[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

AllSince 2020
Citations901240
h-index198
i10-index317
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
42 نتیجه برای میر

مریم چرمزاده، امیر احمدی، نادر معروفی، رضا رجبی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: حس عمقی یک نوع فیدبک از اندامها به سیستم عصبی مرکزی است که به عنوان یک ابزار حسی که شامل حس وضعیت و حس حرکت است، تعریف می­شود. حرکات دقیق و کنترل شده یک بخش مهم از فعالیت­های ورزشی و عملکردهای روزمره هستند که نیازمند اطلاعات دقیق حس عمقی می‏باشند. تمرکز گیرنده­های حس عمقی در ناحیه ی گردن، ساکروایلیاک و مچ پا بیشتر است. هدف از این مطالعه بررسی خطای بازسازی وضعیت در ناحیه­ی گردن، در ورزشکاران نخبه ی بدمینتون و بسکتبال و مقایسه­ی آن با افراد غیر ورزشکار بود.

روش بررسی: برای انجام این پژوهش، 20 خانم بسکتبالیست (با میانگین سنی40/ 23سال)، 20 خانم بدمینتون باز (بامیانگین سنی 81/24سال) و 20 خانم غیر ورزشکار (با میانگین سنی 95/24سال) به صورت هدفمند انتخاب شدند. در ابتدا دامنه کامل حرکات گردن 3 گروه ارزیابی شد و سپس خطای بازسازی وضعیت گردن در زاویه هدف (30% از کل دامنه حرکتی در هر حرکت) برای حرکات خم شدن گردن به جلو و عقب، خم شدن گردن به چپ و راست، چرخش گردن به چپ و راست با استفاده از دستگاه Cervical Range of Motion: CROM در نمونه­­های تحقیق اندازه گیری شد.

یافته­ها: خطای مطلق بازسازی زاویه­ی هدف در چهار حرکت خم شدن گردن به جلو، عقب، چپ و چرخش گردن به چپ در دو گروه بدمینتون باز و بسکتبالیست کمتر از گروه کنترل بود و همچنین خطای بازسازی زاویه­ی هدف در خم شدن گردن به راست و چرخش گردن به راست، در گروه بدمینتون باز کمتر از گروه کنترل بود.

نتیجه­گیری: حس عمقی گردن در اثر تمرینات ورزشی خاص می­تواند بهبود یابد. بدمینتون و بسکتبال دو ورزش غیربرخوردی هستند که نیازمند هماهنگی چشم و دست می­باشند و از آنجاییکه در تحقیق حاضر خطای بازسازی وضعیت گردن در این ورزشکاران بهتر از افراد سالم غیرورزشکار بود احتمالا ورزش­های مورد مطالعه باعث بهبود حس عمقی این افراد شده است .

کلید واژه ها: حس عمقی، گردن، بازسازی وضعیت، بدمینتون، بسکتبال


پیام نبوتی ، علی میرزاجانی، ابراهیم جعفرزاده پور،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: عیب انکساری باقی مانده از جمله شایع ترین عوارض متعاقب روش های کراتورفراکتیو جراحی انکساری اعم از لیزیک و کراتکتومی فتورفراکتیو می باشد. هدف از این مطالعه، تعیین میزان وقوع و عوامل خطر نیاز به عمل مجدد ناشی از عیب انکساری باقی مانده متعاقب کراتکتومی فتورفراکتیو در بیماران با عیوب انکساری نزدیک بینی و نزدیک بینی – آستیگماتیسم می باشد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد – شاهدی، پرونده های جراحی تمامی بیمارانی که جهت اصلاح عیوب انکساری نزدیک بینی و نزدیک بی نی – آستیگماتیسم و در فاصله زمانی خرداد ماه 1388 تا خرداد ماه 1391 تحت عمل کراتکتومی فتورفر ا کتیو توسط یک جراح در بیمارستان فارابی تهران قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. در این فاصله زمانی، 70 چشم دارای اندیکاسیون نیاز به عمل مجدد و 158 چشم فاقد اندیکاسیون نیاز به عمل مجدد شناسایی شدند که به ترتیب گروه مورد و شاهد این مطالعه را تشکیل دادند. تمامی چشم های شرکت کننده در مطالعه دارای اطلاعات انکساری حداقل نه ماه پس از عمل بودند. از آزمون های تحلیلی تی مستقل ، من ویتنی و مربع کای برای بررسی ارتباط بین هریک از متغیرهای مورد نظر با نیاز به عمل مجدد استفاده گردید و سپس تمامی متغیرها با 2/0 P value< در تجزیه و تحلیل تک متغیره، به منظور تعیین نسبت های شانس و فاصله اطمینان 95%، وارد یک مدل رگرسیون چند متغیره لجستیک شدند.

یافته ها: مقدار معادل کروی ≤ 5- دیوپتر، مقدار قطر ناحیه اپتیکی مورد نظر کم تر از 6 میلی متر و عدم ثبات فیکساسیون چشم حین عمل، با افزایش خطر قابل توجه نیاز به عمل مجدد همراه بودند (001/0 P< ) و ارتباط معنی دارشان را در رگرسیون لجستیک به ترتیب با نسبت های شانس 12/6، 71/6 و 89/7 حفظ کردند. هیچ ارتباط آماری معنی داری بین مورد و شاهدها از نظر متغیرهای سن ، زمان آخرین معاینه پی گیری، مقدار آستیگماتیسم قبل عمل، مقدار انحنای قرنیه قبل عمل، مقدار ضخامت قرنیه قبل عمل، قطر مردمک و زاویه کاپا مشاهده نگردید (05/0 P> ).

نتیجه گیری: ناحیه اپتیکی کوچک، ابلیشن عمیق و بی ثباتی فیکساسیون چشم حین عمل، عوامل خطر نیاز به عمل مجدد پس از کراتکتومی فتورفراکتیو می باشند.

