[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
10 نتیجه برای قطبی

مجتبی عبائی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان مقدم، نسترن قطبی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف :عضلات گردن در فعالیت های بسیاری با انقباض پویا فعالیت می کنند. افرادی مانند کشاورزان، کارگران صنعتی و نیز ورزشکاران حرفه ای در معرض بروز خستگی عضلات گردن  قرار دارند.هدف از این مطالعه مقایسه اثر خستگی پویا بر شاخص های حوزه توان و فرکانس الکترومیوگرافی  بود.

روش بررسی: در این مطالعه 20 مرد جوان سالم عضلات گردن را به صورت پویا تا رسیدن به خستگی منقبض کردند. با ثبت EMG سطحی از لواتور اسکاپولا، پارااسپینال ها و تراپزیوس فوقانی به عنوان اکستانسورهای گردن، تاثیر خستگی پویا بر حوزه ی فرکانس (MedF)، و توان(RMS)  قبل و بعد از خستگی مقایسه گردید.

یافته­ ها : نتایج مطالعه حاضر بیان می کند که فرکانس میانه بعد از خستگی پویا ( دینامیک) کاهش می یابد (P<0.05) . RMS عضلات لواتور اسکاپولا و تراپز فوقانی بدنبال خستگی پویا افزایش معنی داری نشان داد (P<0.05) . نیروی عضلات پارااسپینال با توجه به کاهش معنی دارRMS  و افزایش فرکانس میانه کاهش یافت .

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که MedF به دنبال خستگی پویا کاهش می یابد. در حوزه توان RMS تراپزیوس فوقانی و لواتور اسکاپولا در خستگی پویا افزایش معنادار یافت. پارااسپینال ها با توجه به کاهش معنادار RMS و افزایش MedF  پس از خستگی، دچار کاهش نیرو شد.


نسترن قطبی، ماندانا شیرازی، شهره جلایی، حسین باقری، صوفیا نقدی، شیوا موسوی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : از مهمترین مشکلات موثر در یادگیری ،عدم توجه به یاددهی به شیوه بحث گروهی می باشد. به همین علت امروزه تاکید بسیاری بر روش های دانشجو محور نظیر انجام کار در گروههای کوچک می شود .با این وجود ، بدلایل متعدد  این روشها برای دانشجویان فیزیوتراپی استفاده نمی شوند  . اجرای آموزش به شیوه کار در گروههای کوچک با هدف تعیین تاثیر آن بر میزان رضایت و یادگیری دانشجویان سال دوم فیزیوتراپی در مقایسه با روش سنتی صورت گرفت.
روش بررسی : یک مطالعه تجربی بر روی 29 دانشجوی سال دوم فیزیوتراپی  انجام شد . دانشجویان بطور تصادفی در دو گروه روش تدریس سخنرانی  (14 نفر) و کار در گروه کوچک (15 نفر) قرار گرفتند  و به مدت 4 جلسه آموزش دیدند . از دو پرسشنامه جداگانه برای ارزیابی میزان رضایت و سطح یادگیری استفاده شد .
یافته ها: رضایتمندی کلی دانشجویان در شیوه بحث گروهی بیشتر از روش سخنرانی بود (0001/0>P ). یادگیری دانشجویان بین دو شیوه تدریس  اختلاف معنی داری نداشت (P>0.05).  , استفاده از این شیوه تدریس را 86.7% دانشجویان گروههای کوچک،  در ترم های آینده نسبت به شیوه سخنرانی ترجیح دادند .
نتیجه گیری: این مطالعه نقش یاددهی در گروههای کوچک را بر افزایش میزان رضایتمندی دانشجویان فیزیوتراپی نشان داد. بدلیل افزایش رضایتمندی در گروههای کوچک ؛ علیرغم معنی دار نشدن اختلاف سطح یادگیری بین دو روش آموزشی ، فرآیند یادگیری می تواند تسهیل شود . بنابراین یاددهی به این شیوه برای آموزش دانشجویان  کارشناسی توصیه می گردد.


