[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

AllSince 2020
Citations901240
h-index198
i10-index317
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
21 نتیجه برای فعالیت

سعید طالبیان، زهرا فخاری، سیما مهرداد،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : مفصل زانو یکی از مهمترین مفاصل بدن است که در هنگام راه رفتن و برخاستن نیروی زیادی را تحمل می کند. مفصل زانو در حین حرکات زنجیره بسته نظیر نشستن و چمباتمه زدن و نیز انتقال وزن بدن حین حرکت متحمل نیروهای زیادی است. خستگی عضلات ران می‌تواند تغییراتی را در اعمال نیروهای وارده ایجاد کرده و سبب تغییر در استراتژی حرکت شود. لذا با توجه به نقش عضلات ران در انجام حرکات مداوم، مهم است که تغییرات بوجود آمده متعاقب خستگی بررسی شود.

روش بررسی:  تعداد 15 زن سالم در محدوده سنی 30-20 سال در این تحقیق شرکت کردند. ایجاد خستگی عضلانی در دو زنجیره باز و بسته بر اساس حداکثر فعالیت ارادی افراد در دو جلسه انجام شد. قبل و بعد از خستگی در هر دو زنجیره، پنج حرکت داینامیک فلکشن اکستنشن زانو انجام شد. مقادیر نرمال شده فعالیت الکترومیوگرافی بصورت اکسنتریک و کانسنتریک، همچنین میانه طیف فرکانس بعنوان شاخص خستگی و زمان شروع فعالیت عضلات جهت تعیین زمانبندی شناسایی و ارزیابی شدند.

یافته­ ها: تفاوت معنی داری بین شاخص‌های خستگی در قبل و بعد از انجام آزمون در دو زنجیره باز و بسته وجود دارد(05/0 p<). زمانبندی در زنجیره باز بعد از خستگی با تاخیر همراه بود (05/0 p<) والگوی حرکتی از واستوس لترالیس، واستوس مدیالیس و رکتوس فموریس ، در بعد از خستگی به صورت واستوس لترالیس ، رکتوس فموریس و واستوس مدیالیس تغییر کرد (05/0 p<). در زنجیره بسته بعد از خستگی تغییرات معنی دار در زمانبندی  به صورت تاخیر آن بود (05/0 p<) ولی الگوی زمانبندی بصورت واستوس لترالیس، واستوس مدیالیس و رکتوس فموریس حفظ گردید.

نتیجه گیری: میزان تغییرات میانه فرکانس نسبت به مقادیر نرمال شده فعالیت عضلات بعد از خستگی کمتر است. تغییرات مهمی در زمانبندی عضلات بوجود می‌آید. این تغییرات به صورت تاخیر در شروع فعالیت است. همچنین تغییراتی در الگوی به کارگیری عضلات در زنجیره باز دیده شد. در زنجیره بسته تفاوت مشخصی در الگوی به کارگیری دیده نمی‌شود. این امر نشان می‌دهد مکانیسم کنترل حرکت در شرایط تحمل نیرو با شرایط آزاد متفاوت است.


رویا خانمحمدی، سعید طالبیان مقدم، آزاده شادمهر، ابراهیم انتظاری،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: شانه از پیچیده ترین مناطق بدن محسوب شده و ذاتاً مفصلی بی ثبات است که حرکات در آن بوسیله فعالیت متوالی زوج نیروها تولید و کنترل می شود. با توجه به بی ثباتی ذاتی شانه و نقش برجسته عضلات در تامین ثبات آن، به منظور ارزیابی تغییرات کنترل حرکتی در حرکات مختلف و کمک به طراحی برنامه های درمانی مناسب برای شانه درد و ارزیابی تاثیر درمانهای فیزیوتراپی و جلوگیری از ایجاد عوارض حاصله، مطالعه الگوی فعالیت عضلات D1ext و D1flex کمربند شانه ای در حرکات مختلف در افراد سالم ضروری به نظر میرسد. اما تاکنون هیچ مطالعه ای به بررسی این الگوها در الگوهای نپرداخته است.
روش بررسی:
13 داوطلب خانم سالم در آزمون شرکت کردند. متغییرهای وابسته شروع و پایان فعالیت عضله و همچنین توالی فعالیت عضلات (سراتوس و D1flex انتریور، پکتورالیس ماژور، تراپزیوس (فیبرهای فوقانی)، تراپزیوس (فیبرهای تحتانی)، دلتوئید خلفی و دلتوئید قدامی) سمت غالب در طی الگوهای در وضعیت ایستاده و با سرعت حرکت 25 درجه در ثانیه محاسبه شد. Data log بوسیله الکترومیوگرافی سطحی و نرم افزار D1ext مشاهده شد. توالی فعالیت عضلات در دو الگوی حرکتی با یکدیگر متفاوت بوده و D1ext و D1flex
یافته ها:
الگوی خاصی از فعالیت عضلات در الگوهای نسبت به گونیامتر فلکسشن/ اکستنشن بین ( p=0/ بجز فیبرهای فوقانی تراپزیوس ( 33 (p<0/ همچنین تفاوت معناداری در زمان تاخیری تمامی عضلات( 05 دو الگوی حرکتی مشاهده شد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد در افراد سالم الگوی خاصی از فعالیت عضلات حول مفصل اسکاپولو هومرال وجود دارد. برنامه های توانبخشی باید طوری طراحی شوند که توالی فعالیت و عملکرد وابسته به تکلیف این عضلات را بهبود بخشیده و یا اصلاح کند.
مهدی عبدالوهاب، حسین باقری، مریم موحدیان، غلامرضا علیایی، محمود جلیلی، احمدرضا باغستانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان­های توانبخشی بیماران همی­پلژی برای بهبود استقلال فرد در انجام فعالیت­های روز مره­ی زندگی براستراتژی­های جبرانی تمرکز دارند و عموما بیماران استفاده از سمت سالم و ابزار کمکی برای انجام ADL یاد می­گیرند. در مقابل، محدودیت درمانی حرکتی استفاده از سمت سالم را محدود و استفاده از سمت مبتلا را تشویق می­کند و درنهایت این درمان به بازگردانی عملکرد حرکتی فرد در انجام فعالت­های روزمره زندگی کمک می­کند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر روش محدودیت درمانی بر فعالیت های روزمره­ی زندگی بوده است.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه­ی مداخله­ای است که نمونه­گیری در آن به صورت در دسترس بوده است. 15 بیمار سکته­ی مغزی در برنامه­ی درمانی که موجب استفاده از اندام فوقانی مبتلا در فعالیت­های روز مره­ی زندگی می­شد، مورد مطالعه قرار گرفتند. اندام فوقانی سمت سالم بیماران برای مدت 8 هفته ودر هر هفته 5 روز، روزانه 5 ساعت محدود شد و بیماران روزانه 2 ساعت برنامه­ی تمرینی مشخصی را با سمت مبتلا انجام می­دادند. در پایان به منظور ارزیابی فعالیت­های روز مره­ی زندگی از تست بارتل و جهت ارزیابی عملکرد اندام فوقانی در فعالیت­های روز مره­ی زندگی از تست عملکردی بازو استفاده شده است.

