[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۱۷ نتیجه برای تقی زاده

شهلا رفیعی، قربان تقی زاده، حسین کریمی، ثریا رحیم زاده رهبر، مائده اشرافی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۷ )
چکیده

زمینه و هدف: رشد و تصور از بدن به موازات رشد حسی حرکتی است. ارزیابی مناسب رشدی در کشورهای غربی انجام شده ولی اغلب آنها برای نژادهای مختلف طراحی نشده و یا اگر هم شده، اطلاعات کافی در دسترس نیست لذا بر آن شدیم که به یکی از مقوله‌های مهم رشدی بدن یعنی شناخت اعضای بدن بپردازیم.

روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی برروی ۹۰ کودک(۴۶ دختر،۴۴پسر)  درمنطقه شرق تهران انجام شد.کودکان مورد ارزیابی۴- ۱ساله بودند. پس از پر کردن پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک توسط مربیان مهد کودک، بخش دوم که شامل نام اجزا بدن خود و عروسک به منظور تعیین تعداد اجزا اشاره شده برای کسب نمره نهایی بود تکمیل گردید.

یافته ها: نتایج نشان داد که اختلاف معناداری(P<۰,۰۰۰۱) بین سه گروه سنی وجود دارد. همچنین هیچ اختلاف معناداری(P>۰.۰۵) ما بین دو گروه جنسی (پسرها و دخترها) در میانگین نمرات شناسایی بدن خود و عروسک در تمامی گروههای سنی وجود نداشت. و در نهایت هیچ اختلاف معناداری(P=۰.۱۲) ما بین شناسایی بدن خود و بدن عروسک وجود ندارد. 

نتیجه گیری: کودکانی که در شناسایی قسمتهای بدن خود ناتوان هستند ممکن است شانس بیشتری برای تاخیر در زبان، شناخت و رشد شمای بدن داشته باشند و بایستی ارزیابی و غربالگری بشوند.


مالک امینی، آریان شمیلی، بیژن فروغ، روزبه کاظمی، طیبه صیادی نژاد، قربان تقی زاده،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده

زمینه و هدف: از جمله مشکلاتی که به دنبال سکته مغزی ایجاد می شود اسپاستی سیته یا بالا رفتن تون عضلانی، کاهش دامنه حرکتی و کاهش عملکرد بر روی عملکرد اندام فوقانی، دامنه Volar-Dorsal Wrist/Hand Immobilization اندام فوقانی میباشد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر اسپلینت حرکتی مفاصل آرنج، مچ دست و متاکارپوفالانژیال واسپاستی سیته آرنج و مچ دست در بیماران مبتلا به سکته مغزی بود. انجام شد. یک گروه متشکل از (Pretest - Post test Design)
روش بررسی:
این تحقیق به روش مداخله ای و به صورت پیش آزمون– پس آزمون ۱۴ بیمار مبتلا به سکته مغزی با روش غیر احتمالی ساده وارد این مطالعه شدند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از مطالعه، انتخاب و پس از ارزیابی اولیه دامنه ی حرکتی از ،MAS اسپلینت به آنها داده شد و بعد از گذشت یک ماه ۱۱ نفر از آنان دوباره مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای ارزیابی اسپاستی سیته از گونیامتری و عملکرد اندام فوقانی از فوگل مایر استفاده شد. بیماران اسپلینت را دو ساعت در روز و تمام شب ( ۶ تا ۸ ساعت) به مدت ۱ ماه پوشیدند. معنی دار بود. تفاوت دامنه حرکتی مفاصل آرنج و دست و اسپاستی سیته آرنج و P=۰/
یافته ها:
تفاوت عملکرد اندام فوقانی قبل وبعد از استفاده از اسپلینت با ۰۴ .(P >۰/ مچ دست قبل و بعد از استفاده از اسپلینت با معنیدار نبود ( ۰۵ میتواند عملکرد اندام فوقانی مبتلا Volar-Dorsal Wrist/Hand Immobilization
نتیجه گیری:
نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از اسپلینت در بیماران سکته مغزی را بهبود بخشد. اگر چه تغییراتی در اس
فرانک علی آبادی، ریحانه عسکری کچوسنگی، قربان تقی زاده،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده

زمینه و هدف: کم وزنی نوزاد به هنگام تولد (دارا بودن وزن ۲۴۹۹-۱۵۰۰ گرم (یکی از جدی‌ترین مشکلات بهداشتی کودکان جهان امروز است . شیوع کم وزنی در کشور ما بر طبق آخرین آمار ۱۰% گزارش شده است . همچنین تحقیقات زیادی مشخص کرده اند که کودکان کم وزنی که زنده می مانند دو تا سه برابر بیش از سایر کودکان از ناتوانایی ها و مشکلات  جسمانی ، روانی و اجتماعی کوتاه مدت و طولانی مدت رنج می برند. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر تحریکات لمسی-حرکتی بر وزن گیری نوزادان کم وزن انجام شد. 

