38 نتیجه برای سن
زهرا مرادی، محمد اکبری، نورالدین نخستین انصاری، آنیتا عمرانی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم درد کشککی- رانی، یک عارضه رایج عضلانی- اسکلتی است. زنان مبتلا به درد کشککی- رانی در اکثر عضلات اطراف مفصل ران دچار ضعف می شوند. هدف این مطالعه
مقایسه قدرت گروههای عضلانی ابداکتور، اکستانسور و روتاتور خارجی مفصل ران در زنان کم تحرک دچار سندرم درد کشککی- رانی
دوطرفه با قدرت همان گروه های عضلانی در زنان سالم کم تحرک جور شده، بود.
روش بررسی: تعداد 12 زن دارای درد کشککی- رانی به عنوان گروه بیمار و 12 زن سالم به عنوان گروه کنترل در این مطالعه شرکت کردند. حداکثر قدرت ایزومتریک گروههای عضلانی ابداکتور ، اکستانسور و روتاتور خارجی مفصل ران در هر دو اندام با استفاده از دینامومتر ثابت شده روی فریم، مورد اندازه گیری قرار گرفت و میانگین مقادیر با گروه کنترل مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: قدرت هر سه گروه عضلانی ابداکتور ، اکستانسور و روتاتور خارجی مفصل ران در گروه بیمار نسبت به گروه کنترل ، ضعیفتر بود(0.001 p <).
نتیجه گیری: شاید بتوان گفت که زنان کم تحرک مبتلا به درد کشککی رانی بدلیل کم استفاده کردن از ندامها در گروهای عضلانی مختلف اندام مبتلا از جمله عضلات اطراف ران دچار ضعف عضلانی می شوند.
فایزه سادات محمودی هاشمی، سیدجواد موسوی، بهروز عطارباشی مقدم، سعید طالبیان مقدم، شیوا موسوی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف دستیابی به یک پرسشنامه فارسی مناسب برای ارزیابی ضایعات شانه در ورزشکاران، به ترجمه، بومی سازی و تعیین اعتبار و تکرارپذیری پرسشنامه جراحان شانه و آرنج آمریکا پرداخته است.
روش بررسی: افراد مورد مطالعه 100 نفر از ورزشکاران رشته های پرتابی و بالای سر مبتلا به آسیب و اختلال در عملکرد شانه (81/5 ± 96/25سال) بودند. روند ترجمه پرسشنامه و تطابق فرهنگی طبق روش استاندارد انجام گرفت. پس از تکمیل مراحل ترجمه و تهیه نسخه فارسی پرسشنامه ASES ، این پرسشنامه به همراه نسخه های فارسی پرسشنامه ناتوانی بازو و شانه و دست (The Disabilities of the Arm Shoulder and Hand: DASH) و سنجش سلامت خلاصه شده 36 سوالی (Short Form 36 Health Survey:SF36) جهت تعیین اعتبار توسط بیماران تکمیل شدند. 30 نفر از این افراد به صورت تصادفی جهت بررسی تکرارپذیری آزمون- بازآزمون پرسشنامه، مجدا پرسشنامه را تکمیل کردند. پس از تکمیل پرسشنامه، داده های بدست آمده مورد ارزیابی آماری قرار گرفت.
یافته ها: جهت سنجش همخوانی درونی سوال های موجود در نسخه فارسی پرسشنامه ASES از ضریب همبستگی آلفاکرونباخ استفاده شد. آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه عدد 91/. بدست آمد. برای تکرارپذیری آزمون- بازآزمون از آزمون ICC استفاده شد که مقدار، 91/. بدست آمد. ارتباط بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES با نسخههای فارسی پرسشنامههای SF36 و DASH با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون بررسی شد. همبستگی بین نسخه فارسی پرسشنامهASES و پرسشنامه DASH برابر با 78/0 بود که نشان دهنده ارتباط قوی بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES و DASH است. همبستگی بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES با بخش های مختلف پرسشنامه SF36، بین 48/0 تا 62/0 بود که همبستگی متوسط را نشان داد.
نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه ASES ابزاری معتبر و تکرارپذیر برای ارزیابی عملکرد شانه در ورزشکاران مبتلا به اختلالات شانه میباشند.
طیبه صیادی نژاد، مهدی عبدالوهاب، ملاحت اکبرفهیمی، محمود جلیلی، شهلا رفیعی، احمدرضا باغستانی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان های توانبخشی در کاهش ناتوانی های ناشی از سندرم داون از اهمیت بالایی برخوردار می باشند. به دلیل اهمیت تعادل در ایجاد استقلال فردی، و نقش قدرت در تعادل، تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده بر تعادل کودکان سندرم داون پرداخته است.
روش بررسی: 15 کودک سندرم داون دختر با دامنه سنی 12-8 سال، به روش نمونه گیری در دسترس در این مطالعه شرکت نمودند. آزمودنی ها به مدت 6 هفته، هفته ای 3 جلسه، تمرینات مقاومتی پیشرونده را دریافت کردند. طی مداخله 3 نفر از آنها از مطالعه خارج شدند. تعادل توسط آزمون برگ و قدرت ایزومتریک گروه عضلانی ابداکتور و فلکسور هیپ، اکستانسور و فلکسور زانوی هر دو اندام تحتانی با استفاده از دینامومتر دستی نیکلاس ارزیابی شد. جهت تحلیل داده ها و بررسی فرضیات از آزمون t زوجی استفاده شد.
یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پس از اتمام دوره مداخله، میانگین تعادل عملکردی (001/0 > p) و قدرت ایزومتریک عضلات مورد نظر(001/0 > p) افزایش معنی داری داشته است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد نتایج این مطالعه تاثیر تمرینات مقاومتی پیشرونده را بر بهبود تعادل تایید نموده است و کودکان سندرم داون در سطح سنی 12-8 سال از این روش می توانند بهره مند شوند.
ناهید پیرایه، سعید طالبیان، محمدرضا هادیان، غلامرضا علیایی، شهره جلائی،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یکی از شایع ترین مشکلات عضلانی- اسکلتی میباشد که میتواند روی فعالیتهای روزمره زندگی افراد مبتلا اثر بگذارد. مطالعات متعدد اختلال کنترل تعادل را در این افراد نشان میدهند ولی تاکنون هیچ مطالعهای به بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پاسچر افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو نپرداخته است. لذا هدف از این تحقیق، بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پاسچر افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو بوده است.
روش بررسی: ثبات پاسچر در دو گروه زنان بیمار و سالم (هر گروه 20 نفر) در 4 حالت بر روی دستگاه صفحه نیرو بررسی شد. حالتها شامل ایستادن روی دو پا با چشمهای باز و بسته با و بدون انجام تکلیف شناختی بود. سطح زیر منحنی(Area) و سرعت میانگین(Mean Velocity) به عنوان شاخصهای ثبات پاسچرال استاتیک اندازه گیری شد.
یافتهها: سطح زیرمنحنی در وضعیت ایستاده روی دوپا در گروه بیمار افزایش(05/0>P) یافت. در شرایط تکلیف دوگانه، میزان سرعت میانگین کاهش معناداری(05/0>P) را نشان داد. ولی پاسخ به تکلیف دوگانه تفاوت معناداری بین دوگروه نداشت(05/0
آتوسا اکبری نیا، سجاد احمدی زاده، خسرو ابراهیم، مینو باسامی، رعنا کرمی ،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، مقایسه تاثیر انواع مختلف انقباض عضلانی آیزوکینتیک بر عوامل همودینامیک در مردان بود.
روش بررسی: 10 مرد سالم (سن، 4/3±1/26 سال) در سه جلسه جداگانه سه پروتکل انقباض عضلانی آیزوکینتیک کانسنتریک/کانسنتریک (C/C)، ایسنتریک/ایسنتریک (E/E) و کانسنتریک/ایسنتریک (C/E) را به صورت فلکشن و اکستنشن زانو اجرا کردند. در هر جلسه آزمودنیها 4 سری 10 تکراری را با سرعت 60 درجه بر ثانیه اجرا نمودند. عوامل همودینامیک (ضربان قلب، فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی، میانگین فشار خون سرخرگی و میزان حاصلضرب فشار و ضربان) قبل، بلافاصله پس از فعالیت و پس از 30 دقیقه ریکاوری اندازهگیری شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد.
یافتهها: آنالیز آماری دادهها افزایش معنادار ضربان قلب، فشار خون سیستولی (001/0P<)، میانگین فشار خون سرخرگی (053/0P=) و میزان حاصلضرب فشار و ضربان (001/0P<) در پاسخ به فعالیت و کاهش این عوامل را طی دوره ریکاوری نشان داد. میزان درک تلاش (RPE- Rate of Perceived Exertion) در پاسخ به انواع انقباض عضلانی متفاوت (5/15=34و2F) بود و آزمون تعقیبی نشان داد که RPE پس از پروتکل E/E کمتر از دو پروتکل C/C و C/E بوده است.
نتیجه گیری: عوامل همودینامیک در پاسخ به فعالیت ورزشی با انواع انقباض عضلانی آیزوکینتیک تغییر مییابند اما این تغییرات وابسته به نوع انقباض نمیباشد.
مهدی قلعه بیگی پور، غلامرضا عطایی، فرید بحرپیما، ناصر فتورائی،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1392 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: امروزه وسایل کمکی شخصی حمل و نقل اجسام جهت کاهش فشار وارده ی ناشی از برداشتن بار، به اندام ها و عضلات افراد و به خصوص عضلات ناحیهی کمر، بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از این پژوهش تحلیل یک مدل آزمایشگاهی جدید با عنوان لباس کمکی برای برداشتن وزنه (Weight Lift Aid Vest) که به اختصار WLAV نامیده میشود، در زمان خم شدن رو به جلوی بدن و بررسی تاثیرات آن در کاهش مطالبهی عضلانی عضلات درگیر و به خصوص عضلات کمری است. در آزمایشات انجام شده میزان پاسخ سیگنالهای گرفته شده از عضلات در گیر در حین برداشتن جسم در دو حالت با و بدون لباس کمکی (WLAV) با استفاده از دستگاه تقویت کننده الکترومایوگرافی تحلیل گردید.
روش بررسی: در این تحقیق از 20 نفر داوطلب برای انجام آزمایش استفاده شد که عمل بلند کردن بار را در حالت نیمه چمباتمه با وزنهی 10 کیلوگرمی انجام دادند. با استفاده از یک فنر کششی میزان کشیدگی فنر تعبیه شده در پشت لباس کمکی (WLAV) و انحرافات مختلف لگن و زانو محاسبه گردید. در این تحقیق میزان تاثیرات لباس کمکی و میزان رضایت افراد استفاده کننده از آن در هنگام بلند کردن بار بررسی شد.
