|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
9 نتیجه برای تکرارپذیری
اصغر رضا سلطانی، عبدالرضا زاهدی، لیلا اله پناه، مرجان حیدری، دوره 2، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: در ارزیابیهای عملکردی، عضلات خم کننده عمقی گردن از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این مطالعه، بررسی میزان تکرارپذیری مقادیر قدرت عضلات خم کننده عمقی گردن به کمک دستگاه اسفیگمومانومتر(دستگاه سنجش فشار خون) بود.
روش بررسی: در این مطالعه 30 دانشجوی خانم سالم بین سنین 24- 18 سالگی، به طور داوطلبانه شرکت کردند. حداکثر قدرت عضلات در زمان های متفاوت و به کمک دو آزمونگر مورد ارزیابی قرار گرفت. در هر زمان اندازهگیری، افراد سه بار حداکثر انقباض ارادی خود را به کار بردند و از بین سه تلاش حداکثر قدرت، برای آنالیز آماری انتخاب شد. از آزمونهای ICC ، ضریب همبستگی پیرسون و درصد CV برای اندازه گیری میزان تکرارپذیری در بین زمانها، روزها و بین افراد تست کننده استفاده شد.
یافته ها: نتایج مربوط به ICC ، ضریب همبستگی پیرسون و درصد CV همگی مؤید تکرارپذیری بالای روش اندازهگیری قدرت عضلات عمقی به کمک دستگاه فوق بود (91/0≥ r ،8/3 %≤ CV% و90/. ICC ≥).
بحث: در این مطالعه دستگاه اسفیگمومانومتر و روش اندازهگیری به کمک آن برای ارزیابی قدرت عضلات خم کننده عمقی گردن به صورت روشی معتبر ظاهر شد که میتواند به صورت روشی مفید در توانبخشی مورد استفاده قرار گیرد.
سحر بوذری، حسن جعفری، محمدعلی سنجری، علی جمشیدی، دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از مطالعۀ حاضر بررسی تکرار پذیری ابزار ساخته شده جهت تعیین شاخص "نسبت ارتفاع قوس" بود. روش بررسی: پای راست و چپ 20 آزمودنی سالم توسط ابزار ساخته شده در این مطالعه، بررسی شد. طول پا از خلفی ترین قسمت استخوان کالکانئوس تا انتهای بلندترین انگشت و ارتفاع قسمت پشتی پا اندازه گیری شد. اندازه گیری ها در سه وضعیت 10، 50 و 90 درصد تحمل وزن، در سه فاصلۀ زمانی (10 دقیقه و 5 روز بعد از اولین اندازه گیری) و توسط یک نفر انجام شد. در انتها شاخص نسبت ارتفاع قوس محاسبه شد. یافته ها: مقادیر ICC برای شاخص نسبت ارتفاع قوس در 10، 50 و 90 درصد تحمل وزن با اختلاف زمانی 10 دقیقه بعد از اولین اندازه گیری به ترتیب 96/0، 97/0 و 91/0 و با اختلاف زمانی 5 روز بعد از اولین اندازه گیری 97/0، 97/0 و92/0 بود. مقادیر کمترین تغییر قابل تشخیص برای این شاخص در همۀ وضعیت های اندازه گیری 01/0 بود. نتیجه گیری: با توجه به سادگی کار، هزینۀ پایین ساخت، عدم نیاز به حضور افراد متخصص و همچنین تکرار پذیری بالای بدست آمده در این مطالعه استفاده از آن در مراکز درمانی و تحقیقاتی توصیه می شود.