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی مداخله ای بود که نمونه گیری آن به صورت تصادفی ساده انجام شد,۴۰ نوزاد کم وزن واجد شرایط ورود به مطالعه به صورت تصادفی در دو گروه درمان ( ۲۰ نوزاد) و کنترل ( ۲۰نوزاد) قرار گرفتند . تحریکات لمسی حرکتی با اعمال فشار متوسط بر نواحی پس سر، گردن، کمر و ۴ اندام اصلی همراه با انجام حرکات فلکسیون و اکستانسیون اندام ها در دو وضعیت طاقباز و دمر از روز اول تولد به مدت ۱۰ روز و روزانه ۳ مرتبه ۱۵ دقیقه ای برای گروه درمان اجرا گردید. وزن تمامی نوزادان در روز اول و دهم با یک ترازو و توسط یک نفر ارزیابی شد.  

نتایج: نتایج ارزیابی ها نشان دهنده وجود تفاوت آماری معناداری بعد از ۱۰ روز دریافت تحریکات لمسی- حرکتی در گروه لمس درمانی نبود. ( ۰۵/۰≤P )

نتیجه گیری: بنظر می رسد تحریک لمسی- حرکتی تاثیری در وزن گیری نوزادان کم وزن ندارد. با توجه به تفاوت نتایج حاصل از این مطالعه با برخی مطالعات دیگر، بنظر میرسد نیاز به مطالعات بیشتر در مورد تاثیر انجام این تکنیک در نوزادان کم وزن وجود دارد.


خاطره برهانی، فرانک علی آبادی، مهدی علیزاده، نسرین امیری، مرضیه کاظم طرقی، قربان تقی زاده حاجلوئی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف : توجه بینایی-فضایی توانایی انتخاب قسمتی از فضای بینایی-فضایی برای پردازش کارآمد اطلاعاتی است که از آن فضا منشعب می شوند. افراد به طور طبیعی در توجه بینایی-فضایی مقداری سوگیری نشان می دهند. جهت این سوگیری در افراد مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه با افراد سالم متفاوت است. این تفاوت گاهی به شکلی است که افراد مبتلا به این اختلال، نسبت به اطلاعات بینایی یک سمت از فضا تا اندازه ای بی توجهی نشان می دهند که منجر به غفلت یکطرفه در آن نیمه از فضا می شود. هدف مطالعه ی حاضر بررسی چگونگی سوگیری توجه بینایی-فضایی  در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه زیرگروه ترکیبی و کودکان سالم بود.

روش بررسی: در این مطالعه که از نوع بررسی مقطعی می باشد، ۱۵ کودک ۱۰-۷ ساله ی مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه زیرگروه ترکیبی با ۱۵ کودک عادی همسان شده از لحاظ سن و جنس و پایه ی تحصیلی، شرکت کردند.این افراد از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و جهت احراز معیارهای ورود توسط آزمون هوش وکسلر و مقیاس برتری دستی ادینبورگ و به منظور ارزیابی توجه بینایی-فضایی  توسط آزمون star cancellation مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها: نتایج آزمون Star Cancellation در دو گروه سالم و زیرگروه ترکیبی اختلال بیش فعالی/نقص توجه تفاوت معناداری داشت( P<۰/۰۵). غفلت یکطرفه  در زیرگروه ترکیبی اختلال بیش فعالی/نقص توجه، مشاهده شد و این غفلت یکطرفه بیشتر در سمت چپ بود.

نتیجه گیری: توجه بینایی- فضایی در دو گروه کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه و کودکان سالم تفاوت معناداری دارد. غفلت یکطرفه به عنوان یک مشکل مهم در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه باید مورد بررسی های بیشتر و دقیق تر قرار گیرد.


فاطمه بذرافکن، افسون حسنی مهربان، قربان تقی زاده، مهدی علیزاده،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف: در مطالعات تکالیف دوگانه اهمیت منابع شناختی در کنترل وضعیتی نشان داده شده است، با این وجود نقش دستورات کلامی در چگونگی تخصیص منابع توجهی چندان روشن نیست. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر دستورات کلامی مختلف بر عملکرد وضعیتی جوانان بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر بروی ۲۰ جوان با میانگین سنی (۳۱/۳ ± ۹۵/۲۳) سال انجام شد. تکالیف وضعیتی شامل ایستادن با / روی سطح فوم، و ایستادن با پا های پشت هم روی سطح سخت بودو تکلیف شناختی، زمان عکس‌‌العمل انتخابی بود. تکالیف دوگانه تحت سه دستور مختلف توجه به تکلیف شناختی/ توجه به تکلیف تعادلی و توجه برابر مورد سنجش قرار گرفتند.
یافته‌ها‌: برای مقایسه عملکرد وضعیتی تحت دستورات مختلف از آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه استفاده شد در شاخص طول مسیر و همچنین  عملکرد وضعیتی تحت دستورات مختلف  در وضعیت ایستادن با پاهای مجاور هم روی سطح سخت و روی سطح فوم و تاندم ایستادن روی سطح سخت  در شاخص سرعت متوسط تفاوت معنادار نداشت( ۰۵/۰p)
نتیجه‌گیری: در تکالیف وضعیتی خودکار، دستوارت مختلف بر نحوه اختصاص منابع توجهی به کنترل وضعیتی، تاثیر ندارند.