یافتهها: دادههای الکترومیوگرافی از 8 عضله دخیل در این کار بر روی کمر، شکم و پاها جمعآوری گردیدند. نتایج آزمایش نشان داد که یک کاهش12/25% در فعالیت کل عضلات درگیر و کاهش 57%، 28% و 5/26% به ترتیب برای فعالیت عضلات مایل خارجی، همسترینگ خارجی، ارکتور اسپاین و افزایش 11% برای فعالیت عضلات گلوتئوس ماگزیموس در حالت استفاده از لباس کمکی (WLAV) نسبت به حالت بدون لباس کمکی (WLAV) در افراد وجود دارد.
نتیجهگیری: لباس کمکی (WLAV) میتواند فعالیت عضلات کمری و نرخ فشار دریافتی عضلات کمر را به طور کاملاً معنیداری (005/0P<) کاهش دهد. فعالیت عضلات شکمی نیز در این پژوهش به طور معنیداری (005/0P<)کاهش یافت. تمایل به استفاده در مورد لباس کمکی (WLAV) مثبت ارزیابی شد.
کلید واژهها: الکترومایوگرافی، بار سنجی، ریشهی میانگین مجذور، لباس کمکی برای بلند کردن جسم (WLAV) ، مطالبه ی عضلانی
مهری ملکی ، زهرا جعفری، حسن عشایری، علیرضا اکبرزاده باغبان،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون گفتار در نویز توانایی فرد در استخراج گفتار از نویز محیطی را بررسی میکند. وضوح زمانی نیز به توانایی درک تغییرات محرک در طول زمان گفته می شود که در درک گفتار نقش بسزایی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر سن و جنسیت بر نتایج آزمون های گفتار در نویز و وضوح زمانی در بزرگسالان با شنوایی هنجار صورت گرفت.
روش بررسی: آزمون گفتار در نویز در سطح راحت شنوایی در سه نسبت سیگنال به نویز صفر،10- و20- دسی بل و آزمون کشف وقفه در چهار سطح شدت محرک 10، 20، 30 و 40 دسی بل Sensation Level: SL ، روی 29 فرد هنجار (58 گوش) در دو گروه سنی 25تا40 سال (14 فرد که میانگین 20/32 سال و انحراف معیار 32/4 داشتند) و 41 تا 55 سال (15 فرد که میانگین 79/46 سال و انحراف معیار 99/4 داشتند) انجام شد.
یافتهها: بین امتیاز بازشناسی واژه در سکوت و در حضور نویز در هر گروه سنی، تفاوت معناداری وجود داشت (0001/0> p ) مقایسه دو گروه سنی در امتیاز بازشناسی واژه در نسبت سیگنال به نویز 10- و 20- دسی بل معنادار بود (02/0 p ≤ ). تفاوت امتیاز بازشناسی واژه بین دو جنس در سکوت و سه نسبت سیگنال به نویز، معنادار بود (04/0 p ≤ ). در هر گروه، بین آستانه کشف وقفه در 4 سطح شدت مورد بررسی، اختلاف معناداری مشاهده شد (0001/0> p ). جنسیت و سن بر آستانه کشف وقفه تاثیری نداشت.
نتیجه گیری: در گروه افراد میانسال نسبت به گروه افراد جوان علیرغم آستانه های شنوایی هنجار، امتیاز بازشناسی گفتار در حضور نویز و توانایی کشف وقفه، کاهش می یابد. به نظر می رسد امتیاز بازشناسی واژه و درک گفتار در زنان بهتر از مردان است.
کلید واژهها: گفتار درنویز، وضوح زمانی، سن، جنسیت
نسرین ناصری، زهرا فخاری، میترا حاجی مقصودی، فاطمه حسینی قهی، مریم صنوبری،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نوع چسبندگی های عضلات ناحیه کمر و لگن، به نظر می آید که تیلت لگن و قوس کمر بتوانند تاثیر متقابل روی یکدیگر داشته
باشند. مطالعات انجام شده در زمینه ارتباط تیلت لگن و قوس کمر نتایج متفاوتی را نشان میدهند و وجود نتایج متناقض می تواند درمانگران را در تعیین یک
برنامه درمانی صحیح با مشکل مواجه کند. در این مطالعه سعی بر آن است تا با استفاده از ابزارهای دقیق تر و بررسی جامعه آماری نسبتا بزرگ به نتایج قابل
اطمینانی در مورد رابطه این دو متغیر دست یابیم.
41 ، در مطالعه شرکت کردند. تیلت قدامی لگن به وسیله تیلت سنج و قوس /45 12/ روش بررسی: تعداد 180 زن سالم 20 تا 65 سال با میانگین سنی 27
کمر بوسیله خط کش منعطف اندازه گیری شد.
که این ارتباط به میزان (r =0/16، p<0/ یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد ارتباط معنا دار ضعیفی بین تیلت لگن و قوس کمر وجود دارد ( 05
کمی متاثر از سن بود.
نتیجه گیری: این مطالعه به بررسی ارتباط میان تیلت لگن و قوس کمر در زنان سالم در حالت استاتیک پرداخت. نتایج مطالعه حاضر نشان داد ارتباط ضعیفی
میان تیلت لگن و قوس کمر در زنان سالم وجود دارد. مهم ترین ویژگی این مطالعه به کارگیری ابزارهای دقیق و مطالعه جامعه آماری بزرگ است.
فرزاد قهرمانی ، مهدی دادگو، شهره نوری زاده دهکردی، مهردخت مزده، محمدرضا پوراحمدی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه وهدف: شانه دردناک اختلالی شایع پس از سکته مغزی است که شیوع آن در مطالعات گوناگون از 48% تا 84% میباشد. ا ین اختلال توانایی بیمار را برای دستیابی به عملکرد مناسب محدود میسازد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط شانه دردناک با اختلالات عصبی عضلانی اسکلتی شانه در مبتلایان به سکته مغزی میباشد.
