|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای کاویانی
علی رضا فارسی، بهروز عبدلی، مریم کاویانی، اکرم کاویانی، دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در ارتباط با تاثیرگذاری نقش محیط به گونههای متفاوت بر رشد اتفاق نطر وجود دارد. نقش محیط میتواند به صورت فعال یا غیر فعال باشد. غنی سازی محیط روشی غیر فعالی است که برای نشان دادن تاثیر محیط بر رشد دوره نوزادی مورد استفاده قرار میگیرد. پژوهش حاضر، با هدف تعیین تاثیر غنی سازی ادراکی-حرکتی اولیه بر رشد بعدی حرکات ظریف نوزادان انجام شد. روش بررسی: 15 نوزاد 5 تا 8 ماهه سالم به صورت تصادفی از مرکز شیرخوارگاه آمنه شهر تهران انتخاب شدند و به صورت همگن از نظر سنی در گروه های تمرین(8 نفر، با میانگین سنی2±5/6 ماه)و بی تمرین(7 نفر، با میانگین سنی2±5/6 ماه) قرار گرفتند. نوزادان گروه آزمایش به مدت 36 جلسه (3 جلسه در هفته) و هر جلسه یک ساعت در محیط غنی شده اداراکی-حرکتی(شامل در دسترس بودن ابزار متنوع دستکاری و جابجایی) قرار گرفتند. پس از پایان 36 جلسه، در مرحله اول اندازهگیری، مهارتهای حرکتی ظریف نوزادان با استفاده از مقیاس رشد حرکتی پی بادی ارزیابی شد. سه ماه بعدی کلیه نوزادان در شرایط یکسان و عادی نگهداری شدند. در مرحله دوم، پس از گذشت این سه ماه، مهارتهای حرکتی ظریف نوزادان با استفاده از مقیاس رشد حرکتی پی بادی ارزیابی شدند. دادههای حاصل با استفاده از آزمون تحلیل واریانس عاملی مرکب (زمان)2×(گروه)2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد، در متغیر معادل سنی حرکات ظریف، اثر اصلی گروه( 53/10= 10و1F و 009/0P=) و اثر اصلی مراحل اندازهگیری (33/96= 10و1F و 001/0P=) معنادار بود. تعامل میان گروه و مراحل اندازهگیری (58/2= 10و1F و 13/0P=) معنادار نبود. همچنین در متغیر نمره مقیاس بندی شده حرکات ظریف، اثر اصلی گروه (65/6= 10و1F و 02/0P= ) و اثر اصلی مراحل اندازهگیری( 93/32= 10و1F و 001/0P=) معنادار بود. تعامل میان گروه و مراحل اندازهگیری( 24/0= 10و1F و 63/0P=) معنادار نبود. نتیجه گیری: به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد، تجربه ادراکی-حرکتی اولیه بر رشد حرکات ظریف بعدی نوزادان تاثیر مثبتی دارد.
مریم کاویانی، هوشنگ دادگر، زهرا سلیمانی، مسعود صالحی، دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مشکلات تغذیهای در کودکان فلج مغزی شایع میباشد. مداخلات زود هنگام دهانی حرکتی میتواند عملکرد تغذیهای را در این کودکان بهبود بخشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر مدت زمان تحریکات دهانی حرکتی بر عملکرد تغذیهای در کودکان فلج مغزی اسپاستیک میباشد.
روش بررسی: دوازده کودک فلج مغزی اسپاستیک در محدوده سنی 2تا 7 سال در دو گروه A , B قرار گرفتند. کودکان گروه A به مدت 12 جلسه(سه روز درهفته) و کودکان گروه B به مدت 24 جلسه(سه روز در هفته) تحریکات دهانی حرکتی را دریافت کردند.مهارت های تغذیه ای با استفاده از مقیاس حرکتی دهان ارزیابی شدند.داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری فریدمن و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تحریکات دهانی حرکتی بر عملکرد تغذیهای در هر دو گروه موثر بود. بهبود عملکرد های بستن دهان،بستن لب در هنگام تغذیه با قاشق و مکیدن نی درکودکان گروه B در مقایسه با گروه A تفاوت معنیداری داشتند(05/0 P< ). در عملکردهای جویدن،کنترل مایعات در حین بلع و کنترل مادهی غذایی بین دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده نشد(05/0 P> ) .همچنین در نمره کل عملکرد تغذیهای بین دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0 P> )).
نتیجهگیری: تحریکات حرکتی دهان بر عملکرد تغذیهای کودکان فلج مغزی اسپاستک موثر میباشد ولی با افزایش تعداد جلسات درمانی (افزیش مدت زمان تحریک) فقط رفتارهای خاصی از تغذیه بهبود مییابند.
کلید واژهها: فلج مغزی اسپاستیک، مهارتهای تغذیه ، تحریکات حرکتی دهان.
|
|
|
|
|
|
|
|
|