|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
8 نتیجه برای درک
فرهاد سخایی، محمد شاهبداغی، سقراط فقیه زاده، شهین نعمت زاده، دوره 2، شماره 3 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بر طبق مطالعات مختلف، کودکان لکنتی نسبت به کودکان غیر لکنتی عملکرد واژگانی (درکی و بیانی) کاهش یافته ای دارند. یادگیری فعل نقش محوری در مفهوم سازی ساختار نحوی بازی میکند. کودکان لکنتی به طور معنادار افعال کمتر و تنوع فعلی کمتری دارند، اما تفاوتی در استفاده از افعال چند منظوره کلی ندارند. در حقیقت کودکان لکنتی نسبت به کودکان غیر لکنتی از افعال کمتری استفاده می کنند و کاربرد کم فعل عامل اساسی است که منجر به اختلاف مشاهده شده در تنوع کلی واژگان میشود. اگر کودکان لکنتی از افعال کمتری استفاده کنند، متوسط طول گفته نیز ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد. با توجه به چالش یادگیری افعال در کودکان لکنتی ارزیابی تنوع واژگانی درکودکان گام مهمی است. روش بررسی : مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی بود ونمونههای این پژوهش از مراجعان به کلینیکهای گفتار درمانی انتخاب شدند که شامل 57 فرد غیر لکنتی و 13 فرد لکنتی مقطع ابتدایی بودند. از آنجا که برخی عوامل مثل اختلالات عصب شناختی، اختلالات زبان، مردودی بودن و کوررنگ بودن میتواند بر بسامد واژگان پایه اثر داشته باشد، لذا در معیار ورود به این عوامل دقت زیادی شده است و از افراد حایز شرایط آزمون گرفته شد. سپس برای به دست آوردن بسامد واژگان پایه در کودکان لکنتی و غیر لکنتی از آزمون تولیدی و آزمون ادراکی واژه استفاده شد. و بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله اسم، فعل و صفت ثبت گردید. یافته ها: یافته های حاصل از تحقیق حاکی از آن بود که میانگین بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله اسم در کودکان لکنتی کمتر از کودکان غیر لکنتی بود و میانگین دو گروه در بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله اسم اختلاف معنادار آماری داشت. هر چند که میانگین بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله صفت در کودکان لکنتی کمتر از کودکان لکنتی بود، اما میانگین دو گروه در بسامد واژگان درکی وبیانی در مقوله صفت اختلاف معنادار آماری نداشت. میانگین بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله فعل در کودکان لکنتی کمتر از کودکان غیر لکنتی بود، اما میانگین بسامد واژگان بیانی در مقوله فعل بین دو گروه اختلاف معنادارآماری نداشت و اختلاف معنادار آماری درمیانگین بسامد واژگان درکی در مقوله فعل بین دو گروه مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تحقیق حاضر بیانگر این بود که بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله اسم در کودکان لکنتی به طور معنادار کمتر از کودکان غیر لکنتی است و لکنت بر بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله اسم موثر است. بسامد واژگان بیانی در مقوله فعل در کودکان لکنتی اختلاف معناداری با کودکان غیرلکنتی ندارد و لکنت بر بسامد واژگان بیانی در مقوله فعل موثر نیست ولی بسامد واژگان درکی در مقوله فعل در کودکان لکنتی به طور معنادار کمتر از کودکان غیر لکنتی است و لکنت بر بسامد واژگان درکی در مقوله فعل موثر است. بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله صفت در کودکان لکنتی اختلاف معناداری با کودکان غیر لکنتی ندارد و لکنت بر بسامد واژگان درکی و بیانی در مقوله صفت موثر نیست.
