|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
5 نتیجه برای عشایری
نسترن درود، ملاحت اکبرفهیمی، حسن عشایری، میترا خلف بیگی، دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اسکیزوفرنی یک اختلال ناتوان کننده است که محدودیت در عملکرد مستقل در فعالیتهای کارساز روزمره زندگی را به همراه دارد. باتوجه به اهمیت بالای عملکرد روزمره در توانبخشی، این مطالعه با هدف مقایسه ظرفیت عملکردی فعالیتهای کارساز روزمره و اجرای این فعالیتها در زندگی روزمره، بنابر اظهار بیمار، در اسکیزوفرنی با افراد عادی همسان طراحی شدهاست. ارتباط بین ظرفیت عملکردی و اجرای فعالیتها در زندگی روزمر ه نیز مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: 30 بیمار عضو انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی، و 30 نفر از کارکنان دانشکده توانبخشی بهصورت نمونه گیری غیرتصادفی توسط آزمون ارزیابی اجرایی فعالیتهای خودمراقبتی(PASS) و مقیاس کارساز روزمره زندگی لاتون مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادهها توسط SPSS نسخه 14 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که بیماران اسکیزوفرنی در استقلال ، فرایند، و کیفیت اجرا در آزمون PASS، و نیز نمرهی کل مقیاس لاتون نمرهی کمتری کسب کردند. (001/0> P(v) برای همه متغیرها)، هیچ همبستگی معناداری بین نتایح دو آزمون وجود نداشت. نتیجه گیری: به نظر میرسد ظرفیت عملکردی و توانایی اجرایی فعالیتهای کارساز روزمره در بیماران اسکیزوفرنی با محدودیت مواجه است. ولی، ظرفیت عملکردی با اجرای فعالیتها در زندگی روزمره ارتباط ندارد. با این وجود بررسی گسترده تر در جهت یافتن عوامل محدودکننده ضروری به نظر میرسد.
فاطمه پرویزی، لاله لاجوردی، مهدی علیزاده زارعی، حسن عشایری، دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : پژوهش حاضر آمایه انتقال (Set Shifting) را که از جمله مهمترین کارکردهای اجرایی در انجام تکالیف یادگیری و کنش های هوشی هستند، در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا بررسی می کند. با توجه به اینکه این قابلیت ذهنی در تکالیف یادگیری و همچنین امور روزمره نقش کلیدی را ایفا می کند، ارزیابی این عنصر در جلسات توانبخشی و مدنظر قرار دادن آن در اهداف درمانی می تواند کمک شایانی در امر توانبخشی به خصوص کاردرمانی کودکان اتیسم باشد. روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تحلیلی مقطعی، 30 کودک 6 تا 12 سال در دو گروه 15 نفره شامل کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا با میانگین سنی 86/7 (انحراف استاندارد38/1) سال و گروه کودکان طبیعی با میانگین سنی 8 (انحراف استاندارد 68/1) سال بر اساس نمونه گیری غیرتصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن داده ها از آزمون عصبی روان شناختی CANTAB (Cambridge neuropsychological test automated battery) و آزمون هوش وکسلر کودکان استفاده شد. دادهها نیز با آزمون t مستقل تحلیل شدند. یافته ها: کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا در آمایه انتقال، با گروه کودکان طبیعی تفاوت معناداری در مراحل انتهایی داشتند. مقایسه ی میانگین 2 حوزه: تعداد دفعات تلاش و تعداد خطاها نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه در مرحله 8 و 9 که انتقال به بعد خارجی است وجود دارد(05/0>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های فوق به نظر می رسد که کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا در توانایی فراشناختی آمایه انتقال در مقایسه با کودکان طبیعی هم سن خود در غالب حوزهها به صورت معناداری ضعیف ترند. این نتیجهگیری علیرغم ضعیفتر بودن قابل ملاحظه این کودکان در بسیاری از تواناییهای فراشناختی دیگر همچون طرحریزی و مهارغالب در مقایسه با کودکان هم سن خود میباشد.
حوریه احدی، رضا نیلی پور، بلقیس روشن، حسن عشایری، شهره جلائی، دوره 6، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : با توجه به نتایج اکثر تحقیقات که نشان دهنده اختلالات صرفی در کودکان دچار اختلال ویژه زبانی هستند و توجه ویژهای که در تحقیقات به رابطه میان دوزبانگی و اختلال ویژه زبانی شده است، مقاله حاضر به بررسی تکواژهای صرفی افعال زبان فارسی در افراد دوزبانه دارای اختلال ویژه زبانی و مقایسه آنها با کودکان دوزبانه بهنجار و تکزبانه دارای اختلال ویژه زبانی میپردازد تا هم به بررسی این مهارت در دوزبانهها پرداخته باشد و هم نظریه ظرفیت محدود پردازش ( LPC: Limited Processing Capacity) و نظریه مصدر اختیاری بسط یافته(Extended Optional Infinitive : EOI) را مورد بررسی قرار دهد. روش بررسی : در این پژوهش 6 کودک 7 تا 8 ساله، دوزبانهءدارای اختلال ویژه زبانی( آذری - فارسی ) و 6 کودک تکزبانه ( فارسی)دارای اختلال ویژه زبانی از لحاظ صرف زمانی فعل مورد بررسی قرار گرفتند و داشتن تأخیر زبانی، نداشتن مشکلات شنوایی ، بینایی و هوشی از معیارهای ورود به این پژوهش بودند. ابزار سنجش، آزمون اختلال ویژه زبانی و نمونه گفتار پیوسته کودکان بود و برای مقایسه نتایج از آزمون غیر پارامتریک من ویتنی استفاده شد. یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد که کودکان دوزبانه دارای اختلال ویژه زبانی در مهارتهای درک و بیان زمان افعال( گذشته ، حال، آینده) نسبت به تکزبانههای دارای اختلال ویژه زبانی تأخیر دارند ولی تفاوت موجود از لحاظ آماری معنادار نیست ( 057/0,p=057/p= ( کودکان دوزبانه دارای اختلال ویژهزبانی در مهارتهای درک و بیان زمان افعال(گذشته،حال،آینده) نسبت به همتایان سنی خود تأخیر دارند و تفاوت موجود از لحاظ آماری معنادار است(020/0, p=019/0 P=) نتیجه گیری: نتایج نشان میدهد تکواژهای زمانی در کودکان دوزبانه دارای اختلال ویژه زبانی نسبت به کودکان دوزبانه طبیعی کمتر است و در درمان باید مورد توجه جدی قرار گیرد و هر چند به دلیل آموزش دوزبان به طور همزمان، توانایی کودکان دوزبانه در این تکلیف پایینتر بود، ولی تفاوت معناداری بین دوزبانه ها و تکزبانه های دارای اختلال ویژه زبانی وجود ندارد و این می تواند دلیلی بر رد نظریه LPC و تائید نظریه EOIباشد.
