[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۷ نتیجه برای ابراهیمی

محمدرضا پوراحمدی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، سعید طالبیان، علی اشرف جمشیدی، هلاکو محسنی فر،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: درد قدامی زانو یکی از شایع‌ترین مشکلات زانوست. تاکنون مطالعات زیادی در مورد درد قدامی زانو و تأثیر درمان‌های مختلف بر این عارضه صورت گرفته است. امروزه این واژه کلی را به طور دقیق‌تر تقسیم‌بندی کرده و مورد مطالعه قرار می‌دهند. سندروم اکستانسیون زانو یکی از مشکلات شایع در زمینه ارتوپدی و فیزیوتراپی است که با افزایش سفتی عضله چهارسررانی شناخته می‌شود و می‌تواند باعث درد قدامی زانو شود. هدف از این مقاله مروری بررسی نقطه نظرات جدید و تناقضات پیرامون این عارضه می‌باشد.

روش بررسی: جستجوی نظام‌مند بانک‌های اطّلاعاتی مدلاین Pubmed و سایت ScienceDirect و مجله JOSPT، برای شناسایی مقالات چاپ شده و مطالعات صورت گرفته بر روی درد قدامی زانو، بخصوص مطالعات انجام شده بر روی سندروم اکستانسیون زانو انجام شد. بعلاوه، مطالعات مربوط به دیدگاه‌های گوناگون پیرامون درد قدامی زانو و همچنین  اثر بخشی مداخلات و درمانهای مختلف بر روی درد قدامی زانو و سندروم اکستانسیون زانو شناسایی شد.

یافته‌ها: تعداد ۵۰ مقاله در این زمینه مورد بررسی قرار گرفت که از بین این تعداد، ۴۲ مقاله تأثیر درمانهای گوناگون را بر درد قدامی زانو مورد بررسی قرار دادند. تعداد ۵ مقاله به بررسی دقیق جنبه‌های گوناگون درد قدامی زانو پرداخت و ۳ مقاله دیگر در مورد سندروم اکستانسیون زانو بود.

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعات، نشان داد که علل ایجاد کننده درد قدامی زانو را می‌توان به دو دسته ۱: درد قدامی زانو مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال و ۲: درد قدامی زانو غیر مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال طبقه‌بندی کرد. سندروم اکستانسیون زانو جز علل درد قدامی زانو غیرمرتبط با مشکلات پاتلوفمورال است. در این عارضه در دراز مدّت استخوان پاتلا دچار افزایش زاویه تیلت شده و همین عامل می‌تواند به افزایش درد بیماران بیافزاید. در درمان نیز بر خلاف باور عمومی که بر روی کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند تأکید می‌کنند باید بیشتر به کشش عضله مستقیم رانی توجه نمود تا کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند، زیرا باند ایلیوتیبیال اثر کمتری بر روی تیلت استخوان پاتلا دارد.


مصطفی رحیمی، مهیار صلواتی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، لقمان محمدی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعۀ حاضر به منظور بررسی ارتباط سفتی عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ با درد قدامی زانو انجام گردید تا بر اساس آن سفتی عضلانی به عنوان یک پارامتر بالینی مهم در فرآیند ارزیابی و درمان مورد استفاده قرار گیرد.

روش بررسی:در این مطالعۀ غیرتجربی و مورد-شاهدی،۲۰ فرد مبتلا به درد قدامی زانو با نمونه گیری ساده و در دسترس و ۲۰ فرد سالم با روش جورکردن با بیماران، انتخاب و سفتی بخشهای پروگزیمال و دیستال عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ آنها بوسیلۀ دستگاه داینامومتر بیودکس اندازه گیری شد.همچنین حداکثر گشتاور کانسنتریک حرکات فلکشن و اکستنشن ران و زانو به عنوان قدرت این عضلات در دو گروه بیمار و سالم مقایسه و با استفاده از آزمون های تی مستقل و تحلیل همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته­ ها: درد قدامی زانو با سفتی سر پروگزیمال عضلات رکتوس فموریس(۳۲۰/۰P=)و همسترینگ(۱۲۵/۰P=)ارتباط معنا دار نداشت ولی درد قدامی زانو با سفتی سر دیستال عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ تفاوت معنی دار داشت(۰۰۱/۰>P). رابطۀ درد قدامی زانو با قدرت این عضلات معنادار بود  (۰۰۱/۰>P). همبستگی معنا داری بین قدرت و سفتی عضلات رکتوس فموریس(۳۵۶/۰P=) و همسترینگ(۶۴۳/۰P=) در افراد مبتلا به درد قدامی زانو مشاهده نشد ولی در افراد سالم همبستگی معنی داری مشاهده شد(۰۰۱/۰>P).

