16 نتیجه برای درمان
خسرو خادمی کلانتری، ناهید طحان، غلامحسین نساج،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: سرما درمانی از دیر باز به عنوان یک روش معمول برای کاهش یا جلوگیری از ادم ناشی از ضربات مطرح بوده است. در دهه های اخیر مطالعات زیادی بر روی سایر اثرات سرما از جمله اثر آن بر روی میزان قدرت واستقامت عضلات انجام گردیده که نتایج ضد و نقیضی به همراه داشته است. هدف از مطالعه حاضر پاسخ به این سؤال است که آیا سرما می تواند سبب تغییر در قدرت عضلانی گردد یا خیر؟
روش بررسی: این تحقیق بر روی ۳۰ داوطلب با متوسط سن ٢٢ سال صورت گرفت. در شرایط استاندارد شده از داوطلب خواسته می شد عمل مشت کردن را با حداکثر قدرت انجام دهد. برای اعمال سرما ازکیسه یخ به مدت ۱۵ دقیقه که بر روی سطح قدامی ساعد قرار داده می شد استفاده گردید. حداکثر قدرت مشت کردن قبل و همچنین در فواصل زمانی ۰ تا ۱٢۰ دقیقه بعد از اعمال سرما اندازه گیری شد.
یافتهها: قدرت عضلات قدامی ساعد بعد از اعمال سرما به سرعت کاهش یافت بطوریکه بعد از ۱۰ دقیقه حداکثر افت قدرت را به میزان حدود ۱۸% شاهد بودیم. سپس بتدریج به قدرت گریپ افزوده شد، بطوریکه بعد از ۱٢۰ دقیقه به مقادیری حدود ۵% بیشتر از قدرت پایه قبل از اعمال سرما رسید.
نتیجه گیری: با توجه به ازدیاد اندک قدرت عضلانی و تاخیر زمانی طولانی بنظر نمی رسد که سرما درمانی عضلات از این نظر دارای ارزش کاربردی در توانبخشی بیماران باشد ولی در ورزشکاران این ازدیاد قدرت می تواند حائز اهمیت باشد.
مهدی عبدالوهاب، حسین باقری، هومن قربانی، غلام علیائی، محمود جلیلی، احمد باغستانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی، یکی از علل عمده ای است که موجب ناتوانی در جمعیت بزرگسالان می شود. فرد ترجیح می دهد از اندام غیر مبتلا برای انجام فعالیتهای مراقبت از خود استفاده کند و به این پدیده «یادگیری عدم استفاده» اندام فوقانی مبتلا گفته میشود. محدودیت درمانی یکی از انواع مداخلات توانبخشی است که بنظر می رسد توانایی حرکتی و استفاده عملکردی از اندام فوقانی درگیر را در بعضی از بیماران همی پارزی بعد از سکته مغزی بهبود می بخشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر زمانی روش محدودیت درمانی بر روی عملکرد، هماهنگی و حرکات اندام فوقانی بیماران همی پلژی بزرگسال
بود.
روش بررسی: در این تحقیق، 15 بیمار سکته مغزی در درمان ساختار بندی شده (CIT) که موجب استفاده از اندام مبتلا در فعالیتهای مختلف می شد به میزان 5 روز در هفته، تا 12 هفته و روزی 2 ساعت شرکت کردند و اندام سالم آنها 5 روز در هفته و روزی 5 ساعت در طی 12 هفته محدود شد. جهت ارزیابی حرکتی و زبردستی از تست فوگل مایر و مینوسوتا استفاده شد.
یافته ها: بر اساس t تست زوجی، در ارزیابی حرکات شانه و آرنج، حرکات مچ، حرکات دست و هماهنگی و سرعت اندام فوقانی سمت مبتلا با تست فوگل مایر اختلاف تغییرات میانگین قبل و بعد از مداخله و در بازه های مختلف زمانی معنی دار بوده است(05/0>p ) و بیشترین افزایش در نمرات تا هفته هشتم بود و از هفته هشتم به بعد افزایش نمرات پیشرفت چشمگیری نداشت.
همچنین در ارزیابی زبردستی با Minnesota Manual Dexterity Test اختلاف تغییرات میانگین قبل و بعد از مداخله و در بازه های زمانی مختلف معنی دار بوده است (05/0>p ) و بیشترین افزایش در نمرات تا هفته دهم بود.
نتیجه گیری: اطلاعات حاصل از تحقیق حاضر نشان می دهد که روش محدودیت درمانی حرکتی ممکن است روش موثری جهت بهبود عملکرد باشد و موجب استفاده بیشتر از اندام مبتلا شده و بر یادگیری عدم استفاده غلبه میکند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که نمرات تست فوگل مایر و تست مینوسوتا میتواند بهبودی مهارتهای عملکردی را نشان دهد.
