[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۱۴ نتیجه برای امیری

خاطره برهانی، فرانک علی آبادی، مهدی علیزاده، نسرین امیری، مرضیه کاظم طرقی، قربان تقی زاده حاجلوئی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف : توجه بینایی-فضایی توانایی انتخاب قسمتی از فضای بینایی-فضایی برای پردازش کارآمد اطلاعاتی است که از آن فضا منشعب می شوند. افراد به طور طبیعی در توجه بینایی-فضایی مقداری سوگیری نشان می دهند. جهت این سوگیری در افراد مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه با افراد سالم متفاوت است. این تفاوت گاهی به شکلی است که افراد مبتلا به این اختلال، نسبت به اطلاعات بینایی یک سمت از فضا تا اندازه ای بی توجهی نشان می دهند که منجر به غفلت یکطرفه در آن نیمه از فضا می شود. هدف مطالعه ی حاضر بررسی چگونگی سوگیری توجه بینایی-فضایی  در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه زیرگروه ترکیبی و کودکان سالم بود.

روش بررسی: در این مطالعه که از نوع بررسی مقطعی می باشد، ۱۵ کودک ۱۰-۷ ساله ی مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه زیرگروه ترکیبی با ۱۵ کودک عادی همسان شده از لحاظ سن و جنس و پایه ی تحصیلی، شرکت کردند.این افراد از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و جهت احراز معیارهای ورود توسط آزمون هوش وکسلر و مقیاس برتری دستی ادینبورگ و به منظور ارزیابی توجه بینایی-فضایی  توسط آزمون star cancellation مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها: نتایج آزمون Star Cancellation در دو گروه سالم و زیرگروه ترکیبی اختلال بیش فعالی/نقص توجه تفاوت معناداری داشت( P<۰/۰۵). غفلت یکطرفه  در زیرگروه ترکیبی اختلال بیش فعالی/نقص توجه، مشاهده شد و این غفلت یکطرفه بیشتر در سمت چپ بود.

نتیجه گیری: توجه بینایی- فضایی در دو گروه کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه و کودکان سالم تفاوت معناداری دارد. غفلت یکطرفه به عنوان یک مشکل مهم در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه باید مورد بررسی های بیشتر و دقیق تر قرار گیرد.


سید حامد فاضلی، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، محمد سنجری،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه وهدف: در ارتباط با تکرارپذیری متغیرهای تعادلی  پوسچر در شرایط پویا که سیستم کنترل پوسچر به چالش بیشتری کشیده می شود مطالعات اندکی صورت گرفته است. همچنین گاهی در موارد وجود اختلالات سیستم کنترل پوسچر, در موقعیتهای ایستا نواقص سیستم بدرستی آشکار نمی شود لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تکرارپذیری متغیرهای مرکز فشار در افراد سالم حین انجام فعالیت عملکردی پویا بروی صفحه نیرو بود.
روش بررسی:۱۰ فرد سالم غیر ورزشکار با میانگین سنی ۲۵,۴ سال، میانگین قد ۱۷۶.۹ سانتی­متر، میانگین وزن۶۸.۲ کیلوگرم در این مطالعه شرکت کردند. افراد در حالت ایستاده روی  اندام تحتانی  غالب روی صفحه نیرو با چشم باز قرار می گرفتند و با اندام فوقانی جسمی را از سطح کمری یک سمت برداشته ودرطرف مقابل درارتفاع بالای شانه ای قرار می دادند.تکرارپذیری متغیرهای سرعت متوسط و مقدار مسافت کل مرکز فشار مورد بررسی قرار گرفت. این آزمون در دو جلسه با فاصله ۷روز ودر هرجلسه سه مرتبه انجام گرفت. تکرار پذیری  درون جلسه ای (Intrasession) وبین جلسه ای (آزمون-بازآزمون) متغیرها با ضریب همبستگی درون گروهی ICC (Intraclass correlation coefficients) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ­ها: ضریب همبستگی درون گروهی درون جلسه­ای (Intra session) متغیرهای  سرعت متوسط مرکز فشار و مسافت کل مرکز فشار به ترتیب ۸۹/۰ و  ۹۱/۰ و تکرارپذیری بین جلسه ای  (Test- Retest) این متغیرها به ترتیب  ۹۵/۰ و ۹۶/۰ بدست آمد.
نتیجه ­گیری: نتیجه این مطالعه نشان دهنده تکرارپذیری در سطح بالا وبسیار بالای متغیرهای مرکز فشار در زمان انجام یک فعالیت تعادلی پویاست بنابراین این فعالیت پویا می تواند بعنوان یک الگوی تعادلی در ارزیابی سیستم کنترل پوسچر مورد استفاده قرار گیرد. همچنین با توجه به تکرارپذیربودن دو متغیر سرعت متوسط ومسافت کل مرکز فشار میتوان در مطالعاتی که از صفحه نیرو جهت بررسی  سیستم کنترل پوسچر استفاده میکنند بعنوان پارامترهای تکرارپذیر در نظر گرفته شود.


