23 نتیجه برای ابراهیم
رویا خانمحمدی، سعید طالبیان مقدم، آزاده شادمهر، ابراهیم انتظاری،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: شانه از پیچیده ترین مناطق بدن محسوب شده و ذاتاً مفصلی بی ثبات است که حرکات در آن بوسیله فعالیت متوالی زوج نیروها تولید و کنترل
می شود. با توجه به بی ثباتی ذاتی شانه و نقش برجسته عضلات در تامین ثبات آن، به منظور ارزیابی تغییرات کنترل حرکتی در حرکات مختلف و کمک به
طراحی برنامه های درمانی مناسب برای شانه درد و ارزیابی تاثیر درمانهای فیزیوتراپی و جلوگیری از ایجاد عوارض حاصله، مطالعه الگوی فعالیت عضلات
D1ext و D1flex کمربند شانه ای در حرکات مختلف در افراد سالم ضروری به نظر میرسد. اما تاکنون هیچ مطالعه ای به بررسی این الگوها در الگوهای
نپرداخته است.
روش بررسی: 13 داوطلب خانم سالم در آزمون شرکت کردند. متغییرهای وابسته شروع و پایان فعالیت عضله و همچنین توالی فعالیت عضلات (سراتوس
و D1flex انتریور، پکتورالیس ماژور، تراپزیوس (فیبرهای فوقانی)، تراپزیوس (فیبرهای تحتانی)، دلتوئید خلفی و دلتوئید قدامی) سمت غالب در طی الگوهای
در وضعیت ایستاده و با سرعت حرکت 25 درجه در ثانیه محاسبه شد. Data log بوسیله الکترومیوگرافی سطحی و نرم افزار D1ext
مشاهده شد. توالی فعالیت عضلات در دو الگوی حرکتی با یکدیگر متفاوت بوده و D1ext و D1flex
یافته ها: الگوی خاصی از فعالیت عضلات در الگوهای
نسبت به گونیامتر فلکسشن/ اکستنشن بین ( p=0/ بجز فیبرهای فوقانی تراپزیوس ( 33 (p<0/ همچنین تفاوت معناداری در زمان تاخیری تمامی عضلات( 05
دو الگوی حرکتی مشاهده شد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد در افراد سالم الگوی خاصی از فعالیت عضلات حول مفصل اسکاپولو هومرال وجود دارد. برنامه های توانبخشی باید طوری
طراحی شوند که توالی فعالیت و عملکرد وابسته به تکلیف این عضلات را بهبود بخشیده و یا اصلاح کند.
وحید صمدی، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، آزاده شادمهر، شهره جلائی، ابراهیم انتظاری، مهدی صادقی،
دوره 3، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: از کمربندها و حمایت کنندهها به طور رایجی به منظور پیشگیری از کمردرد و آسیبهای ستون فقرات استفاده میشود. علی رغم انجام مطالعات متعدد، هنوز شواهد کافی و توافق قطعی در مورد اثرات این حمایت کنندهها وجود ندارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر حمایت کنندههای کمری- خاجی بر الگوی کنترل حرکت در حین انجام حرکت ترکیبی تنه بود.
روش بررسی: برای انجام این پژوهش تعداد 30 مرد جوان سالم انتخاب شدند. پارامترهای زمانی کنترل حرکت (زمان پاسخ حرکتی، زمان عکس العمل، زمان پیش حرکت و زمان حرکت) و میزان فعالیت سه جفت از عضلات تنه در حین انجام حرکت ترکیبی تنه در برابر مقاومتهای حداقل و 50 درصد حداکثر قدرت ایزومتریک و در دو وضعیت با و بدون حمایت کننده محاسبه گردید.
یافته ها: هنگام بستن حمایت کننده، زمان پاسخ حرکتی در شرایط اعمال مقاومت حداقل به طور معنیداری کاهش یافت (004/0=P). استفاده از حمایت کننده باعث کاهش معنی دار زمان های عکس العمل و حرکت در دو شرایط اعمال مقاومت گردید (05/0>P). در میزان فعالیت عضلات تنه به دنبال بستن حمایت کننده، تغییر معنی داری حاصل نشد (05/0
نتیجه گیری: استفاده از حمایت کننده کمری- خاجی باعث سریعتر شدن واکنش فرد و کاهش تأخیر وی در شروع حرکت شد. اگرچه حمایت کننده تغییری در میزان فعالیت عضلات تنه ایجاد نکرد، اما کارآیی و آمادگی عضله ارکتور اسپاین را برای شروع حرکت مطلوب افزایش می داد.
رویا خان محمدی، سعید طالبیان، آزاده شادمهر، ابراهیم انتظاری،
دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتقاد معمول بر آن است که تغییر در فعالیت الکتریکی عضلات اسکاپولوتوراسیک و گلنوهومرال یک عامل مرتبط با سندروم گیرافتادگی شانه است لذا هدف مطالعه حاضر آن بود که فعالیت الکتریکی عضلات شانه را در افرادی با و بدون سندروم گیرافتادگی شانه تعیین و با یکدیگر مقایسه کند.
روش بررسی: در این مطالعه مورد شاهدی، 9 زن مبتلا به سندروم گیرافتادگی شانه و 13 زن سالم که از نظر سن، قد و وزن مطابقت داشتند بصورت تصادفی ساده و داوطلبانه شرکت کردند. ثبت الکترومیوگرافی سطحی عضلات سراتوس انتریور، پکتورالیس ماژور، تراپزیوس فوقانی، تراپزیوس تحتانی، دلتوئید خلفی و دلتوئید قدامی سمت غالب در حین الگوی حرکتی D
1ext و D
1flex انجام شد. میزان فعالیت عضلات مورد پردازش قرار گرفته و دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند. ار روش غیرپارامتریک ((Mann-Whitney U ) 2 independent sample) برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافته ها: در هر دو الگوی حرکتی تمام عضلات گروه بیمار در مقایسه با گروه سالم افزایش فعالیت را نشان دادند. اما این افزایش در D
1ext برای عضلات دلتوئید قدامی ( p=0/04وp=0/003)، پکتورالیس ماژور p=0/02)وp=0/01)، عضله
سراتوس انتریور(p=0/01) و دلتوئید خلفی(p=0/01) و در D
1flex برای عضلات تراپزیوس تحتانی ( p=0/005وp=0/006) و پکتورالیس ماژور (p=0/01) از نظر آماری معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از آن است که بیمارانی با علائم گیرافتادگی میزان فعالیت غیر طبیعی را در عضلات نشان می دهند. یافته ها این تئوری را که گیرافتادگی شانه ممکن است با تغییر در الگوی فعالیت عضلات اسکاپولوتوراسیک و گلنوهومرال مرتبط باشد را تصدیق می کند.