مهناز شیرمرد، اکرم آزاد، قربان تقی زاده،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف: نقایص حسی از جمله عوارض شایع سکته های مغزی هستند و مطالعات مختلف میزان شیوع این نقایص را در بیماران سکته مغزی بین ۱۱ تا ۸۵% گزارش نموده اند. علیرغم اینکه نقایص حسی سبب کاهش کیفیت حرکات اندام فوقانی، ضعف در انجام حرکات مهارتی و ضعف در مهارت های گرفتن شده و میتوانند منجر به کاهش سطح فعالیت در سمت مبتلا ، تطابق فرد به زندگی با یک دست و نهایتا کاهش کیفیت زندگی فرد شوند اما بندرت در برنامه های توانبخشی بیماران سکته مغزی مورد توجه قرار میگیرند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر بازآموزی حسی بر بهبود عملکرد اندام فوقانی همی پلژیک در بیماران سکته مغزی می باشد.
روش بررسی: این مطالعه بصورت Single-System design(AB) بر روی ۵ بیمار سکته مغزی مزمن انجام شد. در طی فاز پایه عملکرد اندام فوقانی بیماران(با استفاده از آزمون Fugl-Meyer) نقایص حرکتی اندام فوقانی(با استفاده از آزمون Motoricity Index) و مهارت دستی آنان(با استفاده از آزمون Box and Block) در فواصل سه روز یکبار مورد ارزیابی قرار گرفت و پس از رسیدن به الگوی ثابت در تغییرات، فاز درمان آغاز گردید. بیماران در این فاز به مدت ۶ هفته تحت درمان بازآموزی حسی قرار گرفتند. درمان بر پایه اصول بازآموزی حسی و برحسب توانایی ها و ناتوانی های بیماران با تعیین محل و تعداد لمس ثابت و متحرک آغاز گردیده و با تکالیف تمایزی پیشرفته تر مانند گرافستزیا ادامه یافت. سپس نتایج ارزیابی های فازهای پایه و درمان مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته­ ها:
۴ نفر از بیماران مورد مطالعه بهبودی معنی داری را در عملکرد اندام فوقانی نشان دادند و تمامی آنان به بهبودی معنی داری در نقایص حرکتی و نیز مهارت دستی دست یافتند.
نتیجه گیری: باتوجه به بهبودی قابل توجه در عملکرد و نقایص حرکتی اندام فوقانی و نیز مهارت دستی بیماران مورد مطالعه بدنبال بازآموزی حسی، به نظر می رسد این مداخله می تواند مداخله درمانی موثری در توانبخشی بیماران سکته مغزی باشد، اگرچه مطالعات بیشتر با حجم نمونه بزرگتر نیاز است.
بهاره مغفوری، افسون حسنی مهربان، قربان تقی زاده، غلامرضا امینیان، حسن جعفری،
دوره ۵، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مشکلات شایع در افراد سالمند افتادن می باشد.  برنامه های پیشگیری از افتادن بر اصلاحات محیطی تاکید دارد که در آن ابزاری روا و پایا استفاده می شود  که با فرهنگ های مختلف سازگار باشد. Home FAST  یکی از این ابزارهای روا و پایای در دسترس می باشد که جهت شناسایی افراد سالمند که در معرض خطر افتادن در خانه هستند  استفاده می شود.

روش بررسی: در این مطالعه از روش ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی) IQOLA (International Quality of life Assessment: جهت روایی تست Home FAST استفاده شده است. بعد از انجام ترجمه های پیشرو و برگردان ، تست به ۵ کارشناس کاردرمانی جهت بررسی روایی محتوا داده شد.

۶۰ منزل از افراد سالمند ۶۵ سال به بالا در ۵ منطقه جغرافیایی شهر تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. دو کارشناس کاردرمانی منازل را جهت بررسی پایایی بین آزمونگر و آزمون باز آزمون با فاصله یک هفته ای مورد بازدید قرار دادند.

یافته ها: توافق میان نظر کارشناسان در خصوص روایی ابزار غربالگری  Home FAST ،با اطمینان بیش از ۹۶% وجود داشت. همچنین همبستگی آزمون- باز آزمون ابزار غربالگری Home FAST با ضرایب مطلق و نسبی ۷۲/۰ =ICC  و ۸۴/۰ = SEM و همبستگی بین آزمونگران با ضرایب مطلق و نسبی  ۸۸/۰ =ICC  و ۵۴/۰ = SEM  معنی دار بوده که نشان دهنده پایایی بالای این آزمون است.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که این ابزار از پایایی و روایی بالایی برخوردار می باشد. این یافته ها از این نظر قابل انتظار بوده اند که ماده های آزمون متناسب با اهداف پیشگیری از افتادن بودند.این ابزار می تواند به عنوان ابزاری مناسب در اختیار متخصصان  قرار گیرد.


