[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
74 نتیجه برای سعید

سعید طالبیان، زینب شیروی، سیما مرادی، نیلوفر روستایی، حسن تمرتاش،
دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: نیروی وارده در مچ پا جهت حفظ ثبات از عواملی است که در صورت عدم وجود کنترل مناسب می‌تواند سبب بروز ضایعات در مچ پا گردد. بی ثباتی مزمن مچ پا یک ناتوانی شایع است که می تواند روی عملکرد و فعالیت روزانه زندگی افراد مبتلا اثر بگذارد. هدف این تحقیق ارزیابی تغییرات کنترل شده نیروی اعمال شده بر مچ پا در شرایط دشوار کنترل پوسچر است.

روش بررسی: کنترل پوسچر در دو گروه سالم و بیمار در 8 وضعیت بر روی دستگاه صفحه نیرو مورد بررسی قرار گرفت. وضعیتها شامل ایستادن روی دو پا با چشم باز و بسته، وایستادن روی یک پا (راست و چپ) با چشم باز با و بدون فعالیت شناختی همزمان بود. میزان تغییرات نیرو در حوزه زمان با ارزیابی فرکتال در دو محور X وY اندازه گیری شدند.

یافته­ ها: بعد فرکتال نیرو در هر دو گروه کاهش معنی داری متعاقب دریافت تکلیف دوگانه در همه حالت ها نشان داد (05/0P< ). تفاوت معنی داری بین دو گروه در شرایط ایستادن دو پا در شرایط با و بدون تکلیف دو گانه مشاهده نشد. در شرایط ایستادن روی یک پا بعد فرکتال نیرو بدنبال دریافت تکلیف دوگانه  افزایش معنی داری در اندام مبتلا نشان داد (05/0P< ) ولی مقایسه دو اندام در افراد سالم تفاوتی را در بر نداشت. همچنین مقایسه اندام مبتلا در بیماران با اندام مشابه در افراد سالم با افزایش معنی دار بعد فرکتال نیرو همراه بود (05/0P< ) .

نتیجه گیری: بیماران با سابقه بی ثباتی مزمن مچ پا دچار اختلال در حفظ و کنترل مناسب نیرو در تکمیل شرایط حفظ پوسچر می باشند. این اختلال در روند کنترل با تکلیف دو گانه مشخص تر گشته و شرایط مستعدی را جهت آسیب مجدد فراهم می سازد. ارزیابی با بعد فرکتال یک روش مناسب جهت ارزیابی کنترل پوسچر در شرایط مشکل می باشد.


سیده مریم حجازی، آزاده شادمهر، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان،
دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: افراد معمولا از مدلهای مختلفی برای پرش ارتفاع استفاده می نمایند. به نظر می رسد هریک از انواع پرش می تواند اثرات متفاوتی بر پارامتر های بیومکانیکی بدن داشته باشد. این تحقیق اثر دو  نوع پرش بر شاخص های عملکرد و نیز سفتی عمودی اندام تحتانی به عنوان پاسخ مکانیکی بدن به اغتشاشات حین پرش را مورد بررسی قرار داده است.

روش بررسی: سفتی عمودی اندام تحتانی و نیز شاخص های عملکرد شامل ارتفاع پرش، زمان پرش، زمان تماس و توان در 25 خانم جوان سالم حین انجام دو نوع پرش squat  (Squat Jump: SJ)و countermovement (Counter Movement Jump: CMJ) بررسی گردید.

یافته­ ها: شاخص های سفتی عمودی اندام تحتانی (028/0=P) و ارتفاع پرش (039/0=P) به شکل معناداری در پرش CMJ بیشتر از SJ  بود. نوع پرش بر متغیرهای زمان پرش (1/0=P). ، زمان تماس (7/0=P). و توان (3/0=P) تاثیر معناداری نگذاشت.

نتیجه­ گیری: پرش CMJ با افزایش تولید نیروی عضلانی، کار انجام شده و نیروی واکنشی زمین سبب بهبود در عملکرد پرش می گردد. افزایش میزان سفتی عمودی نیز از سویی با بهبود عملکرد و از سوی دیگر با افزایش احتمال آسیب همراه می باشد.


محمدرضا پوراحمدی، اسماعیل ابراهیمی تکامجانی، سعید طالبیان، علی اشرف جمشیدی، هلاکو محسنی فر،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: درد قدامی زانو یکی از شایع‌ترین مشکلات زانوست. تاکنون مطالعات زیادی در مورد درد قدامی زانو و تأثیر درمان‌های مختلف بر این عارضه صورت گرفته است. امروزه این واژه کلی را به طور دقیق‌تر تقسیم‌بندی کرده و مورد مطالعه قرار می‌دهند. سندروم اکستانسیون زانو یکی از مشکلات شایع در زمینه ارتوپدی و فیزیوتراپی است که با افزایش سفتی عضله چهارسررانی شناخته می‌شود و می‌تواند باعث درد قدامی زانو شود. هدف از این مقاله مروری بررسی نقطه نظرات جدید و تناقضات پیرامون این عارضه می‌باشد.

روش بررسی: جستجوی نظام‌مند بانک‌های اطّلاعاتی مدلاین Pubmed و سایت ScienceDirect و مجله JOSPT، برای شناسایی مقالات چاپ شده و مطالعات صورت گرفته بر روی درد قدامی زانو، بخصوص مطالعات انجام شده بر روی سندروم اکستانسیون زانو انجام شد. بعلاوه، مطالعات مربوط به دیدگاه‌های گوناگون پیرامون درد قدامی زانو و همچنین  اثر بخشی مداخلات و درمانهای مختلف بر روی درد قدامی زانو و سندروم اکستانسیون زانو شناسایی شد.

