<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> توانبخشی نوین </title>
<link>http://mrj.tums.ac.ir</link>
<description>فصلنامه توانبخشی نوین - مقالات نشریه - سال 1386 جلد2 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1386/12/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی کیفیت زندگی در بیماران سکته مغزی شهر کرمانشاه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=144&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی شاخص مهمی جهت بررسی نتایج بعد از سکته مغزی است و توصیف وسیعی از بهبود بیماران سکته مغزی را فراهم می­کند. هدف این مطالعه سنجش کیفیت زندگی بیماران سکته مغزی و بررسی تاثیر سن، سطح تحصیلات و مدت زمان سپری شده از سکته مغزی در این بیماران بر کیفیت زندگی می باشد.&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی در یک جامعه محدود و در مقطع زمانی محدود انجام گرفت. جامعه تحقیق شامل 51 بیمار سکته مغزی مراجعه کننده به مراکز جامع توانبخشی و کلینیک­های کاردرمانی، فیزیوتراپی و گفتاردرمانی و مراکز بیمارستانی شهر کرمانشاه بود که پس از ثبت اطلاعات اولیه، با استفاده از پرسشنامه SF-36 کیفیت زندگی آنان مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها: &lt;/strong&gt;با توجه به یافته­های مطالعه حاضر، کیفیت زندگی در تمام خرده­مقیاس­های مقیاس SF-36 به خصوص در خرده مقیاس مشکلات فیزیکی تحت تاثیر سکته مغزی قرار می­گیرد. کیفیت زندگی در این بیماران به سن، داشتن تحصیلات، مدت زمان سپری شده از سکته مغزی، وابسته است.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­ گیری: &lt;/strong&gt;به نظر می­رسد کیفیت زندگی بیماران سکته مغزی با گذشت زمان بهبود می­یابد.&lt;/p&gt;                                                                    

</description>
						<author>ایوب فتاحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه حافظه کاری فضایی و استفاده از راهکارها در کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک با کودکان طبیعی 7 تا 12 سال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=145&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر حافظه­کاری فضایی و استفاده از راهکارها را که از جمله مهمترین کارکردهای اجرایی در انجام تکالیف یادگیری و کنش­های هوشی هستند، در کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک بررسی می­کند.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این پژوهش توصیفی ـ  تحلیلی مقطعی، 40 کودک 7 تا 12 سال در دو گروه 20 نفره شامل کودکان مبتلا به فلج­مغزی دایپلژی اسپاستیک با میانگین سنی 94/8 سال و گروه کودکان طبیعی با میانگین سنی 86/8 بر اساس نمونه­گیری غیرتصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن داده­ها از آزمون توانایی­ها و مشکلات، آزمون عصبی روان­شناختی CANTAB و آزمون هوش ریون استفاده شد. داده­ها نیز با آزمون t مستقل تحلیل شدند.   &lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ­ها:&lt;/strong&gt; کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک در حافظه کاری فضایی با گروه کودکان طبیعی تفاوت داشتند. مقایسه­ی میانگین تعداد خطاها، در 3 حالت مجزا بررسی شد، و نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه وجود دارد ( 05/0 &gt; p )، به جز زمانی که هر دو حالت خطا با هم رخ دهد (05/0 &lt; p). ولی در زمینه­ی استفاده از راهکارها تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 &lt; p).   &lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­ گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به یافته­های فوق پیشنهاد می­شود تا دوره­های توانبخشی شناختی با تمرکز روی مهارت­های اجرایی در درمان بالینی کودکان مبتلا فلج­مغزی دایپلژی اسپاستیک گنجانده شود تا حافظه­کاری را در اعمال و مهارت­های حرکتی پیچیده در آنها بهبود بیشتری یابد.