روش بررسی: این پژوهش به روش مشاهده ای – تحلیلی بر روی 50 بیمار سکته مغزی صورت گرفت. زمان سپری شده از سکته مغزی این بیماران 28 روز بود. نیمه دررفتگی شانه با گرافی قدامی- خلفی ( A-P ) شانه ، اسپاستیسیت ه عضلات شانه با مقیاس دو بار اصلاح شده اشورث (Modified Modified ( Ashworth Sacle :MMAS و اختلالات بافت نرم با تستهای ارتوپدی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها : شانه دردناک در56% بیماران یافت شد. نیمه دررفتگی شانه در 85 % ( 001/0= P )، تاندونیت سوپرااسپیناتوس در 72% (000/0= P )، تاندونیت بایسپس در 65% (000/0= P ) و درگیری مفصل آکرومیوکلاویکولار در 2/14% (008/0= P )، اسپاستیسیته (عضلات فلکسورآرنج در 7/10% (102/0= P )، اداکتور شانه در 1/7% (055/0= P ) و چرخانندههای داخلی شانه در 1/7% (055/0= P )) و سندروم شانه- دست در 2/14% (055/0= P ) بیماران با شانه دردناک مثبت بود. بنابراین رابطه معنیداری میان شانه دردناک با نیمه دررفتگی شانه و آسیبهای بافت نرم یافت شد.
نتیجهگیری : نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد شانه دردناک اختلالی چند عاملی و شایع پس از سکته مغزی میباشد و تنها یک علّت در پیدایش آن نقش ندارد. پیشگیری از بروز شانه دردناک و انجام فیزیوتراپی مناسب در صورت بروز این اختلال میتوانند در کاهش ناتوانی پس از سکته مغزی نقش داشته باشند.
کلید واژهها : سکته مغزی، شانه دردناک، نیمه دررفتگی، تون عضلانی، سندروم شانه- دست
مریم ابراهیمی، آزاده شادمهر، غلامرضا علیایی، اسماعیل ابراهیمی، جواد صراف زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: انحناهای ستون فقرات به ویژه قوس کمری، نقش مهمی در حفظ یک پوسچر ایستاده مناسب ایفا میکند و همچنین امکان جذب کارآمد بارهای اعمال شده بر ستون فقرات و افزایش کارایی عضلات ستون مهرهای را سبب میشود. برخی محققین چنین استدلال کردهاند که پوسچرهای افراطی کمر که "هایپولوردوز" و "هایپرلوردوز" خوانده میشوند، نشان دهنده تغییر فعالیت عضلانی و الگوهای استرس میباشند به نحویکه تحمل فعالیتهای خاص روزانه را در این افراد کاهش میدهد.با وجود اهمیت کنترل نوروماسکولار در هماهنگی و حفاظت ستون مهرهای، اطلاعات کمی در زمینه اینکه انحناهای پشتی و کمری چگونه فعالیت عضلانی را در پوسچرهای غیرطبیعی تحت تأثیر قرار میدهد، موجود است. به این دلیل ما در این مطالعه سعی کردیم رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه در افراد با پوسچر هایپرلوردوز و افراد با پوسچر نرمال را مورد مقایسه قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که آیا این پوسچر غیر طبیعی بر رفتار عضلات ناحیه تأثیرگذار است یا خیر؟
روش بررسی: 12 فرد با پوسچر هایپرلوردوتیک و 11 فرد با پوسچر نرمال کمری تحت بررسی رفتار الکترومایوگرافی عضلات راست شکمی، مایل داخلی، مایل خارجی و ارکتور اسپاین کمری حین فعالیت حفظ ممتد باری معادل 7 درصد وزن بدن در حالت ایستاده راحت قرار گرفتند.
یافتهها: از نظر آماری تفاوت معناداری در درصد تغییر متغیر MF(Median Frequency) عضلات تنه بین دو گروه مشاهده نشد (05/0 < P ) . درصد تغییر RMS(Root Mean Square) عضلات ارکتوراسپاین و مایل داخلی در سه بازه زمانی، بین دو گروه اختلاف معناداری نشان داد (05/0 < P ) . درصد تغییر RMS عضله راست شکمی بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0 < P ). در عضله مایل خارجی، درصد تغییر RMS در بازه های زمانی اول و سوم تفاوت معنادار بین دو گروه نشان داد (05/0 > P ) .
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، میتوان گفت که افزایش قوس کمری، به طور معناداری باعث تغییر در سطح فعالیت عضلات تنه در افراد دارای پوسچر هایپرلوردوتیک نسبت به گروه نرمال شده است. بنابراین استفاده از تمرینات اصلاح پوسچر در برنامه درمانی چنین افرادی ضروری به نظر میرسد. همچنین توصیه میشود مطالعه مشابه دیگری نیز در فعالیتهای عملکردی دینامیک صورت گیرد تا اطلاعات جامعتری از اثر اختلالات پوسچرال بر رفتار الکترومایوگرافی عضلات تنه فراهم گردد.
کلید واژهها: الکترومایوگرافی، هایپرلوردوز، پوسچر، حفظ ممتد بار
پگاه رحمانی، حسین شاهرخی، حسن دانشمندی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی ناهنجاریهای ستون فقرات (کایفوز، لوردوز، اسکولیوز پشتی و کمری) و تعادل ایستا و پویا در عقبماندگان ذهنی با و بدون سندرم داون و همچنین ارتباط بین آنها در افراد سندرم داون بود.
