[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: تماس با ما :: جستجو ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
بانک‌ها و نمایه‌نامه‌ها::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب جدید پایگاه چیست؟
ضعیف
متوسط
خوب
عالی
   
..
Google Scholar Metrics

Citation Indices from GS

..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
27 نتیجه برای حرکتی

آزاده شادمهر، محمد رضا هادیان، مهدی عبدالوهاب، شهره جلایی، یحیی جعفری،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: مهارتهای حرکتی یکی از جنبه های بسیارمهم زندگی و تکامل بشر است . کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی ، درفرآیند یادگیری به اندازه سایر کودکان یا به اندازه ای که  توانایی بالقوه آنهاست موفق نبوده و در نتیجه اختلالات جدی در روند زندگی آتی خود خواهند داشت. یکی ازسوالات مطرح در این زمینه این است که  آیا تفاوت در فرهنگ و روش  زندگی کودکان ، در مهارت های حرکتی آنان موثر است یا خیر ؟

روش بررسی: 70 دانش آموز پسرمقطع ابتدایی در دو منطقه1و 16 شهر تهران که از نظر تقسیم بندی شهری در دو منطقه مرفه و غیر مرفه قرار دارند با استفاده از  تست مختصر BOTMP مورد ارزیابی مهارت حرکتی قرار گرفتند.

 نتایج: نتایج به دست آمده نشان داد میانگین نمرات استاندارد کودکان با استفاده از تست مهارت حرکتی، در منطقه یک بیشتر از منطقه شانزده میب‏اشد(026/0P =) .

نتیجه گیری:  کودکان مقطع ابتدایی ساکن در منطقه یک تهران از مهارت حرکتی بالاتری برخوردار بودند و بنابر این  روش زندگی متفاوت می تواند بر مهارت های حرکتی کودکان موثر باشد.


اکرم آزاد، ناصر حوایی، شهلا رفیعی، محمد رضا کیهانی،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه وهدف: یکی از موارد شایع اختلال یادگیری، اختلال در نوشتن محض(دیسگرافیا) است که به­طور قابل ملاحظه ای در پیشرفت تحصیلی و یا فعالیت روزمره زندگی کودکان تداخل می نماید. با توجه به درمان مشکل و نه چندان موفقیت آمیز این نوع اختلال یادگیری، علاقه محققان به بررسی علل، شیوع و مسایل مرتبط با ان بسیار است. هدف از این مطالعه،  مقایسه­ مهارت­های حسی - حرکتی دست در دو گروه کودکان با اختلال نوشتن و  عادی،  9 تا 11 ساله بود.

روش بررسی: تعداد 20 نفر کودک با اختلال نوشتن و 40 نفر کودک عادی 9 تا 11 سال جهت انجام مطالعه انتخاب شدند. شرکت کنندگان توسط آزمون‏های آستانه حس لمس سبک / فشار عمقی)، مهارت حرکتی دست، مهارت دست نویسی مینوستا، قدرت گرفتن درشت، قدرت گرفتن ظریف مورد ارزیابی قرار گرفتند. دست مورد مطالعه در این تحقیق دست غالب (دست راست) بود.

یافته­ ها: مهارت­های حسی ـ حرکتی دست در کودکان با اختلال نوشتن بصورت معنا داری ضعیف­تر از کودکان عادی دررده سنی 11-9 سال بود. اختلاف معناداری بین آستانه لمس کودکان با اختلال نوشتن و عادی وجود داشت (003/0= p). مهارت حرکتی دست کودکان با اختلال نوشتن به طور معناداری ضعیف‏تر از کودکان عادی بود (0001/0p<). قدرت گرفتن درشت و ظریف دست کودکان با اختلال نوشتن به طور معناداری ضعیف­تر از کودکان عادی بود (0001/0p<). مهارت دست­نویسی کودکان با اختلال نوشتن بطور معناداری ضعیف­تر از کودکان عادی بود (0001/0p<).

نتیجه­ گیری : با توجه به نتایج به دست آمده می­توان این نکته را در ذهن متخصصین و درمانگران این گروه کودکان ایجاد کرد که شاید بتوان با ارزیابی‏های حسی ـ حرکتی مناسب، از راهکردهای دقیق­تر حرکتی جهت پیشگیری و درمان کودکان با مشکلات اختلال نوشتاری محض استفاده نمود.

کلید واژه­ها: اختلال نوشتن، مهارت حسیـحرکتی دست، آزمون سمز ـ وینستاین، مهارت حرکتی دست، مهارت دست نویسی، قدرت گرفتن درشت، قدرت گرفتن ظریف.


آزاده شادمهر، حیدر گودرزی، غلامرضا علیائی، سعید طالبیان، سقراط فقیه زاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: انعطاف پذیری عضلات، نقش مهمی در کارایی حرکات و جلوگیری از آسیبهای مفصلی دارد.کشش پاسیو یکی از روشهای رایج جهت افزایش انعطاف پذیری عضله همسترینگ می باشد. ساده ترین متد بررسی اثر بخشی روشهای مختلف کشش عضلات ، اندازه گیری زاویه پوپلیته آل با گونیامتر می باشد . اما از آنجا که این معیار اندازه گیری تنها قادر است طول عضله را بدون در نظر گرفتن تنشن درونی عضله تعیین نماید، قضاوت کاملا صحیحی از انعطاف پذیری را به ما نمی دهد. هدف از این مطالعه بررسی طول و سفتی عضله قبل و بعد از اعمال کشش پاسیو در عضلات همسترینگ کوتاه شده با استفاده از روش  Movement  Quick Release  می باشد.