مهدی عبدالوهاب، محمود جلیلی، لیلا دهقان، پروین راجی، فرشته فرزیان پور،
دوره 2، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه وهدف: ارزشیابی یک برآورد یا تخمینی از تواناییهای بالقوه و بالفعل میباشد. فرایند ارزیابی درونی به ویژه در سطح گروه آموزشی میتواند به عنوان یکی از ساز وکارهای موثر در کیفیت آموزش باشد.
هدف از این پژوهش تعیین سطح عوامل تشکیل دهنده گروه کاردرمانی و تعیین نقاط قوت ، ضعف ، فرصتها وتهدیدها بود که جهت ارتقائ برنامه ها وفعالیتهای گروه کاردرمانی استفاده می شود.
روش بررسی: پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی بود. دراین ارزیابی نه عامل مورد بررسی قرارگرفت که عبارت بودند از : 1- رسالتها واهداف 2- ساختار سازمانی ومدیریت 3- هیات علمی 4- دانشجویان 5- فرآیند تدریس ویادگیری 6- دوره های آموزشی و برنامه درسی 7- دانش آموختگان 8- امکانات و تجهیزات آموزشی وپژوهشی 9- پژوهش. بررسی از طریق پرسشنامه بوده و جمع آوری اطلاعات هر پرسشنامه بر حسب حوزه مورد ارزیابی انجام شد. نتایج بر حسب درصد بیان گردید که مقادیر کمتر از 9/49 درصد نامطلوب و بین 50 تا 9/74 درصد مطلوب و بیشتر از 75 درصد بسیار مطلوب تفسیر شد.
یافته ها: یافته های نه عامل مورد بررسی در تحقیق حاضر به قرار ذیل بود: عامل رسالتها و اهداف در سطح بسیار مطلوب (امتیاز 06/4، 2/81 درصد)، ساختار سازمانی و مدیریت در سطح بسیار مطلوب (امتیاز 95/3، 79 درصد)، هیات علمی در سطح مطلوب (امتیاز 63/3، 6/72 درصد) ، دانشجویان در سطح مطلوب (امتیاز 1/3، 62 درصد)، دوره های آموزشی و برنامه های درسی در سطح مطلوب (امتیاز 56/3، 2/71 درصد)، دانش آموختگان در سطح نامطلوب (امتیاز 25/2، 45 درصد)،امکانات و تجهیزات آموزشی وپژوهشی در سطح مطلوب (امتیاز 18/3، 6/63 درصد)، پژوهش در سطح مطلوب (امتیاز 11/3، 2/62 درصد) و کیفیت درمان در سطح بسیار مطلوب (امتیاز 22/4، 4/84 درصد) قرار گرفت. همچنین از کل عوامل مورد ارزشیابی گروه کاردرمانی، در مجموع( امتیاز 44/3 ،1/68 درصد) را بدست آورد.
نتیجه گیری: با توجه به یافتههای ارزیابی درونی، گروه کاردرمانی در وضعیت مطلوب قرار دارد.
سعید طالبیان، آزاده شادمهر، محمد اکبری، سحر موسوی قمی، مرضیه نجفی،
دوره 2، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: عضلات شرکت کننده در تولید صدا در ناحیه حنجره از مهم ترین بخش در گفتار دقیق و تکلم هستند. شناخت فعالیت طبیعی این عضلات در اختلالات گفتاری و آسیب شناسی گفتار از اهمیت ویژهای برخوردار است. ارزیابیهای کلینیکی در این زمینه به غیر از آزمایشات گفتاری و ارزیابیهای رفتار گفتاری و سنجش تولید شاخصهای صوت در واکههای مختلف، شامل ثبت الکترومیوگرافی فعالیتهای عضلات با استفاده از الکترودهای سوزنی است که بسیار مشکل و نیاز به آرامش بیمار و مهارت بالای فرد معاینهکننده دارد. ثبت فعالیت الکتریکی عضلات با استفاده از الکترودهای سطحی راحت و مقدور میباشد. اگرچه این روشهای ارزیابی تا سطح تشخیصی راه زیادی دارند ولی برای سنجش رفتارهای نوروفیزیولوژیک و تعیین اثر بخشی مداخلههای درمانی استاندارد و مورد قبول جوامع علمی هستند. هدف این تحقیق رسیدن به راهی جدید در این زمینه بود.