روش بررسی: در این مطالعه 30 دانشآموز عقبمانده ذهنی با سندرم داون (میانگین سن 77/1 ± 96/13 سال) و 30 دانشآموز عقبمانده ذهنی بدون سندرم داون (میانگین سن 96/1 ± 30/14 سال) شرکت داشتند که به صورت تصادفی هدفدار به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. برای ارزیابی تعادل ایستا از تست اصلاح شدهی لک لک و برای ارزیابی تعادل پویا از تست راه رفتن پاشنه به پنجه استفاده شد. جهت اندازهگیری ناهنجاریهای پاسچر از دستگاه اسپاینال موس استفاده شد.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که اختلاف معنیداری بین تعادل ایستا و پویا، کایفوز و اسکولیوز پشتی و کمری در دو گروه عقب مانده ذهنی با و بدون سندرم داون وجود دارد. از طرفی بین تعادل ایستا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری و تعادل پویا با کایفوز، اسکولیوز پشتی و کمری ارتباط معنیداری وجود دارد. ولی ارتباط معنی داری بین تعادل و لوردوز وجود ندارد.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط میان پاسچر و تعادل و نیازهای ویژهای که عقبماندگان ذهنی بویژه مبتلایان به سندرم داون در اجرای بهینهی فعالیتهای حرکتی روزمره خود دارند، بر اهمیت شناسایی خصوصیات ساختاری آنان و تجویز برنامههای اصلاحی پاسچر و ارتقاء تعادل آنان، تاکید میشود.
کلید واژهها: سندرم داون، ناهنجاریهای ستون فقرات، تعادل ایستا، تعادل پویا
مهدی احمدی، محمد اکبری، مهدی دادگو، سعید طالبیان، غلامرضا پهنابی،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: توانایی نگهداری وضعیت بدن در فضا کنترل پوسچر نامیده می شود. عوامل مرکزی و محیطی در بروز خستگی عضلانی نقش دارند. بدنبال انقباضات مکرر، خستگی عضلانی ایجاد می شود و اگر بیش از 30% حدأکثر انقباض ارادی عضله کم شود کنترل پوسچر فرد در حالت ایستاده مختل می شود. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر خستگی عضلات کمربر کنترل پوسچر افراد ورزشکار و غیر ورزشکار می باشد.
روش بررسی: 15فرد ورزشکار و 15 فرد غیر ورزشکار در این مطالعه شرکت کردند. از دستگاه داینامومتر برای ایجاد خستگی عضلانی استفاده شد و با کمک دستگاه صفحه نیرو مقادیر نوسان در حالت ایستاده روی دو اندام با چشم باز در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: سرعت و دامنه داخلی - خارجی در حالت استراحت بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. خستگی اثر معناداری بر مقادیر نوسان هر دو گروه داشت و بعد از خستگی عضلات کمر نوسان افراد ورزشکار نسبت به غیر ورزشکار افزایش کمتری داشت(05/0 ≥ P ).
نتیجه گیری: کنترل پوسچر افراد ورزشکار پس از خستگی عضلانی نسبت به افراد غیر ورزشکار بهتر است که شاید بعلت حس عمقی قوی تر ورزشکاران باشد.
کلید واژه ها: خستگی عضلانی، کنترل پوسچر، صفحه نیرو
سمیرا وطن دوست، بهنوش وثاقی قراملکی، بهروز عطارباشی مقدم،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای خروج خودبخودی استرسی ادراری در زنان ورزشکار و نقش تغییرات لوردوز کمر، شیب لگن و نیز نوع و تعداد زایمان به عنوان عوامل موثر بر بروز خروج خودبخودی استرسی ادراری، همچنین کمبود مطالعه در این زمینه و لزوم بررسی این عوامل مستعد کننده در جامعه زنان ورزشکار ایرانی، هدف از این تحقیق بررسی رابطه تغییرات انحنای کمری و چرخش (تیلت) لگن با خروج خودبخودی استرسی ادراری و نیز تعیین نقش نوع و تعداد زایمان بر بروز این مشکل بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی از طریق نمونه گیری ساده و در دسترس، 17 خانم والیبالیست مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادراری و 15 خانم والیبالیست سالم در محدوده سنی 40-20 سال، بعد از مصاحبه و گرفتن اطلاعات جمعیت شناختی وارد مطالعه شدند. برای تایید خروج خودبخودی استرسی ادراری از پرسشنامه فارسی سازی شدهی (International Consutation on Incontinence Questionnaire-Urinary Incontinence Short Form: ICIQ- UISF) که پایایی و روایی آن به تایید رسیده است استفاده شد. انحنای کمری توسط خط کش قابل انعطاف و تیلت لگن توسط تیلت سنج لگن مورد سنجش قرار گرفتند.
یافتهها: بین دو گروه اختلاف آماری معناداری از لحاظ میزان انحنای کمری (001/0 P< ) و تیلت لگن (02/0 P= ) وجود داشت بطوریکه مقادیر آنها در ورزشکاران مبتلا به ( Stress Urinary Incontinence: SUI ) کمتر بود . بر اساس یافتههای این مطالعه تعداد زایمان تأثیر معناداری بر بروز خروج خودبخودی استرسی ادراری نداشت ولی بین نوع زایمان و بروز خروج خودبخودی استرسی ادراری ارتباط معناداری دیده شد (03/0 P= ).
نتیجه گیری: با توجه به وجود تفاوت معنادار انحنای کمر و تیلت (چرخش) لگن در خانم های ورزشکار سالم و مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادرار، ضمن توصیه بر انجام مطالعات اپیدمیولوژیک و سبب شناسی پیشنهاد میگردد لوردوز کمر و تیلت لگن در افراد مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادراری بررسی گردد.
