<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> توانبخشی نوین </title>
<link>http://mrj.tums.ac.ir</link>
<description>فصلنامه توانبخشی نوین - مقالات نشریه - سال 1390 جلد5 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1390/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>اندازه‌گیری نیروهای عکس‌العمل زمین در حین راه رفتن  به سمت جلو و عقب در دانشجویان دختر مبتلا به کف پای صاف انعطاف پذیر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=78&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; صافی انعطاف پذیر پا یک تغییر شکل شایع در اندام تحتانی است، که به دلیل عدم وجود یا کاهش قوس های کف پایی نیروهای عکس العمل زمین که در حین راه رفتن به پا وارد می شوند تعدیل و تقلیل نمی یابند. راه رفتن به سمت عقب تکنیک توانبخشی متداولی است که با هدف بهبود قدرت عضلات و تعادل انجام می شود. به همین منظور هدف از این تحقیق بررسی نقاط شاخص نیروهای عکس العمل زمین در نمای عمودی در حین راه رفتن به سمت جلو و عقب در افراد کف پای صاف با استفاده از دستگاه صفحه نیرو و مقایسه آن با گروه شاهد بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این تحقیق 10 فرد مبتلا به صافی کف پای انعطاف پذیر از جنس مؤنث و 10 فرد نرمال با جنسیت مشابه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. افراد شرکت کننده 5 مرتبه به سمت جلو و 5 مرتبه به سمت عقب راه رفتند و با استفاده از صفحه نیرو، نیروی عکس العمل زمین در نمای عمودی اندازه گیری شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج حاصله حاکی از وجود تفاوت معنی دار در الگوی کینتیکی راه رفتن به سمت جلو نسبت به راه رفتن به سمت عقب در دو گروه شاهد و مورد بود. میانگین قله اول نیروی عکس العمل زمین در راه رفتن به سمت جلو نسبت به راه رفتن به سمت عقب کاهش چشمگیری داشت (000/0&gt;P). در حالی که میانگین نیروی عمق فرورفتگی و نیروی قله دوم نیروی عکس العمل زمین در راه رفتن به سمت جلو نسبت به راه رفتن به سمت عقب افزایش چشمگیری نشان داد (05/0&gt;P). نکته قابل ذکر آنکه بین یافته های مربوط به گروه شاهد و مورد در کلیهء پارامترها تفاوت معنی داری مشاهده نشد (5./.&lt;p).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد راه رفتن به سمت عقب سبب تغییر نیروی عکس العمل زمین در مقایسه با راه رفتن به سمت جلو می شود و شاخص ترین تفاوت کاهش نیروهای وارده به پاشنه پا در حین راه رفتن به سمت عقب می باشد، که در افراد کف پای صاف حائز اهمیت است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
&lt;/p).&lt;br&gt;
</description>
						<author>علی اصغر ارسطو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی پارامترهای زمانی کنترل حرکت در عضلات تنه به ازای حمل بار در افراد ورزشکار و غیرورزشکار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=79&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; آسیبهای ستون فقرات خصوصا در حین باربرداری در محیط های شغلی , یکی از شایع ترین بیماریهای عصبی-عضلانی در عموم جمعیت جهان است. حرکات نامتقارن , خم شدن و چرخش مداوم , حمل اجسام و انجام فعالیتهای قدرتی موجب آسیب به ستون فقرات می شوند. ورزش به عنوان یک فعالیت همه جانبه , شاید بتواند باعث اعمال نیروی کمتر به ستون فقرات و کاهش آسیب گردد. لذا هدف از این مطالعه بررسی تغییرات کنترل حرکتی به ازای حمل بار در طی حرکت دینامیک و سه بعدی تنه و تحت اثر قرینگی یا غیرقرینگی رفتار در ستون فقرات بین افراد ورزشکار و غیرورزشکار است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;برای انجام این پژوهش , 17 خانم جوان غیرورزشکار و17 خانم جوان ورزشکار انتخاب شدند. پارامترهای زمانی کنترل حرکت (زمان پیش حرکت و زمان حرکت) در فاز برداشتن بارهای 5 , 7 , 9 و 12 کیلوگرم در دو حالت قرینه و غیرقرینه از عضلات اکستانسوری و فلکسوری تنه محاسبه گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:&lt;/strong&gt; در هر دو گروه  ورزشکار و غیرورزشکار , با افزایش لود عضلات زودتر وارد عمل شدند (P&lt;0/05). علیرغم اینکه غیرقرینگی, یک روند کاهشی را در زمان شروع حرکت عضلات در لود 7 کیلوگرم و یک روند افزایشی را در زمان شروع حرکت عضلات در لود 12 کیلوگرم نشان داد , اما این تغییرات معنادار نبود. زمان پیش حرکت عضلات مورد بررسی در مرحله بلند کردن بار در گروه ورزشکاران کمتر از افراد غیرورزشکار بود (P&lt;0/01).