روش بررسی: تعداد 68 فرد سالم ( 34 زن و 34 مرد ) در محدوده سنی 30-20 سال پس از تکمیل پرسشنامه، توجیه و آموزش اولیه دراین پژوهش شرکت کردند. افراد بصورت نشسته روی صندلی با تکیهگاه مناسب در پشت و ساعد قرار می گرفتند. الکترودهای ثبات سطحی بر روی عضلات ناحیه قدام گلو شامل تیروآریتنوئید و کرایکوتیروئید در دو سمت چپ و راست و در محدودههای میانی و پایینی گردن با فاصله 1 سانتیمتری از خط میانی واقع می شدند. ثبت سکوت گفتاری و تولید همخوانهای سایشی واکدار (ز- ژ) و بیواک (س- ش) به مدت 10 ثانیه به طور تصادفی و استراحت بینابینی به مدت 10 ثانیه به تعداد 5 تکرار انجام میگرفت. اطلاعات بدست آمده در حوزه زمان و فرکانس و همچنین معیارهای غیر خطی مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفتند.
یافته ها : در ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات مسئول تولید همخوان های سایشی واکدار میزان انتروپی و درصد تکرار پذیری این عضلات کمتر از همخوان های بی واک بود (05/0(P>.
نتیجه گیری: ثبت سطحی از عضلات تیروآریتنوئید و کرایکوتیروئید مقدور میباشد و حساسترین پارامتر مؤلفههای غیرخطی هستند. در نهایت ثبت الکترومیوگرافی سطحی روش جدیدی است در ارزیابی عضلات فوق در کنار ارزیابی های کلینیکی آسیب شناسی گفتار.
حمید دالوند، لیلا دهقان، آوات فیضی، سیدعلی حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی تاثیر رویکرد درمانی لواس خانه مدار در بهبود تعاملات اجتماعی، گفتار و زبان ، بازی و مهارتهای رفتاری، و شدت بیماری کودکان درخود مانده انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی و مداخله ای از نوع قبل و بعد 30 کودک در خودمانده 8-6 سال شهر تهران از بین مراجعه کنندگان به کلینیکهای شرق تهران مطابق معیارهای تحقیق انتخاب شدند. برای ارزیابی تاثیر بکارگیری رویکرد درمانی لواس خانه مدار در کل و در هریک از ابعاد مهارتی شامل تعاملات اجتماعی، گفتار و زبان، بازی و رفتار قبل و بعد از انجام مداخله درمانی از پرسشنامه غربالگری و مقیاس ارزیابی کودک درخود مانده استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون های آماری t زوج شده، ویلکاکسون و چند متغیره T2 هتلینگ انجام شد.
یافته ها :بعد از بکارگیری مداخله، نمرات مقیاسPDDAS کاهش معنی داری یافت (001/0>p). پیشرفت معنی داری در بهبود مهارت های تعاملات اجتماعی(001/0 > p)، گفتار و زبان (001/0 = p)، بازی (001/0 > p ) و رفتاری (002/0 = p) بعد از انجام مداخله درمانی دیده شد. این رویکرد باعث کاهش معنی دار شدت بیماری در کودکان در خود مانده نشد (05/0
نتیجه گیری :رویکرد درمانی لواس بعنوان یک روش درمانی خانه مدار، باعث بهبود مهارتهای تعاملات اجتماعی، گفتار و زبان، بازی و رفتاری در کودکان درخودمانده می گردد.
مهدی عبدالوهاب، حسین باقری، مریم موحدیان، غلامرضا علیایی، محمود جلیلی، احمدرضا باغستانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: درمانهای توانبخشی بیماران همیپلژی برای بهبود استقلال فرد در انجام فعالیتهای روز مرهی زندگی براستراتژیهای جبرانی تمرکز دارند و عموما بیماران استفاده از سمت سالم و ابزار کمکی برای انجام ADL یاد میگیرند. در مقابل، محدودیت درمانی حرکتی استفاده از سمت سالم را محدود و استفاده از سمت مبتلا را تشویق میکند و درنهایت این درمان به بازگردانی عملکرد حرکتی فرد در انجام فعالتهای روزمره زندگی کمک میکند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر روش محدودیت درمانی بر فعالیت های روزمرهی زندگی بوده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مداخلهای است که نمونهگیری در آن به صورت در دسترس بوده است. 15 بیمار سکتهی مغزی در برنامهی درمانی که موجب استفاده از اندام فوقانی مبتلا در فعالیتهای روز مرهی زندگی میشد، مورد مطالعه قرار گرفتند. اندام فوقانی سمت سالم بیماران برای مدت 8 هفته ودر هر هفته 5 روز، روزانه 5 ساعت محدود شد و بیماران روزانه 2 ساعت برنامهی تمرینی مشخصی را با سمت مبتلا انجام میدادند. در پایان به منظور ارزیابی فعالیتهای روز مرهی زندگی از تست بارتل و جهت ارزیابی عملکرد اندام فوقانی در فعالیتهای روز مرهی زندگی از تست عملکردی بازو استفاده شده است.