ساناز شنبه زاده، علی اشرف جمشیدی، علی امیری، غلام حسین نساج، علی عقیلی، میلاد پیرعلی،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف: جهت برنامه ریزی توانبخشی در افراد با جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی ، بررسی  قدرت  و عملکرد اندام تحتانی آنها و مقایسه آن با سمت سالم از اهمیت ویژه ای  برخوردار می باشد. با توجه به نقش قدرت در اجرای آزمون پرش عمودی و زنجیره بسته بودن آن،  تا کنون شواهد علمی کافی  برای بررسی ارتباط آن با قدرت در زنجیره بسته در افراد با جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی وجود نداشته است. اهدا ف  این تحقیق شامل: ۱-بررسی ارتباط بین اسکوات تک پا ایزوکینتیکی  و پرش عمودی تک پا در افراد سالم و بیماران با جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی. ۲- مقایسه  قدرت اسکوات و پرش عمودی بین  پای مبتلا و سالم  بیماران با جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی.
روش بررسی: ۲۲  بیمار با جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی که ۶ ماه از جراحی آنها گذشته بود و ۱۶ مرد سالم در این مطالعه شرکت کردند . قدرت اسکوات ایزوکینتیک خطی با سرعت cm/sec ۲۵,۴ و عملکرد آزمون پرش عمودی آنها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها : تفاوت دو طرفه معنی داری در آزمون پرش عمودی و قدرت ایزوکینتیک اسکوات در افراد با جراحی دیده شد  ۰,۰۵ P≤ . در پای مبتلا بین آزمون پرش عمودی و قدرت اسکوات رابطه ضعیفی (۰,۴۲۵r=)  وجود داشته است و هیچگونه رابطه ای در پای سالم و افراد سالم دیده نشد.
نتیجه گیری: نتایج این آزمون نشان  داد که رابطه ای بین  آزمون اسکوات ایزوکینتیکی و پرش عمودی وجود نداشته. بنابرین برای ارزیابی این بیماران باید هر دو آزمون پرش عمودی و قدرت اسکوات به طور جداگانه مورد ارزیابی قرار گیرد به علت اینکه قدرت با  عملکرد فیزیکی فرد رابطه قوی نداشته است. ایزوکینتیک زنجیره بسته باید برای بررسی قدرت و پرش عمودی برای تعیین سطح عملکرد افراد باید استفاده شود.


نثار یوسفی، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، مجتبی کامیاب،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف:مکانیسم شایع برای پیچ­خوردگی خارجی مچ پا اینورشن شدید، پلانتار فلکشن شدید و یا ترکیب هر دو است، که می­تواند منجر به بی­ثباتی مزمن مچ پا شود. به نظر می­رسد وضعیت پا در هنگام تماس با زمین نقش موثری در ایجاد پیچ­خوردگی مچ پا دارد. بنابراین ممکن است با محدود کردن وضعیت پا بتوان احتمال پیچ­خوردگی را کاهش داد. بنابراین هدف این تحقیق، بررسی تاثیر وضعیت پلانتار فلکشن و ایورژن بر نیروی عکس العمل زمین در جهت داخلی-خارجی حین فرود آمدن در افراد مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا بود.

روش بررسی:در این تحقیق که از نوع مورد-شاهدی بود،۳۲ نفر(۱۸ تا ۳۵سال) شامل دو گروه ۱۷ فرد مبتلا به بی­ثباتی عملکردی یک طرفه مچ پا و ۱۵ فرد سالم شرکت داشتند. ابتدا افراد گروه مبتلا به بی­ثباتی عملکردی یک طرفه مچ پا توسط پزشک ارتوپد ارجاع داده می­شدند. سپس تست های کشویی قدامی و تالار تیلت برای تشخیص بی­ثباتی عملکردی مچ پا و سایر معاینات انجام می­گردید. آنگاه افراد گروه سالم از لحاظ جنس، سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی با افراد گروه بیمار جور می­شدند. آزمودنی­ها از یک ارتفاع ۴۰ سانتی متری که در فاصله ۲۵ سانتی متری صفحه نیرو قرار داشت در حالی که پای مورد نظر ریلکس و در وضعیت عدم تحمل وزن بود بر روی پای مقابل ایستاده و با پا­ی مورد نظر در مرکز صفحه نیرو فرود می­آمدند. حرکت فرود آمدن در چهار وضعیت مختلف انجام می­شد:

۱- وضعیت خنثی مچ پا و گوه خارجی پا ، ۲-وضعیت خنثی مچ پا، ۳-وضعیت پاشنه مثبت و گوه خارجی، ۴-وضعیت پاشنه مثبت.