محمدرضا نقی ئی، قادر غنی زاده، پیمان درویشی، یوسف ابراهیم پور، محمود مفید، گیتی ترکمان، علیرضا عسگری، مهدی هدایتی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ویبراسیون کل بدن به عنوان یک روش تمرینی ورزشی و به عنوان یک راهبرد درمانی حمایتی غیرداروئی از کارآمدی لازم در مقابل وضعیت بیماریهای مزمن، نظیر نارسایی استخوان و تناسب یا آمادگی قلبی - تنفسی برخوردار میباشد. با توجه به اینکه داده های کافی در زمینه ایمنی و کارآیی ویبراسیون و فراسنجهای پلاسما وجود ندارد، لذا ارزیابی اثرات ویبراسیون کل بدن بر فراسنج های انتخابی در موش رت نر بالغ ویستار مورد مطالعه قرار گرفته است0
روش بررسی: موشهای نر ویستار با وزن 180-140 گرم به گروههای کنترل و تیمار با ویبراسیون دستهبندی شدند0 تمرین ویبراسیون شامل ارتعاش عمودی سینوسی کل بدن به مدت 8 هفته انجام گرفت و در پایان با نمونه گیری خون پایان یافت0
یافته ها: موشهای ویبره شده در مقایسه با گروه کنترل دارای وزن بدنی بیشتری (14%) بودند0 سطوح پلاسمایی کرآتین کیناز،استرادیول و اینترلوکین- 6 بطور معنیداری در گروه ویبره بالاتر بود0میانگین سطح ویتامین د پانزده درصد بیشتر، سطح سی آر پی یازده درصد کمتر و سطح اینترلوکین- 6 سی و دو درصد در گروه ویبره بالاتر بود0 اختلاف معنی دار دیگری برای دیگر فراسنج های اندازه گیری شده مشاهده نشد0
نتیجه گیری: آثار موجود پاسخ های فیزیولوژیک ویبراسیون کل بدن عوارض سوئی بر فراسنج های پلاسمایی مطالعه شده به همراه نداشت و میتوان تمرین ورزشی ویبراسیون کل بدن را به عنوان یک راهبرد درمانی حمایتی در نظر گرفت0
علی میرزاجانی، محسن توان، ابراهیم جعفرزاده پور،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تاری اپتیکی ناشی از عیوب انکساری سبب کاهش کیفیت تصویر شبکیه ائی می گردد و تغییراتی را در نحوه پاسخ سیستم بینائی ایجاد می نماید. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تاری اپتیکی در اثر نزدیک بینی بر پاسخ کورتکس بینائی توسط تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه 5 داوطلب سالم در محدوده سنی 25-18 سال (2 زن و 3 مرد) شرکت نمودند. نتایج تصویر برداری تشدید مغناطیسی عملکردی 18 فرد امتروپ (بدون عیب انکساری) که در یک مطالعه عملکردی اخیر با شرایط تصویربرداری یکسان شرکت کرده بودند، به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. تصاویر فانکشنال با استفاده از یک دستگاه فیلیپس 5/1 تسلا و با ارائه الگوی بینائی سینوسی با فرکانس فضائی 2 سیکل بر درجه و فرکانس زمانی 8 هرتز اخذ گردید. پس از پردازش تصاویر، درصد تغییر سیگنال BOLD ( (Blood-Oxygen-Level-Dependent و تعداد وکسل های فعال شده در سری اسکن های مختلف با هم مقایسه گردید.
یافته ها: نتایج این مطالعه کاهش غیر خطی پاسخ کورتکس بینائی در اثر تاری اپتیکی را نشان می دهد. تعداد وکسل های فعال شده و میانگین شدت سیگنال BOLD در گروه های مختلف عیب انکساری نزدیک بینی کاهش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به تاثیرپذیری پاسخ کورتکس بینائی در اثر تاری اپتیکی ناشی از مقادیر مختلف عیب انکساری نزدیک بینی، بهتر است تا در طی مطالعات شناختی علوم اعصاب و همچنین بررسی بیماری های نورولوژیک به کمک تصویر برداری تشدید مغناطیسی عملکردی با بکارگیری محرک های بینایی الگویی برای افراد تحت بررسی از اصلاح اپتیکی بهینه استفاده گردد.
محمدرضا پوراحمدی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، سعید طالبیان، علی اشرف جمشیدی، هلاکو محسنی فر،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: درد قدامی زانو یکی از شایعترین مشکلات زانوست. تاکنون مطالعات زیادی در مورد درد قدامی زانو و تأثیر درمانهای مختلف بر این عارضه صورت گرفته است. امروزه این واژه کلی را به طور دقیقتر تقسیمبندی کرده و مورد مطالعه قرار میدهند. سندروم اکستانسیون زانو یکی از مشکلات شایع در زمینه ارتوپدی و فیزیوتراپی است که با افزایش سفتی عضله چهارسررانی شناخته میشود و میتواند باعث درد قدامی زانو شود. هدف از این مقاله مروری بررسی نقطه نظرات جدید و تناقضات پیرامون این عارضه میباشد.