سید حامد فاضلی، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، محمد سنجری، دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: در ارتباط با تکرارپذیری متغیرهای تعادلی پوسچر در شرایط پویا که سیستم کنترل پوسچر به چالش بیشتری کشیده می شود مطالعات اندکی صورت گرفته است. همچنین گاهی در موارد وجود اختلالات سیستم کنترل پوسچر, در موقعیتهای ایستا نواقص سیستم بدرستی آشکار نمی شود لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تکرارپذیری متغیرهای مرکز فشار در افراد سالم حین انجام فعالیت عملکردی پویا بروی صفحه نیرو بود. روش بررسی:10 فرد سالم غیر ورزشکار با میانگین سنی 25.4 سال، میانگین قد 176.9 سانتیمتر، میانگین وزن68.2 کیلوگرم در این مطالعه شرکت کردند. افراد در حالت ایستاده روی اندام تحتانی غالب روی صفحه نیرو با چشم باز قرار می گرفتند و با اندام فوقانی جسمی را از سطح کمری یک سمت برداشته ودرطرف مقابل درارتفاع بالای شانه ای قرار می دادند.تکرارپذیری متغیرهای سرعت متوسط و مقدار مسافت کل مرکز فشار مورد بررسی قرار گرفت. این آزمون در دو جلسه با فاصله 7روز ودر هرجلسه سه مرتبه انجام گرفت. تکرار پذیری درون جلسه ای (Intrasession) وبین جلسه ای (آزمون-بازآزمون) متغیرها با ضریب همبستگی درون گروهی ICC (Intraclass correlation coefficients) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: ضریب همبستگی درون گروهی درون جلسهای (Intra session) متغیرهای سرعت متوسط مرکز فشار و مسافت کل مرکز فشار به ترتیب 89/0 و 91/0 و تکرارپذیری بین جلسه ای (Test- Retest) این متغیرها به ترتیب 95/0 و 96/0 بدست آمد. نتیجه گیری: نتیجه این مطالعه نشان دهنده تکرارپذیری در سطح بالا وبسیار بالای متغیرهای مرکز فشار در زمان انجام یک فعالیت تعادلی پویاست بنابراین این فعالیت پویا می تواند بعنوان یک الگوی تعادلی در ارزیابی سیستم کنترل پوسچر مورد استفاده قرار گیرد. همچنین با توجه به تکرارپذیربودن دو متغیر سرعت متوسط ومسافت کل مرکز فشار میتوان در مطالعاتی که از صفحه نیرو جهت بررسی سیستم کنترل پوسچر استفاده میکنند بعنوان پارامترهای تکرارپذیر در نظر گرفته شود.
ناصر حوایی، ماندانا رضایی، قدمعلی طالبی، علیرضا فرنام، دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال نوشتن رشدی یکی از انواع ناتوانیهای یادگیری در دانشآموزان است. بررسی مهارت حسی و حرکتی دست در این افراد با استفاده از آزمونهایی که مناسب، عملکردی و نشاندهنده توانایی واقعی فرد در حرکات ظریف و پیچیده دست باشد، از پیشنیازهای طرح برنامه درمانی است. از دسته آزمونهای مورد استفاده جهت بررسی مهارت حرکتی و حسی دست، به ترتیب آزمونهای پوردوپگبورد و تمایز دونقطه میباشد. از این رو هدف این مطالعه، بررسی تکرارپذیری این آزمونها در دانشآموزان با اختلال نوشتن رشدی میباشد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، مهارتهای حسی و حرکتی دست در23 دانشآموز 11-8 ساله با اختلال نوشتن رشدی در شهر تبریز از طریق آزمونهای پوردوپگبورد و تمایز دو نقطه (به دو صورت استاتیک و دینامیک) ارزیابی شد. جهت بررسی تکرارپذیری بینجلسهای آزمونها توسط دو آزمونگر و درونجلسهای با فاصله 1 هفته از ضریب همبستگی درونگروهی، برای مقایسه مهارتها در دختر و پسر، راست دست و چپ دست از آزمون تی مستقل و برای بررسی ارتباط بین مهارت حرکتی با حسی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: ضریب همبستگی درونگروهی برای آزمونهای پوردوپگبورد و تمایز دو نقطه استاتیک و دینامیک در حالت بین جلسهای از 94/0 تا 77/0 و برای حالت درون جلسهای از 69/0 تا 92/0 متغیر بود. مهارت حرکتی با مهارت حسی ارتباط معنادار نداشت. نتیجه گیری: به علت تکرارپذیری بالا میتوان از این آزمونها جهت سنجش مهارتهای حسی و حرکتی و طرح ریزی برنامه درمانی دانشآموزان با اختلال نوشتن رشدی بهره برد. عدم وجود ارتباط بین مهارت حرکتی و حسی در این بیماران، میتواند مرتبط با نوع پاتولوژی اختلال نوشتن باشد که مطالعات بیشتری را میطلبد.