روش بررسی: 14 مرد در محدوده سنی 20 تا 30 سال که دارای  کوتاهی عضله همسترینگ  بودند ( 20 درجه یا بیشتر کمبود اکستنشن در تست اکستنشن پاسیو زانو با متد اندازه گیری زاویه پوپلیته آل) به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. اندازه زاویه پوپلیتئال توسط گونیامتر دیجیتال و میزان سفتی عضلات همسترینگ در دو حالت فلکشن و اکستنشن با استفاده ازروش Quick Release Movement، قبل و بعد از تمرین مورد ارزیابی قرار گرفت.

یافته­ ها: اعمال کشش پاسیو به طور معناداری باعث افزایش طول عضله همسترینگ گردید.)05/0P< ) کشش پاسیو باعث کاهش سفتی در دو حالت اکستنشن و فلکشن شد که این کاهش در حالت اکستنشن معنادار بود. )05/0P< ) 

نتیجه گیری: یافته های حاصل از این مطالعه  نشان داد بلا فاصله پس از اعمال کشش پاسیو تغییرات معناداری در شاخص های طول و سفتی عضلات همسترینگ کوتاه شده پدید می آید.همچنین ، Movement Quick Release می تواند روش مناسبی جهت تعیین سفتی عضله باشد.


حسین باقری، مهدی عبدالوهاب، لیلا دهقان، راضیه فلاح، سقراط فقیه زاده، مسلم دهقانی زاده،
دوره 3، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: ضعف عضله می تواند یک مشکل عمده برای بیشتر بیماران فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک باشد. با توجه به تاثیر قدرت روی عملکرد حرکتی درشت، هدف از این تحقیق بررسی تاثیر تمرینات مقاومتی از جلو و از کنار قدم برداشتن بر روی پله با وزنه بر عملکرد حرکتی درشت در کودکان فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک بود.

روش بررسی: این مطالعه بر روی 20 کودک فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک 5 تا 12 ساله شامل 11 پسر و 9 دختر با میانگین سنی 15/8 سال (انحراف معیار 25/2 ) انجام شد. آزمودنی ها طی 6 هفته و هر هفته 3 جلسه تمرینات مقاومتی از جلو و از کنار قدم برداشتن بر روی پله با وزنه را انجام دادند. قدرت ایزومتریک عضلات ابداکتور ران، اکستانسور ران، اکستانسور زانو و پلانتار فلکسور مچ پا توسط دستگاه Nicholas MMT ارزیابی شد. در ضمن عملکرد حرکتی درشت توسط ابزار GMFM ارزیابی شد.

یافته ها: قدرت گروه های عضلانی ابداکتور و اکستانسور هیپ ، اکستانسور زانو و پلانتار فلکسور مچ به صورت معناداری (05/0 > P) بعد از مداخله بهبود یافت. همچنین در بخش D آزمون GMFM ، افزایش معناداری برابر با میانگین 59/6 نمره ، در بخش E برابر با 1/4 نمره و در نمره مجموع بخش های D و E ، برابر با میانگین 98/5 نمره مشاهده شد.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد انجام تمرینات مقاومتی از جلو و از کنار قدم برداشتن بر روی پله با وزنه باعث افزایش نمره عملکرد حرکتی درشت در آزمون GMFM بخش های ) D وضعیت ایستادن) و  ) E وضعیت راه رفتن دویدن و پریدن) و مجموع بخش های D و E می شود.  در ضمن انجام این تمرینات باعث افزایش قدرت ایزومتریک عضلات مربوطه می شود.


مالک امینی، آریان شمیلی، بیژن فروغ، روزبه کاظمی، طیبه صیادی نژاد، قربان تقی زاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: از جمله مشکلاتی که به دنبال سکته مغزی ایجاد می شود اسپاستی سیته یا بالا رفتن تون عضلانی، کاهش دامنه حرکتی و کاهش عملکرد بر روی عملکرد اندام فوقانی، دامنه Volar-Dorsal Wrist/Hand Immobilization اندام فوقانی میباشد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر اسپلینت حرکتی مفاصل آرنج، مچ دست و متاکارپوفالانژیال واسپاستی سیته آرنج و مچ دست در بیماران مبتلا به سکته مغزی بود. انجام شد. یک گروه متشکل از (Pretest - Post test Design)
روش بررسی:
این تحقیق به روش مداخله ای و به صورت پیش آزمون– پس آزمون 14 بیمار مبتلا به سکته مغزی با روش غیر احتمالی ساده وارد این مطالعه شدند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از مطالعه، انتخاب و پس از ارزیابی اولیه دامنه ی حرکتی از ،MAS اسپلینت به آنها داده شد و بعد از گذشت یک ماه 11 نفر از آنان دوباره مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای ارزیابی اسپاستی سیته از گونیامتری و عملکرد اندام فوقانی از فوگل مایر استفاده شد. بیماران اسپلینت را دو ساعت در روز و تمام شب ( 6 تا 8 ساعت) به مدت 1 ماه پوشیدند. معنی دار بود. تفاوت دامنه حرکتی مفاصل آرنج و دست و اسپاستی سیته آرنج و P=0/
یافته ها:
تفاوت عملکرد اندام فوقانی قبل وبعد از استفاده از اسپلینت با 04 .(P >0/ مچ دست قبل و بعد از استفاده از اسپلینت با معنیدار نبود ( 05 میتواند عملکرد اندام فوقانی مبتلا Volar-Dorsal Wrist/Hand Immobilization
نتیجه گیری:
نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از اسپلینت در بیماران سکته مغزی را بهبود بخشد. اگر چه تغییراتی در اس
غلامرضا علیایی، امین کردی یوسفی نژاد،
دوره 4، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: مقاله مروری حاضر با هدف بررسی تأثیر وضعیت­های مختلف و تغییرات وضعیت اندام بر پارامترهای رفلکس H صورت گرفته است.