روش بررسی: جستجوی نظاممند بانکهای اطّلاعاتی مدلاین Pubmed و سایت ScienceDirect و مجله JOSPT، برای شناسایی مقالات چاپ شده و مطالعات صورت گرفته بر روی درد قدامی زانو، بخصوص مطالعات انجام شده بر روی سندروم اکستانسیون زانو انجام شد. بعلاوه، مطالعات مربوط به دیدگاههای گوناگون پیرامون درد قدامی زانو و همچنین اثر بخشی مداخلات و درمانهای مختلف بر روی درد قدامی زانو و سندروم اکستانسیون زانو شناسایی شد.
یافتهها: تعداد 50 مقاله در این زمینه مورد بررسی قرار گرفت که از بین این تعداد، 42 مقاله تأثیر درمانهای گوناگون را بر درد قدامی زانو مورد بررسی قرار دادند. تعداد 5 مقاله به بررسی دقیق جنبههای گوناگون درد قدامی زانو پرداخت و 3 مقاله دیگر در مورد سندروم اکستانسیون زانو بود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعات، نشان داد که علل ایجاد کننده درد قدامی زانو را میتوان به دو دسته 1: درد قدامی زانو مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال و 2: درد قدامی زانو غیر مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال طبقهبندی کرد. سندروم اکستانسیون زانو جز علل درد قدامی زانو غیرمرتبط با مشکلات پاتلوفمورال است. در این عارضه در دراز مدّت استخوان پاتلا دچار افزایش زاویه تیلت شده و همین عامل میتواند به افزایش درد بیماران بیافزاید. در درمان نیز بر خلاف باور عمومی که بر روی کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند تأکید میکنند باید بیشتر به کشش عضله مستقیم رانی توجه نمود تا کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند، زیرا باند ایلیوتیبیال اثر کمتری بر روی تیلت استخوان پاتلا دارد.
بنفشه قمیان، مجتبی کامیاب، حسن جعفری، محمدابراهیم خمسه،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شایع ترین عارضه نوروپاتی دیابتی در اندام تحتانی ایجاد زخم در نواحی پر فشار کف پا می باشد. رایج ترین اصلاح کفش طبی جهت پیشگیری از ایجاد زخم در پای این بیماران، استفاده از زیره غلتکی است. از طرفی نوروپاتی محیطی می تواند منجر به بی ثباتی پاسچر و کاهش کنترل تعادل در بیماران دیابتی گردد. همچنین به نظر می رسد زیره غلتکی سبب اختلال در تعادل افراد سالم می شود. از آنجا که در زمینه تأثیر زیره غلتکی بر پاسخ پاسچر بیماران دیابتی مطالعه ای یافت نشد، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر زیره غلتکی بر ثبات پاسچر بیماران دیابتی توأم با نوروپاتی انجام شد.
روش بررسی: هفده بیمار مبتلا به نوروپاتی دیابتی در این مطالعه شرکت کردند. به منظور ارزیابی ثبات پاسچر حین پوشیدن کفش، با و بدون زیره غلتکی، آزمون کنترل حرکت با استفاده از دستگاه نوروکام انجام شد. میزان جابجایی مرکز نیرو، مدت زمان تأخیر در پاسخ و قدرت پاسخ پاسچر در دو حالت با و بدون زیره غلتکی مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: میزان جابجایی مرکز نیرو و مدت زمان تأخیر در پاسخ، با و بدون زیره غلتکی یکسان بود (05/0‹P). قدرت پاسخ پاسچر حین اغتشاش متوسط قدامی و خلفی صفحه نیرو با استفاده از کفش با زیره غلتکی بیشتر از میزان آن با کفش بدون زیره غلتکی بود (05/0›P).
نتیجه گیری: در بررسی آنی، کفش با زیره غلتکی منجر به تغییر ثبات پاسچر بیماران مبتلا به نوروپاتی دیابتی نمی شود. از آنجا که قدرت پاسخ پاسچر هنگام استفاده از زیره غلتکی افزایش می یابد ممکن است که استفاده دراز مدت، نقش آموزشی برای مهارتهای تعادلی داشته باشد.
مصطفی رحیمی، مهیار صلواتی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، لقمان محمدی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعۀ حاضر به منظور بررسی ارتباط سفتی عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ با درد قدامی زانو انجام گردید تا بر اساس آن سفتی عضلانی به عنوان یک پارامتر بالینی مهم در فرآیند ارزیابی و درمان مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی:در این مطالعۀ غیرتجربی و مورد-شاهدی،20 فرد مبتلا به درد قدامی زانو با نمونه گیری ساده و در دسترس و 20 فرد سالم با روش جورکردن با بیماران، انتخاب و سفتی بخشهای پروگزیمال و دیستال عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ آنها بوسیلۀ دستگاه داینامومتر بیودکس اندازه گیری شد.همچنین حداکثر گشتاور کانسنتریک حرکات فلکشن و اکستنشن ران و زانو به عنوان قدرت این عضلات در دو گروه بیمار و سالم مقایسه و با استفاده از آزمون های تی مستقل و تحلیل همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: درد قدامی زانو با سفتی سر پروگزیمال عضلات رکتوس فموریس(320/0P=)و همسترینگ(125/0P=)ارتباط معنا دار نداشت ولی درد قدامی زانو با سفتی سر دیستال عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ تفاوت معنی دار داشت(001/0>P). رابطۀ درد قدامی زانو با قدرت این عضلات معنادار بود (001/0>P). همبستگی معنا داری بین قدرت و سفتی عضلات رکتوس فموریس(356/0P=) و همسترینگ(643/0P=) در افراد مبتلا به درد قدامی زانو مشاهده نشد ولی در افراد سالم همبستگی معنی داری مشاهده شد(001/0>P).
نتیجه گیری: در افراد مبتلا به درد قدامی زانو سفتی بخش دیستال عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ افزایش یافته، قدرت عضلانی کاهش می یابد. افزایش قدرت در افراد سالم همراه با افزایش سفتی می باشد ولی در بیماران این رابطه وجود ندارد. همچنین شاید بتوان گفت عضلات رکتوس فموریس و همسترینگ دارای بخشهای عصبی- عضلانی مختلفی می باشند.
