم مختلف ایران استخراج گردید. سپس، نتایج اندازه گیری شاخص WBGT به عنوان شاخص مواجهه با استرس گرمایی در صنایع فولاد، با همکاری واحدهای صنعتی واقع در اقلیم های مختلف جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای ArcGIS و SPSS استفاده گردید. همچنین، تأثیر تغییرات اقلیمی در سه افق زمانی ۲۰۴۰، ۲۰۶۰ و ۲۰۸۰ &amp;nbsp;بر استرس گرمایی شاغلین &amp;nbsp;صنایع فولادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج &amp;nbsp;این مطالعه نشان دادند که اقلیم G1 (شرق، جنوب شرقی و کویری ایران) &amp;nbsp;وG4 (حاشیه خلیج فارس شامل استانهای هرمزگان، &amp;nbsp;بوشهر، فارس و خوزستان) با بیشترین ظرفیت تولید فولاد کشور، در معرض بالاترین میزان مواجهه با استرس گرمایی ( شاخص WBGT &amp;nbsp;) و کمبود منابع آبی قرار دارند. شاخص WBGT در اقلیم G4 وG6 ( استان گیلان) بالاتر از حد مجاز بوده و در مقابل، اقلیم های G2 (شمال خراسان رضوی، خراسان شمالی، تهران؛ البرز، قزوین، همدان، مرکزی و چهار محال بختیاری) ،G5 &amp;nbsp;(کردستان، کرمانشاه، لرستان) وG7 ( ایلام، کهکیلویه وبویراحمد) کمترین میزان شاخص WBGT را نشان دادند. با توجه به احتمال افزایش دما طبق پیش بینی های اقلیمی در سه افق زمانی ۲۰۴۰، ۲۰۶۰ و ۲۰۸۰ و ضریب همبستگی قابل قبول بدست آمده (40/0) بین دمای روز سالیانه و شاخص WBGT هر اقلیم، تعییرات دمای پیش بینی شده میتواند منجر به افزایش شاخص WBGT بویژه در اقلیم های G3،G6 وG8 &amp;nbsp;شود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به پیش بینی های اقلیمی و الگوی پراکندگی صنایع، توسعه سیاست های اقلیم محور، مدیریت پایدار منابع آبی، و بازنگری در مکان یابی واحدهای صنعتی فولاد ضروری است. این اقدامات می توانند تاب آوری صنعت فولاد ایران را در برابر تغییرات اقلیمی آینده افزایش داده و از مخاطرات سلامت شغلی و زیست محیطی بکاهند.</description>
						<author>فریده گلبابایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل‌یابی معادلات ساختاری روابط میان جو ایمنی، انگیزش ایمنی خودتعیین‌شده و رفتار ایمن در یک صنعت پرخطر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7261&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; ایمنی محیط کار به عنوان یکی از عوامل حیاتی موفقیت سازمان ها و حفاظت از سرمایه انسانی شناخته می شود. رفتار ایمن کارکنان تحت تأثیر عوامل روان شناختی و سازمانی قرار دارد که از آن جمله می توان به جو ایمنی و انگیزش ایمنی اشاره کرد. با توجه به اهمیت تقویت انگیزش ایمنی و کمبود ابزارهای استاندارد بومی در ایران، این مطالعه با هدف بومی سازی مقیاس انگیزش ایمنی خودتعیین شده (SDSM) و بررسی نقش میانجی آن در رابطه بین جو ایمنی و رفتار ایمن کارکنان مجتمع فولاد کویر شهرستان آران و بیدگل انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; این پژوهش تحلیلی-مقطعی در سال ۱۴۰۳ با مشارکت ۲۵۶ نفر از کارکنان خطوط تولید اجرا گردید. ابزارهای جمع آوری داده شامل پرسشنامه جو ایمنی، پرسشنامه رفتار ایمن و نسخه فارسی شده SDSM بود که فرآیند بومی سازی آن شامل ترجمه-بازترجمه، ارزیابی روایی محتوا توسط کارشناسان و تحلیل عاملی تأییدی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و مدل سازی معادلات ساختاری با SmartPLS نسخه ۴ تحلیل شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد جو ایمنی تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار ایمن دارد (608/0=&amp;beta;،001/0&gt;p) و انگیزش ایمنی این رابطه را به طور معناداری