|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای آهنگر
حسین باقری، آزاده شادمهر، نورالدین نخستین انصاری، هادی سرافراز، فریبا پورآهنگریان، لیلا برین، نجمه ذاکر، شهره جلائی، دوره 1، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون لغزش خارجی اسکاپولا برای بررسی حرکت و وضعیت غیرطبیعی کتف در ابداکسیون 0 و 45 و 90 درجه بازو در صفحه فرونتال مورد استفاده قرار می گیرد. این آزمون توسط کیبلر معرفی گردید. در ارزیابی پوزیشن اسکاپولا باید به تفاوت اندازه گیریهای فواصل اسکاپولا در دو طرف یا به عبارتی فاصله زاویه تحتانی کتف تا زائده خاری مهره هفتم سینه ای در دو طرف دقت مبذول داشت. هدف از انجام این تحقیق بررسی پایایی اینتراریتر، اینترریتر، حساسیت و ویژگی آزمون لغزش خارجی کتف در ارزیابی غیرقرینگی و اختلال عملکردی کتف می باشد. روش بررسی: 57 نفر شامل30فرد سالم و 27 بیمار مبتلا به پاتولوژی مفصل شانه به ترتیب با میانگین سنی و انحراف معیار 53/33 (72/11)،66/47 (64/11) سال به روش مقطعی در این مطالعه شرکت نمود ند. سه آزمونگر به طور جداگانه با استفاده از روش لمس سطحی فاصله بین زاویه تحتانی کتف تا زائده خاری مهره هفتم سینه ای را در سه وضعیت دست ها در کنار بدن آویزان، دست ها روی کرست ایلیاک، دست ها درابد اکسیون نود درجه و چرخش داخلی شانه در دو سمت سالم و درگیر و شانه غالب و مغلوب با استفاده از کالیپر ورنیر(01/0میلیمتردقت) اندازه گیری کردند در پایان اطلاعات کسب شده توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از آزمون آماریICC برای تعیین پایایی استفاده شد و خطای استاندارد اندازه گیری SEM محاسبه گردید. یافته ها: دامنه ICC برای پایایی اینترا ریتر 94/0-87/0 (good-high) و برای پایایی اینترریتر79/0-63/0 (poor-fair) و خطای استاندارد اندازه گیری (SEM) برای پایایی اینترا ریتر 89/3-81/2 سانتیمتر و برای پایایی اینترریتر 69/6-66/4 میلیمتر در سمت درگیر در نمونه های پاتولوژیک بود. حساسیت آزمون بالا بود(1-80/0) اما ویژگی تست پایین بود (26/0-04/0)0 نتیجه گیری:آزمون لغزش خارجی کتف دارای پایایی اینتراریتر در هر سه وضعیت و دارای حساسیت در هر سه وضعیت بود اما ویژگی و پایایی اینترریتر آن به ترتیب در هر سه وضعیت و وضعیت سوم پایین بود.
عباسعلی آهنگر، مهدی بختیار، مهدی محمدی، مریم شاکری کواکی، دوره 9، شماره 7 - ( ویژه نامه شماره سه فصل زمستان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین پیچیدگی نحوی (به لحاظ ساختار جمله و بند) و وقوع لکنت در کودکان پیش دبستانی فارسی زبان میباشد.
روش بررسی: پژوهش مقطعی حاضر بر روی 15 کودک تک زبانه دارای لکنت، شامل ۱۲ پسر و ۳ دختر ۴ تا ۶ ساله فارسی زبان در شهر مشهد انجام گرفت. روش نمونه گیری، نمونه گیری آسان (در دسترس) بود. 30 دقیقه نمونه گفتار پیوسته محاورهای کودک با گفتاردرمانگر، والدین (مادر یا پدر) در یک اتاق ساکت در یک مرکز گفتاردرمانی ضبط شد. .سپس تعداد 60 گفته تولید شده توسط هر کودک آوانگاری گردید و دادهها با استفاده از آزمون تی زوجی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: تفاوت معناداری بین گفتههای روان (بدون لکنت) و لکنت شده از لحاظ پیچیدگی نحوی در ساختار جمله و بند مشاهده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که در سطح بند، با افزایش تعداد موضوعهای فعل در هر دو بند پایه و پیرو، وقوع لکنت نیز به طور معناداری افزایش یافت. (01/0 > P). افزون بر این، وقوع لکنت در جملات مرکب بیشتر از جملات ساده بود (01/0 >P) .
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در کودکان لکنتی پیش دبستانی فارسی زبان، بین متغیر پیچیدگی نحوی برحسب ساختار جمله و بند و وقوع لکنت ارتباط معناداری وجود دارد.
کلید واژهها: پیچیدگی نحوی، جمله، بند، موضوع فعل، لکنت
|
|
|
|
|
|
|
|
|