نیوشا نام آوریان، اصغر رضا سلطانی، محبوبه رکابی زاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ژنوواروم و ژنووالگوم از شایع ترین تغییر شکل های مفصل زانو در کودکان و بزرگسالان می باشند. در این تغییر شکل ها ممکن است به علت تغییر محور مکانیکی اندام تحتانی، تغییراتی در نحوه ی عملکرد عضلات زانو ایجاد شود. هدف از این مطالعه فراهم کردن اطلاعات پایه ای در مورد نحوه ی عملکرد عضلات زانو در بیماران مبتلا به ژنوواروم و ژنووالگوم است.
روش بررسی: این مطالعه باجستجو در منابع موجود از سال 1990 میلادی به بعد و از طریق جستجو در سایت های PubMed و Science Direct و Google Scholar و سایر منابع اینترنتی معتبر و نیز کتاب های موجود در کتابخانه، با جستجوی کلمات کلیدی knee muscles ، genu varum ، genu valgum ، bow leg ، knock knee ، knee frontal angle انجام شد.
یافتهها: از بین102مقاله و 10 کتاب حاصل از جستجوی اولیه تنها 30 مقاله و 5 کتاب به موضوع این مطالعه ی مروری ارتباط داشتند ولی در بین این منابع تنها 10 مقاله و 2 کتاب به طور خاص در مورد تغییراتی که در عضلات اطراف زانو در این تغییر شکل ها ایجاد می شود، صحبت کرده بودند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهند که در افراد مبتلا به تغییر شکل های ژنوواروم و ژنووالگوم تغییراتی در ساختار و عملکرد عضلات اطراف زانو ایجاد می شود. با توجه به این که اکثر مطالعات تغییرات ساختاری و عملکردی عضله کوادریسپس را مورد بررسی قرار داده اند و مطالعات کمی بر روی باقی عضلات انجام شده نیاز به انجام مطالعات بیشتر در این زمینه احساس می شود.
کلید واژهها: ژنوواروم، ژنووالگوم، زانوی پرانتزی، زانوی ضربدری، عضلات اطراف زانو
نویده شاکری، حمیده فعال فرد، سید امین پیران، حمید طهماسیان، مجتبی تجدد، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : هدف این پژوهش جمعآوری و بررسی آزمونهای غربالگری زبانپریشی به زبانفارسی جهت استفاده آسیب شناسان گفتار و زبان است.
روش بررسی: جستجو در بانک اطلاعاتی اطلاعات جامع پزشکی ( MEDLIN )، و 5 م نبع اطلاعاتی معتبر PubMed ، Google Scholar Science Direct ، Web of Science و ASHA همچنین در پایگاههای فارسی زبان، پایگاه اطلاعات علمی( SID )، بانک اطلاعات نشریات کشور( Magiran ) و IRAN MEDEX از سال 1949 تا 2012 با کلید واژههای مرتبط انجام گرفت و آزمونهای غربالگری جمع آوری شد که به صورت دستهبندی شده در این مطالعه ارایه گردیده است. در این مطالعه آزمونها از جهت زمان ساخت و زیر آزمونهای مورد بررسی و اعتبار و پایایی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
یافته ها: در این مطالعه 14 آزمون غربالگری شناسایی شد که در این میان آزمون اسکریلینگ ( Screeling )بیشترین تعداد خرده آزمون 72 آیتم را دارد و آزمون غربالگری فرانسوی زبانپریشی ( FAST Screening Test: Aphasia Frenchay ) کمترین تعداد خرده آزمون 4 آیتم را به خود اختصاص میدهد و اولین آزمونی میباشد که حیطه درک و نوشتار را علاوه بر بیان و خواندن بررسی کرد. همچنین در بین این آزمونها، 10آزمون دارای حداقل یک نوع روایی و 8 آزمون پایا گزارش شده بودند.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت اختلال زبانپریشی و عدم وجود منبعی کامل در زبانفارسی جهت دسترسی سریع و آسان در شناسایی و یافتن آزمونهای غربالگری در این اختلال، نتایج این مطالعه میتواند در آشنا کردن درمانگران گفتار و زبان با آزمونهای موجود کمک کننده باشد و استفاده از این آزمونها در مراحل مختلف توانبخشی توصیه میگردد.
کلید واژهها: غربالگری، سکته مغزی، زبانپریشی، مقاله مروری
مهدی کرمی، محمدرضا هادیان، مهدی عبدالوهاب، پروین راجی، سعید یکانی نژاد، علی منتظری،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: جمعیت سالمندان در دنیا و نیز ایران به علت پیشرفت هایی که در سیستم بهداشت حاصل گردیده است رو به افزایش گذاشته است؛ از این رو توجه به کیفیت زندگی این قشر ازجامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است. مشکلات جسمی و تعادلی از عوارض پروسه سالمندی می باشد و در نتیجه بر روی کیفیت زندگی سالمندان نیز تاثیر می گذارد. یکی از روش های مطرح در بهبود تعادل سالمندان، انجام تمرین ذهنی است. تمرین ذهنی به معنای مرور شناختی یک مهارت فیزیکی است بدون اینکه حرکات بدنی واضح و آشکاری صورت گیرد. هدف این مطالعه بررسی تأثیرتمرین ذهنی یک مهارت حرکتی بر بهبود کیفیت زندگی مردان سالمند 60 – 80 سال می باشد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفیِ ( RCT ) یکسو کور می باشد و به تأیید کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران رسیده است( Irct ID: IRCT201107041722N3 ). سالمندان تحت بررسی شامل 44 مرد سالمند 80-60 سال ساکن در آسایشگاه سالمندان کهریزک بودند و بر اساس معیارهای ورود به این مطالعه وارد گردیدند. پس از ارزیابی اولیه، کلیه سالمندان با تصادفی سازی در دو گروه آزمایش( Mental Practice ) با میانگین سنی 32/4 ± 18/73 و گروه کنترل با میانگین سنی 62/5 ± 09/71 قرار گرفتند. ارزیابی کیفیت زندگی سالمندان با تست 36 SF قبل از شروع مداخله ی درمانی (ارزیابی اولیه)، دو هفته پس از انجام مداخله (پیگیری کوتاه مدت) و 3 ماه پس از انجام مداخله (پیگیری بلند مدت) صورت گرفت. سالمندان گروه آزمایش به مدت 4 هفته تمرین ذهنی یک مهارت حرکتی را انجام داده و طی این دوره سالمندان گروه کنترل هیچ گونه تمرین ذهنی انجام ندادند.
یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نمرات تست 36 SF در بُعد وضعیت فیزیکی بعد از مداخله تمرین ذهنی در مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری را ایجاد نموده است که در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش بیشتری داشته است. با این وجود، نمرات تست در بُعد وضعیت ذهنی و نمره کل تست در طی سه مرحله ارزیابی در مقایسه دو گروه، تغییر معنی داری نداشته است.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشاندهنده تأثیر اختلاف معنی دار تمرینات ذهنی تنها بر بُعد وضعیت فیزیکی سالمندان می باشد. با این وجود، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که این نوع تمرین ذهنی بر بُعد وضعیت ذهنی و نیز نمره کل کیفیت زندگی سالمندان تاثیر معنی دار نداشته است.
کلید واژه ها: کیفیت زندگی، تعادل، تمرین ذهنی، مردان سالمند
اکرم آزاد، محسن عدالت خواه، قربان تقی زاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از رایجترین نواقص مشاهده شده بعد از سکته مغزی نقص در کنترل تنه و تعادل می باشد که می تواند منجر به ناتوانی یا وابستگی در بسیاری از فعالیت های عملکردی زندگی می شود. رویکردهای درمانی متنوعی در توان بخشی افراد سکته مغزی به کار رفته اما هنوز هیچ رویکرد پذیرفته شده منحصر به فردی برای توان بخشی افراد سکته مغزی وجود ندارد، با این حال شواهد بسیاری مبنی بر اینکه تمرینات تکلیف محور می تواند به عنوان یک درمان عصبی-حرکتی در توان بخشی موثر باشد وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور بر تعادل و تحرک عملکردی در افراد سکته مغزی مزمن بوده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مداخلهای- نیمه تجربی بر روی 13 مراجع سکته مغزی مزمن(4 زن و 9 مرد با میانگین سنی41/8 ± 07/55) با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. مداخله شامل 10 روز تمرین فشرده، که طی 2 هفته و در هر هفته به صورت 5 روز متوالی و روزانه 3 ساعت انجام شد. قبل و بعد از مداخله ارزیابی های "تعادلی برگ" و "آزمون زمان دار برخاستن و برگشتن ( Time Up and Go :TUG) " انجام گرفت.
یافته ها: تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور در افراد سکته مغزی مزمن به طور معناداری، تعادل عملکردی را افزایش( 005 /0 (p= ، و نیز زمان تحرک عملکردی را کاهش داد(001/0 p= ).
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور میتواند باعث بهبود تعادل عملکردی و تحرک عملکردی شود . با توجه به اینکه این تمرینات فقط بر روی یک گروه انجام شد نیاز به انجام تحقیقات دیگر با داشتن گروه کنترل مناسب به نظر میرسد. همچنین برای بررسی ماندگاری اثر تمرینات، پیگیری نتایج پیشنهاد میشود.
کلید واژها: سکته مغزی، تعادل عملکردی، تحرک عملکردی، رویکرد تکلیف محور، تمرینات شدید
محمدحسن آذرسا، آزاده شادمهر، نادر معروفی، حسین باقری، شهره جلائی، سیدمحسن میر،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبات و کنترل عصبی عضلانی عضلات اسکاپولا، عوامل مهمی در عملکرد شانه حین فعالیت های دینامیک می باشند. الگوی سه بعدی حرکت یکپارچه بین مفاصل گلنوهومرال واسکاپولوتوراسیک به عنوان ریتم اسکاپولوهومرال شناخته می شود.درگیرشدن بیشترعضلات روتاتورکاف و اسکاپولا سبب فراخوانی بیشتر واحدهای حرکتی می گردد،بنابراین شاید بتوان بااعمال بار به عضلات اسکاپولا،ارزیابی دقیق تر وجامع تری ازنقش عضلات دروضعیت اسکاپولا داشت.
روش بررسی : ٣٠ نفر بسکتبالیست مذکر۲۰تا۴۰سال برای انجام آزمون اصلاح شده لغزش خارجی اسکاپولا فراخوانده شدند. فاصله خطی بین زاویه تحتانی اسکاپولا و زایده خاری T7-8 در وضعیت های اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار و با اعمال بار ١ کیلوگرمی توسط ۲ آزمونگر در یک جلسه با کالیپر اندازه گیری شد.یکی از آزمونگران یک هفته بعد آزمون را تکرار نمود.
