|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
74 نتیجه برای سعید
نجمه مهدی زاده، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، نادر معروفی، دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: افرادی که دچار بیثباتی مفصل ساکروایلیاک به علت ضربهها یا آسیبهای ریز در طول زمان هستند، از اعمال وزن روی سمت آسیب دیده ممانعت میکنند. هدف از این مطالعه بررسی اثر تمریندرمانی بر توزیع تقارن وزن این بیماران در حالت ایستادن و راه رفتن است.
روش بررسی: دراین مطالعه، 17 فرد مبتلا به بیثباتی مفصل ساکروایلیاک و سن بین 40 -20 با روش نمونهگیری ساده انتخاب شدند. شرکتکنندگان در یک جلسه 5 تمرین را در 3 دوره تکرار انجام دادند. که این تمرینات شامل نشستن روی توپ، خوابیدن روی توپ، چهار دست و پا، ایستادن کنار دیوار و ایستادن روی تخته تعادل بود. قبل، بلافاصله بعد و همچنین 5 و 10 دقیقه بعد از مداخله، اسکن از کف هر دو پا در حالت ایستادن و راه رفتن با دستگاه Alfoot ثبت شد .
یافتهها: میزان وزن اندازی بین دو پا در وضعیت ایستادن روی هر دو پا قبل و بلافاصله بعد از مداخله بهطور معنادار متفاوت بود. اما مقایسه بین5 (058/0 P= ) و 10( 110/0 P= ) دقیقه بعد از تمرین اختلاف معنادار نبود . میزان فشار اعمال شده بر قسمت میانی پا در حین راه رفتن در سمت درگیر بلافاصله بعد از مداخله افزایش یافت و این افزایش تا 10 دقیقه بعد نیز ادامه داشت.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان میدهد که تمرین درمانی ناحیه کمری - لگنی میتواند روش موثری جهت بهبود توزیع وزن در سمت درگیر در بیماران با بیثباتی مفصل ساکروایلیاک شود.
کلید واژهها: بیثباتی مفصل ساکروایلیاک، توزیع وزن، تمریندرمانی
خدیجه اوتادی، سعید طالبیان، محمدرضا هادیان، آزاده شادمهر، نورالدین نخستین انصاری، سعید امام دوست، شیوا موسوی، دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : پارامترهای استخراج شده از مرکز فشار در بیماران مبتلا به درد میوفاشیال گردنی از شاخصهای مناسب ارزیابی تعادل در توانبخشی این بیماران است. بدین منظور اطمینان از تکرارپذیری این پارامترها بسیار ارزشمند است. این مطالعه میزان تکرار پذیری برخی پارامترهای مرکز فشار در بیماران مبتلا به درد میوفاشیال گردنی را در وضعیتهای مختلف ارزیابی می کند .
روش بررسی: در این مطالعه که از نوع آزمون- بازآزمون است تعداد 20 بیمار مبتلا به دردهای میوفاشیال گردنی در 3 وضعیت چشمان باز و بسته روی صفحه نیرو و چشمان باز روی فوم در وضعیت ایستاده روی 2 پا و یک پا به مدت 30 ثانیه مورد آزمون قرار گرفتند. تغییرات جابجایی مرکز فشار در دو محور داخلی- خارجی و قدامی- خلفی و متوسط سرعت و سطح جابجایی در 3 تکرار با فاصله 30 دقیقه محاسبه و ارزیابی شدند.
یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پارامتر متوسط سرعت نوسانات بیشترین تکرار پذیری( 98/0) و بقیه پارامترها در شرایط مختلف میزان تکرار پذیری متفاوتی داشتند.
نتیجه گیری: پارامتر میانگین سرعت حاصل از نوسانات مرکز فشار در بیماران مبتلا به دردهای میوفاشیال گردنی بین جلسات آزمایشی دارای تکرار پذیری بالایی می باشد و می توان از آن برای ارزیابی این بیماران استفاده کرد.
کلیدواژه ها: تکرار پذیری، درد میوفاشیال گردن، مرکز فشار، صفحه نیرو
سحر گنجه ای، حسن سعیدی، بهشید فرهمند، دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین شکایات از اختلالات راهرفتن در کودکان، راهرفتن با پنجه رو به داخل میباشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر فوری کفی گیتپلیت بر زاویه راهرفتن در کودکان با الگوی راهرفتن با پنجه رو به داخل بود.