یافته ها: در ارزیابی نمرات مراقبت از خود و تحرک و نمرهی کلی در تست بارتل، اختلاف تغییرات میانگین دادهها در قبل از مداخله و بعد از8 هفته مداخله معنی دار بوده است( 001/0p<.). همچنین در ارزیابی عملکرد اندام فوقانی در فعالیتهای روز مرهی زندگی اختلاف تغییرات میانگین قبل از مداخله و بعد از 8 هفته مداخله معنی دار بوده است( 0001/0p<.).
نتیجه گیری:یافتههای حاصل از پژوهش حاضر نشان میدهد که روش محدودیت درمانی حرکتی ممکن است روش موثری جهت بهبود توانایی انجام فعالیتهای روز مرهی زندگی باشد و موجب استفاده بیشتر از اندام مبتلا در جریان این فعالیتها شده و بر یادگیری عدم استفاده غلبه کند.
هادی راحمی، سید کمال الدین مصطفوی، فاطمه اسفندیارپور، محمد پرنیان پور، ابوالفضل شیرازی عدل،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مفصل زانو به دلیل حرکات و بارهای زیادی که در طی انواع فعالیت های روزمره، شغلی و ورزشی بر آن تحمیل میشود، در معرض خطر بالای صدمات و دژنراسیون است. استئوآرتریت و آسیب های لیگامانی اغلب سبب بروز درد و کاهش سطح فعالیت های فرد میگردد که این امر خود هزینههای انسانی واقتصادی هنگفتی را بر جوامع تحمیل میکند. از این رو برای سال های متمادی مطالعه بیومکانیک مفصل زانو همواره مورد توجه محققین زیادی بوده است. هدف اصلی این تحقیقات شناخت بهتر عملکرد مفصل زانوی سالم و آسیبدیده است. بطوریکه عمده روش های پیشگیری از آسیب و درمان بر اساس همین تحقیقات بنا شده است.
روش بررسی: بدلیل مشکلات، محدودیت های عملی و اخلاقی همچنین هزینه هنگفت انجام مطالعات تجربی بر روی زانوی زنده و جسد استفاده از مدلسازی ریاضی به روش المان محدود ابزار کارا، قوی و مکملی برای بررسی بیومکانیک مفصل زانو است.
یافته ها: مزیت روش المان محدود در بررسی بیومکانیک مفصل مقاوم بودن آن برای تلفیق نمودن هندسه سه بعدی مفصل زانو، قیود پیچیده و شرایط بارگذاری، همچنین موادی با ویژگیهای غیر خطی و ناهمگن است.
نتیجه گیری: در این مقاله با مرور مطالعات مهمی که با روش المان محدود به بررسی بیومکانیک زانو پرداختهاند و بحث پیرامون عمده نتایج آنها به ترسیم چشمانداز آتی در بررسی بیومکانیک مفصل زانو مبادرت شده است.
مالک امینی، آریان شمیلی، رسول یاراحمدی، حسن جعفری،
دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیبهای ناشی از کار(Work Related Injury: WRI)میتواند باعث مشکلاتی نظیر تغییر یا از دست دادن شغل،خستگی و فرسودگی شغلی گردد. شیوع این آسیبها در درمانگران آمریکا از سال 2004 تا 2006 از 2/10% به 5/13% افزایش یافته است. با عضویت حداقل3700 فیزیوتراپیست و900 کاردرمانگر در نظام پزشکی ایران و با توجه به گسترش حیطههای شغلی کاردرمانی و فیزیوتراپی در کشورمان و روند رو به رشد پذیرش دانشجو در این رشتهها و نیز تحقیقات اندک در زمینه آسیبهای ناشی از کار در درمانگران، ممکن است چالشی تحقیقاتی برای پژوهشگران پیش رو باشد. هدف کلی از این مرور نظاممند، بررسی جامع شیوع مشکلات ناشی از کار،عوامل زمینه ساز و دلایل این آسیبها ومشکلات در درمانگران و در نهایت پیشبینی مشکلات در جمعیتهای کاردرمانی و فیزیوتراپی ایران است.
روش بررسی: با اجرای مراحل 5 گانه مرور سیستماتیک مبتنی بر شواهد و با توجه به معیارهای ورود بدست آمده ازچند مقاله مرتبط، جستجوی مقالات از طریق پایگاههای اینترنتی،کتب مرجع ومرور پیشنهادی مقالات(Citation review) انجام شد و در ابتدا 50 مقاله بدست آمد. در نهایت این مرور 25 مطالعه تحقیقی در 2 دههگذشته در نقاط مختلف جهان را در برمیگیرد(2010 -1990).