یافته ها: مقادیر Intra-class Correlation Coefficient (ICC) اینتر و اینتراریتر برای اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار به ترتیب ۷۳/٠ و ٨٢/٠ وبرای وضعیت اعمال بار ١ کیلوگرمی به ترتیب ٥٤/٠ و ٨٦/٠ بود. میزان Standard Error of Measurement (SEM) در اندازه گیری های اینتر و اینتراریتر برای اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار به ترتیب ٨٣/٠و ۵۹/٠ سانتیمتر و برای وضعیت اعمال بار ١ کیلوگرمی به ترتیب ۹۷/٠ و ۴۵/٠ سانتیمتر بود.
نتیجه گیری: اعمال بار ١ کیلوگرمی در اسکاپشن، بهبود قابل توجهی در تکرارپذیری آزمون ایجاد ننمود که نشان می دهد میزان این بار، برای فعال کردن عضلات در این ورزشکاران مناسب نمی باشد.
کلید واژه ها : اسکاپشن با بارگذاری، آزمون لغزش خارجی اسکاپولا ، ورزشکاران ، تکرارپذیری.
عسل اسماعیلی، حسین مبارکی، محمد کمالی، شاهین سلطانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیل اهمیت-عملکرد ابزاری است که به طور گسترده در توسعه استراتژیهای بازاریابی و بهبود کیفیت محصولات و خدمات بکار میرود. لذا، هدف از مطالعه حاضر ارزیابی کیفیت خدمات توانبخشی از دو جنبه اهمیت و رضایت از عملکرد، در چهار مرکز منتخب در شهر تهران با استفاده از تحلیل اهمیت-عملکرد و همچنین بررسی ارتباط بین متغیرهای دموگرافیک و ابعاد کیفیت خدمات میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی میباشد که در میان 196 نفر از مراجعهکنندگان به چهار مرکز توانبخشی منتخب در تهران( هلال احمر، مولوی، امام خمینی و شفا) انجام گرفت. بمنظور ارزیابی کیفیت خدمات این مراکز از پرسشنامه کیفیت خدمات استفادهگردید. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 17 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: طبق نتایج بدست آمده، تمامی ابعاد کیفیت خدمات در مراکز منتخب، در ناحیه اول ماتریس اهمیت-عملکرد یعنی در سطح مطلوب قرار داشتند. بعلاوه، تفاوت معنیداری بین نمرات اهمیت و عملکرد ابعاد کیفیت خدمات در مراکز منتخب و نیز بین گروههای سنی و جنسی مختلف دیده نشد(05/0 < P ) . ولی بین گروههای تحصیلی مختلف با اهمیت(04/0= P ) و عملکرد(03/0= P ) بعد ملموسات و نیز اهمیت بعد تضمین(01/0= P ) تفاوت معنیدار وجود داشت.
نتیجهگیری: اگرچه مراکز مورد مطالعه در وضعیت مناسبی قرار دارند اما مدیران باید همواره از نقاط ضعف و قوت سازمان آگاه باشند و زمینههای بهبود کیفیت و افزایش رضایت مشتریها را فراهم کنند.
کلیدواژهها: رضایت مشتری ، کیفیت خدمات، خدمات توانبخشی، ابزار تحلیل اهمیت-عملکرد
فرشته صادقی ، احمد گشانی، زهرا جعفری، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : حافظه ویادگیری به ویژه یادگیری شنوایی - کلامی از جمله عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری و رشد مهارتهای شناختی در کودکان می باشد .ارزیابی این عامل تاثیر گذار به روشهای مختلفی میسر است .آزمون ری یک ابزاربالینی با ارزش برای این منظور می باشد . نسخه فارسی آن در کودکان فارسی زبان تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است . هدف از پژوهش حاضر بررسی روند یادگیری و حافظه شنوایی - کلامی در کودکان فارسی زبان با استفاده از نسخه فارسی آزمون یادگیری / حافظه شنوایی - کلامی ری و همچنین مقایسه نتایج بدست آمده با مطالعات سایر کشورها بر روی کودکان می باشد .
روش بررسی : مطالعه مقطعی حاضر روی86 کودک هنجار در محدوده سنی 11-9 انجام شد و جنبه های مختلف حافظه از جمله یادآوری آنی، یادآوری تاخیری، توانایی بازشناسی، سرعت فراموشی، تاثیر تداخل و روند یادگیری با استفاده از نسخه فارسی آزمون شنوایی - کلامی ری بررسی گردید .
یافته ها : بین امتیازات مراحل 1 تا 5 آزمون ری تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0 P< ) . میانگین امتیازات مراحل آزمون از 34/7 در مرحله اول به 93/13 در مرحله پنجم افزایش یافت . میزان پاسخ های صحیح در دخترها نسبت به پسرها بیشتر بود (05/0 P< ) . بین یادآوری آنی و تاخیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 P> ) . بین یادآوری تاخیری با امتیاز بازشناسی تفاوت معنادار بود (05/0 P< ) . میزان تداخل پیش گستر، تداخل پس گستر، سرعت فراموشی به ترتیب برابر 97/0، 87/0، 37/0 بدست آمد .