رویا صادقی مقدم، لاله لاجوردی، علی امیری، قربان تقی زاده، سروش لهراسبی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: فلج مغزی شامل ناهنجاری­های غیرپیشرونده در مغز درحال رشد است که منجر به بروز مشکلاتی درزمینه اجرای حرکتی شده و نهایتا فعالیتهای عملکردی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.عملکرد محدود دست، یک خصوصیت اختلالات حرکتی درکودکان مبتلا به فلج مغزی می باشد که منجر به ناتوانی درانجام فعالیت های روزمره زندگی،کار و بازی میشود. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر Kinesio Taping مچ برعملکرد دست کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک بود.

روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی و یک سویه کور(single-blind) بود که درآن ۲۶ کودک ۶-۳ ساله مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک به روش غیراحتمالی دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دوگروه کنترل و مداخله اختصاص داده شدند. درطول پژوهش به مدت ۱۲روز، گروه کنترل تنها تحت درمان رایج کاردرمانی(Neuro-Developmental Treatment) قرارگرفت و گروه مداخله علاوه بر آن Kinesio Taping مچ دریافت کرد، به این ترتیب که چسب به صورت ۲۴ ساعته درشبانه روز، بر روی هردو دست، مورد استفاده قرارگرفت. در هردوگروه ازآزمونQUEST (Quality of Upper Extremity Skills Test) جهت بررسی کیفیت مهارتهای اندام فوقانی و از مقیاسModified Ashworth جهت ارزیابی اسپاستی سیته مچ دست،  قبل و بعد ازمداخله،  استفاده شد و داده ها از طریق آزمون­های T مستقل و ویلکاکسون تحلیل شدند.

یافته ها: نتایج ارزیابی­ها نشان دهنده افزایش معنادار نمره کلی آزمونQUEST (۰۲۹/۰P=) و بهبود عملکرد در دو زمینه از زمینه های این آزمون یعنی حرکات مجزا (۰۰۳/۰ P=) و گرفتن (۰۰۸/۰P=) می­باشند اما در دو زمینه تحمل وزن (۴۶/۰P=) و بازکردن حفاظتی(۸۹/۰P=) بهبودی معناداری مشاهده نشد.همچنین نتایج بدست آمده درمورد شدت اسپاستی سیته نشان دهنده کاهش معنادار تون دست راست (۰۰۴/۰P=) می باشند درحالیکه کاهش تون دست چپ معنادار نبوده است (۰۶/۰P=).

نتیجه گیری : اطلاعات حاصل از تحقیق حاضرنشان میدهند که Kinesio Taping مچ می­تواند روش موثری جهت بهبود کیفیت مهارتهای اندام فوقانی کودکان فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک در زمینه های حرکات مجزا و گرفتن باشد و احتمالا بدلیل همراهی با استفاده عملکردی بیشتر از دست غالب باعث کاهش معنادار تون در مچ دست راست می­شود.


محمدعلی سنجری، نرگس مفتاحی، سعیده سیدمحسنی، مریم فیاضی، ارمغان محمودیان، قربان تقی زاده، سهیل سوهانی، محمد کمالی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای آسیبهای دست، نیاز به ارائهی روشی کمّی که بتواند در عین سهولت انجام، با دقت و عینیت روند بهبود درمان را ارزیابی نماید و معیاری از میزان بهبودی بیمار در طول دورهی درمانی به دست دهد ضروری به نظر میرسد. به عنوان اولین قدم در اثبات کارایی روش مد نظر، در این تحقیق تکرارپذیری بین جلسهای معیارهای کمّی بررسی شده است.

روش بررسی: اندازه گیری مهارتهای ترسیمی دست در ۱۵ نفر به وسیله ترسیم شکل دایره با دو سرعت ترجیحی و حداکثر و شکل مارپیچ صرفا با سرعت ترجیحی با دو بار تکرار از هر آزمودنی بررسی شد. ثبت دیجیتال ترسیمات توسط Tablet PC به همراه نرم افزار خاص با متوسط نرخ نمونه برداری ۱۲۰ هرتز انجام گرفت.

یافتهها: متغیرهای کمّی محاسبه شده برای ترسیم دایره و مارپیچ با سرعت ترجیحی تکرار پذیر بودند (۸۵/۰ < ICC < ۵۵/۰)، لذا می­توان از آنها در کمّی کردن ترسیمات استفاده کرد. نتایج مربوط به رسم دایره با سرعت حداکثر، تکرار پذیر نبودند (۵/۰ICC < ).

