[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

AllSince 2020
Citations901233
h-index198
i10-index317
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
3 نتیجه برای فرشاد

علیرضا بذر افشان، فرشاد اخوتیان، صدیقه سادات نعیمی، اصغر سلطانی، خسرو خادمی کلانتری، مهری قربانی، رضا لشگری، نعمت اله محرابی، حسین باقری،
دوره 4، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی نقش گیرنده­های نوک انگشت بر روی میزان فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی عضلات پاسچرال ساق با در نظر گرفتن نقش لمس سبک، حس بینائی و فعالیت دوگانه در کسب تعادل بود.

روش بررسی: 30 نفر ( 12 مرد و 18 زن)، فرد راست دست که در شرایط سلامت، بدون هیچگونه سابقه بیماری عصبی، اسکلتی، عضلانی، قرار داشتند در این مطالعه شرکت نمودند. افراد در وضعیت صاف بگونه ای می­ایستادند که پای چپ در راستای پای راست و جلوی آن قرار می­گرفت (وضعیت تاندم). یک عدد حس گر با دقت بالا در سمت راست آنها در امتداد تروکانتر بزرگ استخوان ران قرار داده می شد تا نمونه ها به میزان کمتر از 50 گرم نیرو بر آن فشار وارد نمایند. همچنین فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی سه عضله تیبیالیس قدامی، پرونئوس لانگوس و سولئوس هر دو اندام تحتانی توسط دستگاه بیومتریکس ثبت می گردید. آزمونها در 4 وضعیت ایستادن بدون لمس سبک و بدون شمارش، بدون لمس سبک و با شمارش،  لمس سبک  و بدون شمارش، لمس سبک و با شمارش و هر کدام از حالات فوق نیز در دو حالت چشمان باز و بسته، انجام می شد.

یافته­ ها: یافته ها نشان دادند که لمس سبک، خصوصاَ زمانیکه چشمان افراد باز می باشد، موجب کاهش فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی عضلات پاسچرال ساق می گردد. در شرایط بدون لمس و با چشمان بسته نیز سطح فعالیت الکترومیوگرافیک این عضلات، در بیشترین حالت قرار گرفت.

نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصله، به نظر می رسد که با فعال شدن سیستمهای پیچیده عصبی متعاقب تحریک گیرنده های حسی پوست، عضلات پاسچرال به شکل هماهنگ تحت فرمان سیستم عصبی مرکزی وارد عمل می شوند. لذا ثبات کلی بدن در جهت حفظ تعادل، افزایش یافته و در نهایت فشار وارده بر عضلات پاسچرال ساق، کاهش می یابد. در نتیجه از فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی عضلات ساق در شرایط لمس سبک، کاسته می شود.


مریم فرشاد، فریبا یادگاری، مجتبی عظیمیان، مسعود صالحی،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: از آن جا که برخی بیماران مبتلا به سکتۀ نیمکرۀ چپ هر دوی کنش پریشی دهانی و کلامی را باهم نشان می هند ولی برخی دیگر فقط یکی از آنها را نشان می دهند یا هیچ کدام را ظاهر نمی کنند، مطالعه ‌ حاضر با هدف بررسی شدت و رابطه کنش ‌ پریشی دهانی و کلامی در بیماران مبتلا به سکته مغزی نیمکره چپ صورت گرفته است.

 

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی 20 بیمار بزرگسال مبتلا به سکته ‌ ی مغزی نیمکره چپ نوع ایسکمی شامل 12 مرد و 8 زن با دامنه سنی 35 تا 73 سال (9/11 ± 68/60) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . آزمون کنش ‌ پریشی دهانی جهت بررسی تقلید جسچرهای دهانی استفاده شد و میزان کنش ‌ پریشی گفتاری با یک تکلیف تولید گفتار سنجیده شد. داده ‌ ها با روش آزمون ‌ ها ‌ ی ناپارامتری من ‌ ویتنی، کروسکال – والیس و تحلیل همبستگی پیرسون/ اسپیرمن بررسی شدند.

 

یافته ها: چهار نفر کنش ‌ پریشی دهانی غالب داشتند، دوازده نفر کنش ‌ پریشی کلامی غالب و 4 نفر هر دو نوع کنش پریشی را با شدت های یکسان نشان دادند. همبستگی معنی ‌ داری بین کنش ‌ پریشی دهانی و کلامی وجود نداشت (899/0 P = ).

 

نتیجه گیری: با توجه به یافته ‌ های فوق به نظر می ‌ رسد که الگوی هم ‌ رویدادی پیش­بینی­پذیری بین دو نوع کنش ‌ پریشی دهانی و کلامی وجود ندارد. علیرغم نوع ضایعه ‌ ی ایسکمی که منجر به آسیب مناطق عصبی مجاور می ‌ شود، نیمی از بیماران بین کنش پریشی دهانی و کلامی گسیختگی نشان دادند. این گسیختگی را می توان از شواهد یک مدل پیمانه ای تکلیف- ویژه در نظر گرفت که کنترل حرکات دهانی غیر کلامی را مستقل از کنترل حرکتی گفتار در نظر می گیرد.

کلید واژه ها: کنش ‌ پریشی، کنش ‌ پریشی دهانی، کنش ‌ پریشی کلامی، کنش ‌ پریشی دهانی غالب، کنش ‌ پریشی کلامی غالب


آمنه یگانه لاری، فرشاد اخوتیان، صدیقه السادات نعیمی، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف:  علت اصلی سندرم درد میوفاشیال نقاط ماشه­ای می­باشد. هدف این مطالعه، مقایسه تکنیک دستی انرژی عضلانی با سوزن خشک روی نقطه ماشه­ای پنهان عضله تراپز فوقانی می­باشد.

روش بررسی: 40 بیمارخانم با تشخیص نقطه ماشه ای پنهان در عضله تراپز فوقانی پس از مطابقت دادن معیار ورود و خروج به طور تصادفی در 2 گروه مساوی تکنیک دستی انرژی عضلانی یا سوزن خشک قرار گرفتند. هر بیمار یک مرتبه درمان روی عضله تراپز فوقانی دریافت کرد که میزان عددی درد Visual Analoge Scale: VAS ، آستانه درد Pain pressure threshold :PPT و دامنه فعال خم طرفی گردن Range Of Motion: ROM  به سمت مقابل قبل درمان و 48 ساعت بعد درمان اندازه­گیری شد.

یافته­ها: دو تکنیک استفاده شده در این مطالعه در درمان نقطه ماشه­ای پنهان عضله تراپز فوقانی موثر بودند (001/0P<) ، اما تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر متغیرهای فوق مشاهده نشد. (05/0P>)

نتیجه­گیری: این مطالعه ثابت کرد تکنیک دستی انرژی عضلانی به اندازه سوزن خشک در بهبود VAS، PPTو ROM افراد دچار نقطه ماشه­ای پنهان عضله تراپز فوقانی موثر هست. اما از آنجاییکه تکنیک دستی انرژی عضلانی روش ایمن و غیر تهاجمی است در صورت انتخاب درمان با یکی از این دو تکنیک درمان دستی پیشنهاد می­شود.

کلید واژ ه­ها­: سوزن خشک، تکنیک دستی انرژی عضلانی، نقاط ماشه­ای



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 30 queries by YEKTAWEB 4657