<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> توانبخشی نوین </title>
<link>http://mrj.tums.ac.ir</link>
<description>فصلنامه توانبخشی نوین - مقالات نشریه - سال 1394 جلد9 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/8/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی فراوانی اختلالات تغذیه دهانی در نوزادان بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان‏های تابعه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5345&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هدف: &lt;/strong&gt;تغذیه یکی از ضروری ترین رفتارها برای حفظ بقا، یادگیری و تعامل نوزاد است. با توجه به اهمیت بلع در روند رشد و  نقش اساسی آن در حیات نوزاد، بررسی اختلالات بلع جایگاه مهمی دارد. یکی از شاخه های اصلی فعالیت گفتاردرمان ها، تشخیص، ارزیابی و درمان این اختلال می باشد. بنابراین وجود اطلاعات پایه ای درباره شیوع اختلال بلع می تواند در برنامه ریزی های درمانی مؤثر باشد. لذا مشخص کردن آمار نوزادان مبتلا به اختلالات تغذیه دهانی در بخش مراقبتهای ویژه در این پژوهش انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی نوزادان بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های علوم پزشکی تهران در سه ماه ابتدای سال 1390 از طریق انجام ارزیابی، جمع آوری اطلاعات از پرونده پزشکی، مصاحبه و مشاهده از لحاظ تاریخچه پزشکی، تاریخچه تغذیه، سطح رشدی، کنترل وضعیت و تن و رفلکس، مهارتهای حسی، توانایی مکیدن، بلعیدن، هماهنگی مکیدن- بلع-تنفس و کیفیت تنفسی مورد بررسی قرار گرفتند.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان دادند  که از 166 نوزاد بستری در بخش مراقبت های ویژه 45 نوزاد (10/27%)، مبتلا به اختلال تغذیه دهانی بودند که شیوع اختلال تغذیه دهانی در میان نوزادان پسر بیشتر از دختر بود (11/91 % در مقابل 88/8%). از میان نوزادان مبتلا به اختلال تغذیه دهانی 22 نوزاد به طور طبیعی، 18 نوزاد با لوله از طریق بینی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;(Nasal Gavaj Tube: NGT) &lt;/span&gt;و 5 نوزاد با لوله از طریق دهان &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;(Oral Gavaj Tube: OGT)&lt;/span&gt; تغذیه می شدند. مشکل در فاز دهانی (88/88%) و فاز مروی (22/2%) به ترتیب بیشترین و کمترین میزان هایی بودند که در این نوزادان وجود داشت و هیچ نوزادی در فاز حلقی مشکل نداشت.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;ارزیابی بلع توسط گفتاردرمان اطلاعاتی ضروری در مورد لزوم مداخلات درمانی تغذیه ای فراهم می کند و با تشخیص زودهنگام این اختلال می توان از مشکلات احتمالی بعدی گفتاری پیشگیری کرد. درنتیجه حضور گفتاردرمان در بخش نوزادان ضرورت دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها:&lt;/strong&gt; شیوع، اختلالات تغذیه دهانی، نوزادان، بخش مراقبت های ویژه&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمدرحیم شاهبداغی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی مقطعی تأثیر تمرینات همراه بریس میلواکی بر زاویه انحنا در نوجوانان مبتلا به کایفواسکولیوز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5347&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; اسکولیوز ایدیوپاتیک یکی از مشکلات ارتوپدی است که 5/1 درصد تا 3 درصد نوجوانان 10 تا 16 سال را درگیر می­کند. از جمله درمان­های غیر تهاجمی اسکولیوز، درمان بریسی، تمرین­درمانی، تحریک الکتریکی و مراقبت کایروپرکتیک می­باشد که ترکیب بریس با تمرین، شناخته&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;شده­ترین و مؤثرترین روش درمان است. با وجود اختلاف­ نظرهای فراوان بین محققان، تاکنون مطالعه­ای تأثیر تمرینات همراه بریس میلواکی بر اساس برنامه &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; Blount  &amp; Moe&lt;/span&gt;را بر تغییرات زاویه کایفوز و اسکولیوز تا مرحله کنار گذاشتن تدریجی بریس، بررسی نکرده است. بنابراین هدف این مطالعه بررسی نقش این تمرینات در تغییرات زاویه کایفوز و اسکولیوز تا مرحله کنار گذاشتن تدریجی بریس میلواکی می­باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش­ بررسی&lt;/strong&gt;: تعداد هفده بیمار مبتلا به کایفواسکولیوز با میانگین سنی 15سال، از یک مرکز درمانی خصوصی وارد مطالعه شدند. بیماران بر اساس ارزیابی کمی و کیفی انجام تمرینات در