|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
7 نتیجه برای حس عمقی
محمد رضا هادیان، محسن میر، سعید طالبیان، نسرین ناصری، دوره 1، شماره 1 - ( 2-1386 )
چکیده
زمینه و هدف : لیگامان متقاطع قدامی در زانو دو نقش مکانیکال و حسی دارد. حس عمقی توسط بازسازی وضعیت مفصل و آستانه درک حرکت پاسیو در وضعیت بدون تحمل وزن ارزیابی شده است. پیشنهاد شده است که ارزیابی حس عمقی در وضعیت فانکشنال اندام تحتانی ممکن است اثر آسیب و بازسازی لیگامان متقاطع قدامی را بر عملکرد حس عمقی زانو بهتر نشان دهد.هدف مطالعه حاضر ارزیابی حس وضعیت مفصل زانو بعد از بازسازی لیگامان متقاطع قدامی در وضعیت فانکشنال بود. روش بررسی: 12 بیمار که تحت عمل بازسازی لیگامان متقاطع قدامی قرار گرفته بودند و 12 فرد سالم در این مطالعه شرکت کردند. حس وضعیت مفصل در زانوی غالب افراد سالم و زانوی عمل شده و زانوی سالم بیماران از طریق بازسازی زاویه تست شده مورد ارزیابی قرار گرفت. برای اندازه گیری زاویه از سیستمی متشکل از فوتوگرافی دیجیتال، مارکرهای غیر منعکس کننده و آنالیز با AutoCAD استفاده شد. ارزیابی در دو وضعیت، حرکت در جهت اکستانسیون و حرکت در جهت فلکسیون صورت گرفت. خطای مطلق به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. یافته ها: تفاوت معنی داری در حس وضعیت مفصل بین دو زانوی عمل شده و زانوی سالم بیماران و هر کدام از زانوهای بیماران با زانوی غالب افراد سالم در هر وضعیت تست وجود نداشت. همچنین بین دو وضعیت تست، در هر کدام از زانوهای بیماران و گروه کنترل اختلاف معنی دار وجود نداشت. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد افرادی که تحت عمل بازسازی لیگامان متقاطع قدامی قرار گرفته اند در وضعیت تحمل وزن اختلالی در حس وضعیت مفصل ندارند. حس وضعیت مفصل زانو عمدتا توسط گیرنده های عضلانی- تاندونی تامین میشود. اطلاعات حسی گیرنده های مکانیکی سایر لیگامانها و کپسول مفصلی، ارسال پیامهای حس عمقی را تکمیل می کنند.
میثم محمدی، محمد رضا هادیان، غلام علیائی، محمود جلیلی، حسین کریمی، دوره 2، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم داون رایج ترین اختلال کروموزمی است که در آن به دلیل نقص در تجربه حسی مناسب، بسیاری از مهارت های حرکتی درشت و ظریف دچار نقصان می باشد. با توجه به اهمیت زبردستی بر تعامل کودک سندرم داون با محیط و استقلال در فعالیتهای روزمره زندگی، توسعه آن اهمیت بالایی دارد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر تحریکات همزمان حسهای سطحی و عمقی بر زبردستی کودکان سندرم داون آموزش پذیر 7-6 ساله بود. روش بررسی: در این تحقیق، 33 کودک سندرم داون آموزش پذیر 7-6 ساله، شرکت و در سه گروه 11 نفره قرار گرفتند. در گروه اول، کودکان به مدت 30 دقیقه، سه بار در هفته، تحریکات حس سطحی دریافت کردند. کودکان گروه دوم در همین مدت تحریکات حس عمقی و کودکان گروه سوم بصورت همزمان، تحریکات حس سطحی و عمقی دریافت کردند. نتایج حاصل از سه گروه پس از 30 جلسه مداخله، که با ارزیابی نهایی توسط آزمون زبر دستی ( purdue peg board ) به دست آمد، با هم مقایسه گردید. یافته ها: بر اساس آزمون آنالیز واریانس فاکتوریال دوحالتی و آزمون Repeated measurement، اختلاف تغییرات زبردستی بین 3 گروه، معنی دار بود (005 /0 ≥ p ). جهت بررسی روند پیشرفت زبردستی، هر یک از گروهها به صورت جداگانه تحت آزمونRepeated measurement قرار گرفتند. گروه سوم، روند صعودی معناداری در زبردستی نشان داد (005 /0 ≥ p). گروههای اول و دوم، روند معناداری در بهبود زبردستی نشان ندادند (005 /0 ≥ p ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این تحقیق، می توان پیشنهاد نمود که جهت بهبود زبردستی کودکان سندرم داون و احتمالا در سایر کودکانی که با مشکلات کنترل حرکتی روبرو هستند، می توان از تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی بهره برد .