مریم نصیرپور، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، نسترن قطبی، سقراط فقیه زاده،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: گردن درد یکی از سه شکایت رایج در سیستم عصبی عضلانی است. طبق مطالعات سیستم ثباتی گردن شامل بخش های غیرفعال، عضلات و کنترل عصبی است. برای بررسی کنترل تعادل در سیستم های ثباتی، پاسخ عضلات ستون فقرات را بدنبال  اعمال اغتشاشات مثل حرکات سریع بازو بررسی می کنند. کلارهای گردنی یکی از شیوه های جلوگیری و یا درمان گردن درد می باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش کلار نرم گردنی بر پاسخ حرکتی  و مدت زمان فعالیت عضلات و الگوی بکارگیری آنها بود.

روش بررسی: در مطالعه 20 خانم جوان سالم، عمل فلکشن شانه را با وزنه در دو وضعیت بدون کلار و با کلار نرم گردنی پس از شنیدن محرک صوتی انجام دادند. با ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات دلتویید ، تراپزیوس ، ارکتوراسپاین گردنی و استرنوکلایدوماستویید، تأثیر کلار بر زمان عکس العمل، مدت زمان فعالیت عضلات و زمان وارد عمل شدن عضلات بررسی شد.

یافته ها:استفاده از کلار نرم گردنی موجب افزایش زمان عکس العمل حرکت فلکشن شانه شد(05/0P<). همچنین کلار نرم گردنی مدت زمان فعالیت عضلات تراپزیوس و ارکتوراسپاین گردنی را کاهش داد(05/0P<). حین عمل فلکشن شانه با بار اضافی، عضله تراپزیوس با اختلاف معناداری نسبت به سایر عضلات زودتر وارد عمل شد ولی عضلات ارکتوراسپاین گردنی و استرنوکلایدوماستویید هم انقباضی نشان دادند.

نتیجه گیری: بدنبال اعمال اغتشاش پوسچرال، کلار نرم گردنی موجب کاهش فعالیت عضلات و کند شدن پاسخ ها می شود. مراکز کنترل حرکت در پاسخ به اغتشاشات در گردن با انتخاب هم انقباضی عضلات سعی در ثبات می نمایند.  


نسترن قطبی، زهرا خدابخشی، شهره جلائی،
دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: اسکلروز متعدد (Multiple sclerosis :MS) یک بیماری میلین زدا است که بعلت درگیری مناطق متعدد سیستم عصبی مرکزی از جمله سیستم حسی حرکتی  می­تواند سبب اختلال در تعادل بیماران شود. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان تعادل، قدرت عضلات اندام­ها و میزان ناتوانی در بیماران ایرانی مبتلا به MS و بررسی میزان ارتباط بین این پارامترها بود.

روش بررسی: 68 بیمار مبتلا به MS بصورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. از مقیاس تعادلی برگ (Berg Balance Scale :BBS)، شاخص موتریسیتی (Motricity Index: MI) و مقیاس خود ارزیاب مراحل بیماری (patient determined disease steps:PDDS) برای ارزیابی میزان تعادل، قدرت عضلات اندام ها و ناتوانی بیماران استفاده شد.

یافته ها: 56% از بیماران اختلال تعادل داشتند .  بین میزان تعادل و قدرت عضلات اندام های فوقانی و تحتانی در بیمارانی که اختلال تعادل داشتند ارتباط معناداری یافت شد (011/0 p= و 001/0p< به ترتیب برای اندامهای فوقانی و تحتانی). اما ارتباط معناداری میان میزان تعادل و قدرت عضلات اندام­ها در بیماران بدون اختلال تعادل  مشاهده نشد (05/0p>).  ناتوانی بیماران ارتباط معکوس و معناداری با میزان تعادل آنان  داشت (001/0 p<) .