سه گروه خوب، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. میانگین زاویه &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Cobb&lt;/span&gt; در آغاز درمان و در آغاز دوره کنار گذاشتن تدریجی بریس، در گروه­های مختلف، تعیین و با استفاده از آزمون های آماری تی زوج، ویلکاکسون و آنالیز واریانس، مقایسه گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: پوشیدن بریس میلواکی به همراه انجام تمرینات ورزشی، بر کاهش زاویه اسکولیوز و کایفوز اثر معنی داری داشت (05/0&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;p&lt;&lt;/span&gt;) اما تفاوت آماری معناداری در تغییرات زاویه اسکولیوز و کایفوز بین سه گروه دیده نشد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­گیری&lt;/strong&gt;: بریس میلواکی بر کاهش انحنای اسکولیوزی و کایفوزی اثرگذار است اما کیفیت و کمیت انجام تمرینات همراه بریس میلواکی در مدت استفاده تمام وقت از بریس، در این اصلاح نقشی ندارند.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها&lt;/strong&gt;: کایفواسکولیوز، بریس میلواکی، تمرینات، زاویه کاب&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مجتبی کامیاب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی بیومکانیکی ساختارگشتاور مقاوم غیرفعال در مفصل آرنج و کاربرد آن در تجهیزات تمرینی و توانبخشی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5348&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;چکیده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: هدف این تحقیق بررسی ماهیت ساختار و اجزای تشکیل دهنده گشتاور مقاوم غیرفعالمفصل آرنج در برابر حرکت و الگو قرار دادن آن برای ایجاد یک مکانیزم گشتاوری مشابه در تجهیزات تمرینی و توانبخشی با توجه به دیدگاه توانبخشی و طب ورزش بود.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: هشت مرد سالم بدون هیچگونه مشکل و سابقه اختلال قبلی در سیتم عصبی عضلانی بر اساس معیار ضریبقد و وزن در این مطالعه شرکت داشتند. پنج حرکت فلکشن غیرفعال آرنج در سرعتهای 15 و 45 درجه بر ثانیه در دامنه حرکتی صفر تا 130 درجه بر ثانیه توسط دینامومتر ایزوکینتیک سایبکس انجام شد و همزمان، فعالیت الکترومیوگرافیک عضلات مربوطه ثبت شد. برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از نرم افزار متلب استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ها&lt;/strong&gt;: پس از بررسی ماهیت اجزای تشکیل دهنده گشتاور مقاوم غیرفعال، بیشترین همسانی و نزدیکترین عملکرد به عملکرد مقاومتی این گشتاور، در استفاده از ترکیب گشتاور مقاوم وزنه آزاد و گشتاور مقاوم سیلندر و پیستون پنوماتیک مشاهده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­گیری&lt;/strong&gt;: مهمترین نتیجه بدست آمده، امکان دستیابی به بهینه سازی حرکت، کاهش آسیب وارده به مفاصل و همچنین کاهش اتلاف انرژی از طریق استفاده از مکانیزم مقاومت طبیعی بافتهای درگیر در حرکت برای ایجاد مکانیزم مقاومتی در تجهیزات مورد نظر در انجام حرکت مفصلی بود.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;د واژ&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ه­ها: &lt;/strong&gt;مفصل آرنج، گشتاور مقاوم غیرفعال، تجهیزات توانبخشی، ویسکوالاستیک&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرهاد طباطبایی قمشه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ترجمه مقیاس عملکرد کاری کانادایی (COPM) و بررسی روایی و تکرار پذیری نسخه فارسی در مادران کودکان فلج مغزی ایرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5349&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;چکیده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;مادران کودکان فلج مغزی به واسطه ی مراقبت کردن از کودک فلج مغزی محدودیتهای را در عملکرد روزمره زندگی خود تجربه می کنند و نیاز به ابزارهای استاندارد برای ارزیابی عملکردهای روزمره ی این مادران بیش از پیش احساس می شود. هدف از این مطالعه، ترجمه ی مقیاس عملکرد کاری کانادایی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Canadian Occupational Performance Measure: COPM&lt;/span&gt; به فارسی و بررسی روایی محتوایی و تکرار پذیری نسخه فارسی شده در مادران ایرانی دارای کودکان فلج مغزی بود&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر یک مطالعه غیر تجربی از نوع متدلوژیک