[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۱۴ نتیجه برای احمدی

صغرا مرتضایی فر، جواد صراف زاده، امیر احمدی،
دوره ۵، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۰ )
چکیده

مقدمه: حس عمقی یک جزء مهم در سیستم حسی- پیکری است که از طریق رفلکسهای عضلانی نقش حفاظتی در جلوگیری از آسیب‌های حاد دارد. کاهش در حس عمقی می‌تواند باعث اختلال در زمان عکس العمل، کنترل پوسچر و ثبات پوسچرال شود. افراد مبتلا به کمردرد مزمن کاهش در حس عمقی ناحیه کمری- خاجی دارند که منجر به نقص عملکرد عصبی-عضلانی و از دست دادن ثبات موضعی در ناحیه کمر می‌شود و احتمال ایجاد آسیب را افزایش می‌دهد. بررسی بازسازی وضعیت کمر می‌تواند به عنوان شاخصی برای ارزیابی حس عمقی این ناحیه به کار رود. هدف از این مطالعه مقایسه بازسازی وضعیت کمر در افراد مبتلا به کمردرد مزمن و  افراد سالم است.

 روش بررسی: ۱۸ فرد سالم با میانگین سن ۱۹/۲ ±  ۳۳/۲۳ سال و ۱۸ بیمار مبتلا به کمردرد مزمن با میانگین سنی ۹۳/۲±  ۸۳/۲۳ سال در این مطالعه شرکت داشتند. میزان خطا در بازسازی وضعیت کمر با استفاده از الکتروگونیامتر دستگاه بایومتریکس و با چشم بسته درحالت ایستاده در سه زاویه ۳۰% و ۶۰% حداکثر خم شدن کمر و همچنین بازسازی زاویه نوترال اندازه‌گیری شد. دو خطای مطلق و ثابت در بازسازی ۳ وضعیت مذکور محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: خطای مطلق در بازسازی هر سه زاویه در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن به طور معناداری بیشتر از گروه سالم بود(۰۵/۰p<) اما خطای ثابت در بازسازی هر سه زاویه بین دو گروه تفاوتی را نشان نداد (۰۵/۰ (p>.

نتیجه‌گیری: بیشتر بودن خطای مطلق در بازسازی وضعیت کمر در زنان مبتلا به کمردرد مزمن نسبت به گروه کنترل دلالت بر آن دارد که برخی از جنبه‌های حس عمقی در این بیماران مختل شده است.


مالک امینی، آریان شمیلی، رسول یاراحمدی، حسن جعفری،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب­های ناشی از کار(Work Related Injury: WRI)می­تواند باعث مشکلاتی نظیر تغییر یا از دست دادن شغل،خستگی و فرسودگی شغلی گردد. شیوع این آسیب­ها در درمانگران آمریکا از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ از ۲/۱۰% به ۵/۱۳%  افزایش یافته است. با عضویت حداقل۳۷۰۰ فیزیوتراپیست و۹۰۰ کاردرمانگر در نظام پزشکی ایران و با توجه به گسترش حیطه­های شغلی کاردرمانی و فیزیوتراپی در کشورمان و روند رو به رشد پذیرش دانشجو در این رشته­ها و نیز تحقیقات اندک در زمینه آسیب­های ناشی از کار در درمانگران، ممکن است چالشی تحقیقاتی برای پژوهشگران پیش رو باشد. هدف کلی از این مرور نظام­مند، بررسی جامع شیوع مشکلات ناشی از کار،عوامل زمینه ساز و­ دلایل این آسیبها ومشکلات در درمانگران و در نهایت پیش­بینی مشکلات در جمعیت­های کاردرمانی و فیزیوتراپی ایران است.

روش بررسی: با اجرای مراحل ۵ گانه مرور سیستماتیک مبتنی بر شواهد و با توجه به معیارهای ورود بدست آمده ازچند مقاله مرتبط، جستجوی مقالات از طریق پایگاه­های اینترنتی،کتب مرجع ومرور پیشنهادی مقالات(Citation review) انجام شد و در ابتدا ۵۰ مقاله بدست آمد. در نهایت این مرور ۲۵ مطالعه تحقیقی در ۲ دهه­گذشته در­­ نقاط مختلف جهان را در بر­می­گیرد(۲۰۱۰ -۱۹۹۰).

