۴۸ نتیجه برای جلائی
زهرا سلیمانی، اعظم برخوردار، علیرضا مرادی، شهره جلائی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
روش بررسی: جهت تهیه ابزار، بر مبنای نمونه خارجی آزمون و بر اساس معیارهای مطابق با زبان فارسی هریک از مواد آزمون انتخاب شدند و سپس برای بررسی روایی از شیوه جمع آوری آراء صاحب نظران امر خواندن استفاده شد. به منظور بررسی پایایی ابزار و همچنین بررسی قدرت تمایزگذاری آزمون، پژوهش به فاصله دو هفته بر روی ۵۰ دانش آموز دو دبستان دولتی و غیرانتفاعی دخترانه و دو دبستان دولتی و غیرانتفاعی پسرانه منطقه ۱۲ آموزش و پرورش تهران و همچنین ۱۲ کودک نارساخوان مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری اجرا شد و نتایج حاصل از آن ثبت گردید. یافته ها : یافته ها نشان داد که همبستگی بالایی بین زمان مرحله اول و دوم اجرای آزمون در کل آزمودنی ها وجود دارد و همچنین اختلاف معنیداری بین میانگین زمان دانش آموزان طبیعی و نارساخوان در دومرحله اجرای آزمون وجود دارد.
نتیجه گیری: آزمون نامیدن خودکار سریع دارای روایی و پایایی است و قادر به تمایز گذاری بین دو گروه دانش آموزان طبیعی و نارساخوان می باشد.
حسین باقری، آزاده شادمهر، نورالدین نخستین انصاری، هادی سرافراز، فریبا پورآهنگریان، لیلا برین، نجمه ذاکر، شهره جلائی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۸۶ )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون لغزش خارجی اسکاپولا برای بررسی حرکت و وضعیت غیرطبیعی کتف در ابداکسیون ۰ و ۴۵ و ۹۰ درجه بازو در صفحه فرونتال مورد استفاده قرار می گیرد. این آزمون توسط کیبلر معرفی گردید. در ارزیابی پوزیشن اسکاپولا باید به تفاوت اندازه گیریهای فواصل اسکاپولا در دو طرف یا به عبارتی فاصله زاویه تحتانی کتف تا زائده خاری مهره هفتم سینه ای در دو طرف دقت مبذول داشت. هدف از انجام این تحقیق بررسی پایایی اینتراریتر، اینترریتر، حساسیت و ویژگی آزمون لغزش خارجی کتف در ارزیابی غیرقرینگی و اختلال عملکردی کتف می باشد.
روش بررسی: ۵۷ نفر شامل۳۰فرد سالم و ۲۷ بیمار مبتلا به پاتولوژی مفصل شانه به ترتیب با میانگین سنی و انحراف معیار ۵۳/۳۳ (۷۲/۱۱)،۶۶/۴۷ (۶۴/۱۱) سال به روش مقطعی در این مطالعه شرکت نمود ند. سه آزمونگر به طور جداگانه با استفاده از روش لمس سطحی فاصله بین زاویه تحتانی کتف تا زائده خاری مهره هفتم سینه ای را در سه وضعیت دست ها در کنار بدن آویزان، دست ها روی کرست ایلیاک، دست ها درابد اکسیون نود درجه و چرخش داخلی شانه در دو سمت سالم و درگیر و شانه غالب و مغلوب با استفاده از کالیپر ورنیر(۰۱/۰میلیمتردقت) اندازه گیری کردند در پایان اطلاعات کسب شده توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از آزمون آماریICC برای تعیین پایایی استفاده شد و خطای استاندارد اندازه گیری SEM محاسبه گردید.
یافته ها: دامنه ICC برای پایایی اینترا ریتر ۹۴/۰-۸۷/۰ (good-high) و برای پایایی اینترریتر۷۹/۰-۶۳/۰ (poor-fair) و خطای استاندارد اندازه گیری (SEM) برای پایایی اینترا ریتر ۸۹/۳-۸۱/۲ سانتیمتر و برای پایایی اینترریتر ۶۹/۶-۶۶/۴ میلیمتر در سمت درگیر در نمونه های پاتولوژیک بود. حساسیت آزمون بالا بود(۱-۸۰/۰) اما ویژگی تست پایین بود (۲۶/۰-۰۴/۰)۰
نتیجه گیری:آزمون لغزش خارجی کتف دارای پایایی اینتراریتر در هر سه وضعیت و دارای حساسیت در هر سه وضعیت بود اما ویژگی و پایایی اینترریتر آن به ترتیب در هر سه وضعیت و وضعیت سوم پایین بود.
مریم راستگوی دماوندی، نورالدین نخستین انصاری، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان مقدم، شهره جلائی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۸۶ )
چکیده
زمینه وهدف: عضلات پلانتار فلکسور اندام تحتانی سریعا" در بیماران مبتلا به ضایعه اکتسابی مغزی دچار اسپاستیسیته و به دنبال آن کانترکچر میشوند. استفاده از مدالیتههای گرمایی پیش از کشش یا تمرینات اکتیو عضلات هایپرتون جهت ایجاد ریلکسیشن در آن عضلات توصیه میگردند. هدف از این تحقیق بررسی میزان تاثیر مادون قرمز و اولتراسوند، طول مدت دوام آنها و مقایسه میزان تاثیر این دو روش در مهار اسپاستیسیته میباشد.