یافته ­ها: در ارزیابی نمرات مراقبت از خود و تحرک و نمره­ی کلی در تست بارتل، اختلاف تغییرات میانگین داده­ها در قبل از مداخله و بعد از8 هفته مداخله معنی دار بوده است( 001/0p<.). همچنین در ارزیابی عملکرد اندام فوقانی در فعالیت­های روز مره­ی زندگی اختلاف تغییرات میانگین قبل از مداخله و بعد از 8 هفته مداخله معنی دار بوده است( 0001/0p<.).

 نتیجه­ گیری:یافته­های حاصل از پژوهش حاضر نشان می­دهد که روش محدودیت درمانی حرکتی ممکن است روش موثری جهت بهبود توانایی انجام فعالیت­های روز مره­ی زندگی باشد و موجب استفاده بیشتر از اندام مبتلا در جریان این فعالیت­ها شده و بر یادگیری عدم استفاده غلبه کند.


علیرضا بذر افشان، فرشاد اخوتیان، صدیقه سادات نعیمی، اصغر سلطانی، خسرو خادمی کلانتری، مهری قربانی، رضا لشگری، نعمت اله محرابی، حسین باقری،
دوره 4، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی نقش گیرنده­های نوک انگشت بر روی میزان فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی عضلات پاسچرال ساق با در نظر گرفتن نقش لمس سبک، حس بینائی و فعالیت دوگانه در کسب تعادل بود.

روش بررسی: 30 نفر ( 12 مرد و 18 زن)، فرد راست دست که در شرایط سلامت، بدون هیچگونه سابقه بیماری عصبی، اسکلتی، عضلانی، قرار داشتند در این مطالعه شرکت نمودند. افراد در وضعیت صاف بگونه ای می­ایستادند که پای چپ در راستای پای راست و جلوی آن قرار می­گرفت (وضعیت تاندم). یک عدد حس گر با دقت بالا در سمت راست آنها در امتداد تروکانتر بزرگ استخوان ران قرار داده می شد تا نمونه ها به میزان کمتر از 50 گرم نیرو بر آن فشار وارد نمایند. همچنین فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی سه عضله تیبیالیس قدامی، پرونئوس لانگوس و سولئوس هر دو اندام تحتانی توسط دستگاه بیومتریکس ثبت می گردید. آزمونها در 4 وضعیت ایستادن بدون لمس سبک و بدون شمارش، بدون لمس سبک و با شمارش،  لمس سبک  و بدون شمارش، لمس سبک و با شمارش و هر کدام از حالات فوق نیز در دو حالت چشمان باز و بسته، انجام می شد.

یافته­ ها: یافته ها نشان دادند که لمس سبک، خصوصاَ زمانیکه چشمان افراد باز می باشد، موجب کاهش فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی عضلات پاسچرال ساق می گردد. در شرایط بدون لمس و با چشمان بسته نیز سطح فعالیت الکترومیوگرافیک این عضلات، در بیشترین حالت قرار گرفت.

نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصله، به نظر می رسد که با فعال شدن سیستمهای پیچیده عصبی متعاقب تحریک گیرنده های حسی پوست، عضلات پاسچرال به شکل هماهنگ تحت فرمان سیستم عصبی مرکزی وارد عمل می شوند. لذا ثبات کلی بدن در جهت حفظ تعادل، افزایش یافته و در نهایت فشار وارده بر عضلات پاسچرال ساق، کاهش می یابد. در نتیجه از فعالیت الکترومیوگرافیک سطحی عضلات ساق در شرایط لمس سبک، کاسته می شود.