نتیجه­ گیری: مشخص شد که مشکلات عضلانی از رایج­ترین انواع آسیب­های ناشی از کار است. این آسیب­ها در اکثر مراکز درمانی و بیشتر در بخش عمومی،ارتوپدی وبخش حاد دیده شد. آسیب ناحیه کمر مشهودتر بود. سن زیر۳۰ سال، تجربه کم و کار سنگین از عوامل خطرساز بودند. نحوه­ی دست­گذاری(Handling) غلط درمانگران رایج­ترین علت آسیب­ها معرفی شد. درکنار آسیب های عضلانی اسکلتی مذکور، مسائل روانی-اجتماعی شایع در این مطالعه افسردگی، عصبانیت و زدگی از کار عنوان شد. در خاتمه تلاش شد تا با درنظر گرفتن فرهنگ، مختصات و ویژگی­های شغلی درمانگران در ایران و بسط و مقایسه اطلاعات بدست آمده، ابعاد مختلف مشکلات ناشی از کار در درمانگران ایران پیش­بینی شود.


محمدرضا پوراحمدی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، سعید طالبیان، علی اشرف جمشیدی، هلاکو محسنی فر،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: درد قدامی زانو یکی از شایع‌ترین مشکلات زانوست. تاکنون مطالعات زیادی در مورد درد قدامی زانو و تأثیر درمان‌های مختلف بر این عارضه صورت گرفته است. امروزه این واژه کلی را به طور دقیق‌تر تقسیم‌بندی کرده و مورد مطالعه قرار می‌دهند. سندروم اکستانسیون زانو یکی از مشکلات شایع در زمینه ارتوپدی و فیزیوتراپی است که با افزایش سفتی عضله چهارسررانی شناخته می‌شود و می‌تواند باعث درد قدامی زانو شود. هدف از این مقاله مروری بررسی نقطه نظرات جدید و تناقضات پیرامون این عارضه می‌باشد.

روش بررسی: جستجوی نظام‌مند بانک‌های اطّلاعاتی مدلاین Pubmed و سایت ScienceDirect و مجله JOSPT، برای شناسایی مقالات چاپ شده و مطالعات صورت گرفته بر روی درد قدامی زانو، بخصوص مطالعات انجام شده بر روی سندروم اکستانسیون زانو انجام شد. بعلاوه، مطالعات مربوط به دیدگاه‌های گوناگون پیرامون درد قدامی زانو و همچنین  اثر بخشی مداخلات و درمانهای مختلف بر روی درد قدامی زانو و سندروم اکستانسیون زانو شناسایی شد.

یافته‌ها: تعداد ۵۰ مقاله در این زمینه مورد بررسی قرار گرفت که از بین این تعداد، ۴۲ مقاله تأثیر درمانهای گوناگون را بر درد قدامی زانو مورد بررسی قرار دادند. تعداد ۵ مقاله به بررسی دقیق جنبه‌های گوناگون درد قدامی زانو پرداخت و ۳ مقاله دیگر در مورد سندروم اکستانسیون زانو بود.

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعات، نشان داد که علل ایجاد کننده درد قدامی زانو را می‌توان به دو دسته ۱: درد قدامی زانو مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال و ۲: درد قدامی زانو غیر مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال طبقه‌بندی کرد. سندروم اکستانسیون زانو جز علل درد قدامی زانو غیرمرتبط با مشکلات پاتلوفمورال است. در این عارضه در دراز مدّت استخوان پاتلا دچار افزایش زاویه تیلت شده و همین عامل می‌تواند به افزایش درد بیماران بیافزاید. در درمان نیز بر خلاف باور عمومی که بر روی کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند تأکید می‌کنند باید بیشتر به کشش عضله مستقیم رانی توجه نمود تا کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند، زیرا باند ایلیوتیبیال اثر کمتری بر روی تیلت استخوان پاتلا دارد.


مهدی سلیمی، امیر احمدی، نادر معروفی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: گردن درد یکی از شایعترین ضایعات عضلانی اسکلتی در جوامع صنعتی می باشد. در بیماران گردن درد تغییرات پیچیده ای در کنترل حرکتی ستون فقرات گردنی اتفاق می افتد. هدف این مطالعه بررسی مقایسه ای زمان وارد عمل شدن عضلات گردن حین حرکات اندام فوقانی بین بیماران و افراد سالم است.