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه­ گیری:&lt;/strong&gt; با افزایش لود , براساس مکانیسم کنترل حلقه باز (Feed forward control) و آگاهی افراد از میزان وزنه ها عضلات آمادگی بیشتری برای شروع حرکت دارند لذا سریعتر وارد عمل می شوند. به نظر می رسد در سیستم نوروموتور ورزشکاران به دلیل تجربه ورزشی , پاسخ حرکتی از قبل برنامه ریزی شده (Preprogrammed) و اتوماتیک است , لذا آمادگی بیشتری برای شروع حرکت دارند.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>سعید طالبیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>غفلت یکطرفه در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=80&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف :&lt;/strong&gt; توجه بینایی-فضایی توانایی انتخاب قسمتی از فضای بینایی-فضایی برای پردازش کارآمد اطلاعاتی است که از آن فضا منشعب می شوند. افراد به طور طبیعی در توجه بینایی-فضایی مقداری سوگیری نشان می دهند. جهت این سوگیری در افراد مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه با افراد سالم متفاوت است. این تفاوت گاهی به شکلی است که افراد مبتلا به این اختلال، نسبت به اطلاعات بینایی یک سمت از فضا تا اندازه ای بی توجهی نشان می دهند که منجر به غفلت یکطرفه در آن نیمه از فضا می شود. هدف مطالعه ی حاضر بررسی چگونگی سوگیری توجه بینایی-فضایی  در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه زیرگروه ترکیبی و کودکان سالم بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه که از نوع بررسی مقطعی می باشد، 15 کودک 10-7 ساله ی مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه زیرگروه ترکیبی با 15 کودک عادی همسان شده از لحاظ سن و جنس و پایه ی تحصیلی، شرکت کردند.این افراد از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و جهت احراز معیارهای ورود توسط آزمون هوش وکسلر و مقیاس برتری دستی ادینبورگ و به منظور ارزیابی توجه بینایی-فضایی  توسط آزمون star cancellation مورد بررسی قرار گرفتند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج آزمون Star Cancellation در دو گروه سالم و زیرگروه ترکیبی اختلال بیش فعالی/نقص توجه تفاوت معناداری داشت( P&lt;0/05). غفلت یکطرفه  در زیرگروه ترکیبی اختلال بیش فعالی/نقص توجه، مشاهده شد و این غفلت یکطرفه بیشتر در سمت چپ بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; توجه بینایی- فضایی در دو گروه کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه و کودکان سالم تفاوت معناداری دارد. غفلت یکطرفه به عنوان یک مشکل مهم در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه باید مورد بررسی های بیشتر و دقیق تر قرار گیرد.&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>فرانک علی آبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تکرار پذیری اندازه گیری قدرت عضلات مفصل ران با استفاده از دینامومتر ثابت شده با دست در مقابل دینامومتر ثابت شده با چهارچوب فلزی در زنان ورزشکار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=81&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;بررسی قدرت عضلات مفصل ران، نیازمند یک روش اندازه گیری قابل اطمینان است. دینامومتر دستی جایگزین مناسبی برای ارزیابی دستی قدرت عضلات و ایزوکینتیک است. ثابت نگهداشتن دینامومتر با دست، باعث افزایش خطا در اندازه گیری می شود. هدف این مطالعه،&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;مقایسه تکرار پذیری آزمون- پس آزمون قدرت عضلات باز کننده، دور کننده و چرخاننده خارجی ران به وسیله دینامومتر ثابت شده با دست و چهارچوب