کلید واژهها: خروج خودبخودی ادرار استرسی، زنان ورزشکار، پاسچر کمری لگنی
مریم حسینی، صدیقه سادات میرباقری، محمود بهرامی زاده، مهدی رصافیانی، رسول ترکمن،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان فلج مغزی اغلب اختلالاتی را در حرکت و پاسچر نشان می دهند. هدف از این مطالعه بررسی اثر ارتوز داینامیکی نئوپرنی جدید، بر تعادل در کودکان فلج مغزی می باشد.
روش بررسی: پنج کودک فلج مغزی اسپاستیک دای پلژی با میانگین سنی 78/3 ± 6/9سال و میانگین وزن 89/13 ± 39/29 کیلوگرم وارد مطالعه شدند. میزان زاویه اکستنشن زانو با استفاده از الکتروگونیامتر، پارامترهای جابجایی مرکز فشار Center of pressure :COP با استفاده از دستگاه صفحه نیرو کیسلر مدل (9286 BA, Kistler- Switzerland ) و تعادل عملکردی کودکان فلج مغزی با استفاده از تست برگ قبل و بعد از 6 هفته پوشیدن ارتوز نئوپرنی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت مقایسه داده ها قبل و بعد از 6 هفته از آزمون ویلکاکسون استفاده گردید.
یافته ها: در مقایسه میزان زاویه اکستنشن زانوی راست قبل و بعد از پوشیدن ارتوز نئوپرنی، اختلاف معناداری مشاهده شد ) 03/0= (P . اما در میزان زاویه اکستنشن زانوی چپ اختلاف معناداری مشاهده نگردید (7/0 (P= . نتایج مطالعه در بررسی پارامترهای جابه جایی مرکز فشار، هیچ اختلاف معناداری را در پارامترها نشان نداد. اما تعادل عملکردی کودکان فلج مغزی با استفاده از ارتوز نئوپرنی بهبودی معناداری را نشان داد.
نتیجه گیری: ارتوز جدید نئوپرنی می تواند در اصلاح راستای بیومکانیکی زانو و همچنین بهبود تعادل عملکردی موثر باشد.
کلیدواژها: فلج مغزی، ارتوزهای داینامیک لیکرا، کنترل پاسچر
علی امیری، حسین باقری، علی اشرف جمشیدی، ساجده سروش، پیرایه محمدی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : سندروم درد مفصل پتلافمورال یکی از شایع ترین مشکلات زانو است. کاهش حس عمقی, درد و تغییر در الگوی فعالیت عضلانی در بیماران مبتلا به درد قدامی زانو دیده می شود. پس این احتمال وجود دارد که بیماران مبتلا به درد قدامی زانو تعادل ضعیف تری داشته باشند. هدف از این مطالعه بررسی کنترل وضعیتی در بیماران PatelloFemoral Pain Syndrome ومقایسه آن با افراد سالم است.
روش بررسی: در این مطالعه 10 زن مبتلا به سندروم پتلافمورال) سن 31/5±1/31 وزن95/8 ± 6/59 قد05/.±62/1 ) و 10 فرد سالم سن 2/27±81/1 وزن 36/2±6/60، قد0/0±067/1) متناسب با بیماران انتخاب شد. ابتدا میزان درد آنها بر اساس شاخص دیداری درد (VAS) اندازه گیری شد، سپس پوزیشن پتلا با استفاده از روشMc Connell اندازه گیری شد. سپس در این دو گروه مسی: Center Of Pressure COP در دو صفحه ساجیتال و فرونتال با دو وضعیت چشمان باز و بسته در حالی که بیمار بر روی یک پا )پای مبتلا( ایستاده است به وسیله Force Plate اندازه گیری شد.
یافتهها: شاخص درد در افراد مبتلا به سندروم پتلافمورال45/1 ±7 و جا به جایی خارجی پتلا در این افراد75/1± 05/7 میلیمتر به سمت خارج بود. مقایسه شاخص کلی مسیرCOP در جهت قدامی-خلفی و در جهت داخلی-خارجی با چشمان باز بین دو گروه سالم و مبتلا به سندروم پتلا فمورال تفاوت معناداری را نشان میدهد (سطح معناداری به ترتیب 001/0و02/0 ) اما مقایسه شاخص کلی مسیرCOP در جهت قدامی-خلفی و داخلی-خارجی با چشمان بسته تفاوت معنیداری را نشان نمیدهد.
نتیجه گیری: افزایش نوسانات وضعیتی در افراد مبتلا به سندروم پتلا فمورال میتواند به علل وجود درد، تغییر پوزیشن پتلا و جا به جایی خارجی آن و کاهش حس عمقی زانو باشد.
کلید واژهها:کنترل پوسچر، سندروم پتلا فمورال، چشمان باز و بسته
فاطمه ملائی، نسرین ناصری، نسترن قطبی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای شانه در ورزشهایover head شیوع بالایی دارد. از این میان سندرم گیرافتادگی شایعترین علت این آسیبها میباشد. اسکاپولا نقش بیومکانیکی مهمی در عملکرد نرمال شانه دارد. ایمبالانسهای عضلانی باعث تغییر در آرتروکینماتیک نرمال اسکاپولا و در نتیجه آسیب میشوند. یکی از درمانهایی که در افراد مبتلا به سندرم گیرافتادگی استفاده میشود کینزیوتیپینگ است. هدف از این مطالعه بررسی اثر کینزیوتیپ عضلات تراپزیوس بر میزان درد، حرکات عملکردی مفصل شانه و لغزش خارجی کتف در افراد مبتلا به سندرم گیرافتادگی بود.