روش بررسی: تغییرات در وضعیت اندام می­تواند بر تحریک پذیری حوضچه نورون حرکتی مؤثر باشد. این به معنای دریافت شواهدی برای کمک به درمان برخی مشکلات نورولوژیکی و بیومکانیکی مانند فتق دیسک کمر و رادیکولوپاتی است یکی از روش­های بررسی این تغییرات رفلکس هافمن است که اولین بار توسط نورولوژیست آلمانی، هافمن در سال 1918 تشریح شد. این رفلکس ، رفلکسی تک سیناپسی است که مانند دیگر رفلکس­های تک سیناپسی مشتمل بر یک بخش آوران متشکل از فیبرهای Ia و یک بخش حرکتی متشکل از فیبرهای حرکتی آلفا می­باشد.

برای بررسی تاثیر وضعیت های مختلف بر پارامترهای رفلکس هافمن از جستجو در پایگاه داده ها و ژورنال های الکتریکی و نیز پایان نامه های مرتبط با موضوع استفاده گردید.

یافته­ ها: تغییرات وضعیت اندام و وضعیت­های مختلف بر پارامترهای رفلکس H مؤثرند.

نتیجه ­گیری: پارامترهای مختلف رفلکس H بخصوص دامنه در وضعیت­های مختلف، تغییرات زیادی نشان می­دهند و این شاید دلیلی است بر اینکه دامنه رفلکس H ، پارامتر زیاد قابل اعتمادی نیست.


فرانک علی آبادی، ریحانه عسکری کچوسنگی، قربان تقی زاده،
دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: کم وزنی نوزاد به هنگام تولد (دارا بودن وزن 2499-1500 گرم (یکی از جدی‌ترین مشکلات بهداشتی کودکان جهان امروز است . شیوع کم وزنی در کشور ما بر طبق آخرین آمار 10% گزارش شده است . همچنین تحقیقات زیادی مشخص کرده اند که کودکان کم وزنی که زنده می مانند دو تا سه برابر بیش از سایر کودکان از ناتوانایی ها و مشکلات  جسمانی ، روانی و اجتماعی کوتاه مدت و طولانی مدت رنج می برند. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر تحریکات لمسی-حرکتی بر وزن گیری نوزادان کم وزن انجام شد. 

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی مداخله ای بود که نمونه گیری آن به صورت تصادفی ساده انجام شد.40 نوزاد کم وزن واجد شرایط ورود به مطالعه به صورت تصادفی در دو گروه درمان ( 20 نوزاد) و کنترل ( 20نوزاد) قرار گرفتند . تحریکات لمسی حرکتی با اعمال فشار متوسط بر نواحی پس سر، گردن، کمر و 4 اندام اصلی همراه با انجام حرکات فلکسیون و اکستانسیون اندام ها در دو وضعیت طاقباز و دمر از روز اول تولد به مدت 10 روز و روزانه 3 مرتبه 15 دقیقه ای برای گروه درمان اجرا گردید. وزن تمامی نوزادان در روز اول و دهم با یک ترازو و توسط یک نفر ارزیابی شد.  

نتایج: نتایج ارزیابی ها نشان دهنده وجود تفاوت آماری معناداری بعد از 10 روز دریافت تحریکات لمسی- حرکتی در گروه لمس درمانی نبود. ( 05/0≤P )

نتیجه گیری: بنظر می رسد تحریک لمسی- حرکتی تاثیری در وزن گیری نوزادان کم وزن ندارد. با توجه به تفاوت نتایج حاصل از این مطالعه با برخی مطالعات دیگر، بنظر میرسد نیاز به مطالعات بیشتر در مورد تاثیر انجام این تکنیک در نوزادان کم وزن وجود دارد.


مرضیه نجفی، سبحان نجفی، سعید طالبیان،
دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف:  شرایط بیومکانیک اندام میتواند تاثیر بارزی بر بکارگیری واحدهای حرکتی داشته باشد. الکترو میوگرافی سطحی روشی است برای ارزیابی فعالیت عضلانی و زمان شروع آن در هنگام فعالیتهای مختلف.  هدف از این تحقیق استفاده از این روش برای تعیین کارکرد مراکز کنترل حرکت به ازای نوع کار در عضلات اکستانسور مفصل زانو ‌است.

روش بررسی: تعداد ده فرد سالم در این تحقیق شرکت کردند و در دو زنجیره باز و بسته پنج بار حرکت خم و باز شدن زانو را همزمان با ثبت الکترومیوگرافی عضلات انجام دادند. پس از محاسبه انتگرال هر یک از تکرارها بر اساس زنجیره (باز - بسته) و نوع انقباض (کانسنتریک - اکسنتزیک) متوسط سه تکرار میانی از پنج تکرار محاسبه و مقایسه شدند.

یافته ها: مقایسه بکارگیری واحدهای حرکتی در سه عضله اکستانسور زانو در دو نوع انقباض کانسنتریک و اکسنتریک در زنجیره باز تفاوت معنی‌داری را نشان نداد ولی در زنجیره بسته برای دو عضله واستوس مدیالیس و واستوس لترالیس این تفاوت معنی‌دار بود (P<0.05). نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در بکارگیری واحدهای حرکتی سه عضله  بین دو زنجیره باز و بسته در دو نوع انقباض وجود دارد (P<0.00) .