نرگس کرد، محمد رحیم شاهبداغی، سیده مریم خدامی، ماندانا نوربخش، شهره جلائی، مسعود متصدی زرندی، دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: درک آهنگ گفتار به طور عمده بر درک تغییرات فرکانس پایه تکیه دارد و این تغییرات برای افراد دارای افت شنوایی شدید و عمیق قابل دستیابی نیست. هدف این مطالعه بررسی درک آهنگ گفتار در کودکان کاشت حلزون شده و مقایسه آن با کودکان دارای شنوایی طبیعی می باشد. روش بررسی: پژوهش حاضر بر روی 25 کودک کاشت شده و50 کودک طبیعی انجام گرفت. یک فرد بزرگسال که زبان اول وی فارسی بود، تعدادی جمله سؤالی و جمله خبری را بیان نمود. جملات برای کودک پخش می شد و از وی خواسته می شد تا تعیین کند جمله خبری یا پرسشی بود. یافته ها: نتایج نشان داد که درک آهنگ جملات خبری و سؤالی بین دو گروه دارای تفاوت معنادار می باشد(05/0>P). درک آهنگ جملات خبری و سؤالی با سن کودک در زمان جراحی کاشت و مدت زمان استفاده از پروتز همبستگی معنادار(05/0>P) دارد. بحث: با توجه به نتایج این مطالعه و مطالعات پیشین، پروتز کاشت حلزون در تسهیل درک آهنگ گفتار دارای نواقصی می باشد. با این وجود با جراحی در سن پایین تر، این محدودیت تا حدی جبران می گردد. بنابراین لازم است آسیب شناسان گفتار و زبان مداخله بر روی درک آهنگ گفتار را در برنامه درمانی کودکان کاشت شده بگنجانند.
حمیده قائمی، زهرا سلیمانی، هوشنگ دادگر، دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: نارساخوانی نوعی اختلال یادگیری زبانی است که منجر به نقایصی در زبان نوشتاری از جمله خواندن و هجی کردن می گردد. این گروه از کودکان در زمینه های نحوی، صرفی ،واجی ،معنایی و کاربرد شناختی آسیب دیده اند.در همین راستا به بررسی حوزه ی دانش صرفی به عنوان یکی از جنبه های موثر بر مولفه های خواندن( سرعت ، صحت و درک ) که در این کودکان دچار نقص شده است، پرداخته ایم. روش بررسی: در این مطالعه 27 دانش آموز نارسا خوان و 57 دانش آموز عادی در پایه دوم دبستان شرکت داشتند. وجود یا عدم وجود نارساخوانی با انجام آزمون خواندن و نارسا خوانی نما تعیین شده و همچنین وجود یا عدم وجود اختلالات زبانی در هر دو گروه از آزمون رشد زبان TOLD استفاده گردید . آزمون آگاهی صرفی به منظور بررسی دانش صرفی و نیز از متن های خرده آزمون درک متن ( شامل متن مشترک و متن اختصاصی 1 و2) در آزمون نما جهت تعیین سرعت ، صحت و درک خواندن مورد استفاده قرار گرفت.داده های حاصل با کمک روشهای آمار استنباطی مانند آزمون ضریب همبستگی خطی پیرسن و اسپیرمن، آزمون نرمال بودن کلموگروف- اسمیرنف و آزمون T-test مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در کل نمونه ضریب همبستگی آگاهی صرفی و سرعت خواندن مورد نظر91/0 -،بین آگاهی صرفی و صحت خواندن 95/0و بین آگاهی صرفی و درک خواندن92/0 بدست آمد. این مقادیر نشان می دهد که بین آگاهی صرفی با هر یک از مولفه های خواندن همبستگی بالا می باشد. ضریب همبستگی در گروه کودکان نارساخوان به ترتیب فوق 68/0-و 14/0و 10/0 بوده که نشان دهنده ی معنادار نبودن این ارتباط در گروه کودکان نارساخوان است. همچنین آزمون T-test نشان داد که بین مهارت آگاهی صرفی ، مهارت درک خواندن ،مهارت سرعت خواندن و نیز مهارت صحت خواندن در دو گروه عادی و نارساخوان تفاوت معنا داری دیده می شود. نتیجه گیری:آگاهی صرفی،سرعت، صحت و درک خواندن در کودکان نارسا خوان در مقایسه با کودکان عادی در سطح ضعیف تری قرار دارد و به عنوان یکی از جنبه های زبانی است که می تواند بر سرعت ، صحت و درک خواندن تاثیر گذار باشد با وجود این در گروه کودکان نارساخوانی که مشکلات خواندن آنها در سطح کلمه است(مانند گروه نارساخوان نمونه مورد مطالعه)،آگاهی صرفی نقش تاثیر گذاری در مهارت های خواندن آنها از جمله سرعت، صحت و درک نخواهد داشت.