روش بررسی: زاویه راهرفتن 17 کودک 4 تا 10 ساله با الگوی راهرفتن با پنجه رو به داخل در 3 وضعیت پابرهنه، با کفش معمولی و کفش معمولی به همراه کفی گیتپلیت، با 3 بار تکرار موفق برای هر وضعیت و با استفاده از دستگاه اسکن فشارهای کف پایی مدل Rs scan pressure platform اندازهگیری و ثبت شد.
یافتهها: کفی گیتپلیت به همراه کفش معمولی و همینطور کفش معمولی به تنهایی سبب افزایش معنادار (05/0 P< ) زاویه راهرفتن در کودکان با الگوی راهرفتن با پنجه رو به داخل شدند. بطوریکه کفی گیتپلیت به همراه کفش معمولی و کفش معمولی به تنهایی به ترتیب سبب افزایش زاویه راهرفتن به میزان 16/11 و 85/3 درجه نسبت به حالت پابرهنه شدند.
نتیجه گیری: استفاده از کفی گیتپلیت به همراه کفش معمولی میتواند سبب بهبود ظاهر راهرفتن در کودکان با الگوی راهرفتن با پنجه رو به داخل شود.
کلید واژهها : راهرفتن با پنجه رو به داخل، کفی گیتپلیت، زاویه راهرفتن
مهدی رمضانی، قربان تقی زاده، مهدی عبدالوهاب، لاله لاجوردی، مهرداد سعیدی بروجنی، دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کمردرد غیراختصاصی مزمن یکی از مسائل مهم سلامت در نیروهای نظامی بوده و عوامل مختلفی در به وجود آمدن آن گزارش شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین کمردرد با سطح تحصیلات، Body Mass Index: BMI ، ورزش، وضعیت سیگار کشیدن ، وضعیت شغلی و پاسچرهای بد در نیروهای نظامی مرد می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه غیرتجربی مورد- شاهدی، 92 نفر (با میانگین سنی 16/29 سال و انحراف معیار 55/8 سال) مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن و 93 نفر (با میانگین سنی 80/26 سال و انحراف معیار 22/9 سال) افراد غیرمبتلا به کمردرد به صورت غیراحتمالی ساده از نیروهای نظامی مرد پادگان ها و مراکز نظامی شهر تهران انتخاب شدند. ابزراهای اندازه گیری در این مطالعه شامل پرسشنامه خودساخته، ترازو و متر نواری بود.
یافته ها: بر اساس نتایج رگرسیون لوجستیک دوتایی، عوامل خطر درجه تمرینات (003/0= P )، وضعیت کشیدن سیگا ر (042/0= P )، درجه BMI (034/0= P )، درجات پاسچر بد شامل حرکات بلند کردن اشیا سنگین (00 7 /0= P )، حرکات خم شدن (003/0= P )، حرکات چرخیدن از ناحیه کمر ( 011/0= P )، جابجایی اشیا حجیم (034/0= P )، جابجایی اشیا سنگین (05/0= P ) و کار کردن در وضعیت چمباتمه (005/0= P ) ارتباط معناداری با کمردرد داشتند و وضعیت شغلی (999/0= P )، سطح تحصیلات (056/0= P ) و درجه پاسچر بد شامل حرکاتی شبیه به چلاندن لباس (958/0= P ) ارتباط معناداری با کمردرد نداشتند.
نتیجه گیری: داشتن تمرینات منظم و BMI عادی، احتمال ابتلا به کمردرد را در نیروهای نظامی کاهش داده در حالی که سیگار کشیدن و انجام زیاد فعالیت های فیزیکی آسیب رسان در حین کار ( بلند کردن اشیا سنگین، حرکات خم شدن و چرخیدن از ناحیه کمر، جابجایی اشیا حجیم و سنگین و همچنین کار کردن در وضعیت چمباتمه برای مدت طولانی) این احتمال را افزایش می دهد.
کلید واژه ها : کمردرد غیراختصاصی مزمن، نیروهای نظامی، عوامل خطر بیومکانیکی، ورزش
سعید افتخاری، خلیل خیام باشی، سیدمحمد مرندی، مصطفی یوسف زاده، دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : جهت اجرای موثرتر مهارتهای ورزشی، پیشگیری از آسیب واحد تاندونی- عضلانی، و درمان صحیح آگاهی از روشهای مختلف کششی و بکارگیری موثرترین و راحت ترین آنها جهت ایجاد انعطافپذیری امری بدیهی است. در این تحقیق، اثرات کوتاهمدت و ماندگاری سه روش کشش Proprioceptive Neuromuscular Facilitation: PNF ، ایستا، و پویا بر انعطاف عضلات همسترینگ دانش آموزان پسر مطالعه شد .