روش بررسی: ۲۱ بیمار اسپاستیک به طور تصادفی در دو گروه اولتراسوند (۱۱ نفر) یا مادون قرمز (۱۰ نفر) گنجانده شدند. پارامترهای مورد بررسی شامل نسبت ، دامنه حرکتی پسیو و اکتیو دورسی فلکشن و تست اشورث(OAS) از سمت مبتلاء بیماران بود، که پیش از مداخله، بلافاصله و ۱۵ دقیقه بعد از مداخله برای بیماران در دو گروه ثبت می شدند. در پایان اطلاعات ثبت شده توسط نرم افزار ، SPSS (Version ۱۱,۵) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در هیچ کدام از دو گروه شدت اسپاستیسیته بر اساس مقیاس اشورث و نسبت در زمان های بعد از مداخله نسبت به پیش از آن تفاوت معناداری نداشت. در گروه اولتراسوند نسبت در ۱۵ دقیقه بعد از مداخله و در گروه مادون قرمز تغییرات مقیاس اشورث در همین زمان معنادار شدند. دامنه حرکتی اکتیو و پسیو دورسی فلکشن در گروه اولتراسوند در زمانهای بعد از مداخله نسبت به قبل از آن در تمامی موارد اختلاف معناداری را نشان داد. این تغییرات در گروه مادون قرمز تنها در مورد دامنه حرکتی پسیو قبل نسبت به ۱۵ دقیقه بعد از مداخله معنادار شد. در مقایسه بین دو گروه، در مورد هیچ کدام از پارامترهای ذکر شده اختلاف معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: اولتراسوند و مادون قرمز در کاهش اسپاستیسیته با توجه به نسبت و تست اشورث، در یک جلسه اثر ندارند. البته اولتراسوند سبب بهبود معنیدار دامنه حرکتی پسیو و اکتیو دورسی فلکشن مچ پای سمت مبتلا بیماران همیپلژی اسپاستیک در کوتاه مدت میگردد. نتایج این تحقیق ضرورت انجام پژوهشهای بیشتر با نمونههای بزرگتر را نشان میدهد.
محمد رضا هادیان، سعید طالبیان، مهدی حدیدی، غلامرضا علیائی، محمود فرزان، شهره جلائی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۸۶ )
چکیده
زمینه و هدف: سندروم مجرای مچ دستی یک بیماری شایع است که روشهای غیر جراحی متنوعی جهت درمان و کاهش علایم ناشی از آن پیشنهاد شده است. هدف از این مطالعۀ مداخلهای بالینی مقایسۀ تأثیر یونتوفورز داروی غیر استروئیدی دیکلوفناک با داروی استروئیدی دگزامتازون در بهبود علائم بیماران سندروم مجرای مچ دستی بود.
روش بررسی: در این تحقیق تلفیق درمانهای یونتوفورزیس و اسپلینت بر روی هفت بیمار (۱۲ عصب) با میانگین سنی و انحراف معیار ۳/۸ ± ۹/۴۵ در ۱۰ جلسه و طی دو هفته مورد بررسی قرار گرفت. درمان یونتوفورز دگزامتازون سدیم فسفات بر روی چهار عصب و یونتوفورز دیکلوفناک سدیم بر روی هشت عصب دیگر انجام گرفت. در هر دو گروه در طول درمان و دو هفته پی گیری از اسپلینت استفاده شد. به بیماران توصیه شد تا در طی درمان از داروهای ضدالتهابی به صورت خوراکی یا تزریقی استفاده نکنند. علائم بالینی از طریق مقیاس کمی درد و دو پرسشنامه مقیاس شدت علائم و مقیاس وضعیت عملکرد ارزیابی شدند. معیارهای الکتروفیزیولوژیک شامل زمان نهفته ابتدایی حسی و حرکتی اعصاب مدیان و اولنار, سرعت هدایت و دامنه پتانسیل اعصاب در جلسات ارزیابی ثبت شدند. ارزیابیها در سه نوبت قبل از درمان، خاتمۀ درمان و دو هفته بعد از اتمام درمان انجام گرفتند.
یافته ها : در گروه درمانی دیکلوفناک، طی ارزیابیهای مختلف کاهش معنیداری (۰۵/۰>P) در امتیاز پرسشنامه وجود داشت. در این گروه سرعت هدایت عصبی حسی و تأخیر انتهایی حسی عصب مدیان، بهبود معنیداری (۰۵/۰>P) نشان دادند. در گروه درمان با دگزامتازون در هیچ کدام از جلسات ارزیابی تغییر معنیداری در علائم بالینی و الکتروفیزیولوژیک ملاحظه نشد. همچنین در مقایسۀ دو گروه تنها در جلسۀ پیگیری، تأخیر انتهایی حرکتی در گروه دگزامتازون بهبود بیشتری را نسبت به گروه دیکلوفناک نشان داد (۰۵/۰>P)
نتیجه گیری: یافته های فوق نشان میدهند که استفاده از اسپلینت و یونتوفورز دیکلوفناک در درمان بیماران مبتلا به سندروم مجرای مچ دستی مؤثر میباشد. بررسی اثربخشی درمان در گروه دگزامتازون نیاز به ادامۀ تحقیق با تعداد نمونۀ بیشتر دارد. در مقایسۀ دو گروه، با توجه به جمیع شواهد نمیتوان تفاوت بارزی بین اثربخشی این دو دارو در طول درمان قائل شد. اظهار نظر در مورد تفاوت موجود در تأخیر انتهایی حرکتی در زمان پیگیری نیاز به ادامۀ تحقیقات در این زمینه دارد.
محمد رضا هادیان، طاهره جهانگرد، فرشته پورکاظمی، حسن مظاهری، عبدالعلی خوش اخلاق، ملک ظهوریان، شهره جلائی،
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر حافظهکاری فضایی و استفاده از راهکارها را که از جمله مهمترین کارکردهای اجرایی در انجام تکالیف یادگیری و کنشهای هوشی هستند، در کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک بررسی میکند.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی مقطعی، ۴۰ کودک ۷ تا ۱۲ سال در دو گروه ۲۰ نفره شامل کودکان مبتلا به فلجمغزی دایپلژی اسپاستیک با میانگین سنی ۹۴/۸ سال و گروه کودکان طبیعی با میانگین سنی ۸۶/۸ بر اساس نمونهگیری غیرتصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن دادهها از آزمون تواناییها و مشکلات، آزمون عصبی روانشناختی CANTAB و آزمون هوش ریون استفاده شد. دادهها نیز با آزمون t مستقل تحلیل شدند.