یافته­ ها: در گروه سالم نیروی عکس العمل زمین در جهت داخلی در وضعیت ۳ نسبت به وضعیت ۲(۰۰۷/۰p=) و هم چنین وضعیت ۳ نسبت به وضعیت۴ (۰۱۸/۰p=) افزایش یافته بود. در گروه بیمار نیروهای خارجی در وضعیت ۳ نسبت به وضعیت۲ (۰۰۱/۰p=) و هم چنین وضعیت۳ نسبت به وضعیت ۱(۰۰۲/۰p=) افزایش یافته بود. در گروه بیمار نیروهای داخلی در وضعیت ۴ نسبت به وضعیت ۱کاهش معناداری را نشان داد(۰۱۴/۰p=).

نتیجه گیری: اعمال گوه خارجی هنگامی که پا در پلانتار فلکشن قرار دارد باعث افزایش نیروهای عکس العمل زمین در جهت داخلی-خارجی گردید. با توجه به نتایج تحقیق می­توان احتمال داد که وضعیت پلانتار فلکشن در ایجاد پیچ­خوردگی مچ پا موثرتر از اینورژن است. هم چنین از بررسی اطلاعات حاصل از این مطالعه می­توان نتیجه گرفت که احتمالا گوه خارجی پا در هنگامی که مچ پا در پلانتار فلکشن قرار دارد در تغییر نیروهای عکس العمل داخلی-خارجی زمین موثرتر از حالتی است که مچ پا در وضعیت خنثی قرار دارد. 


رویا صادقی مقدم، لاله لاجوردی، علی امیری، قربان تقی زاده، سروش لهراسبی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: فلج مغزی شامل ناهنجاری­های غیرپیشرونده در مغز درحال رشد است که منجر به بروز مشکلاتی درزمینه اجرای حرکتی شده و نهایتا فعالیتهای عملکردی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.عملکرد محدود دست، یک خصوصیت اختلالات حرکتی درکودکان مبتلا به فلج مغزی می باشد که منجر به ناتوانی درانجام فعالیت های روزمره زندگی،کار و بازی میشود. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر Kinesio Taping مچ برعملکرد دست کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک بود.

روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی و یک سویه کور(single-blind) بود که درآن ۲۶ کودک ۶-۳ ساله مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک به روش غیراحتمالی دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دوگروه کنترل و مداخله اختصاص داده شدند. درطول پژوهش به مدت ۱۲روز، گروه کنترل تنها تحت درمان رایج کاردرمانی(Neuro-Developmental Treatment) قرارگرفت و گروه مداخله علاوه بر آن Kinesio Taping مچ دریافت کرد، به این ترتیب که چسب به صورت ۲۴ ساعته درشبانه روز، بر روی هردو دست، مورد استفاده قرارگرفت. در هردوگروه ازآزمونQUEST (Quality of Upper Extremity Skills Test) جهت بررسی کیفیت مهارتهای اندام فوقانی و از مقیاسModified Ashworth جهت ارزیابی اسپاستی سیته مچ دست،  قبل و بعد ازمداخله،  استفاده شد و داده ها از طریق آزمون­های T مستقل و ویلکاکسون تحلیل شدند.

یافته ها: نتایج ارزیابی­ها نشان دهنده افزایش معنادار نمره کلی آزمونQUEST (۰۲۹/۰P=) و بهبود عملکرد در دو زمینه از زمینه های این آزمون یعنی حرکات مجزا (۰۰۳/۰ P=) و گرفتن (۰۰۸/۰P=) می­باشند اما در دو زمینه تحمل وزن (۴۶/۰P=) و بازکردن حفاظتی(۸۹/۰P=) بهبودی معناداری مشاهده نشد.همچنین نتایج بدست آمده درمورد شدت اسپاستی سیته نشان دهنده کاهش معنادار تون دست راست (۰۰۴/۰P=) می باشند درحالیکه کاهش تون دست چپ معنادار نبوده است (۰۶/۰P=).

نتیجه گیری : اطلاعات حاصل از تحقیق حاضرنشان میدهند که Kinesio Taping مچ می­تواند روش موثری جهت بهبود کیفیت مهارتهای اندام فوقانی کودکان فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک در زمینه های حرکات مجزا و گرفتن باشد و احتمالا بدلیل همراهی با استفاده عملکردی بیشتر از دست غالب باعث کاهش معنادار تون در مچ دست راست می­شود.


