جستجو در مقالات منتشر شده


95 نتیجه برای ایمنی

عادل مظلومی، علی‌محمد مصدق‌راد، فریده گلبابایی، محمدرضا منظم اسماعیل پور، سجاد زارع، مهدی محمدیان، رمضان میرزایی، ایرج محمدفام، حسن صادقی نائینی، مسعود ریسمانچیان، یحیی رسول زاده، غلامعباس شیرالی، محمود حیدری، یحیی خسروی، حامد دهنوی، ملیحه کلاهدوزی، هانیه اخلاص، میرغنی سیدصومعه، سولماز بالاجمادی، مهدی غرسی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

 
مقدمه: مدیریت استراتژیک، با تعیین جهت حرکت سازمان و تهیه چشم‌انداز استراتژیک و بیانیه مأموریت، زمینه رشد، سودآوری، تولید و گنجاندن برنامه‌های ایمنی و سلامت کارکنان در سراسر سازمان را فراهم می‌کند. همچنین وجود یک برنامه استراتژیک جهت تقویت علمی و کاربردی رشته بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار یکی از اولویت‌های دانشگاهی و صنعتی کشور است. هدف از مطالعه حاضر ارائه برنامه استراتژیک توسعه رشته تخصصی مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار در ایران می‌باشد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات اقدام پژوهی مشارکتی است که در سال 1400 انجام شد. کمیته تدوین برنامه‌ریزی استراتژیک متشکل از 20 نفر از اساتید، کارشناسان و دانشجویان مقطع دکترا بودند طی 14 هفته با تشکیل جلسات منظم هفتگی و با جمع‌آوری اطلاعات درون سازمان و برون سازمان و تحلیل محیط داخلی و خارجی سازمان و شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در محیط اقدام به تعیین مأموریت، دورنما، ارزش‌ها و اهداف کلی و اختصاصی سازمان برای سال‌های 1400 تا 1404 نموند. همچنین، اقدامات لازم  برای دستیابی به اهداف تعیین شده شناسایی و برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف در زمینه ارتقای عملکرد رشته تخصصی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار تدوین شدند.
یافته ها: انجام این پژوهش کاربردی منجر به ارزشیابی استراتژیک محیط درونی و بیرونی رشته تخصصی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، تعیـین جهـت استراتژی‌های اساسی، مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی شد. درنهایت هفت هدف اختصاصی و 286 اقدام برای ارتقای عملکرد رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار مشخص شد. در تحلیل SWOT انجام‌گرفته از محیط داخلی و خارجی رشته بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، 27 نقطه قوت، 7 نقطه‌ضعف، 26 فرصت و 12 تهدید به دست آمد. طبق نتایج ماتریس SWOT موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار در موقعیت استراتژی‌های احتیاطی و حفظ شرایط موجود قرار دارد.
نتیجه‌گیری: این برنامه، در راستای برنامه 4 ساله رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار نوشته شده است. در تدوین برنامه به اسناد و سیاستهای ارگان‌های بالادستی توجه شده است. موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، استراتژی محتاطانه است. در این موقعیت می‌توان استراتژی‌های حفظ شرایط موجود را به کاربرد؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود با تمرکز بر استراتژی‌های محتاطانه تا حد امکان نقاط ضعف رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار و ایمنی کار کاهش یابد و قابلیت‌های استراتژیک آن افزایش یابد. رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار به‌تدریج از سال دوم اجرای برنامه استراتژیک می‌تواند بر توسعه فعالیت‌ها متمرکز شود.
علی ناصری، وجیهه هوشیار،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

مقدمه: کووید 19 پاندمی بود که بسیاری از مشاغل را با مشکلات عدیده‌ای روبرو کرد و باعث ایجاد ناامنی زیادی در بین مشاغل شد که کارگران و کارکنان زیادی را با استرس از دست دادن شغل خود دچار مشکلات فراوانی کرد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروند سازمانی با توجه به نقش ناامنی شغلی و ریسک ادراک شده مرتبط با ویروس کرونا در میان کارکنان سازمان تامین اجتماعی مشهد انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد می‌باشند که تعداد آنها560 نفر است. حجم نمونه براساس جدول مورگان و با استفاده از روش غیرتصادفی دردسترس تعداد 225 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد وو و همکاران (2022) است که جهت بررسی روایی، از روایی سازه و روش تحلیل عاملی تاییدی بهره برده شد و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد، نتایج نشان داد که پرسشنامه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است. همچنین، تجزیه و تحلیل داده‌ها به روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار smart pls انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروندی سازمانی و ریسک ادراک شده کرونا تاثیرگذار است. همچنین، ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر ناامنی شغلی درک شده تاثیر مثبت دارد. اما ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار نیست و رابطه بین اقدامات مدیریت ایمنی محل کار و رفتار شهروندی سازمانی را میانجی‌گری نمی‌کند. اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر ناامنی شغلی درک شده تاثیرگذار است و ناامنی شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار است.
نتیجه‌گیری: از یافته‌های پژوهش می‌توان چنین استنباط کرد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار یکی از مهم‌ترین برنامه‌ها و استراتژی‌های سازمان‌ها در افزایش رفتارهای شهروندی و همراهی کارکنان از طریق پشتیبانی و حمایت کارکنان و فراهم کردن شرایط ایمنی در سازمان است.