یافته ها: کودکان مبتلا به فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک در حافظه کاری فضایی با گروه کودکان طبیعی تفاوت داشتند. مقایسهی میانگین تعداد خطاها، در ۳ حالت مجزا بررسی شد، و نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه وجود دارد ( ۰۵/۰ > p )، به جز زمانی که هر دو حالت خطا با هم رخ دهد (۰۵/۰ < p). ولی در زمینهی استفاده از راهکارها تفاوت معناداری مشاهده نشد (۰۵/۰ < p).
نتیجه گیری: با توجه به یافتههای فوق پیشنهاد میشود تا دورههای توانبخشی شناختی با تمرکز روی مهارتهای اجرایی در درمان بالینی کودکان مبتلا فلجمغزی دایپلژی اسپاستیک گنجانده شود تا حافظهکاری را در اعمال و مهارتهای حرکتی پیچیده در آنها بهبود بیشتری یابد.
زهرا فخاری، مریم صنوبری، شهره جلائی،
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: با در نظر گرفتن اتصالات
عضلات همسترینگ وکاف و ارتباطات بیومکانیکی زانو و مچ، تاثیر متقابل آنها بر عملکرد یکدیگر امری اجتنابناپذیر است. علیرغم شایع بودن کوتاهی این عضلات اطلاعات آماری در ارتباط با کوتاهی همزمان آنها در ایران وجود ندارد ، بررسی شیوع این کوتاهی ها به منظور پیشگیری از عوارض ثانویه ناشی از آن به خصوص درگروه های سنی ۳ تا ۱۷ سال ضروری به نظر میرسد. علاوه بر پیشگیری، توجه به همزمانی این کوتاهیها میتواند در تشخیص و درمان اختلالات عضلانی اسکلتی تاثیر گذار باشد.
روش بررسی: این مطالعه بر روی ۳۳۰۸ دختر سالم در محدوده سنی ۱۷-۳ سال صورت گرفت. طول عضله کاف (با تعیین زاویه دورسی فلکشن مچ پا) و همسترینگ (با استفاده از اندازهگیری زاویه فلکشن هیپ با زانوی صاف یا SLR) در سمت راست و چپ مورد بررسی قرارگرفتند .
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که در مجموع، میزان شیوع کوتاهی همزمان عضلات کاف و همسترینگ در دختران ۱۷-۳ سال در پای راست۲۰% و در پای چپ ۲۵% بود. شیوع همزمان این کوتاهیها در منطقه ۲۰ در مقایسه با منطقه ۳ بیشتر بود و به تفکیک مقاطع در دوره راهنمایی بیشترین شیوع (۶/۳۱%) دیده شد. در کل کوتاهی در سمت چپ شایعتر بود.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان دهنده این است که کوتاهی همزمان این دو عضله نسبتا شایع بوده و در صورت وجود کوتاهی در یکی از عضلات فوق به احتمال وجود کوتاهی در عضله دیگر باید توجه داشت
تکتم مالکی شاه محمود، زهرا سلیمانی، شهره جلائی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب ویژهی زبانی یکی از اختلالات زبانی دوران رشد در کودکان است. در زبان فارسی مطالعات بسیار اندکی بر روی ویژگیها ی زبانی کودکان مبتلا به این اختلال انجام شده است. هدف از مطالعهی حاضر پاسخ به این سؤال است که آیا بین توانمندیهای زبانی کودکان مبتلا به آسیب ویژهی زبانی با کودکان خردسالتری که بر اساس میانگین طول گفته (Mean Length of Utterance) با آنها تطبیق یافتهاند همسانی وجود دارد یا خیر.
روش بررسی: در این مطالعهی مورد- شاهدی، نتایج به دست آمده از ۶ خرده آزمون اصلی آزمون رشد زبان و آنالیز نمونهی گفتاری ۱۲ کودک مبتلا به آسیب ویژهی زبانی با ۱۲ کودک طبیعی که بر اساس میانگین طول گفته با آن ها تطبیق یافته بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد در میانگین درصد استفاده از انواع مختلف واژهها و تک واژها در گفتار، بین گروه مبتلا به آسیب ویژه ی زبانی و گروه کنترل تفاوت معنیداری دیده نمیشود. علیرغم همسان سازی بر اساس میانگین طول گفته، میانگین امتیاز بهرههای زبان گفتاری، سازماندهی و معناشناسی و نیز میانگین نمرات استاندارد خرده آزمونهای تقلید، واژگان ربطی و واژگان شفاهی در گروه مبتلا به SLI به طور معناداری پایینتر از گروه کنترل همتای زبانی
آ نهاست.
نتیجه گیری: کودکان مبتلا به آسیب ویژهی زبانی در برخی مهارتهای زبانی از کودکان همتای MLU خود هم عقبترند. دادههای این پژوهش از این فرضیه که کودکان دارای MLU-m یکسان عملکردهای زبانی مشایه دارند حمایت نمیکنند. لازم است درمانگران در برنامهریزیهای درمانی به نقاط ضعف این کودکان نسبت به کودکان طبیعی دارای سطح زبانی مشابه توجه کنند.