نتیجهگیری: تحلیل تکرارپذیری نشان داد که معیارهای مربوط به رسم دایره با سرعت حداکثر تکرارپذیر نیستند و نمی توان از آنها برای تعقیب پیشرفت حرکات ترسیمی استفاده کرد. این امر ممکن است به این دلیل باشد که افراد طی گذشت زمان آزمون، تغییرات زیادی را در مقدار سرعت ترسیم خود بروز میدهند. از سویی، پارامترهای رسم مارپیچ و دایره با سرعت ترجیحی، از تکرار پذیری بهتری برخوردار هستند و در تحقیقات میتوان از آنها برای کمّی سازی ترسیمات استفاده نمود.


مدینه حسنی، افسون حسنی مهربان، فرانک علی آبادی، قربان تقی زاده،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: مشارکت کودکان در فعالیت های تفریحی و اوقات فراغت با سلامت آنها ارتباط دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی مشارکت کودکان فلج مغزی ۸ تا ۱۴ سال در مقایسه با کودکان طبیعی همسال بوده است.

روش بررسی:در این مطالعه مقطعی ۳۰ کودک فلج مغزی با میانگین سنی ۱۱ سال و ۱ماه  از مدارس ویژه جسمی-حرکتی و ۳۰ کودک طبیعی همسال آنها با میانگین سنی ۱۱ سال و ۶  ماه  از مدارس عادی به روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. مشارکت این کودکان از طریق مصاحبه به وسیله آزمون CAPE:Children's Assessment of Participation and Enjoyment) ) ارزیابی شد. داده ها از طریق نرم افزار SPSS۱۷ تجزیه و تحلیل گردید.

یافته­ ها: از نظر تنوع مشارکت تفاوت معناداری بین کودکان فلج مغزی و کودکان طبیعی همسال با مقادیر(۰۰۰,۰p=) مشاهده شد. شدت مشارکت کودکان طبیعی همسال بیشتر از کودکان فلج مغزی بود (۰۰۰,۰p=). تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر لذت مشاهده نشد. اثر اصلی جنسیت و اثر متقابل گروه در جنسیت در هیچکدام از متغیرهای آزمون CAPE معنادار نبود.

نتیجه­ گیری: کودکان همسال در تعداد فعالیت های بیشتری مشارکت داشتند. مشکلات فیزیکی می تواند روی مشارکت کودکان در فعالیت های روزمره و اجتماعی شدن آنها اثر بگذارد(۲,۴,۱۱)، لذا آگاهی از مشارکت این کودکان می تواند به متخصصان سیستم بهداشتی در جهت طراحی درمان های متناسب با نیازهای کودکان و ارتقا مشارکت و سلامت آنها کمک کند.


اکرم آزاد، محسن عدالت خواه، قربان تقی زاده،
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده

 زمینه و هدف: یکی از رایجترین نواقص مشاهده شده بعد از سکته مغزی نقص در کنترل تنه و تعادل می‌باشدکه می‌تواند منجر به ناتوانی یا وابستگی در بسیاری از فعالیت‌های عملکردی زندگی می‌شود. رویکردهای درمانی متنوعی در توان بخشی افراد سکته مغزی به کار رفته اما هنوز هیچ رویکرد پذیرفته شده منحصر به فردی برای توان بخشی افراد سکته مغزی وجود ندارد، با این حال شواهد بسیاری مبنی بر اینکه تمرینات تکلیف محور می-تواند به عنوان یک درمان عصبی- حرکتی در توان بخشی موثر باشد وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور بر تعادل و تحرک عملکردی در افراد سکته مغزی مزمن بوده است.

روش بررسی: این مطالعه به روش مداخله‌ای-نیمه تجربی بر روی ۱۳ مراجع سکته مغزی مزمن(۴ زن و ۹ مرد با میانگین سنی ۴۱/۸ ±۰۷/۵۵) با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. مداخله شامل ۱۰ روز تمرین فشرده، که طی ۲ هفته و در هر هفته به صورت ۵ روز متوالی و روزانه ۳ ساعت انجام شد. قبل و بعد از مداخله ارزیابی‌های "مقیاس تعادلی برگ (Berg Balance Scale: BBS)" و "آزمون زمان دار برخاستن و برگشتن (Time Up Go: TUG)" انجام گرفت.

یافته‌ها: تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور در افراد سکته مغزی مزمن به طور معناداری، تعادل عملکردی را افزایش(۰۰۵/۰(p=، و نیز زمان تحرک عملکردی را کاهش داد(۰۰۱/۰p=). نتیجه‌گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور می تواند باعث بهبود تعادل عملکردی و تحرک عملکردی شود .با توجه به اینکه این تمرینات فقط بر روی یک گروه انجام شد نیاز به انجام تحقیقات دیگر با داشتن گروه کنترل مناسب به نظر می رسد.همچنین برای بررسی ماندگاری اثر تمرینات، پیگیری نتایج پیشنهاد می شود.