بود و بعد از کسب اجازه از سازندگان مقیاس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;COPM&lt;/span&gt; طی سه مرحله طبق روش &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;IQOLA&lt;/span&gt; به زبان فارسی ترجمه شد. برای تعیین روایی محتوا در یک پانل ده نفر، از خبرگان درخواست شد هر آیتم را براساس &quot;طیف مناسب است&quot; و &quot;مناسب نیست&quot; بررسی نمایند. برای بررسی تکرار پذیری نسخه فارسی، در دو نوبت با فاصله حداقل دو روز یا حداکثر یک هفته در اختیار 30 نفر مادر دارای کودک فلج مغزی ساکن شهر تهران که به کلینک های کاردرمانی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مراجعه کرده بودند قرار گرفت. روش نمونه گیری به صورت ساده و غیر احتمالی بود. سپس داده ها از لحاظ روایی محتوایی و همبستگی در آزمون – باز آزمون مجدد تحت تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; روایی محتوایی نسخه فارسی مقیاس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;COPM&lt;/span&gt; 222/0 &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;±&lt;/span&gt; 95/80 و مورد تایید بود. ضریب همبستگی اسپیرمن براون هم در آزمون –باز آزمون در نمرات عملکرد 84/0 و برای رضایت مندی 87/0 بود که نشان دهنده ی همبستگی بالا بین نمرات در دو بار اجرای آن و تکرار پذیری قابل قبول نسخه فارسی این مقیاس است.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نسخه فارسی مقیاس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;COPM&lt;/span&gt; از تکرار پذیری و روایی محتوای قابل قبولی در جامعه هدف برخوردار بود و می تواند بعنوان ابزار مناسبی در کارهای پژوهش و بالینی مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها&lt;/strong&gt;: مقیاس عملکرد کاری کانادایی، مادر، فلج مغزی، روایی، تکرار پذیری&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حمید دالوند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر رویکرد کشیده گویی بر حافظه فعال واجی کودکان لکنتی چهار تا شش ساله شهر کرمان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5350&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; تا کنون مطالعات مختلفی در زمینه تفاوت های شناختی و زبانی بین کودکان دارای لکنت و همسالان طبیعی آنها انجام شده است. از طرف دیگر، روش های درمانی مختلف برای درمان لکنت در کودکان پیشنهاد شده است که یکی از اصلی ترین آنها گفتار کشیده (یک روش شکل دهی گفتار) بوده است .هدف از انجام مطالعه حاضر این است که آیا درمان با استفاده از روش گفتار کشیده در کودکان دارای لکنتی خفیف تا متوسط می تواند حافظه فعال واجی را نیز تحت تاثیر قرار دهد .&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; 25کودک 4 تا 6 سال دارای لکنت براساس معیارهای ورود و خروج مطالعه، انتخاب شده و با آزمون تکرار ناکلمه قبل و بعد از درمان مورد بررسی قرار گرفتند. روند مداخله نیز براساس پروتکل درمانی گفتار کشیده &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Hedge&lt;/span&gt; به این کودکان ارائه شد. امتیازات آنها در آزمون ناکلمه و شدت لکنت آنها براساس مقیاس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Stuttering Severity Instrument: &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;SSI &lt;/span&gt;  قبل و بعد از مداخله، به دست آمده و مقایسه شد  و نتایج با استفاده از نسخه 18 نرم افزار &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;SPSS&lt;/span&gt;  و آزمون ویلکاکسون تحلیل شد .&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;قبل و بعد از درمان، شدت لکنت به طور معناداری کاهش پیدا کرد (05/0&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P&lt;&lt;/span&gt;). در آزمون تکرار ناکلمات، تعداد ناکلمات درست تکرار شده شامل تک هجایی، دو هجایی و سه هجایی قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار داشتند (05/0&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P&lt;&lt;/span&gt;). سن کودکان با میزان بهبودی آنها با درمان کشیده گویی ارتباط معنادار نداشت (05/0&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P&lt;&lt;/span&gt;).&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج این پژوهش نشان داد که درمان براساس روش گفتار کشیده بر کاهش شدت لکنت و بهبود توانایی تکرار ناکلمه اثر معنادار دارد. این روش به عنوان یک روش شکل دهی گفتار که معمولاً بر مبنای نظریه  های حرکتی هستند، بر ظرفیت حافظه فعال واجی اثر معنادار داشت.