<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> توانبخشی نوین </title>
<link>http://mrj.tums.ac.ir</link>
<description>فصلنامه توانبخشی نوین - مقالات نشریه - سال 1387 جلد2 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1387/5/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی میزان تکرارپذیری مقادیر اندازه گیری شده قدرت عضلات خم کننده عمقی گردن به کمک دستگاه اسفیگمومانومتر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=136&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin: 0cm 0cm 0pt text-align: justify&quot; class=&quot;MsoTitle&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در ارزیابی­های عملکردی، عضلات خم کننده عمقی گردن از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این مطالعه، بررسی میزان تکرارپذیری مقادیر قدرت عضلات خم کننده عمقی گردن به کمک دستگاه اسفیگمومانومتر(دستگاه سنجش فشار خون) بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin: 0cm 0cm 0pt text-align: justify&quot; class=&quot;MsoTitle&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در این مطالعه 30 دانشجوی خانم سالم بین سنین 24- 18 سالگی، به طور داوطلبانه شرکت کردند. حداکثر قدرت عضلات در زمان های متفاوت و به کمک دو آزمونگر مورد ارزیابی قرار گرفت. در هر زمان اندازه­گیری، افراد سه بار حداکثر انقباض ارادی خود را به کار بردند و از بین سه تلاش حداکثر قدرت، برای آنالیز آماری انتخاب شد. از آزمون­های &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: normal font-size: 11pt color: black&quot;&gt;ICC&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ، ضریب همبستگی پیرسون و درصد &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: normal font-size: 11pt color: black&quot;&gt;CV&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; برای اندازه گیری میزان تکرارپذیری در بین زمان­ها، روزها و بین&lt;span&gt; &lt;/span&gt;افراد تست کننده استفاده شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin: 0cm 0cm 0pt text-align: justify&quot; class=&quot;MsoTitle&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; نتایج مربوط&lt;span&gt; &lt;/span&gt;به &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: normal font-size: 11pt color: black&quot;&gt;ICC&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ، ضریب همبستگی پیرسون و درصد &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: normal font-size: 11pt color: black&quot;&gt;CV&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;همگی مؤید تکرارپذیری بالای روش اندازه­گیری قدرت عضلات عمقی به کمک دستگاه فوق بود (91/0&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0) font-size: 11pt font-weight: normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;≥&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: normal font-size: 11pt color: black&quot;&gt;r&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;،8/3 %&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0) font-size: 11pt font-weight: normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;≤ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: normal font-size: 11pt color: black&quot;&gt;CV&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;% و90/. &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Times New Roman&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-weight: normal font-size: 11pt color: black&quot;&gt;ICC ≥&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;).&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin: 0cm 0cm 0pt text-align: justify&quot; class=&quot;MsoTitle&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;بحث:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در این مطالعه دستگاه اسفیگمومانومتر و روش اندازه­گیری به کمک آن برای ارزیابی قدرت عضلات خم کننده عمقی گردن به صورت روشی معتبر ظاهر شد که می­تواند به صورت روشی&lt;span&gt; &lt;/span&gt;مفید در توانبخشی مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author>اصغر رضا سلطانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تهیه آزمون تداعی کلمه و تعیین روایی و پایایی آن در کودکان فارسی زبان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=137&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;هدف و زمینه:&lt;/strong&gt; تحقیق حاضر با هدف تهیه آزمون تداعی