پروین نعمتی، زهرا سلیمانی، علی مرادی، شهره جلائی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر برخی ویژگیهای زبانی شامل: معناشناسی، نحو و واج شناسی را به عنوان مهارتهای پایه ای مورد نیاز و تأثیرگذار بر روی مهارت خواندن در کودکان مبتلا به نارساخوانی مورد بررسی قرار میدهد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی مقطعی، ۴۰ کودک ۷ تا ۸ سال در دو گروه ۲۰ نفره شامل کودکان مبتلا به نارساخوانی رشدی با میانگین سنی ۱۰۰ ماه و گروه کودکان طبیعی با میانگین سنی۱۰۷ ماه بر اساس نمونهگیری غیر تصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن دادهها از پرسشنامهی والدین، پرسشنامهی معلم و متون انتخابی جهت ارزیابیهای غیررسمی و از آزمون هوش ریون رنگی و آزمون خواندن و نارساخوانی نما جهت تشخیص قطعی و دقیقتر نارساخوانی استفاده شد سپس آزمون رشد زبان به منظور بررسی ویژگیهای زبانی در دو گروه کودکان طبیعی و نارساخوان انجام شد. دادهها نیز با آزمون t مستقل و من ویتنی تحلیل شدند.
یافته ها: مقایسهی میانگین نمرات استاندارد کودکان مبتلا به نارساخوانی با کودکان طبیعی در خرده آزمونهای مهارت معناشناسی شامل: واژگان تصویری، واژگان ربطی و واژگان شفاهی نشان داد تفاوت معناداری بین دو گروه وجود دارد (۰۵/۰ > p). همچنین مقایسهی میانگین نمرات استاندارد خرده آزمونهای نحوی نیز شامل: درک دستوری، تقلید جمله و تکمیل دستوری نشان دهندهی تفاوت معنادار در بین دو گروه بود (۰۵/۰ > p). در رابطه با مهارت واج شناختی مقایسهی میانگین نمرات استاندارد خرده آزمونهای تمایزگذاری کلمه و تحلیل واجی نشان دهندهی تفاوت معنادار بین دو گروه بود (۰۵/۰>p)، ولی در خرده آزمون تولید کلمه تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نگردید (۰۵/۰ < p).
نتیجه گیری: با توجه به یافتههای فوق به نظر میرسد که کودکان مبتلا به نارساخوانی در تواناییهای زبانی شامل معناشناسی، نحو و واج شناسی در مقایسه با کودکان طبیعی هم سن خود ضعیفتر هستند. در نتیجه جای آن دارد که در کار بالینی و در کنار درمانهای رایج کودکان مبتلا به نارساخوانی، ارزیابی دقیق و عمیق ویژگیهای زبانی گنجانده شود و در صورت نیاز، گفتاردرمانی با تمرکز بر روی مهارتهای زبانی در درمان این کودکان به کار گرفته شود.
مهدی صادقی، آزاده شادمهر، حسین باقری، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، شهره جلائی، وحید صمدی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: حرکات نامتقارن تنه، نیروهای خارجی و سایر عوامل وابسته به مشاغل، مانند خم شدن و چرخش مداوم، حمل اجسام و حرکات قدرتی منجر به کمر درد می شوند. با این وجود، انجام حرکات دینامیک و سه بعدی تنه در سطوح مختلف فعالیت، مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا هدف این مطالعه بررسی الگو (دامنه) و بازده حرکتی (گشتاور حداکثر) در حین انجام حرکت سه بعدی تنه علیه مقاومت بود .
روش بررسی: از ۳۰ مرد جوان سالم خواسته شد که حرکت دینامیک نامتقارن تنه را به صورت تصادفی در برابر چهار سطح مقاومت (حداقل، ۲۵%، ۵۰%، و ۷۵% حداکثر گشتاور انقباض ایزومتریک) در وضعیت ایستاده در دستگاه ایزواستیشن B۲۰۰ انجام دهند. تحت هر یک از شرایط اعمال مقاومت، الگوی حرکتی (دامنه حرکتی) و بازده حرکتی (گشتاور حداکثر) تنه اندازه گیری شد.
یافته ها: به طور کلی با افزایش مقاومت از سطح حداقل به ۷۵ درصد حداکثر گشتاور ایزومتریک، گشتاور حداکثر تنه در جهات حرکتی مختلف (شامل فلکسیون، اکستانسیون، خم شدن طرفی راست و چپ، و چرخش به راست و چپ) به طور معناداری افزایش یافت (۰۰۰/۰ .(P= با افزایش مقاومت از سطح حداقل به ۵۰ درصد حداکثر گشتاور ایزومتریک، دامنه حرکتی به طور معناداری کاهش یافت (۰۰۸۳/۰ (P<، اما بین شرایط مقاومتی ۵۰% و ۷۵% حداکثر گشتاور انقباض ایزومتریک تغییر معناداری در این متغیر یافت نشد (۰۰۸۳/۰P >) .
نتیجه گیری: هنگامی که میزان مقاومت افزایش می یابد، نیروهای خارجی ایجاد شده باید به وسیله نیروهای داخلی تولید شده توسط عضلات در حالت تعادل قرار بگیرند. از آنجایی که عضلات در مقایسه با نیروهای خارجی، بازوی اهرمی کوچکتری دارند، باید نیروهای بزرگتری تولید کنند که این نیروها ساختارهای ستون فقرات را تحت تاثیر بارهای فشاری و برشی قرار می دهند. تحت این شرایط، احتمال آسیب ستون فقرات افزایش می یابد.
حسین راسته، غلامرضا علیایی، مهدی عبدالوهاب، محمود جلیلی، شهره جلائی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: سالمندان یکی از اقشار آسیب پذیر هر جامعه ای را تشکیل می دهند. افتادن در سالمندان با کاهش توانایی در انجام فعالیتهای روزانه همراه می شود. با توجه به اهمیت تعادل در جلوگیری از افتادن، در این تحقیق تلاش شد تا اثر تمرینات کاوتورن و کوکسی بر بهبود تعادل را بررسی شود.