نتیجه گیری : نسخه فارسی آزمون ری در شرایط بالینی عملکرد حافظه و یادگیری شنوایی کلامی را به خوبی مورد ارزیابی قرار می دهد. رشد پاسخ های صحیح از مرحله ی اول به مرحله ی پنجم در آزمون ری، اثر یادگیری در کودکان را نشان داد. بر اساس مجموع نتایج به دست آمده، عملکرد حافظه و یادگیری شنوایی کلامی در کودکان در نسخه فارسی این ازمون با جمعیت مشابه در سایر کشورها قابل مقایسه است .
کلید واژهها: حافظه، کودک ، یادگیری شنوایی – کلامی، آزمون ری
رحیمه روح پرور ، مهدیه کرمی، محسن مددی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : یکی از بارزترین مشخصههای کودکان مبتلا به اوتیسم وجود اشکال در ویژگیهای زبانی است. هدف مقاله حاضر،بررسی برخی از ویژگیهای زبانی کودکان مبتلا به اوتیسم و مقایسه آنها با کودکان سالم در زبان فارسی میباشد.
روش بررسی : با ضبط گفتار 20 کودک دختر و پسر هفت تا یازده ساله مبتلا به اوتیسم، ویژگیهایآوایی- واجی و صرفی-نحوی آنها با ویژگیهای مشابه 20 کودک سالم همسن آنها مقایسه شد.دادهها با استفاده از آزمون دقیق فیشر در نرمافزار SPSS نسخه 18 پردازش شدند .
یافتهها : حذف همخوانها، جابهجایی همخوانها، عدم کاربرد تکیه در هجای مناسب، آهنگ کلام غیرمعمول، عدم کاربرد صحیح زمان دستوری،عدم کاربرد یا کاربرد اشتباه حروف اضافه،اشکال در جمع بستن اسمها، عدم کاربرد جملات مرکب در کودکان مبتلا به اوتیسم و سالم تفاوت معناداری داشت(05/0 (p< ؛ درحالیکه در درج آوا، فرایند قلب، عدم وجود تطابق میان فاعل و فعل، اشکال در منفی کردن افعال و اشکال در کاربرد صفات اشاره بین دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت(05/0 p> ).
نتیجهگیری :کودکان مبتلا به اوتیسم، در زمینههای آوایی-واجی و صرفی-نحوی با مشکلات بیشتری نسبت به کودکان سالم همسن خود روبهرو هستند، و نیاز است با برنامههای آموزشی مناسب سعی شود این مشکلات هرچه کمتر شوند.
کلید واژهها : کودکان اوتیسم، کودکان سالم، ویژگیهای آوایی-واجی، ویژگیهای صرفی-نحوی
مریم کاویانی، هوشنگ دادگر، زهرا سلیمانی، مسعود صالحی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مشکلات تغذیهای در کودکان فلج مغزی شایع میباشد. مداخلات زود هنگام دهانی حرکتی میتواند عملکرد تغذیهای را در این کودکان بهبود بخشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر مدت زمان تحریکات دهانی حرکتی بر عملکرد تغذیهای در کودکان فلج مغزی اسپاستیک میباشد.
روش بررسی: دوازده کودک فلج مغزی اسپاستیک در محدوده سنی 2تا 7 سال در دو گروه A , B قرار گرفتند. کودکان گروه A به مدت 12 جلسه(سه روز درهفته) و کودکان گروه B به مدت 24 جلسه(سه روز در هفته) تحریکات دهانی حرکتی را دریافت کردند.مهارت های تغذیه ای با استفاده از مقیاس حرکتی دهان ارزیابی شدند.داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری فریدمن و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تحریکات دهانی حرکتی بر عملکرد تغذیهای در هر دو گروه موثر بود. بهبود عملکرد های بستن دهان،بستن لب در هنگام تغذیه با قاشق و مکیدن نی درکودکان گروه B در مقایسه با گروه A تفاوت معنیداری داشتند(05/0 P< ). در عملکردهای جویدن،کنترل مایعات در حین بلع و کنترل مادهی غذایی بین دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده نشد(05/0 P> ) .همچنین در نمره کل عملکرد تغذیهای بین دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0 P> )).
نتیجهگیری: تحریکات حرکتی دهان بر عملکرد تغذیهای کودکان فلج مغزی اسپاستک موثر میباشد ولی با افزایش تعداد جلسات درمانی (افزیش مدت زمان تحریک) فقط رفتارهای خاصی از تغذیه بهبود مییابند.
کلید واژهها: فلج مغزی اسپاستیک، مهارتهای تغذیه ، تحریکات حرکتی دهان.
نسرین ناصری، زهرا فخاری، میترا حاجی مقصودی، فاطمه حسینی قهی، مریم صنوبری،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نوع چسبندگی های عضلات ناحیه کمر و لگن، به نظر می آید که تیلت لگن و قوس کمر بتوانند تاثیر متقابل روی یکدیگر داشته
باشند. مطالعات انجام شده در زمینه ارتباط تیلت لگن و قوس کمر نتایج متفاوتی را نشان میدهند و وجود نتایج متناقض می تواند درمانگران را در تعیین یک
برنامه درمانی صحیح با مشکل مواجه کند. در این مطالعه سعی بر آن است تا با استفاده از ابزارهای دقیق تر و بررسی جامعه آماری نسبتا بزرگ به نتایج قابل
اطمینانی در مورد رابطه این دو متغیر دست یابیم.
41 ، در مطالعه شرکت کردند. تیلت قدامی لگن به وسیله تیلت سنج و قوس /45 12/ روش بررسی: تعداد 180 زن سالم 20 تا 65 سال با میانگین سنی 27
کمر بوسیله خط کش منعطف اندازه گیری شد.