نتیجه گیری: مشخص شد که مشکلات عضلانی از رایجترین انواع آسیبهای ناشی از کار است. این آسیبها در اکثر مراکز درمانی و بیشتر در بخش عمومی،ارتوپدی وبخش حاد دیده شد. آسیب ناحیه کمر مشهودتر بود. سن زیر30 سال، تجربه کم و کار سنگین از عوامل خطرساز بودند. نحوهی دستگذاری(Handling) غلط درمانگران رایجترین علت آسیبها معرفی شد. درکنار آسیب های عضلانی اسکلتی مذکور، مسائل روانی-اجتماعی شایع در این مطالعه افسردگی، عصبانیت و زدگی از کار عنوان شد. در خاتمه تلاش شد تا با درنظر گرفتن فرهنگ، مختصات و ویژگیهای شغلی درمانگران در ایران و بسط و مقایسه اطلاعات بدست آمده، ابعاد مختلف مشکلات ناشی از کار در درمانگران ایران پیشبینی شود.
نرگس قمری، سیدعلیرضا درخشان، محبوبه قمری ، عصمت قمری،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: کاردرمانی بعنوان یک رشته کلینگر، تمامی ابعاد یک بیماری را در نظر گرفته و با ارائه تکنیکهای درمانی مناسب، بیمار را به سوی فعالیت روزانه مستقل، سوق میدهد. با توجه به اهمیت این حرفه در بخش سلامت لازم است برنامهریزان شغلی و تحصیلی، عوامل ذاتی تاثیر گذار بر انگیزه کاردرمانگران را مورد بررسی قرار دهند. هدف از این پژوهش تعیین انگیزش شغلی بر اساس شاخص بالقوه انگیزش در بین کاردرمانگران استان فارس بود تا از این منظر، ابعاد شغلی و نهایتاً توان انگیزشی حرفه کاردرمانی در بین نمونه در دسترس مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مقطعی در سال 1390 انجام گرفته است. جامعه آماری شامل تمام کاردرمانگران استان فارس میباشد(41 نفر). ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه معتبر ویژگیهای شغل(:JCM Job Characteristics Model) جان واگنر میباشد. آزمون ضریب همبستگی پیرسون از روشهای آماری بکار رفته با استفاده از نرم افزار SPSS میباشد. برای اندازه گیری پایایی از روش محاسبهی آلفای کرونباخ و برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوا استفاده شد.
یافته ها: بین متغیرهای دموگرافیک و توان انگیزشی رابطه معنیداری وجود نداشت(05/0
نتیجه گیری: در این مطالعه توان انگیزشی حرفه کاردرمانی پایین بدست آمد. بر اساس شاخص انگیزش، ساختار شغلی حرفه کاردرمانی در نمونه مورد مطالعه، امکان انگیزش درونی را برای شاغلین فراهم نمی کند.
ناصر امینی، حسین باقری، مهدی عبدالوهاب، احمدرضا باغستانی، پروین راجی، محمود جلیلی، علی منتظری،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی نوعی اختلال عصبی با شروع ناگهانی است که در اثر آسیب به عروق مغزی اتفاق میافتد و در بین این افراد 50% همیپلژی هستندکه 53%-23% وابستگی کامل یا ناقص در فعالیتهای روزمره زندگی دارند. محدودیت درمانی حرکتی یکی از روشهای درمانی برای بیماران سکته مغزی است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر روش محدودیت درمانی حرکتی بر روی کیفیت زندگی، عملکرد و دامنه حرکتی اندام فوقانی بیماران سکته مغزی بزرگسال میباشد.
روش بررسی: این تحقیق به روش مداخلهای و تصادفی روی 15 بیمار صورت گرفته است. حرکات اندام فوقانی سمت سالم بیماران 3 روز در هفته و برای 8 ساعت با اسلینگ ارتوپدی محدود شد.دو ساعت از 8 ساعت را به انجام تمرینات آموزش داده شده توسط درمانگر در اندام فوقانی درگیر میپرداختند. مدت زمان مداخله 6 هفته بود.
یافتهها: نتایج آزمون T زوجی نمرهی کل کیفیت زندگی با استفاده از تست 36Short Form قبل و بعد از استفاده از روش محدودیت درمانی بهبودی معناداری را نشان میدهد ( 008/0=p). همچنین نتایج آزمون T زوجی نمرهی عملکرد اندام فوقانی با استفاده از تست Box&Block قبل و بعد از استفاده از روش محدودیت درمانی معنا دار بوده است( 009/0=p). نتایج آزمون T زوجی نمرهی دامنه حرکتی اکستنشن اکتیو مچ دست و اکستنشن آرنج سمت مبتلای اندام فوقانی بهبودی معناداری را نشان نمیدهند) 227.(P=/
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که روش محدودیت درمانی حرکتی با سه مکانیسم کاهش عدم استفاده از اندام مبتلا و همچنین پلاستی سیته عصبی و بهبودی سلامت روانی و جسمانی بیماران احتمالا میتواند باعث بهبودی کیفیت زندگی و عملکرد دست شود و این روش میتواند در کار بالینی باعث بهبودی و پیشرفت کیفیت زندگی این بیماران در کلینیکهای توانبخشی شود.