درسا حامدی، قربان تقی زاده، لاله لاجوردی، مریم بینش، حامد قماشچی، سعید طالبیان،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: مشکلات حس عمقی، بینایی-فضایی و ضعف عضلانی از دلایل مهم تحمل وزن غیر قرینه و آسیب کنترل وضعیتی در بیماران همی پارزی مزمن می باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط میان پارامترهای نوسان مرکز فشار در تکلیف ایستاده آرام با چشم باز و بسته با آزمون های تعادل عملکردی و شاخص تقارن در این بیماران انجام شد.

روش بررسی: ۱۶ بیمار سکته مغزی (میانگین سنی ۱۰۹/۱۰±۹۳۷/۵۲ سال) با نمونه گیری غیراحتمالی ساده در این مطالعه ارتباطی شرکت کردند. دستگاه صفحه نیرو، آزمون‌های (Functional Reach: FR) و (Timed Up and Go: TUG) و ترازو به ترتیب برای سنجش پارامتر های نوسان مرکز فشار در حالت ایستاده آرام، تعادل عملکردی و شاخص تقارن استفاده شدند.

یافته ها: آزمون تعادلی TUG همبستگی معنادار متوسط تا بالایی با شاخص تقارن(۶۷۷/۰=r)و اکثر پارامترهای نوسان وضعیتی در حالت چشم بسته و آزمون تعادلی FRتنها ارتباط متوسطی با انحراف معیار سرعت(قدامی-خلفی)(۶۸۶/۰- = r) و صفحه فاز کل )(۶۰۹/۰- = r) نشان داد. همچنین شاخص تقارن ارتباط متوسطی با اکثر پارامترهای نوسان وضعیتی داشت.

نتیجه گیری: مطالعه حاضر نقش بینایی و تکلیف را در همبستگی بین نوسانات مرکز فشار، آزمون های تعادلی و شاخص تقارن نشان می دهد.

کلید واژه ها: همبستگی، تحمل وزن متقارن، نوسان وضعیتی، Functional Reach، Timed Up and Go، صفحه نیرو، ایستاده آرام


اکرم آزاد، محسن عدالت خواه، قربان تقی زاده،
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از رایجترین نواقص مشاهده شده بعد از سکته مغزی نقص در کنترل تنه و تعادل می باشد که می تواند منجر به ناتوانی یا وابستگی در بسیاری از فعالیت های عملکردی زندگی می شود. رویکردهای درمانی متنوعی در توان بخشی افراد سکته مغزی به کار رفته اما هنوز هیچ رویکرد پذیرفته شده منحصر به فردی برای توان بخشی افراد سکته مغزی وجود ندارد، با این حال شواهد بسیاری مبنی بر اینکه تمرینات تکلیف محور می تواند به عنوان یک درمان عصبی-حرکتی در توان بخشی موثر باشد وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور بر تعادل و تحرک عملکردی در افراد سکته مغزی مزمن بوده است.

روش بررسی: این مطالعه به روش مداخله­ای- نیمه تجربی بر روی ۱۳ مراجع سکته مغزی مزمن(۴ زن و ۹ مرد با میانگین سنی۴۱/۸ ± ۰۷/۵۵) با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. مداخله شامل ۱۰ روز تمرین فشرده، که طی ۲ هفته و در هر هفته به صورت ۵ روز متوالی و روزانه ۳ ساعت انجام شد. قبل و بعد از مداخله ارزیابی های "تعادلی برگ" و "آزمون زمان دار برخاستن و برگشتن ( Time Up and Go :TUG) " انجام گرفت.

یافته ها: تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور در افراد سکته مغزی مزمن به طور معناداری، تعادل عملکردی را افزایش( ۰۰۵ /۰ (p= ، و نیز زمان تحرک عملکردی را کاهش داد(۰۰۱/۰ p= ).

نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور می­تواند باعث بهبود تعادل عملکردی و تحرک عملکردی شود . با توجه به اینکه این تمرینات فقط بر روی یک گروه انجام شد نیاز به انجام تحقیقات دیگر با داشتن گروه کنترل مناسب به نظر می­رسد. همچنین برای بررسی ماندگاری اثر تمرینات، پیگیری نتایج پیشنهاد می­شود.

کلید واژها: سکته مغزی، تعادل عملکردی، تحرک عملکردی، رویکرد تکلیف محور، تمرینات شدید


مهدی رمضانی، قربان تقی زاده، مهدی عبدالوهاب، لاله لاجوردی، مهرداد سعیدی بروجنی،
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: کمردرد غیراختصاصی مزمن یکی از مسائل مهم سلامت در نیروهای نظامی بوده و عوامل مختلفی در به وجود آمدن آن گزارش شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین کمردرد با سطح تحصیلات، Body Mass Index: BMI ، ورزش، وضعیت سیگار کشیدن ، وضعیت شغلی و پاسچرهای بد در نیروهای نظامی مرد می باشد.