محمدعلی سنجری، نرگس مفتاحی، سعیده سیدمحسنی، مریم فیاضی، ارمغان محمودیان، قربان تقی زاده، سهیل سوهانی، محمد کمالی، دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای آسیبهای دست، نیاز به ارائهی روشی کمّی که بتواند در عین سهولت انجام، با دقت و عینیت روند بهبود درمان را ارزیابی نماید و معیاری از میزان بهبودی بیمار در طول دورهی درمانی به دست دهد ضروری به نظر میرسد. به عنوان اولین قدم در اثبات کارایی روش مد نظر، در این تحقیق تکرارپذیری بین جلسهای معیارهای کمّی بررسی شده است. روش بررسی: اندازه گیری مهارتهای ترسیمی دست در 15 نفر به وسیله ترسیم شکل دایره با دو سرعت ترجیحی و حداکثر و شکل مارپیچ صرفا با سرعت ترجیحی با دو بار تکرار از هر آزمودنی بررسی شد. ثبت دیجیتال ترسیمات توسط Tablet PC به همراه نرم افزار خاص با متوسط نرخ نمونه برداری 120 هرتز انجام گرفت. یافتهها: متغیرهای کمّی محاسبه شده برای ترسیم دایره و مارپیچ با سرعت ترجیحی تکرار پذیر بودند (85/0 < ICC < 55/0)، لذا میتوان از آنها در کمّی کردن ترسیمات استفاده کرد. نتایج مربوط به رسم دایره با سرعت حداکثر، تکرار پذیر نبودند (5/0ICC < ). نتیجهگیری: تحلیل تکرارپذیری نشان داد که معیارهای مربوط به رسم دایره با سرعت حداکثر تکرارپذیر نیستند و نمی توان از آنها برای تعقیب پیشرفت حرکات ترسیمی استفاده کرد. این امر ممکن است به این دلیل باشد که افراد طی گذشت زمان آزمون، تغییرات زیادی را در مقدار سرعت ترسیم خود بروز میدهند. از سویی، پارامترهای رسم مارپیچ و دایره با سرعت ترجیحی، از تکرار پذیری بهتری برخوردار هستند و در تحقیقات میتوان از آنها برای کمّی سازی ترسیمات استفاده نمود.
فایزه سادات محمودی هاشمی، سیدجواد موسوی، بهروز عطارباشی مقدم، سعید طالبیان مقدم، شیوا موسوی، دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف دستیابی به یک پرسشنامه فارسی مناسب برای ارزیابی ضایعات شانه در ورزشکاران، به ترجمه، بومی سازی و تعیین اعتبار و تکرارپذیری پرسشنامه جراحان شانه و آرنج آمریکا پرداخته است. روش بررسی: افراد مورد مطالعه 100 نفر از ورزشکاران رشته های پرتابی و بالای سر مبتلا به آسیب و اختلال در عملکرد شانه (81/5 ± 96/25سال) بودند. روند ترجمه پرسشنامه و تطابق فرهنگی طبق روش استاندارد انجام گرفت. پس از تکمیل مراحل ترجمه و تهیه نسخه فارسی پرسشنامه ASES ، این پرسشنامه به همراه نسخه های فارسی پرسشنامه ناتوانی بازو و شانه و دست (The Disabilities of the Arm Shoulder and Hand: DASH) و سنجش سلامت خلاصه شده 36 سوالی (Short Form 36 Health Survey:SF36) جهت تعیین اعتبار توسط بیماران تکمیل شدند. 30 نفر از این افراد به صورت تصادفی جهت بررسی تکرارپذیری آزمون- بازآزمون پرسشنامه، مجدا پرسشنامه را تکمیل کردند. پس از تکمیل پرسشنامه، داده های بدست آمده مورد ارزیابی آماری قرار گرفت. یافته ها: جهت سنجش همخوانی درونی سوال های موجود در نسخه فارسی پرسشنامه ASES از ضریب همبستگی آلفاکرونباخ استفاده شد. آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه عدد 91/. بدست آمد. برای تکرارپذیری آزمون- بازآزمون از آزمون ICC استفاده شد که مقدار، 91/. بدست آمد. ارتباط بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES با نسخههای فارسی پرسشنامههای SF36 و DASH با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون بررسی شد. همبستگی بین نسخه فارسی پرسشنامهASES و پرسشنامه DASH برابر با 78/0 بود که نشان دهنده ارتباط قوی بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES و DASH است. همبستگی بین نسخه فارسی پرسشنامه ASES با بخش های مختلف پرسشنامه SF36، بین 48/0 تا 62/0 بود که همبستگی متوسط را نشان داد. نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه ASES ابزاری معتبر و تکرارپذیر برای ارزیابی عملکرد شانه در ورزشکاران مبتلا به اختلالات شانه میباشند.