که این ارتباط به میزان (r =0/16، p<0/ یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد ارتباط معنا دار ضعیفی بین تیلت لگن و قوس کمر وجود دارد ( 05
کمی متاثر از سن بود.
نتیجه گیری: این مطالعه به بررسی ارتباط میان تیلت لگن و قوس کمر در زنان سالم در حالت استاتیک پرداخت. نتایج مطالعه حاضر نشان داد ارتباط ضعیفی
میان تیلت لگن و قوس کمر در زنان سالم وجود دارد. مهم ترین ویژگی این مطالعه به کارگیری ابزارهای دقیق و مطالعه جامعه آماری بزرگ است.
سمیه احمد آبادی ، حمید رجبی، رضا قراخانلو، سعید طالبیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر، تعیین اثر خستگی حاصل از یک جلسه تمرین پلایومتریک بر توانایی پرش عمودی و الگوی فعالیت عضله راست رانی پای برتر در مراحل پرش عمقی دختران فعال بود. روش بررسی: 17دانشجوی دختر با میانگین سنی76/0 ± 5/21سال بهطور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل 10 و 7 نفره تقسیم شدند. گروه تجربی یک جلسه تمرین پلایومتریک را اجرا نمود و گروه کنترل هیچ فعالیتی انجام نداد. قبل و پس از انجام تمرین، آزمون پرش عمودی با استفاده از ارگوجامپ و فعالیت الکتریکی عضله راست رانی پای برتر با استفاده از الکترومیوگرافی آزمون شد. نتایج آزمون پرش عمودی، کاهش عملکرد (5/4 = F ؛ 04/0= P ) و خستگی را تایید کرد. سیگنال خام الکترومیوگرافی بر اساس مراحل پرش عمقی، به 3 مرحله تقسیم و فقط 2 مرحله اول تحلیل شد. در هر مرحله، ماکزیمم دامنه فعالیت و زمان کل بدست آمد. برای مقایسه پس آزمون دو گروه از تحلیل واریانس چند متغیره (2×2) استفاده شد . یافته ها: پس از یک جلسه تمرین، ماکزیمم فعالیت عضله راست رانی در مرحله 1و2 در گروه تجربی کاهش معناداری را نشان داد. نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد که خستگی عصبی حاصل از تمرین پلایومتریک در برنامه حرکتی(در مرحله پیش فعالیت) نیز اتفاق می افتد. |
کلید واژه ها: پرش عمقی، تمرین پلایومتریک، پرش عمودی، الکترومیوگرافی ، عضله راست رانی
مهدی راستی، فرانک علی آبادی، نرگس شفارودی، فروغ رفیعی، مجید کلانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : تولد یک نوزاد نارس بحران روحی شدیدی را برای والدین ایجاد و آنها را با نیازهای متعددی مواجه میکند. هدف این مطالعه تبیین نیازهای آموزشی والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بود.
روش بررسی: مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی انجام گرفت. مشارکت کنندگان 12 نفر شامل 9 والد در بخش مراقبت ویژه نوزادان،2 پرستار و یک متخصص کودکان و نوزادان بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در بیمارستان های اکبرآبادی، علی اصغر، فیروزگر تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش تحلیل محتوا صورت گرفت.
یافتهها : تجزیه و تحلیل در نهایت منجر به پیدایش دو درون مایه انتزاعی شده که بیان کننده نیازهای آموزشی والدین نوزادان بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بود. این درون مایه ها به عنوان: نیاز به آگاهی و اطلاعات در مورد نوزاد نارس ، و نیاز به کسب مهارت در مراقبت و نگهداری از نوزاد نارس معرفی شدند.
نتیجهگیری : بیشتر والدین آگاهی و اطلاعات کافی در مورد نوزاد نداشتند و برطرف سازی این نیازها می تواند به آنها کمک کند حس کنترل بهتری بر شرایط داشته باشند. فهم این نیازها همچنین به تیم مراقبت و درمان نوزاد کمک میکند خدمات بهتری به والدین و نوزاد ارائه بدهند.
کلید واژهها : نیازهای آموزشی، والدین، نوزادان نارس، مطالعه کیفی
فرزاد قهرمانی ، مهدی دادگو، شهره نوری زاده دهکردی، مهردخت مزده، محمدرضا پوراحمدی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه وهدف: شانه دردناک اختلالی شایع پس از سکته مغزی است که شیوع آن در مطالعات گوناگون از 48% تا 84% میباشد. ا ین اختلال توانایی بیمار را برای دستیابی به عملکرد مناسب محدود میسازد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط شانه دردناک با اختلالات عصبی عضلانی اسکلتی شانه در مبتلایان به سکته مغزی میباشد.
روش بررسی: این پژوهش به روش مشاهده ای – تحلیلی بر روی 50 بیمار سکته مغزی صورت گرفت. زمان سپری شده از سکته مغزی این بیماران 28 روز بود. نیمه دررفتگی شانه با گرافی قدامی- خلفی ( A-P ) شانه ، اسپاستیسیت ه عضلات شانه با مقیاس دو بار اصلاح شده اشورث (Modified Modified ( Ashworth Sacle :MMAS و اختلالات بافت نرم با تستهای ارتوپدی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها : شانه دردناک در56% بیماران یافت شد. نیمه دررفتگی شانه در 85 % ( 001/0= P )، تاندونیت سوپرااسپیناتوس در 72% (000/0= P )، تاندونیت بایسپس در 65% (000/0= P ) و درگیری مفصل آکرومیوکلاویکولار در 2/14% (008/0= P )، اسپاستیسیته (عضلات فلکسورآرنج در 7/10% (102/0= P )، اداکتور شانه در 1/7% (055/0= P ) و چرخانندههای داخلی شانه در 1/7% (055/0= P )) و سندروم شانه- دست در 2/14% (055/0= P ) بیماران با شانه دردناک مثبت بود. بنابراین رابطه معنیداری میان شانه دردناک با نیمه دررفتگی شانه و آسیبهای بافت نرم یافت شد.