روش بررسی: ۱۸ بیمار مبتلا به گردن درد غیراختصاصی مزمن و ۱۸ فرد سالم که از لحاظ سن، وزن و قد باهم جور شده بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. هریک از نمونه ها روی زمین ایستاده و ۵ مرتبه هریک از حرکات فلکسیون و ابداکسیون را با حداکثر سرعت تا زاویه ۹۰ درجه انجام دادند. همزمان، سیگنال الکترومیوگرافی عضلات ارکتور اسپاین و استرنوکلیدوماستوئید بصورت دوطرفه ثبت گردید. زمان فعال شدن عضلات گردن نسبت به زمان فعال شدن دلتوئید محاسبه و بین دو گروه مقایسه شد.

یافته ها: مطالعه حاضر نشان داد که در بیماران مبتلا به گردن درد و افراد سالم، حین حرکات ابداکسیون و فلکسیون اندام فوقانی، عضلات سطحی گردن بعد از فعال شدن عضله دلتوئید وارد عمل شدند. همچنین مقایسه میانگین زمان تأخیری وارد عمل شدن عضلات سطحی گردن بین گروه بیمار و سالم نشان داد که در بیماران نسبت به افراد سالم، حین حرکات اندام فوقانی عضلات گردن بصورت معنی داری با تأخیر وارد عمل شدند (۰۵/۰ > P).

نتیجه گیری: در بیماران گردن درد نسبت به افراد سالم، وارد عمل شدن عضلات گردن در مواجهه با اغتشاش درونی ناشی از حرکات سریع اندام فوقانی با تأخیر صورت می گیرد. این امر خطر ایجاد ضایعه حین حرکات سریع اندام فوقانی را در این افراد افزایش می دهد.


آتوسا اکبری نیا، سجاد احمدی زاده، خسرو ابراهیم، مینو باسامی، رعنا کرمی ،
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، مقایسه تاثیر انواع مختلف انقباض عضلانی آیزوکینتیک بر عوامل همودینامیک در مردان بود.
روش بررسی:
۱۰ مرد سالم (سن، ۴/۳±۱/۲۶ سال) در سه جلسه جداگانه سه پروتکل انقباض عضلانی آیزوکینتیک کانسنتریک/کانسنتریک (C/C)، ایسنتریک/ایسنتریک (E/E) و کانسنتریک/ایسنتریک (C/E) را به صورت فلکشن و اکستنشن زانو اجرا کردند. در هر جلسه آزمودنی‌ها ۴ سری ۱۰ تکراری را با سرعت ۶۰ درجه بر ثانیه اجرا نمودند. عوامل همودینامیک (ضربان قلب، فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی، میانگین فشار خون سرخرگی و میزان حاصلضرب فشار و ضربان) قبل، بلافاصله پس از فعالیت و پس از ۳۰ دقیقه ریکاوری اندازه‌گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر استفاده شد.
یافته‌ها:
آنالیز آماری داده‌ها افزایش معنادار ضربان قلب، فشار خون سیستولی (۰۰۱/۰P<)، میانگین فشار خون سرخرگی (۰۵۳/۰P=) و میزان حاصلضرب فشار و ضربان (۰۰۱/۰P<) در پاسخ به فعالیت و کاهش این عوامل را طی دوره ریکاوری نشان داد. میزان درک تلاش (RPE- Rate of Perceived Exertion) در پاسخ به انواع انقباض عضلانی متفاوت (۵/۱۵=۳۴و۲F) بود و آزمون تعقیبی نشان داد که RPE پس از پروتکل E/E کمتر از دو پروتکل C/C و C/E بوده است.
نتیجه گیری:
عوامل همودینامیک در پاسخ به فعالیت ورزشی با انواع انقباض عضلانی آیزوکینتیک تغییر می‌یابند اما این تغییرات وابسته به نوع انقباض نمی‌باشد. 
فرزاد قهرمانی ، مهدی دادگو، شهره نوری زاده دهکردی، مهردخت مزده، محمدرضا پوراحمدی،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه وهدف: شانه دردناک اختلالی شایع پس از سکته مغزی است که شیوع آن در مطالعات گوناگون از ۴۸% تا ۸۴% می‌باشد. ا ین اختلال توانایی بیمار را برای دستیابی به عملکرد مناسب محدود می‌سازد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط شانه دردناک با اختلالات عصبی‌ عضلانی ‌اسکلتی شانه در مبتلایان به سکته مغزی می‌باشد.