سکینه گلجاریان، گیتی ترکمان، سیدمحمد فیروزآبادی، علیرضا سرمدی، دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در بسیاری از مطالعات در سطح نخاع، تغییرات فعالیت سلول رنشاو با پاسخ H´سنجیده میشود.پس از آنکه برای اولین بار، تحریک کننده الکتریکی که بتواندبا تولید شدتهای تحریک متفاوت و فاصله مشخص،پاسخ H´ را برانگیخته کند،طراحی و ساخته شد،آزمون تکرارپذیری حداکثر دامنه پاسخ H´ بدست آمده از دستگاه جدید و شدت مربوط به آن، در یک جلسه و بین جلسات انجام شد. روش بررسی: پاسخ H´ از 6 فرد سالم در سه جلسه و هرجلسه دوبار از عضله سولئوس پای غالب ثبت شد. فاصله دو ثبت در یک جلسه 20 دقیقه و بین جلسات یک هفته بود. یافته ها: تکرارپذیری نسبی حداکثر دامنه پاسخ H´ و شدت مربوط به آن، در یک جلسه بترتیب 92/0 و 98/0 و در جلسات متوالی بترتیب 86/0 و 9/0 بود. تکرارپذیری مطلق این دو متغیر نیز در یک جلسه بترتیب 37/0 و 47/0 و بین جلسات بترتیب 44/0 و 06/1 بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تکرارپذیری نسبی حداکثر دامنه پاسخ H´ و شدت مربوط به آن، در یک جلسه و در جلسات متوالی درحد بسیار بالا بوده، و تکرارپذیری مطلق این دو متغیر نیز خوب بودهاست.
محمدحسن آذرسا، آزاده شادمهر، نادر معروفی، حسین باقری، شهره جلائی، سیدمحسن میر، دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبات و کنترل عصبی عضلانی عضلات اسکاپولا، عوامل مهمی در عملکرد شانه حین فعالیت های دینامیک می باشند. الگوی سه بعدی حرکت یکپارچه بین مفاصل گلنوهومرال واسکاپولوتوراسیک به عنوان ریتم اسکاپولوهومرال شناخته می شود.درگیرشدن بیشترعضلات روتاتورکاف و اسکاپولا سبب فراخوانی بیشتر واحدهای حرکتی می گردد،بنابراین شاید بتوان بااعمال بار به عضلات اسکاپولا،ارزیابی دقیق تر وجامع تری ازنقش عضلات دروضعیت اسکاپولا داشت.
روش بررسی : ٣٠ نفر بسکتبالیست مذکر۲۰تا۴۰سال برای انجام آزمون اصلاح شده لغزش خارجی اسکاپولا فراخوانده شدند. فاصله خطی بین زاویه تحتانی اسکاپولا و زایده خاری T7-8 در وضعیت های اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار و با اعمال بار ١ کیلوگرمی توسط ۲ آزمونگر در یک جلسه با کالیپر اندازه گیری شد.یکی از آزمونگران یک هفته بعد آزمون را تکرار نمود.