کلید واژه ­ ها : عمل مجدد، کراتکتومی فتورفراکتیو، نزدیک بینی، نزدیک بینی – آستیگماتیسم


غزال هاشمی زنوز، بهروز عطارباشی مقدم، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، نسترن قطبی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: لیگامان صلیبی قدامی دارای عملکرد فیزیکی و حسی می‌باشد. از آن‌جا که انواع حس های سوماتوسنسوری ارسال شده از (Anterior Cruciate Ligament: ACL ) مانند لمس، فشار و حس عمقی از مسیرهای مشابهی به سمت سیستم عصبی مرکزی طی مسیر می کنند؛ انتظار می‌رود اطلاعات حسی افزوده، منجر به افزایش تعادل افراد پس از جراحی بازسازی این لیگامان گردد. در این مطالعه تأثیر ورودی‌ حسی افزوده و افزایش ورودی‌های ارسال شده توسط ACL با استفاده از گیرنده‌های مربوط به حس لمس اعمال شده توسط بستن کاف در قسمت تحتانی ران افراد شرکت کننده، بر روی تعادل داینامیک افراد پس از جراحی بازسازی ACL مورد سنجش قرار گرفت. هدف این مطالعه بررسی تأثیر اطلاعات حسی لمس، در تعادل داینامیک افراد پس از جراحی بازسازی ACL در مقایسه با افراد سالم می‌باشد.

روش بررسی: 32 مرد 35-18 سال (16 مرد با جراحی بازسازی ACL و 16 مرد سالم)، به‌طور تصادفی انتخاب شدند. تمامی شرکت کنندگان حین انجام آزمون‌های عملکردی: Star Excursion Balance Test: SEBT و Cross Over Hop for Distance: COH اطلاعات حسی لمس را دریافت کردند.نمره‌های آزمون‌های عملکردی قبل و پس از اعمال اطلاعات حسی در افراد پس از جراحی بازسازی ACL و گروه شاهد اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: اطلاعات حسی افزوده عملکرد کاربردی بیماران را پس از جراحی بازسازی ACL ارتقاء بخشید. اختلاف آماری معناداری پس از اعمال لمس در نتایج آزمون COH در افراد دیده شد. p=0/000 .به‌علاوه پس از اعمال لمس، پیشرفت معناداری در جهات: داخلی P=0/005 و خلفی داخلی P=0/034 در آزمون SEBT در پای درگیر گروه ACLR ایجاد شد.

نتیجه‌گیری: اطلاعات حسی افزوده، موجب پیشرفت تعادل داینامیک در افراد پس از جراحی بازسازی ACL می‌گردد. یافته‌های مطالعه حاضر استفاده از اطلاعات حسی افزوده را به‌عنوان روشی جدید جهت افزایش تعادل داینامیک تأیید می‌کند.

کلید واژه‌ها: لیگامان صلیبی قدامی، تعادل داینامیک، اطلاعات حسی


مراد امیراحمد، ابراهیم جعفرزاده پور، ادریس محمد طاهر هرکی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : تعیین فشار چشم از مهمترین چالشهای بالینی در علوم بینایی محسوب می شود. در این مطالعه میزان فشار چشم بیماران نزدیک بین قبل و پس از photorefractive keratectomy: PRK مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفته است.

روش بررسی: افراد کاندید جراحی انکساری در بیمارستان آموزشی "جمهوری" شهر اربیل، مورد بررسی انکساری و چشمی قرار گرفته و افراد نزدیک بین ساده در این مطالعه قرار گرفتند. فشار چشم بیماران نزدیک بین توسط روش غیر تماسی ( Non contact tonometer : NCT ) و ضخامت قرنیه توسط روش اولتراسونیک قبل و سه ماه پس از جراحی PRK در زمان و مکان یکسان در کلیه بیماران نزدیک بین اندازه گیری شد.

یافته ها: فشار چشم اندازه گیری شده در 212 مورد قبل از جراحی انکساری به طور متوسط (با انحراف معیار) (8/1) ± 12/15 میلیمتر جیوه بود که 3 ماه پس از جراحی به میزان متوسط (با انحراف معیار) (9/1) ± 16/12 میلیمتر جیوه به طور معنی داری کاهش یافت (0001/0 P< ) . ارتباط معنی داری بین ضخامت باقی مانده قرنیه و کاهش فشار چشم بدست آمد (0001/0 P< ).

نتیجه گیری: پس از جراحی انکساری فشار چشم اندازه گیری شده ظاهرا کاهش معنی داری را نشان می دهد، که آگاهی از این امر می تواند در تشخیص صحیح و به موقع برخی اختلالات چشمی ناشی از افزایش چشم موثر باشد. بنابراین، به نظر می رسد بایستی ضرایب تصحیح و/یا معیار های مشخصی را برای تعیین دقیق فشار چشم پس از جراحی انکساری در نظر گرفت.

کلید واژه ها : جراحی PRK ، عیوب انکساری، فشار داخلی چشم، ضخامت مرکزی قرنیه.


فرشته شکراله زاده ، علی میرزاجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: بینایی، نقش مهم و به سزایی در پایداری تعادل و حفظ توازن بدن دارد، به طوریکه اختلال در آن سبب اختلالاتی در تعادل می گردد. با توجه به دریافت اولین ادراکات مغز ی توسط چشم جهت برقراری تعادل، شناخت اختلالات بینایی و راههای تصحیح و درمان آن دارای اهمیت بالایی می باشد. این مقاله اهمیت سیستم بینایی در حفظ تعادل و اختلالات بینایی موثر بر آن را مرور می کند.

 

روش بررسی: در این مطالعه به بررسی مقالاتی با موضوعیت بینایی وتعادل از سال 1989 تا 2012 پرداخته می شود.. جست و جو با کلمات کلیدی مرتبط با سیستم بینایی و تعادل در Pubmed, Science direct, Scopus, Iran doc, Scholar Google, Iran Medex, Magiran, صورت گرفت.

نتیجه گیری: اصلاح اختلالات بینایی و بهبود بینایی سبب تسریع روند درمان بیماران با اختلالات تعادلی می گردد.