روش بررسی: مطالعه نیمه تجربی و دارای پیش و سه پس آزمون بود. نمونهگیری از نوع خوشهای در دسترس و مشتمل بر 168 پسر دبیرستانی سالم بود(سن 07/0 ± 7/15، قد 56/0 ± 2/171، وزن 14/1 ± 9/63 .( گروه های تحقیق شامل چهار گروه از این قرار بود: گروه PNF 42 نفر ، گروه ایستا 43 نفر ، گروه پویا41 نفر، و گروه کنترل 42 نفر. گروههای تحقیق به مدت سه روز در تحقیق شرکت نمودند. از گروههای تمرینی پس از یک جلسه کشش سه پسآزمون به عمل آمد .
یافته ها: تحلیل واریانس برای دادههای تکراری نشان داد که انعطاف عضلات همسترینگ گروههای تحقیق دارای تعامل است. به این معنا که انعطاف عضلات همسترینگ در گروههای تمرینی به طور معناداری پیشرفت داشتند، اما در گروه شاهد بدون تغییر ماندند (05/0 &ge p )همچنین آزمون توکی نشان داد که تاثیر کوتاه مدت و ماندگاری این تاثیر در اثر دو روش کشش PNF و ایستا همسان و معنادار هستند (05/0&ge p ) در حالی که ماندگاری تغییرات کوتاه مدت انعطاف عضلات همسترینگ در گروه پویا پس از گذشت 24 ساعت ماندگار نبود876/0 P=
نتیجه گیری: طبق یافتههای پژوهش، اثر کوتاه مدت کشش در هر سه گروه تمرینی با گروه کنترل اختلاف معنا دار داشت. و در ماندگاری 24 و 48 ساعته ، کشش PNF و ایستا با اخ ت لاف معنا داری نسبت به کشش پویا برتری داشتند. در مجموع کشش PNF و ایستا کارآمدتر از کشش پویا میباشند .
کلید واژهها: کشش PNF ، کشش ایستا ، کشش پویا، انعطافپذیری
سعیده سعیدی، نیما جمشیدی، دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تحقیقات نشان دادهاند تنشهای فشاری و برشی وارد بر غضروف مفصلی و منیسکها بعد از منیسکتومی زانو عامل اساسی در آسیبهای مخرب مفصلی از جمله استئوآرتریت میباشد. هدف اصلی این پژوهش تعیین دیاگرام توزیع تنش منیسکهای داخلی و خارجی و تعیین سطح مناسب جهت منیسکتومی میباشد.
روش بررسی: مدل اجزای محدود 3 بعدی بیومکانیکی مفصل زانو به کمک عکسهای سیتیاسکن ساخته شد. ساختار استخوانی مفصل سالم در نرمافزار Mimics و منیسکهای داخلی و خارجی در Solidworks طراحی شدند.
یافتهها: دیاگرام توزیع تنش ماکزیمم در مفصل سالم دو برابر مفصل منیسکتومیشده بود. نواحی حداکثر فشار و تمرکز تنش مشخص شد و سطح مناسب منیسکتومی تعیین گشت. ماکزیمم تنش برای مفصل سالم که با نواحی بحرانی تلقی شده اند، در ناحیه خلفی منیسک داخلی با مقدار MPa(Mega Pascal) 622/1، و در لبههای قدامی منیسک خارجی با مقدار MPa 159/1 رخ میدهد.
نتیجهگیری: نواحی بحرانی، منطقه مجاز جهت عمل منیسکتومی را برای جراح تعیین میکند. با افزایش نیروی وزن یا عمل منیسکتومی دیاگرام توزیع تنش تغییری نمیکند بلکه فقط مقدار تنش در همان ناحیه مفصل سالم افزایش مییابد.
سعیده بیت الهی، سوسن صالحی، نسیم مردانی، دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تا کنون مطالعات مختلفی در زمینه تفاوتهای شناختی و زبانی بین کودکان دارای لکنت و همسالان طبیعی آنها انجام شدهاست. از طرف دیگر، روشهای درمانی مختلف برای درمان لکنت در کودکان پیشنهاد شدهاست که یکی از اصلیترین آنها گفتار کشیده (یک روش شکلدهی گفتار) بوده است .هدف از انجام مطالعه حاضر این است که آیا درمان با استفاده از روش گفتار کشیده در کودکان دارای لکنتی خفیف تا متوسط می تواند حافظه فعال واجی را نیز تحت تاثیر قرار دهد .