صغری قره باغی، محمدرضا هادیان، مهدی عبدالوهاب، لیلا دهقان، پروین راجی، سقراط فقیه زاده، دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت عملکرد اندام فوقانی برای انجام فعالیتهای روزمره زندگی حیاتی است و هرگونه اختلال عملکرد می تواند مشکلات عمده ای را برای بیماران فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک ایجاد نماید. از این رو اعمال پروتکلهای بازتوانی که بتواند به بازگشت عملکرد دست کمک نماید، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی بر عملکرد حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک (7-3 سال) بود . روش بررسی: 13 کودک فلج مغزی دایپلژی اسپاستیک 3 تا 7 ساله شامل 4 پسر و 9 دختر با میانگین سنی 92/4 در این مطالعه شرکت نمودند. تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی طی 8 هفته و هر هفته 3 جلسه برای ایشان انجام شد. عملکرد حرکتی اندام فوقانی توسط آزمون Quest و شدت اسپاستی سیتی مچ توسط Modified Ashworth Scale(MAS) ارزیابی شد. یافته ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که بعد از اعمال تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی، عملکرد حرکتی اندام فوقانی به صورت معناداری (001/0P< ) بهبود یافت. همچنین، درجه اسپاستی سیتی عضلات مچ کاهش معنی داری را نشان داد 022/0 P< . نتیجه گیری: بر اساس نتایج تحقیق حاضر می توان پیشنهاد نمود که تحریکات همزمان حس سطحی و عمقی می تواند موجب افزایش عملکرد حرکتی اندام فوقانی و کاهش اسپاستی سیتی اندام گردد. این امر به نو به خود، موجب کاهش ناتواناییهای بیمار می گردد. از این رو، بکارگیری پروتکلهای جاری برای بیماران پیشنهاد می شود.
صغرا مرتضایی فر، جواد صراف زاده، امیر احمدی، دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: حس عمقی یک جزء مهم در سیستم حسی- پیکری است که از طریق رفلکسهای عضلانی نقش حفاظتی در جلوگیری از آسیبهای حاد دارد. کاهش در حس عمقی میتواند باعث اختلال در زمان عکس العمل، کنترل پوسچر و ثبات پوسچرال شود. افراد مبتلا به کمردرد مزمن کاهش در حس عمقی ناحیه کمری- خاجی دارند که منجر به نقص عملکرد عصبی-عضلانی و از دست دادن ثبات موضعی در ناحیه کمر میشود و احتمال ایجاد آسیب را افزایش میدهد. بررسی بازسازی وضعیت کمر میتواند به عنوان شاخصی برای ارزیابی حس عمقی این ناحیه به کار رود. هدف از این مطالعه مقایسه بازسازی وضعیت کمر در افراد مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم است. روش بررسی: 18 فرد سالم با میانگین سن 19/2 ± 33/23 سال و 18 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن با میانگین سنی 93/2± 83/23 سال در این مطالعه شرکت داشتند. میزان خطا در بازسازی وضعیت کمر با استفاده از الکتروگونیامتر دستگاه بایومتریکس و با چشم بسته درحالت ایستاده در سه زاویه 30% و 60% حداکثر خم شدن کمر و همچنین بازسازی زاویه نوترال اندازهگیری شد. دو خطای مطلق و ثابت در بازسازی 3 وضعیت مذکور محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: خطای مطلق در بازسازی هر سه زاویه در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن به طور معناداری بیشتر از گروه سالم بود(05/0p<) اما خطای ثابت در بازسازی هر سه زاویه بین دو گروه تفاوتی را نشان نداد (05/0 (p>. نتیجهگیری: بیشتر بودن خطای مطلق در بازسازی وضعیت کمر در زنان مبتلا به کمردرد مزمن نسبت به گروه کنترل دلالت بر آن دارد که برخی از جنبههای حس عمقی در این بیماران مختل شده است.