صبا سیدین، مریم نامدار، آذر مهری، مونا ابراهیمی پور، شهره جلائی،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در برخی از اختلالات، دستیابی به واژه مورد نظر با اشکال مواجه میشود. شیوههای مختلفی جهت ارزیابی فرآیند نامیدن وجود دارد که یکی از آنها روانی کلام میباشد. از آن جا که تاکنون شاخصی برای ارزیابی و درمان این مقوله تعیین نشده است، لذا در پژوهش حاضر به هنجاریابی این توانمندی در افراد طبیعی 69-18 سال فارسی زبان پرداختیم.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی و تحلیلی میباشد که در آن 540 فرد طبیعی 69-18 به 4 گروه به لحاظ سنی (30-18 ، 43-31 ، 56-44 و 69-57) و به 3 گروه به لحاظ تحصیلی(8-0، 12-9 و >12) تقسیم شدند. از افراد خواسته شد تا اسامی مربوط به دسته حیوانات و میوهها را تا آن جایی که به یاد میآورند، هرکدام را به مدت 60 ثانیه ، نام ببرند. کلمات تولید شده توسط افرد ضبط و ثبت شدند تا با استفاده از روش ترویر(Troyer) وبا استفاده از نرم افزار 16 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند.
یافته ها:یافتههای حاصل از پژوهش نشان داد که تفاوت میانگین عملکرد روانی معنایی (Semantic fluency)، میانگین اندازه خوشه(cluster) و میانگین تعدادانتقال(switch) در بین دو جنس معنادار نبوده است. اما میانگین عملکرد روانی معنایی(000/0P=) و میانگین تعداد انتقال(000/0P=) در بین گروه های تحصیلی معنادار بوده است. یافته مهم دیگر این بود که تفاوت میانگین عملکرد روانی معنایی(014/0P=)، میانگین تعداد انتقال(000/0P=) و میانگین اندازه خوشه(000/0P=) در بین گروه های سنی معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که عملکرد روانی معنایی و تعداد انتقال با افزایش میزان تحصیلات، افزایش و با افزایش سن، کاهش یافته است. میانگین اندازه خوشه نیز با افزایش سن افزایش یافته اما تحصیلات تأثیری بر آن نداشته است. جنسیت نیز در هیچ موردی تأثیر نداشته است. نتایج حاصل با نتایج سایر مقالات، همخوانی دارد و نتایج متفاوت در برخی از مقالات می تواند به علت تفاوت در تقسیم بندی گروه های سنی و تحصیلی باشد.
علی میرزاجانی، سارا سروش ، ابراهیم جعفرزاده پور، سمیه بوش، مصطفی سلطان سنجری،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری نوریت اپتیک سبب آسیب عملکردهای بینایی در چشم مبتلا شده و تفاوتهایی در این عملکردها بین چشم سالم و مبتلا مشاهده می شود. هدف از این مطالعه مقایسه عملکردهای بینایی چشم سالم با چشم مبتلا در بیماران دچار نوریت اپتیک حاد یک طرفه به منظور تعیین حداکثر و حداقل آسیب می باشد.
روش بررسی: 30 بیمار (23 زن و 7 مرد در محدوده ی سنی 45 – 18) که شامل 22 بیمار رتروبولبار و 8 بیمار پاپیلایتیس بودند در مطالعه شرکت داده شدند و چشم سالم و مبتلای آنان تحت آزمایشات بررسی عملکردهای بینایی قرار گرفت. حدت بینایی، حساسیت کانتراست، دید رنگ و میدان بینایی شامل دو شاخص میانگین انحراف و انحراف از الگوی استاندارد در هر دو چشم تمام این بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت و معناداری اختلاف آنها از طریق آزمون تی مستقل (Independent T-test) بررسی و با یکدیگر مقایسه گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که عملکردهای بینایی شامل حدت بینایی(00/0=,P 29/7=(t-test, t ، حساسیت کانتراست(00/0=,P 20/9=(t-test, ، دید رنگ (00/0=,P 95/21-=(t-test, t و میانگین انحراف میدان بینایی(01/0=,P 29/5-=(t-test, t به جز شاخص "انحراف از الگوی استاندارد میدان بینایی" (71/0=,P 67/0=(t-test, t بطور معنی دار (01/0>P) در چشم مبتلا افت می کند. در مقایسه عملکرد های بینایی، حساسیت کانتراست بیشترین آسیب را نشان می دهد و شاخص انحراف از الگوی استاندارد میدان بینایی بین دو چشم سالم و مبتلا اختلاف معنی داری را نشان نمی دهد(71/0=P).
نتیجه گیری: با توجه به حساسیت بیشتر تست بررسی کانتراست، به نظر می رسد بهتر است بررسی، تشخیص و پی گیری بیماران مبتلا به نوریت اپتیک حاد یک طرفه این تست با دقت و اهمیت بیشتری مورد ارزیابی قرار گیرد.
آتوسا اکبری نیا، سجاد احمدی زاده، خسرو ابراهیم، مینو باسامی، رعنا کرمی ،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، مقایسه تاثیر انواع مختلف انقباض عضلانی آیزوکینتیک بر عوامل همودینامیک در مردان بود.
روش بررسی: 10 مرد سالم (سن، 4/3±1/26 سال) در سه جلسه جداگانه سه پروتکل انقباض عضلانی آیزوکینتیک کانسنتریک/کانسنتریک (C/C)، ایسنتریک/ایسنتریک (E/E) و کانسنتریک/ایسنتریک (C/E) را به صورت فلکشن و اکستنشن زانو اجرا کردند. در هر جلسه آزمودنیها 4 سری 10 تکراری را با سرعت 60 درجه بر ثانیه اجرا نمودند. عوامل همودینامیک (ضربان قلب، فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی، میانگین فشار خون سرخرگی و میزان حاصلضرب فشار و ضربان) قبل، بلافاصله پس از فعالیت و پس از 30 دقیقه ریکاوری اندازهگیری شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد.