شروین امیری، آزاده شادمهر، زینت آشناگر، شهره جلائی،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۸-۱۳۹۱ )
چکیده

 زمینه و هدف: اندازه گیری زمان عکس العمل و مهارت پیش بینی در بسیاری از تمرینات درمانی و یا برنامه­های ورزشی می­تواند کمک کننده باشد. در هر نوع ورزش و فعالیتی که فرد نیازمند عکس­العمل سریع و صحیح جهت تصمیم گیری و اجرای یک حرکت مناسب باشد، ارتقاء مهارت­های پیش­بینی و زمان عکس­العمل می­تواند در بهبود کنترل حرکتی و استراتژیهای مربوط به حرکت و پردازش مرکزی موثر باشند. از این رو برنامه­ای که به راحتی و بدون نیاز به تخصصی خاص به اندازه­گیری زمان عکس­العمل و مهارت پیش بینی بپردازد، مورد نیاز است. تاکنون سامانه­ای که بتواند متغیرهای فوق را به طور عینی اندازه گیری نماید، در کشور ساخته نشده است لذا هدف از این مطالعه، طراحی و ساخت سامانه مذکور بود.

روش بررسی: سامانه ای متشکل از نرم افزار کامپیوتری، لپ تاپ، صفحه نمایشگر و صفحه کلید طراحی گردید. نرم افزار سامانه از دو زیرسیستم برای اندازه گیری زمان عکس العمل و تخمین مهارت پیش بینی تشکیل شد.

یافته­ها: با استفاده از این تجهیزات امکان انجام ۶ آزمون تعیین زمان عکس العمل انتخابی دیداری، تعیین زمان عکس العمل انتخابی شنیداری، تعیین زمان عکس العمل انتخابی پیچیده دیداری و تعیین زمان عکس العمل انتخابی پیچیده شنیداری، تخمین مهارت پیش بینی با سرعت کم و تخمین مهارت پیش بینی با سرعت زیاد مهیا گردید. روایی ساختاری و روایی محتوایی سامانه در حد بسیار زیاد برآورد شد.

نتیجه گیری: سامانه حاضر می تواند در بسیاری از مراکز درمانی و ورزشی به آسانی مورد استفاده قرار گیرد و اطلاعات پایه ای در مورد استراتژیهای کنترل حرکتی در اختیار گذارد. همچنین با استفاده از این سامانه می توان در مورد اثر بخشی درمانهای مختلف بر متغیر های زمان عکس العمل و مهارت پیش بینی و نیز انتخاب بازیکنان ورزشی  قضاوت صحیح تری نمود.


سمیه امیری آریمی، اصغر رضا سلطانی، سیدیعقوب سخایی، مینو خلخالی، لیلا رهنما،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: عضله مولتی فیدوس یکی از عضلات کوتاه و عمقی پارااسپاینال است که در خلف ستون فقرات واقع شده است و به آن حین فعالیت های مختلف ثبات می بخشد. بررسی ها نشان داده اند که در افراد مبتلا به گردن درد، ضعف و آتروفی عضلات گردن یکی از عوامل اصلی بروز گردن درد به شمار می رود. اندازه گیری ابعاد عضله از طریق اولتراسونوگرافی فرصتی را فراهم می کند تا بتوان آتروفی و یا هایپرتروفی عضله را به صورت عینی ارزیابی کرد. لذا این مطالعه با هدف بررسی قرینگی اندازه عضله مولتی فیدوس گردن در زنان مبتلا به گردن مزمن غیراختصاصی یکطرفه و سالم توسط اولتراسونوگرافی انجام شده است.

روش بررسی: در این مطالعه ۲۵ زن مبتلا به گردن درد مزمن غیراختصاصی یکطرفه و ۲۵ زن سالم شرکت کردند. همه افراد مورد بررسی شاغل بوده و روزانه بیش از ۴ ساعت به کار با رایانه و یا کار دفتری می پرداختند. تصویربرداری از عضله مولتی فیدوس در سطح مهره چهارم گردن به صورت دوطرفه انجام شد. قطر قدامی خلفی، قطر طرفی، سطح مقطع (حاصلضرب دو قطر) و شکل عضله (تقسیم قطر طرفی بر قطر قدامی خلفی) اندازه گیری و ثبت شد.

یافته ها: ابعاد عضله مولتی فیدوس در گروه بیمار نسبت به گروه سالم کوچکتر بود. در گروه بیمار ابعاد عضله در سمت دردناک نسبت به سمت مقابل کوچکتر بود. غیرقرینگی سایز عضله بین دو سمت راست و چپ، در گروه بیمار نسبت به گروه کنترل بیشتر بود (۰۵/۰> P). نسبت سایز سمت کوچکتر به سایز سمت بزرگتر در گروه سالم بیشتر از گروه بیمار بود (۰۵/۰> P).