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بیش از 50%  بیماران اختلال تعادل دارند.  بعلاوه اهمیت ارزیابی قدرت عضلانی به منظور پیش بینی احتمال زمین خوردن بیماران MS مشخص شد.


لیلا نوری، آزاده شادمهر، بهروز عطارباشی مقدم، نسترن قطبی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده

زمینه و هدف:  توانایی­های ادراکی (زمان عکس العمل و مهارت پیش بینی) در عملکرد موفق اکثر فعالیت های روزانه ضروری هستند. قرار گرفتن در محیط­های کاملا داینامیک و غیرقابل پیش بینی ورزشی مانند والیبال شاید بتواند تغییراتی را در میزان این توانایی های ادراکی ورزشکاران در مقایسه با افراد غیرورزشکار ایجاد کند. لذا هدف ازاین مطالعه، مقایسه ی  زمان عکس العمل و مهارت پیش بینی والیبالیست ها با افراد غیر ورزشکار بود. 

روش بررسی: 11 نفر خانم والیبالیست و 11 نفر خانم غیرورزشکار در این مطالعه شرکت کردند. زمان عکس العمل انتخابی شنوایی، زمان عکس العمل انتخابی پیچیده ی شنوایی، زمان عکس العمل انتخابی بینایی، زمان عکس العمل انتخابی پیچیده ی بینایی، مهارت پیش بینی توپ با سرعت بالا، و مهارت پیش بینی توپ با سرعت پایین افراد با تست های کامپیوتری SART (Speed Anticipation Reaction Test) بررسی شد. 

یافته­ ها: تفاوت آماری معناداری در تست های انتخابی شنوایی و انتخابی پیچیده ی شنوایی بین دو گروه وجود نداشت (05/0< P). والیبالیست ها در تست های انتخابی بینایی، انتخابی بینایی پیچیده، مهارت پیش بینی توپ با سرعت بالا، و مهارت پیش بینی توپ با سرعت پایین بهتر از زنان سالم غیرورزشکار عمل کردند (05/0P<).

نتیجه گیری: والیبالیست ها در طی تمرینات ورزشی دانش گسترده ای را در زمینه الگوهای مخصوص عصبی شناختی والیبال به دست می آورند و در شرایط مشابه ورزشی ( مانند تست های عصبی شناختی کامپیوتری) به خاطر استخراج کارآمد این دانش، توانایی های ادراکی بالاتری در مقایسه با افراد غیرورزشکار دارند.


سیده الهام فتاحیان، نسترن قطبی، صوفیا نقدی، سقراط فقیه زاده،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوامل خطرزا در ایجاد آسیب های ورزشی، انعطاف پذیری نامناسب عضلات است که می تواند منجر به درد، کاهش دامنه حرکتی و محدودیت های عملکردی فرد در انجام فعالیت های ورزشی یا فعالیت های روزانه زندگی شود و کیفیت زندگی وی را تحت تاثیر قرار دهد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط بین میزان انعطاف پذیری عضلات کاف و وضعیت عملکردی ورزشکاران آسیب دیده از ناحیه مچ پا بود.
روش بررسی:
30 ورزشکار مرد آسیب دیده از ناحیه مچ پا (میانگین سنی 94/3 ± 63/22 و دامنه 18 تا 40 سال) در این مطالعه شرکت داشتند. میزان انعطاف پذیری عضلات کاف با گونیامتری از حرکت دورسی فلکشن مچ پای مبتلا و سالم شرکت کنندگان اندازه گیری شد. برای بررسی وضعیت عملکردی مچ پا از مقیاس سنجش آسیب های پا و مچ پا (Foot and Ankle Outcome Score : FAOS) استفاده شد.
یافته ها:
بین میزان انعطاف پذیری عضلات کاف اندام مبتلا و نمره ی کل حاصل از پرسشنامه عملکردی، ارتباط معناداری مشاهده نشد (05/0< P) در حالی که بین انعطاف پذیری همین عضلات در اندام سالم و نمره کل حاصل از پرسشنامه عملکردی، ارتباط معنادار بود ( 51/0 r = , 004/0 P = ).
نتیجه‌گیری:
این مطالعه نشان داد هرچند در ورزشکارانی که انعطاف پذیری عضلات کاف آن ها بیشتر است، وضعیت عملکردی مچ پا بهتر می باشد؛ اما عدم انعطاف پذیری این عضلات در همان ورزشکاران، الزاما با پایین بودن وضعیت عملکردی همراه نیست.
علیرضا حسن پور، نسترن قطبی، نسرین ناصری، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : ورزشکاران گروه­های مختلف ورزشی جهت انجام مهارت­های مختص به رشته­ی خود به تعادل دینامیک اندام تحتانی نیاز دارند.سوالی که می‏تواند مطرح شود این است که آیا ورزشکاران رشته­های مختلف ورزشی از لحاظ تعادل دینامیک اندام تحتانی با یکدیگر تفاوتی دارند؟ این مطالعه با هدف مقایسه­ی تعادل دینامیک اندام تحتانی با استفاده از آزمون­های عملکردی در ورزشکاران فوتبالیست، هندبالیست­­ و ­تکواندو کار انجام شد.