حمید دالوند، مهدی رصافیانی، حسین باقری،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: خانواده به عنوان مرکز و هسته اصلی مراقبتهاست و تحقیقات متخصصینی که با کودکان با ناتوانی کار می کنند نشان داده است که موثرترین خدمات آنهائی هستند که بر نقش خانواده در درمان تاکید می کنند. لذا هدف اصلی این مطالعه، مروری بر رویکرد خانواده محور می باشد.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مروری است که از بانکهای اطلاعاتی داخلی و خارجی بین سالهای 1985 تا 2012 برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.
یافته ها: طبق مقالات بررسی شده و مستندات، رویکرد خانواده محور در دامنه وسیعی از تخصصها مانند؛ مراقبین بهداشتی (پزشکی، پرستاری، مامائی و...)، مداخلات زود هنگام، تیم توانبخشی، آموزش زود هنگام کودکان و آموزشهای عام وخاص کاربرد دارد و جوهره اصلی در رویکرد خانواده محور، دخیل کردن خانواده در تصمیم گیری، همکاری و ارتباط دو جانبه (خانواده و درمانگر)، احترام متقابل، پذیرش انتخاب خانواده ها، حمایت از خانواده ها، سهیم کردن آنها در اطلاعات، اختصاصی و منعطف بودن سرویس ارائه شده و تلاش در جهت توانمند سازی خانواده ها است.
نتیجه گیری: رویکرد خانواده محور، برای کودکان، والدین و خانواده ها و ارائه دهندگان خدمات موثر است و باعث ارتقاء خدمات درمانی و افزایش رضایتمندی خانواده ها از خدمات ارائه شده می گردد. شاید بتوان گفت بخاطر فقدان آگاهی و آموزش کافی در مورد خدمات خانواده محور، فقدان مطالب آموزشی کاربردی و مبنای درمان و آموزش پزشکی و توانبخشی بر اساس مدل پزشکی، تاکنون در ایران کمتر مورد استفاده قرار گرفته است.
کلید واژه ها: رویکرد خانواده محور، توانبخشی، کاردرمانی
آریان شمیلی، نورالدین نخستین انصاری، مهدی عبدالوهاب، پروین راجی، محمود جلیلی، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر تحریکات مغزی، مشاهده فعالیت و تمرینات تصور ذهنی بعنوان گزینه هایی غیر تهاجمی و جالب توجه در کنار درمان های رایج
توانبخشی بیماران نورولوژیک ظهور یافته اند. آینه درمانی با استفاده از فیدبک های بینایی یکی دیگر از این روش های نوظهور است که اثرات درمانی آن برروی
اندام فوقانی مبتلای بیماران سکته مغزی همچنان مورد تحقیق می باشد. در این گزارش موردی تاثیر آینه درمانی در درمان اندام فوقانی فلج دو بیمار سکته مغزی
شرح داده میشود.
روش بررسی: 2 بیمار بزرگسال مبتلا به همی پلژی ناشی از سکته مغزی با سابقه ابتلای 1 و 5 سال، برای 12 جلسه تحت آینه درمانی قرار گرفتند. هر جلسه آینه
درمانی 45 تا 60 دقیقه بطول می انجامید که در آن بیماران تحت نظارت مستقیم درمانگر تمرینات تعیین شده ای را اجرا می کردند. بیماران از لحاظ عملکرد و بهبود
سطح حرکتی، اسپاستیسیته، دامنه حرکتی و قدرت گرفتن قبل و بعد از یک ماه درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: در هر دو فرد عملکرد و سطح بهبود حرکتی، دامنه حرکتی فعال و قدرت گرفتن اندام فوقانی سمت درگیر بهبود یافتند و اسپاستیسیته تنها در بیمار دوم
کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: آینه درمانی برای 12 جلسه احتمالاً در درمان اندام فوقانی سمت مبتلای این دو بیمار مبتلا به سکته مغزی مزمن موثر بوده است.