 
فاطمه فصیح رامندی، فریده گلبابایی، هادی شکیبیان، سید محمد اسدزاده، محمدرضا منظم اسماعیل پور،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: انتخاب درست و استفاده مناسب از تجهیزات حفاظت فردی، یکی از راهکارهای بسیار مهم در حفظ سلامتی و ایمنی کارکنان می‌باشد. لازمه انتخاب درست، شناخت معیارهایی است که در گزینش تجهیزات حفاظتی مد نظر قرار می‌گیرند. مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت و معیارهای لحاظ شده در انتخاب تجهیزات حفاظت از سیستم تنفسی و شنوایی در صنایع استان تهران انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده، که روی 400 نفر از کارشناسان و متخصصان ایمنی و بهداشت حرفه‌ای شاغل در صنایع استان تهران در سال 1401 انجام شد. به منظور آگاهی از معیارهایی که جهت انتخاب تجهیزات حفاظتی مد نظر قرار می‌گیرند، از چک‌لیست و پرسشنامه‌ محقق‌ساخته (نسخه فیزیکی و آنلاین) استفاده شد. چک‌لیست حاوی یک سری سوالات جمعیت شناختی و تخصصی و پرسشنامه‌ حاوی سوال باز در مورد معیارهای انتخاب تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی بود. از نرم افزار SPSS-v21 و Excel-2016 به منظور آنالیز آماری داده‌ها و ترسیم نمودارها استفاده شد.  
یافته ها: میانگین سن و سابقه کاری شرکت‌کنندگان به ترتیب 66/38 و 78/11 سال بود. از بین شرکت‌کنندگان، به ترتیب 3/48% و 7/47% آن‌ها کیفیت و 5/42% و 5/39% از آن‌ها کمیت تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی موجود در واحد تولیدی/ صنعتی تحت نظارت خود را تایید نکرده و 3/56% آن‌ها اذعان نمودند که هیچ مسئولیتی در خصوص تهیه یا تایید این تجهیزات در محیط کار خود ندارند و این مسئولیت اغلب بر عهده کارپردازان، کارفرما و مسئولین خرید/تدارکات می‌باشد. همچنین در بررسی معیارها، در مجموع به ترتیب 27 و 29 معیار در ارتباط با تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی توسط شرکت‌کنندگان در مطالعه عنوان شد که پرتکرارترین آن‌ها معیارهایی چون نوع و غلظت آلاینده‌های تنفسی، کیفیت و جنس اجزاء تشکیل‌دهنده، قیمت و کارایی فیلتراسیون در ارتباط با حفاظ‌های تنفسی و شاخص کاهندگی صدا، کیفیت و جنس گوشی‌های ایمنی، قیمت و راحتی استفاده-کننده در ارتباط با حفاظ‌های شنوایی بود. توزیع فراوانی معیارهای شناسایی شده نیز حداقل 3/0 % و حداکثر 38% بود.
نتیجه گیری: فراوانی بالای گزارش شده در خصوص عدم دخالت و رضایت کارشناسان از تناسب تجهیزات حفاظتی و نیز فراوانی ناچیز اغلب معیارهای مطرح شده، نشان می‌دهد که با وجود اهمیت زیاد مساله انتخاب درست تجهیزات حفاظت تنفسی و شنوایی، این مساله در صنایع مورد بررسی آنچنان مورد توجه قرار نگرفته و مستلزم بررسی‌های بیشتر و ارائه راهکارهای عملیاتی و کاربردی جهت بهبود وضعیت می‌باشد.
 
موسی جباری، حسن صادقی نائینی، پروین سپهر،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: سقوط از ارتفاع یکی از حوادث شایع در محیط کاری ساخت و ساز می‌باشد. استفاده از وسایل حفاظت از سقوط فردی  مناسب از قبیل هارنس‌های ایمنی، یکی از راه‌های کنترلی موثر در این خصوص می‌باشد. در این مطالعه به بررسی سیستماتیک طراحی هارنس‌های ایمنی و اثرات تعلیق پرداخته شده است.
روش کار: در این مطالعه مروری سیستماتیک، مقالات منتشر شده در مجلات علمی در خصوص ایمنی سقوط و طراحی هارنس‌های ایمنی و پیامدهای ناشی از سقوط هنگام استفاده از هارنس در طی سال های2000 تا 2021 مورد بررسی قرار گرفت. جستجو با استفاده از  8 کلمه کلیدی هارنس تمام بدن، سیستم توقف سقوط، هارنس صنعتی، هارنس ارگونومی، طراحی هارنس، استاندارد‌های هارنس، حفاظت از سقوط و تجهیزات حفاظت فردی در مقابل سقوط با معادل انگلیسی در پایگاههای داده‌ای معتبر  انجام گردیده و مقالات مرتبط جمع‌آوری و انتخاب شدند. بعد از استخراج داده‌های مورد نیاز تقسیم بندی و آنالیز مطالعات انجام گردید  
یافته ها: براساس کلمات کلیدی مورد استفاده، 101 مقاله جمع‌آوری گردید و در نهایت پس از بررسی‌های انجام شده 23 مقاله مرتبط انتخاب و وارد مطالعه اصلی شد. مقالات انتخاب شده در دو گروه  شامل «طراحی هارنس‌ها و بهینه‌سازی سیستم‌های توقف سقوط» و  «مطالعات مربوط به پیامدهای تعلیق از ارتفاع و اثرات آن» تقسیم بندی شدند. مطالعات انجام شده نشان داد که 34/7  درصد از مطالعات در خصوص ایمنی هارنس، 34/7  درصد در خصوص ارگونومی هارنس، و 30/3 درصد مطالعات به بررسی پیامد تعلیق پرداخته‌اند. نتایج نشان داد بیشتر مطالعات در این خصوص در امریکا (39/7% از مقالات مورد بررسی) انجام گردیده است. 
نتیجه‌گیری: علایم و تغییرات فیزیولوژیک در زمان تعلیق هارنس بوجود می‌اید. هیچ مطالعه‌ای تاکنون به مرگ ناشی از تعلیق هارنس اشاره نکرده است. لوازم جانبی مناسب برای هارنس‌ها می‌تواند زمان تحمل تعلیق را طولانی‌تر کند. بیشترین مشکل در خصوص طراحی ارگونومیک هارنس‌ها وجود دارد. 
 
معصومه خوش کردار، رضا سعیدی، امین باقری، محمد حجارتبار، محمد درویشی، رضا غلام نیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: به منظور شناسایی و بررسی اثرات ظهور فناوری در صنعت و به خصوص صنعت معدن، در این مطالعه تاثیر استفاده از سامانه‌های هوشمند ماشین‌آلات، شامل سیستم نظارت بر سلامت خودرو (VHMS: Vehicle health monitoring system)، سیستم کنترل هوشمند عملیات معدنکاری (Dispatching) و سنسور پایش فشار باد لاستیک (TPMS: Tire pressure monitoring system) بر پارامتر‌های بهداشت، ایمنی، محیط‌زیست و نگهداشت پیشگیرانه در صنعت معدن مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که در دو بازه زمانی قبل و بعد از به کارگیری سیستم‌های هوشمند ماشین آلات معدنی انجام شده است. در ابتدا پارامتر‌های بهداشت، ایمنی، محیط‌زیست و نگهداشت پیشگیرانه شناسایی شد، سپس با مقایسه و تحلیل وضعیت و استفاده از روش دلفی، پارامتر‌های منتخب پیش‌و پس از راه اندازی سامانه‌های هوشمند ماشین‌آلات معدنی و میزان اثربخشی استفاده از این سامانه‌ها تعیین گردید. 
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که به کارگیری سیستم‌های هوشمند ماشین آلات معدنی با فرض ثابت بودن شرایط محیطی منجر به کاهش حوادث تجهیزاتی به میزان ۳/۳۳ درصد، افزایش عمر مفید لاستیک ۱/۷ درصد، کاهش مصرف سوخت ۶/۱۴ درصد، کاهش میانگین زمان خاموشی ماشین جهت تعمیر ۵/۲۵ درصد و افزایش مطابقت با برنامه نگهداشت ۷/۵ درصد شده است.
نتیجه‌گیری: استفاده از سامانه‌های هوشمند ماشین آلات معدنی می‌تواند اثرات مثبتی در زمینه ایمنی ماشین آلات، کاهش اثرات زیست‌محیطی از جمله مصرف سوخت و همچنین بهبود شرایط نگهداشت ماشین‌آلات سنگین داشته باشد که این امر منجر به بهبود شرایط استخراج و کاهش هزینه‌ها می‌گردد.
 