روش بررسی: این پژوهش به روش مشاهده ای – تحلیلی بر روی ۵۰ بیمار سکته مغزی صورت گرفت. زمان سپری شده از سکته مغزی این بیماران ۲۸ روز بود. نیمه دررفتگی شانه با گرافی قدامی- خلفی ( A-P ) شانه ، اسپاستیسیت ه عضلات شانه با مقیاس دو بار اصلاح شده اشورث (Modified Modified ( Ashworth Sacle :MMAS و اختلالات بافت نرم با تستهای ارتوپدی مورد ارزیابی قرار گرفت.

یافته‌ها : شانه دردناک در۵۶% بیماران یافت شد. نیمه دررفتگی شانه در ۸۵ % ( ۰۰۱/۰= P )، تاندونیت سوپرااسپیناتوس در ۷۲% (۰۰۰/۰= P )، تاندونیت بایسپس در ۶۵% (۰۰۰/۰= P ) و درگیری مفصل آکرومیوکلاویکولار در ۲/۱۴% (۰۰۸/۰= P )، اسپاستیسیته (عضلات فلکسورآرنج در ۷/۱۰% (۱۰۲/۰= P )، اداکتور شانه در ۱/۷% (۰۵۵/۰= P ) و چرخاننده‌های داخلی شانه در ۱/۷% (۰۵۵/۰= P )) و سندروم شانه- دست در ۲/۱۴% (۰۵۵/۰= P ) بیماران با شانه دردناک مثبت بود. بنابراین رابطه معنی‌داری میان شانه دردناک با نیمه دررفتگی شانه و آسیبهای بافت نرم یافت شد.

نتیجه‌گیری : نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد شانه دردناک اختلالی چند عاملی و شایع پس از سکته مغزی می‌باشد و تنها یک علّت در پیدایش آن نقش ندارد. پیشگیری از بروز شانه دردناک و انجام فیزیوتراپی مناسب در صورت بروز این اختلال می‌توانند در کاهش ناتوانی پس از سکته مغزی نقش داشته باشند.

کلید واژه‌ها : سکته مغزی، شانه دردناک، نیمه دررفتگی، تون عضلانی، سندروم شانه- دست


مرتضی احمدی، گیتی ترکمان، صدیقه کهریزی، مژده قبائی،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود استفاده گسترده از ویبراسیون کل بدن ( Whole Body Vibration )بویژه در سالهای اخیر، مکانیسم نوروفیزیولوژیک درگیر در آن بخوبی درک نشده است و نتایج مطالعات انجام شده در رابطه با اثرات تسهیلی و یا مهاری آن متفاوت است. هدف این مطالعه مقایسه اثر آنی (یک جلسه­ای) و کوتاه مدت (۱۲جلسه ای)ویبراسیون کل بدن برتحریک پذیری موتورنورونهای نخاع در مردان جوان سالم بود.

روش بررسی: ۱۰مرد جوان سالم غیر ورزشکار (با میانگین سنی ۲۳/۲ ± ۱/۲۶) داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. افراد در جلسات شم در وضعیت نیمه اسکوات روی ویبراسیون خاموش ایستادند و سپس با فاصله دو هفته­ای تمرین ویبراسیون در همان وضعیت نیمه اسکوات با فرکانس ۳۰ هرتز و دامنه ۳ میلی­متر در وضعیت روشن دستگاه انجام شد. جلسات تمرین (شم و ویبراسیون) ۱۲ جلسه (۳جلسه در هفته) و هر جلسه شامل ۴ ست ۱ دقیقه­ای بود که هر هفته ۱ست به برنامه تمرینی اضافه شد. منحنی فراخوانی رفلکس H عضله سولئوس قبل و بعد از جلسه اول و دوازدهم در هر دو برنامه تمرینی شم و ویبراسیون ثبت شد. پارامترهای مورد بررسی، شیب صعودی منحنی فراخوانی، دامنه و شدت تحریک آستانه و قله،دامنه موج M در حضور H و نسبت Hmax/Mmax بود.

یافته­ها: اثر آنی ویبراسیون در جلسه دوازدهم، سبب کاهش معنی­دار دامنه آستانه رفلکس و افزایش معنی­دار شدت لازم برای ثبت دامنه قله شد (۰۵/۰ P= ). تمرین کوتاه مدت ویبراسیون، سبب کاهش معنی­دار شدت لازم برای ثبت آستانه منحنی فراخوانی سولئوس شد (۰۱/۰ P= ).

