[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۱۴ نتیجه برای ناصری

محمد رضا هادیان، محسن میر، سعید طالبیان، نسرین ناصری،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۸۶ )
چکیده

زمینه و هدف : لیگامان متقاطع قدامی در زانو دو نقش مکانیکال و حسی دارد. حس عمقی توسط بازسازی وضعیت مفصل و آستانه درک حرکت پاسیو در وضعیت بدون تحمل وزن ارزیابی شده است. پیشنهاد شده است که ارزیابی حس عمقی در وضعیت فانکشنال اندام تحتانی ممکن است اثر آسیب و بازسازی لیگامان متقاطع قدامی را بر عملکرد حس عمقی زانو  بهتر نشان دهد.

هدف مطالعه حاضر ارزیابی حس وضعیت مفصل زانو بعد از بازسازی لیگامان متقاطع قدامی در وضعیت فانکشنال بود.

روش بررسی: ۱۲ بیمار که تحت عمل بازسازی لیگامان متقاطع قدامی قرار گرفته بودند و ۱۲ فرد سالم در این مطالعه شرکت کردند. حس وضعیت مفصل در زانوی غالب افراد سالم و زانوی عمل شده و زانوی سالم بیماران از طریق بازسازی زاویه تست شده مورد ارزیابی قرار گرفت.  برای اندازه گیری زاویه از سیستمی متشکل از فوتوگرافی دیجیتال، مارکرهای غیر منعکس کننده و آنالیز با AutoCAD استفاده شد. ارزیابی در دو وضعیت، حرکت در جهت اکستانسیون و حرکت در جهت فلکسیون صورت گرفت. خطای مطلق به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد.

یافته ها: تفاوت معنی داری در حس وضعیت مفصل بین دو زانوی عمل شده و زانوی سالم بیماران و هر کدام از زانوهای بیماران با زانوی غالب افراد سالم در هر وضعیت تست وجود نداشت. همچنین بین دو وضعیت تست، در هر کدام از زانوهای بیماران و گروه کنترل اختلاف معنی دار وجود نداشت.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد افرادی که تحت عمل بازسازی لیگامان متقاطع قدامی قرار گرفته اند در وضعیت تحمل وزن اختلالی در حس وضعیت مفصل ندارند. حس وضعیت مفصل زانو عمدتا توسط گیرنده های عضلانی- تاندونی تامین می‏شود.  اطلاعات حسی گیرنده های مکانیکی سایر لیگامانها و کپسول مفصلی، ارسال پیامهای حس عمقی را تکمیل می کنند.


محمدرضا هادیان، نسرین ناصری، حسین باقری، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، شهره جلایی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۸۶ )
چکیده

 زمینه و هدف: اندازه گیری زاویه مفصل در ارزیابی یکی از اجزای مهم حس پروپریوسپشن یعنی حس وضعیت مفصل کاربرد دارد. هدف این مطالعه مقطعی،  بررسی پایایی ودقت اندازه گیری زاویه با استفاده از دو روش آنالیز دستی و آنالیز با AutoCAD  بود.

روش بررسی : برای بررسی پایایی و دقت آنالیز دستی در محیط کلینیک ، از۷۲ زاویه مفصل زانوی راست ۲۴ فرد سالم ، در حالیکه ۴ عدد مارکر مربعی بر روی اندام تحتانی آنها چسبانده شده بود  با دوربین دیجیتال ، عکس گرفته شد. زوایای تصاویر موجود با آنالیز دستی از طریق صفحات شفاف وگونیامتری اندازه گیری شد. این اندازه گیری توسط آزمونگر اصلی با دو تکرار با فاصله زمانی ۱۰ روز و دو فیزیوتراپیست به صورت مستقل انجام شد.

یافته ها:  ضریب همبستگی (r)، در آنالیز دستی تمام زوایا، بین تست کننده‏ها، تقریباً ۱ بود. ICC [۲,۱] در پایایی از نوع inter & intra-rater، ۹۹۹/۰ بود. همچنین اختلاف معنی دار میان اندازه‏گیری‏های دو فیزیوتراپیست، دو بار اندازه‏گیری آزمونگر اصلی و هر بار اندازه‏گیری آزمونگر اصلی و هر فیزیو تراپیست وجود نداشت . در بررسی ارتباط آنالیز دستی با آنالیز با AutoCAD، ضریب همبستگی برای هر سه زاویه ۱ بود. اختلاف میانگین دو روش بیشتر از ۸/۰ درجه نبود.