روش بررسی: 25کودک 4 تا 6 سال دارای لکنت براساس معیارهای ورود و خروج مطالعه، انتخاب شده و با آزمون تکرار ناکلمه قبل و بعد از درمان مورد بررسی قرار گرفتند. روند مداخله نیز براساس پروتکل درمانی گفتار کشیده Hedge به این کودکان ارائه شد. امتیازات آنها در آزمون ناکلمه و شدت لکنت آنها براساس مقیاس Stuttering Severity Instrument: SSI قبل و بعد از مداخله، به دست آمده و مقایسه شد و نتایج با استفاده از نسخه 18 نرم افزار SPSS و آزمون ویلکاکسون تحلیل شد .
یافتهها: قبل و بعد از درمان، شدت لکنت به طور معناداری کاهش پیدا کرد (05/0P<). در آزمون تکرار ناکلمات، تعداد ناکلمات درست تکرار شده شامل تک هجایی، دو هجایی و سه هجایی قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار داشتند (05/0P<). سن کودکان با میزان بهبودی آنها با درمان کشیدهگویی ارتباط معنادار نداشت (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که درمان براساس روش گفتار کشیده بر کاهش شدت لکنت و بهبود توانایی تکرار ناکلمه اثر معنادار دارد. این روش به عنوان یک روش شکلدهی گفتار که معمولاً بر مبنای نظریههای حرکتی هستند، بر ظرفیت حافظه فعال واجی اثر معنادار داشت.
کلید واژه ها: لکنت، حافظه فعال واجی، شکل دهی گفتار، روش گفتار کشیده
مهرداد سعیدی بروجنی، قربان تقی زاده، مهدی عبدالوهاب، لاله لاجوردی، مهدی رمضانی، دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از علل اصلی کمردرد غیراختصاصی مزمن، وضعیت نامناسب کاری، تکرار زیاد یک فعالیت و یا سنگینی کار می باشد. داشتن ابزار ارزیابی مناسب، دقیق، ارزان و ساده جهت سنجش شدت قرار گرفتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری، جهت شناسایی افراد در معرض و بکار گرفتن درمان مناسب ضروری است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه مقیاس تک آیتمی Borg با مقیاس Job Related Physical Demands: JRPD برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود.
روش بررسی: در این مطالعه پیمایش مقطعی، 92 فرد مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن با میانگین سنی (انحراف معیار) (55/8 ±) 16/29 سال و 93 فرد سالم با میانگین سنی (انحراف معیار) (17/9 ±) 80/26 سال و همسان شده از نظر مدت زمان کار، سن و نوع خدمت با افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی بصورت غیراحتمالی ساده انتخاب شدند. از مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD برای سنجش شدت قرار داشتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری استفاده شد.
یافته ها: با در نظر گرفتن مقیاس JRPDبعنوان مقیاس معیار، در آستانهی متوسط و بالاتر میزان قرار داشتن در معرض فعالیتهای آسیب رسان کاری، برای مقیاس تک آیتمی Borg میزان حساسیت 82% و میزان اختصاصیت 28% بدست آمد در صورتی که در آستانهی شدید برای این مقیاس میزان حساسیت و اختصاصیت به ترتیب 25% و 85% بود. همچنین نتایج نشان داد که هر دو مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD بصورت معناداری (001/0P <) توانایی دسته بندی کردن افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن در معرض و یا عدم معرض فعالیت های آسیب رسان کاری را دارند.
نتیجه گیری: مقیاس تک آیتمی Borg دارای حساسیت بالا و اختصاصیت پایین در آستانه ی متوسط و بالاتر و دارای اختصاصیت بالا و حساسیت پایین در آستانهی شدید برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی می باشد.
کلید واژه ها: فعالیتهای آسیب رسان کاری، کمردرد غیراختصاصی مزمن، مقیاس تک آیتمی Borg، مقیاس JRPD
سارا فریدون نیا، آزاده شادمهر، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، شهره جلائی، دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در مطالعات، تفاوتهای موجود در پارامترهای کنترل حرکتی پای غالب و غیرغالب از دیدگاه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است و تاثیر غالب بودن اندام در استراتژی کنترل حرکتی هنوز بحث برانگیز است. لذا هدف مطالعه ی حاضر مقایسه ی زمان پیش حرکت، زمان حرکت و زمان عکس العمل در عضلات ساق پای غالب و غیرغالب ورزشکاران غیرحرفه ای سالم در پاسخ به محرک بینایی حین پرش قدامی است.