یاسر آفاقی ، آذر مهری، زهرا سلیمانی، شهره جلائی، حمزه عزیزی زلانی، دوره 7، شماره 4 - ( 8-1392 )
چکیده
چکیده زمینه و هدف: انسان برای برقراری ارتباط نیاز به گفتار دارد. وی با استفاده از ساختارهای زبان شناسی از جمله صدا، کلمه و از همه مهمتر، از جمله به گفتار دست پیدا می کند. در دستور زبان فارسی، جملات انواع مختلفی دارد از جمله: امری، پرسشی، معلوم، مجهول، تعجبی. کودک در مراحل رشدی خود ابتدا از تک کلمه،گفتار تلگرافی و سپس با ترکیب اسامی و افعال و حروف اضافه جمله سازی میکند و در نهایت جملات مجهول، شرطی و مرکب را بیان میکند. با توجه به اینکه هیچ مطالعهای در رابطه با سن درک جملات مجهول در زبان فارسی انجام نشده بود بر آن شدیم تا آزمون درک جملات مجهول را بر روی کودکان طبیعی اجرا نموده و سن رشد آن را در کودکان طبیعی بدست آوریم سپس آن را با کودکان کم شنوا مقایسه کنیم. هدف از این مطالعه بررسی درک جملات مجهول در کودکان طبیعی 3 تا 8 سال و مقایسه آن با کودکان 8 ساله کم شنوا می باشد. روش بررسی: تعداد 691 کودک طبیعی 3 تا 8 سال در مناطق مرکزی تهران و 18کودک کم شنوا در مدارس استثنایی تهران در این آزمون شرکت کردند.این آزمون ابتدا روی 30 کودک اجرا شد و پایایی آن به اثبات رسید. این آزمون داری 15تصویر سهتایی بود وکودک باید یکی ازسه تصویر را نشان می-داد. در ابتدا دو مجموعه تصویر 3 تایی به عنوان مثال و تمرین، به کودک ارائه شد سپس جمله مجهول مربوط به آن بصورت محاوره بیان شد وکودک باید آنرا نشان میداد و اگر نمیتوانست خود آزمونگر تصویر صحیح را نشان میداد و تصویر بعدی به همین صورت ارائه میشد تا کودک با نحوه انجام آزمون آشنا شود. به کودک توضیح داده شد که تصاویر آزمون را به دقت نگاه کند و پس از بررسی تمام تصاویر، تصویر صحیح را نشان دهد.در ادامه 15 تصویر آزمون اجرا شدو نتایج ثبت گردید. یافته ها: بیشترین تعداد پاسخ صحیح مربوط به کودکان 8 ساله طبیعی بود(میانگین93/13)و سپس کودکان هفت ساله51/12، شش ساله37/9، پنج ساله09/8، چهار ساله31/5، سه ساله61/3، و کمترین تعداد پاسخ صحیح مربوط به کودکان کمشنوا (56/3) بود. نتایج این پژوهش نشان داد که بین توانایی درک جملات مجهول و سن، رتبه تولد، تحصیلات پدر و تحصیلات مادر رابطه معناداری وجود دارد (05/0(p< ولی بین توانایی درک جملات مجهول و جنسیت ارتباط معناداری وجود ندارد (05/0(p>و بین میانگین درصد پاسخهای صحیح به درک جملات مجهول درکودکان کمشنوا در همه سنین بجز 3 سالهها تفاوت معنادار وجود دارد، یعنی به لحاظ درک مفهوم کم شنواها مثل 3 ساله ها هستند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین توانایی درک جملات مجهول و سن، رتبه تولد، تحصیلات پدر و تحصیلات مادر رابطه معناداری وجود دارد ولی بین توانایی درک جملات مجهول و جنسیت ارتباط معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که توانایی درک جملات مجهول در کودکان 8 ساله کم شنوا در حد کودکان 3 ساله طبیعی میباشد. کلید واژه ها:جملات مجهول، درک ، کودکان طبیعی، کم شنوای شدید، زبان فارسی
اسماء شیخ نجدی، آذر مهری، بهروز دولتشاهی، سقراط فقیه زاده، روزبه کاظمی، دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کارکرد اجرایی اصطلاحی است که به توصیف فرایندهایی می پردازد که برای کنترل هوشیارانه افکار، هیجانات و رفتارهای یک شخص ضروری هستند و نقش محوری در مدیریت زندگی روزانه یک شخص بر عهده دارند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین کارکردهای اجرایی با عملکردهای زبانی(درک شنیداری و نامیدن) در بیماران آفازی ناشی از سکته و مقایسه آن با افراد بزرگسال طبیعی فارسی زبان است