نتیجهگیری : نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد شانه دردناک اختلالی چند عاملی و شایع پس از سکته مغزی میباشد و تنها یک علّت در پیدایش آن نقش ندارد. پیشگیری از بروز شانه دردناک و انجام فیزیوتراپی مناسب در صورت بروز این اختلال میتوانند در کاهش ناتوانی پس از سکته مغزی نقش داشته باشند.
کلید واژهها : سکته مغزی، شانه دردناک، نیمه دررفتگی، تون عضلانی، سندروم شانه- دست
نرجس سلطانی، عباس رحیمی، صدیقه السادات نعیمی ، خسرو خادمی کلانتری، حسن سعیدی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مروری بر مقالات حاکی از تغییر میزان مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین در زانوهای دچار پارگی رباط صلیبی قدامی می باشد ولی نحوه دقیق آن در زانوهای این افراد مشخص نمی باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای میزان این نیرو در زانوی دچار پارگی کامل رباط صلیبی قدامی و زانوی بظاهر سالم این افراد از هر دو نوع کوپر و غیر کوپر و مقایسه آنها با افراد نرمال می باشد.
روش بررسی : در این مطالعه نیمه تجربی، 16 بیمار دچار پارگی کامل و یکطرفه رباط صلیبی قدامی (8 نفر کوپر و 8 نفر غیر کوپر) و نیز 16 فرد سالم (8 نفر همگن با کوپر ها و 8 نفر همگن با غیر کوپر ها) بعنوان گروه کنترل تحت مطالعه قرار گرفتند. کلیه نمونه ها با پای برهنه و با سرعت دلخواه و در یک مسیر 6 متری از روی صفحه دستگاه پدوباروگراف مدل زیریس عبور کردند. نمونه ها طوری عبور کردند که یکبار پای سالم و دفعه دیگر پای صدمه دیده روی صفحه پدوباروگراف قرار گیرد. افراد سالم نیز طوری عبور کردند که پای همگن شده با پای نمونه ها بر روی صفحه دستگاه قرار گیرد. تستها آنقدر تکرار شد تا از هر نمونه 5 تست صحیح بدست آید. معیارهای مورد بررسی در این مطالعه شامل حداکثر نیروی F1Z, F2Z, F3Z در مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین و نیز زمان طی شده تا این اجزاء و نیز کل زمان استانس پای مورد تست بود.
یافته ها : نتایج تحقیق حاکی از کاهش معنی دار جزء F1 مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین فقط در افراد غیرکوپر بود. (008/0= P ) در مورد زمان رسیدن به حداکثر اجزاء مولفه عمودی زمین، هیچ تفاوتی بین افراد سالم و بیمار و نیز بین پاهای دچار پارگی رباط و پاهای بظاهر سالم دیده نشد (05/0 < P ) ولی زمان استانس در افراد غیر کوپر بطور معنی داری نسبت به افراد کوپر افزایش داشت (005/0= P ).
نتیجه گیری: کاهش جزء نیروی F1Z در مولفه عمودی عکس العمل زمین که در اولین مرحله از تماس پا با زمین رخ می دهد بهمراه افزایش زمان استانس
آنهم فقط در افراد غیرکوپر حاکی از عدم اتخاذ استراتژی مناسب این بیماران برای تحمل فشار زیاد در مرحله ابتدای راه رفتن و تحمل وزن می باشد. در حالیکه افراد کوپر با اتخاذ استراتژیهای دیگری توانستند خود را با نیروی مرحله ابتدای راه رفتن تطبیق داده و تقزیباٌ شبیه افراد نرمال تحمل وزن نمایند.
کلید واژه ها : مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین، زمان رسیدن به مولفه های نیروی عمودی عکس العمل زمین، ، افراد کوپر و غیر کوپر دچار پارگی رباط صلیبی قدامی، سیستم پدوباروگراف
مرتضی احمدی، گیتی ترکمان، صدیقه کهریزی، مژده قبائی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود استفاده گسترده از ویبراسیون کل بدن ( Whole Body Vibration )بویژه در سالهای اخیر، مکانیسم نوروفیزیولوژیک درگیر در آن بخوبی درک نشده است و نتایج مطالعات انجام شده در رابطه با اثرات تسهیلی و یا مهاری آن متفاوت است. هدف این مطالعه مقایسه اثر آنی (یک جلسهای) و کوتاه مدت (12جلسه ای)ویبراسیون کل بدن برتحریک پذیری موتورنورونهای نخاع در مردان جوان سالم بود.