حسین باقری، مهدی عبدالوهاب، پروین راجی، محمود جلیلی، سقراط فقیه زاده، زهرا سلطانی،
دوره 4، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: سالمندی عبارت است از تحلیل تدریجی ساختمان (ارگانیسم) بدن که در اثر بیماری و حوادث نبوده بلکه در اثر دخالت عامل زمان پیش می آید و امروزه سالمندان به جهت افزایش روزافزون آنها یکی از موضوعات اصلی مطالعاتی به شمار می روند.حفظ استقلال درانجام فعالیت های روزمره زندگی (ADL) یکی از حیاتی ترین اعمال برای فرد سالمند است. با توجه به تاثیر قدرت در توانایی انجام فعالیت های روزمره زندگی در این پژوهش تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده بر قدرت اندام فوقانی و تحتانی و توانایی انجام فعالیت های روزمره زندگی مردان سالمند  بررسی شد.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای بود و نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. 50 مرد سالمند، شامل 25 نفر در گروه درمان با میانگین سنی 45/69 سال و 25 نفر در گروه شاهد با میانگین سنی 24/72 سال در مطالعه شرکت کردند. گروه مداخله 3 روز در هفته، روزی 40 دقیقه به مدت 8 هفته در تمرینات مقاومتی شرکت کردند. قدرت اکستانسورهای شانه و زانو توسط دستگاه Tekdyne Incentive Dynamometers (TID) و فعالیت های روزمره زندگی با  Barthel - Index سنجیده شد.

یافته­ ها: بر اساس t تست زوجی، در ارزیابی قدرت اکستانسورهای شانه و زانو با دستگاه TID  اختلاف تغییرات میانگین قبل و بعد از مداخله معنی دار بود )0001/0 ≥(P. همچنین در ارزیابی فعالیت­های مراقبت از خود، تحرک و فعالیت­های روزمره زندگی  با Barthel-Index اختلاف تغییرات میانگین قبل و بعد از مداخله معنی دار بود)0001/0 ≥(P.

 نتیجه­ گیری : اطلاعات حاصل از تحقیق حاضر نشان می دهد که انجام تمرینات مقاومتی پیشرونده می تواند باعث افزایش قدرت اندام فوقانی و تحتانی مردان سالمند شود و موجب بهبود توانایی سالمند در انجام فعالیت های روزمره زندگی شود.


سید حامد فاضلی، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، محمد سنجری،
دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه وهدف: در ارتباط با تکرارپذیری متغیرهای تعادلی  پوسچر در شرایط پویا که سیستم کنترل پوسچر به چالش بیشتری کشیده می شود مطالعات اندکی صورت گرفته است. همچنین گاهی در موارد وجود اختلالات سیستم کنترل پوسچر, در موقعیتهای ایستا نواقص سیستم بدرستی آشکار نمی شود لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تکرارپذیری متغیرهای مرکز فشار در افراد سالم حین انجام فعالیت عملکردی پویا بروی صفحه نیرو بود.
روش بررسی:10 فرد سالم غیر ورزشکار با میانگین سنی 25.4 سال، میانگین قد 176.9 سانتی­متر، میانگین وزن68.2 کیلوگرم در این مطالعه شرکت کردند. افراد در حالت ایستاده روی  اندام تحتانی  غالب روی صفحه نیرو با چشم باز قرار می گرفتند و با اندام فوقانی جسمی را از سطح کمری یک سمت برداشته ودرطرف مقابل درارتفاع بالای شانه ای قرار می دادند.تکرارپذیری متغیرهای سرعت متوسط و مقدار مسافت کل مرکز فشار مورد بررسی قرار گرفت. این آزمون در دو جلسه با فاصله 7روز ودر هرجلسه سه مرتبه انجام گرفت. تکرار پذیری  درون جلسه ای (Intrasession) وبین جلسه ای (آزمون-بازآزمون) متغیرها با ضریب همبستگی درون گروهی ICC (Intraclass correlation coefficients) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ­ها: ضریب همبستگی درون گروهی درون جلسه­ای (Intra session) متغیرهای  سرعت متوسط مرکز فشار و مسافت کل مرکز فشار به ترتیب 89/0 و  91/0 و تکرارپذیری بین جلسه ای  (Test- Retest) این متغیرها به ترتیب  95/0 و 96/0 بدست آمد.
نتیجه ­گیری: نتیجه این مطالعه نشان دهنده تکرارپذیری در سطح بالا وبسیار بالای متغیرهای مرکز فشار در زمان انجام یک فعالیت تعادلی پویاست بنابراین این فعالیت پویا می تواند بعنوان یک الگوی تعادلی در ارزیابی سیستم کنترل پوسچر مورد استفاده قرار گیرد. همچنین با توجه به تکرارپذیربودن دو متغیر سرعت متوسط ومسافت کل مرکز فشار میتوان در مطالعاتی که از صفحه نیرو جهت بررسی  سیستم کنترل پوسچر استفاده میکنند بعنوان پارامترهای تکرارپذیر در نظر گرفته شود.


رویا خان محمدی، سعید طالبیان، آزاده شادمهر، ابراهیم انتظاری،
دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتقاد معمول بر آن است که تغییر در فعالیت الکتریکی عضلات اسکاپولوتوراسیک و گلنوهومرال یک عامل مرتبط با سندروم گیرافتادگی شانه است لذا هدف مطالعه حاضر آن بود که فعالیت الکتریکی عضلات شانه را در افرادی با و بدون سندروم گیرافتادگی شانه تعیین و با یکدیگر مقایسه کند.
روش بررسی: در این مطالعه مورد شاهدی، 9 زن مبتلا به سندروم گیرافتادگی شانه و 13 زن سالم که از نظر سن، قد و وزن مطابقت داشتند بصورت تصادفی ساده و داوطلبانه شرکت کردند.  ثبت الکترومیوگرافی سطحی عضلات سراتوس انتریور، پکتورالیس ماژور، تراپزیوس فوقانی، تراپزیوس تحتانی، دلتوئید خلفی و دلتوئید قدامی سمت غالب در حین الگوی حرکتی D1ext  و D1flex انجام شد. میزان فعالیت عضلات مورد پردازش قرار گرفته و دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند. ار روش غیرپارامتریک ((Mann-Whitney U ) 2 independent sample) برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافته ها: در هر دو الگوی حرکتی تمام عضلات گروه بیمار در مقایسه با گروه سالم افزایش فعالیت را نشان دادند. اما این افزایش در D1ext برای عضلات دلتوئید قدامی ( p=0/04وp=0/003)، پکتورالیس ماژور  p=0/02)وp=0/01)، عضله سراتوس انتریور(p=0/01) و دلتوئید خلفی(p=0/01) و در D1flex برای عضلات تراپزیوس تحتانی ( p=0/005وp=0/006) و پکتورالیس ماژور (p=0/01) از نظر آماری معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از آن است که  بیمارانی با علائم گیرافتادگی میزان فعالیت غیر طبیعی را در عضلات نشان می دهند. یافته ها این تئوری را که گیرافتادگی شانه ممکن است با تغییر در الگوی فعالیت عضلات اسکاپولوتوراسیک و گلنوهومرال مرتبط باشد را تصدیق می کند.