نتیجه گیری :  روش های معرفی شده در این مطالعه،  شامل روش آنالیز دستی و آنالیز با AutoCAD، برای اندازه گیری زاویه مفصل زانو  دارای پایایی و دقت کافی هستند. این روش ها از طریق مارکرگذاری و فوتوگرافی دیجیتال  در ارزیابی حس وضعیت مفصل زانو  میتوانند به کار گرفته شوند.


فرشته پورکاظمی، نسرین ناصری، حسین باقری، زهرا فخاری،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۷ )
چکیده

زمینه و هدف: در ارزیابی های فیزیوتراپی و ارتوپدی ، یکی از ابزارهای مهم برای تعیین میزان پیشرفت بیمار ،  بررسی میزان تأثیر تکنیک های درمانی مختلف و همچنین تصمیم گیری در مورد انجام درمانهای بعدی ، اندازه گیری زاویه مفصل می باشد. هدف این مطالعه بررسی پایایی  اندازه گیری زاویه مفصل زانو با استفاده از سیستم متشکل از عکس برداری دیجیتال، مارکر های پوستی و آنالیز با نرم افزارAutoCAD  بود.

روش بررسی: در مرحله اول پایایی مارکرگزاری با سه فاصله زمانی کوتاه (۵ دقیقه)، متوسط(۲ روز) و بلند مدت (۲۰ روز) مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله دوم پایایی عکس برداری با دوربین دیجیتال از وضعیت مفصلی جهت اندازه گیری با AutoCAD ، ابتدا طبق روش گفته شده بررسی شد. در مرحله سوم بررسی پایایی آنالیز زاویه با نرم افزار AutoCAD صورت گرفت.

یافته ­ها: در مرحله اولICC  در پایایی تکرار اندازه گیری های آزمونگر جهت انجام مارکرگذاری با فاصله زمانی کوتاه (۵ دقیقه)، متوسط(۲ روز) و بلند مدت (۲۰ روز) به ترتیب معادل ۹۷/۰، ۹۴/۰ و ۷۳/۰ شد. در مرحله دوم ICC  در پایایی تکرار اندازه گیری های آزمونگر جهت انجام عکس برداری معادل ۹۹/۰ و در مرحله سوم ICC در پایایی تکرار اندازه گیری های آزمونگر جهت اندازه گیری زاویه با نرم افزار AutoCAD نیز معادل ۹۹/۰ به دست آمد.

نتیجه گیری: در این مطالعه مشاهده شد که سیتم معرفی شده دارای پایایی بالا بوده و جهت استفاده برای اندازه گیری زاویه مفصلی مناسب می باشد.


فرشته پورکاظمی، نسرین ناصری، حسین باقری، زهرا فخاری،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده

زمینه و هدف:  پیشرفت رو به رشد فعالیتهای ورزشی به صورت حرفه ای منجر به گسترش تحقیقات پایه و بالینی در این زمینه شده است. پیچ خوردگی مچ پا (lateral ankle sprain: LAS) شایعترین آسیب ورزشی می باشد. علیرغم تحقیقات وسیع پایه و بالینی در این زمینه، تعداد زیادی از این افراد به ناپایداری مزمن مفصل مچ پا (chronic ankle instability: CAI) مبتلا می شوند. این عقیده وجود دارد که نقص کنترل نوروماسکولار که بدنبال پیچ خوردگی مفصل مچ پا رخ می دهد میتواند عاملی برای ناپایداری مزمن این مفصل باشد وافراد درگیر را مستعد ضایعه مجدد نماید. از آنجا که هیچ گونه مطالعه ای در مورد حس وضعیت مفصل زانو در ناپایداری مچ پا  وجود نداشت، در این تحقیق  ما به بررسی ان پرداختیم .

روش بررسی:۲۰ زن داوطلب (۱۰ نفر سالم و ۱۰ نفر مبتلا به CAI)  دراین مطالعه شرکت کردند. حس وضعیت مفصل در زانوی اندام مبتلا و سالم افراد بیمار و نیز زانوی اندام غالب افراد سالم از طریق بازسازی زاویه در همان مفصل مورد ارزیابی قرار گرفت. ارزیابی در دو وضعیت نشسته و ایستاده و در هر وضعیت در دو دامنه میانی و خارجی صورت گرفت. اندازه­گیری زوایای مفصل زانو با استفاده از سیستمی متشکل از مارکرگذاری پوستی، عکس برداری دیجیتال و آنالیز زاویه با نرم افزار AutoCAD اندازه گیری شد. خطای مطلق به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد.