کلمه و تعیین روایی و پایایی آن در پایه اول ابتدایی به منظور بررسی یکی از ویژگی‏های معنا شناسی کودکان انجام شده است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این مطالعه به روش توصیفی - تحلیلی و از نوع ابزار سازی و اعتبار سنجی بود. جمعیت مورد مطالعه شامل 20 دختر و 21 پسر بودند. کلمات محرک بر اساس آزمون تداعی کلمه پرفسور گلدفارب تنظیم شد. بر اساس آزمون مذکور کلمات با توجه به 3 ویژگی، از حیث بسامد(پر بسامد، کم بسامد) ، طول کلمه(کوتاه، بلند) ، سطح انتزاع (پایین، متوسط، بالا) و طبقه دستوری (اسم، کلمه، صفت) انتخاب شدند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;ابتدا حدود 180 کلمه از بین کلمات کودکان سال اول ابتدایی از پژوهش واژگان پایه کودکان فارسی زبان انتخاب شده و برای انتخاب و نمره دهی در اختیار صاحبنظران قرار گرفتند. بر اساس نظر صاحبنظران 72 کلمه انتخاب شد که به صورت شفاهی طی 2 مرحله ارزیابی گردید و نوع پاسخ ها از نظر جانشینی و هم نشینی تعیین و با استفاده از آزمون های آماری مک نمار و ضریب کاپا مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که در مرحله اول و دوم آزمون در 3 طبقه دستوری اسم، صفت، فعل ، همبستگی بالایی در هر 3 طبقه در2 مرحله وجود داشت .&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری :&lt;/strong&gt; این یافته ها نشان داد آزمون مورد نظر از روایی و پایایی بالایی برخوردار است و می توان از آن در بررسی رشد واژگانی ، رشد معنا شناسی و به طور کلی رشد زبانی استفاده کرد.&lt;/p&gt;                                                                    


</description>
						<author>سوده خرمیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر زمانی روش محدودیت درمانی  بر روی عملکرد ، هماهنگی و  حرکات اندام فوقانی بیماران همی پلژی بزرگسال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=138&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سکته مغزی، یکی از علل عمده ای است که موجب ناتوانی در جمعیت بزرگسالان می شود. فرد  ترجیح می دهد از اندام غیر مبتلا برای انجام  فعالیتهای مراقبت از خود استفاده کند و به این پدیده «یادگیری عدم استفاده» اندام فوقانی مبتلا گفته می­شود. محدودیت درمانی یکی از انواع مداخلات توانبخشی است که بنظر می رسد توانایی حرکتی و استفاده عملکردی از اندام فوقانی درگیر را در بعضی از بیماران  همی پارزی بعد از سکته مغزی بهبود می بخشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر زمانی روش محدودیت درمانی  بر روی عملکرد، هماهنگی و  حرکات اندام فوقانی بیماران همی پلژی بزرگسال&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این تحقیق، 15 بیمار سکته مغزی در درمان ساختار بندی شده (CIT) که موجب استفاده از اندام مبتلا در فعالیتهای مختلف می شد به میزان 5 روز در هفته، تا 12 هفته و روزی 2 ساعت شرکت کردند و اندام سالم آنها 5 روز در هفته و روزی 5 ساعت در طی 12 هفته محدود شد. جهت ارزیابی حرکتی و زبردستی از تست فوگل مایر و مینوسوتا استفاده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ­ها:&lt;/strong&gt; بر اساس t تست زوجی، در ارزیابی حرکات شانه و آرنج، حرکات مچ، حرکات دست و هماهنگی و سرعت اندام فوقانی سمت مبتلا با تست فوگل مایر اختلاف تغییرات میانگین قبل و بعد از مداخله و در بازه های مختلف زمانی معنی دار بوده است(05/0&gt;p ) و بیشترین افزایش در نمرات تا هفته هشتم بود و از هفته هشتم به بعد افزایش نمرات پیشرفت چشمگیری نداشت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;همچنین در ارزیابی زبردستی با Minnesota Manual Dexterity Test اختلاف تغییرات میانگین قبل و بعد از مداخله و در بازه های زمانی مختلف معنی دار بوده است (05/0&gt;p ) و بیشترین افزایش در نمرات تا هفته دهم بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: اطلاعات حاصل از تحقیق حاضر نشان می دهد که روش محدودیت درمانی حرکتی ممکن است روش موثری جهت بهبود عملکرد باشد و موجب استفاده بیشتر از اندام مبتلا شده و بر یادگیری عدم استفاده غلبه می­کند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نمرات تست فوگل مایر و تست مینوسوتا می­تواند بهبودی مهارتهای عملکردی را نشان دهد.