روش بررسی : 30 ورزشکار مرد سالم از ­3­ رشته­ی ورزشی فوتبال، هندبال و ­تکواندو ( هر کدام 10 نفر)با میانگین سنی 06/0 ± 83/23 سال در این مطالعه ­شرکت داشتند.­ مقایسه­ی تعادل دینامیک اندام تحتانی توسط چهار آزمون دوی رفت و برگشت سریع (shuttle run:SR) ،پرش به شکل 8 (figure of 8 hop:FEH) ­، پرش از سمتی به سمت دیگر (side to side hop:SSH) و پرش چابکانه (agility hop:AH)­ انجام شد و از نرم افزار آماری SPSS ­ نسخه 19جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.

یافته ­ ها : ­ میانگین نمره­ی آزمون­­­­های SR ، FEH و AH ­ در تکواندو کارها نسبت به فوتبالیست­ها و هندبالیست­ها بیشتر بود(به ترتیب 26/0 ± 11/7 ،09/1 ± 86/9 ­ و 31/1 ± 2/9 ). فوتبالیست­ها در آزمون SSH بالاترین نمره را نسبت به تکواندوکاران و هندبالیست­ها کسب کردند (84/0 ± 52/7 ) و هندبالیست­ها در آزمون FEH ­ نسبت به فوتبالیست­ها نمره­ی بالاتر و نسبت به تکواندوکاران نمره­ی پایین­تری را کسب کردند (94/0 ± 59/9).درمقایسه بین گروه­های ورزشی تنها درنمرات آزمون­های SR و AH ­ تفاوت معنی­داری مشاهده شد (به ترتیب03/0 p= و 01/0 p= ).

نتیجه گیری :این مطالعه نشان داد که تعادل دینامیک اندام تحتانی در ورزشکاران رشته­های ورزشی تکواندو،هندبال و فوتبال میتواند متفاوت باشد و به نظر می­رسد فوتبالیست­ها و هندبالیست­ها نسبت به تکواندوکاران به سرعت و چابکی بیشتری جهت انجام مهارت­هایشان نیاز دارند. این مسئله در طراحی تمرینات اختصاصی ورزشکاران باید مورد توجه قرار گیرد.