کلید واژه­ها : بینایی، تعادل، اختلال بینایی


سمیرا وطن دوست، بهنوش وثاقی قراملکی، بهروز عطارباشی مقدم،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای خروج خودبخودی استرسی ادراری در زنان ورزشکار و نقش تغییرات لوردوز کمر، شیب لگن و نیز نوع و تعداد زایمان به عنوان عوامل موثر بر بروز خروج خودبخودی استرسی ادراری، همچنین کمبود مطالعه در این زمینه و لزوم بررسی این عوامل مستعد کننده در جامعه زنان ورزشکار ایرانی، هدف از این تحقیق بررسی رابطه تغییرات انحنای کمری و چرخش (تیلت) لگن با خروج خودبخودی استرسی ادراری و نیز تعیین نقش نوع و تعداد زایمان بر بروز این مشکل بود.

 

روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی از طریق نمونه گیری ساده و در دسترس، 17 خانم والیبالیست مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادراری و 15 خانم والیبالیست سالم در محدوده سنی 40-20 سال، بعد از مصاحبه و گرفتن اطلاعات جمعیت شناختی وارد مطالعه شدند. برای تایید خروج خودبخودی استرسی ادراری از پرسشنامه فارسی سازی شده­ی (International Consutation on Incontinence Questionnaire-Urinary Incontinence Short Form: ICIQ- UISF) که پایایی و روایی آن به تایید رسیده است استفاده شد. انحنای کمری توسط خط کش قابل انعطاف و تیلت لگن توسط تیلت سنج لگن مورد سنجش قرار گرفتند.

 

یافته‌ها: بین دو گروه اختلاف آماری معناداری از لحاظ میزان انحنای کمری (001/0 P< ) و تیلت لگن (02/0 P= ) وجود داشت بطوریکه مقادیر آنها در ورزشکاران مبتلا به ( Stress Urinary Incontinence: SUI ) کمتر بود . بر اساس یافته‌های این مطالعه تعداد زایمان تأثیر معناداری بر بروز خروج خودبخودی استرسی ادراری نداشت ولی بین نوع زایمان و بروز خروج خودبخودی استرسی ادراری ارتباط معناداری دیده شد (03/0 P= ).

 

نتیجه گیری: با توجه به وجود تفاوت معنادار انحنای کمر و تیلت (چرخش) لگن در خانم های ورزشکار سالم و مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادرار، ضمن توصیه بر انجام مطالعات اپیدمیولوژیک و سبب شناسی پیشنهاد می‌گردد لوردوز کمر و تیلت لگن در افراد مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادراری بررسی گردد.

کلید واژه­ها: خروج خودبخودی ادرار استرسی، زنان ورزشکار، پاسچر کمری لگنی


معصومه بهبودی، سمیرا شاه آبادی، اکرم انصاری مقدم ، نسترن احمدی، مرتضی شامحمدی،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : روانشناسان اجتماعی عمل پرخاشگرانه را رفتار آگاهانه ای تعریف می کنند که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد. پرخاشگری تمایل نسبتا دائم به ابراز رفتارهای توام با پرخاش از سوی فرد درموقعیت های مختلف است. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی اثر مداخلات نوروفیدبک بر میزان کاهش رفتارهای پرخاشگری در نوجوانان به انجام رسیده است.

روش بررسی: این پژوهش در چهارچوب یک طرح شبه آزمایشی به صورت (پیش آزمون و پس آزمون) با دو گروه آزمایش و کنترل با پرتوکل درمانی طراحی شده ( t4 - t3 : ساختارها و شبکه‎های ارتباطی پیچیده‎ای که در زیر کرتکس یا قشر مغز وجود دارد که به آن دستگاه لیمبیک یا کناری گفته می شود و نقش مهمی در هیجان‎ها و حافظه به عهده دارد)، بر روی 30 نوجوان 15- 13 ساله با اختلال پرخاشگری که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند، طی 20 جلسه به مدت 2 ماه و در هر هفته 3 جلسه ی (30 دقیقه ای) به اجرا رسیده است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری استفاده شده است، که پایایی ایرانی برای کل مقیاس (82/0) و روایی آن (73/0) گزارش شده است.

یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با خشم نشان می دهد که F محاسبه شده 55/14 از F جدول با معناداری 01/0 بزرگتر می باشد؛ بنابراین با اطمینان 99/0 می توان ادعا کرد که استفاده از روش نوروفیدبک باعث کاهش "خشم" می شود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با پرخاشگری جسمانی نشان می دهد که F محاسبه شده 5/36 از F جدول با سطح معناداری 01/0 بزرگتر می باشد؛ بنابراین با اطمینان 99/0 می توان ادعا کرد که استفاده از روش نوروفیدبک باعث کاهش "پرخاشگری جسمانی" می شود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با پرخاشگری کلامی نشان می دهد که F محاسبه شده 77/5 از F جدول با سطح معناداری 01/0 بزرگتر می باشد. بنابراین با اطمینان 99/0 می توان ادعا کرد که استفاده از نوروفیدبک باعث کاهش "پرخاشگری کلامی" می شود. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در رابطه با خصومت نشان می دهد که F محاسبه شده 5/36 از F جدول با سطح معناداری 01/0 بزرگتر می باشد. بنابراین با اطمینان 99/0 می توان ادعا کرد که استفاده از نوروفیدبک باعث کاهش "خصومت" می شود.

نتیجه گیری: نتایج بیان می کند که مداخله با پروتکل ( t4 - t3 ) موجب کاهش رفتارهای پرخاشگری در نوجوانان می شود.

کلید واژه­ها: نوروفیدبک، پرخاشگری، نوجوانان، مداخلات ، آموزش


مریم حسینی، صدیقه سادات میرباقری، محمود بهرامی زاده، مهدی رصافیانی، رسول ترکمن،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کودکان فلج مغزی اغلب اختلالاتی را در حرکت و پاسچر نشان می دهند. هدف از این مطالعه بررسی اثر ارتوز داینامیکی نئوپرنی جدید، بر تعادل در کودکان فلج مغزی می باشد.