نسترن درود، ملاحت اکبرفهیمی، حسن عشایری، میترا خلف بیگی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اسکیزوفرنی یک اختلال ناتوان­ کننده است که محدودیت در عملکرد مستقل در فعالیتهای کارساز روزمره زندگی را به­ همراه دارد. باتوجه به اهمیت بالای عملکرد روزمره در توانبخشی، این مطالعه با هدف مقایسه ظرفیت عملکردی فعالیتهای کارساز روزمره و اجرای این فعالیتها در زندگی روزمره، بنابر اظهار بیمار، در اسکیزوفرنی با افراد عادی همسان طراحی شده­است. ارتباط بین ظرفیت عملکردی و اجرای فعالیتها در زندگی روزمر ه نیز مورد بررسی قرار ­گرفت.

روش بررسی: 30 بیمار عضو انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی، و 30 نفر از کارکنان دانشکده توانبخشی به­صورت نمونه­ گیری غیرتصادفی توسط آزمون ارزیابی اجرایی فعالیت­های خودمراقبتی(PASS) و مقیاس کارساز روزمره زندگی لاتون مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده­ها توسط SPSS  نسخه 14 تجزیه و تحلیل شد.

یافته­ ها: نتایج مطالعه نشان داد که بیماران اسکیزوفرنی در استقلال ، فرایند، و کیفیت اجرا در آزمون PASS، و نیز نمره­ی کل مقیاس لاتون نمره­ی کمتری کسب کردند. (001/0> P(v) برای همه متغیرها)، هیچ همبستگی معناداری بین نتایح دو آزمون وجود نداشت.

نتیجه­ گیری: به نظر می­رسد ظرفیت عملکردی و توانایی اجرایی فعالیتهای کارساز روزمره در بیماران اسکیزوفرنی با محدودیت مواجه است. ولی، ظرفیت عملکردی با اجرای فعالیتها در زندگی روزمره ارتباط ندارد. با این وجود بررسی گسترده­ تر در جهت یافتن عوامل محدودکننده ضروری به نظر می‏رسد.

 


مریم نصیرپور، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، نسترن قطبی، سقراط فقیه زاده،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: گردن درد یکی از سه شکایت رایج در سیستم عصبی عضلانی است. طبق مطالعات سیستم ثباتی گردن شامل بخش های غیرفعال، عضلات و کنترل عصبی است. برای بررسی کنترل تعادل در سیستم های ثباتی، پاسخ عضلات ستون فقرات را بدنبال  اعمال اغتشاشات مثل حرکات سریع بازو بررسی می کنند. کلارهای گردنی یکی از شیوه های جلوگیری و یا درمان گردن درد می باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش کلار نرم گردنی بر پاسخ حرکتی  و مدت زمان فعالیت عضلات و الگوی بکارگیری آنها بود.

روش بررسی: در مطالعه 20 خانم جوان سالم، عمل فلکشن شانه را با وزنه در دو وضعیت بدون کلار و با کلار نرم گردنی پس از شنیدن محرک صوتی انجام دادند. با ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات دلتویید ، تراپزیوس ، ارکتوراسپاین گردنی و استرنوکلایدوماستویید، تأثیر کلار بر زمان عکس العمل، مدت زمان فعالیت عضلات و زمان وارد عمل شدن عضلات بررسی شد.

یافته ها:استفاده از کلار نرم گردنی موجب افزایش زمان عکس العمل حرکت فلکشن شانه شد(05/0P<). همچنین کلار نرم گردنی مدت زمان فعالیت عضلات تراپزیوس و ارکتوراسپاین گردنی را کاهش داد(05/0P<). حین عمل فلکشن شانه با بار اضافی، عضله تراپزیوس با اختلاف معناداری نسبت به سایر عضلات زودتر وارد عمل شد ولی عضلات ارکتوراسپاین گردنی و استرنوکلایدوماستویید هم انقباضی نشان دادند.

نتیجه گیری: بدنبال اعمال اغتشاش پوسچرال، کلار نرم گردنی موجب کاهش فعالیت عضلات و کند شدن پاسخ ها می شود. مراکز کنترل حرکت در پاسخ به اغتشاشات در گردن با انتخاب هم انقباضی عضلات سعی در ثبات می نمایند.  


خدیجه اوتادی، محمدرضا هادیان، غلامرضا علیایی، بهرام رسولیان، سعید امام دوست، الهه باریکانی، عصمت تربتیان، اصغر قاسمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان اعمال محدودیت حرکتی روش جدیدی در درمان بیماران همی­پلژی مزمن می­باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تغییر کیفیت و مقدار حرکت (توسط آزمون  شاخص عملکرد حرکتی) در بیماران همی پلژیک مزمن بعد از  اعمال محدودیت درمانی تغییر یافته در مقایسه با درمانهای رایج فیزیوتراپی می­باشد.