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها&lt;/strong&gt;: لکنت، حافظه فعال واجی، شکل دهی گفتار، روش گفتار کشیده&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سعیده بیت الهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه مقیاس تک آیتمی Borg با مقیاس Job Related Physical Demands برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5351&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; یکی از علل اصلی کمردرد غیراختصاصی مزمن، وضعیت نامناسب کاری، تکرار زیاد یک فعالیت و یا سنگینی کار می باشد. داشتن ابزار ارزیابی مناسب، دقیق، ارزان و ساده جهت سنجش شدت قرار گرفتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری، جهت شناسایی افراد در معرض و بکار گرفتن درمان مناسب ضروری است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه مقیاس تک آیتمی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Borg&lt;/span&gt; با مقیاس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Job Related Physical Demands: JRPD&lt;/span&gt;  برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه پیمایش مقطعی، 92 فرد مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن با میانگین سنی (انحراف معیار) (55/8 ±) 16/29 سال و 93 فرد سالم با میانگین سنی (انحراف معیار)  (17/9 ±) 80/26 سال و همسان شده از نظر مدت زمان کار، سن و نوع خدمت با افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی بصورت غیراحتمالی ساده انتخاب شدند. از مقیاس تک آیتمی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Borg&lt;/span&gt; و مقیاس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;JRPD&lt;/span&gt; برای سنجش شدت قرار داشتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; با در نظر گرفتن مقیاس&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; JRPD&lt;/span&gt;بعنوان مقیاس معیار، در آستانه&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;ی متوسط و بالاتر میزان قرار داشتن در معرض فعالیت&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;های آسیب رسان کاری، برای مقیاس تک آیتمی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Borg&lt;/span&gt; میزان حساسیت 82% و میزان اختصاصیت 28% بدست آمد در صورتی که در آستانه&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;ی شدید برای این مقیاس میزان حساسیت و اختصاصیت به ترتیب 25% و 85% بود. همچنین نتایج نشان داد که هر دو مقیاس تک آیتمی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Borg&lt;/span&gt; و مقیاس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;JRPD&lt;/span&gt; بصورت معناداری (001/0&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P &lt;&lt;/span&gt;) توانایی دسته بندی کردن افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن در معرض و یا عدم معرض فعالیت های آسیب رسان کاری را دارند.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مقیاس تک آیتمی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Borg&lt;/span&gt; دارای حساسیت بالا و اختصاصیت پایین در آستانه ی متوسط و بالاتر و دارای اختصاصیت بالا و حساسیت پایین در آستانه­ی شدید برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه ها:&lt;/strong&gt; فعالیت&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;های آسیب رسان کاری، کمردرد غیراختصاصی مزمن، مقیاس تک آیتمی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Borg&lt;/span&gt;، مقیاس&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; JRPD&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>قربان  تقی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کنترل پوسچر در افراد مبتلا به سندروم پتلا فمورال و مقایسه آن با</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5352&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف &lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;:&lt;/span&gt; سندروم درد مفصل پتلافمورال یکی از شایع ترین مشکلات زانو است&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;. &lt;/span&gt;کاهش حس عمقی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;, &lt;/span&gt;درد و تغییر در الگوی فعالیت عضلانی در بیماران مبتلا به درد قدامی زانو دیده می شود&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt; پس این احتمال وجود دارد که بیماران مبتلا به درد قدامی زانو تعادل ضعیف تری داشته باشند.  