یافته ­ها: در مقایسه بین حس وضعیت مفصل زانوی اندام درگیر و سالم افراد مبتلا به ناپایداری مزمن مچ پا، و نیزحس وضعیت مفصل زانوی اندام درگیر افراد مبتلا و اندام غالب افراد سالم اختلاف معناداری مشاهده نشد. در مقایسه بین حس وضعیت مفصل زانو در دو دامنه میانی و خارجی در هر سه گروه اختلاف معناداری نیز مشاهده نشد. همچنین بین حس وضعیت مفصل زانودر دو وضعیت ایستاده و نشسته در سه گروه اختلاف معناداری مشاهده نشد (۰۵/۰p> ).

نتیجه گیری:  نتایج این مطالعه نشان داد که در افراد با ناپایداری مزمن مفصل مچ پا در دو وضعیت نشسته و ایستاده اختلال حس وضعیت مفصل زانووجود ندارد.



نسرین ناصری، زهرا فخاری، مریم صنوبری، شهره جلائی، محبوبه بانژاد،
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی ارتباط تیلت لگن و قوس کمری با سفتی و قدرت عضلانی، BMI و سن در وضعیت ایستاده بود.

روش بررسی: ۷۵ زن سالم  ۷۰-۲۰ ساله با میانگین (انحراف معیار) ۶۶/۴۰ (۶۹/۱۳)، در این مطالعه شرکت کردند. تیلت لگن با تیلت سنج (Pelvic inclinometer)، قوس کمری با خط کش منعطف(flexible ruler) ،کوتاهی عضلات ارکتوراسپینه، ایلیوپسواس، رکتوس فموریس، همسترینگ، تنسورفاسیالاتا، ایلیوتیبیال باند و گاستروکنمیوس به ترتیب با تستهای Schober، Thomas، Ely،۹۰-۹۰  SLR، Ober با زانوی خم و باز و دورسی فلکسیون غیر فعال مچ پا ارزیابی شد.  برای تعیین قدرت عضلات رکتوس ابدومینیس، ترنسورسوس ابدومینیس، اوبلیکوس های چپ و راست، گلوتئوس ماگزیموس و مدیوس و کوادریسپس از تستهای دستی عضلانی استفاده شد.

یافته­ ها: بین تیلت لگن و قوس کمری و همچنین بین هر یک از این متغیر ها با قدرت عضلات تست شده، BMI و سن ارتباط ضعیف یا کم وجود داشت. سفتی و قدرت عضلانی تاثیر معنی دار بر تیلت لگن و قوس کمری نداشت.

نتیجه گیری:  نتایج این مطالعه نشان داد که متغیرهای بررسی شده شامل: تیلت لگن، قوس کمری، سفتی و قدرت عضلانی، BMI و سن ارتباط ضعیف یا کمی با یکدیگر دارند. جهت بررسی این ارتباط، مطالعات بیشتری باید صورت گیرد.    


محمد ناصری، سید احمد رضا خاتون آبادی،
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف: اندازه گیری های عینی در کل و اندازه گیری های دینامیکی به طور خاص جنبه مهمی از ارزیابی لکنت طی چند دهه گذشته بوده اند. اگر چه این اندازه گیری ها جایگزین قضاوت های درکی نمی شوند، اما به کمک آنها تشخیص دقیق تری صورت می گیرد و لزوم مداخله های درمانی تایید می شود. همچنین می توان از آنها برای بازخورد نتایج درمان به بیمار استفاده کرد. از این رو این مطالعه به منظور اندازه گیری و مقایسه برخی از ویژگیهای دینامیکی بین مردان لکنتی و غیر لکنتی بزرگسال انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد_شاهدی نمونه های مورد بررسی ۳۲ مرد غیرلکنتی (۱۶ نفر) و لکنتی (۱۶ نفر) بزرگسال بودند. برای جمع آوری نمونه صوت آزمودنی ها از کشش واکه /آ/ استفاده شد و تجزیه و تحلیل آن با نرم افزارDr. Speech  صورت گرفت.

