29 نتیجه برای آزمون
مجید اشرف گنجویی، غلامرضا علیائی، سعید طالبیان، کاظم مالمیر، علی اشرف جمشیدی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مفصل زانو در انجام اعمال مختلف اندام تحتانی اهمیت و نقش بسیار مهمی را برعهده دارد. در میان عناصر مختلف سازنده مفصل زانو، لیگامان متقاطع قدامی به دلیل نحوه قرارگیری در مفصل، پیچیدگیهای ساختمانی خاص خود، داشتن گیرندهای عصبی متعدد و متنوع و همچنین آسیب پذیری بالای آن مورد توجه خاص قرار گرفته است. بعد از آسیب این لیگامان گشتاور اکستانسوری زانو کاهش می یابد ولی عقیده بر این است که این کاهش توسط عضلات مچ پا و ران جبران میگردد. این ادعا توسط بررسی های ایزوکاینتیک مورد تحقیق قرار نگرفته است. هدف از انجام مطالعه آن است که با توجه به روند توانبخشی در افراد با ضایعه مزمن لیگامان متقاطع قدامی در ایران آیا کاهش توانایی عضله کوادری سپس در تولید گشتاور اکستانسوری زانو ایجاد می شود؟ و آیا این کاهش توسط عضلات هیپ یا مچ پا جبران میگردد؟
روش بررسی: در این تحقیق 10 نفر مرد سالم در محدوده سنی 35-22 سال و 10 نفر بیمار مبتلا به پارگی لیگامان متقاطع قدامی در محدوده سنی 42-23 سال شرکت نمودند. گشتاور پلانتار فلکسورهای مچ پا، اکستانسورهای زانو و اکستانسورهای هیپ در دو سرعت زاویه ای 60 و180 درجه بر ثانیه با داینامومتر ایزوکاینتیک و همچنین تست عملکردی پرش عمودی روی یک پا اندازه گیری شد.
یافته ها: با استفاده از آزمونهای آماری ویلکاکسون و ضریب همبستگی اسپیرمن، نتایج نشان داد که در بیماران، تفاوتهای میانگین قدرت عضلات گاسترو سولئوس، اکستانسورهای هیپ و مجموع میانگین قدرت این عضلات بین دو اندام آسیب دیده وسالم معنا دار نبوده است (05/0
P). تفاوت نمره پرش عمودی بین اندام آسیب دیده و سالم افراد بیمار نیز معنی دار بود (01/0>P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج، پلانتار فلکسورها و اکستانسورهای هیپ اندام آسیب دیده بیماران، کاهش قدرت کوادری سپس را جبران کرده بودند. بنابراین با وجود کاهش قابل توجه قدرت کوادری سپس اندام آسیب دیده، مجموع میانگین های قدرت عضلات اکستانسور هیپ، کوادری سپس و پلانتار فلکسورهای این اندام تفاوت آماری نداشتند. همچنین تفاوتی بین پارامترهای ایزوکاینتیک و آزمون عملکردی پرش عمودی وجود نداشت، بنابراین، این آزمون نمی تواند جایگزین تست ایزوکاینتیک باشد.
ایوب ولدبیگی، نعمت اله روحبخش، قاسم محمدخانی، شهره جلائی، Frank E. Musiek، لیلا جلیلوند کریمی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: شمار زیادی از افراد با آستانه شنوایی هنجار، که مبتلا به بیماری مالتیپل اسکلروزیس هستند، از اختلال در شنیدن و به ویژه اختلال در درک گفتار در محیطهای نویزی شکایت دارند. برای ارزیابی چنین اختلالاتی آزمونهای زیادی طراحی شدهاند و یکی از مطلوبترین این آزمونها که توانایی پردازش و طبقه بندی تغییرات کوتاه و سریع محرکات شنیداری را مورد بررسی قرار می دهد آزمون توالی الگوی دیرش است. لذا هدف پژوهش حاضر، مقایسه نتایج آزمون الگوی توالی دیرش در افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس و هنجار 18 تا 40 ساله بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- تحلیلی غیر مداخلهای حاضر بر روی 20 بیمار مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس از نوع راجعه، و 26 فرد با شنوایی هنجار انجام گرفت. جمعیت مورد مطالعه در محدوده سنی 18 تا 40 سال بودند. پارامتر مورد بررسی، درصد پاسخ های صحیح آزمون بوده و ارتباط آماری بین درصد پاسخهای صحیح در دو گروه توسط آزمون تی بررسی شد.
یافته ها: یافتههای این پژوهش نشان دهنده کاهش پاسخ های صحیح آزمون توالی الگوی دیرش در افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس در مقایسه با افراد هنجار بود. (05/0P<) همچنین، نتایج نشان میدهد که با افزایش طول مدت بیماری، عملکرد افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس در آزمون توالی الگوی دیرش در دو گوش بدتر میشود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه تأییدکننده وجود اختلالات پردازش زمانی در افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس است که ناشی از درگیری سیستم اعصاب مرکزی شنیداری آنها است.
جلال بختیاری، هوشنگ دادگر، سیداحمدرضا خاتون آبادی، راهب قربانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه وهدف: تمییز شنیداری یکی از اجزاء مهارت های پردازش شنیداری مرکزی یا درک شنیداری می باشد که نقش مهمی در اکتساب وتولید صداهای گفتاری دارد. آزمون تمییز شنیداری یک ابزار غربالگری و ارزیابی این مهارت می باشد. هدف از این مطالعه بررسی روند رشد توانایی تمییز شنیداری در گروه های سنی 6-4 سال کودکان عادی شهر سمنان می باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی ٢٠٠ کودک طبیعی در محدوده سنی 6-4سال شهر سمنان انجام شده است. مهارت تمییز شنیداری در این کودکان توسط آزمون تمییز شنیداری وپمن(نسخه فارسی)، که یکی از عمومی وکاربردی ترین آزمون های تمییز شنیداری می باشد ارزیابی شد. سطح معناداری در این پژوهش٠٥/٠=P در نظر گرفته شد.
یافته ها: امتیاز تمییز شنیداری بر اساس صدک 5 و 95 در گرو های سنی 4،5 و6 سال به ترتیب بین 20 و 36، 85/21و 38، 30/23 و35/39 قرار داشت .
میانگین تمییز شنیداری کودکان 4 ساله ،بطور معنی داری از کودکان 5 ساله و کودکان 6 ساله کمتر بود(003/0=P). اما بین میانگین نمره تمییز شنیداری 5 و 6 ساله تفاوت معنی داری مشاهده نشد (21/0P= ) .همچنین در این پژوهش بین دوجنس دختر وپسر تفاوت معنی دار مشاهده نشد ( 34/0P= ).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که توانایی کودکان سنین بالاتر در مهارت تمییز شنیداری صداها در مقایسه با کودکان سنین پایین بیشتر میباشد.
شروین امیری، آزاده شادمهر، زینت آشناگر، شهره جلائی،
دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری زمان عکس العمل و مهارت پیش بینی در بسیاری از تمرینات درمانی و یا برنامههای ورزشی میتواند کمک کننده باشد. در هر نوع ورزش و فعالیتی که فرد نیازمند عکسالعمل سریع و صحیح جهت تصمیم گیری و اجرای یک حرکت مناسب باشد، ارتقاء مهارتهای پیشبینی و زمان عکسالعمل میتواند در بهبود کنترل حرکتی و استراتژیهای مربوط به حرکت و پردازش مرکزی موثر باشند. از این رو برنامهای که به راحتی و بدون نیاز به تخصصی خاص به اندازهگیری زمان عکسالعمل و مهارت پیش بینی بپردازد، مورد نیاز است. تاکنون سامانهای که بتواند متغیرهای فوق را به طور عینی اندازه گیری نماید، در کشور ساخته نشده است لذا هدف از این مطالعه، طراحی و ساخت سامانه مذکور بود.
روش بررسی: سامانه ای متشکل از نرم افزار کامپیوتری، لپ تاپ، صفحه نمایشگر و صفحه کلید طراحی گردید. نرم افزار سامانه از دو زیرسیستم برای اندازه گیری زمان عکس العمل و تخمین مهارت پیش بینی تشکیل شد.
یافتهها: با استفاده از این تجهیزات امکان انجام 6 آزمون تعیین زمان عکس العمل انتخابی دیداری، تعیین زمان عکس العمل انتخابی شنیداری، تعیین زمان عکس العمل انتخابی پیچیده دیداری و تعیین زمان عکس العمل انتخابی پیچیده شنیداری، تخمین مهارت پیش بینی با سرعت کم و تخمین مهارت پیش بینی با سرعت زیاد مهیا گردید. روایی ساختاری و روایی محتوایی سامانه در حد بسیار زیاد برآورد شد.
نتیجه گیری: سامانه حاضر می تواند در بسیاری از مراکز درمانی و ورزشی به آسانی مورد استفاده قرار گیرد و اطلاعات پایه ای در مورد استراتژیهای کنترل حرکتی در اختیار گذارد. همچنین با استفاده از این سامانه می توان در مورد اثر بخشی درمانهای مختلف بر متغیر های زمان عکس العمل و مهارت پیش بینی و نیز انتخاب بازیکنان ورزشی قضاوت صحیح تری نمود.
ناصر حوایی، ماندانا رضایی، قدمعلی طالبی، علیرضا فرنام،
دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال نوشتن رشدی یکی از انواع ناتوانیهای یادگیری در دانشآموزان است. بررسی مهارت حسی و حرکتی دست در این افراد با استفاده از آزمونهایی که مناسب، عملکردی و نشاندهنده توانایی واقعی فرد در حرکات ظریف و پیچیده دست باشد، از پیشنیازهای طرح برنامه درمانی است. از دسته آزمونهای مورد استفاده جهت بررسی مهارت حرکتی و حسی دست، به ترتیب آزمونهای پوردوپگبورد و تمایز دونقطه میباشد. از این رو هدف این مطالعه، بررسی تکرارپذیری این آزمونها در دانشآموزان با اختلال نوشتن رشدی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، مهارتهای حسی و حرکتی دست در23 دانشآموز 11-8 ساله با اختلال نوشتن رشدی در شهر تبریز از طریق آزمونهای پوردوپگبورد و تمایز دو نقطه (به دو صورت استاتیک و دینامیک) ارزیابی شد. جهت بررسی تکرارپذیری بینجلسهای آزمونها توسط دو آزمونگر و درونجلسهای با فاصله 1 هفته از ضریب همبستگی درونگروهی، برای مقایسه مهارتها در دختر و پسر، راست دست و چپ دست از آزمون تی مستقل و برای بررسی ارتباط بین مهارت حرکتی با حسی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها: ضریب همبستگی درونگروهی برای آزمونهای پوردوپگبورد و تمایز دو نقطه استاتیک و دینامیک در حالت بین جلسهای از 94/0 تا 77/0 و برای حالت درون جلسهای از 69/0 تا 92/0 متغیر بود. مهارت حرکتی با مهارت حسی ارتباط معنادار نداشت.
نتیجه گیری: به علت تکرارپذیری بالا میتوان از این آزمونها جهت سنجش مهارتهای حسی و حرکتی و طرح ریزی برنامه درمانی دانشآموزان با اختلال نوشتن رشدی بهره برد. عدم وجود ارتباط بین مهارت حرکتی و حسی در این بیماران، میتواند مرتبط با نوع پاتولوژی اختلال نوشتن باشد که مطالعات بیشتری را میطلبد.
نسرین صالحی دهنو، شهره نوری زاده دهکردی، مهدی دادگو، مسعود صالحی، نرگس مفتاحی،
دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپاستیسیته
یکی از علائمی است که منجر به محدودیت عملکردی در بزرگسالان مبتلا به فلج مغزی می شود و با افزایش وابسته به سرعت رفلکس های کششی تونیک و تشدید رفلکس های تاندونی(به علت افزایش تحریک پذیری رفلکس کششی) مشخص می شود. مقیاس اصلاح شده تاردیو یک معیار بالینی معتبر برای ارزیابی اسپاستیسیته در افراد مبتلا به فلج مغزی می باشد. هدف این تحقیق ارزیابی پایایی بین دو آزمونگر در ارزیابی اسپاستیسیته با استفاده از مقیاس اصلاح شده تاردیو، در عضلات اندام تحتانی بزرگسالان مبتلا به فلج مغزی میباشد.
روش بررسی: در تحقیقی از نوع تحلیلی- مقطعی، 30 فرد بزرگسال(19زن، 11مرد) مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک با میانگین سنی 8/4±57/26 سال، با روش نمونه گیری ساده، از افراد در دسترس مراجعه کننده به مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد مستقر در شهر تهران وارد مطالعه شدند. شدت اسپاستیسیته عضلات اداکتور ران، خم کننده های زانو و پلانتار فلکسور مچ پا با استفاده از مقیاس اصلاح شده تاردیو توسط دو آزمونگر به فاصله زمانی 10 دقیقه، ارزیابی شدند.
یافته ها: مقادیر ICC برای اختلاف دو زاویه واکنش عضلانی و دامنه حرکتی کامل(1R-2R)، برای عضلات اداکتور ران و خم کننده های زانو به ترتیب 97/. و 88/. و برای پلانتارفلکسورهای مچ پا82/. محاسبه گردید. همچنین توافق یبن دو آزمونگر درارزیابی کیفیت واکنش عضلات اداکتور ران، خم کننده های زانو و پلانتارفلکسور مچ پا به ترتیب 89/.، 96/.، و 92/. به دست آمد.
نتیجه گیری: مقیاس اصلاح شده تاردیو در عضلات اداکتورهای هیپ، خم کنندههای زانو و پلانتارفلکسور مچ پا بزرگسالان مبتلا به فلج مغزی داری پایایی بالا است. احتمالاً از این مقیاس می توان برای ارزیابی اسپاستیسیته عضلات اندام تحتانی در بزرگسالان مبتلا به فلج مغزی استفاده کرد.
معصومه ردایی، آذر مهری، مهدی دستجردی کاظمی، شهره جلائی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون معنایی "هرم ها و درختهای نخل"(Pyramids and Palm Trees test:PPT) برای ارزیابی سیستم معنایی و شناخت در اختلالات مغزی، دمانس معنایی، آلزایمر وآفازی استفاده میشود. این آزمون در سال 1992 توسط Howard و Patterson معرفی گردید و شامل دو نسخه تصویری و کلمهای میباشد که از روایی و پایایی برخوردار است. هدف از انجام این تحقیق بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی آزمون تصویری معنایی "هرمها و درختهای نخل" و مقایسه آن در افراد زبان پریش و سالم میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی – مقطعی، 45 نفر شامل 30 فرد سالم و 15 فرد زبان پریش به ترتیب با میانگین سنی و انحراف معیار53(77/7)، 53(91/7) سال شرکت نمودند که از لحاظ سن و جنس و تحصیلات و دوزبانگی با هم همگن بودند. ابتدا نسخه تصویری آزمون معنایی "هرمها و درختهای نخل" به منظور تعیین روایی محتوایی و صوری در اختیار14 صاحبنظر(11 گفتاردرمانگر و 3 زبان شناس) قرار گرفت، و با توجه به نظرات آنها تصاویری که بسیار دور از فرهنگ فارسی بودند با تصاویر متناسب با فرهنگ فارسی جایگزین شدند. سپس پایایی آزمون، به وسیلهی اجرای آزمون اصلی طی دو مرحله و با فاصله زمانی 7-5 روز برای کل افراد زبان پریش بررسی شد. همچنین جهت مقایسه نتایج آزمون در افراد سالم و زبان پریش، آزمون بر روی افراد سالم نیز اجرا شد. در پایان اطلاعات کسب شده توسط نرم افزار 18 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت برآورد میزان روایی آزمون از شاخص آماری ضریب همبستگی لاواشه و جهت محاسبه پایایی آزمون از آزمون آماری ICC استفاده شد و مقایسه میانگین نمرات آزمون تصویری معنایی بین افراد زبان پریش و سالم توسط آزمون Tمستقل محاسبه گردید. یافته ها: دامنه ICC برای پایایی 93/0 – 88/0 میباشد که از لحاظ آماری معنادار است(00/0=P). یعنی آزمون دارای پایایی میباشد. تفاوت میانگین نمرات نسخه تصویری آزمون معنایی هرم ودرخت نخل در بین افراد زبان پریش و سالم از نظر آماری معنادار میباشد(00/0=P).
نتیجه گیری: آزمون معنایی "هرمها و درختهای نخل" دارای روایی و پایایی است و این پژوهش، اختلال معنایی در بیماران زبان پریش در مقایسه با افراد سالم را نشان داد.
ملیحه هادی زاده، احسان صداقت نژاد، سیدجواد موسوی، سعید طالبیان، محمد پرنیان پور،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل دقیق حرکت از جمله عوامل متعدد مطرح شده در اجرای حرکتی ماهرانه است که ممکن است در اثر بیماری دچار آسیب شود. آزمونهای ردگیری، اثرات درمانهای طراحی شده برای بهبود کنترل حرکت را کمی کرده و از اینرو به عنوان یک پروتکل ایدهآل برای بهبود کنترل حرکتی مطرح شدهاند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تکرارپذیری خطای کنترلی طی آزمونهای ردگیری هدف در ناحیه تنه در صفحه گشتاوری فلکشن، اکستنشن و چرخش محوری در افراد سالم میباشد
. روش بررسی: 9 فرد سالم (4 زن و 5 مرد)، به صورت تصادفی آزمونهای ردگیری هدف در 12 جهت مختلف (زوایای 0، 30، 60، ... و 330 درجه)، در سطح 0 تا 80 درصد حداکثر تلاش ارادی را دو بار در وضعیت ایستاده مستقیم انجام دادند. در این آزمونها، هدف به صورت دایرهای متحرک تعریف شده بود که روی یک خط مستقیم در جهت مشخص شده و با سرعت 6 درصد حداکثر تلاش ارادی بر ثانیه حرکت میکرد. جهت فعالیت ایزومتریک تنه به صورت به هنگام و از طریق مانیتوری که مقابل شرکتکنندگان قرار داشت، به آنها نشان داده شد. میزان کنترل پذیری تنه با اندازه گیری متوسط خطاهای کنترلی (قدر مطلق خطا از هدف (Absolute Value Error from the Target: AVET)، خطا از مسیر هدف (Error from the Target Path: ETP) و خطا از هدف در مسیر هدف (Error from the Target in the Target Path: ETTP)) طی هر آزمون برای هر شرکتکننده محاسبه گردید. تکرارپذیری نسبی(Intraclass Correlation Coefficient: ICC) میزان خطای کنترلی در هر جهت تعیین شد. همچنین تکرارپذیری مطلق و کمترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که دامنه ICC برای متغیرهای AVET ، ETP و ETTP به ترتیب 99/0 – 81/0 ، 98/0 – 71/0 و 99/0 – 7/0 بود. همچنین دامنه خطای معیار اندازهگیری برای این متغیرها به ترتیب 013/0- 003/0، 009/0- 001/0 و 011/0- 003/0 و دامنه کمترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان برای AVET، 036/0- 008/0، برای ETP، 025/0- 003/0 و برای ETTP، 03/0- 008/0 گزارش شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشاندهنده تکرارپذیری بالا و بسیار بالای خطای کنترلی حین انجام آزمونهای ردگیری هدف در ناحیه تنه در صفحه گشتاوری فلکشن، اکستنشن و چرخش محوری در افراد سالم میباشد. بنابراین این فعالیت میتواند به عنوان یک آزمون جهت بررسی کنترلپذیری تنه مورد استفاده قرار گیرد.
فریبا اصل ذاکر، شاهین گوهرپی، محمدجعفر شاطرزاده، شهلا زاهد نژاد، امیر نوالی، قدمعلی طالبی،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1392 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: مبتلایان به آسیب رباط متقاطع قدامی (Anterior Cruciate Ligament: ACL) زانو به دو گروه کوپر (Coper) و غیر کوپر(Non- coper) تقسیم میشوند. هدف این مطالعه مقایسه تاثیر تمرینات اغتشاشی همراه با توانبخشی سنتی بر آزمونهای عملکردی اندام تحتانی و رابطه حداکثر گشتاور ایزوکینتیک عضلات زانو در دو گروه از مبتلایان به آسیب ACL بود.
روش بررسی: در این مطالعه کار آزمائی بالینی، 24 فرد مبتلا به آسیب ACL به دو گروه کوپر و غیر کوپر تقسیم شدند. دو گروه طی 4 هفته، هفته ای سه جلسه، در یک برنامه تمرین درمانی شامل تمرینات اغتشاشی و توانبخشی سنتی ( تمرینات کششی، افزایش قدرت و استقامت) شرکت کردند. ارزیابی عملکردی اندام تحتانی با استفاده از آزمونهای پرش و نسبت حداکثر گشتاور ایزوکینتیک فلکسورها به اکستنسورهای زانو مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بعد از 4 هفته، تمامی آزمونهای عملکردی در هر دو گروه به طور معنیداری بهبود یافتند و آزمون پرشهای متوالی سریع در فاصله 6 متر در گروه کوپر نسبت به گروه غیر کوپر بهبودی بیشتری نشان داد (001/0P=). نسبت حداکثر گشتاور ایزوکینتیک فلکسورها به اکستنسورهای زانو در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت، اما در گروه کوپر کوچکتر و به مقادیر نرمال نزدیکتر بود.
نتیجهگیری: تمرینات اغتشاشی همراه با توانبخشی سنتی موجب بهبودی توانائیهای عملکردی اندام تحتانی در هر دو گروه کوپر و غیر کوپر شده و احتمالا افراد غیر کوپر نیز پس از اتمام برنامههای توانبخشی شانس بازگشت به برخی فعالیتهای روزمره را دارند.
کلید واژهها: رباط متقاطع قدامی، تمرینات اغتشاشی، آزمونهای عملکردی، حداکثر گشتاور ایزوکینتیک زانو
ملیح هادیزاده، احسان صداقت نژاد، سیدجواد موسوی، سعید طالبیان، محمد پرنیان پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمونهای ردگیری هدف، روش شناخته شدهای برای اندازه گیری و کمی کردن عملکرد سیستم عصبی- عضلانی است که در مطالعات متعددی جهت ارزیابی استراتژیهای کنترل عصبی- عضلانی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه بر روی کنترل پذیری تنه در افراد سالم حین انجام آزمونهای ردگیری هدف در صفحه گشتاوری فلکشن- اکستنشن و چرخش محوری میباشد.
روش بررسی : 22 فرد سالم (13 زن و 9 مرد ) ، به صورت تصادفی آزمون های ردگیری هدف در 7 جهت مختلف ( زوایای 0 ، 30 ، 60 ، ... و 180 درجه ) ، در سطح 0 تا 80 درصد حداکثر فعالیت ارادی و در وضعیت ایستاده مستقیم را انجام دادند . در این آزمون ها، هدف به صورت دایره ای متحرک تعریف شده بود که روی یک خط مستقیم در جهت مشخص شده و با سرعت 5، 6 و 7 درصد حداکثر فعالیت ارادی بر ثانیه حرکت می کرد . جهت فعالیت ایزومتریک تنه به صورت به هنگام و از طریق مانیتوری که مقابل شرکت کنندگان قرار داشت، به آن ها نشان داده میشد . میزان کنترل پذیری تنه با اندازه گیری متوسط خطاهای کنترلی (قدر مطلق خطا از هدف (Absolute Value Error from the Target: AVET) ، خطا از مسیر هدف (Error from the Target Path: ETP) و خطا از هدف در مسیر هدف (Error from the Target in the Target Path: ETTP) ) طی هر آزمون برای هر شرکتکننده محاسبه گردید. برای تعیین اثر سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه روی کنترل پذیری تنه از آنالیز واریانس استفاده گردید.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که از لحاظ آماری جهت فعالیت، تأثیر معناداری بر AVET داشته ( 0.000 p = ) ولی سرعت و یا همکنش سرعت و جهت هیچگونه تأثیر معناداری نداشته است. تجزیه خطا به دو قسمت مستقل نشان داد که تنها جهت فعالیت بر روی ETTP معنادار بوده ( 0.000 p = ) و سرعت فعالیت بر روی هیچیک از آنها ( ETP و ETTP ) معنادار نبوده است. از طرفی جهت و سرعت فعالیت تأثیر معناداری بر شاخص Borg (شاخص سختی فعالیت) داشته است ( 0.000 p = ).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، جهت اعمال فعالیت ایزومتریک تنه تأثیر معناداری بر روی کنترل پذیری تنه دارد. همچنین در فعالیتهای چرخشی، میزان کنترلپذیری تنه به مقدار قابل توجهی کاهش مییابد که در نهایت ممکن است باعث افزایش احتمال آسیب به سیستم کنترل عصبی- عضلانی تنه و خطر ابتلا به کمردرد شود.
کلید واژهها: آزمونهای ردگیری هدف، کنترل پذیری عضلات تنه، سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه.
علیرضا حسن پور، نسترن قطبی، نسرین ناصری، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : ورزشکاران گروههای مختلف ورزشی جهت انجام مهارتهای مختص به رشتهی خود به تعادل دینامیک اندام تحتانی نیاز دارند.سوالی که میتواند مطرح شود این است که آیا ورزشکاران رشتههای مختلف ورزشی از لحاظ تعادل دینامیک اندام تحتانی با یکدیگر تفاوتی دارند؟ این مطالعه با هدف مقایسهی تعادل دینامیک اندام تحتانی با استفاده از آزمونهای عملکردی در ورزشکاران فوتبالیست، هندبالیست و تکواندو کار انجام شد.
روش بررسی : 30 ورزشکار مرد سالم از 3 رشتهی ورزشی فوتبال، هندبال و تکواندو ( هر کدام 10 نفر)با میانگین سنی 06/0 ± 83/23 سال در این مطالعه شرکت داشتند. مقایسهی تعادل دینامیک اندام تحتانی توسط چهار آزمون دوی رفت و برگشت سریع (shuttle run:SR) ،پرش به شکل 8 (figure of 8 hop:FEH) ، پرش از سمتی به سمت دیگر (side to side hop:SSH) و پرش چابکانه (agility hop:AH) انجام شد و از نرم افزار آماری SPSS نسخه 19جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته ها : میانگین نمرهی آزمونهای SR ، FEH و AH در تکواندو کارها نسبت به فوتبالیستها و هندبالیستها بیشتر بود(به ترتیب 26/0 ± 11/7 ،09/1 ± 86/9 و 31/1 ± 2/9 ). فوتبالیستها در آزمون SSH بالاترین نمره را نسبت به تکواندوکاران و هندبالیستها کسب کردند (84/0 ± 52/7 ) و هندبالیستها در آزمون FEH نسبت به فوتبالیستها نمرهی بالاتر و نسبت به تکواندوکاران نمرهی پایینتری را کسب کردند (94/0 ± 59/9).درمقایسه بین گروههای ورزشی تنها درنمرات آزمونهای SR و AH تفاوت معنیداری مشاهده شد (به ترتیب03/0 p= و 01/0 p= ).
نتیجه گیری :این مطالعه نشان داد که تعادل دینامیک اندام تحتانی در ورزشکاران رشتههای ورزشی تکواندو،هندبال و فوتبال میتواند متفاوت باشد و به نظر میرسد فوتبالیستها و هندبالیستها نسبت به تکواندوکاران به سرعت و چابکی بیشتری جهت انجام مهارتهایشان نیاز دارند. این مسئله در طراحی تمرینات اختصاصی ورزشکاران باید مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژهها :آزمون عملکردی، فوتبالیست، هندبالیست، تکواندوکار
نسرین ناصری، شهره جلائی، محمدحسن آذرسا، سعید بهرامی نیا،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر سخنرانی به طور گستردهای به عنوان یک روش آموزش در سطح دانشگاه مورد قرار میگیرد ، بویژه اگر هدف انتقال مطالب به تعداد زیادی از فراگیران باشد . آنچه که در سالهای اخیر در روشهای آموزش سخنرانی در دانشگاههای کشور شیوع بیشتری پیدا کرده است، ضبط صدای سخنران توسط فراگیران میباشد. در برخی از مطالعاتی که تا کنون انجام شده مطرح گردیده است که ضبط صدای سخنرانی در دانشگاه و استفاده از آن در خارج از کلاس دارای مزایای زیادی است و برخی دیگر عنوان کردهاند دانشجویان با ناتواناییهای مشخص ممکن است از ضبط صدا استفاده کنند و این روش موجب عدم تمرکز دانشجو در کلاس شده و یادگیری را کاهش میدهد. هدف این مطالعه، مقایسه روش استفاده از صدای ضبط شده سخنران با روش یادداشت برداری در کلاس در میزان یادگیری دانشجویان کارشناسی فیزیوتراپی بود.
روش بررسی: 29 دانشجوی کارشناسی فیزیوتراپی مشغول به تحصیل در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران براساس شیوه مطالعه در دو گروه شامل: استفاده از صدای ضبط شده سخنران و یادداشت برداری در کلاس در این مطالعه توصیفی- مقطعی مقایسهای شرکت کردند. نمره آزمون کتبی دانشجویان، نمره ارزشیابی استاد، نمره رضایتمندی از واحد درسی و نمره دانشجویان در سوالات با سطح دشواری بالا به عنوان متغیرهای وابسته برای این بررسی در نظر گرفته شد.
یافتهها: در مقایسه میانگینهای نمره آزمون کتبی دانشجویان( 92/0 = P )، نمره ارزشیابی استاد ) 55/0= P )، نمره رضایتمندی از واحد درسی ( 57/0 = P ) و نمره دانشجویان در سوالات با سطح دشواری بالا با ( 53/0 = P )، بین دو گروه اختلاف معنادار ی وجود نداش ت.
نتیجهگیری: استفاده از روش ضبط صدا تاثیر معنیداری بر یادگیری دانشجویان نداشت. نتایج به دست آمده در این مطالعه مربوط به یک واحد درسی خاص بود و نمیتوان نتایج آن را به سایر دروس تعمیم داد.
کلید وازهها: سخنرانی، ضبط صدا، نمره آزمون کتبی، نمره ارزشیابی استاد
محمدحسن آذرسا، آزاده شادمهر، نادر معروفی، حسین باقری، شهره جلائی، سیدمحسن میر،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبات و کنترل عصبی عضلانی عضلات اسکاپولا، عوامل مهمی در عملکرد شانه حین فعالیت های دینامیک می باشند. الگوی سه بعدی حرکت یکپارچه بین مفاصل گلنوهومرال واسکاپولوتوراسیک به عنوان ریتم اسکاپولوهومرال شناخته می شود.درگیرشدن بیشترعضلات روتاتورکاف و اسکاپولا سبب فراخوانی بیشتر واحدهای حرکتی می گردد،بنابراین شاید بتوان بااعمال بار به عضلات اسکاپولا،ارزیابی دقیق تر وجامع تری ازنقش عضلات دروضعیت اسکاپولا داشت.
روش بررسی : ٣٠ نفر بسکتبالیست مذکر۲۰تا۴۰سال برای انجام آزمون اصلاح شده لغزش خارجی اسکاپولا فراخوانده شدند. فاصله خطی بین زاویه تحتانی اسکاپولا و زایده خاری T7-8 در وضعیت های اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار و با اعمال بار ١ کیلوگرمی توسط ۲ آزمونگر در یک جلسه با کالیپر اندازه گیری شد.یکی از آزمونگران یک هفته بعد آزمون را تکرار نمود.
یافته ها: مقادیر Intra-class Correlation Coefficient (ICC) اینتر و اینتراریتر برای اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار به ترتیب ۷۳/٠ و ٨٢/٠ وبرای وضعیت اعمال بار ١ کیلوگرمی به ترتیب ٥٤/٠ و ٨٦/٠ بود. میزان Standard Error of Measurement (SEM) در اندازه گیری های اینتر و اینتراریتر برای اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار به ترتیب ٨٣/٠و ۵۹/٠ سانتیمتر و برای وضعیت اعمال بار ١ کیلوگرمی به ترتیب ۹۷/٠ و ۴۵/٠ سانتیمتر بود.
نتیجه گیری: اعمال بار ١ کیلوگرمی در اسکاپشن، بهبود قابل توجهی در تکرارپذیری آزمون ایجاد ننمود که نشان می دهد میزان این بار، برای فعال کردن عضلات در این ورزشکاران مناسب نمی باشد.
کلید واژه ها : اسکاپشن با بارگذاری، آزمون لغزش خارجی اسکاپولا ، ورزشکاران ، تکرارپذیری.
فرشته صادقی ، احمد گشانی، زهرا جعفری، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : حافظه ویادگیری به ویژه یادگیری شنوایی - کلامی از جمله عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری و رشد مهارتهای شناختی در کودکان می باشد .ارزیابی این عامل تاثیر گذار به روشهای مختلفی میسر است .آزمون ری یک ابزاربالینی با ارزش برای این منظور می باشد . نسخه فارسی آن در کودکان فارسی زبان تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است . هدف از پژوهش حاضر بررسی روند یادگیری و حافظه شنوایی - کلامی در کودکان فارسی زبان با استفاده از نسخه فارسی آزمون یادگیری / حافظه شنوایی - کلامی ری و همچنین مقایسه نتایج بدست آمده با مطالعات سایر کشورها بر روی کودکان می باشد .
روش بررسی : مطالعه مقطعی حاضر روی86 کودک هنجار در محدوده سنی 11-9 انجام شد و جنبه های مختلف حافظه از جمله یادآوری آنی، یادآوری تاخیری، توانایی بازشناسی، سرعت فراموشی، تاثیر تداخل و روند یادگیری با استفاده از نسخه فارسی آزمون شنوایی - کلامی ری بررسی گردید .
یافته ها : بین امتیازات مراحل 1 تا 5 آزمون ری تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0 P< ) . میانگین امتیازات مراحل آزمون از 34/7 در مرحله اول به 93/13 در مرحله پنجم افزایش یافت . میزان پاسخ های صحیح در دخترها نسبت به پسرها بیشتر بود (05/0 P< ) . بین یادآوری آنی و تاخیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 P> ) . بین یادآوری تاخیری با امتیاز بازشناسی تفاوت معنادار بود (05/0 P< ) . میزان تداخل پیش گستر، تداخل پس گستر، سرعت فراموشی به ترتیب برابر 97/0، 87/0، 37/0 بدست آمد .
نتیجه گیری : نسخه فارسی آزمون ری در شرایط بالینی عملکرد حافظه و یادگیری شنوایی کلامی را به خوبی مورد ارزیابی قرار می دهد. رشد پاسخ های صحیح از مرحله ی اول به مرحله ی پنجم در آزمون ری، اثر یادگیری در کودکان را نشان داد. بر اساس مجموع نتایج به دست آمده، عملکرد حافظه و یادگیری شنوایی کلامی در کودکان در نسخه فارسی این ازمون با جمعیت مشابه در سایر کشورها قابل مقایسه است .
کلید واژهها: حافظه، کودک ، یادگیری شنوایی – کلامی، آزمون ری
پونه قاسمی، ملیحه هادیزاده، احسان صداقت نژاد ، سید جواد موسوی ، محمد پرنیان پور،
دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمونهای ردگیری یکی از روشهای شناخته شده برای اندازهگیری و کمی کردن عملکرد سیستم عصبی عضلانی و نیز به عنوان یکی از روشهای دقیق و انعطافپذیر جهت اندازهگیری ظرفیت عملکردی کنترل حسی حرکتی و هماهنگی حسی حرکتی محسوب میشوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تکرارپذیری خطای کنترلی طی آزمونهای ردگیری الگو در ناحیه تنه در صفحه گشتاورـ زمان در افراد سالم میباشد.
روش بررسی : 20 فرد سالم (13 مرد و 7 زن)، به صورت تصادفی آزمونهای ردگیری الگو شامل دو الگوی دندان ارهای و سینوسی با دو دوره تناوب ۱۰ ثانیه (۳ سیکل) و ۱۵ ثانیه (۲ سیکل) که هرکدام دارای مقدار کمینه برابر 30 و مقدار بیشینه برابر 70 درصد حداکثر تلاش ارادی فرد بودند، را انجام دادند. ردگیری الگوها به صورت تک محوره و در شش جهت گشتاوری متمایز (خمش به جلو، خمش به عقب، چرخش به راست، چرخش به چپ، خمش جانبی به راست و خمش جانبی به چپ) صورت گرفت. میانگین خطای مطلق ردگیری الگو ( Error Mean ) و میزان کارایی ردگیری انجام شده با محاسبه مجذور مجموع مربعات نسبی خطا ( Relative Root Mean Square Error: RRMSE ) طی هر آزمون برای هر شرکتکننده محاسبه گردید. تکرارپذیری نسبی ( Intraclass Correlation Coefficient: ICC ) مقادیر خطای Error Mean و RRMSE نیز برای همهی شرکتکنندهها تعیین شد. همچنین تکرارپذیری مطلق و کمترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که دامنه تکرارپذیری نسبی دادهها ( ICC ) برای Error Mean ، 87/0 – 5/0، دامنه خطای معیار اندازهگیری، 006/0- 002/0و دامنه کمترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان 016/0- 007/0 بود. به علاوه این مقادیر برای RRMSE به ترتیب 86/0 – 5/0، 05/0- 024/0 و 139/0- 065/0 به دست آمد.
نتیجهگیری: تحلیل نتایج این مطالعه نشان دهنده تکرارپذیری بالاو بسیار بالای میانگین خطای مطلق ردگیری الگو و مجذور مجموع مربعات نسبی خطا حین انجام آزمونهای ردگیری الگو در ناحیه تنه در صفحه گشتاورـ زمان در افراد سالم میباشد. بنابراین در تحقیقات میتوان از آزمونهای ردگیری الگو برای کمیسازی کنترلپذیری تنه و از متغیرهای نامبرده به عنوان پارامترهای تکرارپذیر استفاده کرد.
کلید واژهها: تکرارپذیری، آزمونهای ردگیری الگو، خطای گشتاوری، فعالیت ایزومتریک تنه
صبا سیدین، آذر مهری، مهدی دستجردی کاظمی، شهره جلائی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی (Concrete and Abstract Word Synonym Test)، آزمونی است که به ارزیابی سیستم معنایی در بیماران دارای اختلالات اکتسابی زبان بویژه آسیب معنایی می پردازد. هدف از این پژوهش، ساخت آزمونی روا و پایا در زبان فارسی به منظور ارزیابی درک کلمات عینی و انتزاعی برای بررسی انواع مختلف آفازی می باشد.
روش بررسی: نوع مطالعه ساخت آزمون است که به صورت مقطعی اجرا شده است. برای ساخت آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی، ابتدا مجموعه ای از واژگان براساس بسامد، انتخاب شد. این واژگان در طی سه مرحله، برای نظرسنجی به 15نفر صاحب نظر شامل 10 نفر آسیب شناس گفتار و زبان و 5 نفر زبانشناس داده شد تا با مقیاس 100-0 واژگان را نمره گذاری کنند. در هر قسمت، واژگانی که نمره میانگین بالای 90 را از صاحب نظران گرفته بودند، انتخاب شدند. پس از تعیین روایی صوری و محتوایی، آزمون برروی آزمودنی ها اجرا شد. آزمودنی ها شامل 20 بیمار آفازی راست برتر (12 نفر مرد و 8 نفر زن ) و 50 فرد سالم (28 نفر مرد و 22 نفر زن) 65-20 سال بودند. پس از 7-5 روز، جهت تعیین پایایی آزمون، بار دیگر آزمون بر روی آزمودنی ها اجرا شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که آزمون دارای روایی بالای 90% است. میانگین نمره آلفای کرونباخ محاسبه شده جهت بررسی ضریب پایایی درونی آزمون، برابر با 500/0 شد. در بررسی پایایی آزمون- باز آزمون، اختلاف میانگین نمرات آزمون در دو مرحله اجرا، معنادار بوده است(038/0 P=). ضریب همبستگی پیرسون بین میانگین نمرات بیماران طی دو مرحله اجرا، برابر با 857/0 شد و دامنه ICC برابر با 923/0-857/0 بوده که از لحاظ آماری معنادار بود (001/0 >P). نقطه برش آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی نیز برابر با 46 شد. میانگین نمرات آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی در بین بیماران و افراد سالم و همچنین در بین بیماران با آسیب تمپورال چپ و غیرتمپورال چپ نفاوت معناداری داشتند (001/0>P).
بحث: آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی، ابزاری مناسب برای ارزیابی سیستم معنایی در بیماران آفازی بوده و می تواند نشان دهنده آسیب معنایی در این بیماران باشد.
کلید واژه ها: آزمون درک هم معنایی، کلمات عینی و انتزاعی، روایی، پایایی، آفازی، آسیب معنایی
آذر مهری، سیده زهره موسوی، محمد کمالی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون معنایی "هرم ها و درخت های نخل" رایجترین آزمون برای بررسی حافظه است. از آنجا که این آزمون وابسته به زبان و فرهنگ میباشد داشتن دادههای هنجار در جمعیتهای مختلف ضرورت دارد. مطالعه حاضر با این هدف در زبان فارسی اجرا میگردد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مقطعی و تحلیلی بر روی 270 مذکر و مونث 20 تا 69 سال بود.پس از انجام معاینه بالینی مختصر شناختی (Mini-Mental Status Examination) نسخه فارسی آزمون اجرا گردید. آزمودنی باید از بین دو تصویر یا کلمه پایینی، تصویر یا کلمهای را انتخاب نمایدکه به تصویر یا کلمه هدف نزدیکتر باشد.ابتدا نسخه تصویری و پس از 10 تا 14 روز نسخه کلمهای اجرا شد. از نرم افزار SPSS16 و آزمونهای آماری T-Test و Paired T-Test و ANOVA استفاده شد.
یافته ها: یافتهها نشان میدهد که با افزایش سن تفاوت بین نمره بخش تصویری و کلمهای بیشتر شده است. بین بخش تصویری و کلمهای آزمون در هر دو جنس تفاوت معنادار است (مذکر 000/0P=، مونث 003/0P=). همچنین اختلاف میانگین امتیاز تصویری و کلمهای با افزایش تحصیلات بیشتر شده است.
نتیجه گیری: عملکرد هر دو نسخه به وسیله متغیرهای دموگرافیک تحت تاثیر قرار میگیرد و بنابراین نمره افراد باید بر این اساس تفسیر شود.
کلید واژه ها: هنجاریابی نسخه فارسی،آزمون هرم ها و درخت نخل، بزرگسال.
مهدیه توکلی، شهره جلائی، زیبا دلخواه، حسن پونکی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
سابقه و هدف: توانبخشی اختلال بلع موضوع بحث برانگیزی برای آسیب شناسان گفتار و زبان است. ارزیابی اختلال بلع شامل غربالگری اولیه، معاینه بالینی و در نهایت آزمون ابزاری جهت حصول اطمینان می باشد. برخلاف اهمیت و مزایای آزمون های بالینی، تشخیص درست و تصمیم گیری در درمان اختلال بلع بسیار وابسته به آزمون های ابزاری است. این آزمون ها میتوانند ارزیابی پویایی را از ساختارها و فیزیولوژی بلع طبیعی وآسیب دیده فراهم کنند. در مطالعه حاضر قصد داریم مروری بر آزمون های ابزاری بلع با در نظر گرفتن موارد کاربرد، محدودیت و مزایای منحصر به فرد آنها داشته باشیم.
روش بررسی: اطلاعات مورد نیاز ازطریق پایگاه های اطلاعاتیGoogle scholar, Science direct, Medline, Scopus, Pubmed و بانکهای اطلاعاتی ایرانی ، سایتهای مرتبط و کتابهای تخصصی بلع دربازه ی زمانی 1956تا2012 به دست آمد. براساس کلید واژه ها 150 مقاله به دست آمده که90 مقاله ی آن بر اساس اصول مورد نظر انتخاب شدند.
یافته ها: از این طریق 14 آزمون ابزاری گرد آوری شد که تنها یک آزمون کاربرد غربالگری داشته و سایر موارد جهت تشخیص و یا ارزیابی درمانی در اختلال بلع استفاده می شوند. همچنین از بین این یافته ها 3 آزمون اختصاصا در بزرگسالان و بقیه در همه گروه های سنی شامل کودکان و بزرگسالان استفاده می شوند.
نتیجهگیری: این مطالعه حاکی از آن است که آزمونهای ابزاری (Video fluoroscopy swallowing study: VFSS), (Fiberoptic Endoscopic evaluation of swallowing: FEES) دارای استانداردی طلایی جهت ارزیابی و درمان اختلال بلع هستند، لذا بیشتر مورد توجه محققان و متخصصین میباشند. علی رغم وجود محدودیتهایی، مطالعه ما این امکان را فراهم میسازد تا متخصصان بتوانند ابزارهای مناسبی را جهت بررسی اختلال بلع انتخاب کنند.
کلیدواژه ها: اختلال بلع، ارزیابی، غربالگری، آزمون ابزاری.
ثریا صالحی ذهابی، علی قربانی، ناهید جلیله وند، محمد کمالی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: درک واژگان یکی از پارامترهایی می باشد که در ارزیابی مهارت های زبانی مورد بررسی قرار می گیرد اما عدم وجود آزمون مناسب در این زمینه منجر به بررسی غیررسمی این ارزیابی شده و در نتیجه دستیابی به ارزیابی درک واژگان را با چالش روبرو کرده است. لذا هدف از این مطالعه ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی آزمون مصور درک واژگان برای کودکان سالم 6 تا13 ساله فارسی زبان می باشد تا با استفاده از آن بتوان درک واژگان عینی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: در این مطالعه ی متدلوژیک، که به صورت مقطعی انجام شد، فهرستی از واژگان که قابلیت به تصویر کشیدن را دارا بودند، تهیه شد. برای تعیین شاخص روایی محتوایی از هفت گفتاردرمانگر نظرسنجی صورت گرفت و تصاویر 240 واژه انتخاب شد. در نهایت این آزمون بر روی 118 نفر (61 دختر و 57 پسر) در هفت گروه سنی اجرا شد. پایایی آزمون نیز با دو روش تکرارپذیری و ثبات درونی و همبستگی توانایی پاسخ دهی آزمودنی ها با سن آنها با آزمون آماری پیرسون تعیین شد.
یافته ها: شاخص روایی محتوایی برای تعداد 240 واژه برابر با یک بود. در بررسی پایایی، ضریب همبستگی حاصل از دوبار اجرا، 87/0 و ثبات درونی 83/0 بود. بین توانایی پاسخ دهی آزمودنی ها و سن آنها ارتباط معنی دار وجود داشت (0005/0>P).
نتیجه گیری: آزمون تصویری برای ارزیابی توانایی درک واژگان در گروه های مختلف کودکان 6 تا 13 ساله از روایی محتوایی و پایایی مناسبی برخوردار بود. در دوره سنی مورد مطالعه، با افزایش سن، توانایی کودک در درک واژگان افزایش می یابد.
واژگان کلیدی: آزمون مصور درک واژگان عینی، کودکان ، روایی و پایایی
صدریه صدرنیا، جواد صراف زاده، محمد اکبری، سید حسین سعید، غلامرضا علیایی،
دوره 9، شماره 7 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی تاندون عضلات روتاتورکاف شایعترین علل درد و ناتوانی در مفصل شانه، به خصوص در سنین میان سالی و کهنسالی است. فیزیوتراپی به عنوان یک روش درمانی غیر جراحی یا کانسرواتیو در این زمینه محسوب میشود. . هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر فیزیوتراپی در پارگی کامل تاندون سوپرااسپیناتوس بر درد و دامنه حرکتی فعال مفصل شانه بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 17 بیمار (5 مرد و 12 زن) با میانگین سنی 13/7 ± 35/54 سال که پارگی کامل تاندون سوپرااسپیناتوس داشتند تحت 30 جلسه فیزیوتراپی قرار گرفتند. برنامه درمانی فیزیوتراپی بیماران شامل مدالیتیهای گرمایی ، اولتراسوند و تحریکات الکتریکی و برنامه تمریندرمانی شامل سه جزء تمرینات کششی، تقویتی و استقامتی بودند. بیماران در جلسه اول ، جلسه بیستم و پایان جلسه سیام از نظر درد و دامنه حرکتی مورد ارزیابی قرار گرفتند. متغیر درد با آزمون دیداری درد و متغیر دامنه حرکتی توسط گونیامتر ارزیابی شدند.
یافتهها: آزمون پارامتریک تحلیل واریانس یکطرفه درون آزمودنیها و آزمون غیرپارامتریک فریدمن، بین فیزیوتراپی و کاهش درد و افزایش دامنه حرکتی شانه بیماران، ارتباط معنا داری (01/0>P) را نشان دادند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که فیزیوتراپی در افراد مبتلا به پارگی سوپرااسپیناتوس که کاندید جراحی هستند، ممکن است منجر به تسکین درد و بهبود دامنه حرکتی شانه بیماران شود و از ضرورت انجام جراحی بکاهد. با این حال مطالعات با پیگیریهای طولانیتر جهت ارزیابی این روش درمانی توصیه میشود.
کلید واژهها: پارگی تاندون سوپرااسپیناتوس، فیزیوتراپی، درد، دامنه حرکتی، آزمون دیداری درد، گونیامتر