روش بررسی: این مطالعه بر روی ۳۶ سالمند مرد بالای ۶۰ سال مراکز نگهداری شهر مشهد انجام شد، که در دو گروه درمان و کنترل قرار گرفتند.( ۱۷سالمند در گروه درمان و ۱۹ سالمند در گروه کنترل).
آزمودنی ها هفته ای ۳ بار و به مدت ۳ ماه در تمرینات کاوتورن و کوکسی شرکت کردند. وضعیت تعادل سالمندان با استفاده از تست تعادلی برگ (BBS) در ۴ مرحله ( قبل از مداخله، یک ماه پس از شروع مداخلات، دو ماه پس از شروع مداخلات و در پایان مداخلات) مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل از بررسی های به عمل آمده نشان داد که سیر بهبودی در مراحل مختلف ارزیابی با تست تعادلی برگ صعودی است و میزان پیشرفت در دو ماه ابتدایی درمان قابل محسوس تر است(۰۵/۰p<) و همچنین تاثیرات تمرینات در گروه درمان نسبت به گروه کنترل دارای تفاوت معنی داری می باشد(۰۰۰/۰= p).
نتیجه گیری: تمرینات کاوتورن و کوکسی در بهبود تعادل سالمندان مرد مراکز سالمندان شهر مشهد موثر بوده و دو ماه مداخلات می تواند جهت بهبودی کفایت داشته باشد.
وحید صمدی، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، آزاده شادمهر، شهره جلائی، ابراهیم انتظاری، مهدی صادقی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: از کمربندها و حمایت کنندهها به طور رایجی به منظور پیشگیری از کمردرد و آسیبهای ستون فقرات استفاده میشود. علی رغم انجام مطالعات متعدد، هنوز شواهد کافی و توافق قطعی در مورد اثرات این حمایت کنندهها وجود ندارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر حمایت کنندههای کمری- خاجی بر الگوی کنترل حرکت در حین انجام حرکت ترکیبی تنه بود.
روش بررسی: برای انجام این پژوهش تعداد ۳۰ مرد جوان سالم انتخاب شدند. پارامترهای زمانی کنترل حرکت (زمان پاسخ حرکتی، زمان عکس العمل، زمان پیش حرکت و زمان حرکت) و میزان فعالیت سه جفت از عضلات تنه در حین انجام حرکت ترکیبی تنه در برابر مقاومتهای حداقل و ۵۰ درصد حداکثر قدرت ایزومتریک و در دو وضعیت با و بدون حمایت کننده محاسبه گردید.
یافته ها: هنگام بستن حمایت کننده، زمان پاسخ حرکتی در شرایط اعمال مقاومت حداقل به طور معنیداری کاهش یافت (۰۰۴/۰=P). استفاده از حمایت کننده باعث کاهش معنی دار زمان های عکس العمل و حرکت در دو شرایط اعمال مقاومت گردید (۰۵/۰>P). در میزان فعالیت عضلات تنه به دنبال بستن حمایت کننده، تغییر معنی داری حاصل نشد (۰۵/۰
نتیجه گیری: استفاده از حمایت کننده کمری- خاجی باعث سریعتر شدن واکنش فرد و کاهش تأخیر وی در شروع حرکت شد. اگرچه حمایت کننده تغییری در میزان فعالیت عضلات تنه ایجاد نکرد، اما کارآیی و آمادگی عضله ارکتور اسپاین را برای شروع حرکت مطلوب افزایش می داد.
مطهره خلیلی، جمیله فتاحی، فهیمه حاجی ابوالحسن، سید علی اکبر طاهایی، شهره جلائی،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات بزرگ افراد کم شنوا، دشواری شنیدن در حضور نویز زمینه می باشد. برای ارزیابی این مشکل آزمونهای بسیاری طراحی شده و یکی از بهترین آنها، آزمون سریع گفتار در حضور نویز میباشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی پایایی و هم ترازی ۴ فهرست از نسخه فارسی آزمون سریع گفتار در حضور نویز در افراد جوان دارای شنوایی هنجار بود.
روش بررسی: مطالعه ی مقطعی حاضر بر روی ۳۶ فرد جوان (۳۷-۱۸سال) برخوردار از شنوایی هنجار انجام شد. مواد آزمون از طریق نسخه فارسی لوح فشرده آزمون سریع گفتار در حضور نویز به صورت تحت گوشی و با گوشی استاندارد ارائه شد. حدود یک هفته بعد از اجرای آزمون اولیه، آزمون مجدد برای همه افراد اجرا شد. تعداد کل کلمات صحیح تکرار شده ثبت شد و سپس میزان کاهش نسبت سیگنال به نویز محاسبه گردید.
یافته ها: میانگین SNR Loss افراد، ۷۴/۰ ± ۵/۱- دسی بل بوده است. بین نتایج آزمون- آزمون مجدد فهرست ۱ تفاوت معنادار وجود داشت(۰۵/۰>p) اما نتایج آزمون- آزمون مجدد فهرست های ۲،۳و ۴ تفاوت معنادار نداشته است(۰۵/۰p>). بین میانگین نتایج فهرست ۴ با فهرست ۱ تفاوت معنادار وجود داشته است(۰۵/۰>p). ضریب همبستگی نتایج آزمون- آزمون مجدد برای همه فهرست ها معنادار بوده است.
نتیجه گیری: فهرست های ۲و۳ نسخه فارسی آزمون سریع گفتار در حضور نویز جهت تعیین میزان کاهش نسبت سیگنال به نویز در افراد جوان پایا و هم تراز می باشند.