روش بررسی: پنج کودک فلج مغزی اسپاستیک دای پلژی با میانگین سنی 78/3 ± 6/9سال و میانگین وزن 89/13 ± 39/29 کیلوگرم وارد مطالعه شدند. میزان زاویه اکستنشن زانو با استفاده از الکتروگونیامتر، پارامترهای جابجایی مرکز فشار Center of pressure :COP با استفاده از دستگاه صفحه نیرو کیسلر مدل (9286 BA, Kistler- Switzerland ) و تعادل عملکردی کودکان فلج مغزی با استفاده از تست برگ قبل و بعد از 6 هفته پوشیدن ارتوز نئوپرنی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت مقایسه داده ها قبل و بعد از 6 هفته از آزمون ویلکاکسون استفاده گردید.

یافته ­ ها: در مقایسه میزان زاویه اکستنشن زانوی راست قبل و بعد از پوشیدن ارتوز نئوپرنی، اختلاف معناداری مشاهده شد ) 03/0= (P . اما در میزان زاویه اکستنشن زانوی چپ اختلاف معناداری مشاهده نگردید (7/0 (P= . نتایج مطالعه در بررسی پارامترهای جابه جایی مرکز فشار، هیچ اختلاف معناداری را در پارامترها نشان نداد. اما تعادل عملکردی کودکان فلج مغزی با استفاده از ارتوز نئوپرنی بهبودی معناداری را نشان داد.

نتیجه گیری: ارتوز جدید نئوپرنی می تواند در اصلاح راستای بیومکانیکی زانو و همچنین بهبود تعادل عملکردی موثر باشد.

کلیدواژها: فلج مغزی، ارتوزهای داینامیک لیکرا، کنترل پاسچر


کسری کاظمی، علی امیری، نسترن قطبی، علی اشرف جمشیدی، محمد رازی،
دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : آسیب لیگامان صلیبی قدامی در رقابت ها و تمرینات ورزشی شایع است. عملکرد سیستم عصبی عضلانی بدنبال پارگی این لیگامان برهم می خورد. تمرینات اغتشاشی می تواند برای بهبود عملکرد بیماران با جراحی بازسازی لیگامان صلیبی قدامی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر تمرینات اغتشاشی بر نیروی عکس العمل زمین و وضعیت عملکردی این بیماران بود.

 

روش بررسی : 20 بیمار با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی بطور تصادفی به دو گروه مداخله (میانگین سنی 4/3 ± 2/24 سال) و کنترل (میانگین سنی5/2 ± 1/27 سال) تقسیم شدند . گروه مداخله ده جلسه تمرینات اغتشاشی ( Perturbation training ) را روی تخته تعادل یک جهته، تخته تعادل چند جهته و Bosu انجام دادند . حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به این حداکثر حین فرود آمدن روی یک پا از روی پله به ارتفاع 30 سانتیمتر بر روی صفحه نیروی KISTLER ثبت شد . همچنین پرش لی ضربدری ( Cross hop ) به عنوان یک آزمون عملکردی مورد ارزیابی قرار گرفت .

 

یافته ها : قبل از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در زانوی جراحی شده دو گروه مداخله و کنترل اختلاف معنی داری نداشت (05/0 P> ). همچنین نمرات عملکردی زانوی جراحی شده بین دو گروه مداخله و کنترل از لحاظ آماری اختلاف معنی داری نداشت (62/0= P ). بعد از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل شد (003/0= P ). هر چند میانگین زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله نسبت به پای جراحی شده گروه کنترل افزایش یافت ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنا دار نشد(50/0 P= ) . همچنین نمرات آزمون عملکردی در گروه مداخله به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل شد (03/0= P )

 

نتیجه گیری : نتایج به دست آمده نشان داد تمرینات اغتشاشی می تواند در بیماران با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد حرکتی بهتری ایجاد کند. این بهبودی با یافته های کمی دستگاه صفحه نیرو که نشان داد بیماران مقدار نیروی بیشتری را در زمان طولانی تری هنگام فرود آمدن روی یک پا تحمل می کنند، همراه بود.

 

کلید واژه ها: اغتشاش درمانی، نیروی عکس العمل زمین، بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد


فائزه دهقان، نوید میرزاخانی، مهدی علیزاده زارعی، کتایون رازجویان،
دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر به بررسی ارتباط بین مشکلات رفتاری و وضعیت حسی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی پرداخته است.

 

روش بررسی : در این پژوهش توصیفی تحلیلی ،24 کودک مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی و 24 کودک طبیعی همسان شده شرکت کردند . پس از تکمیل پرسشنامه دموگرافیک و اخذ رضایت، از والدین کودکان در هر دو گروه خواسته شد که پرسشنامه وضعیت حسی Sensory profile :SP) ) و سیاهه رفتاری کودکان آخنباخ ( Children behavior Check list :CBCL ) را تکمیل کنند.

 

یافته ها: تحلیل داده­ها با استفاده از نرم افزار 16 Spss انجام شد . از آزمون کلوموگروف اسمیرونف برای بررسی میزان انطباق توزیع هرکدام از متغیرها با توزیع نرمال و از آزمون تی برای مقایسه متغیرها (نمرات CBCL و SP ) در 2 گروه استفاده شد. نتایج آزمون t مستقل نشان می دهد که تفاوت بین میانگین های دو گروه در متغیرهای حس طلبی، واکنش عاطفی، تون و تحمل عضلانی پایین، بی توجهی و حواسپرتی، ضعف ثبت حسی، حرکات ظریف / درک معناردار شده است. مقدار t های محاسبه شده از مقدار t بحرانی (96/1) و احتمال خطای (حدود اطمینان5 درصد) کمتر بوده است. اما در متغیرهای حساسیت حس دهانی، حساسیت حسی و بی تحرکی تفاوت بین میانگین های دو گروه معنادارنیست.

همبستگی در بین متغییر های پرسشنامه سیاهه رفتاری کودکان و وضعیت حسی در متغییر حس طلبی و تهییج پذیری و متغیر تون و تحمل عضلانی، متغیر بی توجهی و حواسپرتی، حرکات ظریف و درک ، ضعف ثبت حسی با برخی متغییر های سیاهه رفتاری کودکان همبستگی معنا دار وجود داشته است.