یافته‌ها: تعداد 50 مقاله در این زمینه مورد بررسی قرار گرفت که از بین این تعداد، 42 مقاله تأثیر درمانهای گوناگون را بر درد قدامی زانو مورد بررسی قرار دادند. تعداد 5 مقاله به بررسی دقیق جنبه‌های گوناگون درد قدامی زانو پرداخت و 3 مقاله دیگر در مورد سندروم اکستانسیون زانو بود.

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعات، نشان داد که علل ایجاد کننده درد قدامی زانو را می‌توان به دو دسته 1: درد قدامی زانو مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال و 2: درد قدامی زانو غیر مرتبط با مشکلات پاتلوفمورال طبقه‌بندی کرد. سندروم اکستانسیون زانو جز علل درد قدامی زانو غیرمرتبط با مشکلات پاتلوفمورال است. در این عارضه در دراز مدّت استخوان پاتلا دچار افزایش زاویه تیلت شده و همین عامل می‌تواند به افزایش درد بیماران بیافزاید. در درمان نیز بر خلاف باور عمومی که بر روی کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند تأکید می‌کنند باید بیشتر به کشش عضله مستقیم رانی توجه نمود تا کشش مجموعه تنسورفاسیالاتا و ایلیوتیبیال باند، زیرا باند ایلیوتیبیال اثر کمتری بر روی تیلت استخوان پاتلا دارد.


محمدعلی سنجری، نرگس مفتاحی، سعیده سیدمحسنی، مریم فیاضی، ارمغان محمودیان، قربان تقی زاده، سهیل سوهانی، محمد کمالی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای آسیبهای دست، نیاز به ارائهی روشی کمّی که بتواند در عین سهولت انجام، با دقت و عینیت روند بهبود درمان را ارزیابی نماید و معیاری از میزان بهبودی بیمار در طول دورهی درمانی به دست دهد ضروری به نظر میرسد. به عنوان اولین قدم در اثبات کارایی روش مد نظر، در این تحقیق تکرارپذیری بین جلسهای معیارهای کمّی بررسی شده است.

روش بررسی: اندازه گیری مهارتهای ترسیمی دست در 15 نفر به وسیله ترسیم شکل دایره با دو سرعت ترجیحی و حداکثر و شکل مارپیچ صرفا با سرعت ترجیحی با دو بار تکرار از هر آزمودنی بررسی شد. ثبت دیجیتال ترسیمات توسط Tablet PC به همراه نرم افزار خاص با متوسط نرخ نمونه برداری 120 هرتز انجام گرفت.

یافتهها: متغیرهای کمّی محاسبه شده برای ترسیم دایره و مارپیچ با سرعت ترجیحی تکرار پذیر بودند (85/0 < ICC < 55/0)، لذا می­توان از آنها در کمّی کردن ترسیمات استفاده کرد. نتایج مربوط به رسم دایره با سرعت حداکثر، تکرار پذیر نبودند (5/0ICC < ).

نتیجهگیری: تحلیل تکرارپذیری نشان داد که معیارهای مربوط به رسم دایره با سرعت حداکثر تکرارپذیر نیستند و نمی توان از آنها برای تعقیب پیشرفت حرکات ترسیمی استفاده کرد. این امر ممکن است به این دلیل باشد که افراد طی گذشت زمان آزمون، تغییرات زیادی را در مقدار سرعت ترسیم خود بروز میدهند. از سویی، پارامترهای رسم مارپیچ و دایره با سرعت ترجیحی، از تکرار پذیری بهتری برخوردار هستند و در تحقیقات میتوان از آنها برای کمّی سازی ترسیمات استفاده نمود.


فایزه سادات محمودی هاشمی، سیدجواد موسوی، بهروز عطارباشی مقدم، سعید طالبیان مقدم، شیوا موسوی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف دستیابی به یک پرسشنامه فارسی مناسب برای ارزیابی ضایعات شانه در ورزشکاران، به ترجمه، بومی سازی و تعیین اعتبار و تکرارپذیری پرسشنامه جراحان شانه و آرنج آمریکا پرداخته است.

روش بررسی: افراد مورد مطالعه 100 نفر از ورزشکاران رشته های پرتابی و بالای سر مبتلا به آسیب و اختلال در عملکرد شانه (81/5 ± 96/25‌سال) بودند. روند ترجمه پرسشنامه و تطابق فرهنگی طبق روش استاندارد انجام گرفت. پس از تکمیل مراحل ترجمه و تهیه نسخه  فارسی پرسشنامه ASES ، این پرسشنامه به همراه نسخه های فارسی پرسشنامه ناتوانی بازو و شانه و دست (The Disabilities of the Arm Shoulder and Hand: DASH)  و سنجش سلامت خلاصه شده 36 سوالی (Short Form 36 Health Survey:SF36) جهت تعیین اعتبار توسط بیماران تکمیل شدند. 30 نفر از این افراد به صورت تصادفی جهت بررسی تکرارپذیری آزمون- بازآزمون پرسشنامه، مجدا پرسشنامه را تکمیل کردند. پس از تکمیل پرسشنامه، داده های بدست آمده مورد ارزیابی آماری قرار گرفت.