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>مهدی عبدالوهاب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تغییرات زمانبندی عضلات ثبات دهنده لگن و مدت زمان انجام تست SLR در دو گروه افراد سالم و بیماران مبتلا به درد مفصل ساکروایلیاک طی آزمون  SLR فعال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=139&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;انجام تست SLR فعال در بیماران با  دیسفانکشن  مفصل ساکروایلیاک با لرزش و سنگینی و حس درد در مفصل همراه است . در تشخیص دیسفانکشن ساکروایلیاک این تست به عنوان یک تست معتبر تشخیصی، کیفیت انتقال نیرو بین تنه و پا را بررسی می­کند. با توجه به نقش عضلات در ثبات این مفصل و با توجه به اینکه این بیماران به راحتی قادر به انجام تست SLR فعال نیستند، هنوز مطالعه­ای مبنی بر مقایسه تغییرات زمانبندی عضلات در حین انجام این تست و مقایسه مدت زمان بالا آوردن پا بین افراد مبتلا به درد مفصل ساکروایلیاک و افراد سالم نشده است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه 11 زن مبتلا به درد ساکروایلیاک و 15 زن سالم که از نظر سن، قد و وزن مطابقت داشتند، در وضعیت طاق باز طی تست SLR فعال بررسی شدند. ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات رکتوس ابدومینوس، ابلیک اکسترنوس، ابلیک اینترنوس، اداکتور لونگوس ، بایسپس فموریس، گلوتئوس ماگزیموس و ارکتور اسپاین در حین تست  SLR فعال انجام شد. زمانبندی فعالیت عضلات و طول مدت زمان بالا آوردن پا در نرم افزار Data Log بررسی گردید.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ­ها:&lt;/strong&gt; از نظر آماری تفاوت قابل ملاحظه ای در مدت زمان بالا اوردن پا بین دو گروه مشاهده نشد و زمان شروع فعالیت اداکتور لونگوس در بیماران با تاخیر همراه بود) 006/0(P=.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;تاخیر در شروع فعالیت اداکتور لونگوس نشان دهنده تغییر در استراتژی ثبات ناحیه لومبوپلویک است که ممکن است باعث اختلال انتقال نیرو از لگن شود.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>زهره جعفریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی بر روی زبردستی کودکان 7-6 ساله سندرم داون آموزش پذیر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=140&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سندرم داون رایج ترین اختلال کروموزمی است که در آن به دلیل نقص در تجربه حسی مناسب، بسیاری از مهارت های حرکتی درشت و ظریف دچار نقصان می باشد. با توجه به اهمیت زبردستی بر تعامل کودک سندرم داون با محیط و استقلال در فعالیتهای روزمره زندگی، توسعه آن اهمیت بالایی دارد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تحریکات همزمان حسهای سطحی و عمقی بر زبردستی کودکان سندرم داون آموزش پذیر 7-6 ساله بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این تحقیق، 33 کودک سندرم داون آموزش پذیر 7-6 ساله، شرکت و در سه گروه 11 نفره قرار گرفتند. در گروه اول، کودکان به مدت 30 دقیقه، سه بار در هفته، تحریکات حس سطحی دریافت کردند. کودکان گروه دوم در همین مدت تحریکات حس عمقی و کودکان گروه سوم بصورت همزمان، تحریکات حس سطحی و عمقی دریافت کردند. نتایج حاصل از سه گروه پس از 30 جلسه مداخله، که با ارزیابی نهایی توسط آزمون زبر دستی ( purdue peg board ) به دست آمد، با هم مقایسه گردید.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:&lt;/strong&gt; بر اساس آزمون آنالیز واریانس فاکتوریال دوحالتی و آزمون Repeated measurement، اختلاف تغییرات زبردستی بین 3 گروه، معنی دار بود (005 /0 ≥ p ). جهت بررسی روند پیشرفت زبردستی، هر یک از گروهها به صورت جداگانه تحت آزمونRepeated measurement  قرار گرفتند. گروه سوم، روند صعودی معناداری در زبردستی نشان داد (005 /0 ≥ p). گروههای اول و دوم، روند معناداری در بهبود زبردستی نشان ندادند (005 /0 ≥ p ).&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; با توجه به نتایج این تحقیق، می توان پیشنهاد نمود که جهت بهبود زبردستی کودکان سندرم داون و احتمالا در سایر کودکانی که با مشکلات کنترل حرکتی روبرو هستند، می توان از تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی بهره برد .&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>محمد رضا هادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگو‌های فراخوانی عضلات شانه در حرکات ترکیبی پویا در افراد سالم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=141&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;زمینه و هدف: &lt;/b&gt;شانه از پیچیده ترین مناطق بدن محسوب شده و ذاتاً مفصلی بی ثبات است که حرکات در آن بوسیله فعالیت متوالی زوج نیروها تولید و کنترل
می شود. با توجه به بی ثباتی ذاتی شانه و نقش برجسته عضلات در تامین ثبات آن، به منظور ارزیابی تغییرات کنترل حرکتی در حرکات مختلف و کمک به
طراحی برنامه های درمانی مناسب برای شانه درد و ارزیابی تاثیر درمانهای فیزیوتراپی و جلوگیری از ایجاد عوارض حاصله، مطالعه الگوی فعالیت عضلات
D1ext و D1flex کمربند شانه ای در حرکات مختلف در افراد سالم ضروری به نظر میرسد. اما تاکنون هیچ مطالعه ای به بررسی این الگوها در الگوهای
نپرداخته است.
