<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> توانبخشی نوین </title>
<link>http://mrj.tums.ac.ir</link>
<description>فصلنامه توانبخشی نوین - مقالات نشریه - سال 1393 جلد8 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در عضلات اندام تحتانی، کمری و پشتی در افراد مبتلا به کمردرد مزمن و سالم در طی مرحله ایستایی راه رفتن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5234&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها: &lt;/strong&gt;فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی &lt;/p&gt;</description>
						<author>سعید  طالبیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه گیری زاویه pennation و طول فاسیکل ها به منظور تخمین میزان نیروی عضلات اسکلتی با استفاده از اولتراسونوگرافی  Real-time </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5168&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه و هدف: &lt;/strong&gt;طول فاسیکل های عضله و زاویه pennation را می­توان بصورت غیر تهاجمی با استفاده از روش هایی مثل اولتراسونوگرافی مطالعه نمود. هدف از این مطالعه معرفی طول فاسیکل و زاویه pennation به منظور تخمین قدرت عضلات اسکلتی با استفاده از اولتراسونوگرافی می باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;متدولوژی: &lt;/strong&gt;اطلاعات این مطالعه با مراجعه به Pubmed و رفرانس های معتبر از طریق اینترنت و نیز Full Text های موجود در کتابخانه بر روی 15 مقاله و 30 چکیده در دسترس جمع آوری شده­اند. در جستجو کلمات کلیدی مانند: عضله، Fascicle (فاسیکل)، Pennation angle (زاویه Pennation )، نیرو و اولتراسونوگرافی استفاده شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;اطلاعات دقیق در رابطه با زاویه pennation به منظور پیش بینی نیروی عضله دارای اهمیت است. یافته­ها چنین پیشنهاد می کنند که تغییرات در زاویه pennation فیبرهای عضله رابطه مثبتی با طول فاسیکل­های عضله حین انقباض دارد، در حالیکه ضخامت عضله (فاصله­ی بین آپونوروزها) ممکن است ثابت بماند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;اولتراسونوگرافی Real-time (همزمان) یک روش غیر تهاجمی است که تغییرات معماری عضله را هم در حالت استراحت و هم در حین انقباض استاتیک و دینامیک بررسی می­کند. این روش یک وسیله اندازه­گیری معتبر به منظور تخمین نیروی عضله از طریق اندازه گیری پارامترهای معماری عضله مثل زاویه pennation و طول فاسیکل می­باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها: &lt;/strong&gt;عضله، Fascicle ، Pennation angle ، نیرو، اولتراسونوگرافی &lt;/p&gt;</description>
						<author>اصغر رضا سلطانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر خستگی حاصل از فعالیت پلایومتریک بر الگوی فعالیت عضله راست رانی در مراحل مختلف پرش عمقی دختران فعال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5169&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;table cellspacing=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;0&quot; vspace=&quot;0&quot; hspace=&quot;0&quot;&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td valign=&quot;top&quot;&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;هدف مطالعه حاضر، تعیین اثر خستگی حاصل از یک جلسه تمرین پلایومتریک بر توانایی پرش عمودی و الگوی فعالیت عضله راست رانی پای برتر در مراحل پرش عمقی دختران فعال بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; روش بررسی: &lt;/strong&gt;17دانشجوی دختر با میانگین سنی76/0 ± 5/21سال به­طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل 10 و 7 نفره تقسیم شدند. گروه تجربی یک جلسه تمرین پلایومتریک را اجرا نمود و گروه کنترل هیچ فعالیتی انجام نداد. قبل و پس از انجام تمرین، آزمون پرش عمودی با استفاده از ارگوجامپ و فعالیت الکتریکی عضله راست رانی پای برتر با استفاده از الکترومیوگرافی آزمون شد. نتایج آزمون پرش عمودی، کاهش عملکرد (5/4 = F ؛ 04/0= P ) و خستگی را تایید کرد. سیگنال خام الکترومیوگرافی بر اساس مراحل پرش عمقی، به 3 مرحله تقسیم و فقط 2 مرحله اول تحلیل شد. در هر مرحله، ماکزیمم دامنه فعالیت و زمان کل بدست آمد. برای