مهران ملکی روشتی، زهرا نقوی کنجی، سیاوش اعتمادی نژاد، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه:  فرایند برپایی اسکلت فلزی به‌عنوان یکی از خطرناک‌ترین فعالیت‌ها در صنعت ساخت‌وساز شناخته می‌شود. همچنین این فرایند از نظر ایمنی و بهداشت شغلی، بسیار پرخطر محسوب می‌گردد. لذا هدف پژوهش حاضر، آنالیز کیفی ریسک برپایی اسکلت فلزی و مدل‌سازی آن با استفاده از روش آنالیز تشدید عملکردی (FRAM) است.
روش کار: در مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر، ابتدا بازدیدی از سایت برپایی اسکلت فلزی یک برج بلندمرتبه درحال ساخت در یک شرکت ساختمانی جهت شناسایی فرایندهای اصلی در پروسه برپایی انجام گردید. سپس با 33 نفر از کارگران شاغل در این فرایند، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و انتها باز، صورت گرفت. داده‌های حاصل از مصاحبه و مشخصات فرایند، جهت تجزیه‌وتحلیل و مدل‌سازی روابط پیچیده و تعاملات بین وظایف روزانه در نرم‌افزار FRAM Model Visualiser (FMV) وارد گردید.   
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد، در 4 عملکرد از 19 عملکرد اصلی اجزای سیستم شناسایی شده، به‌دلیل تعاملات پیچیده مابین عملکردهای فنی، انسانی و سازمانی، پتانسیل بی‌ثباتی و شکست وجود دارد. اعمال تشدید در مدل گرافیکی سیستم نشان داد درصورت نادیده گرفتن فعل‌وانفعالات در 4 عملکرد شامل هماهنگی با ریگر باتجربه، آماده‌سازی تاور کرین، تثبیت قطعات در محل نصب و اجرای طناب نجات، ممکن است ریسک‌هایی جبران‌ناپذیری بر سیستم تحمیل گردد.
نتیجه گیری: یافته‌ها نشان داد، ارزیابی کیفی ریسک و مدل‌سازی پروسه برپایی اسکلت فلزی با به‌کارگیری روش FRAM برای درک شرایط غیرخطی و پویایی ناشی از تشدید بین تعاملات فنی-اجتماعی، می‌تواند تحلیل جامعی از وضعیت ایمنی سیستم ارائه دهد. 
 
سید حسین نظیری، مصطفی پویاکیان، صدیقه صادق‌حسنی، سمیه فرهنگ دهقان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: در اثر پیشرفت چشمگیر فناوری نانو، افزایش مصرف نانومواد مهندسی‌شده، شکاف اطلاعاتی و عدم قطعیت‌های موجود در رابطه با ‏مخاطرات محصولات جدید نانو، توسعه و بکارگیری چارچوب‌ها و ابزارهایی که بتواند از منظر حفظ سلامت انسان و محیط‌زیست، ‏به شناسایی مخاطرات، کاهش احتمال مواجهه و کنترل ریسک نانومواد مهندسی‌شده بیانجامد، مورد توجه مراجع مختلف قرار ‏گرفته است. با‌ این حال، در اغلب رویکردهای ارزیابی یا مدیریت ریسک نانومواد مهندسی‌شده، تمام معیارهای مورد نظر برآورده ‏نمی‌شوند. این مطالعه با هدف بررسی و معرفی چارچوب‌ها و ابزارهای توسعه یافته مختلف برای نانومواد مهندسی‌شده در حوزه ‏مدیریت ریسک ایمنی، بهداشت و محیط‌زیست در فناوری نانو انجام گردید.‏
روش کار: جستجوی چارچوب‌ها و ابزارهای مربوطه در پایگاه‌های داده ‏Scopus، ‏Web of Science‏ و مراجع ‏NIOSH، ‏ECHA‏ و ‏ISO‏ با ‏استفاده از کلید واژه‌های «نانومواد مهندسی‌شده»، «چارچوب»، «ابزار»، «مدیریت ریسک»، «مواجهه شغلی»، «محیط‌زیست»، ‏‏«ارزیابی ریسک» و «فناوری نانو» انجام شد. از بین نتایج جستجو، چارچوب‌ها و ابزارهای مدیریت و ارزیابی ریسک ایمنی، بهداشتی ‏و زیست‌محیطی که به طور مستقیم به مخاطرات، اثرات بالقوه و مدیریت ریسک داده‌های نانومواد مهندسی‌شده پرداخته‌اند، برای ‏مطالعه انتخاب گردید.‏  
یافته ها: از میان نتایج بدست آمده، 17 چارچوب مدیریتی و 11 ابزار ارزیابی توسعه یافته در حوزه مدیریت ریسک شغلی، سم‌شناختی و ‏زیست‌محیطی در رابطه با مخاطرات نانومواد مهندسی‌شده انتخاب شده، مورد معرفی و بحث قرار گرفت. چارچوب‌ها و ابزارهای ‏مختلف با هدف شناسایی و ارزیابی مخاطرات بالقوه و ریسک ناشی از مواجهه با نانومواد مهندسی‌شده از منظر دامنه، اهداف، ‏رویکردهای ارزیابی ریسک و خروجی تفاوت داشته و کاربردهای مختلفی را ارائه می‌کنند.‏
نتیجه گیری: چارچوب‌ها و ابزارهای مختلف توسعه یافته در رابطه با ارزیابی و مدیریت ریسک‌ نانومواد مهندسی‌شده، هر یک دارای قابلیت‌ها، ‏کاربردها و محدودیت‌های به خصوصی بوده که می‌تواند سازمان‌ها را در نیل به اهداف ایمنی، بهداشت و محیط‌زیست در حوزه ‏فناوری نانو یاری نماید. در حال حاضر، هیچ اتفاق نظری در مورد بهترین ابزار ارزیابی یا چارچوب مدیریت ریسک نانومواد وجود ‏ندارد و نیاز به تحقیق، توسعه و همکاری بیشتر در این حوزه برجسته می‌باشد.‏
 