نجمه مهدی زاده، سعید طالبیان، غلامرضا علیایی، نادر معروفی،
دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: افرادی که دچار بیثباتی مفصل ساکروایلیاک به علت ضربهها یا آسیبهای ریز در طول زمان هستند، از اعمال وزن روی سمت آسیب دیده ممانعت میکنند. هدف از این مطالعه بررسی اثر تمریندرمانی بر توزیع تقارن وزن این بیماران در حالت ایستادن و راه رفتن است.
روش بررسی: دراین مطالعه، 17 فرد مبتلا به بیثباتی مفصل ساکروایلیاک و سن بین 40 -20 با روش نمونهگیری ساده انتخاب شدند. شرکتکنندگان در یک جلسه 5 تمرین را در 3 دوره تکرار انجام دادند. که این تمرینات شامل نشستن روی توپ، خوابیدن روی توپ، چهار دست و پا، ایستادن کنار دیوار و ایستادن روی تخته تعادل بود. قبل، بلافاصله بعد و همچنین 5 و 10 دقیقه بعد از مداخله، اسکن از کف هر دو پا در حالت ایستادن و راه رفتن با دستگاه Alfoot ثبت شد .
یافتهها: میزان وزن اندازی بین دو پا در وضعیت ایستادن روی هر دو پا قبل و بلافاصله بعد از مداخله بهطور معنادار متفاوت بود. اما مقایسه بین5 (058/0 P= ) و 10( 110/0 P= ) دقیقه بعد از تمرین اختلاف معنادار نبود . میزان فشار اعمال شده بر قسمت میانی پا در حین راه رفتن در سمت درگیر بلافاصله بعد از مداخله افزایش یافت و این افزایش تا 10 دقیقه بعد نیز ادامه داشت.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان میدهد که تمرین درمانی ناحیه کمری - لگنی میتواند روش موثری جهت بهبود توزیع وزن در سمت درگیر در بیماران با بیثباتی مفصل ساکروایلیاک شود.
کلید واژهها: بیثباتی مفصل ساکروایلیاک، توزیع وزن، تمریندرمانی
کسری کاظمی، علی امیری، نسترن قطبی، علی اشرف جمشیدی، محمد رازی،
دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : آسیب لیگامان صلیبی قدامی در رقابت ها و تمرینات ورزشی شایع است. عملکرد سیستم عصبی عضلانی بدنبال پارگی این لیگامان برهم می خورد. تمرینات اغتشاشی می تواند برای بهبود عملکرد بیماران با جراحی بازسازی لیگامان صلیبی قدامی مفید باشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر تمرینات اغتشاشی بر نیروی عکس العمل زمین و وضعیت عملکردی این بیماران بود.
روش بررسی : 20 بیمار با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی بطور تصادفی به دو گروه مداخله (میانگین سنی 4/3 ± 2/24 سال) و کنترل (میانگین سنی5/2 ± 1/27 سال) تقسیم شدند . گروه مداخله ده جلسه تمرینات اغتشاشی ( Perturbation training ) را روی تخته تعادل یک جهته، تخته تعادل چند جهته و Bosu انجام دادند . حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به این حداکثر حین فرود آمدن روی یک پا از روی پله به ارتفاع 30 سانتیمتر بر روی صفحه نیروی KISTLER ثبت شد . همچنین پرش لی ضربدری ( Cross hop ) به عنوان یک آزمون عملکردی مورد ارزیابی قرار گرفت .
یافته ها : قبل از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در زانوی جراحی شده دو گروه مداخله و کنترل اختلاف معنی داری نداشت (05/0 P> ). همچنین نمرات عملکردی زانوی جراحی شده بین دو گروه مداخله و کنترل از لحاظ آماری اختلاف معنی داری نداشت (62/0= P ). بعد از اغتشاش درمانی ؛ مقدار نیروی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل شد (003/0= P ). هر چند میانگین زمان رسیدن به حداکثر نیروی عمودی عکس العمل زمین در پای جراحی شده گروه مداخله نسبت به پای جراحی شده گروه کنترل افزایش یافت ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنا دار نشد(50/0 P= ) . همچنین نمرات آزمون عملکردی در گروه مداخله به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل شد (03/0= P )
نتیجه گیری : نتایج به دست آمده نشان داد تمرینات اغتشاشی می تواند در بیماران با بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد حرکتی بهتری ایجاد کند. این بهبودی با یافته های کمی دستگاه صفحه نیرو که نشان داد بیماران مقدار نیروی بیشتری را در زمان طولانی تری هنگام فرود آمدن روی یک پا تحمل می کنند، همراه بود.