محمد یوسفی، محمد شاهبداغی، نورالدین نخستین انصاری، شهره جلائی،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت رویکرد چند بعدی در ارزیابی افراد لکنتی در سالهای اخیر بیشتر مشخص شده است. چک لیست موقعیت گفتاری امکان ارزیابی جنبه های این اختلال را فراهم می کند. از این رو پژوهش حاضر به منظور تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی چک لیست موقعیت گفتاری و مقایسه آن بین دانش آموزان لکنتی و غیرلکنتی ۱۱-۶ سال انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش روی ۴۵ نفر از دانش آموزان غیرلکنتی و ۴۳ نفر از دانش آموزان لکنتی شهر تهران انجام شد. بعد از معادل سازی پرسشنامه به زبان فارسی از دانش آموزان دو گروه خواسته شد، تا بر طبق نگرش و تفکر خود، پرسشنامه واکنش عاطفی و آشفتگی روانی گفتار را طی دو مرحله با فاصله زمانی یک ماه تکمیل کنند. بمنظور بررسی پایایی آزمونها از چهار شیوه بررسی پایایی آزمونها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای پارامتریک و ناپارامتریک استفاده شد.
یافته ها: با مقایسه میانگین نمرات دو آزمون آشفتگی روانی گفتار و واکنش عاطفی در دانش آموزان لکنتی و غیرلکنتی مشخص شد که تفاوت آشکار و معنادار سطح بالایی بین میانگین نمرات این دو گروه وجود دارد (t زوجی،۰۵/۰>p). همچنین نسخه فارسی چک لیست آشفتگی روانی گفتار و واکنش عاطفی پایایی داخلی(۹۳/۰ <α،۰۰۰/۰ p=) و پایایی آزمون -باز آزمون داشتند(۸۶/۰ Icc>،۰۰۰/۰p= ).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحقیق حاضر بیانگر این بود که نسخه فارسی معادل سازی شده به زبان فارسی آشفتگی روانی گفتار و واکنش عاطفی از روایی و پایایی قابل قبولی برای کودکان فارسی زبان برخوردار هستند و این آزمونها قابلیت تمایز دهندگی بالایی بین گروه دانش آموزان لکنتی و غیرلکنتی دارند.
نسرین ناصری، زهرا فخاری، مریم صنوبری، شهره جلائی، محبوبه بانژاد،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی ارتباط تیلت لگن و قوس کمری با سفتی و قدرت عضلانی، BMI و سن در وضعیت ایستاده بود.
روش بررسی: ۷۵ زن سالم ۷۰-۲۰ ساله با میانگین (انحراف معیار) ۶۶/۴۰ (۶۹/۱۳)، در این مطالعه شرکت کردند. تیلت لگن با تیلت سنج (Pelvic inclinometer)، قوس کمری با خط کش منعطف(flexible ruler) ،کوتاهی عضلات ارکتوراسپینه، ایلیوپسواس، رکتوس فموریس، همسترینگ، تنسورفاسیالاتا، ایلیوتیبیال باند و گاستروکنمیوس به ترتیب با تستهای Schober، Thomas، Ely،۹۰-۹۰ SLR، Ober با زانوی خم و باز و دورسی فلکسیون غیر فعال مچ پا ارزیابی شد. برای تعیین قدرت عضلات رکتوس ابدومینیس، ترنسورسوس ابدومینیس، اوبلیکوس های چپ و راست، گلوتئوس ماگزیموس و مدیوس و کوادریسپس از تستهای دستی عضلانی استفاده شد.
یافته ها: بین تیلت لگن و قوس کمری و همچنین بین هر یک از این متغیر ها با قدرت عضلات تست شده، BMI و سن ارتباط ضعیف یا کم وجود داشت. سفتی و قدرت عضلانی تاثیر معنی دار بر تیلت لگن و قوس کمری نداشت.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که متغیرهای بررسی شده شامل: تیلت لگن، قوس کمری، سفتی و قدرت عضلانی، BMI و سن ارتباط ضعیف یا کمی با یکدیگر دارند. جهت بررسی این ارتباط، مطالعات بیشتری باید صورت گیرد.
مهدی عبدالوهاب، سمیه عباسی، محمدرضا هادیان، محمود جلالی، شهره جلائی،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: درمانهای توانبخشی در کاهش ناتواناییهای ناشی از سکته مغزی از اهمیت بالایی برخوردار میباشند. به دلیل اهمیت حوزه عملکردی اندام فوقانی در ایجاد استقلال فردی و انجام فعالیتهای روزمره و نقش ثبات کمربند شانهای در عملکرد دست، تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده بر قدرت ایزومتریک عضلات ابداکتور و قدرت ایزومتریک عضلات اکستانسور در افراد همیپلژی بزرگسال پرداخته است.
روش بررسی: ۱۷ بیمار همیپلژی بزرگسال با دامنه سنی۷۰- ۵۰ سال (میانگین سنی ۵۸/۶۰) که ۶ ماه از زمان سکته آنها گذشته، با تایید روشها توسط کمیته اخلاقی دانشگاه علوم پزشکی تهران به صورت تصادفی در مطالعه شرکت نمودند. در همه شرکت کننده ها سمت راست غالب بود. قدرت ایزومتریک عضلات ابداکتور و اکستانسور توسط دینامومتر ارزیابی و میانگین اعداد بدست آمده در جدول دادهها ثبت گردید.
یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پس از اتمام دوره مداخله با روش تمرینات مقاومتی پیشرونده، قدرت ایزومتریک عضلات ابداکتور۲۷% (۰۰۰/۰=P) و اکستانسور ۳۴% (۰۰۰/۰=P) بیشتر شد.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که روش درمانی تمرینات مقاومتی پیشرونده موجب افزایش قدرت ایزومتریک عضلات ابداکتور و قدرت ایزومتریک عضلات اکستانسور میگردد که بنوبه خود میتواند بر روی عملکرد دست تاثیر بگذارد.
