|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای تحرک عملکردی
اکرم آزاد، محسن عدالت خواه، قربان تقی زاده، دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از رایجترین نواقص مشاهده شده بعد از سکته مغزی نقص در کنترل تنه و تعادل میباشدکه میتواند منجر به ناتوانی یا وابستگی در بسیاری از فعالیتهای عملکردی زندگی میشود. رویکردهای درمانی متنوعی در توان بخشی افراد سکته مغزی به کار رفته اما هنوز هیچ رویکرد پذیرفته شده منحصر به فردی برای توان بخشی افراد سکته مغزی وجود ندارد، با این حال شواهد بسیاری مبنی بر اینکه تمرینات تکلیف محور می-تواند به عنوان یک درمان عصبی- حرکتی در توان بخشی موثر باشد وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور بر تعادل و تحرک عملکردی در افراد سکته مغزی مزمن بوده است. روش بررسی: این مطالعه به روش مداخلهای-نیمه تجربی بر روی 13 مراجع سکته مغزی مزمن(4 زن و 9 مرد با میانگین سنی 41/8 ±07/55) با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. مداخله شامل 10 روز تمرین فشرده، که طی 2 هفته و در هر هفته به صورت 5 روز متوالی و روزانه 3 ساعت انجام شد. قبل و بعد از مداخله ارزیابیهای "مقیاس تعادلی برگ (Berg Balance Scale: BBS)" و "آزمون زمان دار برخاستن و برگشتن (Time Up Go: TUG)" انجام گرفت. یافتهها: تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور در افراد سکته مغزی مزمن به طور معناداری، تعادل عملکردی را افزایش(005/0(p=، و نیز زمان تحرک عملکردی را کاهش داد(001/0p=). نتیجهگیری: نتایج به دست آمده نشان داد که تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور می تواند باعث بهبود تعادل عملکردی و تحرک عملکردی شود .با توجه به اینکه این تمرینات فقط بر روی یک گروه انجام شد نیاز به انجام تحقیقات دیگر با داشتن گروه کنترل مناسب به نظر می رسد.همچنین برای بررسی ماندگاری اثر تمرینات، پیگیری نتایج پیشنهاد می شود.
اکرم آزاد، محسن عدالت خواه، قربان تقی زاده، دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از رایجترین نواقص مشاهده شده بعد از سکته مغزی نقص در کنترل تنه و تعادل می باشد که می تواند منجر به ناتوانی یا وابستگی در بسیاری از فعالیت های عملکردی زندگی می شود. رویکردهای درمانی متنوعی در توان بخشی افراد سکته مغزی به کار رفته اما هنوز هیچ رویکرد پذیرفته شده منحصر به فردی برای توان بخشی افراد سکته مغزی وجود ندارد، با این حال شواهد بسیاری مبنی بر اینکه تمرینات تکلیف محور می تواند به عنوان یک درمان عصبی-حرکتی در توان بخشی موثر باشد وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور بر تعادل و تحرک عملکردی در افراد سکته مغزی مزمن بوده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مداخلهای- نیمه تجربی بر روی 13 مراجع سکته مغزی مزمن(4 زن و 9 مرد با میانگین سنی41/8 ± 07/55) با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. مداخله شامل 10 روز تمرین فشرده، که طی 2 هفته و در هر هفته به صورت 5 روز متوالی و روزانه 3 ساعت انجام شد. قبل و بعد از مداخله ارزیابی های "تعادلی برگ" و "آزمون زمان دار برخاستن و برگشتن ( Time Up and Go :TUG) " انجام گرفت.
یافته ها: تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور در افراد سکته مغزی مزمن به طور معناداری، تعادل عملکردی را افزایش( 005 /0 (p= ، و نیز زمان تحرک عملکردی را کاهش داد(001/0 p= ).
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور میتواند باعث بهبود تعادل عملکردی و تحرک عملکردی شود . با توجه به اینکه این تمرینات فقط بر روی یک گروه انجام شد نیاز به انجام تحقیقات دیگر با داشتن گروه کنترل مناسب به نظر میرسد. همچنین برای بررسی ماندگاری اثر تمرینات، پیگیری نتایج پیشنهاد میشود.
کلید واژها: سکته مغزی، تعادل عملکردی، تحرک عملکردی، رویکرد تکلیف محور، تمرینات شدید
سهیلا فلاح، قربان تقی زاده، لاله لاجوردی، محمدعلی سنجری، علی اشرف جمشیدی، مهدی ابراهیم پور، دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
مقدمه: یکی از حس های آسیب دیده در بیماران همی پارزی حس جلدی کف پا است و نقش این حس در حفظ تعادل و تحرک عملکردی در این افراد همچنان موضوع تحقیقات است. هدف از این مطالعه بررسی همبستگی بین آستانه حس جلدی کف پا با تعادل عملکردی در بیماران همی پارزی مزمن می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه که از نوع ارتباطی سنجی می باشد 70 بیمار سکته مغزی مزمن با میانگین (31/13) 10/59 سال و متوسط مدت زمان گذشته از ضایعه (61/23) 7/31 ماه به روش نمونه گیری غیر احتمالی ساده انتخاب شدند. به منظور ارزیابی تعادل و تحرک عملکردی از آزمون های خم شدن- رساندن Bend- Reach: BR، رساندن عملکردی Functional Reach :FR با استراتژی های مچ پا و هیپ، TUG Timed Up and Go:، Step Test: ST در پای سالم و مبتلا، (BBS) Berg Balance Scale، و جهت سنجش آستانه حس جلدی در 7 نقطه مختلف کف پا از آزمون سمز- وین اشتاین استفاده شد.
یافته ها: اثر اصلی پا (پای سالم و مبتلا) و نقاط (7 نقطه مختلف کف پا) آستانه حس جلدی معنادار (0001/0P<) بوده و اثر متقابل پا × نقاط معنادار (2/0= P) نبود. آستانه حس جلدی در تمامی 7 نقطه کف پای مبتلا همبستگی معنادار (05/0P<) پایین تا بالایی (81/0 -24/0=r) با تمامی آزمون های تعادل و تحرک عملکردی نشان داد. هیچگونه ارتباط معناداری میان آستانه حس جلدی در 7 نقطه کف پای سالم با هیچ یک از آزمون های تعادل و تحرک عملکردی بجز آستانه حس جلدی کف انگشت کوچک پا با نمره کل، پویا و ایستا BBS، FR با استراتژی های هیپ و مچ پا و TUG، آستانه حس جلدی کف انگشت بزرگ پا با نمره ایستا BBS و FR با استراتژی هیپ و آستانه حس جلدی نقطه وسط کنار داخلی کف پا با نمره ایستا BBS و FR با استراتژی مچ پا وجود نداشت.
نتیجه گیری: آستانه حس جلدی کف پای مبتلا ارتباط معنی دار با آزمون های تعادل و تحرک عملکردی دارد. آستانه حس جلدی کف پا در نقاط کف انگشت بزرگ پا و کنار داخلی کف پا نقش مهمی در تعادل و تحرک عملکردی در بیماران همی پارزی دارد.
کلید واژهها: تعادل و تحرک عملکردی، آستانه حس جلدی، همی پارزی
|
|
|
|
|
|