یافته ها: میانگین ضریب تماس و شاخص تماس تارهای صوتی حین کشش واکه /آ/ در افراد لکنتی و غیرلکنتی تفاوت معنادار آماری ندارد.

نتیجه گیری: در مطالعه حاضر با توجه به نبود تفاوت معنادار در مورد ضریب تماس و شاخص تماس تارهای صوتی بین افراد لکنتی و غیرلکنتی بزرگسال، نتیجه گرفته می شود که این دو شاخص نقش مؤثری در ایجاد لکنت ندارد.



نسرین ناصری، زهرا فخاری، مریم صنوبری، گلناز صدریا،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۸-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: ثبات مرکزی(core stability قابلیت مجموعه کمری- لگنی- رانی برای جلوگیری از بی‌ثباتی ستون فقرات و بازگشت به حالت تعادل پس از اعمال یک اغتشاش است. گزارش داده شده است که عضلات ناحیه مرکزی، قبل از انجام حرکات در اندام‌ها  فعال می‌شوند. ثبات مرکزی، محوری برای عملکرد  بیومکانیکی موثر اندام هاست  که از طریق افزایش تولید نیرو و کاهش بار های مفصلی در تمامی انواع فعالیتها، از دویدن تا پرتاب کردن عمل می کند. هدف این مطالعه،  بررسی ارتباط بین ثبات مرکزی و عملکرد اندام تحتانی در زنان ورزشکار بود.

روش بررسی: ۳۰  داوطلب زن ورزشکار، با میانگین (انحراف معیار) سنی (۸/۳)  ۲۳ سال در این مطالعه شرکت کردند. از دو مجموعه تست برای ارزیابی ثبات مرکزی و عملکرد اندام تحتانی استفاده شد .

یافته ها:. نتایج این مطالعه نشان داد که  قدرت ایزومتریک عضلات ابداکتور ران با دویدن جهشی در راه پله با جهش۶ متری و با حرکت تعادلی ستاره ای در جهت اکستانسیون به ترتیب با  ۴۳۸/۰-r=, , ۳۶۷/۰-r=  و  ۵۱۵ /۰ r= ارتباط معنا دار داشت. همچنین تحمل عضلات لاترال فلکسور تنه با دویدن رفت وبرگشتی با ۳۶۷/۰  r=، پایین آوردن همزمان دو اندام تحتانی با پرش عمودی با ۴۲/۰ r= و تحمل عضلات اکستانسور تنه با پرش عمودی ۴۰۴/-۰ r= ارتباط معنا دارداشت. در موارد دیگر، بین تست های ثبات مرکزی و تست های عملکرد  اندام تحتانی ارتباط معنی دار وجود نداشت (۰۵/۰ p> ).

نتیجه گیری با وجود ارتباط ضعیف تا متوسط که در این مطالعه به دست آمد می توان اظهار کرد که با اینگونه  تست های ثبات مرکزی نمی توان عملکرد اندام تحتانی را پیش بینی کرد. لذا به نظر می رسد ارزیابی ثبات مرکزی باید بصورت دینامیک بوده وشامل مواردی باشد که  مناسب برای جامعه ورزشکاران است .


سارا صفری نودهی، نسرین ناصری، نورالدین نخستین انصاری، جواد صراف زاده، سهیل منصور سوهانی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه وهدف: در سال های اخیر به نقش عضلات کمر و لگن  به عنوان بخشی از عضلات ناحیه مرکزی در آسیب شناسی و درمان آسیب های ورزشی اندام تحتانی توجه شده است. چرا که این عضلات طبق نظریه زنجیره حرکتی بسته، به صورت عملکردی کنترل کننده حرکت بخش های تحتانی هستند. دردهای کشاله ران یکی از صدمات متداول در ورزشهایی مثل فوتبال است.از آنجاییکه شایع ترین عناصر درگیر در این عارضه عضلات اداکتور ران می باشند، هدف از انجام این مطالعه مقایسه ثبات مرکزی بین بازیکنان فوتبال مرد سالم  با بازیکنان فوتبال مبتلابه کشیدگی عضلات اداکتور ران بود.مطالعات بسیاری برای پیشگیری، درمان و جلوگیری از عود مجدد این ضایعه انجام گرفته است که مهمترین و اصلی ترین نکته کلیدی آن حفظ یکپارچگی و سلامت ثبات مرکزی و عضلات تنه و ران می باشد.