نتیجه گیری: در گروه افراد بیمار، غیرقرینگی سایز عضله بین دو سمت و کوچکتر بودن سایز در سمت دردناک، نشان از آتروفی عضله در سمت درگیر است.


لیلا حاجی میررحیمی، نسرین ناصری، علی امیری، زهرا فخاری،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: پیچ خوردگی مچ پا یک آسیب­های شایع در میان ورزشکاران است. علیرغم تحقیقات علمی پایه­ای و کلینیکی بسیار زیادی که انجام شده است، باز هم میزان پیچ خوردگی مجدد مچ پا بالا است. از آنجا که دلایل پبچ خوردگی مجدد معلوم نیست، درمانهای توان بخشی هم با مشکلات زیادی مواجه می­شوند. یکی ا ز روش­های درمانی که امروزه برای این عارضه مورد توجه قرار گرفته است استفاده از نواربندی کینزیولوژیک ( kinesio taping ) است. در این مطالعه، اثر سه روش نواربندی کینزیولوژیک بر بهبود عملکرد ورزشکاران مبتلا به پیچ خوردگی مزمن مچ پا بررسی شد.

روش بررسی: ۳۰ ورزشکار مرد فوتبالیست و فوتسالیست مبتلا به پیچ خوردگی مچ پا در این مطالعه شرکت کردند. نواربندی در سه نوبت مجزا با سه روش برای این افراد چسبانده شد و تأثیر کوتاه مدت آن بر عملکرد اندام تحتانی از طریق دو تست تعادل ستاره­ای و لی لی کردن به روش ۸ بررسی شد.

یافته ها: در نواربندی با هدف اصلاح عملکرد و مکانیک، عملکرد ورزشکاران به طور معناداری افزایش یافت (۰,۰۰ = P ). اما در روش اصلاح لیگامانی تاندونی اختلاف معنی داری دیده نشد(۰.۰۵ ≤ P ).

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد دو روش اصلاح عملکرد و مکانیک تأثیر قابل توجهی در بهبود عملکرد ورزشکاران فوتبالیست و فوتسالیست با پیچ خوردگی مزمن مچ پا دارد، در حالیکه روش اصلاحی لیگامانی- تاندونی تغییر قابل توجهی در عملکرد این ورزشکاران ایجاد نمی کن د .

کلیدواژه­ها: بی ثباتی مزمن مچ پا، نوار بندی، تست­های عملکردی


غزال هاشمی زنوز، بهروز عطارباشی مقدم، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، نسترن قطبی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: لیگامان صلیبی قدامی دارای عملکرد فیزیکی و حسی می‌باشد. از آن‌جا که انواع حس های سوماتوسنسوری ارسال شده از (Anterior Cruciate Ligament: ACL ) مانند لمس، فشار و حس عمقی از مسیرهای مشابهی به سمت سیستم عصبی مرکزی طی مسیر می کنند؛ انتظار می‌رود اطلاعات حسی افزوده، منجر به افزایش تعادل افراد پس از جراحی بازسازی این لیگامان گردد. در این مطالعه تأثیر ورودی‌ حسی افزوده و افزایش ورودی‌های ارسال شده توسط ACL با استفاده از گیرنده‌های مربوط به حس لمس اعمال شده توسط بستن کاف در قسمت تحتانی ران افراد شرکت کننده، بر روی تعادل داینامیک افراد پس از جراحی بازسازی ACL مورد سنجش قرار گرفت. هدف این مطالعه بررسی تأثیر اطلاعات حسی لمس، در تعادل داینامیک افراد پس از جراحی بازسازی ACL در مقایسه با افراد سالم می‌باشد.

روش بررسی: ۳۲ مرد ۳۵-۱۸ سال (۱۶ مرد با جراحی بازسازی ACL و ۱۶ مرد سالم)، به‌طور تصادفی انتخاب شدند. تمامی شرکت کنندگان حین انجام آزمون‌های عملکردی: Star Excursion Balance Test: SEBT و Cross Over Hop for Distance: COH اطلاعات حسی لمس را دریافت کردند.نمره‌های آزمون‌های عملکردی قبل و پس از اعمال اطلاعات حسی در افراد پس از جراحی بازسازی ACL و گروه شاهد اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: اطلاعات حسی افزوده عملکرد کاربردی بیماران را پس از جراحی بازسازی ACL ارتقاء بخشید. اختلاف آماری معناداری پس از اعمال لمس در نتایج آزمون COH در افراد دیده شد. p=۰/۰۰۰ .به‌علاوه پس از اعمال لمس، پیشرفت معناداری در جهات: داخلی P=۰/۰۰۵ و خلفی داخلی P=۰/۰۳۴ در آزمون SEBT در پای درگیر گروه ACLR ایجاد شد.