نتیجه­ گیری: در افراد مبتلا به درد قدامی زانو سفتی بخش دیستال عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ افزایش یافته، قدرت عضلانی کاهش می یابد. افزایش قدرت در افراد سالم همراه با افزایش سفتی می باشد ولی در بیماران این رابطه وجود ندارد. همچنین شاید بتوان گفت عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ دارای بخش­های عصبی- عضلانی مختلفی می باشند.


صبا سیدین، مریم نامدار، آذر مهری، مونا ابراهیمی پور، شهره جلائی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: در برخی از اختلالات، دستیابی به واژه مورد نظر با اشکال مواجه میشود. شیوههای مختلفی جهت ارزیابی فرآیند نامیدن وجود دارد که یکی از آنها روانی کلام میباشد. از آن جا که تاکنون شاخصی برای ارزیابی و درمان این مقوله تعیین نشده است، لذا در پژوهش حاضر به هنجاریابی این توانمندی در افراد طبیعی ۶۹-۱۸ سال فارسی زبان پرداختیم.
روش بررسی:
این مطالعه از نوع مقطعی و تحلیلی میباشد که در آن ۵۴۰ فرد طبیعی ۶۹-۱۸ به ۴ گروه به لحاظ سنی (۳۰-۱۸ ، ۴۳-۳۱ ، ۵۶-۴۴ و ۶۹-۵۷) و به ۳ گروه به لحاظ تحصیلی(۸-۰، ۱۲-۹ و >۱۲) تقسیم شدند. از افراد خواسته شد تا اسامی مربوط به دسته حیوانات و میوهها را تا آن جایی که به یاد میآورند، هرکدام را به مدت ۶۰ ثانیه ، نام ببرند. کلمات تولید شده توسط افرد ضبط و ثبت شدند تا با استفاده از روش ترویر(Troyer) وبا استفاده از نرم افزار ۱۶ SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند.
یافته ها:
یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد که تفاوت میانگین عملکرد روانی معنایی (Semantic fluency)، میانگین اندازه خوشه(cluster) و میانگین تعدادانتقال(switch) در بین دو جنس معنادار نبوده است. اما میانگین عملکرد روانی معنایی(۰۰۰/۰P=) و میانگین تعداد انتقال(۰۰۰/۰P=) در بین گروه های تحصیلی معنادار بوده است. یافته مهم دیگر این بود که تفاوت میانگین عملکرد روانی معنایی(۰۱۴/۰P=)، میانگین تعداد انتقال(۰۰۰/۰P=) و میانگین اندازه خوشه(۰۰۰/۰P=) در بین گروه های سنی معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که عملکرد روانی معنایی و تعداد انتقال با افزایش میزان تحصیلات، افزایش و با افزایش سن، کاهش یافته است. میانگین اندازه خوشه نیز با افزایش سن افزایش یافته اما تحصیلات تأثیری بر آن نداشته است. جنسیت نیز در هیچ موردی تأثیر نداشته است. نتایج حاصل با نتایج سایر مقالات، همخوانی دارد و نتایج متفاوت در برخی از مقالات می تواند به علت تفاوت در تقسیم بندی گروه های سنی و تحصیلی باشد. 
علی غنجال، گیتی ترکمان، مژده قبائی، اسماعیل ابراهیمی،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: مشاهده حرکت سبب تحریک نورونهای آئینه‌ای می‌شود که این مجموعه در دستیابی به برخی مهارتها، شکل‌گیری حافظه و یادگیری حرکتی موثر است و از قابلیتهای این سیستم می‌توان برای درمان آسیبهای سیستم عصبی مانند سکته مغزی استفاده نمود. هدف این مطالعه، بررسی اثر مشاهده حرکت بر توزیع تقارن وزن در دو اندام تحتانی و شاخصهای پایداری در وضعیت ثبات شبه داینامیک بود.

روش بررسی: این مطالعه تجربی در ۹۱ مرد و زن داوطلب سالم غیرورزشکار در محدوده سنی۲۰ تا ۴۵ سال انجام شد. اطلاعات فردی و زمینه‌ای از طریق پرسشنامه و معاینات بالینی اخذ گردید. نمونه‌ها به تفکیک زن و مرد به صورت تصادفی در دو گروه مشاهده و بدون مشاهده فیلم تقسیم شدند. به منظور تحریک نورونهای آئینه‌ای یک فیلم کوتاه ۳ دقیقه‌ای از وضعیت ایستادن برروی سیستم اندازه گیری تقارن وزن و دستگاه بایودکس تهیه شد. در گروه مشاهده فیلم، قبل و بعد از مشاهده فیلم، وضعیت قرینگی توزیع وزن در سمت راست و چپ، و شاخصهای ثبات دینامیک در سطح پایداری ۵ و ۸ به وسیله دستگاه بایودکس اندازه گیری شد. و شاخصهای تعادل کل، قدامی-خلفی و داخلی-خارجی محاسبه شد. در گروه بدون مشاهده فیلم، اندازه گیریهای قبل و بعد در زمانهای مشابه همانند گروه مشاهده فیلم انجام شد.