نرجس حسین زاده، محمد شاهبداغی، شهره جلائی،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف: لکنت تلفیقی از تظاهرات بیرونی و قابل مشاهده یعنی اشکال خاص گسیختگی های کلامی و رفتارها و واکنش های درونی است که این اشکال شامل عواطف منفی مربوط به گفتار، رفتار های ارادی برای اجتناب، فرار یا پنهان کردن گسیختگی گفتار و طرز تلقی نادرست درقبال گفتار می باشد. وقایع درونی فقط می تواند توسط فرد لکنتی گزارش شود و با ادراک شنونده قابل توجیه نیست. تظاهرات درونی و بیرونی مربوط به این اختلال و اثرات متقابل آنها باید به طور کامل ارزیابی شوند، تا بتوان به اهداف درمانی دست یافت. هدف این تحقیق تعیین پایایی و اعتبار آزمون هایی بود که واکنش های درونی کودک لکنتی را نشان می داد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، روی ۹۶ دانش آموز لکنتی و غیر لکنتی ۱۱-۶ سال اجرا شد . بعد از معادل سازی پرسشنامه به زبان فارسی ، روایی آزمونها با استناد به نمره دهی ۱۰ صاحبنظر مشخص گردید. برای پایایی آزمونها، دانش آموزان آزمونها را دو بار در فاصله ۲۵ روز اجرا نمودند. برای پایایی سه روش استفاده گردید: ۱. مقایسه میانگین نمرات آزمونها در دو مرحله ۲. بررسی ضریب همبستگی ۳. بررسی ضریب تکرارپذیری . سپس توسط آزمونهای پارامتریک و غیرپارامتریک(تی زوجی،اسپیرمن،پیرسون) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. همچنین برای مقایسه میانگین نمرات آزمونهای کودکان لکنتی و غیر لکنتی از روش تی مستقل استفاده گردید.
یافته ها: بین میانگین نمره هر دو آزمون چک لیست رفتاری و طرز تلقی ارتباطی در دو مرحله در هر دو گروه لکنتی و غیر لکنتی تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت. همچنین میانگین نمره این آزمونها، بین گروههای لکنتی وغیر لکنتی تفاوت معناداری داشت.(۰۰۰/۰=P).
نتیجه گیری: چک لیست رفتاری و آزمون طرز تلقی ارتباطی (بازبینی شده) در دانش آموزان لکنتی دارای پایایی و روایی می باشد و همچنین این دو آزمون نقش تمایزدهندگی در دو گروه لکنتی و غیر لکنتی دارد.
مریم ترامشلو، شهره جلائی، نیلوفر رستگاریان زاده، اسماء شیخ نجدی، نسرین کرامتی، محدثه طرازانی، میثم عمیدفر، معصومه ردایی، مریم فغانی ابوخیلی،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف : از آنجائیکه آزمونهای استاندارد ابزارهایی برای کمی کردن تواناییهای گفتار و زبان و ویژگیهای ارتباطی هستند، لذا برای ارزیابی، غربالگری، توصیف توانمندیهای گفتار و زبان، تشخیص اختلالات مربوطه و بررسی روند درمان نیاز به ساخت و بکارگیری آزمونهای استاندارد وجود دارد.در این مطالعه به منظور فراهم کردن دید جامعی از آزمونهای ارزیابی گفتار و زبان،آزمونهای مربوط به برخی از جنبههای گفتار و زبان بررسی شده است.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه مروری بر روی آزمونهای ارزیابی جنبههای مختلف گفتار و زبان بود. از آنجائیکه انجمن گفتار-زبان و شنوایی به عنوان یکی از منابع کامل و مورد کاربرد آسیب شناسان گفتار و زبان است،در این مطالعه به بررسی دقیق آزمونهای موجود در سایت این انجمن پرداخته شده است.به دلیل وسعت آزمونها در جنبههای مختلف ارزیابی توانمندیهای گفتار و زبان، صرفاً چهار جنبهی پرکاربرد انتخاب گردید و سپس آزمونهای هر یک از جنبهها از اولین آزمون ساخته شده در دنیا تا کنون (سال ۲۰۱۰) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافته ها: در این مطالعه ۲۵۱ آزمون ارزیابی جنبههای مختلف گفتار و زبان بررسی شد که از این میان ۵۴ آزمون مربوط به ارزیابی واج شناسی/تولیدی کودکان،۱۴۰ آزمون مربوط به ارزیابی زبان بیانی کودکان،۴۳ آزمون مربوط به ارزیابی زبان بیانی بزرگسال و ۱۴ آزمون مربوط به ارزیابی طیف اوتیسم میباشد.
نتیجه گیری: طیف وسیع و متنوعی از آزمونهای استاندارد جهت ارزیابی جنبههای مختلف آسیب شناسی گفتار و زبان وجود دارد اگرچه که همچنان به ساخت آزمون در بسیاری از جنبه ها نیاز است.
احسان افضل آقائی، محمدرضا هادیان، بهروز عطار باشی مقدم، کامران توکل، امیر زند پارسا، شهره جلائی، علیرضا عبدالهی، شیوا موسوی،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل پروفایل چربی خون یکی از اجزای ضروری و با اهمیت اصلاح شاخص های خطرساز بیماران قلبی - عروقی است. از این رو استفاده از روشهای باز توانی و انجام تمرینات سیستمیک در مبتلایان به بیماربهایی عروق کرونری برای کاهش سطح کلسترول، تری گلیسرید،LDL و افزایش HDL خون اهمیت ویژه ای یافته و تحقیقات گوناگونی برای بررسی این روشها در نژادهای مختلف، سنین و نیز اثرات آن در زنان و مردان شده است.