روش بررسی: مطالعه از نوع مقطعی و روش نمونهگیری غیراحتمالی ساده می باشد. در 11 نفر ورزشکار سالم، ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات گاستروسولئوس، پرونئوس لونگوس، پرونئوس برویس و تیبیالیس قدامی پای غالب و غیرغالب در پاسخ به محرک بینایی در حین آزمون پرش قدامی به عنوان یک فعالیت فانکشنال، به عمل آمد.
یافته ها: زمان پیش حرکت، زمان حرکت و زمان عکس العمل در عضلات گاستروسولئوس، پرونئوس لونگوس و پرونئوس برویس و تیبالیس قدامی پای غالب و غیرغالب ورزشکاران غیرحرفه ای سالم تفاوت معنی داری نشان نداد (05/0 < P).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه به این نکته اشاره دارد که غالب بودن اندام، ممکن است پارامتر مهمی در مطالعات کنترل حرکتی نباشد.
کلید واژه ها: استراتژی کنترل حرکتی، محرک بینایی، پرش قدامی
فهیمه خالقی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان مقدم، کاظم مالمیر، حسین باقری، نورالدین نخستین انصاری، شهره جلائی، دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون مطالعات متعددی در زمینه تاثیر سرعت زاویه ای بر متغیر های مکانیکی و فیزیولوژیکی مانند گشتاور، نیرو و سطح فعالیت عضلات انجام شده است اما تاکنون تاثیر آن بر روی کنترل الگوی فعالیت عضلات سینرژیست حین انجام یک تکلیف خاص ارزیابی نشده است. مطالعه حاضر با استفاده از متد محاسباتی تعیین و آنالیز سینرژی های عضلانی در قالب فرضیه uncontrolled manifold: UCM تغییرپذیری سینرژی های عضلانی را با تغییر سرعت بررسی کرده است.
روش بررسی: 12 شرکت کننده خانم با میانگین سنی 25 سال بدون هیچ اختلال حرکتی یا نرولوژیکی داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. پس از قرارگیری افراد بر روی دینامومتر Biodex از آنها خواسته شد ده حرکت متوالی فلکشن و اکستنشن زانو را با حداکثر قدرت در دو سرعت˚/s 45 و ˚/s300 انجام دهند. فعالیت الکترومیوگرفی عضلات وستوس داخلی، وستوس خارجی و رکتوس فموریس حین اجرای حرکات ایزوکینتیک ثبت و مقادیر واریانس داخل (Variance UCM: VUCM: UCM) و مقادیر واریانس عمود بر آن (Variance Orthogonal: VORT) نسبت به Jacobian matrix مناسب به طور کمّی محاسبه شد. در نهایت نتایج بین دو سرعت با آزمون آماریt-test مستقل مقایسه گردید.
یافته ها: میانگین نسبت VUCM/VORT در هر دو سرعت بزرگتر از یک بود و میانگین مقادیر VUCM بین دو سرعت تفاوت معناداری نداشت (05/0(P>.
نتیجه گیری: تغییر پارامتر سرعت نمیتواند در اتخاذ یک سینرژی حرکتی مناسب توسط سیستم کنترل حرکت بمنظور تثبیت یک متغیر اجرایی خاص تاثیر گذار باشد. بنابراین سرعت زاویه ای عامل مهمی در ارزیابی کنترل حرکات ایزوکینتیک نمیباشد.
کلید واژه ها: تغییرپذیری، سرعت زاویه ای، سینرژی عضلانی، عضلات اکستانسور زانو
سعید ایزدخواه، نسرین ناصری، نادر معروفی، یاشار کچیلی، هاشم شابدین، دوره 9، شماره 5 - ( ویژه نامه شماره یک فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کوتاهی عضلانی که یکیاز مشکلات شایع عضلانی- اسکلتی است، ممکناست بهدنبال صدمات یا کم تحرکی و سفتی بافت همبند بوجود آمده و موجب بروز علایم کلینیکی گردد. عضله همسترینگ عضلهای استکه در فعالیتهای ورزشی بطور شایع آسیب میبیند و نتایج اکثر مطالعات حاکی از این است که کاهش خاصیت انعطاف پذیری و کوتاهی این عضله موجب آسیب اندام تحتانی میشود. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تاثیر تکنیکهای آزادسازی مایوفاشیال و تکنیکهای انرژی عضلانی بر افزایش انعطاف پذیری عضله همسترینگ میباشد.
