[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

AllSince 2020
Citations901240
h-index198
i10-index317
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
5 نتیجه برای عشایری

نسترن درود، ملاحت اکبرفهیمی، حسن عشایری، میترا خلف بیگی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اسکیزوفرنی یک اختلال ناتوان­ کننده است که محدودیت در عملکرد مستقل در فعالیتهای کارساز روزمره زندگی را به­ همراه دارد. باتوجه به اهمیت بالای عملکرد روزمره در توانبخشی، این مطالعه با هدف مقایسه ظرفیت عملکردی فعالیتهای کارساز روزمره و اجرای این فعالیتها در زندگی روزمره، بنابر اظهار بیمار، در اسکیزوفرنی با افراد عادی همسان طراحی شده­است. ارتباط بین ظرفیت عملکردی و اجرای فعالیتها در زندگی روزمر ه نیز مورد بررسی قرار ­گرفت.

روش بررسی: 30 بیمار عضو انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی، و 30 نفر از کارکنان دانشکده توانبخشی به­صورت نمونه­ گیری غیرتصادفی توسط آزمون ارزیابی اجرایی فعالیت­های خودمراقبتی(PASS) و مقیاس کارساز روزمره زندگی لاتون مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ها توسط SPSS  نسخه 14 تجزیه و تحلیل شد.

یافته­ ها: نتایج مطالعه نشان داد که بیماران اسکیزوفرنی در استقلال ، فرایند، و کیفیت اجرا در آزمون PASS، و نیز نمره­ی کل مقیاس لاتون نمره­ی کمتری کسب کردند. (001/0> P(v) برای همه متغیرها)، هیچ همبستگی معناداری بین نتایح دو آزمون وجود نداشت.

نتیجه­ گیری: به نظر می­رسد ظرفیت عملکردی و توانایی اجرایی فعالیتهای کارساز روزمره در بیماران اسکیزوفرنی با محدودیت مواجه است. ولی، ظرفیت عملکردی با اجرای فعالیتها در زندگی روزمره ارتباط ندارد. با این وجود بررسی گسترده­ تر در جهت یافتن عوامل محدودکننده ضروری به نظر می‏رسد.

 


فاطمه پرویزی، لاله لاجوردی، مهدی علیزاده زارعی، حسن عشایری،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : پژوهش حاضر آمایه انتقال (Set Shifting) را که از جمله مهمترین کارکردهای اجرایی در انجام تکالیف یادگیری و کنش های هوشی هستند، در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا بررسی می کند. با توجه به اینکه این قابلیت ذهنی در تکالیف یادگیری و همچنین امور روزمره نقش کلیدی را ایفا می کند، ارزیابی این عنصر در جلسات توانبخشی و مدنظر قرار دادن آن در اهداف درمانی می تواند کمک شایانی در امر توانبخشی به خصوص کاردرمانی کودکان اتیسم باشد.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی مقطعی، 30 کودک 6 تا 12 سال در دو گروه 15 نفره شامل کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا با میانگین سنی 86/7 (انحراف استاندارد38/1) سال و گروه کودکان طبیعی با میانگین سنی 8  (انحراف استاندارد 68/1) سال بر اساس نمونه گیری غیرتصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن داده ها از آزمون عصبی روان شناختی  CANTAB (Cambridge neuropsychological test automated battery) و آزمون هوش وکسلر کودکان استفاده شد. داده­ها نیز با آزمون t مستقل تحلیل شدند.   

یافته­ ها: کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا در آمایه انتقال، با گروه کودکان طبیعی تفاوت معناداری در مراحل انتهایی داشتند. مقایسه ی میانگین 2 حوزه: تعداد دفعات تلاش و تعداد خطاها نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه در مرحله 8 و 9 که انتقال به بعد خارجی است وجود دارد(05/0>p).  