روش بررسی : ۳۶ بیمار مرد و زن با دامنه سنی ۷۵-۴۰ بامعرفی متخصصین قلب در مطالعه حاضر شرکت نمودند. پروتکلهای بازتوانی شامل ورزشهای هوازی راه رفتن سریع روی تردمیل , رکاب زدن روی دوچرخه ثابت و تمرین با ارگومتر شانه به مدت ۲۴ جلسه درمانی توسط بیماران انجام شد.جهت بررسی اثر کوتاه و بلند مدت برنامه های باز توانی در ۳ مقطع ، قبل از شروع درمان ، پس از ۱۲ و۲۴ جلسه درمان های بازتوانی، نمونه خونی از بیماران جهت بررسی پروفایل چربی خون تهیه گردید .
یافته ها: به دنبال۲۴ جلسه بازتوانی قلبی فاکتورهای کلسترول، LDL ، نسبت LDL/HDLو نسبت CHL/HDL تغییرات معنادار از لحاظ آماری را نشان دادند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر بر سودمندی روشهای بازتوانی قلبی به عنوان ابزاری جهت بهبود پروفایل چربی و پیشگیری از عوارض بیماری های فلبی و عروقی و کاهش مرگ ومیرتاکید دارد.
سیما مرادی، سعید طالبیان مقدم، مهدی عبدالوهاب، شهره جلائی، محمود جلیلی، لیلا دهقان، سارا بیات،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه وهدف: در کودکان همی پلژی تفاوت در تون پوسچرال دو سمت بدن وجود دارد. بدیهی است که یک ایستادن غیر متقارن ، همراه با تحمل وزنی که عمدتأ روی سمت مبتلا است می تواند فرد همی پارتیک را در معرض ریسک افتادن قرار داده و ایجاد بی ثباتی کند. در افراد همی پلژی اساسی ترین تمرینهای درمانی به نظر می آید که یکپارچه کردن دو سمت بدن باشد. گر چه ایستادن ثابت یک وظیفه پوسچرال نسبتاً ساده است اما بصورت نیمه خودکار توسط مراکز مغزی و نخاعی کنترل می شود؛ و ثابت شده که ایستادن ثابت هم نیازمند منابع شناختی است. بنابراین، کنترل پوسچرال به تعامل سیستم اسکلتی - عضلانی با سیستم عصبی نیاز دارد .
روش بررسی: دراین کارآزمایی بالینی(قبل و بعد) ۲۰ کودک همی پلژی اسپاستیک ۵ تا ۱۲ ساله در حالتهای با استفاده از کفی گوه ای خارجی و بدون استفاده از کفی گوه ای خارجی و در هر یک از این دو حالت با انجام وظیفه شناختی و بدون انجام آن در مرکز صفحه نیرو در وضعیت ایستاده با بیشترین ثبات قرار میگرفتند. از تست حافظه کوتاه مدت عددی بعنوان تکلیف شناختی استفاده شد. میانگین دامنه نوسانهای قدامی-خلفی و داخلی-خارجی و میانگین سرعت نوسانات و ناحیه آن بعنوان متغیر وابسته کنترل پوسچرال و تعداد اشتباهات در بیاد آوری زنجیره اعداد تصادفی بعنوان متغیر وابسته وظیفه شناختی ثبت میشد.
یافته ها: اثر تجویز کفی بر دامنه جابجایی طرفی) ۰۱۵/۰ (P=و بر سرعت) ۰۰۵/۰ (P=و سطح جابجایی) ۰۰۷/۰ (P= معنی دار بود. اثر اعمال وظیفه شناختی بر روی متغییر های دامنه جابجایی قدامی-خلفی ) ۰۱۴/۰ (P=و طرفی) ۰۱۴/۰ (P=و بر سرعت) ۰۰۲/۰ (P=و سطح جابجایی) ۰۰۲/۰ (P=معنی دار بود. اما کفی گوه ای توانسته بود از تاثیر آن بکاهد.
نتیجه گیری: تجویز کفی گوه ای ۵ درجه در پای سالم می تواند فاکتورهای کنترل پوسچرال را به خوبی تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین می تواند به منظور بهبود پوسچر در کودکان همی پلژی مورد استفاده قرار گیرد.
نرگس کرد، محمد رحیم شاهبداغی، سیده مریم خدامی، ماندانا نوربخش، شهره جلائی، مسعود متصدی زرندی،
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف: درک آهنگ گفتار به طور عمده بر درک تغییرات فرکانس پایه تکیه دارد و این تغییرات برای افراد دارای افت شنوایی شدید و عمیق قابل دستیابی نیست. هدف این مطالعه بررسی درک آهنگ گفتار در کودکان کاشت حلزون شده و مقایسه آن با کودکان دارای شنوایی طبیعی می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر بر روی ۲۵ کودک کاشت شده و۵۰ کودک طبیعی انجام گرفت. یک فرد بزرگسال که زبان اول وی فارسی بود، تعدادی جمله سؤالی و جمله خبری را بیان نمود. جملات برای کودک پخش می شد و از وی خواسته می شد تا تعیین کند جمله خبری یا پرسشی بود.
یافته ها: نتایج نشان داد که درک آهنگ جملات خبری و سؤالی بین دو گروه دارای تفاوت معنادار می باشد(۰۵/۰>P). درک آهنگ جملات خبری و سؤالی با سن کودک در زمان جراحی کاشت و مدت زمان استفاده از پروتز همبستگی معنادار(۰۵/۰>P) دارد.
بحث: با توجه به نتایج این مطالعه و مطالعات پیشین، پروتز کاشت حلزون در تسهیل درک آهنگ گفتار دارای نواقصی می باشد. با این وجود با جراحی در سن پایین تر، این محدودیت تا حدی جبران می گردد. بنابراین لازم است آسیب شناسان گفتار و زبان مداخله بر روی درک آهنگ گفتار را در برنامه درمانی کودکان کاشت شده بگنجانند.