نتیجه گیری: : در زنجیره باز بین دو انقباض کانسنتریک و اکسنتریک نحوه بکارگیری واحدهای حرکتی تفاوتی ندارند. این فرایند حاکی از آن است که صرف نظر از نوع انقباض در زنجیره باز وارد ساختن نرونهای حرکتی در یک الگوی کنترلی قرار دارند. در زنجیره بسته انقباض کانستریک از بکارگیری واحدهای بیشتری نسبت به اکسنتریک بر خوردار است که با مکانیزم میزان دخالت جزء انقباضی نسبت به عوامل غیر انقباضی همسو است و این امر ناشی از طبیعت دو نوع فعالیت است که در زنجیره بسته بیشتر عینیت پیدا کرده‌است. مقایسه بین دو زنجیره نشان داد که در زنجیره بسته هر دو نوع انقباض (اکسنتریک و کانسنتریک) دارای حجم بیشتری از واحدهای حرکتی هستند. بدین معنی که در زنجیره بسته به لحاظ اثر نیروهای وارده این افزایش اتفاق افتاده‌است.


صغری قره باغی، محمدرضا هادیان، مهدی عبدالوهاب، لیلا دهقان، پروین راجی، سقراط فقیه زاده،
دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: اهمیت عملکرد اندام فوقانی برای انجام فعالیتهای روزمره زندگی حیاتی است و هرگونه اختلال عملکرد می تواند مشکلات عمده ای را برای بیماران فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک ایجاد نماید. از این رو اعمال پروتکل­های بازتوانی که بتواند به بازگشت عملکرد دست کمک نماید، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی بر عملکرد حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک (7-3 سال) بود.

روش بررسی: 13 کودک فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک 3 تا 7 ساله شامل 4 پسر و 9 دختر با میانگین سنی 92/4 در این مطالعه شرکت نمودند. تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی طی 8 هفته و هر هفته 3 جلسه برای ایشان انجام شد. عملکرد حرکتی اندام فوقانی توسط آزمون Quest و شدت اسپاستی سیتی مچ توسط Modified Ashworth Scale(MAS) ارزیابی شد.

یافته ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که بعد از اعمال تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی، عملکرد حرکتی اندام فوقانی به صورت معناداری (001/0P< ) بهبود یافت. همچنین، درجه اسپاستی سیتی عضلات مچ کاهش معنی داری را نشان داد 022/0 P< . 

نتیجه ­گیری: بر اساس نتایج تحقیق حاضر می توان پیشنهاد نمود که تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی می تواند موجب افزایش عملکرد حرکتی اندام فوقانی و کاهش اسپاستی سیتی اندام گردد. این امر به نو به خود، موجب کاهش ناتواناییهای بیمار می گردد. از این رو، بکارگیری پروتکل­های جاری برای بیماران پیشنهاد می شود.


پریسا کاظمی، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، سید جواد موسوی،
دوره 5، شماره 1 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیبهای ستون فقرات خصوصا در حین باربرداری در محیط های شغلی , یکی از شایع ترین بیماریهای عصبی-عضلانی در عموم جمعیت جهان است. حرکات نامتقارن , خم شدن و چرخش مداوم , حمل اجسام و انجام فعالیتهای قدرتی موجب آسیب به ستون فقرات می شوند. ورزش به عنوان یک فعالیت همه جانبه , شاید بتواند باعث اعمال نیروی کمتر به ستون فقرات و کاهش آسیب گردد. لذا هدف از این مطالعه بررسی تغییرات کنترل حرکتی به ازای حمل بار در طی حرکت دینامیک و سه بعدی تنه و تحت اثر قرینگی یا غیرقرینگی رفتار در ستون فقرات بین افراد ورزشکار و غیرورزشکار است.
روش بررسی: برای انجام این پژوهش , 17 خانم جوان غیرورزشکار و17 خانم جوان ورزشکار انتخاب شدند. پارامترهای زمانی کنترل حرکت (زمان پیش حرکت و زمان حرکت) در فاز برداشتن بارهای 5 , 7 , 9 و 12 کیلوگرم در دو حالت قرینه و غیرقرینه از عضلات اکستانسوری و فلکسوری تنه محاسبه گردید.
یافته­ ها: در هر دو گروه  ورزشکار و غیرورزشکار , با افزایش لود عضلات زودتر وارد عمل شدند (P<0/05). علیرغم اینکه غیرقرینگی, یک روند کاهشی را در زمان شروع حرکت عضلات در لود 7 کیلوگرم و یک روند افزایشی را در زمان شروع حرکت عضلات در لود 12 کیلوگرم نشان داد , اما این تغییرات معنادار نبود. زمان پیش حرکت عضلات مورد بررسی در مرحله بلند کردن بار در گروه ورزشکاران کمتر از افراد غیرورزشکار بود (P<0/01).
نتیجه­ گیری: با افزایش لود , براساس مکانیسم کنترل حلقه باز (Feed forward control) و آگاهی افراد از میزان وزنه ها عضلات آمادگی بیشتری برای شروع حرکت دارند لذا سریعتر وارد عمل می شوند. به نظر می رسد در سیستم نوروموتور ورزشکاران به دلیل تجربه ورزشی , پاسخ حرکتی از قبل برنامه ریزی شده (Preprogrammed) و اتوماتیک است , لذا آمادگی بیشتری برای شروع حرکت دارند.