هدف از این مطالعه بررسی کنترل وضعیتی در بیماران&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; PatelloFemoral Pain Syndrome &lt;/span&gt; ومقایسه آن با افراد سالم است&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;بررسی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در این مطالعه 10 زن مبتلا به سندروم پتلافمورال&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;) &lt;/span&gt;سن 31/5±1/31  وزن95/8 &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;±&lt;/span&gt; 6/59  قد05/.±62/1 )  و 10  فرد سالم سن 2/27±81/1 وزن 36/2±6/60، قد0/0±067/1) متناسب با بیماران انتخاب شد&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt; ابتدا میزان درد آنها بر اساس شاخص دیداری درد &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;VAS) &lt;/span&gt; اندازه گیری شد، سپس پوزیشن پتلا با استفاده از روش&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Mc Co&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;n&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;nell &lt;/span&gt; اندازه گیری شد. سپس در این دو گروه مسی: &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Center Of Pressure &lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;COP&lt;/span&gt; در دو صفحه ساجیتال و فرونتال با دو وضعیت چشمان باز و بسته در حالی که بیمار بر روی یک پا &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;)&lt;/span&gt;پای مبتلا&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;( &lt;/span&gt; ایستاده است به وسیله&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; Force Plate &lt;/span&gt; اندازه گیری شد&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته&lt;/strong&gt;­&lt;strong&gt;ها&lt;/strong&gt;: شاخص درد در افراد مبتلا به سندروم پتلافمورال45/1 ±7 و جا به جایی خارجی پتلا در این افراد75/1± 05/7  میلیمتر به سمت خارج بود. مقایسه شاخص کلی مسیر&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;COP &lt;/span&gt; در جهت قدامی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;-&lt;/span&gt;خلفی و در جهت داخلی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;-&lt;/span&gt;خارجی با چشمان باز بین دو گروه سالم و مبتلا به سندروم پتلا فمورال تفاوت معناداری را نشان میدهد (سطح معناداری به ترتیب 001/0و02/0 ) اما مقایسه شاخص کلی مسیر&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;COP &lt;/span&gt; در جهت قدامی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;-&lt;/span&gt;خلفی و داخلی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;-&lt;/span&gt;خارجی با چشمان بسته  تفاوت  معنی­داری را نشان نمی­دهد&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;گیری&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; افزایش نوسانات وضعیتی در افراد مبتلا به سندروم پتلا فمورال می­تواند به علل وجود درد، تغییر پوزیشن پتلا و جا به جایی خارجی آن و کاهش حس عمقی زانو باشد&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;کنترل پوسچر، سندروم پتلا فمورال، چشمان باز و بسته&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی امیری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بی‌حسی گیرنده‌های پوست ستون فقرات بر تحریک‌پذیری موتورنورون‌ها و ریکاوری رفلکس Hعضلات سولئوس و گاستروکنمیوس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5353&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: در مورد نقش گیرنده&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;های پوستی در تحریک&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;پذیری موتورنورون&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;های نخاعی، اختلاف نظر&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;های فراوانی وجود دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی تحریک&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;پذیری موتورنورون­های نخاع و تغییرات منحنی ریکاوری رفلکس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H&lt;/span&gt; عضلات سولئوس و گاستروکنمیوس بعد از اعمال بی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;حسی موضعی بر پوست ستون فقرات است.