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>غلامرضا علیائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش گرما، تمرین درمانی و روش ترکیبی لیزر، گرما درمانی و تمرین درمانی بر علایم استئو آرتروز )بانوان 65-40 سال(</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=146&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر حافظه­کاری فضایی و استفاده از راهکارها را که از جمله مهمترین کارکردهای اجرایی در انجام تکالیف یادگیری و کنش­های هوشی هستند، در کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک بررسی می­کند.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این پژوهش توصیفی ـ  تحلیلی مقطعی، 40 کودک 7 تا 12 سال در دو گروه 20 نفره شامل کودکان مبتلا به فلج­مغزی دایپلژی اسپاستیک با میانگین سنی 94/8 سال و گروه کودکان طبیعی با میانگین سنی 86/8 بر اساس نمونه­گیری غیرتصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن داده­ها از آزمون توانایی­ها و مشکلات، آزمون عصبی روان­شناختی CANTAB و آزمون هوش ریون استفاده شد. داده­ها نیز با آزمون t مستقل تحلیل شدند.   &lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:&lt;/strong&gt; کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک در حافظه کاری فضایی با گروه کودکان طبیعی تفاوت داشتند. مقایسه­ی میانگین تعداد خطاها، در 3 حالت مجزا بررسی شد، و نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه وجود دارد ( 05/0 &gt; p )، به جز زمانی که هر دو حالت خطا با هم رخ دهد (05/0 &lt; p). ولی در زمینه­ی استفاده از راهکارها تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 &lt; p).   &lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­ گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به یافته­های فوق پیشنهاد می­شود تا دوره­های توانبخشی شناختی با تمرکز روی مهارت­های اجرایی در درمان بالینی کودکان مبتلا فلج­مغزی دایپلژی اسپاستیک گنجانده شود تا حافظه­کاری را در اعمال و مهارت­های حرکتی پیچیده در آنها بهبود بیشتری یابد.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>محمد رضا هادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده بر قدرت و زبردستی افراد فلج مغزی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=147&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: فلج مغزی یک اختلال شایع در جوامع انسانی است که منجر به اختلالات جسمی- حسی زیاد و کاهش توانایی عملکردی فرد می شود. با توجه به تاثیر زبردستی بر عملکرد روزانه، هدف این تحقیق، بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده بر قدرت و زبردستی افراد فلج مغزی بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه بر روی 12 فرد فلج مغزی 8 تا 16 سال (10 پسر و 2 دختر) با میانگین سنی 9/11 سال انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;آزمودنی­ها هفته­ای 3 مرتبه به مدت 6 هفته در تمرینات مقاومتی پیشرونده­ی اندام فوقانی شرکت کردند. قدرت ابداکتورهای شانه و اکستانسور های شانه توسط دستگاه MMT Nicholas  ، قدرت گریپ توسط Jammar Daynamometer و زبردستی با purdue peg board سنجیده شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: قدرت ابداکتور های شانه 4/29%  (0001/0p= )، قدرت اکستانسورهای شانه 1/30%  (014/0p= ) قدرت گریپ 8/9% ،( 048/0p=  ) افزایش داشت و زبردستی ( 016/0 p=) 20% بهبود یافت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: انجام تمرینات مقاومتی پیشرونده می تواند باعث افزایش قدرت اندام فوقانی افراد فلج مغزی و احتمالا بهبود زبردستی شود.