مهری ملکی ، زهرا جعفری، حسن عشایری، علیرضا اکبرزاده باغبان، دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون گفتار در نویز توانایی فرد در استخراج گفتار از نویز محیطی را بررسی میکند. وضوح زمانی نیز به توانایی درک تغییرات محرک در طول زمان گفته می شود که در درک گفتار نقش بسزایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر سن و جنسیت بر نتایج آزمون های گفتار در نویز و وضوح زمانی در بزرگسالان با شنوایی هنجار صورت گرفت. روش بررسی: آزمون گفتار در نویز در سطح راحت شنوایی در سه نسبت سیگنال به نویز صفر،10- و20- دسی بل و آزمون کشف وقفه در چهار سطح شدت محرک 10، 20، 30 و 40 دسی بل Sensation Level: SL ، روی 29 فرد هنجار (58 گوش) در دو گروه سنی 25تا40 سال (14 فرد که میانگین 20/32 سال و انحراف معیار 32/4 داشتند) و 41 تا 55 سال (15 فرد که میانگین 79/46 سال و انحراف معیار 99/4 داشتند) انجام شد. یافتهها: بین امتیاز بازشناسی واژه در سکوت و در حضور نویز در هر گروه سنی، تفاوت معناداری وجود داشت (0001/0> p ) مقایسه دو گروه سنی در امتیاز بازشناسی واژه در نسبت سیگنال به نویز 10- و 20- دسی بل معنادار بود (02/0 p ≤ ). تفاوت امتیاز بازشناسی واژه بین دو جنس در سکوت و سه نسبت سیگنال به نویز، معنادار بود (04/0 p ≤ ). در هر گروه، بین آستانه کشف وقفه در 4 سطح شدت مورد بررسی، اختلاف معناداری مشاهده شد (0001/0> p ). جنسیت و سن بر آستانه کشف وقفه تاثیری نداشت. نتیجه گیری: در گروه افراد میانسال نسبت به گروه افراد جوان علیرغم آستانه های شنوایی هنجار، امتیاز بازشناسی گفتار در حضور نویز و توانایی کشف وقفه، کاهش می یابد. به نظر می رسد امتیاز بازشناسی واژه و درک گفتار در زنان بهتر از مردان است. کلید واژهها: گفتار درنویز، وضوح زمانی، سن، جنسیت
شاهین سلطانی، محمد کمالی، حسن عشایری، علی چابک، امین سرابندی، سعیده اسماعیلی، فاطمه کاکایی، دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : تغییر نگرشها نسبت به چگونگی ارزیابی نیازهای حمایتی در افراد کم توان ذهنی، از سال 1980، ضرورت ساخت و طراحی آزمونهای مناسب در این رابطه را بیش از پیش مطرح کرد. در این راستا انجمن ناتوانیهای رشدی و ذهنی آمریکا در پاسخ به این کمبودها آزمون مقیاس شدت حمایتها ( Supports Intensity Scale:SIS ) را طراحی کرد. هدف این مطالعه معادل سازی فرهنگی و بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس شدت حمایتها در افراد بزررگسال کم توان ذهنی بود.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 43 فرد کم توان ذهنی بزرگسال شرکت داشتند. ترجمه و معادل سازی فرهنگی این آزمون طبق روش ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی ( International Quality Of Life Assessment:IQOLA ) انجام شد. روایی آزمون به شیوه روایی محتوایی کیفی و پایایی آن به روش ثبات درونی و آزمون- باز آزمون ارزیابی شد.
یافتهها: مطابق پروتکل IQOLA ، SIS از ترجمه آسان و کیفیت نسبتا مطلوبی برخوردار بود. بنابر نتایج بدست آمده تمامی آیتمهای آزمون دارای روایی محتوایی بودند. ضرایب آلفای کرونباخ و تکرار پذیری نسبی به ترتیب برای تمامی خرده مقیاسها در محدوه (99/0 – 80/0) و (99/0- 90/0) قرار داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که نسخه فارسی و معادل سازی شده مقیاس شدت حمایتها از روایی و پایایی قابل قبولی برای شناسایی الگو و شدت حمایت های مورد نیاز در افراد بزرگسال کم توان ذهنی برخودار است.
کلید واژهها : معادل سازی، روایی، پایایی، کمتوانی ذهنی، مقیاس شدت حمایتها
|
|
|
|
|
|
|
|
|