نتیجه‌گیری: اطلاعات حسی افزوده، موجب پیشرفت تعادل داینامیک در افراد پس از جراحی بازسازی ACL می‌گردد. یافته‌های مطالعه حاضر استفاده از اطلاعات حسی افزوده را به‌عنوان روشی جدید جهت افزایش تعادل داینامیک تأیید می‌کند.

کلید واژه‌ها: لیگامان صلیبی قدامی، تعادل داینامیک، اطلاعات حسی


کسری کاظمی، علی امیری، نسترن قطبی، علی اشرف جمشیدی، محمد رازی،
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف : آسیب لیگامان صلیبی قدامی در رقابت ها و تمرینات ورزشی شایع است. عملکرد سیستم عصبی عضلانی بدنبال پارگی این لیگامان برهم می خورد. تمرینات اغتشاشی می تواند برای بهبود عملکرد بیماران با جراحی بازسازی لیگامان صلیبی قدامی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر تمرینات اغتشاشی بر نیروی عکس العمل زمین و وضعیت عملکردی این بیماران بود.

 

روش بررسی : ۲۰ بیمار با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی بطور تصادفی به دو گروه مداخله (میانگین سنی ۴/۳ ± ۲/۲۴ سال) و کنترل (میانگین سنی۵/۲ ± ۱/۲۷ سال) تقسیم شدند . گروه مداخله ده جلسه تمرینات اغتشاشی ( Perturbation training ) را روی تخته تعادل یک جهته، تخته تعادل چند جهته و Bosu انجام دادند . حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به این حداکثر حین فرود آمدن روی یک پا از روی پله به ارتفاع ۳۰ سانتیمتر بر روی صفحه نیروی KISTLER ثبت شد . همچنین پرش لی ضربدری ( Cross hop ) به عنوان یک آزمون عملکردی مورد ارزیابی قرار گرفت .

 

یافته ها : قبل از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در زانوی جراحی شده دو گروه مداخله و کنترل اختلاف معنی داری نداشت (۰۵/۰ P> ). همچنین نمرات عملکردی زانوی جراحی شده بین دو گروه مداخله و کنترل از لحاظ آماری اختلاف معنی داری نداشت (۶۲/۰= P ). بعد از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل شد (۰۰۳/۰= P ). هر چند میانگین زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله نسبت به پای جراحی شده گروه کنترل افزایش یافت ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنا دار نشد(۵۰/۰ P= ) . همچنین نمرات آزمون عملکردی در گروه مداخله به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل شد (۰۳/۰= P )

 

نتیجه گیری : نتایج به دست آمده نشان داد تمرینات اغتشاشی می تواند در بیماران با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد حرکتی بهتری ایجاد کند. این بهبودی با یافته های کمی دستگاه صفحه نیرو که نشان داد بیماران مقدار نیروی بیشتری را در زمان طولانی تری هنگام فرود آمدن روی یک پا تحمل می کنند، همراه بود.

 

کلید واژه ها: اغتشاش درمانی، نیروی عکس العمل زمین، بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد


علی امیری، حسین باقری، علی اشرف جمشیدی، ساجده سروش، پیرایه محمدی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف : سندروم درد مفصل پتلافمورال یکی از شایع ترین مشکلات زانو است. کاهش حس عمقی, درد و تغییر در الگوی فعالیت عضلانی در بیماران مبتلا به درد قدامی زانو دیده می شود. پس این احتمال وجود دارد که بیماران مبتلا به درد قدامی زانو تعادل ضعیف تری داشته باشند.  هدف از این مطالعه بررسی کنترل وضعیتی در بیماران PatelloFemoral Pain Syndrome  ومقایسه آن با افراد سالم است.

روش بررسی: در این مطالعه ۱۰ زن مبتلا به سندروم پتلافمورال) سن ۳۱/۵±۱/۳۱  وزن۹۵/۸ ± ۶/۵۹  قد۰۵/.±۶۲/۱ )  و ۱۰  فرد سالم سن ۲/۲۷±۸۱/۱ وزن ۳۶/۲±۶/۶۰، قد۰/۰±۰۶۷/۱) متناسب با بیماران انتخاب شد. ابتدا میزان درد آنها بر اساس شاخص دیداری درد (VAS)  اندازه گیری شد، سپس پوزیشن پتلا با استفاده از روشMc Connell  اندازه گیری شد. سپس در این دو گروه مسی: Center Of Pressure  COP در دو صفحه ساجیتال و فرونتال با دو وضعیت چشمان باز و بسته در حالی که بیمار بر روی یک پا )پای مبتلا(  ایستاده است به وسیله Force Plate  اندازه گیری شد.