روش بررسی: 10 بیمار به طور تصادفی ساده در دوگروه درمانی (اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته و یا گروه درمان فیزیوتراپی رایج) قرار گرفتند. 5 بیمار در اندام مبتلا برای 2 ساعت در روز؛ 3 بار در هفته به مدت 2 ماه، تمرین درمانی دریافت کردند. این بیماران 5 ساعت در روز هم به منظور استفاده حداکثری از اندام مبتلا در اندام سالم  اسپلینت دست - بازو می­پوشیدند (گروه اعمال محدودیت حرکتی). 5 بیمار هم در گروه درمان­های رایج فیزیوتراپی, تمریناتی مشابه با گروه دیگر از نظر شدت و  2 ساعت در روز , یک روز در میان به مدت 2 ماه دریافت کردند. قبل وپس از 2 ماه درمان، کیفیت و مقدار حرکت بر اساس شاخص فعالیت حرکتی تعیین شد.

یافته­ ها: آزمون ویلکاکسون نشان داد که بیماران در هر دو گروه درمانی بهبودی در کیفیت و مقدار حرکات پس از درمان نشان می­دهند.  مقایسه بین دو گروه توسط آزمون من- ویتنی مشخص کرد که گروه درمانی اعمال محدویت نسبت به گروه درمان رایج فیزیوتراپی بهبودی بیشتری (02/0P=) نشان می­دهد.

نتیجه­ گیری: اگرچه درمان اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته نسبت به درمان های رایج در بهبود کمیت و کیفیت حرکات موثرتر است. اما درمان رایج فیزیوتراپی هم در صورتی که به شکل فعال انجام گیرد در بهبودی این پارامترها موثر می­باشد.


گلاره رادمهر، رضا مظاهری، محمدعلی سنجری، فرزین حلبچی، محمدعلی منصورنیا،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به تفاوتهای بیومکانیکی راه ‌رفتن روی زمین و تردمیل انتظار می‌رود نحوه انقباض عضلات متفاوت بوده و درنتیجه تمرین ورزشی در این حالات تأثیرات متفاوتی بر عضلات تنه داشته باشد. هدف مطالعه، مقایسه الگوی فعالیت عضلات تنه از نظر مدت ‌زمان و دامنه فعالیت در چرخه راه‌رفتن روی زمین و تردمیل بود تا با درنظرگرفتن شرایط ویژه هر فرد نسخه ورزشی مناسب وی تجویز شود.

روش‌بررسی: 19 مرد 40-20 سال دارای زندگی کم‌تحرک از طریق نمونه‌گیری ساده انتخاب شدند. فعالیت عضلات راست شکمی، مایل خارجی شکم، لانجیسیموس و مولتی‌فیدوس توسط دستگاه الکترومیوگرافی سطحی ثبت گردید.

یافته‌ها: مدت زمان انقباض عضلات تنه در هر چرخه راه رفتن، تفاوت معنی داری بین زمین و تردمیل نداشت. میانگین دامنه فعالیت عضلات در هنگام راه رفتن روی تردمیل بیشتر از زمین بود واین تفاوت برای عضلات راست شکمی) 005/0 =P) ، لانجیسیموس (018/0=P ) و مولتی فیدوس (044/0=P ) معنی‌دار بود.

نتیجه‌گیری: نقش پایدار کنندگی عضلات تنه هنگام راه‌رفتن باعث می‌شود تا عضلات تنه در تمامی چرخه فعال باشند. افزایش دامنه فعالیت عضلات تنه روی تردمیل می‌تواند نشانه انقباض واحدهای حرکتی بیشتر باشد که در تجویز نوع ورزش خصوصاً به افرادی که ضعف عضلات تنه دارند،کمک کننده است.


مدینه حسنی، افسون حسنی مهربان، فرانک علی آبادی، قربان تقی زاده،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: مشارکت کودکان در فعالیت های تفریحی و اوقات فراغت با سلامت آنها ارتباط دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی مشارکت کودکان فلج مغزی 8 تا 14 سال در مقایسه با کودکان طبیعی همسال بوده است.

روش بررسی:در این مطالعه مقطعی 30 کودک فلج مغزی با میانگین سنی 11 سال و 1ماه  از مدارس ویژه جسمی-حرکتی و 30 کودک طبیعی همسال آنها با میانگین سنی 11 سال و 6  ماه  از مدارس عادی به روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. مشارکت این کودکان از طریق مصاحبه به وسیله آزمون CAPE:Children's Assessment of Participation and Enjoyment) ) ارزیابی شد. داده ها از طریق نرم افزار SPSS17 تجزیه و تحلیل گردید.

یافته­ ها: از نظر تنوع مشارکت تفاوت معناداری بین کودکان فلج مغزی و کودکان طبیعی همسال با مقادیر(000,0p=) مشاهده شد. شدت مشارکت کودکان طبیعی همسال بیشتر از کودکان فلج مغزی بود (000,0p=). تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر لذت مشاهده نشد. اثر اصلی جنسیت و اثر متقابل گروه در جنسیت در هیچکدام از متغیرهای آزمون CAPE معنادار نبود.

نتیجه­ گیری: کودکان همسال در تعداد فعالیت های بیشتری مشارکت داشتند. مشکلات فیزیکی می تواند روی مشارکت کودکان در فعالیت های روزمره و اجتماعی شدن آنها اثر بگذارد(2,4,11)، لذا آگاهی از مشارکت این کودکان می تواند به متخصصان سیستم بهداشتی در جهت طراحی درمان های متناسب با نیازهای کودکان و ارتقا مشارکت و سلامت آنها کمک کند.