روش بررسی: 24 فرد غیر ورزشکار سالم در دامنه سنی 36-21 سال(4/5±12/26= انحراف معیار±میانگین ) پس از ارزیابی به طور تصادفی در دو گروه درمانی قرارگرفتند . برای گروه یک از تکنیکهای آزاد سازی مایوفاشیال و برای گروه دوم ازتکنیکهای انرژی عضلانی استفاده شد. در هر دو گروه قبل و بلافاصله پس از درمان، دامنه حرکتی پاسیو مفصل زانو توسط گونیامتر دیجیتال اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج افزایش معناداری را در دامنه حرکتی پاسیو مفصل زانو، بلافاصله پس از اجرای هر دو تکنیک نسبت به قبل از آن نشان دادند (001/0P<). میزان افزایش حرکت اکستنشن زانو در گروه یک بیش از گروه دوم بود (023/0P=)
نتیجهگیری: تکنیکهای آزاد سازی مایوفاشیال و تکنیکهای انرژی عضلانی میتوانند موجب افزایش انعطافپذیری عضله همسترینگ شوند اما در این مطالعه تکنیکهای آزاد سازی مایوفاشیال در افزایش طول عضله همسترینگ موثرتر بودند.
کلید واژه ها: انعطاف پذیری، تکنیکهای انرژی عضلانی، تکنیکهای آزادسازی مایوفاشیال، عضله همسترینگ.
مهدیه سادات آل احمد، حسین باقری، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، محمدرضا هادیان، دوره 9، شماره 6 - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: وضعیت ساختارهای عضلانی از جمله کوآدریسپس و همسترینگ در ایجاد و سیر پیشرفت سندرم درد کشککی رانی نقش دارند. به دلیل تاثیر متفاوت تمرینهای زنجیره باز و بسته بر روی زانو، هدف از این مطالعه بررسی کنترل حرکت عضلات زانو از دیدگاه شاخص پاسخ ارادی در هر دو زنجیره حرکتی میباشد.
روش بررسی: 12 زانوی سالم و 12 زانوی مبتلا (6 زن در هر گروه) مورد بررسی قرار گرفتند. حین انجام حرکت اکستنشن- فلکشن زانو به وسیله دینامومتر ایزوکینتیک بیودکس و حرکت نیمه چمباتمه روی یک پا، فعالیت الکترومایوگرافی عضلات وستوس مدیالیس ابلیک، رکتوس فموریس، وستوس لترالیس و بایسپس فموریس ثبت شد. سپس شاخص پاسخ ارادی برای هر آزمون محاسبه گردید.
یافتهها: شاخص پاسخ ارادی در گروه بیماران در مقایسه با گروه سالم تفاوت معناداری نشان نداد. (05/0<P) همبستگی بین ضریب قرینگی و برآیند فعالیت عضلات در گروه بیماران دیده شد.
نتیجهگیری: احتمالا شاخص پاسخ ارادی در اختلالات با شدت کم، قدرت تشخیص مناسبی ندارد و نمی تواند بین گروه سالم و بیمار افتراق نشان دهد. همبستگی دیده شده در گروه بیماران ممکن استبیانگر هم زمانی فعالیت عضلات در آنهاباشد.
کلید واژهها: سندرم درد کشککی-رانی، کنترل حرکت، شاخص پاسخ ارادی، الکترومایوگرافی سطحی
ملیحه آژنگ، خلیل خیام باشی، علی اکبر فاضل، لاله باقری، سعید امام دوست، خدیجه اوتادی، دوره 9، شماره 6 - ( یژه نامه شماره دو فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ابعاد سلامت جسمانی داشتن وضعیت جسمانی مطلوب است که در حرکات و فعالیت های روزمره و مهارتهای ورزشی نقش مهم و اساسی دارد. ناهنجاری های ستون فقرات یکی از شایع ترین انواع ناهنجاری ها بوده و در ناهنجاری های ستون فقرات هایپرکایفوزیس یکی از شایعترین دفورمیتی ها است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاثیر تمرینات اصلاحی و تمرین با استفاده از فیزیوبال در اصلاح عارضه هایپرکایفوزیس وضعیتی و متعاقب آن بهبود ظرفیت حیاتی (Vital Capacity: VC) در دانش آموزان دختر بود.