بهزاد غلامی، موسی جباری، داود اسکندری،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: یکی از راه های تولید برق در نیروگاهها استفاده از توربین های گازی و ژنراتور های همراه می باشد. این تجهیزات به علت استفاده از گاز متان به عنوان سوخت مشعل ها و سرعت دوران بالا، دارای سطح شاخص DOW بالایی می باشند، بنابر این درصورتی‌که شرایط مخاطره‌آمیز در توربین گازی توسط سیستم ابزار دقیق ایمنی کنترل نگردد و فرآیند به حالت ایمن هدایت نشود، وقایع فاجعه باری مانند آتش‌سوزی و انفجار و آسیب به اموال و افراد و همچنین قطع فرآیند تولید برق در طولانی مدت رخ خواهد داد، بنابراین می‌توان سیستم‌های ابزار دقیق ایمنی توربین‌های گازی را به‌عنوان «سیستم‌های ایمنی بحرانی» در نظر گرفت، لذا بایستی سطح قابلیت اطمینان و دسترسی عملکرد آن‌ها مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف از این تحقیق، تعیین (Determination) 
و تایید (Verification) سطح یکپارچگی ایمنی مربوط به عملکرد سیستم ابزار دقیق ایمنی جهت از سرویس خارج کردن توربین گازی و ژنراتور در یک نیروگاه سیکل ترکیبی می‌باشد. 
روش کار: در این مطالعه سطح یکپارچگی ایمنی با استفاده از دو روش نمودار ریسک کالیبره شده (CRG) و آنالیز لایه های حفاظتی مستقل (LOPA) تعیین گردید و جهت تایید سطح یکپارچگی ایمنی الزامات مربوط به خرابی های تصادفی سخت افزار (Random Hardware Failure)، تحمل خطای سخت افزاری (Hardware Fault Tolerance) و قابلیت سیستماتیک (Systematic Capability)، مطابق با استاندارد IEC 61511 و IEC 61508 در نظر گرفته شده است.   
یافته ها: نتایج مطالعه موردی در توربین گازی و ژنراتور نشان داد که روش LOPA نسبت به CRG روش کمی‌تری می‌باشد و جزئیات بیشتری از لایه‌های حفاظتی مستقل را فراهم می‌کند، لذا روش مناسب‌تری برای تعیین SIL می‌باشد. نتایج تایید سطح یکپارچگی ایمنی مربوط به عملکرد سیستم ابزاردقیق ایمنی نصب شده، سطح SIL2 را تایید می کند، که به نتایج حاصل از LOPA نزدیک تر است. 
نتیجه گیری: نتایج حاصله نشان داد که عملکرد سیستم ابزار دقیق ایمنی توربین گازی مورد مطالعه دارای سطح قابلیت اطمینان و دسترسی مناسبی است و به‌خوبی پاسخگوی شرایط مخاطره‌آمیز و انحرافات احتمالی می‌باشد. رویکرد حاضر به مهندسین ایمنی و مهندسین ابزاردقیق کمک می کند، قابلیت اطمینان و قابلیت در دسترس بودن عملکرد سیستم های ابزار دقیق ایمنی تجهیزات فرآیندی خود را محاسبه کرده و از قابل قبول بودن یا نبودن آن اطمینان حاصل کنند. 
یحیی خسروی، فاطمه زهرا شکوریان، نرگس اسحاقی، عنایت اله صیدی، نرمین حسن‌زاده رنگی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: یکی از سؤالاتی که همیشه در ذهن محققان مخصوصاً محققان جوان شکل می‌گیرد این است که پیشرفت علم در حوزه تخصص آنها از چه الگویی پیروی می‌کند و جهت‌گیری مطالعات به چه سمتی است. هدف از این مطالعه، تحلیل محتوای مقالات منتشر شده طی سال های 1390 الی 1400 در مجلات معتبر فارسی در زمینه ایمنی در محل کار و تعیین جهت‌گیری روند علمی مطالعات این حوزه است.
روش کار: کلیه مطالعات منتشر شده طی سال‌های 1390 الی 1400 در مجلات علمی پژوهشی فارسی «سلامت کار»، «بهداشت و ایمنی کار»، «مهندسی بهداشت حرفه ای»، «ارگونومی»، « طب کار « و « بهداشت‌کار و ارتقا سلامت» به روش سرشماری از وبگاه مجلات استخراج شدند. تعداد 595 مقاله منتشر شده بر حسب کدهای مضمونی مشخص شده با نظر متخصصان دسته‌بندی شدند و با استفاده از نرم‌افزار EXCEL 2010 آماده‌سازی و تحلیل داده ها صورت گرفت. 
یافته ها: مضمون «واکاوی خطرات، ارزیابی و مدیریت ریسک» دارای بیشترین درصد فراوانی (18.66%) و مضمون»کاربرد ایمنی در سایر صنایع یا محل کار خاص» دارای کمترین درصد فراوانی (0.34%) است. مضامین «واکاوی خطرات، ارزیابی و مدیریت ریسک»، «بررسی، واکاوی و مدل‌سازی حوادث»، «خطای انسانی و ایمنی»، «عوامل اجتماعی، سازمانی، فرهنگ و جو ایمنی، ایمنی مبتنی بر رفتار» حدود 50% واریانس مقالات منتشر شده را تبیین می‌کند. موضوع «خطای انسانی و ایمنی»  و «بررسی، واکاوی و مدل‌سازی حوادث» در سال‌های اخیر بیش ‌از پیش‌سیر صعودی داشته است.
نتیجه‌گیری: جهت‌گیری موجود بر اهمیت درس‌آموزی از حوادث به ‌عنوان رویکردی واکنشی و مدیریت ریسک، عوامل انسانی و جنبه‌های رفتاری در مداخلات ایمنی به ‌عنوان رویکرد پیشگیرانه تأکید می‌کند. انتظار می‌رود روند توسعه تحقیقات حوزه ایمنی کشور با سیاست‌گذاری‌های جدید در حوزه‌های مختلف ضمن بهره‌گیری از پیشرفت‌های علمی بین‌المللی بر کارکردها و چالش‌های خاص کشور و با رویکرد مسئله ‌محور بهبود یابد. 
 