مهدی سلیمی، امیر احمدی، نادر معروفی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: گردن درد یکی از شایعترین ضایعات عضلانی اسکلتی در جوامع صنعتی می باشد. در بیماران گردن درد تغییرات پیچیده ای در کنترل حرکتی ستون فقرات گردنی اتفاق می افتد. هدف این مطالعه بررسی مقایسه ای زمان وارد عمل شدن عضلات گردن حین حرکات اندام فوقانی بین بیماران و افراد سالم است.

روش بررسی: 18 بیمار مبتلا به گردن درد غیراختصاصی مزمن و 18 فرد سالم که از لحاظ سن، وزن و قد باهم جور شده بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. هریک از نمونه ها روی زمین ایستاده و 5 مرتبه هریک از حرکات فلکسیون و ابداکسیون را با حداکثر سرعت تا زاویه 90 درجه انجام دادند. همزمان، سیگنال الکترومیوگرافی عضلات ارکتور اسپاین و استرنوکلیدوماستوئید بصورت دوطرفه ثبت گردید. زمان فعال شدن عضلات گردن نسبت به زمان فعال شدن دلتوئید محاسبه و بین دو گروه مقایسه شد.

یافته ها: مطالعه حاضر نشان داد که در بیماران مبتلا به گردن درد و افراد سالم، حین حرکات ابداکسیون و فلکسیون اندام فوقانی، عضلات سطحی گردن بعد از فعال شدن عضله دلتوئید وارد عمل شدند. همچنین مقایسه میانگین زمان تأخیری وارد عمل شدن عضلات سطحی گردن بین گروه بیمار و سالم نشان داد که در بیماران نسبت به افراد سالم، حین حرکات اندام فوقانی عضلات گردن بصورت معنی داری با تأخیر وارد عمل شدند (05/0 > P).

نتیجه گیری: در بیماران گردن درد نسبت به افراد سالم، وارد عمل شدن عضلات گردن در مواجهه با اغتشاش درونی ناشی از حرکات سریع اندام فوقانی با تأخیر صورت می گیرد. این امر خطر ایجاد ضایعه حین حرکات سریع اندام فوقانی را در این افراد افزایش می دهد.


ملیحه هادی زاده، احسان صداقت نژاد، سیدجواد موسوی، سعید طالبیان، محمد پرنیان پور،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده

 زمینه و هدف: کنترل دقیق حرکت از جمله عوامل متعدد مطرح شده در اجرای حرکتی ماهرانه است که ممکن است در اثر بیماری دچار آسیب شود. آزمون‌های ردگیری، اثرات درمان‌های طراحی شده برای بهبود کنترل حرکت را کمی کرده و از این‌رو به عنوان یک پروتکل ایده‌آل برای بهبود کنترل حرکتی مطرح شده‌اند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تکرارپذیری خطای کنترلی طی آزمون‌های ردگیری هدف در ناحیه تنه در صفحه گشتاوری فلکشن، اکستنشن و چرخش محوری در افراد سالم می‌باشد

. روش بررسی: 9 فرد سالم (4 زن و 5 مرد)، به صورت تصادفی آزمون‌های ردگیری هدف در 12 جهت مختلف (زوایای 0، 30، 60، ... و 330 درجه)، در سطح 0 تا 80 درصد حداکثر تلاش ارادی را دو بار در وضعیت ایستاده مستقیم انجام دادند. در این آزمون‌ها، هدف به صورت دایره‌ای متحرک تعریف شده بود که روی یک خط مستقیم در جهت مشخص شده و با سرعت 6 درصد حداکثر تلاش ارادی بر ثانیه حرکت می‌کرد. جهت فعالیت ایزومتریک تنه به صورت به هنگام و از طریق مانیتوری که مقابل شرکت‌کنندگان قرار داشت، به آن‌ها نشان داده شد. میزان کنترل پذیری تنه با اندازه گیری متوسط خطاهای کنترلی (قدر مطلق خطا از هدف (Absolute Value Error from the Target: AVET)، خطا از مسیر هدف (Error from the Target Path: ETP) و خطا از هدف در مسیر هدف (Error from the Target in the Target Path: ETTP)) طی هر آزمون برای هر شرکت‌کننده محاسبه گردید. تکرارپذیری نسبی(Intraclass Correlation Coefficient: ICC) میزان خطای کنترلی در هر جهت تعیین شد. همچنین تکرارپذیری مطلق و کم‌ترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان محاسبه گردید.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که دامنه ICC برای متغیرهای AVET ، ETP و ETTP به ترتیب 99/0 – 81/0 ، 98/0 – 71/0 و 99/0 – 7/0 بود. همچنین دامنه خطای معیار اندازه‌گیری برای این متغیرها به ترتیب 013/0- 003/0، 009/0- 001/0 و 011/0- 003/0 و دامنه کم‌ترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان برای AVET، 036/0- 008/0، برای ETP، 025/0- 003/0 و برای ETTP، 03/0- 008/0 گزارش شد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده تکرارپذیری بالا و بسیار بالای خطای کنترلی حین انجام آزمون‌های ردگیری هدف در ناحیه تنه در صفحه گشتاوری فلکشن، اکستنشن و چرخش محوری در افراد سالم می‌باشد. بنابراین این فعالیت می‌تواند به عنوان یک آزمون جهت بررسی کنترل‌پذیری تنه مورد استفاده قرار گیرد. 


ملیح هادیزاده، احسان صداقت نژاد، سیدجواد موسوی، سعید طالبیان، محمد پرنیان پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمون‌های ردگیری هدف، روش شناخته شده‌ای برای اندازه گیری و کمی کردن عملکرد سیستم عصبی- عضلانی است که در مطالعات متعددی جهت ارزیابی استراتژی‌های کنترل عصبی- عضلانی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه بر روی کنترل پذیری تنه در افراد سالم حین انجام آزمون‌های ردگیری هدف در صفحه گشتاوری فلکشن- اکستنشن و چرخش محوری می‌باشد.