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی-مقطعی12بیمار آفازی و12 نفر به عنوان گروه کنترل شرکت کردند. آزمون زبان پریشی فارسی بمنظور تایید آفازی و نیز ارزیابی درک شنیداری و نامیدن بر روی بیماران اجرا شد. جهت ارزیابی کارکردهای اجرایی از آزمون های دسته بندی کارت ویسکانسین و برج لندن(بررسی توانایی های حل مسئله، برنامه ریزی، سازماندهی، حافظه فعال، خود- بازبینی، بازداری از رفتار نامرتبط، تغییربین مفاهیم و اعمال) استفاده شد.
یافته ها: در آزمون های کارکرد اجرایی گروه سالم بطور معنادار بهتر از گروه بیمار عمل کردند(001/0
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که بیماران آفازی با ضایعه لوب فرونتال علاوه بر نقایص زبانی شان، آسیب های شناختی نیز دارند. از طرفی هر چه توانایی نامیدن در بیمار آفازی بهتر باشد، عملکرد بیمار در آزمون های کارکرد اجرایی بهتر است.
کلید واژهها: آفازی، کارکرد اجرایی، عملکرد زبانی، درک شنیداری، نامیدن، زبان فارسی
صبا سیدین، آذر مهری، مهدی دستجردی کاظمی، شهره جلائی، دوره 9، شماره 5 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی (Concrete and Abstract Word Synonym Test)، آزمونی است که به ارزیابی سیستم معنایی در بیماران دارای اختلالات اکتسابی زبان بویژه آسیب معنایی می پردازد. هدف از این پژوهش، ساخت آزمونی روا و پایا در زبان فارسی به منظور ارزیابی درک کلمات عینی و انتزاعی برای بررسی انواع مختلف آفازی می باشد.
روش بررسی: نوع مطالعه ساخت آزمون است که به صورت مقطعی اجرا شده است. برای ساخت آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی، ابتدا مجموعه ای از واژگان براساس بسامد، انتخاب شد. این واژگان در طی سه مرحله، برای نظرسنجی به 15نفر صاحب نظر شامل 10 نفر آسیب شناس گفتار و زبان و 5 نفر زبانشناس داده شد تا با مقیاس 100-0 واژگان را نمره گذاری کنند. در هر قسمت، واژگانی که نمره میانگین بالای 90 را از صاحب نظران گرفته بودند، انتخاب شدند. پس از تعیین روایی صوری و محتوایی، آزمون برروی آزمودنی ها اجرا شد. آزمودنی ها شامل 20 بیمار آفازی راست برتر (12 نفر مرد و 8 نفر زن ) و 50 فرد سالم (28 نفر مرد و 22 نفر زن) 65-20 سال بودند. پس از 7-5 روز، جهت تعیین پایایی آزمون، بار دیگر آزمون بر روی آزمودنی ها اجرا شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که آزمون دارای روایی بالای 90% است. میانگین نمره آلفای کرونباخ محاسبه شده جهت بررسی ضریب پایایی درونی آزمون، برابر با 500/0 شد. در بررسی پایایی آزمون- باز آزمون، اختلاف میانگین نمرات آزمون در دو مرحله اجرا، معنادار بوده است(038/0 P=). ضریب همبستگی پیرسون بین میانگین نمرات بیماران طی دو مرحله اجرا، برابر با 857/0 شد و دامنه ICC برابر با 923/0-857/0 بوده که از لحاظ آماری معنادار بود (001/0 >P). نقطه برش آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی نیز برابر با 46 شد. میانگین نمرات آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی در بین بیماران و افراد سالم و همچنین در بین بیماران با آسیب تمپورال چپ و غیرتمپورال چپ نفاوت معناداری داشتند (001/0>P).