روش بررسی: در تحقیق حاضر44 دانش آموز دختر با میانگین سنی83/0±13 سال ، با هایپرکایفوزیس وضعیتی شرکت نمودند. شرکت کنندگان دارای هیچگونه سابقه جراحی، آسیب یا درد در اندامهای خود نبودند. از خط کش منعطف برای اندازه گیری انحنای پشتی و از اسپیرومتر دیجیتال جهت اندازه گیری ظرفیت حیاتی، در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. آزمودنی ها بر حسب میزان انحنای پشتی در سه گروه همتاسازی شدند. گروه تجربی یک (15 نفر) تمرینات اصلاحی را با فیزیوبال انجام دادند، گروه تجربی دو (14 نفر) تمرینات اصلاحی را به روش متداول انجام دادند و درگروه کنترل (15 نفر) هیچگونه برنامه تمرینی اعمال نشد. تمرینات به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام شد.
یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس یکسویه (آنوا) نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون اختلاف معنی دار وجود دارد. نتایج حاصل از آزمون تعقیبی توکی نشان داد در پس آزمون، بین گروه تجربی یک و دو با گروه کنترل در میزان انحنای پشتی و ظرفیت حیاتی اختلاف معنی دار وجود دارد ولی بین گروه تجربی یک با گروه تجربی دو اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0P≥)
نتیجه گیری: اجرای تمرینات اصلاحی با استفاده از فیزیوبال و بدون استفاده از فیزیوبال، می تواند در بهبود عارضه هایپرکایفوزیس پشتی و ظرفیت حیاتی موثر باشد. بین دو شیوه تمرینی تفاوت معنی داری وجود ندارد.
کلید واژه ها: حرکات اصلاحی، ظرفیت حیاتی، فیزیوبال، هایپرکایفوزیس
صدریه صدرنیا، جواد صراف زاده، محمد اکبری، سید حسین سعید، غلامرضا علیایی، دوره 9، شماره 7 - ( ویژه نامه شماره سه فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی تاندون عضلات روتاتورکاف شایعترین علل درد و ناتوانی در مفصل شانه، به خصوص در سنین میان سالی و کهنسالی است. فیزیوتراپی به عنوان یک روش درمانی غیر جراحی یا کانسرواتیو در این زمینه محسوب میشود. . هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر فیزیوتراپی در پارگی کامل تاندون سوپرااسپیناتوس بر درد و دامنه حرکتی فعال مفصل شانه بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 17 بیمار (5 مرد و 12 زن) با میانگین سنی 13/7 ± 35/54 سال که پارگی کامل تاندون سوپرااسپیناتوس داشتند تحت 30 جلسه فیزیوتراپی قرار گرفتند. برنامه درمانی فیزیوتراپی بیماران شامل مدالیتیهای گرمایی ، اولتراسوند و تحریکات الکتریکی و برنامه تمریندرمانی شامل سه جزء تمرینات کششی، تقویتی و استقامتی بودند. بیماران در جلسه اول ، جلسه بیستم و پایان جلسه سیام از نظر درد و دامنه حرکتی مورد ارزیابی قرار گرفتند. متغیر درد با آزمون دیداری درد و متغیر دامنه حرکتی توسط گونیامتر ارزیابی شدند.
یافتهها: آزمون پارامتریک تحلیل واریانس یکطرفه درون آزمودنیها و آزمون غیرپارامتریک فریدمن، بین فیزیوتراپی و کاهش درد و افزایش دامنه حرکتی شانه بیماران، ارتباط معنا داری (01/0>P) را نشان دادند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که فیزیوتراپی در افراد مبتلا به پارگی سوپرااسپیناتوس که کاندید جراحی هستند، ممکن است منجر به تسکین درد و بهبود دامنه حرکتی شانه بیماران شود و از ضرورت انجام جراحی بکاهد. با این حال مطالعات با پیگیریهای طولانیتر جهت ارزیابی این روش درمانی توصیه میشود.
کلید واژهها: پارگی تاندون سوپرااسپیناتوس، فیزیوتراپی، درد، دامنه حرکتی، آزمون دیداری درد، گونیامتر
|
|
|
|
|
|
|
|
|