مقایسه پس آزمون دو گروه از تحلیل واریانس چند متغیره (2×2) استفاده شد . &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; یافته ها: &lt;/strong&gt;پس از یک جلسه تمرین، ماکزیمم فعالیت عضله راست رانی در مرحله 1و2 در گروه تجربی کاهش معناداری را نشان داد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt; نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;تحقیق حاضر نشان داد که خستگی عصبی حاصل از تمرین پلایومتریک در برنامه حرکتی(در مرحله پیش فعالیت) نیز اتفاق می افتد. &lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها: &lt;/strong&gt;پرش عمقی، تمرین پلایومتریک، پرش عمودی، الکترومیوگرافی ، عضله راست رانی </description>
						<author>سمیه احمد آبادی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین نیازهای آموزشی والدین نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5170&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt; &lt;strong&gt; زمینه و هدف &lt;/strong&gt;: تولد یک نوزاد نارس بحران روحی شدیدی را برای والدین ایجاد و آنها را با نیازهای متعددی مواجه میکند. هدف این مطالعه تبیین نیازهای آموزشی والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی انجام گرفت. مشارکت کنندگان 12 نفر شامل 9 والد در بخش مراقبت ویژه نوزادان،2 پرستار و یک متخصص کودکان و نوزادان بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در بیمارستان های اکبرآبادی، علی اصغر، فیروزگر تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش تحلیل محتوا صورت گرفت. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt; یافته­ها &lt;/strong&gt;: تجزیه و تحلیل در نهایت منجر به پیدایش دو درون مایه انتزاعی شده که بیان کننده نیازهای آموزشی والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بود. این درون مایه ها به عنوان: نیاز به آگاهی و اطلاعات در مورد نوزاد نارس ، و نیاز به کسب مهارت در مراقبت و نگهداری از نوزاد نارس معرفی شدند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­گیری &lt;/strong&gt;: بیشتر والدین آگاهی و اطلاعات کافی در مورد نوزاد نداشتند و برطرف سازی این نیازها می تواند به آنها کمک کند حس کنترل بهتری بر شرایط داشته باشند. فهم این نیازها همچنین به تیم مراقبت و درمان نوزاد کمک میکند خدمات بهتری به والدین و نوزاد ارائه بدهند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها &lt;/strong&gt;: نیازهای آموزشی، والدین، نوزادان نارس، مطالعه کیفی &lt;/p&gt;</description>
						<author>فرانک علی آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط شانه دردناک با اختلالات عصبی عضلانی اسکلتی شانه در مبتلایان به پارزی نیمه بدن ناشی از سکته مغزی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5171&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه وهدف: &lt;/strong&gt;شانه دردناک اختلالی شایع پس از سکته مغزی است که شیوع آن در مطالعات گوناگون از 48% تا 84% می باشد. ا ین اختلال توانایی بیمار را برای دستیابی به عملکرد مناسب محدود می سازد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط شانه دردناک با اختلالات عصبی  عضلانی  اسکلتی شانه در مبتلایان به سکته مغزی می باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;این پژوهش به روش مشاهده ای – تحلیلی بر روی 50 بیمار سکته مغزی صورت گرفت. زمان سپری شده از سکته مغزی این بیماران 28 روز بود. نیمه دررفتگی شانه با گرافی قدامی- خلفی ( A-P ) شانه ، اسپاستیسیت ه عضلات شانه با مقیاس دو بار اصلاح شده اشورث (Modified Modified ( Ashworth Sacle :MMAS و اختلالات بافت نرم با تستهای ارتوپدی مورد ارزیابی قرار گرفت. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها &lt;/strong&gt;: شانه دردناک در56% بیماران یافت شد. نیمه دررفتگی شانه در 85 % ( 001/0= P )، تاندونیت سوپرااسپیناتوس در 72% (000/0= P )، تاندونیت بایسپس در 65% (000/0= P ) و درگیری مفصل آکرومیوکلاویکولار در 2/14% (008/0= P )، اسپاستیسیته (عضلات فلکسورآرنج در 7/10% (102/0= P )، اداکتور شانه در 1/7% (055/0= P ) و چرخاننده های داخلی شانه در 1/7% (055/0= P )) و سندروم شانه- دست در 2/14% (055/0= P ) بیماران با شانه دردناک مثبت بود. بنابراین رابطه معنی داری میان شانه دردناک با نیمه دررفتگی شانه و آسیبهای بافت نرم یافت شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری &lt;/strong&gt;: نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد شانه دردناک اختلالی چند عاملی و شایع پس از سکته مغزی می باشد و تنها یک علّت در پیدایش آن نقش ندارد. پیشگیری از بروز شانه دردناک و انجام فیزیوتراپی مناسب در صورت بروز این اختلال می توانند در کاهش ناتوانی پس از سکته مغزی نقش داشته باشند. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها &lt;/strong&gt;: سکته مغزی، شانه دردناک، نیمه دررفتگی، تون عضلانی، سندروم شانه- دست &lt;/p&gt;</description>
						<author>مهدی دادگو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین در افراد کوپر و غیر کوپر فاقد رباط صلیبی قدامی در حین راه رفتن با استفاده از دستگاه پدوباروگراف </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5172&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;مروری بر مقالات حاکی از تغییر میزان مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین در زانوهای دچار پارگی رباط صلیبی قدامی می باشد ولی نحوه دقیق آن در زانوهای این افراد مشخص نمی باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای میزان این نیرو در زانوی دچار پارگی کامل رباط صلیبی قدامی و زانوی بظاهر سالم این افراد از هر دو نوع کوپر و غیر کوپر و مقایسه آنها با افراد نرمال می باشد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی &lt;/strong&gt;: در این مطالعه نیمه تجربی، 16 بیمار دچار پارگی کامل و یکطرفه رباط صلیبی قدامی (8 نفر کوپر و 8 نفر غیر کوپر) و نیز 16 فرد سالم (8 نفر همگن با کوپر ها و 8 نفر همگن با غیر کوپر ها) بعنوان گروه کنترل تحت مطالعه قرار گرفتند.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;کلیه نمونه ها با پای برهنه و با سرعت دلخواه و در یک مسیر 6 متری از روی صفحه دستگاه پدوباروگراف مدل زیریس عبور کردند. نمونه ها طوری عبور کردند که یکبار پای سالم و دفعه دیگر پای صدمه دیده روی صفحه پدوباروگراف قرار گیرد. افراد سالم نیز طوری عبور کردند که پای همگن شده با پای نمونه ها بر روی صفحه دستگاه قرار گیرد. تستها آنقدر تکرار شد تا از هر نمونه 5 تست صحیح بدست آید. معیارهای مورد بررسی در این مطالعه شامل حداکثر نیروی F&lt;strong&gt;&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/strong&gt;Z, F&lt;strong&gt;&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/strong&gt;Z, F&lt;strong&gt;&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt;&lt;/strong&gt;Z در مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین و نیز زمان طی شده تا این اجزاء و نیز کل زمان استانس پای مورد تست بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها &lt;/strong&gt;: نتایج تحقیق حاکی از کاهش معنی دار جزء F1 مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین فقط در افراد غیرکوپر بود. (008/0= P ) در مورد زمان رسیدن به حداکثر اجزاء مولفه عمودی زمین، هیچ تفاوتی بین افراد سالم و بیمار و نیز بین پاهای دچار پارگی رباط و پاهای بظاهر سالم دیده نشد (05/0 &lt; P ) ولی زمان استانس در افراد غیر کوپر بطور معنی داری نسبت به افراد کوپر افزایش داشت (005/0= P ). &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;کاهش جزء نیروی F&lt;strong&gt;&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/strong&gt;Z در مولفه عمودی عکس العمل زمین که در اولین مرحله از تماس پا با زمین رخ می دهد بهمراه افزایش زمان استانس &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آنهم فقط در افراد غیرکوپر حاکی از عدم اتخاذ استراتژی مناسب این بیماران برای تحمل فشار زیاد در مرحله ابتدای راه رفتن و تحمل وزن می باشد. در حالیکه افراد کوپر با اتخاذ استراتژیهای دیگری توانستند خود را با نیروی مرحله ابتدای راه رفتن تطبیق داده و تقزیباٌ شبیه افراد نرمال تحمل وزن نمایند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها &lt;/strong&gt;: مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین، زمان رسیدن به مولفه های نیروی عمودی عکس العمل زمین، ، افراد کوپر و غیر کوپر دچار پارگی رباط صلیبی قدامی، سیستم پدوباروگراف &lt;/p&gt;</description>
