|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای ارسطو
مریم ارسطو، شهلا زاهد نژاد، علی اصغر ارسطو، حسین نگهبان، شاهین گوهرپی، دوره 5، شماره 1 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: صافی انعطافپذیر پا یک تغییر شکل شایع در اندام تحتانی است، که به دلیل عدم وجود یا کاهش قوسهای کف پایی نیروهای عکسالعمل زمین که در حین راه رفتن به پا وارد میشوند تعدیل و تقلیل نمییابند. راه رفتن به سمت عقب تکنیک توانبخشی متداولی است که با هدف بهبود قدرت عضلات و تعادل انجام میشود. به همین منظور هدف از این تحقیق بررسی نقاط شاخص نیروهای عکسالعمل زمین در نمای عمودی در حین راه رفتن به سمت جلو و عقب در افراد کف پای صاف با استفاده از دستگاه صفحه نیرو و مقایسه آن با گروه شاهد بود. روش بررسی: در این تحقیق 10 فرد مبتلا به صافی کف پای انعطافپذیر از جنس مؤنث و 10 فرد نرمال با جنسیت مشابه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. افراد شرکت کننده 5 مرتبه به سمت جلو و 5 مرتبه به سمت عقب راه رفتند و با استفاده از صفحه نیرو، نیروی عکسالعمل زمین در نمای عمودی اندازهگیری شد. یافتهها: نتایج حاصله حاکی از وجود تفاوت معنیدار در الگوی کینتیکی راه رفتن به سمت جلو نسبت به راه رفتن به سمت عقب در دو گروه شاهد و مورد بود. میانگین قله اول نیروی عکسالعمل زمین در راه رفتن به سمت جلو نسبت به راه رفتن به سمت عقب کاهش چشمگیری داشت (000/0>P). در حالی که میانگین نیروی عمق فرورفتگی و نیروی قله دوم نیروی عکسالعمل زمین در راه رفتن به سمت جلو نسبت به راه رفتن به سمت عقب افزایش چشمگیری نشان داد (05/0>P). نکته قابل ذکر آنکه بین یافته های مربوط به گروه شاهد و مورد در کلیهء پارامترها تفاوت معنی داری مشاهده نشد (5./. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد راه رفتن به سمت عقب سبب تغییر نیروی عکسالعمل زمین در مقایسه با راه رفتن به سمت جلو میشود و شاخص ترین تفاوت کاهش نیروهای وارده به پاشنه پا در حین راه رفتن به سمت عقب میباشد، که در افراد کف پای صاف حائز اهمیت است.
حمیدرضا رستمی، سیف اله جهانتاب نژاد، علی ارسطو، دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: واقعیت مجازی، تکنولوژی رایانه ای همراه با محیط و اشیاء مجازی است که افراد در آن قادر به دستکاری و تغییر محیط هستند. هدف این مطالعه تعیین تأثیر تمرینات حسی-حرکتی در محیط مجازی بر عملکرد اندام فوقانی کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پارزی بود. روش بررسی: تعداد 16کودک مبتلا به فلج مغزی همی پارزی از جامعه دردسترس شهراهواز در یک کارآزمایی بالینی تصادفی یک سویه کور در 2 گروه 8 نفره بررسی شدند (واقعیت مجازی و کنترل). برنامه درمانی شامل جلسات 5/1 ساعته تمرین در محیط مجازی و به مدت 4 هفته به صورت یک روز درمیان بود. ارزیابی توسط ابزار کفایت حرکتی برواینینکس- اوزرتسکی و فعالیت حرکتی کودکان، قبل، بعد و3 ماه پس از اتمام مداخلات صورت گرفت. از نرم افزارSPSS-16 جهت انتخاب تصادفی نمونه ها و همچنین تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس در تکرار مشاهدات در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. یافته ها: آنالیز اطلاعات ابزارهای ارزیابی حاکی از اختلاف معنادار آماری گروه واقعیت مجازی نسبت به گروه کنترل بود (ابزار کفایت حرکتی برواینینکس- اوزرتسکی: تغییر میانگین سرعت و مهارت از 06/0±25/0 به 23/0±22/1 در جلسه پس از درمان). آنالیز اطلاعات جلسه پیگیری ارزیابی نیز حاکی از عدم وجود تفاوت معنادار آماری بین جلسات پس از درمان و پیگیری در هر 2گروه مطالعه بود. نتیجه گیری: تکنولوژی واقعیت مجازی از طریق تمرینات شدید مکرر در یک محیط تعاملی و انگیزاننده میتواند به عنوان یک روش درمانی مناسب در بهبود عملکرد اندام فوقانی کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پارزی تلقی گردد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|