نتیجه­گیری: نتایج نشان دهنده اثر مهاری تمرین آنی ویبراسیون کل بدن روی تحریک پذیری موتورنورونهای نخاع است. به نظر می­رسد تمرین کوتاه مدت ویبراسیون در تسهیل منحنی فراخوانی موثر است و یا سبب افزایش حساسیت دوکهای عضلانی شده است.

کلید واژه­ها: ویبراسیون کل بدن، منحنی فراخوانی رفلکس H ، عضله سولئوس، تمرین کوتاه مدت


مریم چرمزاده، امیر احمدی، نادر معروفی، رضا رجبی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: حس عمقی یک نوع فیدبک از اندامها به سیستم عصبی مرکزی است که به عنوان یک ابزار حسی که شامل حس وضعیت و حس حرکت است، تعریف می­شود. حرکات دقیق و کنترل شده یک بخش مهم از فعالیت­های ورزشی و عملکردهای روزمره هستند که نیازمند اطلاعات دقیق حس عمقی می‏باشند. تمرکز گیرنده­های حس عمقی در ناحیه ی گردن، ساکروایلیاک و مچ پا بیشتر است. هدف از این مطالعه بررسی خطای بازسازی وضعیت در ناحیه­ی گردن، در ورزشکاران نخبه ی بدمینتون و بسکتبال و مقایسه­ی آن با افراد غیر ورزشکار بود.

روش بررسی: برای انجام این پژوهش، ۲۰ خانم بسکتبالیست (با میانگین سنی۴۰/ ۲۳سال)، ۲۰ خانم بدمینتون باز (بامیانگین سنی ۸۱/۲۴سال) و ۲۰ خانم غیر ورزشکار (با میانگین سنی ۹۵/۲۴سال) به صورت هدفمند انتخاب شدند. در ابتدا دامنه کامل حرکات گردن ۳ گروه ارزیابی شد و سپس خطای بازسازی وضعیت گردن در زاویه هدف (۳۰% از کل دامنه حرکتی در هر حرکت) برای حرکات خم شدن گردن به جلو و عقب، خم شدن گردن به چپ و راست، چرخش گردن به چپ و راست با استفاده از دستگاه Cervical Range of Motion: CROM در نمونه­­های تحقیق اندازه گیری شد.

یافته­ها: خطای مطلق بازسازی زاویه­ی هدف در چهار حرکت خم شدن گردن به جلو، عقب، چپ و چرخش گردن به چپ در دو گروه بدمینتون باز و بسکتبالیست کمتر از گروه کنترل بود و همچنین خطای بازسازی زاویه­ی هدف در خم شدن گردن به راست و چرخش گردن به راست، در گروه بدمینتون باز کمتر از گروه کنترل بود.

نتیجه­گیری: حس عمقی گردن در اثر تمرینات ورزشی خاص می­تواند بهبود یابد. بدمینتون و بسکتبال دو ورزش غیربرخوردی هستند که نیازمند هماهنگی چشم و دست می­باشند و از آنجاییکه در تحقیق حاضر خطای بازسازی وضعیت گردن در این ورزشکاران بهتر از افراد سالم غیرورزشکار بود احتمالا ورزش­های مورد مطالعه باعث بهبود حس عمقی این افراد شده است .

کلید واژه ها: حس عمقی، گردن، بازسازی وضعیت، بدمینتون، بسکتبال


مهدی احمدی، محمد اکبری، مهدی دادگو، سعید طالبیان، غلامرضا پهنابی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: توانایی نگهداری وضعیت بدن در فضا کنترل پوسچر نامیده می شود. عوامل مرکزی و محیطی در بروز خستگی عضلانی نقش دارند. بدنبال انقباضات مکرر، خستگی عضلانی ایجاد می شود و اگر بیش از ۳۰% حدأکثر انقباض ارادی عضله کم شود کنترل پوسچر فرد در حالت ایستاده مختل می شود. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر خستگی عضلات کمربر کنترل پوسچر افراد ورزشکار و غیر ورزشکار می باشد.