 

نتیجه گیری : نتایج مطالعه حاضر پیشنهاد میکند که با افزایش امشکلات در پرسشنامه وضعیت حسی مشکلات رفتاری در سیاهه رفتاری کودکان افزایش می‏یابد.

 

کلید واژه­ها : پردازش حسی، اختلال نقص توجه و بیشفعالی، مشکلات رفتاری


سید زهره موسوی ، محمدرحیم شاهبداغی، ملیحه کدیور، نسرین خسروی، مهدیه میرزازاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تغذیه یکی از ضروری‌ترین رفتارها برای حفظ بقا، یادگیری و تعامل نوزاد است. با توجه به اهمیت بلع در روند رشد و  نقش اساسی آن در حیات نوزاد، بررسی اختلالات بلع جایگاه مهمی دارد. یکی از شاخه‌های اصلی فعالیت گفتاردرمان‌ها، تشخیص، ارزیابی و درمان این اختلال می‌باشد. بنابراین وجود اطلاعات پایه‌ای درباره شیوع اختلال بلع می‌تواند در برنامه‌ریزی‌های درمانی مؤثر باشد. لذا مشخص کردن آمار نوزادان مبتلا به اختلالات تغذیه دهانی در بخش مراقبتهای ویژه در این پژوهش انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی تمامی نوزادان بستری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌های علوم پزشکی تهران در سه ماه ابتدای سال 1390 از طریق انجام ارزیابی، جمع‌آوری اطلاعات از پرونده پزشکی، مصاحبه و مشاهده از لحاظ تاریخچه پزشکی، تاریخچه تغذیه، سطح رشدی، کنترل وضعیت و تن و رفلکس، مهارتهای حسی، توانایی مکیدن، بلعیدن، هماهنگی مکیدن- بلع-تنفس و کیفیت تنفسی مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته­ها: نتایج نشان دادند  که از 166 نوزاد بستری در بخش مراقبت های ویژه 45 نوزاد (10/27%)، مبتلا به اختلال تغذیه دهانی بودند که شیوع اختلال تغذیه دهانی در میان نوزادان پسر بیشتر از دختر بود (11/91 % در مقابل 88/8%). از میان نوزادان مبتلا به اختلال تغذیه دهانی 22 نوزاد به‌طور طبیعی، 18 نوزاد با لوله از طریق بینی (Nasal Gavaj Tube: NGT) و 5 نوزاد با لوله از طریق دهان (Oral Gavaj Tube: OGT) تغذیه می‌شدند. مشکل در فاز دهانی (88/88%) و فاز مروی (22/2%) به ترتیب بیشترین و کمترین میزان‌هایی بودند که در این نوزادان وجود داشت و هیچ نوزادی در فاز حلقی مشکل نداشت.

نتیجه گیری: ارزیابی بلع توسط گفتاردرمان اطلاعاتی ضروری در مورد لزوم مداخلات درمانی تغذیه‌ای فراهم می‌کند و با تشخیص زودهنگام این اختلال می‌توان از مشکلات احتمالی بعدی گفتاری پیشگیری کرد. درنتیجه حضور گفتاردرمان در بخش نوزادان ضرورت دارد.

کلید واژه‌ها: شیوع، اختلالات تغذیه دهانی، نوزادان، بخش مراقبت‌های ویژه


شهربانو بیداری، مجتبی کامیاب، امیر احمدی، محمدصالح گنجویان، بهار شقایق فرد،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: اسکولیوز ایدیوپاتیک یکی از مشکلات ارتوپدی است که 5/1 درصد تا 3 درصد نوجوانان 10 تا 16 سال را درگیر می­کند. از جمله درمان­های غیر تهاجمی اسکولیوز، درمان بریسی، تمرین­درمانی، تحریک الکتریکی و مراقبت کایروپرکتیک می­باشد که ترکیب بریس با تمرین، شناخته­شده­ترین و مؤثرترین روش درمان است. با وجود اختلاف­ نظرهای فراوان بین محققان، تاکنون مطالعه­ای تأثیر تمرینات همراه بریس میلواکی بر اساس برنامه  Blount  & Moeرا بر تغییرات زاویه کایفوز و اسکولیوز تا مرحله کنار گذاشتن تدریجی بریس، بررسی نکرده است. بنابراین هدف این مطالعه بررسی نقش این تمرینات در تغییرات زاویه کایفوز و اسکولیوز تا مرحله کنار گذاشتن تدریجی بریس میلواکی می­باشد.

روش­ بررسی: تعداد هفده بیمار مبتلا به کایفواسکولیوز با میانگین سنی 15سال، از یک مرکز درمانی خصوصی وارد مطالعه شدند. بیماران بر اساس ارزیابی کمی و کیفی انجام تمرینات در سه گروه خوب، متوسط و ضعیف قرار گرفتند. میانگین زاویه Cobb در آغاز درمان و در آغاز دوره کنار گذاشتن تدریجی بریس، در گروه­های مختلف، تعیین و با استفاده از آزمون های آماری تی زوج، ویلکاکسون و آنالیز واریانس، مقایسه گردید.

یافته ها: پوشیدن بریس میلواکی به همراه انجام تمرینات ورزشی، بر کاهش زاویه اسکولیوز و کایفوز اثر معنی داری داشت (05/0p<) اما تفاوت آماری معناداری در تغییرات زاویه اسکولیوز و کایفوز بین سه گروه دیده نشد.

نتیجه­گیری: بریس میلواکی بر کاهش انحنای اسکولیوزی و کایفوزی اثرگذار است اما کیفیت و کمیت انجام تمرینات همراه بریس میلواکی در مدت استفاده تمام وقت از بریس، در این اصلاح نقشی ندارند.

کلید واژه ها: کایفواسکولیوز، بریس میلواکی، تمرینات، زاویه کاب


علی امیری، حسین باقری، علی اشرف جمشیدی، ساجده سروش، پیرایه محمدی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : سندروم درد مفصل پتلافمورال یکی از شایع ترین مشکلات زانو است. کاهش حس عمقی, درد و تغییر در الگوی فعالیت عضلانی در بیماران مبتلا به درد قدامی زانو دیده می شود. پس این احتمال وجود دارد که بیماران مبتلا به درد قدامی زانو تعادل ضعیف تری داشته باشند.  هدف از این مطالعه بررسی کنترل وضعیتی در بیماران PatelloFemoral Pain Syndrome  ومقایسه آن با افراد سالم است.