یافته­ها: شاخص درد در افراد مبتلا به سندروم پتلافمورال۴۵/۱ ±۷ و جا به جایی خارجی پتلا در این افراد۷۵/۱± ۰۵/۷  میلیمتر به سمت خارج بود. مقایسه شاخص کلی مسیرCOP  در جهت قدامی-خلفی و در جهت داخلی-خارجی با چشمان باز بین دو گروه سالم و مبتلا به سندروم پتلا فمورال تفاوت معناداری را نشان میدهد (سطح معناداری به ترتیب ۰۰۱/۰و۰۲/۰ ) اما مقایسه شاخص کلی مسیرCOP  در جهت قدامی-خلفی و داخلی-خارجی با چشمان بسته  تفاوت  معنی­داری را نشان نمی­دهد.

نتیجه گیری: افزایش نوسانات وضعیتی در افراد مبتلا به سندروم پتلا فمورال می­تواند به علل وجود درد، تغییر پوزیشن پتلا و جا به جایی خارجی آن و کاهش حس عمقی زانو باشد.

کلید واژه­ها:کنترل پوسچر، سندروم پتلا فمورال، چشمان باز و بسته


فاطمه قاسمی دهچشمه، علی امیری، نادر معروفی، علی اشرف جمشیدی، شهره جلائی،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: وجود یا عدم وجود پایایی در نتایج حاصل از ثبت الکترومیوگرافی سطحی عضلات، همواره مورد سوال بوده است (۱) هدف از مطالعه­ی حاضر، سنجش میزان پایایی زمان تاخیری واکنش الکترومیوگرافی عضلات  اطراف مفصل زانو، در مواجهه با اغتشاش پیش­بینی نشده­ی چرخشی در صفحه­ی عرضی، از ناحیه­ی سطح اتکا بود.

روش بررسی: در مطالعه­ی حاضر ۲۰ خانم سالم و عاری از هرگونه دفورمیتی مشخص در اندام تحتانی با دامنه­ی سنی ۱۹تا۳۰ سال شرکت داشتند. از هر فرد ثبت الکترومیوگرافی سطحی از شش عضله­ی اطراف مفصل زانو، به تفکیک در۴ وضعیت شامل: چرخش خارجی (Ext Rot ( از ناحیه­ی کف پا در صفحه­ی عرضی بازانوی خم و زانوی صاف و چرخش داخلی Inter Rot)) در همین شرایط دروضعیت ایستاده روی یک پا Single leg stance))، طی ۴ مرحله انجام گرفت. تکرار پذیری درون جلسه­ای (Intra session) از طریق ضریب همبستگی درون گروهی ICC coefficients: Intraclass correlation برای زمان وارد عمل شدن عضلات در مواجهه با اغتشاش در چهارحالت اعمالی، مورد بررسی قرار گرفت.

یافته ها: از نتایج حاصل در۲۴حالت مورد بررسی، ۱۸حالت عضلات در زمان وارد عمل شدن تکرارپذیری متوسط تا بالاداشتند (طبقه بندی مونرو)

نتیجه گیری: عضلات از نظر میزان پایایی زمان تاخیری وارد عمل شدن، در مواجهه با اغتشاش چرخشی، باتوجه به زاویه ی مفصلی و جهت اعمال چرخش در صفحه­ی عرضی، مقادیر متفاوتی را نشان دادند. از نظر جهت چرخش، اکثر عضلات در مواجهه با اغتشاش چرخش خارجی (ساعتگرد) نسبت به چرخش داخلی (خلاف ساعتگرد) و از نظر زاویه ی مفصلی در اغتشاشات با زانوی صاف نسبت به اغتشاشات با زانوی خم، میزان پایایی بیشتری نشان دادند.

کلید واژه ها: عضلات زانو، الکترومیوگرافی سطحی، پایایی، اغتشاش چرخشی


بتول باقری پور، مجتبی کامیاب، فاطمه آزادی نیا، علی امیری، محمد اکبری،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: به علت تحرک زیاد ستون فقرات گردنی، آرتروز در این ناحیه شایع است. علی رغم مقبولیت بالینی روش درمانی کشش و تجویز رایج آن برای مبتلایان به درد گردن، در مورد اثربخشی این روش درمانی بحث و اختلاف نظر بسیاری وجود دارد.با توجه به عدم وجود اتفاق نظر در مورد اثر بخشی کشش در مطالعات پیشین و عدم وجود شواهد تجربی قانع کننده در زمینه قابلیت کولار پنوماتیک در کاهش علائم ناشی از گردن درد، هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر استفاده از کولار پنوماتیک در میزان کاهش درد، مصرف دارو و بهبود سطح ناتوانایی بیماران مبتلا به آرتروز گردن در مقایسه باگروه کنترل بود.