میانجی گری می کند (388/0=&amp;beta;،001/0&gt;p). لازم به ذکر است که رابطه مستقیم بین جو ایمنی و انگیزش ایمنی به طور معنی داری منفی بود. مدل پژوهش توانست تقریباً ۴۲٪ از واریانس رفتار ایمن را تبیین نماید (R&amp;sup2; = 0.419)، که نشان دهنده قدرت پیش بینی مناسب مدل است. شاخص های برازش مدل شامل (91/0=NFI، 06/0=SRMR) نشان دهنده تطابق مناسب مدل بودند. همچنین روایی همگرا، روایی واگرا و پایایی سازه ها در سطح قابل قبول تأیید شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته ها اهمیت ایجاد جو ایمنی مثبت و تقویت انگیزش درونی کارکنان را در محیط های پرخطر به منظور کاهش حوادث و ارتقای سلامت سازمانی برجسته می سازند و می توانند مبنای سیاست گذاری ها و برنامه های آموزشی در حوزه HSE قرار گیرند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>رسول عزیزیان شهریور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توسعه و ساخت جاذب صوت طبیعی و زیست‌سازگار از پسماند پوست سخت گردو با رویکرد مدل‌سازی ریاضی و ارزیابی عملکرد آکوستیکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7262&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; با توجه به نگرانی های زیست محیطی و بهداشتی مرتبط با جاذب های صوتی الیاف مصنوعی، نیاز به یافتن جایگزین های طبیعی، پایدار و زیست تخریب پذیر بیش از پیش احساس می شود. پسماندهای کشاورزی مانند پوست سخت گردو به دلیل ساختار متخلخل ذاتی، پتانسیل بالایی در این زمینه دارند. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی جامع خواص آکوستیکی کامپوزیت های ساخته شده از پوست گردو و بررسی تاثیر پارامترهای کلیدی طراحی مانند ضخامت و میزان خردایش بر عملکرد جذب صوتی آن ها است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار: &lt;/strong&gt;در این مطالعه تجربی و تحلیلی، نمونه های جاذب صوت متخلخل گرانوله از پوست گردو در سه سطح خردایش (کم، متوسط و زیاد) و چهار ضخامت (۲۰، ۴۰، ۶۰ و ۸۰ میلیمتر) ساخته شدند. ضریب جذب صوتی نمونه ها با استفاده از روش استاندارد لوله امپدانس اندازه گیری شد. به منظور درک ساختار داخلی و مورفولوژی، از میکروسکوپ الکترونی نشر میدانی (FESEM) استفاده گردید. در نهایت، نتایج تجربی با پیش بینی های دو مدل ریاضی معتبر Slanted Slit (SS) و Non-uniform pore size distribution (NUSPD) مقایسه و اعتبارسنجی شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که افزایش ضخامت و میزان خردایش، هر دو به طور معناداری عملکرد جذب صوتی را بهبود می بخشند. افزایش ضخامت از ۲۰ به ۸۰ میلیمتر در نمونه های با خردایش زیاد، قله جذب را از فرکانس ۲۰۰۰ هرتز به ۶۳۰ هرتز (محدوده فرکانس های میانی) منتقل کرد. همچنین، افزایش میزان خردایش در ضخامت ثابت ۸۰ میلیمتر، ضریب جذب را در فرکانس ۶۳۰ هرتز از ۰.۴۸ به ۰.۹۷ (نزدیک به جاذب کامل) ارتقا داد. این بهبود عملکرد ارتباط مستقیمی با افزایش همزمان چگالی، تورتوزیته و مقاومت به جریان هوا داشت که در اثر فرآیند خردایش شدید رخ می دهد. مدل های ریاضی نیز بالاترین انطباق را با نتایج تجربی نمونه های با خردایش زیاد نشان دادند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;پسماند پوست گردو، به ویژه پس از فرآوری مکانیکی از طریق خردایش شدید، یک ماده جاذب صوت بسیار کارآمد، پایدار و زیست سازگار است. فرآیند خردایش با فعال سازی تخلخل های درونی ماده، ساختار آکوستیکی آن را بهینه کرده و عملکردی مطلوب در بازه فرکانس گفتار (۵۰۰ تا ۲۰۰۰ هرتز) ایجاد می کند. این ماده پتانسیل بالایی برای استفاده به عنوان جایگزین جاذب های مصنوعی در کاربردهای داخلی مانند کنترل نویز در ساختمان ها و فضاهای بسته را داراست.