روش بررسی: 10مرد جوان سالم غیر ورزشکار (با میانگین سنی 23/2 ± 1/26) داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. افراد در جلسات شم در وضعیت نیمه اسکوات روی ویبراسیون خاموش ایستادند و سپس با فاصله دو هفتهای تمرین ویبراسیون در همان وضعیت نیمه اسکوات با فرکانس 30 هرتز و دامنه 3 میلیمتر در وضعیت روشن دستگاه انجام شد. جلسات تمرین (شم و ویبراسیون) 12 جلسه (3جلسه در هفته) و هر جلسه شامل 4 ست 1 دقیقهای بود که هر هفته 1ست به برنامه تمرینی اضافه شد. منحنی فراخوانی رفلکس H عضله سولئوس قبل و بعد از جلسه اول و دوازدهم در هر دو برنامه تمرینی شم و ویبراسیون ثبت شد. پارامترهای مورد بررسی، شیب صعودی منحنی فراخوانی، دامنه و شدت تحریک آستانه و قله،دامنه موج M در حضور H و نسبت Hmax/Mmax بود.
یافتهها: اثر آنی ویبراسیون در جلسه دوازدهم، سبب کاهش معنیدار دامنه آستانه رفلکس و افزایش معنیدار شدت لازم برای ثبت دامنه قله شد (05/0 P= ). تمرین کوتاه مدت ویبراسیون، سبب کاهش معنیدار شدت لازم برای ثبت آستانه منحنی فراخوانی سولئوس شد (01/0 P= ).
نتیجهگیری: نتایج نشان دهنده اثر مهاری تمرین آنی ویبراسیون کل بدن روی تحریک پذیری موتورنورونهای نخاع است. به نظر میرسد تمرین کوتاه مدت ویبراسیون در تسهیل منحنی فراخوانی موثر است و یا سبب افزایش حساسیت دوکهای عضلانی شده است.
کلید واژهها: ویبراسیون کل بدن، منحنی فراخوانی رفلکس H ، عضله سولئوس، تمرین کوتاه مدت
پگاه رحمانی، حسین شاهرخی، حسن دانشمندی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی ناهنجاریهای ستون فقرات (کایفوز، لوردوز، اسکولیوز پشتی و کمری) و تعادل ایستا و پویا در عقبماندگان ذهنی با و بدون سندرم داون و همچنین ارتباط بین آنها در افراد سندرم داون بود.
روش بررسی: در این مطالعه 30 دانشآموز عقبمانده ذهنی با سندرم داون (میانگین سن 77/1 ± 96/13 سال) و 30 دانشآموز عقبمانده ذهنی بدون سندرم داون (میانگین سن 96/1 ± 30/14 سال) شرکت داشتند که به صورت تصادفی هدفدار به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. برای ارزیابی تعادل ایستا از تست اصلاح شدهی لک لک و برای ارزیابی تعادل پویا از تست راه رفتن پاشنه به پنجه استفاده شد. جهت اندازهگیری ناهنجاریهای پاسچر از دستگاه اسپاینال موس استفاده شد.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که اختلاف معنیداری بین تعادل ایستا و پویا، کایفوز و اسکولیوز پشتی و کمری در دو گروه عقب مانده ذهنی با و بدون سندرم داون وجود دارد. از طرفی بین تعادل ایستا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری و تعادل پویا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری ارتباط معنیداری وجود دارد. ولی ارتباط معنی داری بین تعادل و لوردوز وجود ندارد.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط میان پاسچر و تعادل و نیازهای ویژهای که عقبماندگان ذهنی بویژه مبتلایان به سندرم داون در اجرای بهینهی فعالیتهای حرکتی روزمره خود دارند، بر اهمیت شناسایی خصوصیات ساختاری آنان و تجویز برنامههای اصلاحی پاسچر و ارتقاء تعادل آنان، تاکید میشود.
کلید واژهها: سندرم داون، ناهنجاریهای ستون فقرات، تعادل ایستا، تعادل پویا
زهرا سادات قریشی، آناهیتا خرمی بنارکی ، مجتبی عظیمیان، جواد علاقه بند راد، سید مجید رفیعی، مهیار صلواتی ، پروانه فرهاد بیگی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : تحریک مغنا طیسی فراجمجمهای مغز، تکنیک نو ظهوری است که میتوان به وسیله آن بخشی از مغز را فعال یا مهار کرد. قابلیت مهار یا فعالسازی انتخابی مناطق مختلف مغز، امیدهایی را در مورد کاربرد این روش برای بررسی سازماندهی زبان در مغز افراد طبیعی و همچنین توانبخشی بیماران زبان پریش ایجاد کرده است. از همین رو در این پژوهش ما به دنبال آنیم که تاثیر کاربرد ( TMS : Transcranial Magnetic Stimulatin ) با پروتکل مهاری را بر تغییرغلبه طرفی مغز در افراد عادی بسنجیم. از آنجا که آزمون شنیدن دو گوشی ابزاری ساده برای تعیین گوش برتر و نیمکره غالب در پردازش محرکات کلامی می باشد، در این پژوهش ما از نمره برتری گوش راست به عنوان شاخصی برای غلبه طرفی مغز استفاده کردیم.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی مقایسهای 14 بزرگسال فارسی زبان راست دست با شنوایی هنجار که سابقه بیماریهای مغز و اعصاب و یا روانپزشکی نداشتند انتخاب شدند . مداخله rTMS ( repetitive TMS ) با پروتکل مهاری 1هرتز با شدت 90% آستانه حرکتی برای مدت 10 دقیقه (600 پالس) بر روی منطقه بروکای نیمکره چپ هر یک از آزمودنیها اعمال شد. شاخص برتری گوش در دو مرحله قبل و بعد از اجرای rTMS با آزمون شنیدن دو گوشی (مهدوی و پیوندی) محاسبه شد.