الهه چوبینه، صابر اعظمی آغداش، علی اسماعیلی، سید شمس‌الدین علیزاده،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: انتشار غیرمنتظره مایعات و گازهای بسیار خطرناک در صنایع شیمیایی فرایندی سال ها گزارش شده است. اگر این مواد به درستی کنترل نشوند، احتمال وقوع فاجعه وجود دارد. در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، موضوع مدیریت ایمنی فرآیند همچنان مورد بحث می باشد. PSM برای مدیریت ریسک پرسنل، اموال، محصول، محیط‌زیست و اعتبار شرکت ایجاد شده است. این مطالعه با هدف بررسی و گردآوری چالش‌ها و دستاوردهای اجرای PSM و توصیه‌هایی جهت بهبود آن انجام شده است.
روش کار: طی یک بررسی سیستماتیک، مجموعه‌ای از مقالات علمی منتشر شده در بازه زمانی 2000 تا 2023، از پایگاه‌های اطلاعاتی مانند Science Direct، Web of Science، PubMed و Scopus انتخاب شدند. پس از بررسی کامل چکیده، عناوین و متون کامل آنها، در نهایت 49 مقاله برای ورود به پژوهش انتخاب و بر اساس معیارهای مختلف از جمله سال انتشار، نویسندگان، دستاوردها، چالش ها و ... دسته بندی شدند.  
یافته ها: PSM در ایالات متحده به دلیل تعداد بالای صنایع شیمیایی فرآیندی و وجود آن در قالب قانون  OSHA در این کشور، بیشترین مطالعه را داشته است. حوزه های عملیاتی، ممیزی و منابع دارای بیشترین تعداد چالش در مسیر پیاده سازی PSM می باشد و کاهش شدت رویدادهای شیمیایی فرآیندی و افزایش بهره وری از مهمترین دستاوردهای پیاده سازی PSM به شمار می روند.
نتیجه گیری: ایمنی فرایند به‌عنوان یک حوزه بین‌رشته‌ای به مهارت‌های فنی و عملیاتی زیادی نیاز دارد. برنامه‌های مدیریت ایمنی فرایند در طول سال‌ها بهبود یافته‌اند و پیاده‌سازی آنها مؤثرتر شده است؛ ولی با این‌حال، حوادث هنوز اتفاق می‌افتد و با رشد صنایع شیمیایی فرآیندی و افزایش تقاضا، احتمال افزایش تعداد حوادث وجود خواهد داشت. برای دستیابی به تعالی در ایمنی فرایند و حفظ آن، نگاهی عمیق به موضوعات مقررات مبتنی بر ریسک، شایستگی، برتری عملیاتی و درس‌گرفتن از حوادث ضروری است.
 
عباس بهرامی، حسین اکبری، مهدی ملکوتی خواه،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: از آنجایی که استخدام دانش آموختگان برای کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است، هدف از این مطالعه بررسی وضعیت استخدامی دانش آموختگان رشته مهندسی ایمنی و بهداشت حرفه ای از دانشگاه علوم پزشکی کاشان از زمان تأسیس رشته در سال 1375 تا سال 1402 می باشد.
روش کار: مطالعه مقطعی حاضر در سال 1402 انجام شد و وضعیت استخدامی دانش آموختگان را با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بررسی کرد. این پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، 5 سؤال برای افراد بیکار و 60 سؤال برای افراد شاغل بود. تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS v16 انجام شد.  
یافته ها: 229 دانش آموخته در این مطالعه شرکت کردند. نتایج فراوانی افراد شاغل و بیکار در این پژوهش نشان داد که 198 نفر (5/86 درصد) شاغل و 31 نفر (5/13 درصد) در زمان مطالعه بیکار بوده اند. اکثر شرکت کنندگان شاغل، 46 درصد (90 نفر) در بخش صنعت و معدن کار می کنند. بررسی اثربخشی دوره آموزشی مشمولان شاغل در شغل مورد نظر نشان داد که 88 نفر (4/44 درصد) بر این باورند که موضوع دروس تدریس شده با نیازهای کاری در حد متوسط سازگار است. 
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این رشته تحصیلی از نظر شغلی مناسب بوده و احتمال شاغل شدن دانش آموختگان آن بالاست. از طرفی به دلیل رشد صنعت در ایران امید است در آینده نیز روند نیاز به مهندس بهداشت حرفه ای افزایش یابد. با پیشرفت صنایع و گسترش تولید، نیاز به کنترل عوامل زیان آور و ارتقای سلامت کارگران بیش از پیش دیده می شود و این امر باعث می شود دانش آموختگان این رشته در آینده موقعیت شغلی مناسبی داشته باشند. از سوی دیگر، شرایط تحصیلی باید از نظر کیفیت برنامه های آموزشی و درسی دانشگاه ارتقا یابد.
 