یافته­ ها: جهت سنجش همخوانی درونی سوال های موجود در نسخه فارسی پرسشنامه‌ ASES از ضریب همبستگی آلفاکرونباخ استفاده شد. آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه عدد 91/.  بدست آمد. برای تکرارپذیری آزمون- بازآزمون از آزمون ICC استفاده شد که مقدار، 91/.  بدست آمد. ارتباط بین نسخه فارسی پرسشنامه‌ ASES با نسخه‌های فارسی پرسشنامه‌های SF36 و DASH با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون بررسی شد. همبستگی بین نسخه فارسی پرسشنامهASES  و پرسشنامه DASH برابر با 78/0 بود که نشان دهنده ارتباط قوی بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES و DASH است. همبستگی بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES با بخش های مختلف  پرسشنامه SF36، بین 48/0 تا 62/0 بود که همبستگی متوسط را نشان داد.

نتیجه ­گیری: نسخه فارسی پرسشنامه ASES ابزاری معتبر و تکرارپذیر برای ارزیابی عملکرد شانه در ورزشکاران مبتلا به اختلالات شانه می‌‌باشند.


ناهید پیرایه، سعید طالبیان، محمدرضا هادیان، غلامرضا علیایی، شهره جلائی،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یکی از شایع ترین مشکلات عضلانی- اسکلتی می‌باشد که می‌تواند روی فعالیت‌های روزمره زندگی افراد مبتلا اثر بگذارد. مطالعات متعدد اختلال کنترل تعادل را در این افراد نشان می‌دهند ولی تاکنون هیچ مطالعه‌ای به بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پاسچر افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو نپرداخته است. لذا هدف از این تحقیق، بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پاسچر افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو بوده است.
روش بررسی:
ثبات پاسچر در دو گروه زنان بیمار و سالم (هر گروه 20 نفر) در 4 حالت بر روی دستگاه صفحه نیرو بررسی شد. حالت‌ها شامل ایستادن روی دو پا با چشم‌های باز و بسته با و بدون انجام تکلیف شناختی بود. سطح زیر منحنی(Area) و سرعت میانگین(Mean Velocity) به عنوان شاخص‌های ثبات پاسچرال استاتیک اندازه گیری شد.
یافته‌ها:
سطح زیرمنحنی در وضعیت ایستاده روی دوپا در گروه بیمار افزایش(05/0>P) یافت. در شرایط تکلیف دوگانه، میزان سرعت میانگین کاهش معناداری(05/0>P) را نشان داد. ولی پاسخ به تکلیف دوگانه تفاوت معناداری بین دوگروه نداشت(05/0 
ملیحه هادی زاده، احسان صداقت نژاد، سیدجواد موسوی، سعید طالبیان، محمد پرنیان پور،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده

 زمینه و هدف: کنترل دقیق حرکت از جمله عوامل متعدد مطرح شده در اجرای حرکتی ماهرانه است که ممکن است در اثر بیماری دچار آسیب شود. آزمون‌های ردگیری، اثرات درمان‌های طراحی شده برای بهبود کنترل حرکت را کمی کرده و از این‌رو به عنوان یک پروتکل ایده‌آل برای بهبود کنترل حرکتی مطرح شده‌اند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تکرارپذیری خطای کنترلی طی آزمون‌های ردگیری هدف در ناحیه تنه در صفحه گشتاوری فلکشن، اکستنشن و چرخش محوری در افراد سالم می‌باشد

. روش بررسی: 9 فرد سالم (4 زن و 5 مرد)، به صورت تصادفی آزمون‌های ردگیری هدف در 12 جهت مختلف (زوایای 0، 30، 60، ... و 330 درجه)، در سطح 0 تا 80 درصد حداکثر تلاش ارادی را دو بار در وضعیت ایستاده مستقیم انجام دادند. در این آزمون‌ها، هدف به صورت دایره‌ای متحرک تعریف شده بود که روی یک خط مستقیم در جهت مشخص شده و با سرعت 6 درصد حداکثر تلاش ارادی بر ثانیه حرکت می‌کرد. جهت فعالیت ایزومتریک تنه به صورت به هنگام و از طریق مانیتوری که مقابل شرکت‌کنندگان قرار داشت، به آن‌ها نشان داده شد. میزان کنترل پذیری تنه با اندازه گیری متوسط خطاهای کنترلی (قدر مطلق خطا از هدف (Absolute Value Error from the Target: AVET)، خطا از مسیر هدف (Error from the Target Path: ETP) و خطا از هدف در مسیر هدف (Error from the Target in the Target Path: ETTP)) طی هر آزمون برای هر شرکت‌کننده محاسبه گردید. تکرارپذیری نسبی(Intraclass Correlation Coefficient: ICC) میزان خطای کنترلی در هر جهت تعیین شد. همچنین تکرارپذیری مطلق و کم‌ترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان محاسبه گردید.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که دامنه ICC برای متغیرهای AVET ، ETP و ETTP به ترتیب 99/0 – 81/0 ، 98/0 – 71/0 و 99/0 – 7/0 بود. همچنین دامنه خطای معیار اندازه‌گیری برای این متغیرها به ترتیب 013/0- 003/0، 009/0- 001/0 و 011/0- 003/0 و دامنه کم‌ترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان برای AVET، 036/0- 008/0، برای ETP، 025/0- 003/0 و برای ETTP، 03/0- 008/0 گزارش شد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده تکرارپذیری بالا و بسیار بالای خطای کنترلی حین انجام آزمون‌های ردگیری هدف در ناحیه تنه در صفحه گشتاوری فلکشن، اکستنشن و چرخش محوری در افراد سالم می‌باشد. بنابراین این فعالیت می‌تواند به عنوان یک آزمون جهت بررسی کنترل‌پذیری تنه مورد استفاده قرار گیرد. 