یافتهها: بر طبق نتایج این پژوهش، شاخص برتری گوش راست قبل و بعد از rTMS با استفاده از آزمون با آزمون تی- زوجی تفاوت معناداری را نشان نداد.
نتیجه گیری: عدم مشاهده تغییر در برتری گوش راست پس از بکارگیری rTMS میتواند به دلیل عدم کفایت این پروتکل در تغییر غلبه طرفی مغز برای پردازش محرکات کلامی و یا عدم حساسیت کافی آزمون شنیدن دو گوشی مورد استفاده در این تحقیق، برای نشان دادن تغییرات ایجاد باشد. البته همراه کردن این تحقیق با تکنیکهای تصویربرداری عملکردی مغز میتواند به ارائه پاسخ روشنتر کمک کند.
کلید واژهها: تحریک فرا جمجمهای مغز ( TMS )، غلبه طرفی مغز ، برتری گوش راست ( Right Ear Advantage: REA )، پردازشهای زبانی، شنیدن دو گوشی
شاهین سلطانی، محمد کمالی، حسن عشایری، علی چابک، امین سرابندی، سعیده اسماعیلی، فاطمه کاکایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : تغییر نگرشها نسبت به چگونگی ارزیابی نیازهای حمایتی در افراد کم توان ذهنی، از سال 1980، ضرورت ساخت و طراحی آزمونهای مناسب در این رابطه را بیش از پیش مطرح کرد. در این راستا انجمن ناتوانیهای رشدی و ذهنی آمریکا در پاسخ به این کمبودها آزمون مقیاس شدت حمایتها ( Supports Intensity Scale:SIS ) را طراحی کرد. هدف این مطالعه معادل سازی فرهنگی و بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس شدت حمایتها در افراد بزررگسال کم توان ذهنی بود.
روش بررسی : در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 43 فرد کم توان ذهنی بزرگسال شرکت داشتند. ترجمه و معادل سازی فرهنگی این آزمون طبق روش ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی ( International Quality Of Life Assessment:IQOLA ) انجام شد. روایی آزمون به شیوه روایی محتوایی کیفی و پایایی آن به روش ثبات درونی و آزمون- باز آزمون ارزیابی شد.
یافتهها: مطابق پروتکل IQOLA ، SIS از ترجمه آسان و کیفیت نسبتا مطلوبی برخوردار بود. بنابر نتایج بدست آمده تمامی آیتمهای آزمون دارای روایی محتوایی بودند. ضرایب آلفای کرونباخ و تکرار پذیری نسبی به ترتیب برای تمامی خرده مقیاسها در محدوه (99/0 – 80/0) و (99/0- 90/0) قرار داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که نسخه فارسی و معادل سازی شده مقیاس شدت حمایتها از روایی و پایایی قابل قبولی برای شناسایی الگو و شدت حمایت های مورد نیاز در افراد بزرگسال کم توان ذهنی برخودار است.
کلید واژهها : معادل سازی، روایی، پایایی، کمتوانی ذهنی، مقیاس شدت حمایتها
رحیمه محمودی، سعید طالبیان، الهه سجادی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد.
روش بررسی: 16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد.
یافته ها: اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود.
نتیجه گیری: شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.
کلید واژه ها: فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی
کوثر دانیار، علی حیرانی، عبدالحسین پرنو،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فلج مغزی یک بیماری حسی حرکتی است که کنترل پوسچر و حرکت را تحت تأثیر قرار میدهد. کودکان مبتلا به فلج مغزی با اختلالاتی در عملکرد بدن مثل اسپاستیسیته، کاهش قدرت عضلانی و کنترل انتخابی حرکت روبهرو هستند که ممکن است فعالیتهای عملکردی و مشارکت در زندگی روزمره را محدود سازند. هدف از این مطالعه تأثیر 8 هفته برنامه تمرینی مقاومتی پیـشرونده بر وضعیت جسـمانی و حرکتی کودکان فلج مغـزی همـیپلژی میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع نیمهتجربی با رویکرد مداخلهای بر روی 16 کودک فلج مغزی همیپلژی 12-4 سال در سطح 1و2 طبـقهبندی (Gross Motor Function Classification System: GMFCS) مراجعه کننده به مراکز کاردرمانی شهر ایلام انجام شد. پروتکل تمرین شامل عملکرد حرکتی درشت 16 جلسه 1 ساعته تمرینات مقاومتی پیشرونده در گروههای عضلانی هدف گروه آزمایش (8 نفر) بود. قدرت عضلانی اندام فوقانی و عملکرد حرکتی درشت (Gross Motor Function: GMF) در قبل و بعد از مداخله ارزیابی شدند.
یافتهها: قدرت گروههای عضلانی دست برتر به صورت معنیداری بعد از مداخله بهبود یافت، همچنین در فعالیتهای ایستادن، راهرفتن، دویدن و پریدن نیز افزایش نمره مشاهده شد (05/0 p< ). در میزان قدرت دست مبتلا نتیجه معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که انجام تمرینات مقاومتی پیشرونده باعث بهبود عملکرد حرکتی درشت و افزایش قدرت ایزومتریک دست برتر میشود.
کلید واژهها: فلج مغزی نیمه بدن، وضعیت جسمانی، عملکرد حرکتی، تمرین مقاومتی پیشرونده.