روش بررسی: 15ورزشکار با میانگین (انحراف معیار) سنی 56/3±53/30 با سندرم گیر افتادگی در این مطالعه شرکت کردند .در این افراد درد با مقیاس دیداری درد- حرکات عملکردی مفصل شانه و آزمون لغزش خارجی کتف در سه وضعیت پایه ارزیابی شد. سپس با روش دکتر Kenzo Kase کینزیوتیپ مهاری برای عضله تراپزیوس فوقانی و کینزیوتیپ تحریکی برای عضله تراپزیوس تحتانی انجام شد . ارزیابی مجدد در سه فاصله زمانی، 20 دقیقه ،72 ساعت و 6 روز بعد از جلسه اول انجام شد .
یافتهها: میانگین میزان درد 72 ساعت بعد از تیپ و 6 روز بعد ار آن کاهش معناداری نشان داد ( 003/0= p و 003/0= P). حرکت abd+ ext.rot. شانه بعد از تیپ بهبودی معناداری نشان داد که بیشترین آن 6 روز بعد از تیپ بود (004/0=p). حرکت add. + int.rot. شانه بعد از تیپ بهبودی معناداری نشان داد و بیشترین بهبودی در 6 روز بعد از تیپ دیده شد (001/0=p). آزمون لغزش خارجی کتف در حالت اول تست (بازوها آویزان کنار بدن) بعد از تیپ با 001/0=p و در حالت دوم تست (دستها روی کرست ایلیاک) نیز با 003/0= p بهبودی معناداری نشان داد. در حالت سوم تست (دستها در 90 درجه ابدکسیون و چرخش داخلی) بهبودی معناداری دیده نشد.
نتیجهگیری: کینزیوتیپ عضلات تراپزیوس در افراد با سندرم گیر افتادگی باعث کاهش درد، بهبود حرکات عملکردی شانه و بهبود ارتروکینماتیک اسکاپولا شد. پس میتوان از کینزیوتیپ بعنوان یک درمان کمکی در افراد با سندرم گیر افتادگی استفاده کرد.
کلید واژه ها: کینزیوتیپ، عضلات تراپزیوس، سندرم گیرافتادگی
حامد اسدی، مجید عابدی، مهدیه حاجی بزرگی، محمد ایمان مخلص پور اصفهانی، رویا نریمانی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر ارائه الگوهای کمی برای تشخیص آسیب در مفاصل و شدت آن، بررسی روند بهبود و میزان کارایی روشهای درمانی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. برای اندازهگیری حرکت و کمیسازی اطلاعات مربوط به حرکت مفاصل، روشهای اندازهگیری گوناگونی وجود دارد که از آن جمله میتوان به استفاده از سنسورهای اینرسی اشاره کرد. هدف این پژوهش کمیسازی میزان آسیب در مفصل مچ پا میباشد.
روشﺑﺮرﺳﯽ: به منظور اندازهگیری کمی حرکت مفصل مچ پا، سنسورهای اینرسی بر روی ساق و پنجه پای دو گروه افراد سالم و بیمار دچار آرتروز یا پیچخوردگی نصب شدند و در طی 8 حرکت مشخص مچ پا در سه صفحه آناتومیکی، میزان سرعت و شتاب حرکت اندازهگیری شد.
ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: با استفاده از مقادیر ثبت شده توسط سنسورها در حرکات مختلف برای هر فرد و معیارهای در نظر گرفته شده، پارامترهای مختلفی محاسبه میشوند که با توجه به مقادیر آنها، میتوان مقایسهای نسبتا دقیق و کمی بین پای سالم و دردناک بیمار و همچنین میان افراد سالم و بیمار انجام داد. با مقایسه نتایج، به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که پارامترهای RAV (Range of Angular Velocity - تابعی از دامنه سرعت زاویهای)،P (تابعی از حاصلضرب سرعت و شتاب خطی) وM (حداکثر گشتاور در مفصل) به خوبی تفاوت بین افراد سالم و بیمار را در یک جامعه آماری نشان میدهند،هرچند عملکرد آنها به عنوان پارامتری تشخیصی برای تشخیص میزان آسیبدیدگی افراد مناسب نیست.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی:آنالیز حرکتی مفصل مچ پا و مقایسه نتایج بین دو گروه بیمار و سالم نشان میدهد که معیارهای ارائه شده برای این بررسی میتوانند به عنوان مشخصهای جهت تشخیص میزان آسیبدیدگی مفصل مچپا مورد استفاده قرار گیرند. همچنین با انجام همین بررسی بر روی دو گروه افراد سالمند و جوان مشاهده میگردد که معیارهای ارائه شده میتوانند اختلاف موجود بین پارامترهای حرکتی دو گروه در نظر گرفته شده را نشان دهند.
کلیدواژهها: پیچخوردگی مفصل مچ پا، اندازهگیری حرکت، آرتروز، سنسورهای اینرسی
جلال رضایی، فریده باباخانی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: حمل کوله پشتی در وضعیتهای نامطلوب و با وزن زیاد عامل موثری در ایجاد دردهای اسکلتی – عضلانی است. تحقیق حاضر با هدف مطالعۀ اثر حمل بار کوله پشتی به شیوۀ حمل یک طرفه و با اوزان مختلف، بر روی ارتفاع قد، زوایای پاسچرال و الگوی راه رفتن دانش آموزان پسر روستایی انجام شده است.