روش بررسی: ۵۰ ورزشکار فوتبال حرفه ای مرد با میانگین سنی ۷۳/۲±۳۲/۲۱ سال(۲۵ نفر سالم و ۲۵ نفر مصدوم) دراین مطالعه شرکت کردند. ثبات مرکزی بین این دو گروه توسط ۵ آزمون تحملی و عملکردی مقایسه شد. تحمل عضلات فلکسور، اکستانسور و فلکسورهای طرفی تنه توسط آزمونهای Mc Gill و Biering-Sorensen تغیر یافته، ارزیابی شد و برای ارزیابی عملکرد عضلات مایل شکمی از آزمون پایین آوردن همزمان دو پاDouble leg lowering)) و جهت ارزیابی عضلات ابداکتور و روتاتور خارجی ران از آزمون چمباتمه تک پا Singel Leg Squat)) استفاده شد.

یافته ها: تحمل عضلات اکستانسور، فلکسور و فلکسور طرفی تنه در بازیکنان فوتبال مبتلا به کشیدگی عضلات اداکتور ران درمقایسه با بازیکنان فوتبال سالم به صورت معناداری کمتر بود.همچنین عملکرد عضلات مایل شکمی و عضلات ابداکتور و روتاتور خارجی ران بین دو گروه بازیکنان فوتبال سالم و مصدوم دارای اختلاف معنا دار بود(۰۵/۰p<).

نتیجه گیری: کاهش تحمل وعملکرد عضلات تنه احتمالا عاملی جهت  افزایش خطر کشیدگی عضلات اداکتور ران در بازیکنان فوتبال می باشد. افزایش تحمل این عضلات درمرکز تنه احتمالا سبب کاهش خطر کشیدگی عضلات اداکتور ران می شود.


لیلا حاجی میررحیمی، نسرین ناصری، علی امیری، زهرا فخاری،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: پیچ خوردگی مچ پا یک آسیب­های شایع در میان ورزشکاران است. علیرغم تحقیقات علمی پایه­ای و کلینیکی بسیار زیادی که انجام شده است، باز هم میزان پیچ خوردگی مجدد مچ پا بالا است. از آنجا که دلایل پبچ خوردگی مجدد معلوم نیست، درمانهای توان بخشی هم با مشکلات زیادی مواجه می­شوند. یکی ا ز روش­های درمانی که امروزه برای این عارضه مورد توجه قرار گرفته است استفاده از نواربندی کینزیولوژیک ( kinesio taping ) است. در این مطالعه، اثر سه روش نواربندی کینزیولوژیک بر بهبود عملکرد ورزشکاران مبتلا به پیچ خوردگی مزمن مچ پا بررسی شد.

روش بررسی: ۳۰ ورزشکار مرد فوتبالیست و فوتسالیست مبتلا به پیچ خوردگی مچ پا در این مطالعه شرکت کردند. نواربندی در سه نوبت مجزا با سه روش برای این افراد چسبانده شد و تأثیر کوتاه مدت آن بر عملکرد اندام تحتانی از طریق دو تست تعادل ستاره­ای و لی لی کردن به روش ۸ بررسی شد.

یافته ها: در نواربندی با هدف اصلاح عملکرد و مکانیک، عملکرد ورزشکاران به طور معناداری افزایش یافت (۰,۰۰ = P ). اما در روش اصلاح لیگامانی تاندونی اختلاف معنی داری دیده نشد(۰.۰۵ ≤ P ).

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد دو روش اصلاح عملکرد و مکانیک تأثیر قابل توجهی در بهبود عملکرد ورزشکاران فوتبالیست و فوتسالیست با پیچ خوردگی مزمن مچ پا دارد، در حالیکه روش اصلاحی لیگامانی- تاندونی تغییر قابل توجهی در عملکرد این ورزشکاران ایجاد نمی کن د .

کلیدواژه­ها: بی ثباتی مزمن مچ پا، نوار بندی، تست­های عملکردی


علیرضا حسن پور، نسترن قطبی، نسرین ناصری، شهره جلائی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف : ورزشکاران گروه­های مختلف ورزشی جهت انجام مهارت­های مختص به رشته­ی خود به تعادل دینامیک اندام تحتانی نیاز دارند.سوالی که می‏تواند مطرح شود این است که آیا ورزشکاران رشته­های مختلف ورزشی از لحاظ تعادل دینامیک اندام تحتانی با یکدیگر تفاوتی دارند؟ این مطالعه با هدف مقایسه­ی تعادل دینامیک اندام تحتانی با استفاده از آزمون­های عملکردی در ورزشکاران فوتبالیست، هندبالیست­­ و ­تکواندو کار انجام شد.