روش بررسی: ۱۵فرد ورزشکار و ۱۵ فرد غیر ورزشکار در این مطالعه شرکت کردند. از دستگاه داینامومتر برای ایجاد خستگی عضلانی استفاده شد و با کمک دستگاه صفحه نیرو مقادیر نوسان در حالت ایستاده روی دو اندام با چشم باز در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته ها: سرعت و دامنه داخلی - خارجی در حالت استراحت بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. خستگی اثر معناداری بر مقادیر نوسان هر دو گروه داشت و بعد از خستگی عضلات کمر نوسان افراد ورزشکار نسبت به غیر ورزشکار افزایش کمتری داشت(۰۵/۰ ≥ P ).

نتیجه گیری: کنترل پوسچر افراد ورزشکار پس از خستگی عضلانی نسبت به افراد غیر ورزشکار بهتر است که شاید بعلت حس عمقی قوی تر ورزشکاران باشد.

کلید واژه ها: خستگی عضلانی، کنترل پوسچر، صفحه نیرو


معصومه بهبودی، سمیرا شاه آبادی، اکرم انصاری مقدم ، نسترن احمدی، مرتضی شامحمدی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف : روانشناسان اجتماعی عمل پرخاشگرانه را رفتار آگاهانه ای تعریف می کنند که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد. پرخاشگری تمایل نسبتا دائم به ابراز رفتارهای توام با پرخاش از سوی فرد درموقعیت های مختلف است. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی اثر مداخلات نوروفیدبک بر میزان کاهش رفتارهای پرخاشگری در نوجوانان به انجام رسیده است.

روش بررسی: این پژوهش در چهارچوب یک طرح شبه آزمایشی به صورت (پیش آزمون و پس آزمون) با دو گروه آزمایش و کنترل با پرتوکل درمانی طراحی شده ( t۴ - t۳ : ساختارها و شبکه‎های ارتباطی پیچیده‎ای که در زیر کرتکس یا قشر مغز وجود دارد که به آن دستگاه لیمبیک یا کناری گفته می شود و نقش مهمی در هیجان‎ها و حافظه به عهده دارد)، بر روی ۳۰ نوجوان ۱۵- ۱۳ ساله با اختلال پرخاشگری که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، طی ۲۰ جلسه به مدت ۲ ماه و در هر هفته ۳ جلسه ی (۳۰ دقیقه ای) به اجرا رسیده است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری استفاده شده است، که پایایی ایرانی برای کل مقیاس (۸۲/۰) و روایی آن (۷۳/۰) گزارش شده است.

یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با خشم نشان می دهد که F محاسبه شده ۵۵/۱۴ از F جدول با معناداری ۰۱/۰ بزرگتر می باشد؛ بنابراین با اطمینان ۹۹/۰ می توان ادعا کرد که استفاده از روش نوروفیدبک باعث کاهش "خشم" می شود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با پرخاشگری جسمانی نشان می دهد که F محاسبه شده ۵/۳۶ از F جدول با سطح معناداری ۰۱/۰ بزرگتر می باشد؛ بنابراین با اطمینان ۹۹/۰ می توان ادعا کرد که استفاده از روش نوروفیدبک باعث کاهش "پرخاشگری جسمانی" می شود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با پرخاشگری کلامی نشان می دهد که F محاسبه شده ۷۷/۵ از F جدول با سطح معناداری ۰۱/۰ بزرگتر می باشد. بنابراین با اطمینان ۹۹/۰ می توان ادعا کرد که استفاده از نوروفیدبک باعث کاهش "پرخاشگری کلامی" می شود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با خصومت نشان می دهد که F محاسبه شده ۵/۳۶ از F جدول با سطح معناداری ۰۱/۰ بزرگتر می باشد. بنابراین با اطمینان ۹۹/۰ می توان ادعا کرد که استفاده از نوروفیدبک باعث کاهش "خصومت" می شود.

نتیجه گیری: نتایج بیان می کند که مداخله با پروتکل ( t۴ - t۳ ) موجب کاهش رفتارهای پرخاشگری در نوجوانان می شود.