الهه سجادی، غلامرضا علیایی، سعید طالبیان، محمدرضا هادیان، شهره جلائی، رحیمه محمودی، الهه امینی، دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: حس عمقی که از جمله دقیق ترین حواس بدن است و باعث آگاهی از وضعیت بدن هر لحظه در فضا می شود، در حفظ سلامت فیزیکی و جلوگیری از آسیب اهمیت بالایی دارد. خستگی، یکی از عوامل برهم زننده ی حس عمقی است. با اینکه مطالعات زیادی به بررسی اثر خستگی بر حس عمقی مفاصل محیطی و کمر پرداختهاند ولی کار بر روی بررسی اثرات خستگی بر حس عمقی ناحیهی گردن بسیار محدود بوده است. لذا هدف از این مطالعه بررسی تاثیر خستگی موضعی بر حس عمقی گردن در افراد سالم با توجه به جنسیت بود.
روش بررسی: 17 فرد جوان سالم (8 زن و 9 مرد) با میانگین سنی 44/3 ± 12/24 سال در زنان و 98/1 ± 77/23 سال در مردان، تست بازسازی سری-گردنی به وضعیت نوترال را که شامل؛ بازسازی دقیق وضعیت سر بروی تنه پس از چرخش عرضی به راست و چپ میباشد را برای ارزیابی دقت و پایایی حس عمقی با استفاده از آزمون t زوجی و من ویتنی، از طریق اندازه گیری خطای مطلق، خطای ثابت و خطای متغیر در دو موقعیت قبل و بعد از خستگی انجام دادند.
یافتهها: خستگی تغییر معناداری در شاخصهای سنجش حس عمقی (خطای مطلق، خطای ثابت و خطای متغیر) در زنان و مردان ایجاد نکرد (05/0 P> )، بعلاوه تفاوتی بین زنان و مردان در شاخصهای سنجش حس عمقی مشاهده نشد (05/0 P> ).
نتیجه گیری: نتایج حاصل بیانگر آن است که خستگی بدنبال انقباض ایزومتریک عضلات بالابرندهی کتف نمیتواند باعث برهم زدن دقت بازسازی زاویه در افراد سالم شود. همچنین، در این بررسی مقدماتی جنسیت تاثیری بر حس عمقی گردن نداشت.