روش بررسی: بدین منظور، 20 دانش آموز سالم پسر (میانگین سنی 5/1 ± 3/12 سال) به صورت تصادفی انتخاب شدند. هر یک از آزمودنیها کوله پشتیهایی به شیوۀ حمل یک طرفه و اوزان 0، 10، 15 و 20 درصد وزن بدن، با سرعت 1/1 متر بر ثانیه بر روی تردمیل به مدت 30 دقیقه راه رفتن حمل کردند. از آزمودنیها در حال راه رفتن فیلم برداری شد. تجزیه و تحلیل سینماتوگرافی فیلمهای گرفته شده با نرم افزار دارت فیش انجام گرفت.
یافتهها: حمل کوله پشتی به شیوۀ یک طرفه، در شاخص ارتفاع قد و زاویه خم شدن بالاتنه بین اوزان 0تا10 و 15تا 20 درصد وزن بدن تغییرات معناداری مشاهده شد اما بین 10تا 15درصد تفاوت معنادار نبود. تغییرات زاویه خم شدن زانو بین اوزان مختلف معنادار نبود اما تغییرات در شاخص های فاصله یک طول گام بین 0تا 10 درصد وزن بدن و در تواتر گام در دقیقه بین اوزان 0تا10 و 10تا 15 درصد معنادار بودند.
نتیجهگیری: سرانجام، تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد حمل کوله پشتی به شیوۀ حمل یک طرفه در شرایط حمل بار سبب کاهش معنادار ارتفاع قد (05/0P<)، افزایش معنادار زاویه خم شدن بالاتنه (05/0P<) و افزایش زاویۀ خم شدن زانو (05/0P<) میشود. علاوه براین، حمل بار کوله پشتی به شیوۀ یک طرفه باعث افزایش معنادار فاصله یک طول قدم و تواتر گام در دقیقه نیز میشود (05/0P<)).
کلید واژهها: دانش آموزان روستایی، حمل کوله پشتی به شیوۀ یک طرفه، پاسچر، الگوی راه رفتن
مهدیه سادات آل احمد، حسین باقری، سعید طالبیان مقدم، غلامرضا علیایی، محمدرضا هادیان،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: وضعیت ساختارهای عضلانی از جمله کوآدریسپس و همسترینگ در ایجاد و سیر پیشرفت سندرم درد کشککی رانی نقش دارند. به دلیل تاثیر متفاوت تمرینهای زنجیره باز و بسته بر روی زانو، هدف از این مطالعه بررسی کنترل حرکت عضلات زانو از دیدگاه شاخص پاسخ ارادی در هر دو زنجیره حرکتی میباشد.
روش بررسی: 12 زانوی سالم و 12 زانوی مبتلا (6 زن در هر گروه) مورد بررسی قرار گرفتند. حین انجام حرکت اکستنشن- فلکشن زانو به وسیله دینامومتر ایزوکینتیک بیودکس و حرکت نیمه چمباتمه روی یک پا، فعالیت الکترومایوگرافی عضلات وستوس مدیالیس ابلیک، رکتوس فموریس، وستوس لترالیس و بایسپس فموریس ثبت شد. سپس شاخص پاسخ ارادی برای هر آزمون محاسبه گردید.
یافتهها: شاخص پاسخ ارادی در گروه بیماران در مقایسه با گروه سالم تفاوت معناداری نشان نداد. (05/0<P) همبستگی بین ضریب قرینگی و برآیند فعالیت عضلات در گروه بیماران دیده شد.
نتیجهگیری: احتمالا شاخص پاسخ ارادی در اختلالات با شدت کم، قدرت تشخیص مناسبی ندارد و نمی تواند بین گروه سالم و بیمار افتراق نشان دهد. همبستگی دیده شده در گروه بیماران ممکن استبیانگر هم زمانی فعالیت عضلات در آنهاباشد.
کلید واژهها: سندرم درد کشککی-رانی، کنترل حرکت، شاخص پاسخ ارادی، الکترومایوگرافی سطحی
بهزاد امینی، منصور نوری، میترا جانقربان، امیر طیبی ثانی،
دوره 9، شماره 7 - ( 12-1394 )
چکیده
: با توجه به نتایج مطالعات محدود گذشته و حجم کم اطلاعات بدست آمده در ارتباط با کنترل پوسچرال در کودکان مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی و اهمیت ارتباط کنترل پوسچرال با توانایی یکپارچه سازی درون دادهای سیستم های وستیبولار، بینایی و سوماتوسنسوری(Somatosensory) ) و همتایان سالم آن ها در شرایط کاهش یا تضاد داده های حسی مقایسه شد.
22 کودک مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی ( 16 پسر؛ 6 دختر، میانگین سنی 7 سال و 6 ماه ؛ انحراف معیار یک سال و 5 ماه) و 19 کودک با رشد حرکتی طبیعی ( 13 پسر ؛ 6 دختر، میانگین سنی 6 سال و 11 ماه، انحراف معیار یک سال و 1 ماه) ارزیابی شدند. تعادل ایستاده، سازماندهی حسی و کنترل حرکتی با استفاده از آزمون سازماندهی حسی (Sensory Organization Test: SOT)یافتهها:)، نسبتهای بینایی (005/0P=) امتیاز پایین تری نسبت به کودکان طبیعی دریافت کردند. هیچ تفاوت معناداری در میانگین نسبت سوماتوسنسوری آن ها مشاهده نشد. به علاوه کودکان مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی هنگامی که تنها به کمک حس وستیبولار تعادل را حفظ می کردند، امتیاز استراتژی حرکتی کمتری به نسبت کودکان طبیعی داشتند (p < 0/05نتیجه گیری:کلید واژهها:<span lang="FA" style="font-family:;" new="" b="" fa;="" mitra";="" roman";="" "times="" roman";"=""> کنترل پوسچرال، ثبات پوسچرال، اختلال ناهماهنگی رشدی