یافتهها: آنالیز آماری دادهها افزایش معنادار ضربان قلب، فشار خون سیستولی (001/0P<)، میانگین فشار خون سرخرگی (053/0P=) و میزان حاصلضرب فشار و ضربان (001/0P<) در پاسخ به فعالیت و کاهش این عوامل را طی دوره ریکاوری نشان داد. میزان درک تلاش (RPE- Rate of Perceived Exertion) در پاسخ به انواع انقباض عضلانی متفاوت (5/15=34و2F) بود و آزمون تعقیبی نشان داد که RPE پس از پروتکل E/E کمتر از دو پروتکل C/C و C/E بوده است.
نتیجه گیری: عوامل همودینامیک در پاسخ به فعالیت ورزشی با انواع انقباض عضلانی آیزوکینتیک تغییر مییابند اما این تغییرات وابسته به نوع انقباض نمیباشد.
علی میرزاجانی، سمیه بوش، ابراهیم جعفرزاده پور، سارا سروش،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1392 )
چکیده
چکیده
زمینه وهدف: باتوجه به اینکه بیماری نوریت اپتیک براساس وجود و یاعدم وجود تورم در دیسک بینایی به دوحالت نوریت اپتیک قدامی ونوریت رتروبولبار طبقه بندی میشود هدف از این مطالعه بررسی مقایسه ای عملکرد های بینایی بین بیماران مبتلا به نوریت اپتیک قدامی و رترو بولبار می باشد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی بر روی 48 بیمار در دسترس مبتلا به نوریت اپتیک، شامل 35 بیمار (26 زن) دچار نوریت رترو بولبار و13بیمار (10 زن) دچارنوریت اپتیک قدامی در محدوده ی سنی 45 – 18 سال انجام پذیرفت. این بیماران تحت آزمایشات بررسی کلینیکی عملکردهای بینایی شامل حدت بینایی، حساسیت کانتراست، دید رنگ قرار گرفتند. سپس داده های جمع آوری شده درفرم اطلاعاتی ثبت شده وتوسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفت و از آزمون تی مستقل برای مقایسه معناداری اختلاف بین دوگروه مورد مطالعه استفاده شد.
یافتهها: جامعه مبتلا به نوریت اپتیک قدامی کمی مسنتر بودند (بطور میانگین 6/30سال در برابر 6/26 سال). میانگین آسیب عملکردهای بینایی در بیماران مبتلا به نوریت اپتیک قدامی شدیدتر ازمیانگین آسیب عملکردهای بینایی در بیماران مبتلا به نوریت رترو بولبار بود که در مورد نقص دید رنگ (005/ 0=,P00/3-t=) و حدت بینایی(048/0= , P74/1=t) این اختلاف معنادار و در مورد آستانه حساسیت کانتراست از لحاظ آماری اختلاف معناداری بین دو نوع بیماری نوریت قدامی و رتروبولبار نشان داده نشد (104/0=P).
نتیجهگیری: در نوریت اپتیک رتروبولبار که دارای نمای فاندوسکوپیک مشخصی نیست، شاخص کانتراست میتواند در تشخیص اولیه کمک کننده باشد.
کلید واژه ها: نوریت اپتیک قدامی ، نوریت اپتیک رتروبولبار، حدت بینایی، حساسیت کانتراست، دید رنگ
علی غنجال، گیتی ترکمان، مژده قبائی، اسماعیل ابراهیمی،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1392 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: مشاهده حرکت سبب تحریک نورونهای آئینهای میشود که این مجموعه در دستیابی به برخی مهارتها، شکلگیری حافظه و یادگیری حرکتی موثر است و از قابلیتهای این سیستم میتوان برای درمان آسیبهای سیستم عصبی مانند سکته مغزی استفاده نمود. هدف این مطالعه، بررسی اثر مشاهده حرکت بر توزیع تقارن وزن در دو اندام تحتانی و شاخصهای پایداری در وضعیت ثبات شبه داینامیک بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در 91 مرد و زن داوطلب سالم غیرورزشکار در محدوده سنی20 تا 45 سال انجام شد. اطلاعات فردی و زمینهای از طریق پرسشنامه و معاینات بالینی اخذ گردید. نمونهها به تفکیک زن و مرد به صورت تصادفی در دو گروه مشاهده و بدون مشاهده فیلم تقسیم شدند. به منظور تحریک نورونهای آئینهای یک فیلم کوتاه 3 دقیقهای از وضعیت ایستادن برروی سیستم اندازه گیری تقارن وزن و دستگاه بایودکس تهیه شد. در گروه مشاهده فیلم، قبل و بعد از مشاهده فیلم، وضعیت قرینگی توزیع وزن در سمت راست و چپ، و شاخصهای ثبات دینامیک در سطح پایداری 5 و 8 به وسیله دستگاه بایودکس اندازه گیری شد. و شاخصهای تعادل کل، قدامی-خلفی و داخلی-خارجی محاسبه شد. در گروه بدون مشاهده فیلم، اندازه گیریهای قبل و بعد در زمانهای مشابه همانند گروه مشاهده فیلم انجام شد.
یافتهها: درصد توزیع وزن اختلاف معناداری در دو گروه نشان نداد. مقایسه درصد تغییرات به دست آمده در دو گروه مشاهده و بدون مشاهده فیلم نشان داد مشاهده فیلم سبب بهبود معنادار شاخص کلی (002/0 P=)و شاخص قدامی- خلفی (018/0 P=) در سطح پایداری 5 شده است. بررسی نتایج در دو جنس به صورت مجزا، بهبود معنادار شاخص تعادل کل و شاخص قدامی-خلفی سطح پایداری 5 را در گروه زنان پس از مشاهده فیلم نشان داد (001/0 P=) اما درصد تغییرات شاخصهای تعادل در مردان دو گروه مشاهده و بدون مشاهده فیلم اختلاف معناداری نشان نداد(05/0 P>).