روش بررسی: در این مطالعه 10 زن مبتلا به سندروم پتلافمورال) سن 31/5±1/31  وزن95/8 ± 6/59  قد05/.±62/1 )  و 10  فرد سالم سن 2/27±81/1 وزن 36/2±6/60، قد0/0±067/1) متناسب با بیماران انتخاب شد. ابتدا میزان درد آنها بر اساس شاخص دیداری درد (VAS)  اندازه گیری شد، سپس پوزیشن پتلا با استفاده از روشMc Connell  اندازه گیری شد. سپس در این دو گروه مسی: Center Of Pressure  COP در دو صفحه ساجیتال و فرونتال با دو وضعیت چشمان باز و بسته در حالی که بیمار بر روی یک پا )پای مبتلا(  ایستاده است به وسیله Force Plate  اندازه گیری شد.

یافته­ها: شاخص درد در افراد مبتلا به سندروم پتلافمورال45/1 ±7 و جا به جایی خارجی پتلا در این افراد75/1± 05/7  میلیمتر به سمت خارج بود. مقایسه شاخص کلی مسیرCOP  در جهت قدامی-خلفی و در جهت داخلی-خارجی با چشمان باز بین دو گروه سالم و مبتلا به سندروم پتلا فمورال تفاوت معناداری را نشان میدهد (سطح معناداری به ترتیب 001/0و02/0 ) اما مقایسه شاخص کلی مسیرCOP  در جهت قدامی-خلفی و داخلی-خارجی با چشمان بسته  تفاوت  معنی­داری را نشان نمی­دهد.

نتیجه گیری: افزایش نوسانات وضعیتی در افراد مبتلا به سندروم پتلا فمورال می­تواند به علل وجود درد، تغییر پوزیشن پتلا و جا به جایی خارجی آن و کاهش حس عمقی زانو باشد.

کلید واژه­ها:کنترل پوسچر، سندروم پتلا فمورال، چشمان باز و بسته


فاطمه قاسمی دهچشمه، علی امیری، نادر معروفی، علی اشرف جمشیدی، شهره جلائی،
دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: وجود یا عدم وجود پایایی در نتایج حاصل از ثبت الکترومیوگرافی سطحی عضلات، همواره مورد سوال بوده است (1) هدف از مطالعه­ی حاضر، سنجش میزان پایایی زمان تاخیری واکنش الکترومیوگرافی عضلات  اطراف مفصل زانو، در مواجهه با اغتشاش پیش­بینی نشده­ی چرخشی در صفحه­ی عرضی، از ناحیه­ی سطح اتکا بود.

روش بررسی: در مطالعه­ی حاضر 20 خانم سالم و عاری از هرگونه دفورمیتی مشخص در اندام تحتانی با دامنه­ی سنی 19تا30 سال شرکت داشتند. از هر فرد ثبت الکترومیوگرافی سطحی از شش عضله­ی اطراف مفصل زانو، به تفکیک در4 وضعیت شامل: چرخش خارجی (Ext Rot ( از ناحیه­ی کف پا در صفحه­ی عرضی بازانوی خم و زانوی صاف و چرخش داخلی Inter Rot)) در همین شرایط دروضعیت ایستاده روی یک پا Single leg stance))، طی 4 مرحله انجام گرفت. تکرار پذیری درون جلسه­ای (Intra session) از طریق ضریب همبستگی درون گروهی ICC coefficients: Intraclass correlation برای زمان وارد عمل شدن عضلات در مواجهه با اغتشاش در چهارحالت اعمالی، مورد بررسی قرار گرفت.

یافته ها: از نتایج حاصل در24حالت مورد بررسی، 18حالت عضلات در زمان وارد عمل شدن تکرارپذیری متوسط تا بالاداشتند (طبقه بندی مونرو)

نتیجه گیری: عضلات از نظر میزان پایایی زمان تاخیری وارد عمل شدن، در مواجهه با اغتشاش چرخشی، باتوجه به زاویه ی مفصلی و جهت اعمال چرخش در صفحه­ی عرضی، مقادیر متفاوتی را نشان دادند. از نظر جهت چرخش، اکثر عضلات در مواجهه با اغتشاش چرخش خارجی (ساعتگرد) نسبت به چرخش داخلی (خلاف ساعتگرد) و از نظر زاویه ی مفصلی در اغتشاشات با زانوی صاف نسبت به اغتشاشات با زانوی خم، میزان پایایی بیشتری نشان دادند.

کلید واژه ها: عضلات زانو، الکترومیوگرافی سطحی، پایایی، اغتشاش چرخشی


معصومه یداللهی، امیر احمدی، جواد صراف زاده، نادر معروفی، رضا رجبی، شیوا موسوی، نیما جوادی،
دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده

حس عمقی بخشی از سیستم حس پیکری است. یکی از مهمترین گیرنده‌های حس پیکری، دوک عضلانی می‌باشد و ناحیه ی گردن با داشتن تراکم بالای دوک عضلانی، نقش مهمی در فراهم کردن این حس دارد. از آنجایی‌که در ورزش‌های رزمی و برخوردی، ضربه‌های زیادی به ناحیه‌ی سر و گردن وارد می‌شود، این احتمال وجود دارد که با تکرار این ورزش‌ها، حس عمقی این ناحیه دچار اختلال شود. تحقیق حاضر با هدف مقایسه‌ی حس عمقی ورزشکاران کشتی‌گیر، تکواندو‌کار و افراد غیر‌ورزشکار، جهت مشخص کردن اثرات ضربه‌های وارد شده به ناحیه‌ی سر و گردن بر حس عمقی این ناحیه، صورت یافت.

این بررسی یک مطالعه‌ی مورد- شاهدی بود که تعداد کل نمونه­ اندازه‌گیری شد. روش آماری مورد استفاده آزمون آنوای یک طرفه بوده است.