کلیدواژه­ها :آزمون عملکردی، فوتبالیست، هندبالیست، تکواندوکار


غزال هاشمی زنوز، بهروز عطارباشی مقدم، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، نسترن قطبی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: لیگامان صلیبی قدامی دارای عملکرد فیزیکی و حسی می‌باشد. از آن‌جا که انواع حس های سوماتوسنسوری ارسال شده از (Anterior Cruciate Ligament: ACL ) مانند لمس، فشار و حس عمقی از مسیرهای مشابهی به سمت سیستم عصبی مرکزی طی مسیر می کنند؛ انتظار می‌رود اطلاعات حسی افزوده، منجر به افزایش تعادل افراد پس از جراحی بازسازی این لیگامان گردد. در این مطالعه تأثیر ورودی‌ حسی افزوده و افزایش ورودی‌های ارسال شده توسط ACL با استفاده از گیرنده‌های مربوط به حس لمس اعمال شده توسط بستن کاف در قسمت تحتانی ران افراد شرکت کننده، بر روی تعادل داینامیک افراد پس از جراحی بازسازی ACL مورد سنجش قرار گرفت. هدف این مطالعه بررسی تأثیر اطلاعات حسی لمس، در تعادل داینامیک افراد پس از جراحی بازسازی ACL در مقایسه با افراد سالم می‌باشد.

روش بررسی: 32 مرد 35-18 سال (16 مرد با جراحی بازسازی ACL و 16 مرد سالم)، به‌طور تصادفی انتخاب شدند. تمامی شرکت کنندگان حین انجام آزمون‌های عملکردی: Star Excursion Balance Test: SEBT و Cross Over Hop for Distance: COH اطلاعات حسی لمس را دریافت کردند.نمره‌های آزمون‌های عملکردی قبل و پس از اعمال اطلاعات حسی در افراد پس از جراحی بازسازی ACL و گروه شاهد اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: اطلاعات حسی افزوده عملکرد کاربردی بیماران را پس از جراحی بازسازی ACL ارتقاء بخشید. اختلاف آماری معناداری پس از اعمال لمس در نتایج آزمون COH در افراد دیده شد. p=0/000 .به‌علاوه پس از اعمال لمس، پیشرفت معناداری در جهات: داخلی P=0/005 و خلفی داخلی P=0/034 در آزمون SEBT در پای درگیر گروه ACLR ایجاد شد.

نتیجه‌گیری: اطلاعات حسی افزوده، موجب پیشرفت تعادل داینامیک در افراد پس از جراحی بازسازی ACL می‌گردد. یافته‌های مطالعه حاضر استفاده از اطلاعات حسی افزوده را به‌عنوان روشی جدید جهت افزایش تعادل داینامیک تأیید می‌کند.

کلید واژه‌ها: لیگامان صلیبی قدامی، تعادل داینامیک، اطلاعات حسی


کسری کاظمی، علی امیری، نسترن قطبی، علی اشرف جمشیدی، محمد رازی،
دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : آسیب لیگامان صلیبی قدامی در رقابت ها و تمرینات ورزشی شایع است. عملکرد سیستم عصبی عضلانی بدنبال پارگی این لیگامان برهم می خورد. تمرینات اغتشاشی می تواند برای بهبود عملکرد بیماران با جراحی بازسازی لیگامان صلیبی قدامی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر تمرینات اغتشاشی بر نیروی عکس العمل زمین و وضعیت عملکردی این بیماران بود.

 

روش بررسی : 20 بیمار با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی بطور تصادفی به دو گروه مداخله (میانگین سنی 4/3 ± 2/24 سال) و کنترل (میانگین سنی5/2 ± 1/27 سال) تقسیم شدند . گروه مداخله ده جلسه تمرینات اغتشاشی ( Perturbation training ) را روی تخته تعادل یک جهته، تخته تعادل چند جهته و Bosu انجام دادند . حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به این حداکثر حین فرود آمدن روی یک پا از روی پله به ارتفاع 30 سانتیمتر بر روی صفحه نیروی KISTLER ثبت شد . همچنین پرش لی ضربدری ( Cross hop ) به عنوان یک آزمون عملکردی مورد ارزیابی قرار گرفت .