پروین سپهر، موسی جباری، حسن صادقی نائینی، علی صالحی سهل آبادی، منصور ضیائی، وحید احمدی مشیران، مریم احمدیان، یونس مهری فر،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: هارنس ایمنی نقش مهمی در جلوگیری از سقوط از ارتفاع دارد. هدف این مطالعه شناسایی علل عدم استفاده از هارنس ایمنی کار در ارتفاع  و بررسی میزان راحتی، رضایت و قابلیت استفاده هارنس های ایمنی با ابزار محقق ساخته در بین کارگران ساختمانی شهر تهران بود.
روش کار: بدین منظور مصاحبه نیمه ساختار یافته ای با کارگران ساختمانی به منظور تعیین عوامل موثر بر عدم استفاده از هارنس انجام گردیده و داده ها وارد نرم افزار10 MAXQDA شد. سپس با توجه به نتایج حاصله که نشان دهنده نارضایتی کارگران از هارنس های موجود بود، میزان راحتی، رضایت و قابلیت استفاده از هارنس با استفاده از پرسشنامه SHUCAT تعیین شد.   
یافته ها: علل عدم استفاده از هارنس ایمنی در 4 گروه شامل عوامل مدیریتی، نگرشی، راحتی و طراحی هارنس و 27 زیر گروه شناسایی شد. میانگین رضایت و راحتی افراد از هارنس های ایمنی 25/6±8/26  بود که نشان می دهد افراد در استفاده از هارنس های ایمنی احساس راحتی و رضایت ندارند. میانگین قابلیت استفاده از هارنس های ایمنی نیز
  60/5 ±70/38 بود که نشان دهنده عدم کاربردپذیری  هارنس میباشد.
نتیجه گیری: طراحی مناسب هارنس ایمنی می تواند باعث افزایش راحتی و رضایت کارگران از هارنس گردیده و نهایتاً باعث افزایش تمایل به استفاده از هارنس گردد. نظرات کاربران و متخصصین می تواند به رفع نقص های موجود در هارنس ها  کمک نموده و منجر به طراحی محصولی بهتر گردد.
آقای علیرضا آذرمهری، دکتر علی کریمی، دکتر عمران احمدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: موانع ایمنی برای کاهش ریسک‌های موجود در صنایع فرایندی و جلوگیری از بروز حوادث حیاتی هستند. با این حال، درک جامع عملکرد موانع ایمنی نیازمند در نظر گرفتن تأثیر عوامل انسانی و سازمانی است. این بررسی سیستماتیک، چارچوب‌ها و روش‌های موجود را برای ارزیابی تأثیر این عوامل بر عملکرد موانع ایمنی مورد بررسی قرار می‌دهد.
روش کار: جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های داده «اسکوپوس» و «وب‌آوساینس»، با رعایت دستورالعمل‌های پریزما انجام شد. جستجو با هدف یافتن مطالعاتی که روش‌هایی را برای ارزیابی تأثیر عوامل انسانی و سازمانی بر عملکرد موانع ایمنی در صنایع فرایندی ارائه داده بودند، انجام شد. سپس داده‌های مورد نیاز از ۱۶ مطالعه وارد شده به پژوهش استخراج گردید.  
یافته ها: ۱۶ مطالعه وارد شده به پژوهش حاضر، روش‌ها و چارچوب‌هایی را ارائه کرده‌اند که در آن، تأثیر عوامل انسانی و سازمانی بر انواع موانع ایمنی، شامل موانع فنی و موانع عملیاتی و انسانی در دامنه گسترده‌ای از صنایع، از جمله نفت و گاز، شیمیایی و فولاد، مورد بررسی قرار گرفتند. «آنالیز ریسک عملیاتی و مانع» یا «BORA» به عنوان چارچوب غالب در میان مطالعات شناسایی شد. مطالعات در مورد موانع عملیاتی و انسانی، که به اقدامات و رویه‌های انسانی وابسته هستند، اغلب عواملی مانند صلاحیت، آموزش، ارتباطات و نظارت را به عنوان عوامل تأثیرگذار بر عملکرد آن‌ها شناسایی کرده و در خصوص موانع فنی، مطالعات بر لزوم ارزیابی عواملی مانند مدیریت تعمیر و نگهداری و رویه‌ها تأکید می‌کنند.
نتیجه گیری: در این پژوهش به بررسی نقش محوری عوامل انسانی و سازمانی در عملکرد موانع ایمنی پرداخته شده و با مرور سیستماتیک روش‌ها و چارچوب‌هایی که برای ارزیابی تأثیر این عوامل بر عملکرد موانع ایمنی در صنایع فرایندی ارائه شده‌اند، نقاط قوت و ضعف هر یک مشخص شد. یکی از یافته‌های کلیدی این پژوهش، تأکید بر اهمیت در نظر گرفتن عدم قطعیت موجود در قضاوت‌های کارشناسان در وزن‌دهی به عوامل انسانی و سازمانی و تعاملات بین این عوامل در توسعه مدل‌های ارزیابی است. در این راستا، تلفیق منطق فازی و شبکه‌های بیزین پیشنهاد شد. پژوهش‌های آتی باید چارچوب‌هایی یکپارچه را توسعه دهند که ضمن حفظ مزایای روش‌های موجود، محدودیت‌های آن‌ها را مرتفع سازند، همچنین دامنه کاربرد این روش‌ها را بر طیف وسیع‌تری از صنایع گسترش دهند.
علی محمدی، محمود صمدیان، علی بهروزی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: یکی از ابزارهای مورد استفاده جهت ارزیابی عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای، مدل مدیریت ایمنی کیفیت جامع (TQSM) می باشد. در مطالعه حاضر، عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای در دو کارخانه تولید روغن خوراکی با استفاده از مدل مذکور مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش کار: 78 معیار در چهار حیطه اصلی مدل TQSM شامل مدیریت کیفیت جامع (TQM)، خطوط راهنمای سیستم مدیریت کیفیت(ISO 9001) ،  برنامه حفاظت داوطلبانه(VPP)  و مدیریت ایمنی فرآیند (PSM) در کارخانه های سبوس مازند و مینو کاسپین، واقع در استان مازندران مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه مطالعه، 20 نفر از هر کارخانه با شرایط مدیر، سرپرست و یا عضو کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار و با حداقل سابقه کار یک سال در آن مسئولیت بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. با توجه به نوع صنعت، دو کارخانه مذکور در زمان انجام این مطالعه دارای سیستم های مستقر و فعال مدیریت کیفیت (ISO 9001)، مدیریت رضایتمندی مشتریان (ISO 10002) و HACCP (تجزیه و تحلیل خطر و کنترل نقاط بحرانی) بودند.   
یافته ها: نتایج نشان داد که مجموع امتیاز کسب شده در کارخانه های سبوس مازند و مینو کاسپین در حیطه های 4 گانه فوق الذکر، به ترتیب 11/52 و 8/51 در حیطه TQM، 94/43 و  5/45 در حیطه 9001 QMS-ISO، 23/45  و  45/46 در حیطه VPP، و 22/30  و 06/30 در حیطه PSM بوده است. مجموع امتیاز کسب شده در مدل TQSM  در شرکت سبوس مازند 51/171  امتیاز و در شرکت مینو کاسپین 81/173 امتیاز بود که معادل 97/54% و 7/55% حداکثر امتیاز قابل دستیابی در این مدل بود. اختلاف معناداری بین میانگین امتیازات کسب شده در 4 حیطه فوق در دو شرکت مشاهده نگردید (05/0 نتیجه گیری: هر دو شرکت از منظر سطح کلی عملکرد مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی در حد متوسط قرار داشتند. معیارهای ارزیابی در چهار حیطه در مدل TQSM نشان دهنده وضعیت های ضعیف و متوسط در زیرحیطه های مورد ارزیابی بود. با استفاده از این مدل، معیارهای سازمانی و عملیاتی نیازمند تلاش و تمرکز بیشتر جهت ارتقاء سطح عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای در دو کارخانه بخوبی متمایز گردید. 
 