کلید واژه ها: اغتشاش درمانی، نیروی عکس العمل زمین، بازسازی لیگامان صلیبی قدامی، عملکرد
عادله ایزدپناه، مهتاب معظمی، ناهید خوشرفتار یزدی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه وهدف: استئوآرتریت زانو یکی از شایع ترین مشکلات عضلانی-اسکلتی می باشد که میتواند بر فعالیت روزانه زندگی افراد مبتلا اثر گذار باشد و منجر به بروز وابستگی و اختلال عملکرد در فعالیت و تعادل این بیماران شود. لذا هدف از این مطالعه تأثیریک دوره حرکت درمانی و ماندگاری اثرات پس از آن بر تعادل زنان مبتلا به آرتروز زانو بود.
روش بررسی: این تحقیق، نیمه تجربی وکاربردی بر روی 24زن غیر فعال مبتلا به آرتروز زانو با تشخیص پزشک و براساس معیارهای ورود به تحقیق بود. آزمودنیها بطور تصادفی به 2 گروه مساوی حرکت درمانی و کنترل طبقه بندی شدند. جهت تعیین تعادل ایستا و پویا بیماران بصورت پیش آزمون و پس آزمون به ترتیب از آزمونهای ثبات وضعیتی و خطر افتادن به وسیله دستگاه تعادلی بایودکس استفاده شد. به منظور بررسی ماندگاری اثر تمرینات، با فاصله یک ماه از پس از آزمون و طی دوره بیتمرینی از هر دو گروه، آزمون مجدد به عمل آمد. پروتکل حرکت درمانی طی20 جلسه (به مدت 4هفته و در هر جلسه به طول 60 دقیقه) روی آزمودنیها اجراشد. در دوره تمرین، گروه کنترل هیچگونه تمرینی انجام نمیدادند. برای انجام محاسبات دادههای خام از نرم افزارSPSSنسخه 19 و جهت تجزیه و تحلیل دادهها و معنادار بودن فرضیههای تحقیق، ازآزمونهای آمارتوصیفی و آزمون فریدمن و ویلکاکسون استفاده شد (05/0P≤).
یافته ها: نتایج نشان داد که یک دوره حرکت درمانی بر تعادل ایستا: ثبات کلی و همچنین تعادل پویای زنان مبتلا به آرتروز زانو بطور معناداری تأثیر داشت (05/0P≤). همچنین بیتمرینی یک ماهه پس از دوره تمرین، پایداری در بهبود نتایج تعادل (ایستا - پویا ) را نشان داد.
نتیجه گیری: بر پایۀ نتایج پژوهش حاضر اجرای یک دوره 4هفتهای حرکت درمانی میتواند تأثیر معنیداری بر بهبود تعادل در زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو داشته باشد و همچنین این تغییر پس از 1 ماه بیتمرینی پایدار مانده است. از این رو میتوان حرکت درمانی را حتی در یک دوره کوتاه مدت 4 هفتهای روشی مؤثر در درمان و بهبود تعادل در این بیماران توصیه کرد.
کلید واژهها: حرکت درمانی،بی تمرینی،تعادل،استئوآرتریت زانو
سیده سمیرا طباطبایی، محمد کمالی، بهنوش وثاقی قراملکی، نرگس شفارودی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار افراد در مواجهه با بیماری و جستجوی درمان بسیار متفاوت است. با توجه به شیوع بالای خروج خودبخودی استرسی ادرار در زنان ورزشکار، با دانستن تجربیات آنان از جستجوی درمان و شناسایی نیازهای آنان، می توان راهکارهایی را جهت طرح ریزی درمان مبتنی بر نیاز ورزشکاران زن مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادرار و سوق دادن آنها به دریافت خدمات درمانی و توانبخشی ارائه داد. این مطالعه با هدف درک تجربیات این گروه ورزشکاران از جستجوی درمان صورت گرفت.
روش بررسی: این پژوهش به شیوه پدیدارشناسی انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند بود و پس از شناسایی زنان ورزشکار حرفه ای مبتلا به این عارضه از طریق سوال شفاهی انجام گردید. جمع آوری داده ها به صورت مصاحبهی نیمه ساختار یافته عمیق بود. یافته های حاصل از 29 مصاحبه انفرادی و 1 مصاحبه ی گروهی با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: طبق نتایج به دست آمده، یافته ها در 11 زیر مضمون و 3 مضمون خوددرمانی، عدم جستجوی درمان و استفاده از راهکارهایی برای پیشگیری طبقه بندی شدند.
نتیجه گیری: ورزشکاران مبتلا به خروج خودبخودی استرسی ادرار آگاهی صحیحی از درمان های موجود برای پیشگیری و توانبخشی این عارضه ندارند و به علت حرفه ای بودن این عارضه را جزئی از آسیب های ورزشی به حساب می آورند و انگیزه کمتری برای جستجوی علت و درمان دارند.
کلیدواژه ها: خروج خود به خودی استرسی ادرار، تجربه جستجوی درمان، ورزشکار زن