نتیجهگیری: مشاهده حرکت (با فعال کردن نورونهای آئینهای) میتواند در بهبود شاخصهای تعادل افراد سالم در وضعیت ایستاده بر روی سطوح ناپایدار موثر باشد. بهبود معنادار شاخصهای تعادل در زنان پس از مشاهده فیلم، میتواند تائید کننده حساسیت بیشتر نورونهای آئینه ای در زنان نسبت به مردان باشد.
کلید واژهها: نورونهای آئینه ای، مشاهده حرکت، قرینگی توزیع وزن، ثبات دینامیک، پایداری
ناهید پیرایه، ابراهیم نصراله پور، شاهین گوهرپی،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اینکه بسیاری از افراد جامعه در وضعیتهای عملکردی بیشتر در حالتهایی قرار میگیرند که زانو در وضعیت خم شده میباشد، عضله همسترینگ تمایل به کوتاهی پیدا میکند؛ از طرفی کوتاهی این عضله بر عملکرد زانو به طور مستقیم و بر مفاصل ران و مچپا به صورت غیر مستقیم تأثیر میگذارد و فرد را در معرض ضایعات عضلانی_اسکلتی قرار میدهد. بنابراین با تشخیص به موقع و درمان آن میتوان تنشن را کاهش و ریلاکسشن را افزایش داد و از ایجاد ضایعات جلوگیری کرد. برای رسیدن به این هدف از تکنیکهای مختلف کششی استفاده میشود. لذا هدف از انجام این مطالعه بررسی مقایسهای تأثیر دو روش کشش استاتیک و PNF ( proprioceptive neuromuscular facilitation )بر طول عضلات همسترینگ کوتاه شده در زنان 30-18 ساله میباشد.
روش بررسی: 30 نفر خانم غیر ورزشکار 30-18 ساله بدون تاریخچهای از پاتولوژی در ران- زانو- کمر انتخاب شدند. این 30 نفر در 3 گروه 10 نفره ( کشش استاتیک، کشش PNF و کنترل) قرار داده شدند. 2 گروه آزمون، 5 روز در هفته به مدت 3 هفته تحت کشش قرار گرفتند ولی گروه کنترل تحت هیچ کششی قرار نگرفت.
یافتهها: دامنه صاف شدن زانو( extension ) در هر دو گروه کشش استاتیک و PNF افزایش(05/0> p ) یافت. ولی تفاوت معنیداری بین این دو روش کشش مشاهده نگردید(05/0 p> ).
نتیجهگیری: هر دو روش بهکارگیری کشش استاتیک و PNF بر افزایش انعطاف پذیری عضله همسترینگ موثر می باشد ولی اختلاف معنیداری بین این دو روش در افزایش دامنه حرکتی اکستانسیون زانو بدست نیامد.
کلید واژهها: عضله همسترینگ، کشش استاتیک، کشش PNF
محمد اسماعیلی، اسماعیل ابراهیمی، بهشید فرهمند، تورج شفقی،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه جراحی تعویض کامل مفصل ران به طور گستردهای در سراسر دنیا انجام میشود. علی رغم تاثیر بریس ها در کنترل عوارض گوناگون پس ازجراحی تعویض مفصل ران، مطالعات بسیار محدودی در این زمینه انجام گرفته اند. هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی تاثیر فوری بریس ابداکشن ران بر تحرک و تعادل عملکردی بیماران تعویض کامل مفصل ران،بود.
روش بررسی : 8 مرد و 9 زن با تعویض کامل مفصل ران در مطالعه شرکت کردند. تحرک و تعادل عملکردی افراد شرکت کننده دردو وضعیت با و بدون بریس ابداکشن ران با استفاده از سه آزمون زمان بلند شدن و راه رفتن ( Timed Up & Go: TUG ) ، فانکشنال ریچ ( Functional Reach :FR ) و آزمون تعادلی برگ( Berg Balance Scale ) اندازه گیری شد و مقایسه گردید.
یافته ها : نتایج نشان داد که افراد در وضعیت پوشیدن بریس ابداکشن ران در هر سه آزمون TUG ، FR و آزمون تعادلی برگ به میزان چشمگیری نمرات بالاتری نسبت به وضعیت بدون بریس داشتند (0.05> P ).
نتیجه گیری : بریس ابداکشن ران می تواند تحرک و تعادل عملکردی در افراد با تعویض کامل مفصل ران را افزایش دهد.
کلید واژهها: تعویض کامل مفصل ران، تعادل عملکردی، تحرک عملکردی، بریس ابداکشن ران
رحیمه محمودی، حسین باقری، محمدرضا هادیان، سعید طالبیان، اسماعیل ابراهیمی، مریم صنوبری،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مفصل ساکروایلیاک از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی اسکلتی در طی راه رفتن ( Gait ) می باشد و به عنوان یک جاذب شوک در هنگام برخورد پاشنه با زمین و انتقال نیروی عکس العمل زمین از اندام های تحتانی به تنه عمل می کند. ثبات این مفصل محصول مشارکت عوامل استخوانی ٬ لیگامانی و عضلانی است که این عضلات، ارکتور اسپاین توراسیک، گلوتئوس ماکزیموس، دو سر رانی، لاتیسیموس دورسی و مالتی فیدوس کمری می باشند که میزان فعالیت این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل مهم می باشد. بنظر می رسد که عملکرد عضلات مذکور در بیماران دچار درد ساکروایلیاک مختل می شود. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه فعالیت عضلات نامبرده شده بین دو گروه سالم و دارای درد ساکروایلیاک در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی راه رفتن در طی سرعت راحت و آهسته راه رفتن می باشد.
روش بررسی: 13 فرد دارای درد ساکروایلیاک (12 زن، 1 مرد) و 13 فرد سالم (11 زن، 2 مرد) در این مطالعه شرکت کردند. میزان فعالیت عضلات بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه ( :RMS Root Mean Square ) با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و بر اساس فعالیت عضله در طی یک دوره 500 میلی ثانیه ای استراحت تحت عنوان Baseline Correction ، نرمال شد.