روش بررسی : ۳۰ ورزشکار مرد سالم از ­۳­ رشته­ی ورزشی فوتبال، هندبال و ­تکواندو ( هر کدام ۱۰ نفر)با میانگین سنی ۰۶/۰ ± ۸۳/۲۳ سال در این مطالعه ­شرکت داشتند.­ مقایسه­ی تعادل دینامیک اندام تحتانی توسط چهار آزمون دوی رفت و برگشت سریع (shuttle run:SR) ،پرش به شکل ۸ (figure of ۸ hop:FEH) ­، پرش از سمتی به سمت دیگر (side to side hop:SSH) و پرش چابکانه (agility hop:AH)­ انجام شد و از نرم افزار آماری SPSS ­ نسخه ۱۹جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.

یافته ­ ها : ­ میانگین نمره­ی آزمون­­­­های SR ، FEH و AH ­ در تکواندو کارها نسبت به فوتبالیست­ها و هندبالیست­ها بیشتر بود(به ترتیب ۲۶/۰ ± ۱۱/۷ ،۰۹/۱ ± ۸۶/۹ ­ و ۳۱/۱ ± ۲/۹ ). فوتبالیست­ها در آزمون SSH بالاترین نمره را نسبت به تکواندوکاران و هندبالیست­ها کسب کردند (۸۴/۰ ± ۵۲/۷ ) و هندبالیست­ها در آزمون FEH ­ نسبت به فوتبالیست­ها نمره­ی بالاتر و نسبت به تکواندوکاران نمره­ی پایین­تری را کسب کردند (۹۴/۰ ± ۵۹/۹).درمقایسه بین گروه­های ورزشی تنها درنمرات آزمون­های SR و AH ­ تفاوت معنی­داری مشاهده شد (به ترتیب۰۳/۰ p= و ۰۱/۰ p= ).

نتیجه گیری :این مطالعه نشان داد که تعادل دینامیک اندام تحتانی در ورزشکاران رشته­های ورزشی تکواندو،هندبال و فوتبال میتواند متفاوت باشد و به نظر می­رسد فوتبالیست­ها و هندبالیست­ها نسبت به تکواندوکاران به سرعت و چابکی بیشتری جهت انجام مهارت­هایشان نیاز دارند. این مسئله در طراحی تمرینات اختصاصی ورزشکاران باید مورد توجه قرار گیرد.

کلیدواژه­ها :آزمون عملکردی، فوتبالیست، هندبالیست، تکواندوکار


نسرین ناصری، شهره جلائی، محمدحسن آذرسا، سعید بهرامی نیا،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر سخنرانی به طور گسترده­ای به عنوان یک روش آموزش در سطح دانشگاه مورد قرار میگیرد ، بویژه اگر هدف انتقال مطالب به تعداد زیادی از فراگیران باشد . آنچه که در سالهای اخیر در روش­های آموزش سخنرانی در دانشگاه­های کشور شیوع بیشتری پیدا کرده است، ضبط صدای سخنران توسط فراگیران می­باشد. در برخی از مطالعاتی که تا کنون انجام شده مطرح گردیده است که ضبط صدای سخنرانی در دانشگاه و استفاده از آن در خارج از کلاس دارای مزایای زیادی است و برخی دیگر عنوان کرده­اند دانشجویان با ناتوانایی­های مشخص ممکن است از ضبط صدا استفاده کنند و این روش موجب عدم تمرکز دانشجو در کلاس شده و یادگیری را کاهش می­دهد. هدف این مطالعه، مقایسه روش استفاده از صدای ضبط شده سخنران با روش یادداشت برداری در کلاس در میزان یادگیری دانشجویان کارشناسی فیزیوتراپی بود.

روش بررسی: ۲۹ دانشجوی کارشناسی فیزیوتراپی مشغول به تحصیل در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران براساس شیوه مطالعه در دو گروه شامل: استفاده از صدای ضبط شده سخنران و یادداشت برداری در کلاس در این مطالعه توصیفی- مقطعی مقایسه­ای شرکت کردند. نمره آزمون کتبی دانشجویان، نمره ارزشیابی استاد، نمره رضایتمندی از واحد درسی و نمره دانشجویان در سوالات با سطح دشواری بالا به عنوان متغیرهای وابسته برای این بررسی در نظر گرفته شد.