درسا حامدی، قربان تقی زاده، لاله لاجوردی، مریم بینش، حامد قماشچی، سعید طالبیان،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1392 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: مشکلات حس عمقی، بینایی-فضایی و ضعف عضلانی از دلایل مهم تحمل وزن غیر قرینه و آسیب کنترل وضعیتی در بیماران همی پارزی مزمن می باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط میان پارامترهای نوسان مرکز فشار در تکلیف ایستاده آرام با چشم باز و بسته با آزمون های تعادل عملکردی و شاخص تقارن در این بیماران انجام شد.

روش بررسی: 16 بیمار سکته مغزی (میانگین سنی 109/10±937/52 سال) با نمونه گیری غیراحتمالی ساده در این مطالعه ارتباطی شرکت کردند. دستگاه صفحه نیرو، آزمون‌های (Functional Reach: FR) و (Timed Up and Go: TUG) و ترازو به ترتیب برای سنجش پارامتر های نوسان مرکز فشار در حالت ایستاده آرام، تعادل عملکردی و شاخص تقارن استفاده شدند.

یافته ها: آزمون تعادلی TUG همبستگی معنادار متوسط تا بالایی با شاخص تقارن(677/0=r)و اکثر پارامترهای نوسان وضعیتی در حالت چشم بسته و آزمون تعادلی FRتنها ارتباط متوسطی با انحراف معیار سرعت(قدامی-خلفی)(686/0- = r) و صفحه فاز کل )(609/0- = r) نشان داد. همچنین شاخص تقارن ارتباط متوسطی با اکثر پارامترهای نوسان وضعیتی داشت.

نتیجه گیری: مطالعه حاضر نقش بینایی و تکلیف را در همبستگی بین نوسانات مرکز فشار، آزمون های تعادلی و شاخص تقارن نشان می دهد.

کلید واژه ها: همبستگی، تحمل وزن متقارن، نوسان وضعیتی، Functional Reach، Timed Up and Go، صفحه نیرو، ایستاده آرام


ملیح هادیزاده، احسان صداقت نژاد، سیدجواد موسوی، سعید طالبیان، محمد پرنیان پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمون‌های ردگیری هدف، روش شناخته شده‌ای برای اندازه گیری و کمی کردن عملکرد سیستم عصبی- عضلانی است که در مطالعات متعددی جهت ارزیابی استراتژی‌های کنترل عصبی- عضلانی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه بر روی کنترل پذیری تنه در افراد سالم حین انجام آزمون‌های ردگیری هدف در صفحه گشتاوری فلکشن- اکستنشن و چرخش محوری می‌باشد.

روش بررسی : 22 فرد سالم (13 زن و 9 مرد ) ، به صورت تصادفی آزمون ‌ های ردگیری هدف در 7 جهت مختلف ( زوایای 0 ، 30 ، 60 ، ... و 180 درجه ) ، در سطح 0 تا 80 درصد حداکثر فعالیت ارادی و در وضعیت ایستاده مستقیم را انجام دادند . در این آزمون ‌ ها، هدف به صورت دایره ‌ ای متحرک تعریف شده بود که روی یک خط مستقیم در جهت مشخص شده و با سرعت 5، 6 و 7 درصد حداکثر فعالیت ارادی بر ثانیه حرکت می ‌ کرد . جهت فعالیت ایزومتریک تنه به صورت به هنگام و از طریق مانیتوری که مقابل شرکت ‌ کنندگان قرار داشت، به آن ‌ ها نشان داده می‌شد . میزان کنترل پذیری تنه با اندازه گیری متوسط خطاهای کنترلی (قدر مطلق خطا از هدف (Absolute Value Error from the Target: AVET) ، خطا از مسیر هدف (Error from the Target Path: ETP) و خطا از هدف در مسیر هدف (Error from the Target in the Target Path: ETTP) ) طی هر آزمون برای هر شرکت‌کننده محاسبه گردید. برای تعیین اثر سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه روی کنترل پذیری تنه از آنالیز واریانس استفاده گردید.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که از لحاظ آماری جهت فعالیت، تأثیر معناداری بر AVET داشته ( 0.000 p = ) ولی سرعت و یا هم‌کنش سرعت و جهت هیچ‌گونه تأثیر معناداری نداشته است. تجزیه خطا به دو قسمت مستقل نشان داد که تنها جهت فعالیت بر روی ETTP معنادار بوده ( 0.000 p = ) و سرعت فعالیت بر روی هیچ‌یک از آن‌ها ( ETP و ETTP ) معنادار نبوده است. از طرفی جهت و سرعت فعالیت تأثیر معناداری بر شاخص Borg (شاخص سختی فعالیت) داشته است ( 0.000 p = ).

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، جهت اعمال فعالیت ایزومتریک تنه تأثیر معناداری بر روی کنترل پذیری تنه دارد. همچنین در فعالیت‌های چرخشی، میزان کنترل‌پذیری تنه به مقدار قابل توجهی کاهش می‌یابد که در نهایت ممکن است باعث افزایش احتمال آسیب به سیستم کنترل عصبی- عضلانی تنه و خطر ابتلا به کمردرد شود.

کلید واژه‌ها: آزمون‌های ردگیری هدف، کنترل پذیری عضلات تنه، سرعت و جهت فعالیت ایزومتریک تنه.