نتیجه گیری: با توجه به یافته های فوق به نظر می رسد که کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا در توانایی فراشناختی آمایه انتقال در مقایسه با کودکان طبیعی هم سن خود در غالب حوزه­ها  به صورت معناداری ضعیف ترند. این نتیجه­گیری علیرغم ضعیف­تر بودن قابل ملاحظه این کودکان در بسیاری از توانایی­های فراشناختی دیگر همچون طرحریزی و مهارغالب در مقایسه با کودکان هم سن خود می­باشد.  


حوریه احدی، رضا نیلی پور، بلقیس روشن، حسن عشایری، شهره جلائی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف : با توجه به نتایج اکثر تحقیقات که نشان دهنده اختلالات صرفی در کودکان دچار اختلال ویژه زبانی هستند و توجه ویژه­ای که در تحقیقات به رابطه میان دوزبانگی و اختلال ویژه زبانی شده است،  مقاله حاضر به بررسی تکواژهای صرفی افعال زبان فارسی در افراد دوزبانه دارای اختلال ویژه زبانی و مقایسه آنها با کودکان دوزبانه بهنجار و تک­زبانه دارای اختلال ویژه زبانی می­پردازد تا هم به بررسی این مهارت در دوزبانه­ها پرداخته باشد و هم نظریه ظرفیت محدود پردازش ( LPC: Limited Processing Capacity) و  نظریه مصدر اختیاری بسط یافته(Extended Optional Infinitive : EOI) را مورد بررسی قرار دهد.

روش بررسی : در این پژوهش 6 کودک 7 تا 8 ساله، دوزبانه­ءدارای اختلال ویژه زبانی( آذری - فارسی ) و 6 کودک تک­زبانه ( فارسی)دارای اختلال ویژه زبانی از لحاظ صرف زمانی فعل مورد بررسی قرار گرفتند و داشتن تأخیر زبانی، نداشتن مشکلات شنوایی ، بینایی و هوشی از معیارهای ورود به این  پژوهش بودند. ابزار سنجش،  آزمون اختلال ویژه زبانی و نمونه گفتار پیوسته کودکان بود و برای مقایسه نتایج از آزمون غیر پارامتریک من ویتنی استفاده شد.

  یافته­ ها: پژوهش حاضر نشان داد که کودکان دوزبانه دارای اختلال ویژه زبانی در مهارت­های درک و بیان زمان افعال( گذشته ، حال، آینده) نسبت به  تک­زبانه‏های دارای اختلال ویژه زبانی تأخیر دارند ولی تفاوت موجود از لحاظ آماری معنادار نیست ( 057/0,p=057/p= ( کودکان دوزبانه دارای اختلال ویژه­زبانی در مهارت­های درک و بیان زمان افعال(گذشته،حال،آینده) نسبت به همتایان سنی خود تأخیر دارند و تفاوت موجود از لحاظ آماری معنادار است(020/0, p=019/0 P=)                                                                         

   نتیجه گیری:  نتایج نشان می­دهد تکواژهای زمانی در کودکان دوزبانه دارای اختلال ویژه زبانی نسبت به کودکان دوزبانه طبیعی کم­تر است و در درمان باید  مورد توجه جدی قرار گیرد و هر چند به دلیل آموزش دوزبان به طور همزمان، توانایی کودکان دوزبانه در این تکلیف پایین­تر بود، ولی تفاوت معناداری بین دوزبانه­ ها و تک­زبانه­ های دارای اختلال ویژه زبانی وجود ندارد و این می تواند دلیلی بر رد نظریه LPC  و تائید نظریه EOIباشد. 


مهری ملکی ، زهرا جعفری، حسن عشایری، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمون گفتار در نویز توانایی فرد در استخراج گفتار از نویز محیطی را بررسی می­کند. وضوح زمانی نیز به توانایی درک تغییرات محرک در طول زمان گفته می شود که در درک گفتار نقش بسزایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر سن و جنسیت بر نتایج آزمون های گفتار در نویز و وضوح زمانی در بزرگسالان با شنوایی هنجار صورت گرفت.