یافته­ها: در مقایسه میانگینهای نمره آزمون کتبی دانشجویان( ۹۲/۰ = P )، نمره ارزشیابی استاد ) ۵۵/۰= P )، نمره رضایتمندی از واحد درسی ( ۵۷/۰ = P ) و نمره دانشجویان در سوالات با سطح دشواری بالا با ( ۵۳/۰ = P )، بین دو گروه اختلاف معنادار ی وجود نداش ت.

نتیجه­گیری: استفاده از روش ضبط صدا تاثیر معنی­داری بر یادگیری دانشجویان نداشت. نتایج به دست آمده در این مطالعه مربوط به یک واحد درسی خاص بود و نمی­توان نتایج آن را به سایر دروس تعمیم داد.

کلید وازه­ها: سخنرانی، ضبط صدا، نمره آزمون کتبی، نمره ارزشیابی استاد


نسرین ناصری، زهرا فخاری، میترا حاجی مقصودی، فاطمه حسینی قهی، مریم صنوبری،
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نوع چسبندگی های عضلات ناحیه کمر و لگن، به نظر می آید که تیلت لگن و قوس کمر بتوانند تاثیر متقابل روی یکدیگر داشته باشند. مطالعات انجام شده در زمینه ارتباط تیلت لگن و قوس کمر نتایج متفاوتی را نشان میدهند و وجود نتایج متناقض می تواند درمانگران را در تعیین یک برنامه درمانی صحیح با مشکل مواجه کند. در این مطالعه سعی بر آن است تا با استفاده از ابزارهای دقیق تر و بررسی جامعه آماری نسبتا بزرگ به نتایج قابل اطمینانی در مورد رابطه این دو متغیر دست یابیم. ۴۱ ، در مطالعه شرکت کردند. تیلت قدامی لگن به وسیله تیلت سنج و قوس /۴۵ ۱۲/ روش بررسی: تعداد ۱۸۰ زن سالم ۲۰ تا ۶۵ سال با میانگین سنی ۲۷ کمر بوسیله خط کش منعطف اندازه گیری شد. که این ارتباط به میزان (r =۰/۱۶، p<۰/ یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد ارتباط معنا دار ضعیفی بین تیلت لگن و قوس کمر وجود دارد ( ۰۵ کمی متاثر از سن بود. نتیجه گیری: این مطالعه به بررسی ارتباط میان تیلت لگن و قوس کمر در زنان سالم در حالت استاتیک پرداخت. نتایج مطالعه حاضر نشان داد ارتباط ضعیفی میان تیلت لگن و قوس کمر در زنان سالم وجود دارد. مهم ترین ویژگی این مطالعه به کارگیری ابزارهای دقیق و مطالعه جامعه آماری بزرگ است.
فاطمه ملائی، نسرین ناصری، نسترن قطبی،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب­های شانه در ورزش­هایover head  شیوع بالایی دارد. از این میان سندرم گیرافتادگی شایع­ترین علت این آسیب­ها میباشد. اسکاپولا نقش بیومکانیکی مهمی در عملکرد نرمال شانه دارد. ایمبالانس­های عضلانی باعث تغییر در آرتروکینماتیک نرمال اسکاپولا و در نتیجه آسیب می­شوند. یکی از درمان­هایی که در افراد مبتلا به سندرم گیرافتادگی استفاده می­شود کینزیوتیپینگ است. هدف از این مطالعه بررسی اثر کینزیوتیپ عضلات تراپزیوس بر میزان درد، حرکات عملکردی مفصل شانه و لغزش خارجی کتف در افراد مبتلا به سندرم گیرافتادگی بود.

روش بررسی: ۱۵ورزشکار با میانگین (انحراف معیار) سنی ۵۶/۳±۵۳/۳۰ با سندرم گیر افتادگی در این مطالعه شرکت کردند .در این افراد درد با مقیاس دیداری درد- حرکات عملکردی مفصل شانه و آزمون لغزش خارجی کتف در سه وضعیت پایه  ارزیابی شد. سپس با روش دکتر Kenzo Kase کینزیوتیپ مهاری برای عضله تراپزیوس فوقانی و کینزیوتیپ تحریکی برای عضله تراپزیوس تحتانی انجام شد . ارزیابی مجدد در سه فاصله زمانی، ۲۰ دقیقه ،۷۲ ساعت و ۶ روز بعد از جلسه اول انجام شد .