آرزو سماک امانی، زهرا نقوی کنجین، ابوالفضل حسین نتاج حسین نتاج، سیاوش اعتمادی‌نژاد،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: بهره‌گیری از نشانگرهای پیشرو در تعیین توانایی و تمایل سازمان‌ها در درس‌آموزی از وقایع مرتبط با ایمنی می‌تواند به طور قابل‌توجهی سیستم‌های مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی را بهبود بخشیده و از وقوع رویدادهای آتی پیشگیری نماید.
روش کار: این پژوهش با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تمایل به درس‌آموزی از تجربیات مرتبط با وقایع ایمنی در میان 352 نقر از اپراتورها و مدیران (با میزان پاسخگویی 92درصد) انجام شد و از ترکیبی از روش‌های کیفی و کمی برای ارزیابی روایی صوری و محتوا، روایی سازه و ضرایب پایایی استفاده کرد.  
یافته ها: ۴۸ گویه از ۴۹ گویه در هر دو پرسشنامه دارای سطوح قابل قبولی از روایی صوری و محتوایی بودند و مقادیر روایی محتوایی پرسشنامه‌ها در بازه ۱- ۸۰/۰ قرار داشت. مقادیر پایایی با روش همسانی درونی (آلفای کرونباخ) و نیز ضریب همبستگی درون طبقاتی، به ترتیب 80/0 و 95/0 برای پرسشنامه اپراتورها و 95/0 و 92/0 برای پرسشنامه مدیران قابل قبول ارزیابی گردید. تحلیل عاملی تأییدی، نشان داد هر دو مدل اندازه‌گیری اپراتورها و مدیران هر کدام با 12، بُعد از روایی سازه بسیار خوبی برخوردارند و با توجه به حجم نمونه بیشتر اپراتورها (۲۷۱ نفر) در قیاس با مدیران (۸۱ نفر)، برازش مدل اندازه‌گیری اپراتورها با شاخص‌های برازش مقتصد و تطبیقی نتایج بهتری را نشان داد. 
نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه درس آموزی از تجارب مرتبط با وقایع ایمنی، ابزاری معتبر و قابل اعتماد برای شناسایی نقاط ضعف یادگیری در سطوح فردی و سازمانی است و می‌تواند به عنوان نشانگر پیشرو برای بهبود فرهنگ ایمنی و فرآیندهای یادگیری از وقایع مورد استفاده قرار گیرد.  
مهدی جعفری ندوشن، امیرهوشنگ مهرپرور، محمدعلی قوه ندوشن، رضا جعفری ندوشن، علی کریمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: ایمنی در مراکز بهداشتی و درمانی برای سلامت و رفاه کارکنان، بیماران و اثربخشی سازمانی از اهمیت بالایی برخوردار است. در سال‌های اخیر مطالعات مختلفی به بررسی ارتباط انواع سبک‌های رهبری و عملکرد ایمنی به عنوان یکی از شاخص‌های ارتقای ایمنی، پرداخته‌اند. مرور سیستماتیک حاضر به بررسی ارتباط بین سبک‌ها و رویکردهای مختلف رهبری با عملکرد ایمنی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی می‌پردازد تا درک بهتری از تأثیرات مثبت یا منفی رهبری بر عملکرد ایمنی کارکنان ارائه دهد و راهکارهایی برای بهبود عملکرد ایمنی در مراکز بهداشتی-درمانی پیشنهاد کند.
روش کار: جستجو در پایگاه‌های  Scopus، Pubmed و Web of Science (ISI) انجام شد. از کلمات کلیدی منعکس‌کننده سبک‌های رهبری، عملکرد ایمنی و کارکنان مراکز بهداشتی درمانی استفاده شد. مطالعات منتشر شده تا انتهای سال 2024 استخراج  و طبق PRISMA و معیارها مورد بررسی قرار گرفت.  
یافته ها: در نهایت 19 مقاله مرتبط انتخاب و وارد مطالعه شد. در طی بررسی مطالعات یازده سبک یا رویکرد رهبری در ارتباط با عملکرد ایمنی در محیط‌های بهداشتی و درمانی مختلف شناسایی شد. این یازده سبک یا رویکرد رهبری شامل رهبری تحول‌آفرین، رهبری مبادله رهبر-عضو، رهبری بازخوردی و ارتباطات با اولویت ایمنی، رهبری اخلاقی، رهبری توانمند ساز، رهبری مخرب و ناهماهنگ (تعامل رهبری تحول‌آفرین و بی‌احترامی)، رهبری تعاملی، رهبری وظیفه محور، رهبری اصیل، رهبری ایمنی و رهبری خدمتگزار  بود. تمام سبک‌ها یا رویکردهای رهبری به‌جز رهبری مخرب و ناهماهنگ، تأثیر مثبت مستقیم یا غیرمستقیم بر عملکرد ایمنی داشتند. همچنین بیشترین تعداد مطالعات (4=n) مربوط به هر یک از سبک‌های رهبری تحول‌آفرین و رهبری مبادله رهبر – عضو بود.   
نتیجه گیری: انتخاب سبک‌های رهبری مناسب می‌تواند به ارتقای ایمنی، کاهش حوادث شغلی و بهبود کیفیت خدمات در محیط‌های بهداشتی درمانی کمک کند. یافته‌های این پژوهش بر ضرورت توسعه سبک‌های رهبری مؤثر و تقویت رویکردهای مدیریتی مناسب برای بهبود ایمنی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد.
کاظم صمیمی، اسماعیل زارعی، محسن امیدوار، جواد قیاسی، پرهام عظیمی، مصطفی پویاکیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی ریسک حریق در مخازن ذخیره‌سازی نفت با چالش‌هایی مانند داده‌های ناقص، متناقض و نامطمئن و به‌ویژه محدودیت شواهد تجربی روبرو است. مطالعات قبلی مبتنی بر شبکه های بیزی بر پایه مقادیر نقطه‌ای اغلب در بازتاب تردیدهای کارشناسان و عدم قطعیت شناختی ناکام می‌مانند. این مطالعه با هدف توسعه و ارزیابی یک چارچوب ترکیبی نوآورانه بر پایه تلفیق نظریه دمپستر-شافر (DST) و شبکه‌های بیزی (BN) انجام شده است تا قابلیت اطمینان ارزیابی ریسک حریق را از طریق در نظر گرفتن میزان «تردید کارشناسان در احتمال وقوع رویدادهای پایه» در چنین محیط‌های صنعتی بهبود بخشد.
روش کار: روش پیشنهادی از نظریه دمپستر-شافر برای مدل‌سازی عدم قطعیت کارشناسی از طریق احتمالات بازه‌ای (اعتماد - مقبولیت) استفاده می‌کند و شبکه‌های بیزی را برای به‌روزرسانی پویا و دینامیک روابط علّی با ورود اطلاعات جدید به کار می‌گیرد. در این مطالعه ترکیب پیچیده نظرات شواهد متعدد با رویکرد DST  از طریق طراحی کدهای محاسباتی در نرم افزارRstudio  انجام شده است. مطالعه موردی بر اساس روش پیشنهادی در یک مجتمع انبار فرآورده های نفتی در سال 1403 پیاده سازی شده است.  
یافته ها: چارچوب ترکیبی DST-BN توانایی برتر خود را در ادغام داده‌های ناقص و متناقض کارشناسان نشان داد و از اعتماد مبالغه آمیز ناشی از برآوردهای نقطه‌ای مربوط به احتمال وقوع رویدادهاجلوگیری کرد. احتمالات بازه‌ای نمایش‌های قابل‌اطمینان‌تری از عدم قطعیت شناختی ارائه دادند و از طرفی تلفیق BN امکان مدل‌سازی علّی قابل ردیابی و قابل به روزرسانی را فراهم کرد. راه‌حل محاسباتی ارائه‌شده کاربرد عملی DST با چند کارشناس را امکان‌پذیر و قدرت ارزیابی ریسک را تقویت نمود.
نتیجه گیری: این پژوهش یک روش ترکیبی مؤثر بر پایه DST-BN برای ارزیابی ریسک حریق در مخازن نفتی با سقف ثابت ارائه می‌دهد که دقت و قابلیت اطمینان را در محیط‌های صنعتی پیچیده بهبود می‌بخشد. با رفع نواقص روش‌های مبتنی بر مقادیر نقطه‌ای و تسهیل مشارکت چندین کارشناس، این چارچوب استنتاج‌های احتمالاتی شفاف‌تر و قابل دفاع‌تر ارائه می‌کند. مطالعات آینده می‌توانند بر یکپارچه‌سازی داده‌های لحظه‌ای حسگرها و سامانه‌های تصمیم‌یار مبتنی بر هوش مصنوعی برای تقویت بیشتر توان ارزیابی پویا متمرکز شوند.
رقیه اسمعلی، الهام اخلاقی پیرپشته، علی عسکری، محسن پورصادقیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: هوش مصنوعی (AI) و دیجیتالی شدن در افزایش سلامت و ایمنی شغلی (OHS)، کاهش حوادث محل کار، بهبود شرایط و افزایش بهره‌وری سازمانی نقش اساسی دارند. این مطالعه به بررسی تأثیرات، چالش‌ها و فرصت‌های این فناوری‌ها در ایمنی محل کار می‌پردازد.
روش کار: این مطالعه مروری روایتی، با جستجو در پایگاه‌های Google Scholar، PubMed، IEEE Xplore و ScienceDirect (۲۰۱۳ تا ژانویه ۲۰۲۵) و استفاده از کلیدواژه‌هایی نظیر «هوش مصنوعی در ایمنی شغلی»، انجام شد. از ۱۲۵ مقاله غربال‌گری شده، ۷۱ مورد بر اساس معیارهای ورود (مقالات فارسی/انگلیسی) انتخاب و با تحلیل محتوای کیفی، چالش‌ها و فرصت‌ها استخراج شدند.    
یافته ها: هوش مصنوعی در پیش‌بینی حوادث، نظارت، بهینه‌سازی فرآیند و تحلیل چالش‌های بهداشت، ایمنی و محیط زیست مورد استفاده قرار گرفته است. با تجزیه و تحلیل داده‌های تاریخی و الگوهای خطر، هوش مصنوعی امکان کاهش ریسک پیشگیرانه را فراهم می‌کند. یادگیری مداوم در مدل‌های هوش مصنوعی، دقت پیش‌بینی و سازگاری محیطی را افزایش می‌دهد. با این حال، مسائل مربوط به کیفیت داده‌ها همچنان پابرجاست؛ تکنیک‌هایی مانند یادگیری انتقالی، راه‌حل‌های بالقوه‌ای ارائه می‌دهند. اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی، خطای انسانی را کاهش می‌دهد، اما چالش‌ها شامل نگرانی‌های اخلاقی و شکاف‌های زیرساختی هستند.
نتیجه گیری: هوش مصنوعی و فناوری‌های دیجیتال از طریق تجزیه و تحلیل پیش‌بینی‌کننده و نظارت بلادرنگ، بهداشت حرفه‌ای و ایمنی شغلی را متحول می‌کنند. برای بهره‌برداری کامل از این مزایا، تلاش‌های آینده باید بر پرداختن به مسائل کیفیت داده‌ها، ایجاد چارچوب‌های اخلاقی قوی و توسعه زیرساخت‌های پیشرفته متمرکز شوند. تحقیقات بیشتر برای پیاده‌سازی عملی هوش مصنوعی در محیط‌های کاری مختلف ضروری است.
 