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>حسین باقری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رفتار غیرخطی فعالیت عضلات اکستانسورکمر به دنبال بروز خستگی در زنان مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=148&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;نقش عضلات پشتی- کمری در ثبات ستون فقرات مهم است. به دنبال خستگی ناشی از فعالیت مداوم، این عضلات رفتار کنترلی متفاوتی را نشان می دهند. میانه و میانگین طیف فرکانس فعالیت عضلانی، نسبت به گشتاور یا نیروی عضلانی، درصد کمتری تغییر می کنند. اگرچه این پارامترها در بسیاری از تحقیقات معتبر به عنوان بهترین شاخص شناخته می شوند، ولی پیچیدگی رفتار عصبی عضلانی و تغییرات کنترل حرکت و نیز نحوه پردازش سیگنال می تواند دامنه وسیعی از تغییرات اندازه و معیار را به محقق بدهند. با گسترش توانایی های پردازش اطلاعات و سیگنال های مختلف، مباحث کاربرد روش های ارزیابی غیر خطی سیگنال های بیولوژیک نیز مطرح شده  است و امروزه مقالات متعددی در این زمینه وجود دارد. متغیرهای متعددی در این راستا وجود دارد که شامل درصد تکرار پذیری، درصد شناسایی، تحلیل انرژی و غیره است. این تحقیق به دنبال تعیین تغییرات تحلیل انرژی سیگنال به عنوان یک پارامتر غیر خطی در مقایسه با پارامترهای خطی در تعیین میزان بروز خستگی در عضلات اکستانسور کمر است.&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; تعداد 10 زن سالم و 6 زن  مبتلا به کمر درد مزمن غیر اختصاصی در محدوده سنی 30-20 سال در این تحقیق شرکت کردند. ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات ناحیه پشت (T12 )، کمر (L3) و ران (دو سر رانی) در حین فعالیت ایزومتریک عضلات فوق از طریق قرار گرفتن فرد در روشSorenson  بدست آمد. شاخص های خستگی شامل میانه و متوسط طیف فرکانس، و پارامترهای غیرخطی شامل انتروپی و ترند در محدوه زمانی یک ثانیه از فعالیت در قبل و محدوده بروز خستگی محاسبه شدند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ­ها: &lt;/strong&gt;محاسبه متغیرهای مورد تحقیق برای سه عضله مختلف در گروه سالم نشان داد که میانه و متوسط طیف فرکانس، به دنبال خستگی کاهش معنی داری حدود12 تا 20 درصد دارند (05/0p&lt;). در حالی که این کاهش در افراد مبتلا به کمردرد کمتر و بین 4 تا 20 درصد بود (05/0p&lt;). مقایسه انتروپی و ترند بعد از بروز خستگی نشان داد که افزایش انتروپی (120 تا 200 درصد) و کاهش ترند (800 تا2000 درصد) در گروه سالم اتفاق افتاده است (05/0p&lt;). در افراد کمر دردی نیز افزایش انتروپی (65 تا 220 درصد) و کاهش ترند ( 240 تا 500 درصد) معنی داری  بعد از خستگی به وجود آمد (05/0p&lt;). علی رغم عدم معنی داری میانه و متوسط طیف فرکانس در بین دوگروه، اختلاف انتروپی و معنی دارشدن آن در بین دوگروه در قبل و بعد از خستگی در سه عضله مورد آزمایش به دست آمد(05/0p&lt;). &lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt;خستگی در سه سطح از عضلات فوق، به دنبال قرار گرفتن در وضعیت استاتیک اتفاق می افتد که میزان آن برای ناحیه کمری بیشتر است. شاخص های متداول تعیین خستگی تفاوت خوبی را در هر دو گروه نشان دادند ولی در صد تغییرات آن در مقایسه با پارامترهای غیر خطی بسیار کمتر است. به نظر می رسد متغیرهای غیرخطی بویژه انتروپی با حساسیت بیشتری این رفتار آشوبگونه را نشان می دهند.