&lt;b&gt;&lt;br&gt;روش بررسی:&lt;/b&gt; 13 داوطلب خانم سالم در آزمون شرکت کردند. متغییرهای وابسته شروع و پایان فعالیت عضله و همچنین توالی فعالیت عضلات (سراتوس
و D1flex انتریور، پکتورالیس ماژور، تراپزیوس (فیبرهای فوقانی)، تراپزیوس (فیبرهای تحتانی)، دلتوئید خلفی و دلتوئید قدامی) سمت غالب در طی الگوهای
در وضعیت ایستاده و با سرعت حرکت 25 درجه در ثانیه محاسبه شد. Data log بوسیله الکترومیوگرافی سطحی و نرم افزار D1ext
مشاهده شد. توالی فعالیت عضلات در دو الگوی حرکتی با یکدیگر متفاوت بوده و D1ext و D1flex &lt;b&gt;&lt;br&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;الگوی خاصی از فعالیت عضلات در الگوهای
نسبت به گونیامتر فلکسشن/ اکستنشن بین ( p=0/ بجز فیبرهای فوقانی تراپزیوس ( 33 (p&lt;0/ همچنین تفاوت معناداری در زمان تاخیری تمامی عضلات( 05
دو الگوی حرکتی مشاهده شد.
&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;این مطالعه نشان داد در افراد سالم الگوی خاصی از فعالیت عضلات حول مفصل اسکاپولو هومرال وجود دارد. برنامه های توانبخشی باید طوری
طراحی شوند که توالی فعالیت و عملکرد وابسته به تکلیف این عضلات را بهبود بخشیده و یا اصلاح کند.

</description>
						<author>سعید طالبیان مقدم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر خستگی بر روی پاسخ  فلکشن - ریلکسیشن  عضلات ارکتور اسپاین در دو گروه افراد سالم و بیماران دارای کمر درد مزمن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=142&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف :&lt;/strong&gt; وجود پدیده فلکشن - ریلکسیشن (FRP ) عضلات ارکتور اسپاین تنه در حرکت فلکشن ،  نشان دهنده سکوت میوالکتریکی بوده که بدنبال انتقال مکانیکال لود به بافت های پسیو دیسکی - لیگامانی خلف ستون فقرات اتفاق می افتد. مطالعات متعددی اختلافاتی را در FRP بین افراد سالم و بیماران کمر درد مزمن (CLBP) گزارش کرده اند. تداوم فعالیت عضلات ارکتور اسپینه در گروه بیماران ممکن است نشان دهنده تلاش بدن جهت ایجاد ثبات بیشتر در ساختار آسیب دیده باشد به این صورت که بدن از طریق یک فعالیت رفلکسی لیگامانی - عضلانی ساختار مورد نظر را از آسیب  و در نتیجه درد بیشتر محافظت می کند. هدف از این مطالعه بررسی اثر خستگی بر روی پاسخ  فلکشن - ریلکسیشن  عضلات ارکتور اسپاین در دو گروه افراد سالم و بیماران دارای کمر درد مزمن بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;strong&gt;روش بررسی :&lt;/strong&gt; 10 خانم دارای کمر درد مزمن و 10 خانم سالم در سنین 20 تا 40 سال دراین مطالعه شرکت کردند. هر دو گروه 5 سیکل کامل فلکشن - اکستنشن را با سرعت کنترل شده توسط مترونوم انجام دادند . سیگنال های الکترومیوگرافی حاصل از عضلات پاراورتبرال T12 و L3 و عضله بایسپس فموریس و همچنین دامنه حرکتی فلکشن لومبار توسط گونیامتر دیجیتال ثبت شد. بعد از آن فرد تست خستگی Sorenson Back Endurance  را انجام می داد . سپس بلافاصله مجددا 5 تکرار حرکت فلکشن - اکستنشن را انجام می داد . &lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها :&lt;/strong&gt; در گروه بیماران بعد از خستگی زاویه فلکشن ستون فقرات در زمان EMG Off نسبت به افراد سالم تفاوت معنا داری  در جهت افزایش نشان داد. بعد از خستگی در هر دو گروه میزان دوره سکوت فعالیت میوالکتریکی نسبت به قبل از خستگی تفاوت معنا داری داشت. در گروه بیماران و افراد سالم فرکانس میانه بعد از خستگی در تست سورنسن به سمت فرکانس های پائینتر شیفت پیدا کرد. &lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری :&lt;/strong&gt; تغییرات ایجاد شده به دنبال یک دوره خستگی در عضلات منجر به تغییر در پاسخ FRP عضلات شد به طوریکه بعد از یک دوره خستگی فعالیت عضلات افزایش یافت. این یافته در گروه بیماران بیشتر بود و نشان دهنده اختلال سیستم نوروماسکولار در این افراد بود. همچنین نقش عضلات در ایجاد ثبات بیشتر در سگمان آسیبب دیده می تواند علت دیگر این افزایش فعالیت عضلانی بعد از خستگی باشد .&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>حسین باقری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر فعالیت شناختی (تکلیف دوگانه) بر روی ثبات پوسچر بیماران مبتلا به پیچ خوردگی مزمن مچ پا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=143&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;رمینه و هدف:&lt;/strong&gt;  پیچ خوردگی مزمن مچ پا یک ناتوانی شایع است که می تواند روی فعالیت روزانه زندگی افراد مبتلا اثر بگذارد. مقالات متعدد اختلال کنترل تعادل در این افراد را نشان می دهد؛ ولی تا کنون هیچ مطالعه ای به بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پوسچر افراد مبتلا به پیچ خوردگی مچ پا نپرداخته است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی :&lt;/strong&gt; ثبات پوسچر در دو گروه سالم و بیمار در 8 وضعیت بر روی دستگاه صفحه نیرو بررسی شد. وضعیتها شامل ایستادن (روی دوپا و روی یک پا) با چشمان باز و بسته بود. همه وضعیتها همزمان با انجام فعالیت شناختی نیز بررسی شدند. میانگین جابجایی مرکز فشار در محور قدامی-خلفی(Rfa) وداخلی-خارجی(Rsw) اندازه گیری شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها :&lt;/strong&gt; دامنه جابجایی در محور  XوY در وضعیت ایستاده روی یک پا و در محور Y در وضعیت ایستاده روی دو پا در گروه بیمارافزایش(P&lt;0.05) یافت. در گروه بیمار و در شرایط تکلیف دوگانه، میزان جابجایی در محور Y در اندام مبتلا کاهش معناداری(P&lt;0.05) را نشان داد. در گروه سالم هیچ اختلاف معناداری در بین شرایط مختلف مشاهده نشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری :&lt;/strong&gt; بیمارانی که دارای سابقه اسپرین مچ پا هستند، دچار آسیب ثبات پوسچر و افزایش نوسانات  COPمی باشند. نظر به اینکه تکلیف دوگانه سبب کاهش نسبی جابجایی مرکز فشار در گروه بیماران شد؛ این روش می تواند تا حدودی به عنوان یک روش ارزیابی و برنامه درمانی جهت به کارگیری عوامل ثبات دهنده مچ پا مطرح گردد.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>محمد رضا هادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