فرانک علی آبادی، سپیده نازی، بهاره مغفوری،
دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه وهدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه وضعیت تکامل حرکتی درشت  شیرخواران  12- 8  ماهه دارای سابقه بستری درNICU به دلیل وزن پایین حین تولد با شیرخواران طبیعی بر اساس مقیاس رشد حرکتی پی بادی بوده است .
روش بررسی: این مطالعه از نوع سنجش تحلیلی (غیرمداخله ای) و بررسی مقطعی بوده است و که بر روی18  شیرخوار دارای سابقه بستری در NICU بیمارستان حضرت علی اصغر و 14 شیرخوار با وزن حین تولد طبیعی مراجعه کننده به مرکز بهداشت بیمارستان بعنوان گروه کنترل انجام گرفته است . گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و در مرحله بعد از طریق مقیاس رشد حرکتی پی بادی II  بوده است.در پایان  نمرات بدست آمده  در هر دو گروه با استفاده از آزمون آماری  T مستقل مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین میانگین نمرات مربوط به بهره حرکتی درشت دو گروه شیرخواران با وزن تولد پایین ( 90.83)و شیرخوران با وزن تولد طبیعی(106.78) با سطح معنی داری 0.95تفاوت معناداری وجود داشت.( 0.002 p=)
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که شیرخواران دارای سابقه وزن پایین تولد درکسب مهارتهای حرکتی درشت بطور معناداری پایین تر از شیرخواران طبیعی هستند. که این امر نشان دهنده این است که کودکان با وزن تولد پایین  بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات تکاملی حرکتی می باشند.  


مهدی رافعی بروجنی، بهروز عبدلی، علیرضا فارسی، محمد سنجری،
دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل دقیق کینماتیک و کینتیک اندام و همچنین تعامل آن با جهان خارج یک امر ضروری برای اجرای اعمال حرکتی ماهرانه است. نیروی گرانش نقش مهمی در جهت گیری فضایی، حس عمقی، جابجایی و آغاز یا متوقف کردن حرکت ها دست بر عهده دارد. هدف از اجرای این تحقیق مطالعه تاثیر تغییر جهت حرکت با توجه به نیروی گرانش زمین بر فراخوانی برنامه حرکتی تعمیم یافته در حرکت ها ی تک مفصلی سریع آرنج بود.
روش بررسی: 15 نفر از دانشجویان داوطلب با میانگین سنی( 8/3± 8/24) که هیچ گونه سابقه بیماری عصبی- حرکتی نداشتند در این تحقیق شرکت کردند. نود درصد حداکثر دامنه حرکتی مفصل آرنج به عنوان زاویه هدف در نظر گرفته شد. از آزمودنی­ها خواسته شد که حرکت فلکشن هدفمند آرنج را با حد اکثر سرعت ممکن در هفت وضعیت مختلف با توجه به نیروی گرانش زمین اجرا کنند. در حین اجرای حرکت، الکترومیوگرافی سطحی از عضلات دوسر و سر خارجی سه سر بازویی به عمل آمد. متغیرهای زمان بندی نسبی، فعالیت نسبی و توالی انقباض عضلانی از RMS داده­ها استخراج شد. با استفاده از آنالیز واریانس درون موردی با اندازه­­گیری مکرر (05/0P≤) نتایج تجزیه وتحلیل شدند.
یافته ها: الگوی فعالیت عضلانی در سه وضعیت با بقیه تفاوت داشت همچنین تفاوت معنی­داری بین فعالیت نسبی و زمان بندی نسبی در چند وضعیت حرکت مشاهده شد. در وضعیت شماره چهار، حرکت در صفحه سهمی حول محور عرضی(در جهت گرانش)، توالی انقباض عضلانی در هفت نفر تغییر پیدا کرد.
نتیجه گیری: به نظر می­رسد که تغییر جهت حرکت با توجه به نیروی گرانش یکی از عوامل تاثیر گذار در برنامه ریزی و اجرای حرکت های دست می باشد و می­تواند باعث فراخوانی برنامه حرکتی تعمیم یافته متفاوت شود.


فرانک علی آبادی، مالک امینی، مهدی علیزاده، مجید کلانی، مصطفی قربانی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه ارزیابی همه جانبه­ی تکاملی نوزادان بسیار مطرح می­باشد. اما عملا برخی از این ارزیابیها به خصوص آنها که دستکاری بیشتری روی نوزاد پر خطر اعمال می­کنند می­توانند باعث بروز استرس بیشتر به وی شوند. بنابراین گاه لازم می­شود از نتایج یک دسته از ارزیابی­های تکاملی در پیش­بینی ابعاد دیگر تکامل استفاده شود. هدف از مطالعه­ی حاضر بررسی میزان ارتباط بین نمرات آزمون رفتاری با آزمون عملکرد حرکتی بود .
روش بررسی:  این پژوهش از نوع بررسی مقطعی بود و در مرکز مراقبتهای ویژه نوزادان و درمانگاه نوزادان بیمارستان شهید اکبر آبادی تهران انجام شد. یک گروه متشکل از 50 نوزاد با وزن حین تولد پایین با روش غیر احتمالی آسان و با توجه به معیارهای ورود وارد مطالعه شدند. برای ارزیابی عملکرد حرکتی از آزمون عملکرد حرکتی t‏est of infant motor performance:TIMP)) و برای ارزیابی عملکرد رفتاری از آزمون مقیاس ارزیابی رفتاری نوزاد (NBAS  :neonatal behavioral assessment scale ) استفاده شد. TIMP دارای دو بخش مشاهده­ای و تحریکی می­باشد. NBAS شامل آیتم­های خوگیری، تعامل اجتماعی، سیستم حرکتی، سازماندهی حالات، تنظیم حالات، سیستم خود مختار، خنده، ایتم­های مکمل و رفلکس می­باشد.
یافته­ ها: ارتباط معنی­داری بین ایتم خوگیری از آزمون رفتاری و بخش مشاهده­ای آزمون حرکتی وبین ایتم خوگیری و بخش تحریکی و همچنین بین ایتم سیستم خود مختار از آزمون رفتاری و بخش مشاهده­ای از آزمون حرکتی دیده نشد (05/0 P>). ارتباط بین سایر متغییر ها معنی ­دار بود (05/0 P<).
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان می­دهد که نمرات بعضی ایتم­های عملکرد رفتاری می­تواند پیش­بینی کننده­ی نمرات ایتم­های عملکرد حرکتی نوزادان با وزن حین تولد پایین در زمان نوزادی باشد.