 

یافته ها : قبل از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در زانوی جراحی شده دو گروه مداخله و کنترل اختلاف معنی داری نداشت (05/0 P> ). همچنین نمرات عملکردی زانوی جراحی شده بین دو گروه مداخله و کنترل از لحاظ آماری اختلاف معنی داری نداشت (62/0= P ). بعد از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل شد (003/0= P ). هر چند میانگین زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله نسبت به پای جراحی شده گروه کنترل افزایش یافت ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنا دار نشد(50/0 P= ) . همچنین نمرات آزمون عملکردی در گروه مداخله به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل شد (03/0= P )

 

نتیجه گیری : نتایج به دست آمده نشان داد تمرینات اغتشاشی می تواند در بیماران با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد حرکتی بهتری ایجاد کند. این بهبودی با یافته های کمی دستگاه صفحه نیرو که نشان داد بیماران مقدار نیروی بیشتری را در زمان طولانی تری هنگام فرود آمدن روی یک پا تحمل می کنند، همراه بود.

 

کلید واژه ها: اغتشاش درمانی، نیروی عکس العمل زمین، بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد


فاطمه ملائی، نسرین ناصری، نسترن قطبی،
دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب­های شانه در ورزش­هایover head  شیوع بالایی دارد. از این میان سندرم گیرافتادگی شایع­ترین علت این آسیب­ها میباشد. اسکاپولا نقش بیومکانیکی مهمی در عملکرد نرمال شانه دارد. ایمبالانس­های عضلانی باعث تغییر در آرتروکینماتیک نرمال اسکاپولا و در نتیجه آسیب می­شوند. یکی از درمان­هایی که در افراد مبتلا به سندرم گیرافتادگی استفاده می­شود کینزیوتیپینگ است. هدف از این مطالعه بررسی اثر کینزیوتیپ عضلات تراپزیوس بر میزان درد، حرکات عملکردی مفصل شانه و لغزش خارجی کتف در افراد مبتلا به سندرم گیرافتادگی بود.

روش بررسی: 15ورزشکار با میانگین (انحراف معیار) سنی 56/3±53/30 با سندرم گیر افتادگی در این مطالعه شرکت کردند .در این افراد درد با مقیاس دیداری درد- حرکات عملکردی مفصل شانه و آزمون لغزش خارجی کتف در سه وضعیت پایه  ارزیابی شد. سپس با روش دکتر Kenzo Kase کینزیوتیپ مهاری برای عضله تراپزیوس فوقانی و کینزیوتیپ تحریکی برای عضله تراپزیوس تحتانی انجام شد . ارزیابی مجدد در سه فاصله زمانی، 20 دقیقه ،72 ساعت و 6 روز بعد از جلسه اول انجام شد .

یافته­ها: میانگین میزان درد 72 ساعت بعد از تیپ و 6 روز بعد ار آن کاهش معناداری نشان داد ( 003/0= p و 003/0= P). حرکت  abd+ ext.rot. شانه بعد از تیپ بهبودی معناداری نشان داد که بیشترین آن  6 روز بعد از تیپ بود (004/0=p). حرکت  add. + int.rot.    شانه بعد از تیپ بهبودی معناداری نشان داد و بیشترین بهبودی در 6 روز بعد از تیپ دیده شد (001/0=p). آزمون لغزش خارجی کتف در حالت اول تست (بازوها آویزان کنار بدن) بعد از تیپ با 001/0=p  و در حالت دوم تست (دستها روی کرست ایلیاک) نیز با 003/0= p بهبودی معناداری نشان داد. در حالت سوم تست (دستها در 90 درجه ابدکسیون و چرخش داخلی) بهبودی معناداری دیده نشد.

نتیجه­گیری: کینزیوتیپ عضلات تراپزیوس در افراد با سندرم گیر افتادگی باعث کاهش درد، بهبود حرکات عملکردی شانه و بهبود ارتروکینماتیک اسکاپولا شد. پس می­توان از کینزیوتیپ بعنوان یک درمان کمکی در افراد با سندرم گیر افتادگی استفاده کرد.

کلید واژه ها: کینزیوتیپ، عضلات تراپزیوس، سندرم گیرافتادگی



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 35 queries by YEKTAWEB 4741