الهه سجادی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان، محمدرضا هادیان، شهره جلائی، رحیمه محمودی، الهه امینی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: حس عمقی که از جمله دقیق ترین حواس بدن است و باعث آگاهی از وضعیت بدن هر لحظه در فضا می شود، در حفظ سلامت فیزیکی و جلوگیری از آسیب اهمیت بالایی دارد. خستگی، یکی از عوامل برهم زننده ی حس عمقی است. با اینکه مطالعات زیادی به بررسی اثر خستگی بر حس عمقی مفاصل محیطی و کمر پرداخته­اند ولی کار بر روی بررسی اثرات خستگی بر حس عمقی ناحیه­ی گردن بسیار محدود بوده است. لذا هدف از این مطالعه بررسی تاثیر خستگی موضعی بر حس عمقی گردن در افراد سالم با توجه به جنسیت بود.

روش بررسی: 17 فرد جوان سالم (8 زن و 9 مرد) با میانگین سنی 44/3 ± 12/24 سال در زنان و 98/1 ± 77/23 سال در مردان، تست بازسازی سری-گردنی به وضعیت نوترال را که شامل؛ بازسازی دقیق وضعیت سر بروی تنه پس از چرخش عرضی به راست و چپ می­باشد را برای ارزیابی دقت و پایایی حس عمقی با استفاده از آزمون t زوجی و من ویتنی، از طریق اندازه گیری خطای مطلق، خطای ثابت و خطای متغیر در دو موقعیت قبل و بعد از خستگی انجام دادند.

یافته­ها: خستگی تغییر معناداری در شاخص­های سنجش حس عمقی (خطای مطلق، خطای ثابت و خطای متغیر) در زنان و مردان ایجاد نکرد (05/0 P> )، بعلاوه تفاوتی بین زنان و مردان در شاخص­های سنجش حس عمقی مشاهده نشد (05/0 P> ).

نتیجه گیری: نتایج حاصل بیانگر آن است که خستگی بدنبال انقباض ایزومتریک عضلات بالابرنده­ی کتف نمی­تواند باعث برهم زدن دقت بازسازی زاویه در افراد سالم شود. همچنین، در این بررسی مقدماتی جنسیت تاثیری بر حس عمقی گردن نداشت.

کلید واژه­ها: حس عمقی گردن، خستگی، تست بازسازی سری-گردنی، خطای مطلق، خطای ثابت، خطای متغیر


رحیمه محمودی، حسین باقری، محمدرضا هادیان، سعید طالبیان، اسماعیل ابراهیمی، مریم صنوبری،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: مفصل ساکروایلیاک از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی اسکلتی در طی راه رفتن ( Gait ) می باشد و به عنوان یک جاذب شوک در هنگام برخورد پاشنه با زمین و انتقال نیروی عکس العمل زمین از اندام های تحتانی به تنه عمل می کند. ثبات این مفصل محصول مشارکت عوامل استخوانی ٬ لیگامانی و عضلانی است که این عضلات، ارکتور اسپاین توراسیک، گلوتئوس ماکزیموس، دو سر رانی، لاتیسیموس دورسی و مالتی فیدوس کمری می باشند که میزان فعالیت این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل مهم می باشد. بنظر می رسد که عملکرد عضلات مذکور در بیماران دچار درد ساکروایلیاک مختل می شود. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه فعالیت عضلات نامبرده شده بین دو گروه سالم و دارای درد ساکروایلیاک در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی راه رفتن در طی سرعت راحت و آهسته راه رفتن می باشد.

روش بررسی: 13 فرد دارای درد ساکروایلیاک (12 زن، 1 مرد) و 13 فرد سالم (11 زن، 2 مرد) در این مطالعه شرکت کردند. میزان فعالیت عضلات بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه ( :RMS Root Mean Square ) با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و بر اساس فعالیت عضله در طی یک دوره 500 میلی ثانیه ای استراحت تحت عنوان Baseline Correction ، نرمال شد.

یافته­ها: تفاوت معنی داری بین دو گروه در میزان فعالیت عضلانی بر اساس شاخص مجذور میانگین ریشه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی وجود دارد (006/0 = P ) اما تاثیر سرعت بر RMS عضلات مورد مطالعه در دو گروه، معنی دار نبوده است (37/0 = P ). از نظر RMS بین عضلات مختلف مورد مطالعه در آزمون در طی سرعت آهسته و در هر یک از دو گروه در طی رخدادهای مختلف مرحله ایستایی، تفاوت معنا داری دیده شد ( 003/0 = P ) اما در طی سرعت راحت، تفاوت معنا دار نشد (14/0 = p ).

نتیجه­گیری: افراد دارای درد ساکروایلیاک در طی هر دو سرعت راحت و آهسته راه رفتن، میزان فعالیت عضلانی بیشتری در طی مراحل مختلف نسبت به گروه کنترل نشان می دهند که می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد نیرو به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.

کلید واژه­ها: فعالیت عضلانی، مفصل ساکروایلیاک، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی


مرجانه سهراب، جواد صراف زاده، محمدعلی سنجری، حسن سعیدی، سعیده سیدمحسنی، نرگس دانش افروز،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات زیادی، نقش استفاده از ارتوز در کاهش شیوع پیچ خوردگی مچ پا را بررسی کرده  اند. در این مطالعه تأثیر استفاده از مچ بند الاستیک و ارتوز نیمه سخت رکابدار مچ ـ پا روی زمان تأخیر شروع فعالیت عضله پرونئوس لونگوس به عنوان مهمترین محافظ داینامیک ناحیه مچ ـ‌پا در اغتشاش ناگهانی اینورتوری، در افراد سالم و مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا بررسی شده است.