کلید واژهها: حس عمقی گردن، خستگی، تست بازسازی سری-گردنی، خطای مطلق، خطای ثابت، خطای متغیر
مریم چرمزاده، امیر احمدی، نادر معروفی، رضا رجبی، دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: حس عمقی یک نوع فیدبک از اندامها به سیستم عصبی مرکزی است که به عنوان یک ابزار حسی که شامل حس وضعیت و حس حرکت است، تعریف میشود. حرکات دقیق و کنترل شده یک بخش مهم از فعالیتهای ورزشی و عملکردهای روزمره هستند که نیازمند اطلاعات دقیق حس عمقی میباشند. تمرکز گیرندههای حس عمقی در ناحیه ی گردن، ساکروایلیاک و مچ پا بیشتر است. هدف از این مطالعه بررسی خطای بازسازی وضعیت در ناحیهی گردن، در ورزشکاران نخبه ی بدمینتون و بسکتبال و مقایسهی آن با افراد غیر ورزشکار بود. روش بررسی: برای انجام این پژوهش، 20 خانم بسکتبالیست (با میانگین سنی40/ 23سال)، 20 خانم بدمینتون باز (بامیانگین سنی 81/24سال) و 20 خانم غیر ورزشکار (با میانگین سنی 95/24سال) به صورت هدفمند انتخاب شدند. در ابتدا دامنه کامل حرکات گردن 3 گروه ارزیابی شد و سپس خطای بازسازی وضعیت گردن در زاویه هدف (30% از کل دامنه حرکتی در هر حرکت) برای حرکات خم شدن گردن به جلو و عقب، خم شدن گردن به چپ و راست، چرخش گردن به چپ و راست با استفاده از دستگاه Cervical Range of Motion: CROM در نمونههای تحقیق اندازه گیری شد. یافتهها: خطای مطلق بازسازی زاویهی هدف در چهار حرکت خم شدن گردن به جلو، عقب، چپ و چرخش گردن به چپ در دو گروه بدمینتون باز و بسکتبالیست کمتر از گروه کنترل بود و همچنین خطای بازسازی زاویهی هدف در خم شدن گردن به راست و چرخش گردن به راست، در گروه بدمینتون باز کمتر از گروه کنترل بود. نتیجهگیری: حس عمقی گردن در اثر تمرینات ورزشی خاص میتواند بهبود یابد. بدمینتون و بسکتبال دو ورزش غیربرخوردی هستند که نیازمند هماهنگی چشم و دست میباشند و از آنجاییکه در تحقیق حاضر خطای بازسازی وضعیت گردن در این ورزشکاران بهتر از افراد سالم غیرورزشکار بود احتمالا ورزشهای مورد مطالعه باعث بهبود حس عمقی این افراد شده است . کلید واژه ها: حس عمقی، گردن، بازسازی وضعیت، بدمینتون، بسکتبال
معصومه یداللهی، امیر احمدی، جواد صراف زاده، نادر معروفی، رضا رجبی، شیوا موسوی، نیما جوادی، دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
حس عمقی بخشی از سیستم حس پیکری است. یکی از مهمترین گیرندههای حس پیکری، دوک عضلانی میباشد و ناحیه ی گردن با داشتن تراکم بالای دوک عضلانی، نقش مهمی در فراهم کردن این حس دارد. از آنجاییکه در ورزشهای رزمی و برخوردی، ضربههای زیادی به ناحیهی سر و گردن وارد میشود، این احتمال وجود دارد که با تکرار این ورزشها، حس عمقی این ناحیه دچار اختلال شود. تحقیق حاضر با هدف مقایسهی حس عمقی ورزشکاران کشتیگیر، تکواندوکار و افراد غیرورزشکار، جهت مشخص کردن اثرات ضربههای وارد شده به ناحیهی سر و گردن بر حس عمقی این ناحیه، صورت یافت.
این بررسی یک مطالعهی مورد- شاهدی بود که تعداد کل نمونه– اندازهگیری شد. روش آماری مورد استفاده آزمون آنوای یک طرفه بوده است.
دقت بازسازی زاویهی هدف (50% از دامنهی حرکتی) در حرکتهای اکستانسیون، چرخش به راست و چرخش به چپ بین سه گروه تفاوت معنیداری داشت (05/0>P).
به نظر میرسد که حس عمقی ناحیهی سر و گردن کشتیگیران و تکواندوکارها تحت تأثیر ضربات وارد به سر و گردن قرار گرفته است طوری که دقت بازسازی هر دو وضعیت نوترال و هدف، در کشتیگیران کاهش یافته بود و این در حالی است که تکواندوکارها در بازسازی وضعیت هدف خطای بیشتری داشتند.
حس عمقی، خطای بازسازی وضعیت، سر و گردن، کشتیگیر، تکواندوکار
|
|
|
|
|
|
|
|
|