بحث: آزمون درک هم معنایی در کلمات عینی و انتزاعی، ابزاری مناسب برای ارزیابی سیستم معنایی در بیماران آفازی بوده و می تواند نشان دهنده آسیب معنایی در این بیماران باشد.
کلید واژه ها: آزمون درک هم معنایی، کلمات عینی و انتزاعی، روایی، پایایی، آفازی، آسیب معنایی
ثریا صالحی ذهابی، علی قربانی، ناهید جلیله وند، محمد کمالی، دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: درک واژگان یکی از پارامترهایی می باشد که در ارزیابی مهارت های زبانی مورد بررسی قرار می گیرد اما عدم وجود آزمون مناسب در این زمینه منجر به بررسی غیررسمی این ارزیابی شده و در نتیجه دستیابی به ارزیابی درک واژگان را با چالش روبرو کرده است. لذا هدف از این مطالعه ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی آزمون مصور درک واژگان برای کودکان سالم 6 تا13 ساله فارسی زبان می باشد تا با استفاده از آن بتوان درک واژگان عینی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: در این مطالعه ی متدلوژیک، که به صورت مقطعی انجام شد، فهرستی از واژگان که قابلیت به تصویر کشیدن را دارا بودند، تهیه شد. برای تعیین شاخص روایی محتوایی از هفت گفتاردرمانگر نظرسنجی صورت گرفت و تصاویر 240 واژه انتخاب شد. در نهایت این آزمون بر روی 118 نفر (61 دختر و 57 پسر) در هفت گروه سنی اجرا شد. پایایی آزمون نیز با دو روش تکرارپذیری و ثبات درونی و همبستگی توانایی پاسخ دهی آزمودنی ها با سن آنها با آزمون آماری پیرسون تعیین شد.
یافته ها: شاخص روایی محتوایی برای تعداد 240 واژه برابر با یک بود. در بررسی پایایی، ضریب همبستگی حاصل از دوبار اجرا، 87/0 و ثبات درونی 83/0 بود. بین توانایی پاسخ دهی آزمودنی ها و سن آنها ارتباط معنی دار وجود داشت (0005/0>P).
نتیجه گیری: آزمون تصویری برای ارزیابی توانایی درک واژگان در گروه های مختلف کودکان 6 تا 13 ساله از روایی محتوایی و پایایی مناسبی برخوردار بود. در دوره سنی مورد مطالعه، با افزایش سن، توانایی کودک در درک واژگان افزایش می یابد.
واژگان کلیدی: آزمون مصور درک واژگان عینی، کودکان ، روایی و پایایی
وحید نجاتی، سمیه رامش، دوره 9، شماره 7 - ( 12-1394 )
چکیده
: درک ضرب المثل میتواند به منظور ارزیابی کارکرد پراگماتیک مورد استفاده قرار گیرد. از آنجا که آزمونهای درک ضرب المثل از زبان و فرهنگ اثر میپذیرند، طراحی آزمون درک ضرب المثل به زبان فارسی برای سنجش کارکردهای پراگماتیک و اجرایی ضرورت مییابد. هدف از این مطالعه طراحی یک آزمون درک ضرب المثل و بررسی روایی و پایایی آن بود.
بررسی: زمون درک ضرب المثل در پژوهش حاضر، شامل دو خرده آزمون داخل بافت و خارج بافت میباشد. جایافتهها: نتیجه گیریکلید واژهها: <span lang="FA" style="font-family:;" new="" b="" fa;="" mitra";="" roman";="" "times="" roman";"="">درک ضرب المثل، پایایی، روانی کلامی، روایی
|
|
|
|
|
|
|
|
|