 

روش بررسی: 13 زن ورزشکار سالم و 10 زن ورزشکار مبتلا به بی  ثباتی عملکردی مچ پا (دامنه سنی 17 تا 27 سال) با استفاده از یک سیستم اغتشاش دهنده مچ پای سفارشی، تحت اعمال اغتشاش غیر منتظره در صفحه فرونتال در سه حالت بدون ارتوز، استفاده از ارتوز الاستیک و استفاده از ارتوز نیمه سخت قرار گرفتند و همزمان زمان شروع فعالیت عضلانی عضله پرونئوس لونگوس توسط الکترومیوگرافی سطحی ثبت  شد.

 

یافته  ها: در حالت بدون استفاده از ارتوز تفاوت معناداری بین دو گروه سالم و آسیب دیده مشاهده شد ( 018/0 P= ). در گروه آسیب دیده، استفاده از ارتوز زمان شروع فعالیت عضلانی را کاهش داد اما این کاهش معنادار نبود (05/0 P> ).

نتیجه  گیری: اگر چه زمان پاسخ عضله پرونئوس لونگوس در گروه آسیب دیده با استفاده از ارتوز کاهش معناداری را نشان نداد امابه نظر می‌رسد ارتوزهای مورد استفاده با تحریک گیرنده های پوستی، حس عمقی را بهبود داده و کنترل حسی حرکتی را بیشتر می‌کنند.

کلید واژه  ها: بی ثباتی عملکردی مچ پا، اغتشاش اینورتوری، الکترومیوگرافی، ارتوز


نسرین ناصری، شهره جلائی، محمدحسن آذرسا، سعید بهرامی نیا،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر سخنرانی به طور گسترده­ای به عنوان یک روش آموزش در سطح دانشگاه مورد قرار میگیرد ، بویژه اگر هدف انتقال مطالب به تعداد زیادی از فراگیران باشد . آنچه که در سالهای اخیر در روش­های آموزش سخنرانی در دانشگاه­های کشور شیوع بیشتری پیدا کرده است، ضبط صدای سخنران توسط فراگیران می­باشد. در برخی از مطالعاتی که تا کنون انجام شده مطرح گردیده است که ضبط صدای سخنرانی در دانشگاه و استفاده از آن در خارج از کلاس دارای مزایای زیادی است و برخی دیگر عنوان کرده­اند دانشجویان با ناتوانایی­های مشخص ممکن است از ضبط صدا استفاده کنند و این روش موجب عدم تمرکز دانشجو در کلاس شده و یادگیری را کاهش می­دهد. هدف این مطالعه، مقایسه روش استفاده از صدای ضبط شده سخنران با روش یادداشت برداری در کلاس در میزان یادگیری دانشجویان کارشناسی فیزیوتراپی بود.

روش بررسی: 29 دانشجوی کارشناسی فیزیوتراپی مشغول به تحصیل در دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران براساس شیوه مطالعه در دو گروه شامل: استفاده از صدای ضبط شده سخنران و یادداشت برداری در کلاس در این مطالعه توصیفی- مقطعی مقایسه­ای شرکت کردند. نمره آزمون کتبی دانشجویان، نمره ارزشیابی استاد، نمره رضایتمندی از واحد درسی و نمره دانشجویان در سوالات با سطح دشواری بالا به عنوان متغیرهای وابسته برای این بررسی در نظر گرفته شد.

یافته­ها: در مقایسه میانگینهای نمره آزمون کتبی دانشجویان( 92/0 = P )، نمره ارزشیابی استاد ) 55/0= P )، نمره رضایتمندی از واحد درسی ( 57/0 = P ) و نمره دانشجویان در سوالات با سطح دشواری بالا با ( 53/0 = P )، بین دو گروه اختلاف معنادار ی وجود نداش ت.

نتیجه­گیری: استفاده از روش ضبط صدا تاثیر معنی­داری بر یادگیری دانشجویان نداشت. نتایج به دست آمده در این مطالعه مربوط به یک واحد درسی خاص بود و نمی­توان نتایج آن را به سایر دروس تعمیم داد.

کلید وازه­ها: سخنرانی، ضبط صدا، نمره آزمون کتبی، نمره ارزشیابی استاد


مهدی کرمی، محمدرضا هادیان، مهدی عبدالوهاب، پروین راجی، سعید یکانی نژاد، علی منتظری،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: جمعیت سالمندان در دنیا و نیز ایران به علت پیشرفت هایی که در سیستم بهداشت حاصل گردیده است رو به افزایش گذاشته است؛ از این رو توجه به کیفیت زندگی این قشر ازجامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است. مشکلات جسمی و تعادلی از عوارض پروسه سالمندی می باشد و در نتیجه بر روی کیفیت زندگی سالمندان نیز تاثیر می گذارد. یکی از روش های مطرح در بهبود تعادل سالمندان، انجام تمرین ذهنی است. تمرین ذهنی به معنای مرور شناختی یک مهارت فیزیکی است بدون اینکه حرکات بدنی واضح و آشکاری صورت گیرد. هدف این مطالعه بررسی تأثیرتمرین ذهنی یک مهارت حرکتی بر بهبود کیفیت زندگی مردان سالمند 60 – 80 سال می باشد.