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمد فریدن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی پیامد انتشار گاز سولفید هیدروژن با استفاده از نرم‌افزار PHAST در واحد بازیابی گوگرد شرکت پالایش نفت آبادان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7263&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: واحدهای صنعتی مانند پالایشگاه های نفت با خطرات ناشی از انتشار گازهای سمی و قابل اشتعال مواجه هستند. گاز هیدروژن سولفید (H₂S) به دلیل سمیت بالا و اثرات زیست محیطی، از جمله خطرناک ترین آلاینده هاست. هدف این مطالعه، مدلسازی و ارزیابی پیامد انتشار H₂S در واحد بازیافت گوگرد (SRU) پالایشگاه آبادان با استفاده از نرم افزار PHAST برای پشتیبانی از برنامه ریزی ایمنی و استراتژی های کاهش ریسک است.&lt;br&gt;
روش کار: مدل سازی پیامدها با نسخه ۸.۴ نرم افزار PHAST انجام شد. داده های فرآیندی شامل دما، فشار، دبی جریان و آنالیز خوراک، همراه با شرایط هواشناسی (دمای متوسط، رطوبت نسبی و سرعت باد براساس طبقه بندی پاسکویل) برای تعریف سناریوها استفاده شدند. سناریوها شامل پارگی جزئی خط لوله، نشتی با دبی متغیر، آزادسازی از لوله کوتاه و پارگی فاجعه آمیز مخزن راکتور بودند. معیارهای کلیدی آسیب شامل آستانه تشعشع حرارتی، فشار موج انفجار و دوز سمیت برای تعیین محدوده های پرخطر به کار گرفته شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
یافته ها: تشعشع حرارتی تا kW/m&amp;sup2; 027/71 مرگ آنی تا شعاع ۷۰ متر ایجاد می کند و فشار بیش از bar 02/0 تجهیزات و سازه ها را تا ۳۵ متر در تابستان تخریب می کند. ابر H2S تا ۱۲۰ متر در جهت باد گسترش می یابد و مرگ فوری کارکنان را موجب می شود. این یافته ها محدوده های پرخطر SRU و اطراف آن را مشخص کرده و بر ضرورت جابجایی پناهگاه ها، نصب سیستم پایش گاز و تأمین تجهیزات حفاظتی تأکید می کند. نتایج محدود به سناریوهای تعریف شده و مفروضات PHAST است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;به سبب عدم مطالعه ارزیابی ریسک در فازهای اولیه و حین بهره برداری، تعیین نقاط ایمن و محدوده با ریسک بالا به همراه اولویت بندی کاهش ریسک ضروری است تا سلامت محیط کار کارکنان و عموم مردم تأمین شود. ارزیابی کامل ریسک شامل تحلیل احتمال وقوع (با نرم افزارهایی مانند SAFETI) و استفاده از مدل های پیشرفته تر (CFD و روش های هوش مصنوعی) برای تحقیقات آینده توصیه می شود.</description>
						<author>محمد رضا سردشتی بیرجندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع دیابت در افراد مواجهه یافته با صدای شغلی: یک مرور نظامند و فراتحلیل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7264&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه: &lt;/strong&gt;صدای شغلی به عنوان یک عامل خطر نوظهور برای دیابت نوع ۲ مطرح است. اگرچه مطالعات پیشین عمدتاً به بررسی پیامدهای شنیداری ناشی از مواجهه با صدا و برآورد خطر نسبی دیابت پرداخته اند، اما شواهد کافی از برآورد شیوع دیابت نوع ۲ در جمعیت های شغلی در معرض مواجهه با صدا وجود ندارد. مطالعه حاضر با هدف مرور نظام مند و فراتحلیل شیوع تجمیعی دیابت نوع 2 در جمعیت های مواجهه یافته با صدای شغلی انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این مرور نظام مند و فراتحلیل، پایگاه های داده Web of Science ، Scopus، Medline (PubMed) و موتور جستجویGoogle Scholar، تا می 2025 جستجو شدند. کیفیت مطالعات با استفاده از مقیاس&lt;br&gt;