						<author>عباس رحیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر آنی و کوتاه مدت(12جلسه‌ای)ویبراسیون کل بدن بر تحریک پذیری موتورنورونهای نخاع در مردان جوان سالم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5173&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;با وجود استفاده گسترده از ویبراسیون کل بدن ( Whole Body Vibration )بویژه در سالهای اخیر، مکانیسم نوروفیزیولوژیک درگیر در آن بخوبی درک نشده است و نتایج مطالعات انجام شده در رابطه با اثرات تسهیلی و یا مهاری آن متفاوت است. هدف این مطالعه مقایسه اثر آنی (یک جلسه­ای) و کوتاه مدت (12جلسه ای)ویبراسیون کل بدن برتحریک پذیری موتورنورونهای نخاع در مردان جوان سالم بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;10مرد جوان سالم غیر ورزشکار (با میانگین سنی 23/2 ± 1/26) داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. افراد در جلسات شم در وضعیت نیمه اسکوات روی ویبراسیون خاموش ایستادند و سپس با فاصله دو هفته­ای تمرین ویبراسیون در همان وضعیت نیمه اسکوات با فرکانس 30 هرتز و دامنه 3 میلی­متر در وضعیت روشن دستگاه انجام شد. جلسات تمرین (شم و ویبراسیون) 12 جلسه (3جلسه در هفته) و هر جلسه شامل 4 ست 1 دقیقه­ای بود که هر هفته 1ست به برنامه تمرینی اضافه شد. منحنی فراخوانی رفلکس H عضله سولئوس قبل و بعد از جلسه اول و دوازدهم در هر دو برنامه تمرینی شم و ویبراسیون ثبت شد. پارامترهای مورد بررسی، شیب صعودی منحنی فراخوانی، دامنه و شدت تحریک آستانه و قله،دامنه موج M در حضور H و نسبت Hmax/Mmax بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته­ها: &lt;/strong&gt;اثر آنی ویبراسیون در جلسه دوازدهم، سبب کاهش معنی­دار دامنه آستانه رفلکس و افزایش معنی­دار شدت لازم برای ثبت دامنه قله شد (05/0 P= ). تمرین کوتاه مدت ویبراسیون، سبب کاهش معنی­دار شدت لازم برای ثبت آستانه منحنی فراخوانی سولئوس شد (01/0 P= )&lt;strong&gt;. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­گیری: &lt;/strong&gt;نتایج نشان دهنده اثر مهاری تمرین آنی ویبراسیون کل بدن روی تحریک پذیری موتورنورونهای نخاع است. به نظر می­رسد تمرین کوتاه مدت ویبراسیون در تسهیل منحنی فراخوانی موثر است و یا سبب افزایش حساسیت دوکهای عضلانی شده است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها: &lt;/strong&gt;ویبراسیون کل بدن، منحنی فراخوانی رفلکس H ، عضله سولئوس، تمرین کوتاه مدت &lt;/p&gt;</description>
						<author>گیتی  ترکمان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه در افراد با پوسچر هایپرلوردوتیک و افراد با لوردوز نرمال حین حفظ ممتدبار استاتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5174&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;انحناهای ستون فقرات به ویژه قوس کمری، نقش مهمی در حفظ یک پوسچر ایستاده مناسب ایفا می­کند و همچنین امکان جذب کارآمد بارهای اعمال شده بر ستون فقرات و افزایش کارایی عضلات ستون مهره­ای را سبب می­شود. برخی محققین چنین استدلال کرده­اند که پوسچرهای افراطی کمر که &quot;هایپولوردوز&quot; و &quot;هایپرلوردوز&quot; خوانده می­شوند، نشان دهنده تغییر فعالیت عضلانی و الگوهای استرس می­باشند به نحویکه تحمل فعالیت­های خاص روزانه را در این افراد کاهش می­دهد.با وجود اهمیت کنترل نوروماسکولار در هماهنگی و حفاظت ستون مهره­ای، اطلاعات کمی در زمینه اینکه انحناهای پشتی و کمری چگونه فعالیت عضلانی را در پوسچرهای غیرطبیعی تحت تأثیر قرار می­دهد، موجود است. به این دلیل ما در این مطالعه سعی کردیم رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه در افراد با پوسچر هایپرلوردوز و افراد با پوسچر نرمال را مورد مقایسه قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این پوسچر غیر طبیعی بر رفتار عضلات ناحیه تأثیرگذار است یا خیر؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;12 فرد با پوسچر هایپرلوردوتیک و 11 فرد با پوسچر نرمال کمری تحت بررسی رفتار الکترومایوگرافی عضلات راست شکمی، مایل داخلی، مایل خارجی و ارکتور اسپاین کمری حین فعالیت حفظ ممتد باری معادل 7 درصد وزن بدن در