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt;30 زن داوطلب سالم غیرورزشکار با میانگین سنی (11/3 ± 20/27) در دو جلسه جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند. منحنی ریکاوری رفلکس&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H&lt;/span&gt; عضلات گاستروکنمیوس و سولئوس، قبل از مداخله و 15 دقیقه پس از اعمال بی­حسی (محلول لیدوکائین 10%) یا بی­حسی پلاسبو (آب) ، با دو شدت تحریک &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Hmax&lt;/span&gt; 30 و 100% و اینتروال­های 202-1 میلی­ثانیه ثبت شد. پس از استخراج دامنه پاسخ­های &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H1&lt;/span&gt; و &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H2&lt;/span&gt;و رسم منحنی ریکاوری، دامنه و اینتروال قله (زمان ظهور قله) ، سطح زیر منحنی و آستانه تسهیل اولیه و ثانویه محاسبه و آنالیز شد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ها:&lt;/strong&gt; پس از اعمال لیدوکائین،آستانه درک حسی پوست ستون فقرات افزایش معنی­دار نشان داد &lt;a name=&quot;OLE_LINK557&quot;&gt;(05/0 &gt;&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P&lt;/span&gt;). قله و سطح زیر منحنی تسهیل اولیه کاهش معنی­دار نشان داد که به دلیل افزایش معنی­دار پاسخ &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H1&lt;/span&gt;. بود (05/0 &gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;p&lt;/span&gt;). آستانه تسهیل ثانویه نیز در دو عضله گاستروکنمیوس و سولئوس کاهش معنی­دار نشان داد(05/0 &gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P&lt;/span&gt;).&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد کاهش فعالیت گیرنده­های پوست پس از بی­حسی می­تواند موجب افزایش تحریک­پذیری موتورنورون­ها و تسهیل ریکاوری رفلکس  &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H&lt;/span&gt;شود. به نظر می&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;رسد که استفاده از تحریکات الکتریکی زوج و رسم منحنی ریکاوری رفلکس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H&lt;/span&gt; روش مناسبی برای بررسی تأثیر مدالیته­های فیزیوتراپی بر تحریک­پذیری موتورنورون­های نوع اول و دوم باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; ها: &lt;/strong&gt;منحنی ریکاوری رفلکس &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;H&lt;/span&gt;، بی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;­&lt;/span&gt;حسی موضعی، سرما، تحریک­پذیری موتورنورون.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>گیتی ترکمان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی میزان بروز کمردرد و ارتباط آن با سطح ریسک ارگونومیکی بخش‌های بستری در بین پرستاران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5354&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;کمردرد شایعترین و پر هزینه ترین اختلال اسکلتی عضلانی در میان پرستاران می باشد. مطالعات نشان داده-اند که ریسک فاکتورهای ارگونومیک اصلی ترین عامل بروز آسیب های کمر می باشند. هدف ما از این مطالعه، بررسی میزان بروز کمردرد در میان پرستاران موظف به حمل دستی بیماران و تعیین میزان ارتباط آن با سطح ریسک ارگونومیکی بخشهای بستری در یک بیمارستان فوق تخصصی در تهران می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی : &lt;/strong&gt;30 نفر پرستار که در حمل دستی بیمار فعالیت داشتند ( دامنه سنی 25-43 سال) در این مطالعه شرکت نمودند. از پرسشنامه استاندارد نوردیک وتست بالینی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Slump&lt;/span&gt; به ترتیب جهت ارزیابی کمردرد و میزان فشار بر روی ریشه عصبی استفاده شد. به منظور بررسی سطح ریسک ارگونومیکی حمل دستی بیمار از روش ارزیابی شاخص کمی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;MAPO&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; Movement