فلزی در زنان ورزشکار سالم بود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; مقادیر نرمالیز شده متوسط و حداکثر گشتاور از سه تلاش ثبت شده از قدرت ایزومتریک این سه گروه عضلانی در دو جلسه به فاصله یک هفته، از 10 زن ورزشکار سالم ثبت و محاسبه گردید. در هر جلسه، قدرت هم از طریق ثابت کردن دینامومتر با دست و هم با چهارچوب فلزی ثبت شد. تکرار پذیری  نسبی (ICC)، ضریب تغییرات (CV) و تکرار پذیری مطلق (SEM) داده ها برای هر دو نوع اندازه گیری محاسبه شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;برای قدرت ثبت شده از سه گروه عضلانی مفصل ران به وسیله دینامومتر ثابت شده با دست، دامنه ICC، 22/1-  تا 6/0، CV %8 تا %33 و SEM 007/0 تا 04/0 بود. برای چهارچوب فلزی دامنه ICC، 93/0 تا 96/0، CV  %26/5 تا %94/7 و SEM 004/0 تا 08/0 بود.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;اندازه گیری های به دست آمده از طریق چهارچوب فلزی تکرار پذیری بسیار بالاتری نسبت به دست نشان داد.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در نگهداشتن دینامومتر با دست، خطا وجود دارد و فراهم کردن ثبات بهتر برای آن حین تست لازم است.&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>جواد صراف زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات الگوی فلکشن ریلکسیشن بدنبال تکرار حرکت و خستگی در حین فلکشن گردن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=82&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف :&lt;/strong&gt; شناخت اثرات خستگی بر روی پاسخ حرکتی متعاقب آن می تواند به درک روشهای درمانی کمک کند. تعیین مکانیسمی (انقباض ارادی حداکثر و یا تکرار حرکت) که در طی آن سبب تغییر در پیامهای مرکزی و انتقال عصبی عضلانی شود می تواند از اهمیت ویژه ایی در ارزیابی و یا درمان بیماران برخوردار باشد. اینکه متعاقب خستگی، پاسخ اجزائ نورال یا استئولیگامنتال کدامیک مهم هستند امروزه جای بحث دارد. در عضلات پارااسپینال به دلیل اهمیت آن در حفظ پوسچر و راستای ستون فقرات رفتار عضلات به دنبال بروز خستگی بسیار مهم است . رفتار و الگوی حرکتی ستون فقرات کمری و یا گردنی بدنبال خستگی می تواند ناشی از بروز اختلال در پیوندگاه عصبی عضلانی و یا بوجود آمدن محدودیت در پاسخ رفلکسی این سیستم باشد. تأثیر رفلکس تنها مختص عضله خسته شده نیست بلکه در عضلات سینرژیست هم مشاهده می گردد  همچنین مشخص شده که هم پروسه های تحریک و هم مهاری نقش مهمی در این فرایند دارند.&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt; تعداد 20  فرد سالم ( 10 زن و 10 مرد ) پس از تکمیل پرسشنامه،  توجیه و آموزش اولیه در این پژوهش شرکت کردند. آزمایشات شامل 1- تمرین گرم کردن 2- قرار دادن الکترودهای ثبات الکترومیوگرافی بر روی عضلات اکستانسور گردن در سمت غالب در محدوده مهره های دوم و چهارم. 3- انجام پنج حرکت اصلی فلکشن گردن در حالت نشسته راحت روی صندلی در دامنه کامل بدون اعمال مقاومت خارجی 4- آزمون خستگی شامل الف -  حداکثر قدرت ایزومتریک در دامنه میانی حرکت به مدت حداکثر سه دقیقه با کنترل توسط داینامومتر تا رسیدن به مرز خستگی فرد (شروع کاهش فعالیت الکترومیوگرافی و نیروی انقباضی ). ب- انجام 50 تکرار فلکشن ریلکسیشن مکرر و مداوم در دامنه کامل.5- بلافاصله بعد از بروز خستگی مانند مرحله سوم شامل انجام پنج حرکت فلکشن اکستنشن گردن در دامنه کامل بدون اعمال مقاومت خارجی. از پنج تکرار،  سه تکرار وسط جهت بررسی انتخاب می شدند. درجه بروز کاهش و عدم فعالیت عضلانی در حرکت فلکشن در قبل و بعد از دو نوع خستگی، در جه شروع فعالیت مجدد عضلانی در حرکت اکستنشن در قبل و بعد از دو نوع خستگی، مدت زمان بی فعالیتی در قبل و بعد از دو نوع خستگی و تغییرات میانگین فعالیت الکترومیوگرافی برحسب RMS در قبل و بعد از خستگی مورد ارزیابی قرار گرفتند.