&amp;nbsp;Newcastle-Ottawa ارزیابی گردید. شیوع تجمیعی با مدل اثرات تصادفی DerSimonian and Laird &amp;nbsp;برآورد شد و ناهمگونی با شاخصI&amp;sup2; ارزیابی گردید. میزان شیوع تجمیعی براساس روش تشخیص دیابت و نوع مطالعه در زیرگروه ها گزارش شد. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;از میان ۱۱۹۳ مطالعه شناسایی شده، در نهایت ۱۴ مطالعه با مجموع ۹۴۹۷۵ شرکت کننده وارد مرور نظام مند و فراتحلیل شدند. شیوع تجمیعی دیابت نوع ۲ در میان افراد مواجهه  یافته با صدای شغلی برابر با ۹۱/۵ درصد (فاصله اطمینان 95%: ۸۵/۴ تا ۹۸/۶ درصد) برآورد شد. نتایج تحلیل زیرگروه ها نشان داد که شیوع دیابت در مطالعات مبتنی بر روش های تشخیصی بالینی یا پاراکلینیک بالاتر از مطالعات مبتنی بر خودگزارش دهی بود (به ترتیب 31/7 و 73/3 درصد). همچنین، شیوع دیابت در مطالعات مقطعی نسبت به مطالعات کوهورت بیشتر بود (به ترتیب 45/4 و 67/5 درصد).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;یافته ها حاکی از شیوع متوسط دیابت در میان افراد مواجهه  یافته با صدای شغلی بود. این مقدار شیوع بر اساس مطالعات اولیه ی با سطح کیفیت قابل قبول بدست آمد. یافته های این مطالعه بر اهمیت توجه به پیامدهای متابولیک مواجهه با صدا در محیط های کاری تأکید دارند. به کارگیری اقدامات پیشگیرانه مانند پایش صدا، آموزش، استفاده از تجهیزات حفاظت فردی و کنترل دوره ای قند خون در کارگران می تواند به ارتقای سلامت شغلی کمک کند.</description>
						<author>شادی نادریان فعلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>موانع مدیریت ریسک در صنایع آذربایجان شرقی _ مطالعه کیفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/jhsw/browse.php?a_id=7265&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; بیماری های شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابل توجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب می شود، بااین حال، بسیاری از سازمان ها در اجرای آن ناکام می مانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیط زیست&lt;br&gt;
&amp;nbsp;(Health, Safety and Environment) می پردازد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار:&lt;/strong&gt; در این پژوهش، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبه ها به کار گرفته شد. پس از تجزیه وتحلیل مصاحبه ها، کدهای استخراج شده دسته بندی شدند. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شده اند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دسته های اصلی عبارت اند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع می توانند به طور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسک ها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیط های صنعتی، ضروری است که سیاست گذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را به دقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آن ها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرم افزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامه های آموزشی، بازسازی نظام های مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمان های نظارتی و صنایع می تواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.</description>
						<author>سید شمس الدین علیزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