فرناز فرشچی، ملاحت اکبرفهیمی، محمدعلی نظری،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : نواقص حرکتی شامل همی پارزی، عدم هماهنگی و اسپاستیسیته از رایج ترین آسیب های بعد از سکته مغزی هستند. بیشتر بیماران در طی زمان در بعضی از این نواقص بهبود می بابند که البته میزان آن در بیماران مختلف متفاوت می باشد. شواهدی هست که نشان می دهد افزایش شدت و کمیت درمان پس از سکته مغزی می تواند بهبود را افزایش بخشد. توانبخشی حرکتی این بیماران شامل ترکیبی از تکنیک های حرکت درمانی است که در بسیاری از کلینیک های کاردرمانی انجام می گیرد. اما در این روند توانبخشی به امواج مغزی بیماران سکته مغزی و تاثیری که این امواج می تواند بر حرکت داشته باشد توجهی نمی شود. یکی از این امواج تتا می باشد، لذا هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر همراه کردن کاردرمانی و نوروفیدبک بر درمان حرکتی بیماران سکته مغزی می باشد.

روش بررسی : این مطالعه بصورت طرح تک آزمودنی Single-System design(AB) بر روی 2 بیمار سکته مغزی انجام شد. در طی فاز پایه عملکرد اندام فوقانی و تحتانی بیماران (با استفاده از آزمون های فوگل-مایر و برگ ) ، سه روز در هفته و به مدت 4 هفته مورد ارزیابی قرار گرفته و مداخلات کاردرمانی هم انجام شد. پس از اتمام این دوره  فاز درمان آغاز گردید که ترکیبی از کاردرمانی و نوروفیدبک است و مدت آن نیز 4 هفته بود. سپس نتایج ارزیابی های فازهای پایه و درمان مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت.   

یافته­ ها: هر دو بیمار بهبودی معنی داری را در عملکرد اندام فوقانی ( بیمار 1 ، 1/81% و بیمار 2 ، 1/68% ) و تحتانی (بیمار 1، 1/73% و بیمار 2 ، 4/75%) در آزمون فوگل-مایر و برگ (بیمار 1 ،6/51 % و بیمار 2 ، 1/68% ) نشان دادند.

نتیجه گیری: باتوجه به بهبودی قابل توجه در عملکرد اندام فوقانی و تحتانی بیماران به نظر می رسد همراه کردن نوروفیدبک با درمانهای رایج کاردرمانی، می تواند نتایج بالینی بهتری در بر داشته باشد. اگرچه به مطالعات بیشتر در آینده نیاز است.


خدیجه اوتادی، محمدرضا هادیان، غلامرضا علیایی، بهرام رسولیان، سعید امام دوست، الهه باریکانی، عصمت تربتیان، اصغر قاسمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان اعمال محدودیت حرکتی روش جدیدی در درمان بیماران همی­پلژی مزمن می­باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تغییر کیفیت و مقدار حرکت (توسط آزمون  شاخص عملکرد حرکتی) در بیماران همی پلژیک مزمن بعد از  اعمال محدودیت درمانی تغییر یافته در مقایسه با درمانهای رایج فیزیوتراپی می­باشد.

روش بررسی: 10 بیمار به طور تصادفی ساده در دوگروه درمانی (اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته و یا گروه درمان فیزیوتراپی رایج) قرار گرفتند. 5 بیمار در اندام مبتلا برای 2 ساعت در روز؛ 3 بار در هفته به مدت 2 ماه، تمرین درمانی دریافت کردند. این بیماران 5 ساعت در روز هم به منظور استفاده حداکثری از اندام مبتلا در اندام سالم  اسپلینت دست - بازو می­پوشیدند (گروه اعمال محدودیت حرکتی). 5 بیمار هم در گروه درمان­های رایج فیزیوتراپی, تمریناتی مشابه با گروه دیگر از نظر شدت و  2 ساعت در روز , یک روز در میان به مدت 2 ماه دریافت کردند. قبل وپس از 2 ماه درمان، کیفیت و مقدار حرکت بر اساس شاخص فعالیت حرکتی تعیین شد.

یافته­ ها: آزمون ویلکاکسون نشان داد که بیماران در هر دو گروه درمانی بهبودی در کیفیت و مقدار حرکات پس از درمان نشان می­دهند.  مقایسه بین دو گروه توسط آزمون من- ویتنی مشخص کرد که گروه درمانی اعمال محدویت نسبت به گروه درمان رایج فیزیوتراپی بهبودی بیشتری (02/0P=) نشان می­دهد.

نتیجه­ گیری: اگرچه درمان اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته نسبت به درمان های رایج در بهبود کمیت و کیفیت حرکات موثرتر است. اما درمان رایج فیزیوتراپی هم در صورتی که به شکل فعال انجام گیرد در بهبودی این پارامترها موثر می­باشد.


خاطره فرخ منش، محمدصادق قاسمی، حسن سعیدی، مسعود رودباری، رضا عمادی فر،
دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: طبق مشاهدات کلینیکی، هایپرپرونیشن پا بسیار شایع است و می‌تواند سبب راستای نامناسب اندام تحتانی شود. این امر در ایستادن و راه رفتن، نقص‌های عملکردی و ساختاری بدن ایجاد می‌کند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر هایپرپرونیشن پا بر راستای ستون فقرات، در وضعیت ایستاده بود.