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>سعید طالبیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع کوتاهی همزمان عضلات کاف و همسترینگ در دختران 3  تا 17 ساله در مناطق 3 و20 آموزش و پرورش تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=149&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; با در نظر گرفتن اتصالات&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;عضلات همسترینگ وکاف و ارتباطات بیومکانیکی زانو و مچ، تاثیر متقابل آنها بر عملکرد یکدیگر امری اجتناب­ناپذیر است. علی­رغم شایع بودن کوتاهی این عضلات اطلاعات آماری در ارتباط با کوتاهی همزمان آنها در ایران وجود ندارد ، بررسی شیوع این کوتاهی ها به منظور پیشگیری از عوارض ثانویه ناشی از آن به خصوص درگروه های سنی 3 تا 17 سال ضروری به نظر می­رسد. علاوه بر پیشگیری، توجه به همزمانی این کوتاهی­ها می­تواند در تشخیص و درمان اختلالات عضلانی اسکلتی تاثیر گذار باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;این مطالعه بر روی 3308 دختر سالم در محدوده سنی 17-3 سال صورت گرفت. طول عضله کاف (با تعیین زاویه دورسی فلکشن مچ پا) و همسترینگ (با استفاده از اندازه­گیری زاویه فلکشن هیپ با زانوی صاف یا  SLR) در سمت راست و چپ مورد بررسی قرارگرفتند .&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:&lt;/strong&gt;  نتایج به دست آمده نشان داد که در مجموع، میزان شیوع کوتاهی همزمان عضلات کاف و همسترینگ در دختران 17-3 سال در پای راست20%  و در پای چپ 25% بود. شیوع همزمان این کوتاهی­ها در منطقه 20 در مقایسه با منطقه 3 بیشتر بود و به تفکیک مقاطع در دوره راهنمایی بیشترین شیوع (6/31%) دیده شد. در کل کوتاهی در سمت چپ شایعتر بود. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج به دست آمده نشان دهنده این است که کوتاهی همزمان این دو عضله نسبتا شایع بوده و در  صورت وجود کوتاهی در یکی از عضلات فوق به احتمال وجود کوتاهی در عضله دیگر باید توجه داشت&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>زهرا فخاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معرفی Movement Quick Release در بررسی اثرات کوتاه مدت کشش پاسیو بر شاخص های طول و سفتی عضلات همسترینگ کوتاه شده</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=150&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: انعطاف پذیری عضلات، نقش مهمی در کارایی حرکات و جلوگیری از آسیبهای مفصلی دارد.کشش پاسیو یکی از روشهای رایج جهت افزایش انعطاف پذیری عضله همسترینگ می باشد. ساده ترین متد بررسی اثر بخشی روشهای مختلف کشش عضلات ، اندازه گیری زاویه پوپلیته آل با گونیامتر می باشد . اما از آنجا که این معیار اندازه گیری تنها قادر است طول عضله را بدون در نظر گرفتن تنشن درونی عضله تعیین نماید، قضاوت کاملا صحیحی از انعطاف پذیری را به ما نمی دهد. هدف از این مطالعه بررسی طول و سفتی عضله قبل و بعد از اعمال کشش پاسیو در عضلات همسترینگ کوتاه شده با استفاده از روش  Movement  Quick Release  می باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 14 مرد در محدوده سنی 20 تا 30 سال که دارای  کوتاهی عضله همسترینگ  بودند ( 20 درجه یا بیشتر کمبود اکستنشن در تست اکستنشن پاسیو زانو با متد اندازه گیری زاویه پوپلیته آل) به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. اندازه زاویه پوپلیتئال توسط گونیامتر دیجیتال و میزان سفتی عضلات همسترینگ در دو حالت فلکشن و اکستنشن با استفاده ازروش Quick Release Movement، قبل و بعد از تمرین مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:&lt;/strong&gt; اعمال&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;کشش پاسیو به طور معناداری باعث افزایش طول عضله همسترینگ گردید.)05/0P&lt; ) کشش پاسیو باعث کاهش سفتی در دو حالت اکستنشن و فلکشن شد که این کاهش در حالت اکستنشن معنادار بود. )05/0P&lt; ) &lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های حاصل از این مطالعه  نشان داد بلا فاصله پس از اعمال کشش پاسیو تغییرات معناداری در شاخص های طول و سفتی عضلات همسترینگ کوتاه شده پدید می آید.همچنین ، Movement Quick Release می تواند روش مناسبی جهت تعیین سفتی عضله باشد.