روش بررسی : 22 فرد سالم (13 زن و 9 مرد ) ، به صورت تصادفی آزمون ‌ های ردگیری هدف در 7 جهت مختلف ( زوایای 0 ، 30 ، 60 ، ... و 180 درجه ) ، در سطح 0 تا 80 درصد حداکثر فعالیت ارادی و در وضعیت ایستاده مستقیم را انجام دادند . در این آزمون ‌ ها، هدف به صورت دایره ‌ ای متحرک تعریف شده بود که روی یک خط مستقیم در جهت مشخص شده و با سرعت 5، 6 و 7 درصد حداکثر فعالیت ارادی بر ثانیه حرکت می ‌ کرد . جهت فعالیت ایزومتریک تنه به صورت به هنگام و از طریق مانیتوری که مقابل شرکت ‌ کنندگان قرار داشت، به آن ‌ ها نشان داده می‌شد . میزان کنترل پذیری تنه با اندازه گیری متوسط خطاهای کنترلی (قدر مطلق خطا از هدف (Absolute Value Error from the Target: AVET) ، خطا از مسیر هدف (Error from the Target Path: ETP) و خطا از هدف در مسیر هدف (Error from the Target in the Target Path: ETTP) ) طی هر آزمون برای هر شرکت‌کننده محاسبه گردید. برای تعیین اثر سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه روی کنترل پذیری تنه از آنالیز واریانس استفاده گردید.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که از لحاظ آماری جهت فعالیت، تأثیر معناداری بر AVET داشته ( 0.000 p = ) ولی سرعت و یا هم‌کنش سرعت و جهت هیچ‌گونه تأثیر معناداری نداشته است. تجزیه خطا به دو قسمت مستقل نشان داد که تنها جهت فعالیت بر روی ETTP معنادار بوده ( 0.000 p = ) و سرعت فعالیت بر روی هیچ‌یک از آن‌ها ( ETP و ETTP ) معنادار نبوده است. از طرفی جهت و سرعت فعالیت تأثیر معناداری بر شاخص Borg (شاخص سختی فعالیت) داشته است ( 0.000 p = ).

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، جهت اعمال فعالیت ایزومتریک تنه تأثیر معناداری بر روی کنترل پذیری تنه دارد. همچنین در فعالیت‌های چرخشی، میزان کنترل‌پذیری تنه به مقدار قابل توجهی کاهش می‌یابد که در نهایت ممکن است باعث افزایش احتمال آسیب به سیستم کنترل عصبی- عضلانی تنه و خطر ابتلا به کمردرد شود.

کلید واژه‌ها: آزمون‌های ردگیری هدف، کنترل پذیری عضلات تنه، سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه.


رحیمه محمودی، حسین باقری، محمدرضا هادیان، سعید طالبیان، اسماعیل ابراهیمی، مریم صنوبری،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: مفصل ساکروایلیاک از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی اسکلتی در طی راه رفتن ( Gait ) می باشد و به عنوان یک جاذب شوک در هنگام برخورد پاشنه با زمین و انتقال نیروی عکس العمل زمین از اندام های تحتانی به تنه عمل می کند. ثبات این مفصل محصول مشارکت عوامل استخوانی ٬ لیگامانی و عضلانی است که این عضلات، ارکتور اسپاین توراسیک، گلوتئوس ماکزیموس، دو سر رانی، لاتیسیموس دورسی و مالتی فیدوس کمری می باشند که میزان فعالیت این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل مهم می باشد. بنظر می رسد که عملکرد عضلات مذکور در بیماران دچار درد ساکروایلیاک مختل می شود. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه فعالیت عضلات نامبرده شده بین دو گروه سالم و دارای درد ساکروایلیاک در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی راه رفتن در طی سرعت راحت و آهسته راه رفتن می باشد.

روش بررسی: 13 فرد دارای درد ساکروایلیاک (12 زن، 1 مرد) و 13 فرد سالم (11 زن، 2 مرد) در این مطالعه شرکت کردند. میزان فعالیت عضلات بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه ( :RMS Root Mean Square ) با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و بر اساس فعالیت عضله در طی یک دوره 500 میلی ثانیه ای استراحت تحت عنوان Baseline Correction ، نرمال شد.

یافته­ها: تفاوت معنی داری بین دو گروه در میزان فعالیت عضلانی بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی وجود دارد (006/0 = P ) اما تاثیر سرعت بر RMS عضلات مورد مطالعه در دو گروه، معنی دار نبوده است (37/0 = P ). از نظر RMS بین عضلات مختلف مورد مطالعه در آزمون در طی سرعت آهسته و در هر یک از دو گروه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی، تفاوت معنا داری دیده شد ( 003/0 = P ) اما در طی سرعت راحت، تفاوت معنا دار نشد (14/0 = p ).

نتیجه­گیری: افراد دارای درد ساکروایلیاک در طی هر دو سرعت راحت و آهسته راه رفتن، میزان فعالیت عضلانی بیشتری در طی مراحل مختلف نسبت به گروه کنترل نشان می دهند که می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد نیرو به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.

کلید واژه­ها: فعالیت عضلانی، مفصل ساکروایلیاک، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی


رحیمه محمودی، سعید طالبیان، الهه سجادی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد.

 

روش بررسی: 16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد.

یافته ها: اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود.

نتیجه گیری: شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.

کلید واژه ها: فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی


رحیمه محمودی، سعید طالبیان، الهه سجادی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد.

روش بررسی: 16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد.