حالت ایستاده راحت قرار گرفتند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته­ها: &lt;/strong&gt;از نظر آماری تفاوت معناداری در درصد تغییر متغیر MF(Median Frequency) عضلات تنه بین دو گروه مشاهده نشد (05/0 &lt; P ) . درصد تغییر RMS(Root Mean Square) عضلات ارکتوراسپاین و مایل داخلی در سه بازه زمانی، بین دو گروه اختلاف معناداری نشان داد (05/0 &lt; P ) . درصد تغییر RMS عضله راست شکمی بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0 &lt; P ). در عضله مایل خارجی، درصد تغییر RMS در بازه های زمانی اول و سوم تفاوت معنادار بین دو گروه نشان داد (05/0 &gt; P ) . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به نتایج به دست آمده، می­توان گفت که افزایش قوس کمری، به طور معناداری باعث تغییر در سطح فعالیت عضلات تنه در افراد دارای پوسچر هایپرلوردوتیک نسبت به گروه نرمال شده است. بنابراین استفاده از تمرینات اصلاح پوسچر در برنامه درمانی چنین افرادی ضروری به نظر می­رسد. همچنین توصیه می­شود مطالعه مشابه دیگری نیز در فعالیت­های عملکردی دینامیک صورت گیرد تا اطلاعات جامع­تری از اثر اختلالات پوسچرال بر رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه فراهم گردد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها: &lt;/strong&gt;الکترومایوگرافی، هایپرلوردوز، پوسچر، حفظ ممتد بار &lt;/p&gt;</description>
						<author>آزاده شادمهر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ناهنجاری‌های ستون فقرات و تعادل و ارتباط بین آنها در بیماران با سندرم داون</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5175&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;هدف از تحقیق حاضر بررسی ناهنجاری­های ستون فقرات (کایفوز، لوردوز، اسکولیوز پشتی و کمری) و تعادل ایستا و پویا در عقب­ماندگان ذهنی با و بدون سندرم داون و همچنین ارتباط بین آنها در افراد سندرم داون بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش­ بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه 30 دانش­آموز عقب­مانده ذهنی با سندرم داون (میانگین سن 77/1 ± 96/13 سال) و 30 دانش­آموز عقب­مانده ذهنی بدون سندرم داون (میانگین سن 96/1 ± 30/14 سال) شرکت داشتند که به صورت تصادفی هدفدار به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. برای ارزیابی تعادل ایستا از تست اصلاح شده­ی لک لک و برای ارزیابی تعادل پویا از تست راه رفتن پاشنه به پنجه استفاده شد. جهت اندازه­گیری ناهنجاری­های پاسچر از دستگاه اسپاینال موس استفاده شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته­ها: &lt;/strong&gt;نتایج این تحقیق نشان داد که اختلاف معنی­داری بین تعادل ایستا و پویا، کایفوز و اسکولیوز پشتی و کمری در دو گروه عقب مانده ذهنی با و بدون سندرم داون وجود دارد. از طرفی بین تعادل ایستا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری و تعادل پویا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری ارتباط معنی­داری وجود دارد. ولی ارتباط معنی داری بین تعادل و لوردوز وجود ندارد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به ارتباط میان پاسچر و تعادل و نیازهای ویژه­ای که عقب­ماندگان ذهنی بویژه مبتلایان به سندرم داون در اجرای بهینه­ی فعالیت­های حرکتی روزمره خود دارند، بر اهمیت شناسایی خصوصیات ساختاری آنان و تجویز برنامه­های اصلاحی پاسچر و ارتقاء تعادل آنان، تاکید می­شود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها: &lt;/strong&gt;سندرم داون، ناهنجاری­های ستون فقرات، تعادل ایستا، تعادل پویا &lt;/p&gt;</description>
						<author>پگاه رحمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر کاربرد تحریک مغناطیسی فراجمجمه ای مغز(TMS) در تغییر غلبه طرفی مغز در پردازشهای زبانی: استفاده از آزمون شنیدن دو گوشی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5176&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف : &lt;/strong&gt;تحریک مغنا طیسی فراجمجمه­ای مغز، تکنیک نو ظهوری است که می­توان به وسیله آن بخشی از مغز را فعال یا مهار کرد. قابلیت مهار یا فعالسازی انتخابی مناطق مختلف مغز، امیدهایی را در مورد کاربرد این روش برای بررسی سازماندهی زبان در مغز افراد