یافته­ها: میانگین میزان درد ۷۲ ساعت بعد از تیپ و ۶ روز بعد ار آن کاهش معناداری نشان داد ( ۰۰۳/۰= p و ۰۰۳/۰= P). حرکت  abd+ ext.rot. شانه بعد از تیپ بهبودی معناداری نشان داد که بیشترین آن  ۶ روز بعد از تیپ بود (۰۰۴/۰=p). حرکت  add. + int.rot.    شانه بعد از تیپ بهبودی معناداری نشان داد و بیشترین بهبودی در ۶ روز بعد از تیپ دیده شد (۰۰۱/۰=p). آزمون لغزش خارجی کتف در حالت اول تست (بازوها آویزان کنار بدن) بعد از تیپ با ۰۰۱/۰=p  و در حالت دوم تست (دستها روی کرست ایلیاک) نیز با ۰۰۳/۰= p بهبودی معناداری نشان داد. در حالت سوم تست (دستها در ۹۰ درجه ابدکسیون و چرخش داخلی) بهبودی معناداری دیده نشد.

نتیجه­گیری: کینزیوتیپ عضلات تراپزیوس در افراد با سندرم گیر افتادگی باعث کاهش درد، بهبود حرکات عملکردی شانه و بهبود ارتروکینماتیک اسکاپولا شد. پس می­توان از کینزیوتیپ بعنوان یک درمان کمکی در افراد با سندرم گیر افتادگی استفاده کرد.

کلید واژه ها: کینزیوتیپ، عضلات تراپزیوس، سندرم گیرافتادگی


سعید ایزدخواه، نسرین ناصری، نادر معروفی، یاشار کچیلی، هاشم شابدین،
دوره ۹، شماره ۵ - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: کوتاهی عضلانی که یکی‌از مشکلات شایع عضلانی- اسکلتی است، ممکن‌است به‌دنبال صدمات یا کم تحرکی و سفتی بافت همبند بوجود آمده ‌و موجب بروز علایم کلینیکی گردد. عضله همسترینگ عضله‌ای است‌که در فعالیت­های ورزشی بطور شایع آسیب می­بیند و نتایج اکثر مطالعات حاکی از این است که کاهش خاصیت انعطاف پذیری و کوتاهی این عضله موجب آسیب اندام تحتانی می­شود. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تاثیر تکنیک­های آزادسازی مایوفاشیال و تکنیک­های انرژی عضلانی بر افزایش انعطاف پذیری عضله همسترینگ می­باشد.

روش بررسی: ۲۴ فرد غیر ورزشکار سالم در دامنه سنی ۳۶-۲۱ سال(۴/۵±۱۲/۲۶= انحراف معیار±میانگین ) پس از ارزیابی به طور تصادفی در دو گروه درمانی قرارگرفتند . برای گروه یک از تکنیک­های آزاد سازی مایوفاشیال و برای گروه دوم ازتکنیک­های انرژی عضلانی استفاده شد. در هر دو گروه قبل و بلافاصله پس از درمان، دامنه حرکتی پاسیو مفصل زانو توسط گونیامتر دیجیتال اندازه­گیری گردید.

یافته­ها: نتایج افزایش معناداری را در دامنه حرکتی  پاسیو مفصل زانو، بلافاصله پس از اجرای هر دو تکنیک نسبت به قبل از آن نشان دادند (۰۰۱/۰P<). میزان افزایش حرکت اکستنشن زانو در گروه یک بیش از گروه دوم بود (۰۲۳/۰P=)

نتیجه­گیری: تکنیک­های آزاد سازی مایوفاشیال ‌و تکنیکهای انرژی عضلانی می‌توانند موجب افزایش انعطاف‌پذیری عضله همسترینگ شوند اما در این مطالعه تکنیک­های آزاد سازی مایوفاشیال در افزایش طول عضله همسترینگ موثرتر بودند.

کلید واژه ها: انعطاف پذیری، تکنیک­های انرژی عضلانی، تکنیک­های آزادسازی مایوفاشیال، عضله همسترینگ.



صفحه 1 از 1     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.17 seconds with 39 queries by YEKTAWEB 4657