روش بررسی: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفیِ ( RCT ) یکسو کور می باشد و به تأیید کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران رسیده است( Irct ID: IRCT201107041722N3 ). سالمندان تحت بررسی شامل 44 مرد سالمند 80-60 سال ساکن در آسایشگاه سالمندان کهریزک بودند و بر اساس معیارهای ورود به این مطالعه وارد گردیدند. پس از ارزیابی اولیه، کلیه سالمندان با تصادفی سازی در دو گروه آزمایش( Mental Practice ) با میانگین سنی 32/4 ± 18/73 و گروه کنترل با میانگین سنی 62/5 ± 09/71 قرار گرفتند. ارزیابی کیفیت زندگی سالمندان با تست 36 SF قبل از شروع مداخله ی درمانی (ارزیابی اولیه)، دو هفته پس از انجام مداخله (پیگیری کوتاه مدت) و 3 ماه پس از انجام مداخله (پیگیری بلند مدت) صورت گرفت. سالمندان گروه آزمایش به مدت 4 هفته تمرین ذهنی یک مهارت حرکتی را انجام داده و طی این دوره سالمندان گروه کنترل هیچ گونه تمرین ذهنی انجام ندادند.

یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نمرات تست 36 SF در بُعد وضعیت فیزیکی بعد از مداخله تمرین ذهنی در مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری را ایجاد نموده است که در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش بیشتری داشته است. با این وجود، نمرات تست در بُعد وضعیت ذهنی و نمره کل تست در طی سه مرحله ارزیابی در مقایسه دو گروه، تغییر معنی داری نداشته است.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشاندهنده تأثیر اختلاف معنی دار تمرینات ذهنی تنها بر بُعد وضعیت فیزیکی سالمندان می باشد. با این وجود، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که این نوع تمرین ذهنی بر بُعد وضعیت ذهنی و نیز نمره کل کیفیت زندگی سالمندان تاثیر معنی دار نداشته است.

کلید واژه ها: کیفیت زندگی، تعادل، تمرین ذهنی، مردان سالمند


سمیه احمد آبادی ، حمید رجبی، رضا قراخانلو، سعید طالبیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: هدف مطالعه حاضر، تعیین اثر خستگی حاصل از یک جلسه تمرین پلایومتریک بر توانایی پرش عمودی و الگوی فعالیت عضله راست رانی پای برتر در مراحل پرش عمقی دختران فعال بود.

  روش بررسی: 17دانشجوی دختر با میانگین سنی76/0 ± 5/21سال به­طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل 10 و 7 نفره تقسیم شدند. گروه تجربی یک جلسه تمرین پلایومتریک را اجرا نمود و گروه کنترل هیچ فعالیتی انجام نداد. قبل و پس از انجام تمرین، آزمون پرش عمودی با استفاده از ارگوجامپ و فعالیت الکتریکی عضله راست رانی پای برتر با استفاده از الکترومیوگرافی آزمون شد. نتایج آزمون پرش عمودی، کاهش عملکرد (5/4 = F ؛ 04/0= P ) و خستگی را تایید کرد. سیگنال خام الکترومیوگرافی بر اساس مراحل پرش عمقی، به 3 مرحله تقسیم و فقط 2 مرحله اول تحلیل شد. در هر مرحله، ماکزیمم دامنه فعالیت و زمان کل بدست آمد. برای مقایسه پس آزمون دو گروه از تحلیل واریانس چند متغیره (2×2) استفاده شد .

  یافته ها: پس از یک جلسه تمرین، ماکزیمم فعالیت عضله راست رانی در مرحله 1و2 در گروه تجربی کاهش معناداری را نشان داد.

  نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد که خستگی عصبی حاصل از تمرین پلایومتریک در برنامه حرکتی(در مرحله پیش فعالیت) نیز اتفاق می افتد.

کلید واژه ها: پرش عمقی، تمرین پلایومتریک، پرش عمودی، الکترومیوگرافی ، عضله راست رانی
نرجس سلطانی، عباس رحیمی، صدیقه السادات نعیمی ، خسرو خادمی کلانتری، حسن سعیدی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: مروری بر مقالات حاکی از تغییر میزان مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین در زانوهای دچار پارگی رباط صلیبی قدامی می باشد ولی نحوه دقیق آن در زانوهای این افراد مشخص نمی باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای میزان این نیرو در زانوی دچار پارگی کامل رباط صلیبی قدامی و زانوی بظاهر سالم این افراد از هر دو نوع کوپر و غیر کوپر و مقایسه آنها با افراد نرمال می باشد.

روش بررسی : در این مطالعه نیمه تجربی، 16 بیمار دچار پارگی کامل و یکطرفه رباط صلیبی قدامی (8 نفر کوپر و 8 نفر غیر کوپر) و نیز 16 فرد سالم (8 نفر همگن با کوپر ها و 8 نفر همگن با غیر کوپر ها) بعنوان گروه کنترل تحت مطالعه قرار گرفتند. کلیه نمونه ها با پای برهنه و با سرعت دلخواه و در یک مسیر 6 متری از روی صفحه دستگاه پدوباروگراف مدل زیریس عبور کردند. نمونه ها طوری عبور کردند که یکبار پای سالم و دفعه دیگر پای صدمه دیده روی صفحه پدوباروگراف قرار گیرد. افراد سالم نیز طوری عبور کردند که پای همگن شده با پای نمونه ها بر روی صفحه دستگاه قرار گیرد. تستها آنقدر تکرار شد تا از هر نمونه 5 تست صحیح بدست آید. معیارهای مورد بررسی در این مطالعه شامل حداکثر نیروی F1Z, F2Z, F3Z در مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین و نیز زمان طی شده تا این اجزاء و نیز کل زمان استانس پای مورد تست بود.