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt; مقایسه دو نوع خستگی نشان داد که تفاوت عمده ای بین دو نوع خستگی وجود دارد و تنها در دامنه حرکتی و همچنین فعالیت اکسنتریک این تفاوت ها معنی دار نیست و در مجموع اختلافات در نوع ایزومتریک با کاهش بیشتری نسبت به سیکلیک یا حرکات تکراری همراه بوده است&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt; در حرکات گردن پاسخ فلکشن ریلکسیشن اتفاق می افتد. تکرار حرکت و فعالیت ایزومتریک سبب بروز خستگی و اثر بر درجه عدم فعالیت شد. زمان سکوت دچار کاهش شد که به نظر می رسد زمان شروع مجدد فعالیت عضلات اکستانسور گردن زودتر اتفاق می افتد و به سمت زوایای میانی و خارجی حرکت می کند این امر نشان دهنده عدم مزیت مکانیکی عوامل غیر انقباضی در ناحیه گردن می باشد که سبب کاهش این زمان گردیده و به عبارتی عضلات اکستانسور بیشترین مسئولیت را در حفظ وضعیت و کنترل حرکت دارند. مقایسه دو نوع بروز خستگی نشان داد که فعالیت ایزومتریک خستگی بیشتری را سبب شده است و شاخص های طیف فرکانس نظیر میانه و متوسط کاهش بیشتری را نشان داده اند.&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>سعید طالبیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر اسپلینت کف دستی استاتیک بر عملکرد دست، اسپاستی‌سیته  و دامنه‏ی حرکتی آرنج و مچ دست کودکان فلج مغزی اسپاستیک 8 تا 12 ساله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=83&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مشکلات عملکردی اندام فوقانی از رایج ترین و ناتوان کننده ترین اختلالاتی است که به دنبال فلج مغزی بوجود می آیند. هر نوع اختلال عملکردی در دست می تواند باعث بهم خوردن استقلال فرد شده و در نتیجه استقلال اجتماعی وی نیز تهدید می شود. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اسپلینت کف دستی استاتیک بر عملکرد دست، اسپاستی سیته  و دامنه ی حرکتی آرنج و مچ دست غالب کودکان دای پلژی اسپاستیک 8 تا 12 ساله  می باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; روش مطالعه در این پژوهش از نوع مداخله ای و به صورت قبل - بعد می باشد. 14 کودک فلج مغزی اسپاستیک 8 تا 12 ساله از میان افراد مراجعه کننده به مراکز توانبخشی شهر تهران که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، انتخاب شدند. بیماران از یک اسپلینت استاتیک کف دستی ( با زوایای 10 درجه اکستانسیون مچ دست، اکستانسیون کامل انگشتان و ابداکسیون و آپوزیشن شست) به مدت 2 ماه، 2 ساعت در روز و 4 تا 6 ساعت در شب استفاده کردند. در این مطالعه از تست جبسون تیلور برای ارزیابی عملکرد دست، مقیاس اشورث اصلاح شده برای ارزیابی اسپاستی سیته مچ دست و آرنج و گونیامتر  برای ارزیابی دامنه ی حرکتی مچ دست و آرنج استفاده شد.  &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج ارزیابی ها نشاندهنده ی بهبود معنادار عملکرد دست (p≤0/001) کمینه معنادار اسپاستی سیته مچ دست (p≤0/001)  و آرنج  (p≤0/009)  و افزایش معنادار  دامنه ی حرکتی مچ دست(p≤0/001)   بود اما تاثیر معناداری روی دامنه ی حرکتی آرنج(p≤0/336)    نداشت .&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اطلاعات حاصل از تحقیق حاضر نشان می دهد که استفاده از اسپیلنت کف دستی استاتیک به مدت 2 ماه، 2 ساعت در روز و 4 تا 6 ساعت در شب، می تواند روش موثری جهت بهبود عملکرد دست، اسپاستی سیته مچ دست و آرنج و دامنه ی حرکتی مچ دست کودکان فلج مغزی اسپاستیک باشد.&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>مهدی عبدالوهاب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان شیوع صدمات حرفه‌ای در صندوقداران شاغل در مراکز عرضه کالای شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=84&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; نیروهای وارده بر اندامها در شرایط کاری سبک می تواند بتدریج سبب بروز  صدمات ناشی از کار شود. افراد شاغل در مراکز عرضه کالا از جمله صندوق داران این مراکز به علت بالا بودن دفعات حرکات مچ دست، آرنج و شانه در طول مدت کار دچار خستگی و ضایعات عصبی عضلانی در اندام فوقانی می شوند. هدف این تحقیق بررسی میزان ارتباط بین عوامل کاری و خصوصیات فردی در احتمال بروز علائم فوق در یک مجموعه محدود از شاغلین در مرکز عرضه کالا