طبیعی و همچنین توانبخشی بیماران زبان پریش ایجاد کرده است. از همین رو در این پژوهش ما به دنبال آنیم که تاثیر کاربرد ( TMS : Transcranial Magnetic Stimulatin ) با پروتکل مهاری را بر تغییرغلبه طرفی مغز در افراد عادی بسنجیم. از آنجا که آزمون شنیدن دو گوشی ابزاری ساده برای تعیین گوش برتر و نیمکره غالب در پردازش محرکات کلامی می باشد، در این پژوهش ما از نمره برتری گوش راست به عنوان شاخصی برای غلبه طرفی مغز استفاده کردیم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این پژوهش مقطعی مقایسه­ای 14 بزرگسال فارسی زبان راست دست با شنوایی هنجار که سابقه بیماریهای مغز و اعصاب و یا روانپزشکی نداشتند انتخاب شدند . مداخله rTMS ( repetitive TMS ) با پروتکل مهاری 1هرتز با شدت 90% آستانه حرکتی برای مدت 10 دقیقه (600 پالس) بر روی منطقه بروکای نیمکره چپ هر یک از آزمودنیها اعمال شد. شاخص برتری گوش در دو مرحله قبل و بعد از اجرای rTMS با آزمون شنیدن دو گوشی (مهدوی و پیوندی) محاسبه شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته­ها: &lt;/strong&gt;بر طبق نتایج این پژوهش، شاخص برتری گوش راست قبل و بعد از rTMS با استفاده از آزمون با آزمون تی- زوجی تفاوت معناداری را نشان نداد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;عدم مشاهده تغییر در برتری گوش راست پس از بکارگیری rTMS می­تواند به دلیل عدم کفایت این پروتکل در تغییر غلبه طرفی مغز برای پردازش محرکات کلامی و یا عدم حساسیت کافی آزمون شنیدن دو گوشی مورد استفاده در این تحقیق، برای نشان دادن تغییرات ایجاد باشد. البته همراه کردن این تحقیق با تکنیکهای تصویربرداری عملکردی مغز می­تواند به ارائه پاسخ روشن­تر کمک کند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها: &lt;/strong&gt;تحریک فرا جمجمه­ای مغز ( TMS )، غلبه طرفی مغز ، برتری گوش راست ( Right Ear Advantage: REA )، پردازشهای زبانی، شنیدن دو گوشی &lt;/p&gt;&lt;p&gt;  &lt;/p&gt;</description>
						<author>آناهیتا خرمی بنارکی </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معادل سازی فرهنگی و بررسی خصوصیات روان سنجی نسخه فارسی مقیاس شدت حمایت ها در افراد بزرگسال کم توان ذهنی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5177&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف : &lt;/strong&gt;تغییر نگرش­ها نسبت به چگونگی ارزیابی نیازهای حمایتی در افراد کم توان ذهنی، از سال 1980، ضرورت ساخت و طراحی آزمون­های مناسب در این رابطه را بیش از پیش مطرح کرد. در این راستا انجمن ناتوانی­های رشدی و ذهنی آمریکا در پاسخ به این کمبودها آزمون مقیاس شدت حمایت­ها ( Supports Intensity Scale:SIS ) را طراحی کرد. هدف این مطالعه معادل سازی فرهنگی و بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس شدت حمایت­ها در افراد بزررگسال کم توان ذهنی بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی : &lt;/strong&gt;در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 43 فرد کم توان ذهنی بزرگسال شرکت داشتند. ترجمه و معادل سازی فرهنگی این آزمون طبق روش ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی ( International Quality Of Life Assessment:IQOLA ) انجام شد. روایی آزمون به شیوه روایی محتوایی کیفی و پایایی آن به روش ثبات درونی و آزمون- باز آزمون ارزیابی شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته­ها: &lt;/strong&gt;مطابق پروتکل IQOLA ، SIS از ترجمه آسان و کیفیت نسبتا مطلوبی برخوردار بود. بنابر نتایج بدست آمده تمامی آیتم­های آزمون دارای روایی محتوایی بودند. ضرایب آلفای کرونباخ و تکرار پذیری نسبی به ترتیب برای تمامی خرده مقیاس­ها در محدوه (99/0 – 80/0) و (99/0- 90/0) قرار داشت. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که نسخه فارسی و معادل سازی شده مقیاس شدت حمایت­ها از روایی و پایایی قابل قبولی برای شناسایی الگو و شدت حمایت های مورد نیاز در افراد بزرگسال کم توان ذهنی برخودار است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها : &lt;/strong&gt;معادل سازی، روایی، پایایی، کم­توانی ذهنی، مقیاس شدت حمایت­ها &lt;/p&gt;</description>
						<author>محمد  کمالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