کلید واژه­ها: نوروفیدبک، پرخاشگری، نوجوانان، مداخلات ، آموزش


شهربانو بیداری، مجتبی کامیاب، امیر احمدی، محمدصالح گنجویان، بهار شقایق فرد،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: اسکولیوز ایدیوپاتیک یکی از مشکلات ارتوپدی است که ۵/۱ درصد تا ۳ درصد نوجوانان ۱۰ تا ۱۶ سال را درگیر می­کند. از جمله درمان­های غیر تهاجمی اسکولیوز، درمان بریسی، تمرین­درمانی، تحریک الکتریکی و مراقبت کایروپرکتیک می­باشد که ترکیب بریس با تمرین، شناخته­شده­ترین و مؤثرترین روش درمان است. با وجود اختلاف­ نظرهای فراوان بین محققان، تاکنون مطالعه­ای تأثیر تمرینات همراه بریس میلواکی بر اساس برنامه  Blount  & Moeرا بر تغییرات زاویه کایفوز و اسکولیوز تا مرحله کنار گذاشتن تدریجی بریس، بررسی نکرده است. بنابراین هدف این مطالعه بررسی نقش این تمرینات در تغییرات زاویه کایفوز و اسکولیوز تا مرحله کنار گذاشتن تدریجی بریس میلواکی می­باشد.

روش­ بررسی: تعداد هفده بیمار مبتلا به کایفواسکولیوز با میانگین سنی ۱۵سال، از یک مرکز درمانی خصوصی وارد مطالعه شدند. بیماران بر اساس ارزیابی کمی و کیفی انجام تمرینات در سه گروه خوب، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. میانگین زاویه Cobb در آغاز درمان و در آغاز دوره کنار گذاشتن تدریجی بریس، در گروه­های مختلف، تعیین و با استفاده از آزمون های آماری تی زوج، ویلکاکسون و آنالیز واریانس، مقایسه گردید.

یافته ها: پوشیدن بریس میلواکی به همراه انجام تمرینات ورزشی، بر کاهش زاویه اسکولیوز و کایفوز اثر معنی داری داشت (۰۵/۰p<) اما تفاوت آماری معناداری در تغییرات زاویه اسکولیوز و کایفوز بین سه گروه دیده نشد.

نتیجه­گیری: بریس میلواکی بر کاهش انحنای اسکولیوزی و کایفوزی اثرگذار است اما کیفیت و کمیت انجام تمرینات همراه بریس میلواکی در مدت استفاده تمام وقت از بریس، در این اصلاح نقشی ندارند.

کلید واژه ها: کایفواسکولیوز، بریس میلواکی، تمرینات، زاویه کاب


معصومه یداللهی، امیر احمدی، جواد صراف زاده، نادر معروفی، رضا رجبی، شیوا موسوی، نیما جوادی،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

حس عمقی بخشی از سیستم حس پیکری است. یکی از مهمترین گیرنده‌های حس پیکری، دوک عضلانی می‌باشد و ناحیه ی گردن با داشتن تراکم بالای دوک عضلانی، نقش مهمی در فراهم کردن این حس دارد. از آنجایی‌که در ورزش‌های رزمی و برخوردی، ضربه‌های زیادی به ناحیه‌ی سر و گردن وارد می‌شود، این احتمال وجود دارد که با تکرار این ورزش‌ها، حس عمقی این ناحیه دچار اختلال شود. تحقیق حاضر با هدف مقایسه‌ی حس عمقی ورزشکاران کشتی‌گیر، تکواندو‌کار و افراد غیر‌ورزشکار، جهت مشخص کردن اثرات ضربه‌های وارد شده به ناحیه‌ی سر و گردن بر حس عمقی این ناحیه، صورت یافت.

این بررسی یک مطالعه‌ی مورد- شاهدی بود که تعداد کل نمونه­ اندازه‌گیری شد. روش آماری مورد استفاده آزمون آنوای یک طرفه بوده است.

دقت بازسازی زاویه‌ی هدف (۵۰% از دامنه‌ی حرکتی) در حرکت‌های اکستانسیون، چرخش به راست و چرخش به چپ بین سه گروه تفاوت معنی‌داری داشت (۰۵/۰>P).

به نظر می‌رسد که حس عمقی ناحیه‌ی سر و گردن کشتی‌گیران و تکواندو‌کارها تحت تأثیر ضربات وارد به سر و گردن قرار گرفته است طوری که دقت بازسازی هر دو وضعیت نوترال و هدف، در کشتی‌گیران کاهش یافته بود و این در حالی است که تکواندو‌کارها در بازسازی وضعیت هدف خطای بیشتری داشتند.