&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>آزاده شادمهر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر اختصاصی  دو نوع اسپلینت ولار و دورسال در کاهش اسپاستیسیته دست کودکان فلج مغزی اسپاستیک6-4 سال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=151&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; اسپاستیسیته موجب الگوی ناهنجار، در اندام فوقانی کودکان فلج مغزی می شود که این الگوی ناهنجار، عملکرد دست را در فعالیت­های مختلف و هماهنگی جهت انجام حرکت Grasp &amp; Release محدود می کند و اگر به آن توجه نشود در نهایت سبب کوتاه شدن و کانترکچر انگشتان می­شود. در کاردرمانی، نگرش نوروفیزیولوژیک شامل تکنیک های حرکتی و آموزش و درمان کودک جهت کاهش هیپرتونیسیتی است و نگرش بیومکانیک شامل استفاده از اسپلینت می­باشد. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر دو نوع اسپلینت ولار و دورسال در کاهش اسپاستیسیته و افزایش دامنه حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی اسپاستیک 6-4 ساله بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 20 کودک فلج مغزی اسپاستیک کوادروپلژی 4 تا 6 ساله مراجعه کننده به درمانگاه کاردرمانی دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به دو گروه اسپلینت ولار و گروه اسپلینت دورسال تقسیم شدند. پس از کسب رضایت از والدین و آشنایی آنها با نحوه انجام آزمون و مراحل ارزیابی، هر دو گروه اسپلینت ها را 2 ساعت در روز و 4 ساعت در شب به مدت 12 هفته به کار بردند. در طی این مدت، بیماران هر هفته 3 جلسه درمان Neurodevelopmental Rehabilitation را نیز دریافت کردند. اسپاستیسیته مچ دست غالب بر اساس Modified Ashworth Scale و دامنه حرکتی مچ دست و آرنج سمت غالب با استفاده از گونیامتر مورد ارزیابی قرار گرفتند .&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:&lt;/strong&gt; در گروه اسپلینت ولار، میانگین شدت اسپاستیسیته قبل از مداخله 5/2 و بعد از مداخله 9/1 بود که با انجام آزمون t زوجی در سطح 05/0 = p  این اختلاف میانگین معنادار می­باشد. میانگین کل دامنه حرکتی  مچ دست قبل از مداخله 50/93 درجه و بعد از مداخله 50/123 درجه بود که با انجام آزمون t زوجی در سطح 001 /0 ≥ p این اختلاف میانگین معنادار می­باشد. میانگین دامنه حرکتی اکستانسیون آرنج قبل از مداخله 113 و بعد از مداخله 50/135 بود که با انجام آزمون t زوجی در سطح 001/0 ≥ p این اختلاف میانگین معنادار می­باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; در گروه اسپلینت دورسال، میانگین شدت اسپاستیسیته مچ دست قبل از مداخله 6/2 و بعد از مداخله00/2 بود که با انجام آزمون t زوجی در سطح05/0= p این اختلاف میانگین معنادار می باشد . میانگین دامنه حرکتی مچ دست قبل از مداخله 5/89  درجه و بعد از مداخله 5/118 درجه می­باشد که با انجام آزمون t زوجی در سطح 001/0 ≥ p این اختلاف میانگین معنادار می­باشد. میانگین دامنه حرکتی آرنج قبل از مداخله 50/110 و بعد از مداخله 50/135 بود که با انجام آزمون t زوجی در سطح 001/0 ≥ p این اختلاف میانگین معنادار می­باشد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­ گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو اسپلینت ولار و دورسال درکاهش شدت اسپاستیسیته مچ دست و افزایش دامنه حرکتی مچ دست و آرنج کودکان فلج مغزی اسپاستیک کوادروپلژی تاثیر یکسانی داشته اند. بر اساس شواهد موجود، هر دو اسپلینت جهت درمان اسپاستیسیته و دامنه حرکتی دست پیشنهاد می شود، اما به دلیل ساخت بسیار مشکل اسپلینت دورسال ، جهت درمان اسپلینت ولار پیشنهاد می شود .&lt;/p&gt;                                                                    
</description>
						<author>مهدی عبدالوهاب</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