دقت بازسازی زاویه‌ی هدف (50% از دامنه‌ی حرکتی) در حرکت‌های اکستانسیون، چرخش به راست و چرخش به چپ بین سه گروه تفاوت معنی‌داری داشت (05/0>P).

به نظر می‌رسد که حس عمقی ناحیه‌ی سر و گردن کشتی‌گیران و تکواندو‌کارها تحت تأثیر ضربات وارد به سر و گردن قرار گرفته است طوری که دقت بازسازی هر دو وضعیت نوترال و هدف، در کشتی‌گیران کاهش یافته بود و این در حالی است که تکواندو‌کارها در بازسازی وضعیت هدف خطای بیشتری داشتند.

حس عمقی، خطای بازسازی وضعیت، سر و گردن، کشتی‌گیر، تکواندو‌کار


بتول باقری پور، مجتبی کامیاب، فاطمه آزادی نیا، علی امیری، محمد اکبری،
دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: به علت تحرک زیاد ستون فقرات گردنی، آرتروز در این ناحیه شایع است. علی رغم مقبولیت بالینی روش درمانی کشش و تجویز رایج آن برای مبتلایان به درد گردن، در مورد اثربخشی این روش درمانی بحث و اختلاف نظر بسیاری وجود دارد.با توجه به عدم وجود اتفاق نظر در مورد اثر بخشی کشش در مطالعات پیشین و عدم وجود شواهد تجربی قانع کننده در زمینه قابلیت کولار پنوماتیک در کاهش علائم ناشی از گردن درد، هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر استفاده از کولار پنوماتیک در میزان کاهش درد، مصرف دارو و بهبود سطح ناتوانایی بیماران مبتلا به آرتروز گردن در مقایسه باگروه کنترل بود.

روش بررسی: بیست و شش بیمار مبتلا به گردن درد ناشی از آرتروز بطور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد مورد بررسی قرار گرفتند، درمان های هات پک، تنس، اولتراسوند، تمرین درمانی و آموزش ارگونومیک به مدت ده جلسه،در هر دو گروه مشترک بود و گروه آزمون علاوه بر درمان های فوق از کشش پیوسته نیز بهره بردند. ارزیابی های درد (Numerical Pain Rating Scale: NPRS)، سطح ناتوانی (Neck Disability Index: NDI) و تعداد داروی مسکن و ضد التهابی غیر استروئیدی، در ابتدای جلسه ی اول و در انتهای جلسه ی آخر صورت گرفت.

یافته­ها: نتایج نشان داد که درد و سطح ناتوانی در هر دو گروهکاهش یافت و میزان این تغییرات در گروه آزمون به میزان قابل توجهی (05/0P<) بیشتر از گروه شاهد بود.تغییرات میزان مصرف داروی مسکن و ضد التهابی غیر استروئیدی، در هیچ یک از گروه ها و در بین آن ها تفاوت معناداری نداشت (05/0P>).

نتایج: هر چند کاربرد درمان های فیزیوتراپی به همراه تمرین درمانی و آموزش ارگونومیک باعث ایجاد بهبود قابل توجهی در شدت درد و سطح ناتوانی ناشی از گردن درد در بیماران مبتلا به آرتروز گردن می گردد، با استفاده از کشش پیوسته به وسیله ی کولار پنوماتیک می توان میزان این بهبودی را افزایش داد.

کلیدواژه: اسپوندیلوزیس، درد گردن، کشش، کولار پنوماتیک


فهیمه خالقی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان مقدم، کاظم مالمیر، حسین باقری، نورالدین نخستین انصاری، شهره جلائی،
دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تاکنون مطالعات متعددی در زمینه تاثیر سرعت زاویه ای بر متغیر های مکانیکی و فیزیولوژیکی مانند گشتاور، نیرو و سطح فعالیت عضلات انجام شده است اما تاکنون تاثیر آن بر روی کنترل الگوی فعالیت عضلات سینرژیست حین انجام یک تکلیف خاص ارزیابی نشده است. مطالعه حاضر با استفاده از متد محاسباتی تعیین و آنالیز سینرژی های عضلانی در قالب فرضیه uncontrolled manifold: UCM تغییرپذیری سینرژی های عضلانی را با تغییر سرعت بررسی کرده است.

روش بررسی: 12 شرکت کننده خانم با میانگین سنی 25 سال بدون هیچ اختلال حرکتی یا نرولوژیکی داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. پس از قرارگیری افراد بر روی دینامومتر Biodex از آنها خواسته شد ده حرکت متوالی فلکشن و اکستنشن زانو را با حداکثر قدرت در دو سرعت˚/s 45 و ˚/s300 انجام دهند. فعالیت الکترومیوگرفی عضلات وستوس داخلی، وستوس خارجی و رکتوس فموریس حین اجرای حرکات ایزوکینتیک ثبت و مقادیر واریانس داخل (Variance UCM: VUCM: UCM) و مقادیر واریانس عمود بر آن (Variance Orthogonal: VORT)  نسبت به Jacobian matrix مناسب به طور کمّی محاسبه شد. در نهایت نتایج بین دو سرعت با آزمون آماریt-test  مستقل مقایسه گردید.

یافته ها: میانگین نسبت VUCM/VORT در هر دو سرعت بزرگتر از یک بود و میانگین مقادیر VUCM بین دو سرعت تفاوت معناداری نداشت (05/0(P>.

نتیجه گیری: تغییر پارامتر سرعت نمیتواند در اتخاذ یک سینرژی حرکتی مناسب توسط سیستم کنترل حرکت بمنظور تثبیت یک متغیر اجرایی خاص تاثیر گذار باشد. بنابراین سرعت زاویه ای عامل مهمی در ارزیابی کنترل حرکات ایزوکینتیک نمیباشد.