یافته ها : نتایج تحقیق حاکی از کاهش معنی دار جزء F1 مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین فقط در افراد غیرکوپر بود. (008/0= P ) در مورد زمان رسیدن به حداکثر اجزاء مولفه عمودی زمین، هیچ تفاوتی بین افراد سالم و بیمار و نیز بین پاهای دچار پارگی رباط و پاهای بظاهر سالم دیده نشد (05/0 < P ) ولی زمان استانس در افراد غیر کوپر بطور معنی داری نسبت به افراد کوپر افزایش داشت (005/0= P ).

نتیجه گیری: کاهش جزء نیروی F1Z در مولفه عمودی عکس العمل زمین که در اولین مرحله از تماس پا با زمین رخ می دهد بهمراه افزایش زمان استانس

آنهم فقط در افراد غیرکوپر حاکی از عدم اتخاذ استراتژی مناسب این بیماران برای تحمل فشار زیاد در مرحله ابتدای راه رفتن و تحمل وزن می باشد. در حالیکه افراد کوپر با اتخاذ استراتژیهای دیگری توانستند خود را با نیروی مرحله ابتدای راه رفتن تطبیق داده و تقزیباٌ شبیه افراد نرمال تحمل وزن نمایند.

کلید واژه ها : مولفه عمودی نیروی عکس العمل زمین، زمان رسیدن به مولفه های نیروی عمودی عکس العمل زمین، ، افراد کوپر و غیر کوپر دچار پارگی رباط صلیبی قدامی، سیستم پدوباروگراف


شاهین سلطانی، محمد کمالی، حسن عشایری، علی چابک، امین سرابندی، سعیده اسماعیلی، فاطمه کاکایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف : تغییر نگرش­ها نسبت به چگونگی ارزیابی نیازهای حمایتی در افراد کم توان ذهنی، از سال 1980، ضرورت ساخت و طراحی آزمون­های مناسب در این رابطه را بیش از پیش مطرح کرد. در این راستا انجمن ناتوانی­های رشدی و ذهنی آمریکا در پاسخ به این کمبودها آزمون مقیاس شدت حمایت­ها ( Supports Intensity Scale:SIS ) را طراحی کرد. هدف این مطالعه معادل سازی فرهنگی و بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس شدت حمایت­ها در افراد بزررگسال کم توان ذهنی بود.

روش بررسی : در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 43 فرد کم توان ذهنی بزرگسال شرکت داشتند. ترجمه و معادل سازی فرهنگی این آزمون طبق روش ارزیابی بین المللی کیفیت زندگی ( International Quality Of Life Assessment:IQOLA ) انجام شد. روایی آزمون به شیوه روایی محتوایی کیفی و پایایی آن به روش ثبات درونی و آزمون- باز آزمون ارزیابی شد.

یافته­ها: مطابق پروتکل IQOLA ، SIS از ترجمه آسان و کیفیت نسبتا مطلوبی برخوردار بود. بنابر نتایج بدست آمده تمامی آیتم­های آزمون دارای روایی محتوایی بودند. ضرایب آلفای کرونباخ و تکرار پذیری نسبی به ترتیب برای تمامی خرده مقیاس­ها در محدوه (99/0 – 80/0) و (99/0- 90/0) قرار داشت.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که نسخه فارسی و معادل سازی شده مقیاس شدت حمایت­ها از روایی و پایایی قابل قبولی برای شناسایی الگو و شدت حمایت های مورد نیاز در افراد بزرگسال کم توان ذهنی برخودار است.

کلید واژه­ها : معادل سازی، روایی، پایایی، کم­توانی ذهنی، مقیاس شدت حمایت­ها


رحیمه محمودی، سعید طالبیان، الهه سجادی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد.

 

روش بررسی: 16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد.

یافته ها: اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود.

نتیجه گیری: شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.

کلید واژه ها: فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی


رحیمه محمودی، سعید طالبیان، الهه سجادی،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد.

روش بررسی: 16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد.

یافته ها: اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود.

نتیجه گیری: شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.

کلید واژه ها: فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی


مهدی احمدی، محمد اکبری، مهدی دادگو، سعید طالبیان، غلامرضا پهنابی،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: توانایی نگهداری وضعیت بدن در فضا کنترل پوسچر نامیده می شود. عوامل مرکزی و محیطی در بروز خستگی عضلانی نقش دارند. بدنبال انقباضات مکرر، خستگی عضلانی ایجاد می شود و اگر بیش از 30% حدأکثر انقباض ارادی عضله کم شود کنترل پوسچر فرد در حالت ایستاده مختل می شود. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر خستگی عضلات کمربر کنترل پوسچر افراد ورزشکار و غیر ورزشکار می باشد.

روش بررسی: 15فرد ورزشکار و 15 فرد غیر ورزشکار در این مطالعه شرکت کردند. از دستگاه داینامومتر برای ایجاد خستگی عضلانی استفاده شد و با کمک دستگاه صفحه نیرو مقادیر نوسان در حالت ایستاده روی دو اندام با چشم باز در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته ها: سرعت و دامنه داخلی - خارجی در حالت استراحت بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. خستگی اثر معناداری بر مقادیر نوسان هر دو گروه داشت و بعد از خستگی عضلات کمر نوسان افراد ورزشکار نسبت به غیر ورزشکار افزایش کمتری داشت(05/0 ≥ P ).

نتیجه گیری: کنترل پوسچر افراد ورزشکار پس از خستگی عضلانی نسبت به افراد غیر ورزشکار بهتر است که شاید بعلت حس عمقی قوی تر ورزشکاران باشد.

کلید واژه ها: خستگی عضلانی، کنترل پوسچر، صفحه نیرو



صفحه 3 از 4     

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.21 seconds with 46 queries by YEKTAWEB 4741