روش بررسی: 35 مرد سالم 18 تا 30 سال در این مطالعه شرکت نمودند. ارزیابی توسط دو آزمون‌گر در 4 وضعیت ایستایی (سطح صاف و گوه‌های 10، 15 و 20 درجه) با دستگاه آنالیز حرکتی زبریس انجام گرفت. هر یک از روش‌های اندازه‌گیری فوق 3 مرتبه تکرار شد. برای تجزیه و تحلیل آماری SPSS نسخه 17 و آزمون‌های تی زوجی، آنالیز واریانس با داده‌های تکراری استفاده گردید.

یافته‌ها: میان همه‌ی مدها در متغیرهای زاویه ساکرال، شیب لگنی، لوردوز کمری و کایفوز پشتی (به جز در میان مد اول و دوم) اختلاف معنی دار آماری دیده شد(0083/0< P). در نهایت یک گرایش مثبت برای آزمون‌گرها و همه‌ی متغیرها، با افزایش مقدار زاویه گوه به دست آمد.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد با افزایش دو طرفه پرونیشن پا، زاویه ساکرال، شیب لگنی، لوردوز کمری و کایفوز پشتی افزایش یافتند که در حقیقت هر کدام، یک پدیده جبرانی محسوب می‌شد.


علی رضا فارسی، بهروز عبدلی، مریم کاویانی، اکرم کاویانی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: در ارتباط با تاثیر‌گذاری نقش محیط به گونه‌های متفاوت بر رشد اتفاق نطر وجود دارد. نقش محیط می‌تواند به صورت فعال یا غیر فعال باشد. غنی سازی محیط روشی  غیر فعالی است که برای نشان دادن تاثیر محیط بر رشد دوره نوزادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. پژوهش حاضر، با هدف تعیین تاثیر غنی سازی ادراکی-حرکتی اولیه  بر رشد بعدی حرکات ظریف نوزادان انجام شد.

روش بررسی: 15 نوزاد 5 تا 8 ماهه سالم به صورت تصادفی از مرکز شیرخوارگاه آمنه شهر تهران انتخاب شدند و به صورت همگن از نظر سنی در گروه های تمرین(8 نفر، با میانگین سنی2±5/6 ماه)و بی تمرین(7 نفر، با میانگین سنی2±5/6 ماه) قرار گرفتند. نوزادان گروه آزمایش به مدت 36 جلسه (3 جلسه در هفته) و هر جلسه یک ساعت  در محیط غنی شده اداراکی-حرکتی(شامل  در دسترس بودن ابزار متنوع دستکاری و جابجایی) قرار گرفتند. پس از پایان 36 جلسه، در مرحله اول اندازه‌گیری، مهارت‌های حرکتی ظریف نوزادان با استفاده از مقیاس رشد حرکتی پی بادی ارزیابی شد. سه ماه بعدی کلیه نوزادان در شرایط یکسان و عادی نگهداری شدند. در مرحله دوم، پس از گذشت این سه ماه،  مهارت‌های حرکتی ظریف نوزادان با استفاده از مقیاس رشد حرکتی پی بادی ارزیابی شدند. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون تحلیل واریانس عاملی مرکب (زمان)2×(گروه)2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد، در متغیر معادل سنی حرکات ظریف، اثر اصلی گروه( 53/10= 10و1F و 009/0P=)  و اثر اصلی مراحل اندازه‌گیری (33/96= 10و1F و 001/0P=) معنادار بود. تعامل میان گروه و مراحل اندازه‌گیری (58/2= 10و1F و 13/0P=) معنادار نبود. همچنین در متغیر نمره مقیاس بندی شده حرکات ظریف، اثر اصلی گروه (65/6= 10و1F و 02/0P= ) و اثر اصلی مراحل اندازه‌گیری( 93/32= 10و1F و 001/0P=) معنادار بود. تعامل میان گروه و مراحل اندازه‌گیری( 24/0= 10و1F و 63/0P=) معنادار نبود.

نتیجه گیری: به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد، تجربه ادراکی-حرکتی اولیه  بر رشد حرکات ظریف  بعدی نوزادان تاثیر مثبتی دارد.


زهرا قربانپور، سیدعلی حسینی، روشنک وامقی، مهدی رصافیانی، حمید دالوند، پوریا رضا سلطانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: فلج مغزی شایع ترین علت ناتوانی حرکتی طولانی مدت در دوران کودکی می باشد. این کودکان برای بهبود حرکت نیاز به درمان طولانی مدت دارند، بنابراین نیاز به مداخلات و اموزش هایی هم در منزل وجود دارد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر اموزش مراقبت های ویژه ی روزمره ی زندگی به مراقبین در منزل، بر عملکرد حرکتی درشت در کودکان فلج مغزی 72-۱۵ ماهه میباشد.

روش بررسی: در این مطالعه ی تجربی، 40کودک 15تا72 ماهه ی مبتلا به فلج مغزی از بین مراجعه کنندگان به کلینیک های توانبخشی تهران مطابق معیارهای تحقیق انتخاب شدند. و پس از همتاسازی از نظر نوع فلج مغزی، نوع کلینیک، سن کودک، بهره ی هوشی، تعداد جلسات کاردرمانی و سطح عملکرد حرکتی درشت ( gross motor function classification system :GMFCS) به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. ابزار جمع­آوری داده­ها شامل: فرم مشخصات دموگرافیک، GMFCS و اندازه عملکرد حرکتی درشت (gross motor function measurement :GMFM66) بود. داده ها در 3 نوبت، قبل از مداخله، 1.5 ماه و 3 ماه بعد از مداخله توسط فردی غیر از محقق جمع اوری شد. اجرای مداخله به این شکل بود که محقق در منزل کودکان گروه مداخله حضور می­یافت و آموزش­های مربوط به مراقبت­های ویژه­ی روزمره­ی زندگی را به صورت عملی طی 1 جلسه­ی 4 ساعته در منزل همراه با تطبیق منزل ارائه میداد. سپس در طول 3 ماه اجرای مداخله را توسط والدین پیگیری میکرد. برای تحلیل داده­ها از آزمون­های کولموگروف اسمیرنوف، کای اسکوئر، تی مستقل، آزمون با اندازه­های تکراری و آنالیز کوواریانس استفاده شد.