 

روش بررسی: در این مطالعه غیرتجربی مورد- شاهدی، ۹۲ نفر (با میانگین سنی ۱۶/۲۹ سال و انحراف معیار ۵۵/۸ سال) مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن و ۹۳ نفر (با میانگین سنی ۸۰/۲۶ سال و انحراف معیار ۲۲/۹ سال) افراد غیرمبتلا به کمردرد به صورت غیراحتمالی ساده از نیروهای نظامی مرد پادگان ها و مراکز نظامی شهر تهران انتخاب شدند. ابزراهای اندازه گیری در این مطالعه شامل پرسشنامه خودساخته، ترازو و متر نواری بود.

 

یافته ها: بر اساس نتایج رگرسیون لوجستیک دوتایی، عوامل خطر درجه تمرینات (۰۰۳/۰= P )، وضعیت کشیدن سیگا ر (۰۴۲/۰= P )، درجه BMI (۰۳۴/۰= P )، درجات پاسچر بد شامل حرکات بلند کردن اشیا سنگین (۰۰ ۷ /۰= P )، حرکات خم شدن (۰۰۳/۰= P )، حرکات چرخیدن از ناحیه کمر ( ۰۱۱/۰= P )، جابجایی اشیا حجیم (۰۳۴/۰= P )، جابجایی اشیا سنگین (۰۵/۰= P ) و کار کردن در وضعیت چمباتمه (۰۰۵/۰= P ) ارتباط معناداری با کمردرد داشتند و وضعیت شغلی (۹۹۹/۰= P )، سطح تحصیلات (۰۵۶/۰= P ) و درجه پاسچر بد شامل حرکاتی شبیه به چلاندن لباس (۹۵۸/۰= P ) ارتباط معناداری با کمردرد نداشتند.

 

نتیجه گیری: داشتن تمرینات منظم و BMI عادی، احتمال ابتلا به کمردرد را در نیروهای نظامی کاهش داده در حالی که سیگار کشیدن و انجام زیاد فعالیت های فیزیکی آسیب رسان در حین کار ( بلند کردن اشیا سنگین، حرکات خم شدن و چرخیدن از ناحیه کمر، جابجایی اشیا حجیم و سنگین و همچنین کار کردن در وضعیت چمباتمه برای مدت طولانی) این احتمال را افزایش می دهد.

 

کلید واژه ها : کمردرد غیراختصاصی مزمن، نیروهای نظامی، عوامل خطر بیومکانیکی، ورزش


مهرداد سعیدی بروجنی، قربان تقی زاده، مهدی عبدالوهاب، لاله لاجوردی، مهدی رمضانی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از علل اصلی کمردرد غیراختصاصی مزمن، وضعیت نامناسب کاری، تکرار زیاد یک فعالیت و یا سنگینی کار می باشد. داشتن ابزار ارزیابی مناسب، دقیق، ارزان و ساده جهت سنجش شدت قرار گرفتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری، جهت شناسایی افراد در معرض و بکار گرفتن درمان مناسب ضروری است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه مقیاس تک آیتمی Borg با مقیاس Job Related Physical Demands: JRPD  برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود.

روش بررسی: در این مطالعه پیمایش مقطعی، ۹۲ فرد مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن با میانگین سنی (انحراف معیار) (۵۵/۸ ±) ۱۶/۲۹ سال و ۹۳ فرد سالم با میانگین سنی (انحراف معیار)  (۱۷/۹ ±) ۸۰/۲۶ سال و همسان شده از نظر مدت زمان کار، سن و نوع خدمت با افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی بصورت غیراحتمالی ساده انتخاب شدند. از مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD برای سنجش شدت قرار داشتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری استفاده شد.

یافته ها: با در نظر گرفتن مقیاس JRPDبعنوان مقیاس معیار، در آستانه­ی متوسط و بالاتر میزان قرار داشتن در معرض فعالیت­های آسیب رسان کاری، برای مقیاس تک آیتمی Borg میزان حساسیت ۸۲% و میزان اختصاصیت ۲۸% بدست آمد در صورتی که در آستانه­ی شدید برای این مقیاس میزان حساسیت و اختصاصیت به ترتیب ۲۵% و ۸۵% بود. همچنین نتایج نشان داد که هر دو مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD بصورت معناداری (۰۰۱/۰P <) توانایی دسته بندی کردن افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن در معرض و یا عدم معرض فعالیت های آسیب رسان کاری را دارند.

نتیجه گیری: مقیاس تک آیتمی Borg دارای حساسیت بالا و اختصاصیت پایین در آستانه ی متوسط و بالاتر و دارای اختصاصیت بالا و حساسیت پایین در آستانه­ی شدید برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی می باشد.