کلید واژه ها: تغییرپذیری، سرعت زاویه ای، سینرژی عضلانی، عضلات اکستانسور زانو


سیده سمیرا طباطبایی، محمد کمالی، بهنوش وثاقی قراملکی، نرگس شفارودی،
دوره 9، شماره 6 - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: رفتار افراد در مواجهه با بیماری و جستجوی درمان بسیار متفاوت است. با توجه به شیوع بالای خروج خودبخودی استرسی ادرار در زنان ورزشکار، با دانستن تجربیات آنان از جستجوی درمان و شناسایی نیازهای آنان، می توان راهکارهایی را جهت طرح ریزی درمان مبتنی بر نیاز ورزشکاران زن مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادرار و سوق دادن آنها به دریافت خدمات درمانی و توانبخشی ارائه داد. این مطالعه با هدف درک تجربیات این گروه ورزشکاران از جستجوی درمان صورت گرفت.

 روش بررسی: این پژوهش به شیوه پدیدارشناسی انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند بود و پس از شناسایی زنان ورزشکار حرفه ای مبتلا به این عارضه از طریق سوال شفاهی انجام گردید. جمع آوری داده ها به صورت مصاحبه­ی نیمه ساختار یافته عمیق بود. یافته های حاصل از 29 مصاحبه انفرادی و 1 مصاحبه ی گروهی با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ها: طبق نتایج به دست آمده، یافته ها در 11 زیر مضمون و 3 مضمون خوددرمانی، عدم جستجوی درمان و استفاده از راهکارهایی برای پیشگیری طبقه بندی شدند.

نتیجه گیری: ورزشکاران مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادرار آگاهی صحیحی از درمان های موجود برای پیشگیری و توانبخشی این عارضه ندارند و  به علت حرفه ای بودن این عارضه را جزئی از آسیب های ورزشی به حساب می آورند و انگیزه کمتری برای جستجوی علت و درمان دارند.

کلیدواژه ها: خروج خود به خودی استرسی ادرار، تجربه جستجوی درمان، ورزشکار زن


ساناز بمانی، جواد صراف زاده، امیر احمدی،
دوره 9، شماره 6 - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین اثرات کوتاه مدت و بلند مدت یک پروتکل فیزیوتراپی بر روی کاهش درد ، بهبود دامنه حرکتی فعال  کمر و ناتوانی بیماران مبتلا به درد رادیکولار مزمن کمر بوده است.

روش بررسی: تعداد 12 بیمار با تشخیص رادیکولوپاتی کمر در این مطالعه حضور داشتند و فیزیوتراپی شامل تحریک الکتریکی عصب در سطح حسی، گرمای سطحی و تمرینات درمانی اختصاصی برای بیماران انجام شد. شدت درد ناحیه کمر و اندام تحتانی سمت درگیر، دامنه حرکتی فعال کمر و ناتوانی به عنوان متغیرهای بررسی حاضر در نظر گرفته شدند. ارزیابی مجدد بیماران 6 ماه پس از پایان جلسات درمانی نیز انجام شد. از آزمون آنالیز واریانس تکراری برای ارزیابی تاثیر فیزیوتراپی و از آزمون تی-زوجی برای ارزیابی دوره پیگیری استفاده شد.

یافته­ها: تفاوت معنی دار آماری در درد ناحیه کمر و اندام تحتانی سمت درگیر، دامنه حرکتی فعال فلکشن و لترال فلکشن به چپ و راست کمر و ناتوانی بعد از پایان درمان نسبت به قبل از شروع درمان مشاهده شد (05/0 P< ). هم چنین تفاوت معنی دار آماری در شدت درد ناحیه کمر و اندام تحتانی سمت درگیر، دامنه حرکتی لترال فلکشن به چپ و راست کمر و ناتوانی بین جلسه آخر  و 6 ماه بعد از آن مشاهده نشد (05/0 P< ).

نتیجه­گیری: فیزیوتراپی به عنوان یک درمان موثر در کاهش درد، بهبود دامنه حرکتی فعال کمر و ناتوانی بیماران مبتلا به درد رادیکولار  مزمن ناحیه کمر می تواند مطرح باشد. همچنین به نظر می رسد اثرات بدست آمده در صورت انجام تمرینات درمانی توسط بیماران تا 6 ماه بعد از پایان دوره درمان می تواند ماندگار باشد.

کلید واژه­ها: فیزیوتراپی، درد رادیکولار، دامنه حرکتی، ناتوانی


بهزاد امینی، منصور نوری، میترا جانقربان، امیر طیبی ثانی،
دوره 9، شماره 7 - ( ویژه نامه شماره سه فصل زمستان 1394 )
چکیده

: با توجه به نتایج مطالعات محدود گذشته و حجم کم اطلاعات بدست آمده در ارتباط با کنترل پوسچرال در کودکان مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی و اهمیت ارتباط کنترل پوسچرال با توانایی یکپارچه سازی درون دادهای سیستم های وستیبولار، بینایی و سوماتوسنسوری(Somatosensory) ) و همتایان سالم آن ها در شرایط کاهش یا تضاد داده های حسی مقایسه شد.

22 کودک مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی ( 16 پسر؛ 6 دختر، میانگین سنی 7 سال و 6 ماه ؛ انحراف معیار یک سال و 5 ماه) و 19 کودک با رشد حرکتی طبیعی ( 13 پسر ؛ 6 دختر، میانگین سنی 6 سال و 11 ماه، انحراف معیار یک سال و 1 ماه) ارزیابی شدند. تعادل ایستاده، سازماندهی حسی و کنترل حرکتی با استفاده از آزمون سازماندهی حسی (Sensory Organization Test: SOT)یافته­ها:)، نسبت­های بینایی (005/0P=) امتیاز پایین تری نسبت به کودکان طبیعی دریافت کردند. هیچ تفاوت معناداری در میانگین نسبت سوماتوسنسوری آن ها مشاهده نشد. به علاوه کودکان مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی هنگامی که تنها به کمک حس وستیبولار تعادل را حفظ می کردند، امتیاز استراتژی حرکتی کمتری به نسبت کودکان طبیعی داشتند (p < 0/05نتیجه گیری:کلید واژه­ها:<span lang="FA" style="font-family:;" new="" b="" fa;="" mitra";="" roman";="" "times="" roman";"=""> کنترل پوسچرال، ثبات پوسچرال، اختلال ناهماهنگی رشدی



صفحه 2 از 3     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.11 seconds with 44 queries by YEKTAWEB 4741