است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt; از مجموع پرسشنامه های مطرح شده که در دانشگاه استنفورد مورد استفاده قرار گرفته بودند، بر اساس جامعه مورد هدف سئوالاتی طرح و کد گذاری شدند و پس از باز خوانی و نظر سنجی پرسشنامه تدوین شده در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. این پرسشنامه شامل بخشهایی از قبیل ثبت خصوصیات فردی، سوابق بیماری، ارزیابی های کلینیکی، ارزیابی های طراحی محیط کار و ابزار بود. جامعه هدف، شامل 60 صندوقدار شاغل در مراکز عرضه کالا بود که از پنج منطقه جغرافیایی شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تهران به صورت تصادفی بر اساس تمایل افراد و اجازه مسئولین مراکز انتخاب شدند و تکمیل پرسشنامه به همراه ارزیابی کلینیکی توسط مجریان بطور حضوری انجام شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته­ ها:  &lt;/strong&gt;مهمترین شکایت افراد درد و اختلال در اندامهای فوقانی و دردهای گردن و شانه است. بروز علائم سندروم کانال کارپ در حدود نیمی از افراد دیده شد. افزایش مدت زمان اشتغال افراد در مراکز  احتمال بروز  درد در مچ دست و شانه را به همراه دارد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;حرفه صندوق داری در مراکز فروش یکی از مشاغل استرس زا بر مفاصل محیطی اندام ها است به نحوی که سابقه کاری و میزان فعالیت بر افزایش اختلالات عصبی عضلانی اثر مثبت دارد. رعایت الگوی بکارگیری صحیح  ابزار و تجهیزات در این محیط کاری تا مقدار زیادی می تواند سبب کنترل عوارض ناشی از کار گردد.  بیشترین شکایت افراد در این تحقیق علائم و نشانه های درگیری عصب مدیان در مچ دست و دردهای منتشره در گردن، شانه و دست بوده  است. &lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>زهرا قدیری نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر استفاده از وج کفشی خارجی، بر کنترل پوسچر کودکان فلج مغزی همی پلژی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/mrj/browse.php?a_id=85&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; در فلج مغزی که شایع ترین آسیب حرکتی دوران کودکی با  شیوع 2 در 1000 تولد زنده می باشد، کنترل پوسچر و حرکت تحت تاثیر قرار می گیرد. در نوع همی پلژی آن تفاوت در تون پوسچرال دو سمت بدن وجود دارد که باعث جا به جایی وزن به سمت سالم می شود. در این کودکان اختلالات پوسچرال در قالب اختلالات ثبات پوسچر شامل حفظ پوسچر ]جابجایی مرکز فشار (Center of Pressure) و سطح جابجایی (Area)[ و کنترل پوسچر (متغیرهای سرعت) دیده می شود. روشی که به تازگی برای استفاده اجباری از اندام مبتلا بر اساس CIMT (Constraint-Induced Movement Therapy) بیان شده قرار دادن وج زیر اندام سالم است. در این مطالعه با استفاده از وج روی صفحه نیرو به بررسی ثبات پوسچر پرداخته شد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی و روش نمونه گیری آن به شکل در دسترس بود.16 کودک همی پلژی در این برنامه شرکت کرده و در دو وضعیت روی صفحه نیرو قرار گرفتند. کودک روی سطح سخت در مرحله اول، بدون وج و در مرحله دوم با وج ˚5 زیر پای سالم می ایستاد تا اطلاعات مربوط به مرکز فشار توسط صفحه نیرو ثبت شود. زمان هر آزمایش نیز 20 ثانیه بوده و هر یک از این مراحل 3 بار تکرار می شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;کاهش معنی داری در جابجایی طرفی و سطح جابجایی بدنبال استفاده از وج ایجاد شد  ولی در مورد جابجایی قدامی خلفی و سرعت جابجایی تفاوت معنی داری ایجاد نشد. همچنین در مورد بررسی وضعیت تقارن، به کمک وج میانگین نیروهای مرکز فشار بر روی پای مبتلا به طور معنی داری افزایش یافت و تقارن در تحمل وزن بر روی دو پا ایجاد شد.&lt;/p&gt;  &lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج حاکی از این بود که بدنبال استفاده از وج ˚5  می توان فاکتورهای کنترل پوسچر را بهبود بخشید و به تقارن در وزن انداختن بیماران همی پلژی رسید.&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>سعید طالبیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