یافته ها: مقادیر Intra-class Correlation Coefficient (ICC) اینتر و اینتراریتر برای اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار به ترتیب ۷۳/٠ و ٨٢/٠ وبرای وضعیت اعمال بار ١ کیلوگرمی به ترتیب ٥٤/٠ و ٨٦/٠ بود. میزان Standard Error of Measurement (SEM) در اندازه گیری های اینتر و اینتراریتر برای اسکاپشن ۹۰ درجه بدون اعمال بار به ترتیب ٨٣/٠و ۵۹/٠ سانتیمتر و برای وضعیت اعمال بار ١ کیلوگرمی به ترتیب ۹۷/٠ و ۴۵/٠ سانتیمتر بود.
نتیجه گیری: اعمال بار ١ کیلوگرمی در اسکاپشن، بهبود قابل توجهی در تکرارپذیری آزمون ایجاد ننمود که نشان می دهد میزان این بار، برای فعال کردن عضلات در این ورزشکاران مناسب نمی باشد.
کلید واژه ها : اسکاپشن با بارگذاری، آزمون لغزش خارجی اسکاپولا ، ورزشکاران ، تکرارپذیری.
پونه قاسمی، ملیحه هادیزاده، احسان صداقت نژاد ، سید جواد موسوی ، محمد پرنیان پور، دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمونهای ردگیری یکی از روشهای شناخته شده برای اندازهگیری و کمی کردن عملکرد سیستم عصبی عضلانی و نیز به عنوان یکی از روشهای دقیق و انعطافپذیر جهت اندازهگیری ظرفیت عملکردی کنترل حسی حرکتی و هماهنگی حسی حرکتی محسوب میشوند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تکرارپذیری خطای کنترلی طی آزمونهای ردگیری الگو در ناحیه تنه در صفحه گشتاورـ زمان در افراد سالم میباشد.
روش بررسی : 20 فرد سالم (13 مرد و 7 زن)، به صورت تصادفی آزمونهای ردگیری الگو شامل دو الگوی دندان ارهای و سینوسی با دو دوره تناوب ۱۰ ثانیه (۳ سیکل) و ۱۵ ثانیه (۲ سیکل) که هرکدام دارای مقدار کمینه برابر 30 و مقدار بیشینه برابر 70 درصد حداکثر تلاش ارادی فرد بودند، را انجام دادند. ردگیری الگوها به صورت تک محوره و در شش جهت گشتاوری متمایز (خمش به جلو، خمش به عقب، چرخش به راست، چرخش به چپ، خمش جانبی به راست و خمش جانبی به چپ) صورت گرفت. میانگین خطای مطلق ردگیری الگو ( Error Mean ) و میزان کارایی ردگیری انجام شده با محاسبه مجذور مجموع مربعات نسبی خطا ( Relative Root Mean Square Error: RRMSE ) طی هر آزمون برای هر شرکتکننده محاسبه گردید. تکرارپذیری نسبی ( Intraclass Correlation Coefficient: ICC ) مقادیر خطای Error Mean و RRMSE نیز برای همهی شرکتکنندهها تعیین شد. همچنین تکرارپذیری مطلق و کمترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که دامنه تکرارپذیری نسبی دادهها ( ICC ) برای Error Mean ، 87/0 – 5/0، دامنه خطای معیار اندازهگیری، 006/0- 002/0و دامنه کمترین تغییر قابل تشخیص با 95 درصد اطمینان 016/0- 007/0 بود. به علاوه این مقادیر برای RRMSE به ترتیب 86/0 – 5/0، 05/0- 024/0 و 139/0- 065/0 به دست آمد.
نتیجهگیری: تحلیل نتایج این مطالعه نشان دهنده تکرارپذیری بالاو بسیار بالای میانگین خطای مطلق ردگیری الگو و مجذور مجموع مربعات نسبی خطا حین انجام آزمونهای ردگیری الگو در ناحیه تنه در صفحه گشتاورـ زمان در افراد سالم میباشد. بنابراین در تحقیقات میتوان از آزمونهای ردگیری الگو برای کمیسازی کنترلپذیری تنه و از متغیرهای نامبرده به عنوان پارامترهای تکرارپذیر استفاده کرد.
کلید واژهها: تکرارپذیری، آزمونهای ردگیری الگو، خطای گشتاوری، فعالیت ایزومتریک تنه
|
|
|
|
|
|
|
|
|