کلید واژه ها: فعالیت­های آسیب رسان کاری، کمردرد غیراختصاصی مزمن، مقیاس تک آیتمی Borg، مقیاس JRPD


سهیلا فلاح، قربان تقی زاده، لاله لاجوردی، محمدعلی سنجری، علی اشرف جمشیدی، مهدی ابراهیم پور،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: یکی از حس های آسیب دیده در بیماران همی پارزی حس جلدی کف پا است و نقش این حس در حفظ تعادل و تحرک عملکردی در این افراد همچنان موضوع تحقیقات است. هدف از این مطالعه بررسی همبستگی بین آستانه حس جلدی کف پا با تعادل عملکردی در بیماران همی پارزی مزمن می باشد.

روش بررسی: در این مطالعه که از نوع ارتباطی سنجی می باشد ۷۰ بیمار سکته مغزی مزمن با میانگین (۳۱/۱۳) ۱۰/۵۹ سال و متوسط مدت زمان گذشته از ضایعه (۶۱/۲۳) ۷/۳۱ ماه به روش نمونه گیری غیر احتمالی ساده انتخاب شدند. به منظور ارزیابی تعادل و تحرک عملکردی از آزمون های خم شدن- رساندن Bend- Reach: BR، رساندن عملکردی Functional Reach :FR با استراتژی های مچ پا و هیپ، TUG Timed Up and Go:، Step Test: ST  در پای سالم و مبتلا، (BBS) Berg Balance Scale، و جهت سنجش آستانه حس جلدی در ۷ نقطه مختلف کف پا از آزمون سمز- وین اشتاین استفاده شد.

یافته ها: اثر اصلی پا (پای سالم و مبتلا) و نقاط (۷ نقطه مختلف کف پا) آستانه حس جلدی معنادار (۰۰۰۱/۰P<) بوده و اثر متقابل پا × نقاط معنادار (۲/۰= P) نبود. آستانه حس جلدی در تمامی ۷ نقطه کف پای مبتلا همبستگی معنادار (۰۵/۰P<) پایین تا بالایی (۸۱/۰ -۲۴/۰=r) با تمامی آزمون های تعادل و تحرک عملکردی نشان داد. هیچگونه ارتباط معناداری میان آستانه حس جلدی در ۷ نقطه کف پای سالم با هیچ یک از آزمون های تعادل و تحرک عملکردی بجز آستانه حس جلدی کف انگشت کوچک پا با نمره کل، پویا و ایستا BBS، FR با استراتژی های هیپ و مچ پا و TUG، آستانه حس جلدی کف انگشت بزرگ پا با نمره ایستا BBS و FR با استراتژی هیپ و آستانه حس جلدی نقطه وسط کنار داخلی کف پا با نمره ایستا BBS و FR با استراتژی مچ پا وجود نداشت.

نتیجه گیری: آستانه حس جلدی کف پای مبتلا ارتباط معنی دار با آزمون های تعادل و تحرک عملکردی دارد. آستانه حس جلدی کف پا در نقاط کف انگشت بزرگ پا و کنار داخلی کف پا نقش مهمی در تعادل و تحرک عملکردی در بیماران همی پارزی دارد.

کلید واژه­ها: تعادل و تحرک عملکردی، آستانه حس جلدی، همی پارزی


مهدی ابراهیم پور، لاله لاجوردی، سهیلا فلاح، قربان تقی زاده،
دوره ۹، شماره ۶ - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

آسیب تعادل در افراد مبتلا به سکته مغزی باعث وابستگی آن ها در فعالیت های روزمره ی زندگی می شود. داشتن ابزار ارزیابی مناسب، دقیق، ارزان و ساده جهت سنجش شدت آسیب تعادلی، به منظور شناسایی افراد سکته مغزی مزمن دارای اختلال تعادل و به کار گرفتن درمان مناسب ضروری است. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی حساسیت و ویژگی، Functional Reach: FR وSTStep Test:روش بررسی: ۳۳/۳۶ ماه با نمونه گیری غیر احتمالی ساده در این مطالعه ی مقطعی-مقایسه­ای انتخاب شدند. از آزمون­تحرک عملکردی TUG، BRTبه عنوان آزمون شاخص و از آزمون Berg Balance Scale: BBSبرای ارزیابی تعادل در سه سطح عدم یا اختلال خفیف، اختلال متوسط و اختلال شدید تعادل با استفاده از حساسیت حدالاقل ۹۰ درصد و ویژگی۹۰ درصدویژگییافته ها: عملکردیTUG، BRTدر مقایسه با آزمون تعادلیBBS) داشتند. میزان حساسیت آزمون های تعادل و تحرک عملکردیFR، BRT و STویژگیعملکردی TUGداشت.

در این مطالعه بهترین ابزار در هر دو آستانه ی متوسط یا بالاتر و شدید برای شناسایی افراد سکته مغزی مزمن دارای آسیب تعادلی، آزمون تعادل و تحرک مشاهده شد.

سکته مغزی مزمن، تعادل، حساسیت و <span lang="AR-SA" style="font-family:;" new="" b="" mitra";="" roman";="" "times="" roman";"="">ویژگی



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 42 queries by YEKTAWEB 4657