حس عمقی، خطای بازسازی وضعیت، سر و گردن، کشتی‌گیر، تکواندو‌کار


ساناز بمانی، جواد صراف زاده، امیر احمدی،
دوره ۹، شماره ۶ - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین اثرات کوتاه مدت و بلند مدت یک پروتکل فیزیوتراپی بر روی کاهش درد ، بهبود دامنه حرکتی فعال  کمر و ناتوانی بیماران مبتلا به درد رادیکولار مزمن کمر بوده است.

روش بررسی: تعداد ۱۲ بیمار با تشخیص رادیکولوپاتی کمر در این مطالعه حضور داشتند و فیزیوتراپی شامل تحریک الکتریکی عصب در سطح حسی، گرمای سطحی و تمرینات درمانی اختصاصی برای بیماران انجام شد. شدت درد ناحیه کمر و اندام تحتانی سمت درگیر، دامنه حرکتی فعال کمر و ناتوانی به عنوان متغیرهای بررسی حاضر در نظر گرفته شدند. ارزیابی مجدد بیماران ۶ ماه پس از پایان جلسات درمانی نیز انجام شد. از آزمون آنالیز واریانس تکراری برای ارزیابی تاثیر فیزیوتراپی و از آزمون تی-زوجی برای ارزیابی دوره پیگیری استفاده شد.

یافته­ها: تفاوت معنی دار آماری در درد ناحیه کمر و اندام تحتانی سمت درگیر، دامنه حرکتی فعال فلکشن و لترال فلکشن به چپ و راست کمر و ناتوانی بعد از پایان درمان نسبت به قبل از شروع درمان مشاهده شد (۰۵/۰ P< ). هم چنین تفاوت معنی دار آماری در شدت درد ناحیه کمر و اندام تحتانی سمت درگیر، دامنه حرکتی لترال فلکشن به چپ و راست کمر و ناتوانی بین جلسه آخر  و ۶ ماه بعد از آن مشاهده نشد (۰۵/۰ P< ).

نتیجه­گیری: فیزیوتراپی به عنوان یک درمان موثر در کاهش درد، بهبود دامنه حرکتی فعال کمر و ناتوانی بیماران مبتلا به درد رادیکولار  مزمن ناحیه کمر می تواند مطرح باشد. همچنین به نظر می رسد اثرات بدست آمده در صورت انجام تمرینات درمانی توسط بیماران تا ۶ ماه بعد از پایان دوره درمان می تواند ماندگار باشد.

کلید واژه­ها: فیزیوتراپی، درد رادیکولار، دامنه حرکتی، ناتوانی


لیلی برنا، امیر احمدی، جواد صراف زاده، نادر معروفی،
دوره ۹، شماره ۷ - ( ویژه نامه شماره سه فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: جلوآمدگی سر یکی از اختلالات شایع پاسچرال می باشد که مرتبط با سبک زندگی امروزی می باشد. این اختلال ممکن است باعث ایجاد تغییراتی در کنترل حرکتی عضلات ناحیه گردن شود.

روش بررسی: در این مطالعه ۸ نفر مبتلا به جلو آمدگی سر و ۸ نفر سالم که با یکدیگر یکسان سازی شده بودند، بکار گرفته شد. هریک از آزمودنی ها مورد سنجش کینماتیک و الکترومیوگرافیک قرار گرفتند و پدیده فلکشن-ریلکسیشن در آنها مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت.

یافته ها: نتیجه نشان داد که خاتمه پدیده فلکشن-ریلکسیشن بین دو گروه تفاوت معنی دار آماری (۰۵/۰p <) داشته است و همچنین نتیجه آزمون همبستگی نشان داد که بین زاویه کرانیوورتبرال و خاتمه پدیده فلکشن- ریلکسیشن ارتباط معنی دار آماری وجود داشته است(۰۵/۰p <).

نتیجه گیری: پدیده فلکشن-ریلکسیشن در افراد دچار جلوآمدگی سر نسبت به افراد سالم متفاوت می باشد و انقباض کانسنتریک در این افراد با تأخیر شروع می شود و باعث طولانی تر شدن پدیده مذکور خواهد شد. به همین دلیل احتمال ایجاد اختلال در کنترل حرکتی و ثبات ناحیه گردن در این افراد وجود دارد.

کلید واژه ها: جلو آمدگی سر، پدیده فلکشن- ریلکسیشن، الکترومیوگرافی، کینماتیک



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.25 seconds with 39 queries by YEKTAWEB 4657