یافته­ها: نتایج نشان داد که عملکرد حرکتی درشت در هر دو گروه، 1.5 و 3 ماه بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله تفاوت معناداری داشت(0.001 (P< . همچنین پیشرفت نمرات عملکرد حرکتی درشت در پیش آزمون _ پس آزمون (1.5 ماه بعد از مداخله (0.006 (P< و پیش آزمون _ آزمون پیگیری (3ماه بعد از مداخله) (0.001 (P< هر دو بین گروه کنترل و مداخله تفاوت معنادار داشت و در گروه مداخله این تفاوت بیشتر بود.

نتیجه­گیری : آاموزش مراقبت­های ویژه­ی روزمره­ی زندگی، به مراقبین، در منزل، باعث بهبود عملکرد حرکتی درشت کودکان فلج مغزی 15 تا 72 ماهه میشود.

کلید واژه­ها : فلج مغزی، مراقبت­های ویژه­ی روزمره­ی زندگی، عملکرد حرکتی درشت


مریم کاویانی، هوشنگ دادگر، زهرا سلیمانی، مسعود صالحی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: مشکلات تغذیه­ای در کودکان فلج مغزی شایع می­باشد. مداخلات زود هنگام دهانی حرکتی می­تواند عملکرد تغذیه­ای را در این کودکان بهبود بخشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر مدت زمان تحریکات دهانی حرکتی بر عملکرد تغذیه­ای در کودکان فلج مغزی اسپاستیک می­باشد.

روش بررسی: دوازده کودک فلج مغزی اسپاستیک در محدوده سنی 2تا 7 سال در دو گروه A , B قرار گرفتند. کودکان گروه A به مدت 12 جلسه(سه روز درهفته) و کودکان گروه B به مدت 24 جلسه(سه روز در هفته) تحریکات دهانی حرکتی را دریافت کردند.مهارت های تغذیه ای با استفاده از مقیاس حرکتی دهان ارزیابی شدند.داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری فریدمن و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته­ها: نتایج نشان داد که تحریکات دهانی حرکتی بر عملکرد تغذیه­ای در هر دو گروه موثر بود. بهبود عملکرد های بستن دهان،بستن لب در هنگام تغذیه با قاشق و مکیدن نی درکودکان گروه B در مقایسه با گروه A تفاوت معنی­داری داشتند(05/0 P< ). در عملکردهای جویدن،کنترل مایعات در حین بلع و کنترل ماده­ی غذایی بین دو گروه تفاوت معنی­داری مشاهده نشد(05/0 P> ) .همچنین در نمره کل عملکرد تغذیه­ای بین دو گروه تفاوت معنی­داری مشاهده نشد (05/0 P> )).

نتیجه­گیری: تحریکات حرکتی دهان بر عملکرد تغذیه­ای کودکان فلج مغزی اسپاستک موثر می­باشد ولی با افزایش تعداد جلسات درمانی (افزیش مدت زمان تحریک) فقط رفتارهای خاصی از تغذیه بهبود می­یابند.

کلید واژه­ها: فلج مغزی اسپاستیک، مهارت­های تغذیه ، تحریکات حرکتی دهان.


کوثر دانیار، علی حیرانی، عبدالحسین پرنو،
دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: فلج مغزی یک بیماری حسی حرکتی است که کنترل پوسچر و حرکت را تحت تأثیر قرار می­دهد. کودکان مبتلا به فلج مغزی با اختلالاتی در عملکرد بدن مثل اسپاستی­سیته، کاهش قدرت عضلانی و کنترل انتخابی حرکت روبه­رو هستند که ممکن است فعالیت­های عملکردی و مشارکت در زندگی روزمره را محدود سازند. هدف از این مطالعه تأثیر 8 هفته برنامه تمرینی مقاومتی پیـش­رونده بر وضعیت جسـمانی و حرکتی کودکان فلج مغـزی همـی­پلژی می­باشد.

روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه­تجربی با رویکرد مداخله­ای بر روی 16 کودک فلج مغزی همی­پلژی 12-4 سال در سطح 1و2 طبـقه­بندی (Gross Motor Function Classification System: GMFCS) مراجعه کننده به مراکز کاردرمانی شهر ایلام انجام شد. پروتکل تمرین شامل عملکرد حرکتی درشت 16 جلسه 1 ساعته تمرینات مقاومتی پیش­رونده در گروه­های عضلانی هدف گروه آزمایش (8 نفر) بود. قدرت عضلانی اندام فوقانی و عملکرد حرکتی درشت (Gross Motor Function: GMF) در قبل و بعد از مداخله ارزیابی شدند.

یافته­ها: قدرت گروه­های عضلانی دست برتر به صورت معنی­داری بعد از مداخله بهبود یافت، همچنین در فعالیت­های ایستادن، راه­رفتن، دویدن و پریدن نیز افزایش نمره مشاهده شد (05/0 p< ). در میزان قدرت دست مبتلا نتیجه معنی­داری مشاهده نشد.

نتیجه­گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که انجام تمرینات مقاومتی پیش­رونده باعث بهبود عملکرد حرکتی درشت و افزایش قدرت ایزومتریک دست برتر می­شود.

کلید ­واژه­ها: فلج مغزی نیمه بدن، وضعیت جسمانی، عملکرد حرکتی، تمرین مقاومتی پیش­رونده.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

فصلنامه توانبخشی نوین Journal of Modern Rehabilitation
Persian site map - English site map - Created in 0.06 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4741