یافته ها: اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود.

نتیجه گیری: شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.

کلید واژه ها: فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی


پونه قاسمی، ملیحه هادیزاده، احسان صداقت نژاد ، سید جواد موسوی ، محمد پرنیان پور،
دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمون‌های ردگیری یکی از روش‌های شناخته شده برای اندازه‌گیری و کمی کردن عملکرد سیستم عصبی عضلانی و نیز به عنوان یکی از روش‌های دقیق و انعطاف‌پذیر جهت اندازه‌گیری ظرفیت عملکردی کنترل حسی حرکتی و هماهنگی حسی حرکتی محسوب می‌شوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تکرارپذیری خطای کنترلی طی آزمون‌های ردگیری الگو در ناحیه تنه در صفحه گشتاورـ زمان در افراد سالم می‌باشد.

 

روش بررسی : 20 فرد سالم (13 مرد و 7 زن)، به صورت تصادفی آزمون‌های ردگیری الگو شامل دو الگوی دندان اره‌ای و سینوسی با دو دوره تناوب ۱۰ ثانیه (۳ سیکل) و ۱۵ ثانیه (۲ سیکل) که هرکدام دارای مقدار کمینه برابر 30 و مقدار بیشینه برابر 70 درصد حداکثر تلاش ارادی فرد بودند، را انجام دادند. ردگیری الگوها به صورت تک محوره و در شش جهت گشتاوری متمایز (خمش به جلو، خمش به عقب، چرخش به راست، چرخش به چپ، خمش جانبی به راست و خمش جانبی به چپ) صورت گرفت. میانگین خطای مطلق ردگیری الگو ( Error Mean ) و میزان کارایی ردگیری انجام شده با محاسبه مجذور مجموع مربعات نسبی خطا ( Relative Root Mean Square Error: RRMSE ) طی هر آزمون برای هر شرکت‌کننده محاسبه گردید. تکرارپذیری نسبی ( Intraclass Correlation Coefficient: ICC ) مقادیر خطای Error Mean و RRMSE نیز برای همه‌ی شرکت‌کننده‌ها تعیین شد. همچنین تکرارپذیری مطلق و کم‌ترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان محاسبه گردید.

 

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که دامنه تکرارپذیری نسبی داده‌ها ( ICC ) برای Error Mean ، 87/0 – 5/0، دامنه خطای معیار اندازه‌گیری، 006/0- 002/0و دامنه کم‌ترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان 016/0- 007/0 بود. به علاوه این مقادیر برای RRMSE به ترتیب 86/0 – 5/0، 05/0- 024/0 و 139/0- 065/0 به دست آمد.

 

نتیجه‌گیری: تحلیل نتایج این مطالعه نشان‌ دهنده تکرارپذیری بالاو بسیار بالای میانگین خطای مطلق ردگیری الگو و مجذور مجموع مربعات نسبی خطا حین انجام آزمون‌های ردگیری الگو در ناحیه تنه در صفحه گشتاورـ زمان در افراد سالم می‌باشد. بنابراین در تحقیقات می‌توان از آزمون‌های ردگیری الگو برای کمی‌سازی کنترل‌پذیری تنه و از متغیرهای نامبرده به عنوان پارامترهای تکرارپذیر استفاده کرد.

 

کلید واژه‌ها: تکرارپذیری، آزمون‌های ردگیری الگو، خطای گشتاوری، فعالیت ایزومتریک تنه


مهرداد سعیدی بروجنی، قربان تقی زاده، مهدی عبدالوهاب، لاله لاجوردی، مهدی رمضانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از علل اصلی کمردرد غیراختصاصی مزمن، وضعیت نامناسب کاری، تکرار زیاد یک فعالیت و یا سنگینی کار می باشد. داشتن ابزار ارزیابی مناسب، دقیق، ارزان و ساده جهت سنجش شدت قرار گرفتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری، جهت شناسایی افراد در معرض و بکار گرفتن درمان مناسب ضروری است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه مقیاس تک آیتمی Borg با مقیاس Job Related Physical Demands: JRPD  برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود.

روش بررسی: در این مطالعه پیمایش مقطعی، 92 فرد مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن با میانگین سنی (انحراف معیار) (55/8 ±) 16/29 سال و 93 فرد سالم با میانگین سنی (انحراف معیار)  (17/9 ±) 80/26 سال و همسان شده از نظر مدت زمان کار، سن و نوع خدمت با افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی بصورت غیراحتمالی ساده انتخاب شدند. از مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD برای سنجش شدت قرار داشتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری استفاده شد.

یافته ها: با در نظر گرفتن مقیاس JRPDبعنوان مقیاس معیار، در آستانه­ی متوسط و بالاتر میزان قرار داشتن در معرض فعالیت­های آسیب رسان کاری، برای مقیاس تک آیتمی Borg میزان حساسیت 82% و میزان اختصاصیت 28% بدست آمد در صورتی که در آستانه­ی شدید برای این مقیاس میزان حساسیت و اختصاصیت به ترتیب 25% و 85% بود. همچنین نتایج نشان داد که هر دو مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD بصورت معناداری (001/0P <) توانایی دسته بندی کردن افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن در معرض و یا عدم معرض فعالیت های آسیب رسان کاری را دارند.

نتیجه گیری: مقیاس تک آیتمی Borg دارای حساسیت بالا و اختصاصیت پایین در آستانه ی متوسط و بالاتر و دارای اختصاصیت بالا و حساسیت پایین در آستانه­ی شدید برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی می باشد.

کلید واژه ها: فعالیت­های آسیب رسان کاری، کمردرد غیراختصاصی مزمن، مقیاس تک آیتمی Borg، مقیاس JRPD



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 4741