یافته‌ها: درصد توزیع وزن اختلاف معناداری در دو گروه نشان نداد. مقایسه درصد تغییرات به دست آمده در دو گروه مشاهده و بدون مشاهده فیلم نشان داد مشاهده فیلم سبب بهبود معنادار شاخص کلی (۰۰۲/۰ P=)و شاخص قدامی- خلفی (۰۱۸/۰ P=) در سطح پایداری ۵ شده است. بررسی نتایج در دو جنس به صورت مجزا، بهبود معنادار شاخص تعادل کل و شاخص قدامی-خلفی سطح پایداری ۵ را در گروه زنان پس از مشاهده فیلم نشان داد (۰۰۱/۰ P=) اما درصد تغییرات شاخصهای تعادل در مردان دو گروه مشاهده و بدون مشاهده فیلم اختلاف معناداری نشان نداد(۰۵/۰ P>).

نتیجه‌گیری: مشاهده حرکت (با فعال کردن نورونهای آئینه‌ای) می‌تواند در بهبود شاخصهای تعادل افراد سالم در وضعیت ایستاده بر روی سطوح ناپایدار موثر باشد. بهبود معنادار شاخصهای تعادل در زنان پس از مشاهده فیلم، می‌تواند تائید کننده حساسیت بیشتر نورونهای آئینه ای در زنان نسبت به مردان باشد.

کلید واژه‌ها: نورونهای آئینه ای، مشاهده حرکت، قرینگی توزیع وزن، ثبات دینامیک، پایداری


محمد اسماعیلی، اسماعیل ابراهیمی، بهشید فرهمند، تورج شفقی،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۳ )
چکیده

  زمینه و هدف : امروزه جراحی تعویض کامل مفصل ران به طور گسترده­ای در سراسر دنیا انجام می­شود. علی رغم تاثیر بریس ها در کنترل عوارض گوناگون پس ازجراحی تعویض مفصل ران، مطالعات بسیار محدودی در این زمینه انجام گرفته اند. هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی تاثیر فوری بریس ابداکشن ران بر تحرک و تعادل عملکردی بیماران تعویض کامل مفصل ران،بود.

  روش بررسی : ۸ مرد و ۹ زن با تعویض کامل مفصل ران در مطالعه شرکت کردند. تحرک و تعادل عملکردی افراد شرکت کننده دردو وضعیت با و بدون بریس ابداکشن ران با استفاده از سه آزمون زمان بلند شدن و راه رفتن ( Timed Up & Go: TUG ) ، فانکشنال ریچ ( Functional Reach :FR ) و آزمون تعادلی برگ( Berg Balance Scale ) اندازه گیری شد و مقایسه گردید.

  یافته ها : نتایج نشان داد که افراد در وضعیت پوشیدن بریس ابداکشن ران در هر سه آزمون TUG ، FR و آزمون تعادلی برگ به میزان چشمگیری نمرات بالاتری نسبت به وضعیت بدون بریس داشتند (۰,۰۵> P ).

  نتیجه گیری : بریس ابداکشن ران می تواند تحرک و تعادل عملکردی در افراد با تعویض کامل مفصل ران را افزایش دهد.

  کلید واژه­ها: تعویض کامل مفصل ران، تعادل عملکردی، تحرک عملکردی، بریس ابداکشن ران


رحیمه محمودی، حسین باقری، محمدرضا هادیان، سعید طالبیان، اسماعیل ابراهیمی، مریم صنوبری،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۳ )
چکیده

  زمینه و هدف: مفصل ساکروایلیاک از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی اسکلتی در طی راه رفتن ( Gait ) می باشد و به عنوان یک جاذب شوک در هنگام برخورد پاشنه با زمین و انتقال نیروی عکس العمل زمین از اندام های تحتانی به تنه عمل می کند. ثبات این مفصل محصول مشارکت عوامل استخوانی ٬ لیگامانی و عضلانی است که این عضلات، ارکتور اسپاین توراسیک، گلوتئوس ماکزیموس، دو سر رانی، لاتیسیموس دورسی و مالتی فیدوس کمری می باشند که میزان فعالیت این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل مهم می باشد. بنظر می رسد که عملکرد عضلات مذکور در بیماران دچار درد ساکروایلیاک مختل می شود. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه فعالیت عضلات نامبرده شده بین دو گروه سالم و دارای درد ساکروایلیاک در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی راه رفتن در طی سرعت راحت و آهسته راه رفتن می باشد.