یافتهها: تفاوت معنی داری بین دو گروه در میزان فعالیت عضلانی بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی وجود دارد (006/0 = P ) اما تاثیر سرعت بر RMS عضلات مورد مطالعه در دو گروه، معنی دار نبوده است (37/0 = P ). از نظر RMS بین عضلات مختلف مورد مطالعه در آزمون در طی سرعت آهسته و در هر یک از دو گروه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی، تفاوت معنا داری دیده شد ( 003/0 = P ) اما در طی سرعت راحت، تفاوت معنا دار نشد (14/0 = p ).
نتیجهگیری: افراد دارای درد ساکروایلیاک در طی هر دو سرعت راحت و آهسته راه رفتن، میزان فعالیت عضلانی بیشتری در طی مراحل مختلف نسبت به گروه کنترل نشان می دهند که می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد نیرو به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.
کلید واژهها: فعالیت عضلانی، مفصل ساکروایلیاک، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی
مریم ابراهیمی، آزاده شادمهر، غلامرضا علیایی، اسماعیل ابراهیمی، جواد صراف زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: انحناهای ستون فقرات به ویژه قوس کمری، نقش مهمی در حفظ یک پوسچر ایستاده مناسب ایفا میکند و همچنین امکان جذب کارآمد بارهای اعمال شده بر ستون فقرات و افزایش کارایی عضلات ستون مهرهای را سبب میشود. برخی محققین چنین استدلال کردهاند که پوسچرهای افراطی کمر که "هایپولوردوز" و "هایپرلوردوز" خوانده میشوند، نشان دهنده تغییر فعالیت عضلانی و الگوهای استرس میباشند به نحویکه تحمل فعالیتهای خاص روزانه را در این افراد کاهش میدهد.با وجود اهمیت کنترل نوروماسکولار در هماهنگی و حفاظت ستون مهرهای، اطلاعات کمی در زمینه اینکه انحناهای پشتی و کمری چگونه فعالیت عضلانی را در پوسچرهای غیرطبیعی تحت تأثیر قرار میدهد، موجود است. به این دلیل ما در این مطالعه سعی کردیم رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه در افراد با پوسچر هایپرلوردوز و افراد با پوسچر نرمال را مورد مقایسه قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این پوسچر غیر طبیعی بر رفتار عضلات ناحیه تأثیرگذار است یا خیر؟
روش بررسی: 12 فرد با پوسچر هایپرلوردوتیک و 11 فرد با پوسچر نرمال کمری تحت بررسی رفتار الکترومایوگرافی عضلات راست شکمی، مایل داخلی، مایل خارجی و ارکتور اسپاین کمری حین فعالیت حفظ ممتد باری معادل 7 درصد وزن بدن در حالت ایستاده راحت قرار گرفتند.
یافتهها: از نظر آماری تفاوت معناداری در درصد تغییر متغیر MF(Median Frequency) عضلات تنه بین دو گروه مشاهده نشد (05/0 < P ) . درصد تغییر RMS(Root Mean Square) عضلات ارکتوراسپاین و مایل داخلی در سه بازه زمانی، بین دو گروه اختلاف معناداری نشان داد (05/0 < P ) . درصد تغییر RMS عضله راست شکمی بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0 < P ). در عضله مایل خارجی، درصد تغییر RMS در بازه های زمانی اول و سوم تفاوت معنادار بین دو گروه نشان داد (05/0 > P ) .
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، میتوان گفت که افزایش قوس کمری، به طور معناداری باعث تغییر در سطح فعالیت عضلات تنه در افراد دارای پوسچر هایپرلوردوتیک نسبت به گروه نرمال شده است. بنابراین استفاده از تمرینات اصلاح پوسچر در برنامه درمانی چنین افرادی ضروری به نظر میرسد. همچنین توصیه میشود مطالعه مشابه دیگری نیز در فعالیتهای عملکردی دینامیک صورت گیرد تا اطلاعات جامعتری از اثر اختلالات پوسچرال بر رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه فراهم گردد.
کلید واژهها: الکترومایوگرافی، هایپرلوردوز، پوسچر، حفظ ممتد بار
پیام نبوتی ، علی میرزاجانی، ابراهیم جعفرزاده پور،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: عیب انکساری باقی مانده از جمله شایع ترین عوارض متعاقب روش های کراتورفراکتیو جراحی انکساری اعم از لیزیک و کراتکتومی فتورفراکتیو می باشد. هدف از این مطالعه، تعیین میزان وقوع و عوامل خطر نیاز به عمل مجدد ناشی از عیب انکساری باقی مانده متعاقب کراتکتومی فتورفراکتیو در بیماران با عیوب انکساری نزدیک بینی و نزدیک بینی – آستیگماتیسم می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد – شاهدی، پرونده های جراحی تمامی بیمارانی که جهت اصلاح عیوب انکساری نزدیک بینی و نزدیک بی نی – آستیگماتیسم و در فاصله زمانی خرداد ماه 1388 تا خرداد ماه 1391 تحت عمل کراتکتومی فتورفر ا کتیو توسط یک جراح در بیمارستان فارابی تهران قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. در این فاصله زمانی، 70 چشم دارای اندیکاسیون نیاز به عمل مجدد و 158 چشم فاقد اندیکاسیون نیاز به عمل مجدد شناسایی شدند که به ترتیب گروه مورد و شاهد این مطالعه را تشکیل دادند. تمامی چشم های شرکت کننده در مطالعه دارای اطلاعات انکساری حداقل نه ماه پس از عمل بودند. از آزمون های تحلیلی تی مستقل ، من ویتنی و مربع کای برای بررسی ارتباط بین هریک از متغیرهای مورد نظر با نیاز به عمل مجدد استفاده گردید و سپس تمامی متغیرها با 2/0 P value< در تجزیه و تحلیل تک متغیره، به منظور تعیین نسبت های شانس و فاصله اطمینان 95%، وارد یک مدل رگرسیون چند متغیره لجستیک شدند.