رسول احمدپور قشلاقی، هادی احمدی وفا، رامین عباسی، پریسا مشعشعی، مهدی فیروزی، مصطفی جوانمردی، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: بیماری‌های شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابل‌توجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب می‌شود، بااین‌حال، بسیاری از سازمان‌ها در اجرای آن ناکام می‌مانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیط‌زیست
 (Health, Safety and Environment) می‌پردازد.
روش کار: در این پژوهش، از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبه‌ها به کار گرفته شد. پس از تجزیه‌وتحلیل مصاحبه‌ها، کدهای استخراج‌شده دسته‌بندی شدند.  
یافته ها: نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شده‌اند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دسته‌های اصلی عبارت‌اند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع می‌توانند به‌طور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسک‌ها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیط‌های صنعتی، ضروری است که سیاست‌گذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را به‌دقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آن‌ها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرم‌افزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی، بازسازی نظام‌های مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمان‌های نظارتی و صنایع می‌تواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.
زهرا بتولی، علی اصغر خواجه وندی، مسعود مطلبی کاشانی، حسین اکبری، ایرج محمدفام، رسول عزیزیان شهریور،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: ایمنی محیط کار به عنوان یکی از عوامل حیاتی موفقیت سازمان‌ها و حفاظت از سرمایه انسانی شناخته می‌شود. رفتار ایمن کارکنان تحت تأثیر عوامل روان‌شناختی و سازمانی قرار دارد که از آن جمله می‌توان به جو ایمنی و انگیزش ایمنی اشاره کرد. با توجه به اهمیت تقویت انگیزش ایمنی و کمبود ابزارهای استاندارد بومی در ایران، این مطالعه با هدف بومی‌سازی مقیاس انگیزش ایمنی خودتعیین‌شده (SDSM) و بررسی نقش میانجی آن در رابطه بین جو ایمنی و رفتار ایمن کارکنان مجتمع فولاد کویر شهرستان آران و بیدگل انجام شد.
روش کار: این پژوهش تحلیلی-مقطعی در سال ۱۴۰۳ با مشارکت ۲۵۶ نفر از کارکنان خطوط تولید اجرا گردید. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل پرسشنامه جو ایمنی، پرسشنامه رفتار ایمن و نسخه فارسی‌شده SDSM بود که فرآیند بومی‌سازی آن شامل ترجمه-بازترجمه، ارزیابی روایی محتوا توسط کارشناسان و تحلیل عاملی تأییدی بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ و مدل‌سازی معادلات ساختاری با SmartPLS نسخه ۴ تحلیل شدند.  
یافته ها: نتایج نشان داد جو ایمنی تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار ایمن دارد (608/0=β،001/0>p) و انگیزش ایمنی این رابطه را به‌طور معناداری میانجی‌گری می‌کند (388/0=β،001/0>p). لازم به ذکر است که رابطه مستقیم بین جو ایمنی و انگیزش ایمنی به‌طور معنی‌داری منفی بود. مدل پژوهش توانست تقریباً ۴۲٪ از واریانس رفتار ایمن را تبیین نماید (R² = 0.419)، که نشان‌دهنده قدرت پیش‌بینی مناسب مدل است. شاخص‌های برازش مدل شامل (91/0=NFI، 06/0=SRMR) نشان‌دهنده تطابق مناسب مدل بودند. همچنین روایی همگرا، روایی واگرا و پایایی سازه‌ها در سطح قابل قبول تأیید شد.
نتیجه گیری: یافته‌ها اهمیت ایجاد جو ایمنی مثبت و تقویت انگیزش درونی کارکنان را در محیط‌های پرخطر به منظور کاهش حوادث و ارتقای سلامت سازمانی برجسته می‌سازند و می‌توانند مبنای سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های آموزشی در حوزه HSE قرار گیرند.
 

صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb