|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
35 نتیجه برای علیایی
مریم نصیرپور، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، نسترن قطبی، سقراط فقیه زاده، دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: گردن درد یکی از سه شکایت رایج در سیستم عصبی عضلانی است. طبق مطالعات سیستم ثباتی گردن شامل بخش های غیرفعال، عضلات و کنترل عصبی است. برای بررسی کنترل تعادل در سیستم های ثباتی، پاسخ عضلات ستون فقرات را بدنبال اعمال اغتشاشات مثل حرکات سریع بازو بررسی می کنند. کلارهای گردنی یکی از شیوه های جلوگیری و یا درمان گردن درد می باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش کلار نرم گردنی بر پاسخ حرکتی و مدت زمان فعالیت عضلات و الگوی بکارگیری آنها بود. روش بررسی: در مطالعه 20 خانم جوان سالم، عمل فلکشن شانه را با وزنه در دو وضعیت بدون کلار و با کلار نرم گردنی پس از شنیدن محرک صوتی انجام دادند. با ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات دلتویید ، تراپزیوس ، ارکتوراسپاین گردنی و استرنوکلایدوماستویید، تأثیر کلار بر زمان عکس العمل، مدت زمان فعالیت عضلات و زمان وارد عمل شدن عضلات بررسی شد. یافته ها:استفاده از کلار نرم گردنی موجب افزایش زمان عکس العمل حرکت فلکشن شانه شد(05/0P<). همچنین کلار نرم گردنی مدت زمان فعالیت عضلات تراپزیوس و ارکتوراسپاین گردنی را کاهش داد(05/0P<). حین عمل فلکشن شانه با بار اضافی، عضله تراپزیوس با اختلاف معناداری نسبت به سایر عضلات زودتر وارد عمل شد ولی عضلات ارکتوراسپاین گردنی و استرنوکلایدوماستویید هم انقباضی نشان دادند. نتیجه گیری: بدنبال اعمال اغتشاش پوسچرال، کلار نرم گردنی موجب کاهش فعالیت عضلات و کند شدن پاسخ ها می شود. مراکز کنترل حرکت در پاسخ به اغتشاشات در گردن با انتخاب هم انقباضی عضلات سعی در ثبات می نمایند.
مسعود غفرانی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان، حسین باقری، دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : علی رغم افزایش سطح آگاهی و اصلاح ارگونومی، شیوع اختلالات کمری در محیط های کاری رو به افزایش است. تلاش هایی در جهت کاهش شیوع آسیبهای عضلانی - اسکلتی ناشی از فعالیتهایی مثل بلند کردن، پایین گذاشتن و حمل کردن اشیاء در محیطهای کاری انجام شده که از آن جمله میتوان به استفاده از وسایل کمکی مانند کمربندها اشاره کرد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر حمایت کنندهی کمری - خاجی بر روی یکی از شاخص های کنترل حرکتی در حین بار برداری های قرینه است. روش بررسی: در این مطالعه از20 مرد خواسته شد که وزنههای 5/5، 5/7، 5/9 و 5/12 کیلوگرمی را در وضعیت فلکشن کامل تنه و ران با صاف بودن زانوها با کمربند وبدون کمربند از سطح زمین بلند کرده و بر روی سطح میز هدف قراردهند. ثبت الکترومیوگرافی سطحی از دو جفت عضلات پشتی و سه عضله شکمی بعمل آمد. یافته ها : استفاده از کمربند باعث افزایش معنی داری (05/0P<) در میزان ضریب قرینگی هنگام بلند کردن وزنههای مختلف شد. نتیجه گیری: استفاده از کمر بند باعث ایجاد هماهنگی بیشتر در فعالیت عضلات آگونیست و آنتاگونیست تنه حین بلند کردن وزنهها شد.
خدیجه اوتادی، محمدرضا هادیان، غلامرضا علیایی، بهرام رسولیان، سعید امام دوست، الهه باریکانی، عصمت تربتیان، اصغر قاسمی، دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان اعمال محدودیت حرکتی روش جدیدی در درمان بیماران همیپلژی مزمن میباشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تغییر کیفیت و مقدار حرکت (توسط آزمون شاخص عملکرد حرکتی) در بیماران همی پلژیک مزمن بعد از اعمال محدودیت درمانی تغییر یافته در مقایسه با درمانهای رایج فیزیوتراپی میباشد. روش بررسی: 10 بیمار به طور تصادفی ساده در دوگروه درمانی (اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته و یا گروه درمان فیزیوتراپی رایج) قرار گرفتند. 5 بیمار در اندام مبتلا برای 2 ساعت در روز؛ 3 بار در هفته به مدت 2 ماه، تمرین درمانی دریافت کردند. این بیماران 5 ساعت در روز هم به منظور استفاده حداکثری از اندام مبتلا در اندام سالم اسپلینت دست - بازو میپوشیدند (گروه اعمال محدودیت حرکتی). 5 بیمار هم در گروه درمانهای رایج فیزیوتراپی, تمریناتی مشابه با گروه دیگر از نظر شدت و 2 ساعت در روز , یک روز در میان به مدت 2 ماه دریافت کردند. قبل وپس از 2 ماه درمان، کیفیت و مقدار حرکت بر اساس شاخص فعالیت حرکتی تعیین شد. یافته ها: آزمون ویلکاکسون نشان داد که بیماران در هر دو گروه درمانی بهبودی در کیفیت و مقدار حرکات پس از درمان نشان میدهند. مقایسه بین دو گروه توسط آزمون من- ویتنی مشخص کرد که گروه درمانی اعمال محدویت نسبت به گروه درمان رایج فیزیوتراپی بهبودی بیشتری (02/0P=) نشان میدهد. نتیجه گیری: اگرچه درمان اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته نسبت به درمان های رایج در بهبود کمیت و کیفیت حرکات موثرتر است. اما درمان رایج فیزیوتراپی هم در صورتی که به شکل فعال انجام گیرد در بهبودی این پارامترها موثر میباشد.
سیده مریم حجازی، آزاده شادمهر، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان، دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: افراد معمولا از مدلهای مختلفی برای پرش ارتفاع استفاده می نمایند. به نظر می رسد هریک از انواع پرش می تواند اثرات متفاوتی بر پارامتر های بیومکانیکی بدن داشته باشد. این تحقیق اثر دو نوع پرش بر شاخص های عملکرد و نیز سفتی عمودی اندام تحتانی به عنوان پاسخ مکانیکی بدن به اغتشاشات حین پرش را مورد بررسی قرار داده است. روش بررسی: سفتی عمودی اندام تحتانی و نیز شاخص های عملکرد شامل ارتفاع پرش، زمان پرش، زمان تماس و توان در 25 خانم جوان سالم حین انجام دو نوع پرش squat (Squat Jump: SJ)و countermovement (Counter Movement Jump: CMJ) بررسی گردید. یافته ها: شاخص های سفتی عمودی اندام تحتانی (028/0=P) و ارتفاع پرش (039/0=P) به شکل معناداری در پرش CMJ بیشتر از SJ بود. نوع پرش بر متغیرهای زمان پرش (1/0=P). ، زمان تماس (7/0=P). و توان (3/0=P) تاثیر معناداری نگذاشت. نتیجه گیری: پرش CMJ با افزایش تولید نیروی عضلانی، کار انجام شده و نیروی واکنشی زمین سبب بهبود در عملکرد پرش می گردد. افزایش میزان سفتی عمودی نیز از سویی با بهبود عملکرد و از سوی دیگر با افزایش احتمال آسیب همراه می باشد.
امین کردی یوسفی نژاد، آزاده شادمهر، غلامرضا علیایی، دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: مبتلایان به دیابت تمایل چندانی به انجام ورزش ندارند. با توجه به شیوع بی حرکتی در این بیماران ویبراسیون عمومی بدن Whole Body Vibration (WBV) شاید بتواند جایگزین مناسبی برای ورزش باشد. از آنجا که اثرات این مداخله بر بیماران دیابتی بطور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات اعمال WBV بر پروفیل های خونی در مبتلایان به دیابت نوع دو می باشد. روش بررسی: 20 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو با کمک روش داده های همسان شده به دو گروه کنترل(10n=) و آزمون (10n=) تقسیم شدند. گروه آزمون تحت WBV با فرکانس 30 هرتز و آمپلی تود 5/2 میلی متر به مدت شش هفته و هفته ای دو بار قرار گرفتند. گروه کنترل در این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت ننمودند. فاکتورهای خونی قبل و بعد از درمان در دو گروه بررسی شدند. یافته ها: میزان قند خون ناشتا و هموگلبین گلیکولیزه در گروه درمان نسبت به کنترل کاهش یافت هرچند این تفاوت از لحاظ آماری بین دو گروه معنی دار نشد(44/0P=). بین پروفیل های کلسترول, HDL, LDL وتری گلیسرید (TG) هیچ گونه تفاوت معنی دار آماری قبل و بعد از درمان در دو گروه مشاهده نشد. نتیجه گیری: شاید اعمال WBV با پارامترهای مذکور بتواند در کاهش قند ناشتا و هموگلبین گلیکولیزه مبتلایان به دیابت نوع دو موثر باشد. از جمله علل این تغییرات می توان به افزایش پروتیین انتقال دهنده گلوکز در سلول ها اشاره کرد.
ناهید پیرایه، سعید طالبیان، محمدرضا هادیان، غلامرضا علیایی، شهره جلائی، دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یکی از شایع ترین مشکلات عضلانی- اسکلتی میباشد که میتواند روی فعالیتهای روزمره زندگی افراد مبتلا اثر بگذارد. مطالعات متعدد اختلال کنترل تعادل را در این افراد نشان میدهند ولی تاکنون هیچ مطالعهای به بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پاسچر افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو نپرداخته است. لذا هدف از این تحقیق، بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پاسچر افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو بوده است.
روش بررسی: ثبات پاسچر در دو گروه زنان بیمار و سالم (هر گروه 20 نفر) در 4 حالت بر روی دستگاه صفحه نیرو بررسی شد. حالتها شامل ایستادن روی دو پا با چشمهای باز و بسته با و بدون انجام تکلیف شناختی بود. سطح زیر منحنی(Area) و سرعت میانگین(Mean Velocity) به عنوان شاخصهای ثبات پاسچرال استاتیک اندازه گیری شد.
یافتهها: سطح زیرمنحنی در وضعیت ایستاده روی دوپا در گروه بیمار افزایش(05/0>P) یافت. در شرایط تکلیف دوگانه، میزان سرعت میانگین کاهش معناداری(05/0>P) را نشان داد. ولی پاسخ به تکلیف دوگانه تفاوت معناداری بین دوگروه نداشت(05/0
حسین صفاخیل، غلامرضا علیایی، مهدی عبدالوهاب، پروین راجی، بهروز عطارباشی ، احمدرضا باغستانی، سیدعلی مولائی سار، دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: تقویت عوامل موثر در حفظ تعادل میتواند به عنوان یک راهبرد اساسی در درمان مشکلات تعادلی سالمندان باشد و تحریک گیرنده های لمس و فشاری پوست، عضلات و کپسول میتواند به بهبود حس عمقی مفصلی و در نتیجه به ثبات عملکردی مفصل کمک کند، هدف مطالعهی حاضر بررسی نحوهی تاثیر گذاری یک دورهی طولانی مدت تمرینات کششی و ماساژ بر روی تعادل سالمندان میباشد. روش بررسی: این مطالعهی کارآزمایی بالینی بصورت تصادفی انجام گردید. پس از غربالگری 205 سالمند مرد سالم ساکن جامعه، نمونهها به روش غیراحتمالی آسان در دسترس انتخاب گردیدند. گروه مورد متشکل از 18 نفر با میانگین سنی (45/5 ±6/74) سال و گروه شاهد متشکل از 17 نفر با میانگین سنی (27/4 ± 8/75) سال بودند. تمرینات کششی و ماساژ، 15 جلسه ی یک ساعته و در مدت 5 هفته (3 جلسه در هفته) توسط درمانگر انجام گردید. برای ارزیابی نتایج از مقیاس تعادلی برگ(Berg Balance Scale: BBS) و آزمون زماندار برخاستن و برگشتن (Timed Up and Go :TUG) استفاده شد. یافتهها: جهت تجزیه و تحلیل آماری از برنامهی 19 SPSS- استفاده شد. برای بررسی میزان تغییر نمره ی تستهای BBS و TUG، قبل و بعد از مداخله، از تست t زوجی وتست t مستقل استفاده گردید. اختلاف میانگین تغییرات تستهای تعادلی BBS و TUG در دو گروه مداخله و کنترل دارای تفاوت معناداری بود (001/0 > p) . نتیجه گیری : مداخلات انجام شده در گروه مداخله باعث بهبود معنادار مهارتهای تعادلی سالمندان گردیده است.
الهه سجادی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان، محمدرضا هادیان، شهره جلائی، رحیمه محمودی، الهه امینی، دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: حس عمقی که از جمله دقیق ترین حواس بدن است و باعث آگاهی از وضعیت بدن هر لحظه در فضا می شود، در حفظ سلامت فیزیکی و جلوگیری از آسیب اهمیت بالایی دارد. خستگی، یکی از عوامل برهم زننده ی حس عمقی است. با اینکه مطالعات زیادی به بررسی اثر خستگی بر حس عمقی مفاصل محیطی و کمر پرداختهاند ولی کار بر روی بررسی اثرات خستگی بر حس عمقی ناحیهی گردن بسیار محدود بوده است. لذا هدف از این مطالعه بررسی تاثیر خستگی موضعی بر حس عمقی گردن در افراد سالم با توجه به جنسیت بود.
روش بررسی: 17 فرد جوان سالم (8 زن و 9 مرد) با میانگین سنی 44/3 ± 12/24 سال در زنان و 98/1 ± 77/23 سال در مردان، تست بازسازی سری-گردنی به وضعیت نوترال را که شامل؛ بازسازی دقیق وضعیت سر بروی تنه پس از چرخش عرضی به راست و چپ میباشد را برای ارزیابی دقت و پایایی حس عمقی با استفاده از آزمون t زوجی و من ویتنی، از طریق اندازه گیری خطای مطلق، خطای ثابت و خطای متغیر در دو موقعیت قبل و بعد از خستگی انجام دادند.
یافتهها: خستگی تغییر معناداری در شاخصهای سنجش حس عمقی (خطای مطلق، خطای ثابت و خطای متغیر) در زنان و مردان ایجاد نکرد (05/0 P> )، بعلاوه تفاوتی بین زنان و مردان در شاخصهای سنجش حس عمقی مشاهده نشد (05/0 P> ).
نتیجه گیری: نتایج حاصل بیانگر آن است که خستگی بدنبال انقباض ایزومتریک عضلات بالابرندهی کتف نمیتواند باعث برهم زدن دقت بازسازی زاویه در افراد سالم شود. همچنین، در این بررسی مقدماتی جنسیت تاثیری بر حس عمقی گردن نداشت.
کلید واژهها: حس عمقی گردن، خستگی، تست بازسازی سری-گردنی، خطای مطلق، خطای ثابت، خطای متغیر
مریم ابراهیمی، آزاده شادمهر، غلامرضا علیایی، اسماعیل ابراهیمی، جواد صراف زاده، دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: انحناهای ستون فقرات به ویژه قوس کمری، نقش مهمی در حفظ یک پوسچر ایستاده مناسب ایفا میکند و همچنین امکان جذب کارآمد بارهای اعمال شده بر ستون فقرات و افزایش کارایی عضلات ستون مهرهای را سبب میشود. برخی محققین چنین استدلال کردهاند که پوسچرهای افراطی کمر که "هایپولوردوز" و "هایپرلوردوز" خوانده میشوند، نشان دهنده تغییر فعالیت عضلانی و الگوهای استرس میباشند به نحویکه تحمل فعالیتهای خاص روزانه را در این افراد کاهش میدهد.با وجود اهمیت کنترل نوروماسکولار در هماهنگی و حفاظت ستون مهرهای، اطلاعات کمی در زمینه اینکه انحناهای پشتی و کمری چگونه فعالیت عضلانی را در پوسچرهای غیرطبیعی تحت تأثیر قرار میدهد، موجود است. به این دلیل ما در این مطالعه سعی کردیم رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه در افراد با پوسچر هایپرلوردوز و افراد با پوسچر نرمال را مورد مقایسه قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این پوسچر غیر طبیعی بر رفتار عضلات ناحیه تأثیرگذار است یا خیر؟ روش بررسی: 12 فرد با پوسچر هایپرلوردوتیک و 11 فرد با پوسچر نرمال کمری تحت بررسی رفتار الکترومایوگرافی عضلات راست شکمی، مایل داخلی، مایل خارجی و ارکتور اسپاین کمری حین فعالیت حفظ ممتد باری معادل 7 درصد وزن بدن در حالت ایستاده راحت قرار گرفتند. یافتهها: از نظر آماری تفاوت معناداری در درصد تغییر متغیر MF(Median Frequency) عضلات تنه بین دو گروه مشاهده نشد (05/0 < P ) . درصد تغییر RMS(Root Mean Square) عضلات ارکتوراسپاین و مایل داخلی در سه بازه زمانی، بین دو گروه اختلاف معناداری نشان داد (05/0 < P ) . درصد تغییر RMS عضله راست شکمی بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0 < P ). در عضله مایل خارجی، درصد تغییر RMS در بازه های زمانی اول و سوم تفاوت معنادار بین دو گروه نشان داد (05/0 > P ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، میتوان گفت که افزایش قوس کمری، به طور معناداری باعث تغییر در سطح فعالیت عضلات تنه در افراد دارای پوسچر هایپرلوردوتیک نسبت به گروه نرمال شده است. بنابراین استفاده از تمرینات اصلاح پوسچر در برنامه درمانی چنین افرادی ضروری به نظر میرسد. همچنین توصیه میشود مطالعه مشابه دیگری نیز در فعالیتهای عملکردی دینامیک صورت گیرد تا اطلاعات جامعتری از اثر اختلالات پوسچرال بر رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه فراهم گردد. کلید واژهها: الکترومایوگرافی، هایپرلوردوز، پوسچر، حفظ ممتد بار
نجمه مهدی زاده، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، نادر معروفی، دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: افرادی که دچار بیثباتی مفصل ساکروایلیاک به علت ضربهها یا آسیبهای ریز در طول زمان هستند، از اعمال وزن روی سمت آسیب دیده ممانعت میکنند. هدف از این مطالعه بررسی اثر تمریندرمانی بر توزیع تقارن وزن این بیماران در حالت ایستادن و راه رفتن است.
روش بررسی: دراین مطالعه، 17 فرد مبتلا به بیثباتی مفصل ساکروایلیاک و سن بین 40 -20 با روش نمونهگیری ساده انتخاب شدند. شرکتکنندگان در یک جلسه 5 تمرین را در 3 دوره تکرار انجام دادند. که این تمرینات شامل نشستن روی توپ، خوابیدن روی توپ، چهار دست و پا، ایستادن کنار دیوار و ایستادن روی تخته تعادل بود. قبل، بلافاصله بعد و همچنین 5 و 10 دقیقه بعد از مداخله، اسکن از کف هر دو پا در حالت ایستادن و راه رفتن با دستگاه Alfoot ثبت شد .
یافتهها: میزان وزن اندازی بین دو پا در وضعیت ایستادن روی هر دو پا قبل و بلافاصله بعد از مداخله بهطور معنادار متفاوت بود. اما مقایسه بین5 (058/0 P= ) و 10( 110/0 P= ) دقیقه بعد از تمرین اختلاف معنادار نبود . میزان فشار اعمال شده بر قسمت میانی پا در حین راه رفتن در سمت درگیر بلافاصله بعد از مداخله افزایش یافت و این افزایش تا 10 دقیقه بعد نیز ادامه داشت.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان میدهد که تمرین درمانی ناحیه کمری - لگنی میتواند روش موثری جهت بهبود توزیع وزن در سمت درگیر در بیماران با بیثباتی مفصل ساکروایلیاک شود.
کلید واژهها: بیثباتی مفصل ساکروایلیاک، توزیع وزن، تمریندرمانی
سارا فریدون نیا، آزاده شادمهر، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، شهره جلائی، دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در مطالعات، تفاوتهای موجود در پارامترهای کنترل حرکتی پای غالب و غیرغالب از دیدگاه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است و تاثیر غالب بودن اندام در استراتژی کنترل حرکتی هنوز بحث برانگیز است. لذا هدف مطالعه ی حاضر مقایسه ی زمان پیش حرکت، زمان حرکت و زمان عکس العمل در عضلات ساق پای غالب و غیرغالب ورزشکاران غیرحرفه ای سالم در پاسخ به محرک بینایی حین پرش قدامی است.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی و روش نمونهگیری غیراحتمالی ساده می باشد. در 11 نفر ورزشکار سالم، ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات گاستروسولئوس، پرونئوس لونگوس، پرونئوس برویس و تیبیالیس قدامی پای غالب و غیرغالب در پاسخ به محرک بینایی در حین آزمون پرش قدامی به عنوان یک فعالیت فانکشنال، به عمل آمد.
یافته ها: زمان پیش حرکت، زمان حرکت و زمان عکس العمل در عضلات گاستروسولئوس، پرونئوس لونگوس و پرونئوس برویس و تیبالیس قدامی پای غالب و غیرغالب ورزشکاران غیرحرفه ای سالم تفاوت معنی داری نشان نداد (05/0 < P).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه به این نکته اشاره دارد که غالب بودن اندام، ممکن است پارامتر مهمی در مطالعات کنترل حرکتی نباشد.
کلید واژه ها: استراتژی کنترل حرکتی، محرک بینایی، پرش قدامی
فهیمه خالقی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان مقدم، کاظم مالمیر، حسین باقری، نورالدین نخستین انصاری، شهره جلائی، دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون مطالعات متعددی در زمینه تاثیر سرعت زاویه ای بر متغیر های مکانیکی و فیزیولوژیکی مانند گشتاور، نیرو و سطح فعالیت عضلات انجام شده است اما تاکنون تاثیر آن بر روی کنترل الگوی فعالیت عضلات سینرژیست حین انجام یک تکلیف خاص ارزیابی نشده است. مطالعه حاضر با استفاده از متد محاسباتی تعیین و آنالیز سینرژی های عضلانی در قالب فرضیه uncontrolled manifold: UCM تغییرپذیری سینرژی های عضلانی را با تغییر سرعت بررسی کرده است.
روش بررسی: 12 شرکت کننده خانم با میانگین سنی 25 سال بدون هیچ اختلال حرکتی یا نرولوژیکی داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. پس از قرارگیری افراد بر روی دینامومتر Biodex از آنها خواسته شد ده حرکت متوالی فلکشن و اکستنشن زانو را با حداکثر قدرت در دو سرعت˚/s 45 و ˚/s300 انجام دهند. فعالیت الکترومیوگرفی عضلات وستوس داخلی، وستوس خارجی و رکتوس فموریس حین اجرای حرکات ایزوکینتیک ثبت و مقادیر واریانس داخل (Variance UCM: VUCM: UCM) و مقادیر واریانس عمود بر آن (Variance Orthogonal: VORT) نسبت به Jacobian matrix مناسب به طور کمّی محاسبه شد. در نهایت نتایج بین دو سرعت با آزمون آماریt-test مستقل مقایسه گردید.
یافته ها: میانگین نسبت VUCM/VORT در هر دو سرعت بزرگتر از یک بود و میانگین مقادیر VUCM بین دو سرعت تفاوت معناداری نداشت (05/0(P>.
نتیجه گیری: تغییر پارامتر سرعت نمیتواند در اتخاذ یک سینرژی حرکتی مناسب توسط سیستم کنترل حرکت بمنظور تثبیت یک متغیر اجرایی خاص تاثیر گذار باشد. بنابراین سرعت زاویه ای عامل مهمی در ارزیابی کنترل حرکات ایزوکینتیک نمیباشد.
کلید واژه ها: تغییرپذیری، سرعت زاویه ای، سینرژی عضلانی، عضلات اکستانسور زانو
خالد رضایی، آزاده شادمهر، غلامرضا شیرانی، غلامرضا علیایی، مهدی عبدالوهاب، سامان معروفی زاده، دوره 9، شماره 6 - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه دامنه حرکتی و استقامت عضلات نواحی گردن و مفصل فکی-گیجگاهی در افراد با اختلالات فکی-گیجگاهی، مراجعه کننده به دانشکده دندان پزشکی علوم پزشکی تهران و افراد سالم بود.
روش بررسی: تعداد 30 مرد سالم به عنوان گروه کنترل و 30 مرد با سن 20-40 سال مبتلا به اختلالات مفصل فکی-گیجگاهی به عنوان گروه بیمار انتخاب شدند. در کلیه افراد دامنه حرکتی فلکشن و اکستنشن سر و گردن و باز شدن دهان اندازه گیری شد و همچنین میزان استقامت عضلات جونده و استقامت عضلات اکستانسور گردن اندازه گیری شد و میانگین هر یک از مقادیر گروه بیمار با گروه کنترل مقایسه شدند.
یافته ها: دامنه حرکتی فلکشن سر و گردن و استقامت عضلات اکستانسور گردن در بیماران مبتلا به اختلالات مفصل فکی-گیجگاهی نسبت به افراد سالم کم تر بود (p<0/001).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که به هنگام بروز اختلالات فکی-گیجگاهی در استقامت عضلات اکستانسور و دامنه حرکتی گردن نیز تغییراتی به وجود می آید. توجه به درمان مشکلات ناحیه گردن می تواند در بهبود این بیماران موثر باشد.
کلید واژه ها :دامنه حرکتی و باز شدن دهان، استقامت عضلات، اختلالات تمپورومندیبولار
مهدیه سادات آل احمد، حسین باقری، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، محمدرضا هادیان، دوره 9، شماره 6 - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: وضعیت ساختارهای عضلانی از جمله کوآدریسپس و همسترینگ در ایجاد و سیر پیشرفت سندرم درد کشککی رانی نقش دارند. به دلیل تاثیر متفاوت تمرینهای زنجیره باز و بسته بر روی زانو، هدف از این مطالعه بررسی کنترل حرکت عضلات زانو از دیدگاه شاخص پاسخ ارادی در هر دو زنجیره حرکتی میباشد.
روش بررسی: 12 زانوی سالم و 12 زانوی مبتلا (6 زن در هر گروه) مورد بررسی قرار گرفتند. حین انجام حرکت اکستنشن- فلکشن زانو به وسیله دینامومتر ایزوکینتیک بیودکس و حرکت نیمه چمباتمه روی یک پا، فعالیت الکترومایوگرافی عضلات وستوس مدیالیس ابلیک، رکتوس فموریس، وستوس لترالیس و بایسپس فموریس ثبت شد. سپس شاخص پاسخ ارادی برای هر آزمون محاسبه گردید.
یافتهها: شاخص پاسخ ارادی در گروه بیماران در مقایسه با گروه سالم تفاوت معناداری نشان نداد. (05/0<P) همبستگی بین ضریب قرینگی و برآیند فعالیت عضلات در گروه بیماران دیده شد.
نتیجهگیری: احتمالا شاخص پاسخ ارادی در اختلالات با شدت کم، قدرت تشخیص مناسبی ندارد و نمی تواند بین گروه سالم و بیمار افتراق نشان دهد. همبستگی دیده شده در گروه بیماران ممکن استبیانگر هم زمانی فعالیت عضلات در آنهاباشد.
کلید واژهها: سندرم درد کشککی-رانی، کنترل حرکت، شاخص پاسخ ارادی، الکترومایوگرافی سطحی
صدریه صدرنیا، جواد صراف زاده، محمد اکبری، سید حسین سعید، غلامرضا علیایی، دوره 9، شماره 7 - ( ویژه نامه شماره سه فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی تاندون عضلات روتاتورکاف شایعترین علل درد و ناتوانی در مفصل شانه، به خصوص در سنین میان سالی و کهنسالی است. فیزیوتراپی به عنوان یک روش درمانی غیر جراحی یا کانسرواتیو در این زمینه محسوب میشود. . هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر فیزیوتراپی در پارگی کامل تاندون سوپرااسپیناتوس بر درد و دامنه حرکتی فعال مفصل شانه بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 17 بیمار (5 مرد و 12 زن) با میانگین سنی 13/7 ± 35/54 سال که پارگی کامل تاندون سوپرااسپیناتوس داشتند تحت 30 جلسه فیزیوتراپی قرار گرفتند. برنامه درمانی فیزیوتراپی بیماران شامل مدالیتیهای گرمایی ، اولتراسوند و تحریکات الکتریکی و برنامه تمریندرمانی شامل سه جزء تمرینات کششی، تقویتی و استقامتی بودند. بیماران در جلسه اول ، جلسه بیستم و پایان جلسه سیام از نظر درد و دامنه حرکتی مورد ارزیابی قرار گرفتند. متغیر درد با آزمون دیداری درد و متغیر دامنه حرکتی توسط گونیامتر ارزیابی شدند.
یافتهها: آزمون پارامتریک تحلیل واریانس یکطرفه درون آزمودنیها و آزمون غیرپارامتریک فریدمن، بین فیزیوتراپی و کاهش درد و افزایش دامنه حرکتی شانه بیماران، ارتباط معنا داری (01/0>P) را نشان دادند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که فیزیوتراپی در افراد مبتلا به پارگی سوپرااسپیناتوس که کاندید جراحی هستند، ممکن است منجر به تسکین درد و بهبود دامنه حرکتی شانه بیماران شود و از ضرورت انجام جراحی بکاهد. با این حال مطالعات با پیگیریهای طولانیتر جهت ارزیابی این روش درمانی توصیه میشود.
کلید واژهها: پارگی تاندون سوپرااسپیناتوس، فیزیوتراپی، درد، دامنه حرکتی، آزمون دیداری درد، گونیامتر
|
|
|
|
|
|
|
|
|