یافته ها: مقدار معادل کروی ≤ 5- دیوپتر، مقدار قطر ناحیه اپتیکی مورد نظر کم تر از 6 میلی متر و عدم ثبات فیکساسیون چشم حین عمل، با افزایش خطر قابل توجه نیاز به عمل مجدد همراه بودند (001/0 P< ) و ارتباط معنی دارشان را در رگرسیون لجستیک به ترتیب با نسبت های شانس 12/6، 71/6 و 89/7 حفظ کردند. هیچ ارتباط آماری معنی داری بین مورد و شاهدها از نظر متغیرهای سن ، زمان آخرین معاینه پی گیری، مقدار آستیگماتیسم قبل عمل، مقدار انحنای قرنیه قبل عمل، مقدار ضخامت قرنیه قبل عمل، قطر مردمک و زاویه کاپا مشاهده نگردید (05/0 P> ).
نتیجه گیری: ناحیه اپتیکی کوچک، ابلیشن عمیق و بی ثباتی فیکساسیون چشم حین عمل، عوامل خطر نیاز به عمل مجدد پس از کراتکتومی فتورفراکتیو می باشند.
کلید واژه ها : عمل مجدد، کراتکتومی فتورفراکتیو، نزدیک بینی، نزدیک بینی – آستیگماتیسم
مراد امیراحمد، ابراهیم جعفرزاده پور، ادریس محمد طاهر هرکی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : تعیین فشار چشم از مهمترین چالشهای بالینی در علوم بینایی محسوب می شود. در این مطالعه میزان فشار چشم بیماران نزدیک بین قبل و پس از photorefractive keratectomy: PRK مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفته است.
روش بررسی: افراد کاندید جراحی انکساری در بیمارستان آموزشی "جمهوری" شهر اربیل، مورد بررسی انکساری و چشمی قرار گرفته و افراد نزدیک بین ساده در این مطالعه قرار گرفتند. فشار چشم بیماران نزدیک بین توسط روش غیر تماسی ( Non contact tonometer : NCT ) و ضخامت قرنیه توسط روش اولتراسونیک قبل و سه ماه پس از جراحی PRK در زمان و مکان یکسان در کلیه بیماران نزدیک بین اندازه گیری شد.
یافته ها: فشار چشم اندازه گیری شده در 212 مورد قبل از جراحی انکساری به طور متوسط (با انحراف معیار) (8/1) ± 12/15 میلیمتر جیوه بود که 3 ماه پس از جراحی به میزان متوسط (با انحراف معیار) (9/1) ± 16/12 میلیمتر جیوه به طور معنی داری کاهش یافت (0001/0 P< ) . ارتباط معنی داری بین ضخامت باقی مانده قرنیه و کاهش فشار چشم بدست آمد (0001/0 P< ).
نتیجه گیری: پس از جراحی انکساری فشار چشم اندازه گیری شده ظاهرا کاهش معنی داری را نشان می دهد، که آگاهی از این امر می تواند در تشخیص صحیح و به موقع برخی اختلالات چشمی ناشی از افزایش چشم موثر باشد. بنابراین، به نظر می رسد بایستی ضرایب تصحیح و/یا معیار های مشخصی را برای تعیین دقیق فشار چشم پس از جراحی انکساری در نظر گرفت.
کلید واژه ها : جراحی PRK ، عیوب انکساری، فشار داخلی چشم، ضخامت مرکزی قرنیه.
ندا حسن پور، بهروز عطارباشی مقدم، شیوا موسوی، رامین سامی، ابراهیم انتظاری،
دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : هدف از این مطالعه تعیین تاثیر متغیرهای دموگرافیک و مشخصات بیماری بر امتیاز کیفیت زندگی بیماران و نیز نحوه ی توزیع امتیازات کیفیت زندگی در مراحل مختلف بیماری انسداد مزمن ریوی (Chronic Obstructive Pulmonary Disease:COPD) بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر بر روی 100 بیمارمبتلا به COPD انجام گرفت. روش گردآوری داده ها به صورت مصاحبه و ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه &zwj های حاوی اطلاعات دموگرافیک و نسخه فارسی اعتبارسنجی شده پرسشنامه بالینی بیماری انسداد مزمن ریوی (Clinical COPD Questionnaire: CCQ) بود.
یافته ها: شش درصد بیماران در مرحله خفیف، 34 درصد در مرحله متوسط، 49درصد در مرحله شدید و 11 درصد در مرحله ی خیلی شدید بیماری بودند. امتیاز کل و امتیاز حوزه های پرسشنامه کیفیت زندگی در بین بیماران در مراحل مختلف بیماری تفاوت معناداری داشت ( 05/0 P < ). نتایج آزمون آماری نشان داد که بین سن و طول مدت بیماری با کیفیت زندگی ارتباط معنادار وجود دارد. در مقایسه ی امتیاز کلی و حوزه های CCQ بین دوگروه زن و مرد دیده شد که زنان در امتیاز کل و حوزه عملکردی CCQ در مقایسه با مردان کیفیت زندگی پایین &zwj تری داشتند( 05/0 P < ).
نتیجه گیری: بررسی توزیع امتیازات کیفیت زندگی بیماران مبتلا به COPD در مراحل مختلف بیماری نشان داد که امتیازات کیفیت زندگی در مراحل خفیف و متوسط و نیز در مراحل شدید و خیلی شدید هم &zwj پوشانی دارند ودر نتیجه طبقه &zwj بندی مراحل بیماری بر اساس یافته های اسپیرومتری قادر نیست بیماران را بر طبق وضعیت سلامت وکیفیت زندگی طبقه &zwj بندی کند. به علاوه نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای سن، جنس وطول مدت بیماری فاکتورهایی موثر بر کیفیت زندگی هستند.
کلید واژهها: کیفیت زندگی، بیماری انسدادی مزمن ریوی، اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه بالینی بیماری انسداد مزمن ریوی