روش بررسی: آزمون گفتار در نویز در سطح راحت شنوایی در سه نسبت سیگنال به نویز صفر،10- و20- دسی بل و آزمون کشف وقفه در چهار سطح شدت محرک 10، 20، 30 و 40 دسی بل Sensation Level: SL ، روی 29 فرد هنجار (58 گوش) در دو گروه سنی 25تا40 سال (14 فرد که میانگین 20/32 سال و انحراف معیار 32/4 داشتند) و 41 تا 55 سال (15 فرد که میانگین 79/46 سال و انحراف معیار 99/4 داشتند) انجام شد.

یافته­ها: بین امتیاز بازشناسی واژه در سکوت و در حضور نویز در هر گروه سنی، تفاوت معناداری وجود داشت (0001/0> p ) مقایسه دو گروه سنی در امتیاز بازشناسی واژه در نسبت سیگنال به نویز 10- و 20- دسی بل معنادار بود (02/0 p ≤ ). تفاوت امتیاز بازشناسی واژه بین دو جنس در سکوت و سه نسبت سیگنال به نویز، معنادار بود (04/0 p ≤ ). در هر گروه، بین آستانه کشف وقفه در 4 سطح شدت مورد بررسی، اختلاف معناداری مشاهده شد (0001/0> p ). جنسیت و سن بر آستانه کشف وقفه تاثیری نداشت.

نتیجه گیری: در گروه افراد میانسال نسبت به گروه افراد جوان علیرغم آستانه های شنوایی هنجار، امتیاز بازشناسی گفتار در حضور نویز و توانایی کشف وقفه، کاهش می یابد. به نظر می رسد امتیاز بازشناسی واژه و درک گفتار در زنان بهتر از مردان است.

کلید واژه­ها: گفتار درنویز، وضوح زمانی، سن، جنسیت


شاهین سلطانی، محمد کمالی، حسن عشایری، علی چابک، امین سرابندی، سعیده اسماعیلی، فاطمه کاکایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : تغییر نگرش­ها نسبت به چگونگی ارزیابی نیازهای حمایتی در افراد کم توان ذهنی، از سال 1980، ضرورت ساخت و طراحی آزمون­های مناسب در این رابطه را بیش از پیش مطرح کرد. در این راستا انجمن ناتوانی­های رشدی و ذهنی آمریکا در پاسخ به این کمبودها آزمون مقیاس شدت حمایت­ها ( Supports Intensity Scale:SIS ) را طراحی کرد. هدف این مطالعه معادل سازی فرهنگی و بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس شدت حمایت­ها در افراد بزررگسال کم توان ذهنی بود.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 43 فرد کم توان ذهنی بزرگسال شرکت داشتند. ترجمه و معادل سازی فرهنگی این آزمون طبق روش ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی ( International Quality Of Life Assessment:IQOLA ) انجام شد. روایی آزمون به شیوه روایی محتوایی کیفی و پایایی آن به روش ثبات درونی و آزمون- باز آزمون ارزیابی شد.

یافته­ها: مطابق پروتکل IQOLA ، SIS از ترجمه آسان و کیفیت نسبتا مطلوبی برخوردار بود. بنابر نتایج بدست آمده تمامی آیتم­های آزمون دارای روایی محتوایی بودند. ضرایب آلفای کرونباخ و تکرار پذیری نسبی به ترتیب برای تمامی خرده مقیاس­ها در محدوه (99/0 – 80/0) و (99/0- 90/0) قرار داشت.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که نسخه فارسی و معادل سازی شده مقیاس شدت حمایت­ها از روایی و پایایی قابل قبولی برای شناسایی الگو و شدت حمایت های مورد نیاز در افراد بزرگسال کم توان ذهنی برخودار است.

کلید واژه­ها : معادل سازی، روایی، پایایی، کم­توانی ذهنی، مقیاس شدت حمایت­ها



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.08 seconds with 32 queries by YEKTAWEB 4741