روش بررسی: بیست و شش بیمار مبتلا به گردن درد ناشی از آرتروز بطور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد مورد بررسی قرار گرفتند، درمان های هات پک، تنس، اولتراسوند، تمرین درمانی و آموزش ارگونومیک به مدت ده جلسه،در هر دو گروه مشترک بود و گروه آزمون علاوه بر درمان های فوق از کشش پیوسته نیز بهره بردند. ارزیابی های درد (Numerical Pain Rating Scale: NPRS)، سطح ناتوانی (Neck Disability Index: NDI) و تعداد داروی مسکن و ضد التهابی غیر استروئیدی، در ابتدای جلسه ی اول و در انتهای جلسه ی آخر صورت گرفت.

یافته­ها: نتایج نشان داد که درد و سطح ناتوانی در هر دو گروهکاهش یافت و میزان این تغییرات در گروه آزمون به میزان قابل توجهی (۰۵/۰P<) بیشتر از گروه شاهد بود.تغییرات میزان مصرف داروی مسکن و ضد التهابی غیر استروئیدی، در هیچ یک از گروه ها و در بین آن ها تفاوت معناداری نداشت (۰۵/۰P>).

نتایج: هر چند کاربرد درمان های فیزیوتراپی به همراه تمرین درمانی و آموزش ارگونومیک باعث ایجاد بهبود قابل توجهی در شدت درد و سطح ناتوانی ناشی از گردن درد در بیماران مبتلا به آرتروز گردن می گردد، با استفاده از کشش پیوسته به وسیله ی کولار پنوماتیک می توان میزان این بهبودی را افزایش داد.

کلیدواژه: اسپوندیلوزیس، درد گردن، کشش، کولار پنوماتیک


آیلین طلیم خانی، افسون نودهی مقدم، لیلا عمخوار، شهرزاد محمدی راد، سمیه امیری آریمی، بهاره زینل زاده قوچانی،
دوره ۹، شماره ۷ - ( ویژه نامه شماره سه فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: تمرینات ویبریشن "تمام بدن"(whole body vibration: WBV) یک نوع مدالیتی درمانی است که با ایجاد تحریکات مکانیکی نوسانی باعث بهبود عملکرد عضلات، حس عمقی و کنترل پاسچر می­شود. هدف از انجام این تحقیق، بررسی اثر آنی WBV بر روی کنترل پاسچر در افراد جوان بود.

روش­بررسی:در این مطالعه­ی شبه تجربی، ۲۲ فرد سالم به روش نمونه­گیری غیر احتمالی ساده و به صورت تک گروهی شرکت کردند. افراد به مدت ۴ دقیقه تحت درمان WBV قرار گرفتند. به این صورت که برنامه­ی ورزشی سبک را ۴ مرتبه و هر مرتبه به مدت یک دقیقه بر روی سکوی ارتعاشی تکرار کردند. تمرینات بر طبق دستورالعمل آزمونگر انجام شد. فرکانس ویبریشن در فواصل یک دقیقه­ای از ۱۵ هرتز در دقیقه­ی اول به ۳۰ هرتز در دقیقه ی آخر افزایش یافت.

شاخص­های کنترل پاسچرال شامل شاخص ثباتی کلی، قدامی- خلفی و طرفی در وضعیت دو پای ایستاده با چشم­های باز و بسته با استفاده از سیستم تعادلی بایودکس، قبل و بعد از مداخله از افراد ثبت گردید. به منظور تجزیه تحلیل اطلاعات از آزمون تی زوجی استفاده شد.

یافته­ها: نتایج این تحقیق نشان داد که در وضعیت ایستاده روی دو پا و با چشم­های باز، شاخص ثباتی کلی (۰۲/۰P=) ، داخلی- خارجی (۰۱/۰P=) و با چشم­های بسته، شاخص ثباتی کلی (۰۰۱/۰P<)، قدامی- خلفی (۰۰۱/۰P=)، داخلی- خارجی (۰۰۱/۰P=) تفاوت معنی­داری را نشان دادند.

نتیجه­گیری: یک جلسه WBV باعث بهبود کنترل پاسچر و تعادل در افراد جوان گردید.

کلید واژه: تمرینات ویبریشن "تمام بدن"، تعادل، افراد جوان، ثبات



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.08 seconds with 39 queries by YEKTAWEB 4657