روش بررسی: ۱۳ فرد دارای درد ساکروایلیاک (۱۲ زن، ۱ مرد) و ۱۳ فرد سالم (۱۱ زن، ۲ مرد) در این مطالعه شرکت کردند. میزان فعالیت عضلات بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه ( :RMS Root Mean Square ) با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و بر اساس فعالیت عضله در طی یک دوره ۵۰۰ میلی ثانیه ای استراحت تحت عنوان Baseline Correction ، نرمال شد.

یافته­ها: تفاوت معنی داری بین دو گروه در میزان فعالیت عضلانی بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی وجود دارد (۰۰۶/۰ = P ) اما تاثیر سرعت بر RMS عضلات مورد مطالعه در دو گروه، معنی دار نبوده است (۳۷/۰ = P ). از نظر RMS بین عضلات مختلف مورد مطالعه در آزمون در طی سرعت آهسته و در هر یک از دو گروه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی، تفاوت معنا داری دیده شد ( ۰۰۳/۰ = P ) اما در طی سرعت راحت، تفاوت معنا دار نشد (۱۴/۰ = p ).

نتیجه­گیری: افراد دارای درد ساکروایلیاک در طی هر دو سرعت راحت و آهسته راه رفتن، میزان فعالیت عضلانی بیشتری در طی مراحل مختلف نسبت به گروه کنترل نشان می دهند که می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد نیرو به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.

کلید واژه­ها: فعالیت عضلانی، مفصل ساکروایلیاک، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی


مریم ابراهیمی، آزاده شادمهر، غلامرضا علیایی، اسماعیل ابراهیمی، جواد صراف زاده،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: انحناهای ستون فقرات به ویژه قوس کمری، نقش مهمی در حفظ یک پوسچر ایستاده مناسب ایفا می­کند و همچنین امکان جذب کارآمد بارهای اعمال شده بر ستون فقرات و افزایش کارایی عضلات ستون مهره­ای را سبب می­شود. برخی محققین چنین استدلال کرده­اند که پوسچرهای افراطی کمر که "هایپولوردوز" و "هایپرلوردوز" خوانده می­شوند، نشان دهنده تغییر فعالیت عضلانی و الگوهای استرس می­باشند به نحویکه تحمل فعالیت­های خاص روزانه را در این افراد کاهش می­دهد.با وجود اهمیت کنترل نوروماسکولار در هماهنگی و حفاظت ستون مهره­ای، اطلاعات کمی در زمینه اینکه انحناهای پشتی و کمری چگونه فعالیت عضلانی را در پوسچرهای غیرطبیعی تحت تأثیر قرار می­دهد، موجود است. به این دلیل ما در این مطالعه سعی کردیم رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه در افراد با پوسچر هایپرلوردوز و افراد با پوسچر نرمال را مورد مقایسه قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این پوسچر غیر طبیعی بر رفتار عضلات ناحیه تأثیرگذار است یا خیر؟

 

روش بررسی: ۱۲ فرد با پوسچر هایپرلوردوتیک و ۱۱ فرد با پوسچر نرمال کمری تحت بررسی رفتار الکترومایوگرافی عضلات راست شکمی، مایل داخلی، مایل خارجی و ارکتور اسپاین کمری حین فعالیت حفظ ممتد باری معادل ۷ درصد وزن بدن در حالت ایستاده راحت قرار گرفتند.

یافته­ها: از نظر آماری تفاوت معناداری در درصد تغییر متغیر MF(Median Frequency) عضلات تنه بین دو گروه مشاهده نشد (۰۵/۰ < P ) . درصد تغییر RMS(Root Mean Square) عضلات ارکتوراسپاین و مایل داخلی در سه بازه زمانی، بین دو گروه اختلاف معناداری نشان داد (۰۵/۰ < P ) . درصد تغییر RMS عضله راست شکمی بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۰۵/۰ < P ). در عضله مایل خارجی، درصد تغییر RMS در بازه های زمانی اول و سوم تفاوت معنادار بین دو گروه نشان داد (۰۵/۰ > P ) .

نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می­توان گفت که افزایش قوس کمری، به طور معناداری باعث تغییر در سطح فعالیت عضلات تنه در افراد دارای پوسچر هایپرلوردوتیک نسبت به گروه نرمال شده است. بنابراین استفاده از تمرینات اصلاح پوسچر در برنامه درمانی چنین افرادی ضروری به نظر می­رسد. همچنین توصیه می­شود مطالعه مشابه دیگری نیز در فعالیت­های عملکردی دینامیک صورت گیرد تا اطلاعات جامع­تری از اثر اختلالات پوسچرال بر رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه فراهم گردد.

کلید واژه­ها: الکترومایوگرافی، هایپرلوردوز، پوسچر، حفظ ممتد بار



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.39 seconds with 32 queries by YEKTAWEB 4657