and Assistance of Hospital Patients: &lt;/span&gt;در16 بخش  بیمارستان (مشتمل بر 174 اتاق بستری) استفاده گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که سطح خطر ارگونومیکی در تقریباً90%  از بخش های ارزیابی شده، زیاد بوده و این بخش ها در نوار قرمز رنگ قرار گرفتند. بر اساس نتایج حاصل از پرسشنامه نوردیک، %7/66 پرستاران در 12 ماه گذشته کمردرد را تجربه کرده بودند. بر اساس نتایج بدست آمده 7/46 % پرستارانی که در بخشهای با ریسک ارگونومیک بالا فعالیت داشتند در 12 ماه گذشته کمردرد داشته اند و در 3/53% آنها نیز تست &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;slump&lt;/span&gt;  مثبت بوده است. آزمون مربع کای رابطه معنی داری را بین شیوع کمردرد و سطح خطر بدست آمده از شاخص &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;MAPO&lt;/span&gt; در بخش ها تائید کرد ( 004/0 &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;p =&lt;/span&gt; ).&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;یافته های حاصل از پژوهش حاضر ارتباط بین وضعیت ارگونومیکی بخشهای بیمارستانی را با کمردرد پرستاران نشان داد. بنابراین انتظار می رود بهبود شرایط ارگونومیکی به ویژه تامین منابع انسانی کافی، تامین تجهیزات کمکی انتقال بیمار، تعمیرات به موقع و اجرای برخی اصلاحات عمرانی با کاهش بروز کمردرد در پرستاران همراه باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;کلید واژه­ها : &lt;/strong&gt;سطح ریسک ارگونومیکی، شاخص&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt; MAPO&lt;/span&gt;، تست بالینی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Slump&lt;/span&gt; ، کمردرد، پرستاران.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فاطمه  خیاطی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل خطاهای ساختواژی در بازگویی داستان و گفتار مکالمه ای در کودکان آسیب دیده شنوایی و شنوا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=5355&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt;کودکان آسیب دیده شنوایی برای یادگیری مهارتهای ارتباطی و زبانی با مشکلات متعددی روبرو هستند&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt; در این مطالعه به مقایسه ویژگی های صرفی زبان بیانی کودکان آسیب دیده شنوایی و شنوا در گفتار توصیفی وگفتارمکالمه ای  پرداخته شده است.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پژوهش مقطعی، تحلیلی حاضر بر روی 16 کودک طبیعی و 9 کودک آسیب دیده شنوایی 48 تا 72 ماهه فارسی زبان انجام شد. روش نمونه گیری در دسترس بود. در آغاز با لحاظ نمودن معیارهای ورود و خروج نمونه گیری زبانی مربوط به بازگویی داستان و گفتارمکالمه ای گردآوری شد و در نهایت داده های به دست آمده با استفاده از آزمونهای آماریتی مستقل و یومن ویتنی مورد تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;در بازگویی داستان در به کارگیری حروف ربط، کل تکواژهای دستوری آزاد، واژه بست، تکواژصفرتفاوت معناداری بین کودکان آسیب دیده شنوایی و شنوا وجود داشت (05/0&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;˂&lt;/span&gt;). در گفتارمکالمه ای بین متغیرهای حرف ربط، حرف اضافه، کل تکواژهای دستوری آزاد، وندهای تصریفی، واژه بست، تکواژصفر، کل تکواژهای دستوری وابسته و تکواژهای قاموسی تفاوت معنادار بین دو گروه مشاهده شد (05/0&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;P&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;˂&lt;/span&gt;).&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt;کودکان آسیب دیده شنوایی علاوه بر اینکه تعداد تکواژ های کمتری نسبت به کودکان شنوا استفاده می کنند نوع خطاهای آنها نیز با کودکان شنوا متفاوت است در بازگویی داستان کودکان کم شنوا تکوا&amp;zwjژهای قاموسی را حذف می کنند در حالی که کودکان شنوا یک تکواژ قاموسی را به جای تکواژ دیگر به کار می برند. اما در گفتار مکالمه ای خطای غالب هر دو گروه حذف نادرست تکواژهای قاموسی  است.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt; کلید واژه ها: &lt;/strong&gt;آسیب دیده شنوایی،  خطاهای ساختواژی،گفتارمکالمه ای ، بازگویی داستان&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
						<author>ریحانه محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
